چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۶ - ۷ رمضان ۱۴۲۸
Wed, Sep 19, 2007
جوان
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
ماجرا
خانواده
MARK مارك
مى پوشيم پس هستيم!
315285.jpg
محسن جندقى

ديزل، زارا، ورساچى، مستر پيچ اند ميس لمون، كمل، آديداس، نايك و ... هيچ فرقى نمى كند فقط مارك باشد. آيا پوشيدن مارك شخصيت مى آورد؟ اگر اين را حتى از كسى كه آخر مارك پوش هم باشد بپرسيم با صداى جيغ جواب مى دهد: «چى؟ مارك و شخصيت؟ اين مارك نيست كه براى انسان شخصيت مى آورد اين انسان است كه براى مارك شخصيت مى آورد!» اما او باز هم مارك مى پوشد و به چيزى غير از آن رضايت نمى دهد. شايد براى «مارك پوشان» پوشيدن مارك ها «كلاس» مى آورد. يعنى در جمعى اگر ۱۰ نفر باشند و يك نفر لباس مارك دار بر تن داشته باشد كلاس بيشترى نسبت به سايرين دارد. البته اگر اين بحث را با كسانى كه لباس هاى مارك دار مى پوشند مطرح كنيد بايد گوشتان را بگيريد چرا كه با فرياد آنها مواجه مى شويد: «چى؟ كلاس؟ تو محل بهم مى گن كامى مدرسه! از بس كلاس دارم. مگر مارك براى كلاس گذاشتنه؟» اما او باز هم لباس مارك دار مى پوشد و به غير از آن رضايت نمى دهد.
آهان ، چشم و هم چشمى... البته اگر از همان «مارك پوشان» درباره رابطه چشم و هم چشمى و پوشيدن مارك بپرسيم لبشان را گاز مى گيرند و چشمانشان را گرد مى كنند و با جيغى به رنگ بنفش متمايل به ارغوانى مى گويند: «چى؟ بابا مسأله را گنده نكنيد. مگه ما بچه هستيم كه به خاطر مارك پستانك بچه همسايه برويم شيشه شير مارك دار بخريم؟» ولى او باز هم لباس مارك دار مى پوشد» و به غير از آن رضايت نمى دهد. اگر بخواهيم بگوييم كه «مگه مارك هويت مى آورد» اعضاى مكتب «ماركيسم» فرياد برمى آورند كه: «چى؟ هويت؟ من خودم ۱۰ تا شناسنامه و كارت ملى برات جور مى كنم ! هزارتا هويت دارم ! مگر مارك مهر ثبت احوال است كه هويت بياورد؟» اما او باز هم مارك مى پوشد و به چيزى غير از آن رضايت نمى دهد. به خدا نگارنده هم مثل شما خوانندگان از اين كه هنوز كلاف دليل پوشيدن مارك پيدا نشده خسته شده است. اگر دليل پوشيدن لباس هايى با مارك معروف ، هويت، چشم و هم چشمى، كلاس و شخصيت نيست پس چه مى تواند باشد؟ چرا خيلى ها حتى اگر لباسى نامناسب باشد و مارك معروفى داشته باشد براى به دست آوردن آن پول ۵ ماه حقوق كارمندى را مى پردازند؟ ما كه ديگر نمى دانيم چه دليلى براى پوشيدن مارك مى تواند وجود داشته باشد. شما مى دانيد؟
چرا مارك مى پوشند؟
حسن فرامرزى

«مارك» از فرزندان مدرنيته است، در كنار فرزندان ديگرش؛ شتاب، ترافيك، چت، استرس، دود، كافى شاپ، فرودگاه و ...
بدون آن كه قصد تقبيح يا تشويق داشته باشيم سراغ چند جوان رفته ايم كه هر روز با فرزندان مدرنيته در آپارتمان و اداره و بزرگراه و دانشگاه روبه رو مى شوند. از آنها خواسته ايم علايق و عقايدشان را درباره مارك و مارك پوشى بگويند.
مارك پوش ها مشكل ظاهرى دارند يا خوش تيپ با كفش وطنى همه خوش تيپ است؟
مارك چقدر برايت اهميت دارد؟ خانم صابرى ۲۴ ساله با تأكيد مى گويد: «هيچ! شايد لباسى كه دوست داشته باشم و انتخاب كنم مارك داشته باشد، شايد هم نداشته باشد. طرح، جنس، دوام و قيمت براى من مهم است. وقتى لباسى را انتخاب مى كنم، سؤالى كه دائم حتى تا لحظه پرداخت مبلغ در صندوق فروشگاه رهايم نمى كند اين است كه لباس به من مى آيد يا نه.»
شده به عكس العمل اطرافيان در انتخاب لباس هاى بدون مارك توجه كنى؟
به هيچ وجه! من مى خواهم آن لباس را بپوشم نه كس ديگر. برايم مهم نيست آنها چه قضاوتى درباره انتخاب من دارند. البته اگر ازدواج كنم به نظر همسرم اهميت مى دهم اما الآن نه.
با افرادى كه براساس مارك، لباس انتخاب مى كنند برخورد داشته اى؟
خيلى از دوستان من، آدم هاى پولدارى هستند و فقط لباس هاى برند و مارك مى پوشند. تجربه من نشان داده كه اغلب مارك پوش ها به لحاظ ظاهرى مشكل دارند. آنها با پوشيدن مارك احساس مى كنند برتر از ديگران هستند، مارك به آنها يكجور اعتماد به نفس كاذب مى دهد.
يعنى واقعاً مارك پوش ها مشكل ظاهرى دارند؟
بعضى از آنها. بعضى ها هم شايد مشكلى از اين نظر نداشته باشند اما براى حضور در جمع هاى دوستانه و ميهمانى ها اعتماد به نفس پائينى دارند. من فكر مى كنم آدم هايى كه از ظاهر خودشان راضى اند و اعتماد به نفس لازم را دارند مارك و برند برايشان اهميتى ندارد. شايد هم خيلى ها به خاطر پولدار بودن از مارك استفاده كنند اما اين طور نيست كه جانشان به يك مارك يا چند مارك خاص بسته باشد. من معتقدم آدم هايى كه خوش تيپ هستند حتى اگر كفش وطنى هم بپوشند به آنها مى آيد.
نگاه مارك پوش هاى حرفه اى به كسانى كه مارك نمى پوشند چطور است؟
آنها «آشغال مى پوشند» اين جمله را دقيقاً راجع به خودم شنيده ام. گوش به گوش به من رسيده كه فلانى آشغال مى پوشد. اين وسط اتفاق هاى خنده دارى مى افتد. خيلى ها ناگهان مارك پوش مى شوند و ...
فكر مى كنى مارك پوش ها به لحاظ فكرى چه تيپ آدم هايى هستند؟
خودخواه .
از مارك هاى ايرانى چقدر استقبال مى شود؟
بستگى دارد، بعضى ها فقط مارك هاى اروپايى استفاده مى كنند. بعضى ها نه. يكى از فاميل هاى ما در آلمان زندگى مى كند آنها هر وقت ايران مى آيند حتماً بايد ۲ دست كت و شلوار مارك ايرانى خاص بخرند. كت و شلوارهاى دست دوز اين شركت توليدى پوشاك اين جا ۸۰۰ هزار تومان است اما در اروپا ۳ هزار يورو.
مارك دختر و پسر ندارد
- «رقابت براى مارك پوشى بيشتر بين كم سن و سال هاست. البته بزرگ ترهايى هم كه با يك حالت افراطى به ظاهرشان توجه دارند، جزو جمعيت مارك پوش ها هستند.
- مارك پوش ها در يك بازى شركت كرده اند كه هيچ وقت تمامى ندارد. آنها بايد روز به روز با مدل هاى جديد تر جلو بروند.
- مارك پوش ها بر حسب علاقه مندى شان به موسيقى، سينما، ورزش و... برايشان مهم است كه حتماً از مارك هايى استفاده كنند كه يك خواننده، بازيگر، بازيكن و ... مى پوشد يا استفاده مى كند.
- بعضى ها اعتقاد دارند مارك ها جنس هاى خوبى هستند و مثلاً كفش مارك را مى توان ۲ سال پوشيد.
- به نظر من مارك، دختر و پسر نمى شناسد و هر دو دنبال مارك هستند.
- اين كه فكر كنيم فقط پولدارها هستند كه مارك مى پوشند غلط است. من به شخصه خيلى ها را مى شناسم كه حاضرند از نان شبشان بگذرند اما مارك بپوشند.»
اين عبارات نظر خانم دادخواه ۲۷ ساله درباره مارك است.
نگاه سوررئاليستى به لباس يا هفت پيراهن پشت سرهم
آبتين ۱۹ سال دارد و به خاطر سربازى مجبور است ساعت هاى زيادى از يك روز را بيرون دنيايى بماند كه با لباس هايش براى خود ساخته. آبتين را يكى از همكارانم معرفى مى كند و مى گويد از مارك پوش هاى حرفه اى است اما او نگاهش را وسيع تر از دل بستن احساسى يا تحت تأثير مد به مارك مى داند. «لباس» فى نفسه براى او هدف است نه مارك: «شايد باور نكنيد اما من ساعت هاى زيادى نشسته ام و روى موضوع لباس زوم كرده ام. البته مى دانم نگاه عرفى كه در جامعه ما نسبت به لباس وجود دارد امثال مرا پس مى زند، اما من به لباس فراتر از اين ديدگاه نگاه مى كنم. من فكر مى كنم هيچ چيز به اندازه لباس به ما آدم ها نزديك نيست و درست مثل مجذوب شدن در برابر يك فيلم، تئاتر، تابلوى نقاشى يا چه مى دانم مسابقه رالى مى توانيم از ديدن يك لباس به وجد بياييم. من در رشته هاى زياد هنرى بوده ام و دقيقاً اين حس را از نزديك لمس كرده ام. ديدگاه من به لباس مثل ساير اجزاى زندگى ام، سوررئال است.
بيشتر توضيح مى دهى؟
من به لباس فراتر از چارچوبى كه عرف جامعه براى ذهن هاى جامعه مى سازد نگاه مى كنم.
يعنى يك نوع معنى بخشى فراتر از واقعيت؟
تقريباً! من لباس هايى مى پوشم كه شايد خيلى ها تصور كنند عجيب و غريب است. يك وقت هايى هفت پيراهن زير هم مى پوشم، گاهى با تيپ هاى وسترن بيرون مى آيم، يك مدت هم موهايم را رنگ مى كردم اما ديدم بى دليل مورد توجه قرار گرفته ام.
ببينيد. شايد من زيبايى شناسى ام كوك نباشد و نتوانم به خوبى چيز هايى كه مى گويى درك كنم اما واقعاً برايم جاى سؤال دارد كه پوشيدن هفت پيراهن حالا زير هم يا روى هم چقدر مى تواند زيبايى به وجود بياورد؟
من گفتم كه عرف اين قضيه را نمى پسندد. مشكل بزرگ جامعه ما اين است كه هيچ خلاقيتى در پوشيدن لباس وجود ندارد. آدم چشم بسته مى تواند بگويد فردا همسايه ها با چه لباسى به كوچه مى آيند. وقتى من مى خواهم هفت پيراهن را پشت سر هم بپوشم در واقع مى خواهم در افكارم اغراق كنم تا ديده شود چون كارهاى متفاوت بدون اغراق هيچ وقت ديده نمى شوند. البته شايد خود من آنقدر وسع مالى نداشته باشم كه هر چيزى دلم خواست بخرم اما با ۱۰ لباس آنقدر تنوع و تركيب به وجود مى آورم كه دوستانم هميشه به اشتباه مى افتند. يك پاى من هميشه در فروشگاه هاى لباس است. بيچاره شده ام چون هر وقت مى خواهند لباسى بخرند من بايد كنارشان باشم.
چرا؟
براى اين كه لباس حرف مى زند اما خيلى ها نمى توانند بشنوند.
نظرت راجع به كسانى كه مارك پوش نيستند يا به قول خودت صداى لباس را نمى شوند؟
متأسفانه در جامعه ما هيچ كس به هيچ كس احترام نمى گذارد؛ كسى كه مارك مى پوشد به كسى كه مارك نمى پوشد بى احترامى مى كند، كسى كه ظاهر شلخته اى دارد و اصلاً معلوم نيست چند ماه پيش كفش هايش را واكس زده خيلى راحت به كسى كه ظاهر آراسته اى دارد انگ مى زند. ما به همديگر احترام نمى گذاريم، براى اين كه به تعادل نرسيده ايم.
براى انتخاب لباس چه اولويتى دارى؟
من تابع احساسى هستم كه لحظه خريد دارم، با اين حال دوست ندارم لباس هايم ديگران را ناراحت كند. مارك براى من اگر اهميت هم داشته باشد به واسطه جنس و كيفيتش است.
نگاه افراطى به مارك از كجا مى آيد؟
از كمى اعتماد به نفس، خيلى ها هيچ حرفى براى گفتن ندارند و فقط مى خواهند با لباس هايشان حرف بزنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |