چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۶ - ۷ رمضان ۱۴۲۸
Wed, Sep 19, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
ماجرا
خانواده
وقتى از زير نگاه ديگران فرار مى كنيم
315300.jpg
داوود پنهانى

خيابان عريض را از پائين به بالا كه طى كنى بايد هزار بار سر خم كنى، بايد هزار بار چشم هايت را به كفش هايت بدوزى، هزار بار رويت را برگردانى كه ناغافل چشم هايت در تلاقى چشم كسى كه به عالم و آدم خيره شده قرار نگيرد. او كه ايستاده يا نشسته در گوشه اى و به عابران چشم دوخته، خود را در موقعيت سرگرم كننده اى قرار داده كه چهره همه آدم ها را از زير نظر بگذراند. اين تفريح هر روزه اوست انگار. مغازه دار اگر كه باشد، رو به روى مغازه ايستاده و در پياده رو به هر كسى كه رد مى شود، مى نگرد. مرد و زن و بچه كه رد مى شوند او به همه مى نگرد. نگاه مى كند، زل مى زند و گاهى برحسب موقعيت درباره آنها كه رد مى شوند و مى گذرند، اظهارنظر هم مى كند. يكى را شاد و ديگرى را غمگين مى بيند، چاق بودن عابرى را مورد تمسخر قرار مى دهد و راه رفتن آن ديگرى را به استهزا مى گيرد. پديده نگاه كردن به عالم و آدم در ميان زندگى ما به همين تصوير ختم نمى شود، تصوير يك رستوران را به ياد بياوريد، آنجا كه قرار است انسان براى صرف غذا دقايقى را سپرى كند. به ياد بياوريد كه چگونه در چنين محيطى بسيارى از آدم ها سرگرم تماشاى رفتار و حركات ديگران هستند. خيره شدن و تماشا كردن ديگران در اين نوشته به مثابه يك پديده فرهنگى از زواياى مختلف مورد كند و كاو قرار مى گيرد.
پديده نگريستن به ديگران را چگونه مى توان به عنوان يك پديده فرهنگى مورد بررسى و مطالعه قرار داد؟ براى پاسخ به چنين پرسشى مى توان از چند زاويه گوناگون به موضوع نگاه كرد. در بررسى چنين پديده اى سهم مناطق پائين تر به لحاظ فرهنگى و يا اقتصادى با مناطق ديگر تنها به لحاظ شكلى تفاوت دارد وگرنه به لحاظ محتوايى مى توان مصاديق متعددى در باب رفتار هر دو گروه ارائه داد. به عنوان مثال اگر در برخى ازمناطق روستايى يا شهرى نشستن همسايه ها در كوچه و زير نظر گرفتن ديگر همسايه ها و عابران به عنوان امرى معمول شناخته شده است، در منطقه اى ديگر زير نظر گرفتن رفتار و حركات ديگران در مركز خريد، رستوران و يا يك ميهمانى به شكل امرى روزمره و همگانى درآمده است. نكته آزاردهنده در رفتارهايى از اين دست، همان احساس كنترل مداومى است كه در درون هر يك از ما به وجود مى آيد. كنترلى كه سرچشمه آن در نوعى سرگرمى نهفته است.
* نگريستن به مثابه سرگرمى
هنگامى كه از نگريستن به ديگران به عنوان يك سرگرمى ياد مى كنيم، رفتار آن مغازه دارى را مى توان به ياد آورد كه ايستادن در مغازه و پاسخگويى به مشتريان را فراموش كرده و تنوع زندگى را در ايستادن در پياده رو و نگاه كردن به عابران مى جويد. مى توان رفتار جوانانى را به خاطر آورد كه با ايستادن در كوچه و خيابان، خيره شدن به ديگران را به شكلى ناخودآگاه به مركز ثقل حضور يكديگر تبديل كرده اند. موارد بسيارى از اين دست مى توان برشمرد كه نقطه مشترك در همه آنها خيره شدن به ديگران است. بسيارى از ما شايد تاكنون متوجه اين ضدرفتار خاص فرهنگى در بين خود نشده باشيم، با اين حال با اندكى دقيق تر شدن در اين موضوع مى توان به راحتى چهره آشناى آن را در محيط زندگى خود ديد.
«محمد كريم زاده» كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى در تحليل چنين نكته آشنايى مى گويد: «نگاه كردن به ديگران، زل زدن و خيره شدن به آنها براى بسيارى از ما به يك امر سرگرم كننده تبديل شده است. اين نكته هم مى تواند نشان دهنده اهميت حضور ديگران براى ما باشد و هم مى تواند نشان دهنده نوعى خلأ فرهنگى در مواجهه با ديگران تلقى شود.»
خلأ فرهنگى مورد نظر از زاويه ديد اين جامعه شناس اين گونه توصيف مى شود: «تلقى من اين است كه ما با انجام چنين رفتارى دست به انتخاب شيوه اى از كنترل در زندگى خود مى زنيم. خيره شدن به ديگران حتى اگر به نوعى سرگرمى هم تبديل شده باشد، امر پسنديده اى نيست. اين چنين نگاهى در بعضى موارد، موجب آزار ديگران مى شود. زمانى را به خاطر بياوريد كه قصد عبور از مكانى را داشته ايد. هنگام عبور متوجه شده ايد كه ناخودآگاه خود را در معرض ديد ديگران قرار داده ايد. حتماً به ياد مى آوريد كه با چه مشقتى از آن محيط خارج شده ايد.»
يك شهروند نيز از نگريستن به ديگران به عنوان رسوخ يك عادت بد در زندگى ما ياد مى كند و تجربه خود از حضور در يك رستوران را به ياد مى آورد: «متوجه شدم كه همه ما داريم ناخودآگاه به هم نگاه مى كنيم. بى آن كه هدف مشخصى از اين كار داشته باشيم.»
تصوير مورد نظر با كمى حك و اصلاح در مكان هاى ديگر نيز به كرات قابل مشاهده است. هنگام پياده روى، هنگام خريد، هنگام عبور از كوچه، خيابان، در دانشگاه، محل كار، در پارك و جاهاى ديگر. اگر خوب به ياد بياوريد متوجه مى شويد كه در همه اين موارد ما شاهد حضور آدم هايى هستيم كه به طرزى غيرمعمول دائماً در حال نگاه كردن به يكديگر هستند، بى آن كه هدف مشخصى از اين كار در ذهن داشته باشند.
* چشم و هم چشمى يا فضولى
اين كه انسان بنا بر طبيعت خود، به زندگى در اجتماع خو گرفته و تمدن خود را بر اين پايه بنا نهاده، نشان دهنده اهميت حضور ديگران براى همه ماست. ما بدون جماعت، بدون حضور در اجتماع دچار گونه اى از احساس كمبود مى شويم كه ناخودآگاه مى تواند بسيارى را از پا بيندازد. اين بخشى از خصلت آدمى است. همين خصلت، اهميت حضور ديگرى را در كنار ما دو چندان كرده است. چنين است كه بسيارى از آدميان در مواجهه با ديگران همواره به رعايت حدود خاصى از آداب و اخلاق اجتماعى پايبندى نشان مى دهند. اين پايبندى به رعايت ادب اجتماعى در شكل پررنگ تر خود، گونه اى از رفتار را به وجود مى آورد كه كارشناسان از آن به مثابه شكلى ديگر از رفتار اجتماعى ياد مى كنند. در همه اين موارد ما شاهد بروز رفتارى طبيعى از سوى انسان هستيم. مواجهه با ديگرى در همه اين موارد براساس همان خصلت اجتماعى زندگى صورت مى گيرد و نكته منفى خاصى در آن وجود ندارد. با اين حال ضدرفتار آنجا شكل مى گيرد كه ديگرى به آينه اى براى بروز واكنش در انسان تبديل مى شود.
دكتر «سيدرضا شاهرخى» روانشناس در اين باره مى گويد: «در چنين مواقعى رفتار ما حالتى واكنشى پيدا مى كند. به اين معنا كه فقط منتظريم كه رفتار خود را براساس رفتار ديگران تنظيم كنيم. به عبارتى مى توان گفت كه چارچوب مشخص استقلال در رفتار خود را از دست مى دهيم. اگر از اين زاويه بخواهيم به دنبال جست وجو در چرايى اين نحوه نگاه كردن به ديگران در ميان خود باشيم، مى توان گفت كه در نحوه نگاه كردن ما به ديگران، حتى آن زمان كه اين رفتار خود به خودى و ناخودآگاهانه صورت مى گيرد، شيوه اى از مقايسه نهفته است. ما دائماً در حال مقايسه خود با ديگران و ديگران با خود هستيم. اين نحوه مقايسه در طول تاريخ اگر در ناخودآگاه ما جا گرفته باشد، نتيجه طبيعى اش در زمانه كنونى به شيوه نگريستن به ديگران در زندگى اجتماعى منتقل مى شود. در سطح خرد، همسايه، همسايه را زير نظر مى گيرد و در سطح كلان تر اين همه شهروندان هستند كه به يكديگر نگاه مى كنند. اين رفتار در محيط هاى كوچك تر برجسته تر است. به عنوان مثال، كافى است كه يك غريبه وارد يك روستا يا شهر كوچك شود، بلافاصله در معرض ديد ديگران قرار مى گيرد. در اينجا عنصر غريبه بودن به عاملى براى مشاهده تبديل مى شود، اما در يك محيط بزرگ شهرى كه عنصر غريبه بودن به جزيى از ذات اين شهر تبديل شده، نگاه كردن از عوامل ديگر تبعيت مى كند.»
اين كارشناس در بررسى دقيق تر اين پديده فرهنگى از چشم و هم چشمى و فضولى به عنوان عواملى ياد مى كند كه مى تواند در بروز و شكل گيرى چنين رفتارى تأثير گذارد و فرد را ناخودآگاه به اتخاذ چنين شيوه اى از رفتار سوق دهد. وى مى گويد: «آنچه ما از آن به عنوان چشم و هم چشمى ياد مى كنيم با تلقى عاميانه در اين باره فرق مى كند؛ در تلقى عاميانه تصور بر اين است كه همسايه ها به عنوان مثال بر سر خريد لوازم زندگى با يكديگر چشم و هم چشمى دارند. اين درحالى است كه چشم و هم چشمى مى تواند نماد يك فرهنگ و بازتابى از شيوه نگريستن انسان ها در جامعه به يكديگر تلقى شود. گفتن اين نكته كه فلانى چنين است و ديگرى چنان، خيره شدن به عابرانى كه از كنار هم مى گذرند و توجه به جزئيات رفتار ظاهرى آنها چيزى جز رسوخ گونه اى از چشم و هم چشمى مدرن تر در ميان ما نيست. بخشى ديگر از اين رفتار به رفتار منفى ديگرى بازمى گردد كه در تلقى عامه از آن به عنوان فضولى كردن ياد مى شود.»
چه فضولى باشد و چه هم چشمى، اين نحوه نگريستن به ديگران در محل كار، در محيط زندگى، خيابان و رستوران و ... رفتار چندان خوشايندى نيست. تصحيح چنين جزئيات ساده و پيش پا افتاده اى در زندگى، نشان دهنده تصحيح بينشى است كه چندان در زندگى امروز خريدار ندارد. حرمت نهادن به انسان و ديگر شهروندان فقط به معنى توجه كردن به قواعد كلان زندگى نيست. وقتى من و تو به آن ديگرى كه در خيابان از كنار ما رد مى شود، به گونه اى خيره مى شويم كه انگار تا آن لحظه انسانى اين گونه روى كره خاكى نديده ايم؛ به شكلى ناخواسته به حريم انسانى او تعرض كرده و حرمت او را زير سؤال برده ايم. چنين ضدرفتارى در بعضى موارد حتى مى تواند سبب اعمال مجازات هايى نيز از سوى قانونگذار شود. شأن انسانى ما و ديگرى ايجاب مى كند كه رعايت چنين نكات ساده اى را بيش از پيش در اولويت قرار دهيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |