پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۶ - ۸ رمضان ۱۴۲۸
Thu, Sep 20, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
پنجشنبه بازار كتاب
نگاهى به نمايش «زير زمين» به كارگردانى امير قربانى
پنجشنبه بازار كتاب
همه آثار برگزيده
315612.jpg
] ساير محمدى [

گروه فرهنگ و هنر ـ هفته اى كه گذشت به دليل حجم زياد و عناوين كتاب هاى چاپ اول امكان معرفى همه آثار منتشر شده در گزارش امروز فراهم نشد، از رمان جديد پل استر با ترجمه ليلا نصيرى ها تا كتاب راز اثر راندا برن كه مهدى قراچه داغى آن را ترجمه كرده و نشر پيكان ناشر آن است. البته از اين كتاب يك فيلم سينمايى هم ساخته شد كه از سيماى جمهورى اسلامى ايران پخش شد. كتاب مبانى نشانه شناسى دانيل چندلر، تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران از ادوارد براون و پيام هاى والاى زرتشت به جهانيان از رضايى از جمله اين آثارند كه هفته آينده بيشتر به آنها خواهيم پرداخت.اما در اين هفته در همه حوزه ها اعم از شعر، داستان، رمان، دين و فلسفه آثار خوبى به بازار آمده است تا همه سليقه ها در هر حوزه اى خوراك فكرى لازم را در اين آخرين روزهاى شهريور داشته باشند.


* شعر
سومين كتاب از مجموعه «جوانان و فرهنگ جهانى» كه انتشارات سخن چاپ آن ها را تدارك ديده «سيصدوشصت و پنج روز در صحبت مولانا» نام دارد كه حسين محى الدين الهى قمشه اى آن تدوين كرده است. الهى قمشه اى در اين كتاب گزيده اى از مثنوى معنوى، فيه مافيه و ديوان شمس (غزليات) را با توضيح و تشريح و معانى لغات مشكل آورده تا مخاطب جوان در طول سال هر روز يك مطلب را مورد مطالعه قرار دهد. الهى قمشه اى پيش از اين كتاب «۳۶۵ روز با سعدى» و «۳۶۵ روز با ادب انگليس» را توسط ناشر اين كتاب چاپ و منتشر كرده بود و در تدارك تأليف «۳۶۵ روز با قرآن» و «۳۶۵ روز با دانته» و ... نيز برنامه ريزى كرده است. «گنجينه معنوى مولانا» كتابى است كه با آثارى از آنمارى شيمل و ويليام چيتيك و سيد حسين نصر كه شهاب الدين عباسى با ترجمه و تحقيق پيرامون آثار اين سه تن آن را فراهم آورده است. اين كتاب در سه بخش پس از بحثى كوتاه درباره زندگانى و آثار مولانا با استفاده از مفهوم زيبايى و تمايز ميان صورت و معنى در عرفان مولوى شرحى از تعاليم او به دست مى دهد. شيمل نيز در مقاله خود به گوشه هايى از تعاليم و عرفان مولانا اشاره مى كند و در ضمن به نقش و جايگاه كسانى چون شمس، صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى و سلطان ولد مى پردازد. بخش سوم كتاب متن كامل انگليسى كتاب مولانا جلال الدين رومى شاعر و عارف عالى مقام ايران به قلم دكتر نصر است. چاپ اول اين كتاب در سال ۸۳ و چاپ دوم آن هفته گذشته از سوى انتشارات مرواريد به بازار آمد. «لحظه اى براى آدم شدن» مجموعه اى از شعرهاى سپيد و كوتاه مجيد شمسى پور است كه انتشارات آزادمهر چاپ و منتشر كرده است. شاعر اين مجموعه به انديشه و فرم در شعر بها مى دهد و بيشتر درونگراست. تصوير در اين شعرها چندان به چشم نمى آيد و نقشى ندارد. با اين همه در اين وانفساى شعرهاى خوب و زيبا اين مجموعه قابل تأمل و خواندى است. «دومين يكصد و يك رباعى» سروده قاسم لاربن از سوى كتابخانه دانش چاپ و منتشر شده است. شاعر در مقدمه پيرامون اين رباعيات مى نويسد: در آن از هستى، انسان، طبيعت و دگرگونى هاى جوهرى سخن رفته است. اين مجموعه با خوشنويسى اسفنديار رسولى در قطع وزيرى به بازار آمد.
* داستان، رمان
«قصه هايى براى تاريكى» مجموعه ۱۳ داستان كوتاه از راينرماريا ريلكه شاعر و نويسنده بزرگ آلمانى با برگردان على عبداللهى از سوى انتشارات نقش و نگار چاپ و منتشر شده است. داستان هاى اين دفتر عمدتاً از كتاب «داستان هايى از خداى مهربان» انتخاب و ترجمه شده اند و شمارى از جذاب ترين قصه هاى ريلكه را تشكيل مى دهند كه غير از قصه اول، بقيه قصه ها براى نخستين بار به فارسى ترجمه و منتشر مى شوند. «عطر پنهان در باد» دومين مجموعه داستان كوتاه از مجموعه ۳جلدى زنان نويسنده جهان است كه ۳۷ داستان كوتاه از جذاب ترين داستان هاى نويسندگان مطرح زن در جهان است كه اسدالله امرايى گزينش و ترجمه آن ها را به عهده داشته است. نويسندگانى چون گورديمر، پاركر، آلنده، اتوود، آن تايلر، موريسون و ... در اين مجموعه حضور دارند. نخستين كتاب از اين مجموعه ۳جلدى «دليله» نام داشت كه امرايى چند سال قبل منتشر كرد. اسدالله امرايى مترجم فعال دهه اخير كتاب ديگرى هم در اين هفته به بازار فرستاد.
اين كتاب «دريا» نام دارد. «دريا» رمانى به قلم جان بنويل نويسنده صاحب سبك انگليسى است كه درسال ۲۰۰۵ برنده جايزه معتبر بوكر شده بود. اين نويسنده مقيم دوبلين در سال ۱۹۸۱ بابت رمان گپلر جايزه گاردين را به خود اختصاص داده بود. رمان دريا داستان زندگى يك مورخ تاريخ هنر است كه پس از يك شكست در زندگى به روستايى كه دوران كودكى را در آن سپرى كرده بازمى گردد. اين رمان روانشناختى آميزه اى از خاطره و عشق را وصف مى كند. نشر افق هفته گذشته رمان دريا را عرضه كرده است. نشر افق همزمان رمان ديگرى به اسم «پمپئى» نوشته رابرت هريس را با ترجمه خجسته كيهان راهى كتابفروشى ها كرد. پمپئى نام شهرى نزديك ناپل ايتالياست. رابرت هريس در اين رمان، جهانى با شكوه را در حال نابودى و زوال بازسازى مى كند و رويدادهاى فاجعه بار را از ديدگاه ۴ قهرمان روايت مى كند. در اين رمان كنايه هاى نويسنده به واقعه يازده سپتامبر روشن است.
«عروس بيوه» رمانى از جويس كرول اتس چهره سرشناس ادبيات امروز آمريكاست كه رؤيا بشنام آن را به فارسى برگردانده و انتشارات مرواريد با همكارى انتشارات فيروزه آن را چاپ و منتشر كرده است.
«عروس بيوه» داستان عروس و دامادى است كه آبشار نياگارا يكى از زيباترين مناطق جهان و يكى از عجايب هفتگانه جهان براى ماه عسل اين زوج در نظر گرفته مى شود. با مرگ داماد، عروس بيوه توسط وكيلى زبردست طى تحقيقاتى پى مى برد دفع زباله هاى شيميايى و مواد راديو اكتيو در آن منطقه باعث بيمارى هاى مزمن و لاعلاجى مى شود. همين موضوع زمينه مرگ داماد جوان را فراهم مى كند. كرول اتس به عنوان بانوى فرهيخته ادبيات معاصر با تخيلى مثال زدنى فضايى خلق مى كند كه در آن انسان و طبيعت، همپاى هم حريص و خود ويرانگرند. خالد حسينى نويسنده افغانى مقيم آمريكا كه رمان «بادبادك باز» او در جهان با اقبال عمومى روبه رو شده، در ايران تاكنون دو ناشر و دو مترجم داشت، انتشارات مرواريد ترجمه مشترك گنجى ـ سليمان زاده را منتشر كرد و انتشارات نيلوفر ترجمه مهدى غبرايى را هفته گذشته نيز نشر پيكان سومين ناشر اين كتاب معرفى شد. نشر پيكان اين رمان را با برگردان فارسى منيژه شيخ جوادى تحت عنوان «بادبادك پران» به بازار فرستاد. ترجمه شيخ جوادى روى جلد تيتر «پرفروش ترين كتاب نيويورك تايمز» را دارد و در پشت جلد هم در معرفى آن آمده: خالد حسينى فراز و نشيب هاى سياسى كشورش را با مهارتى وصف ناپذير در قالب كلماتى ساده بيان كرده است و تصويرى روشن و زنده از مردم سرزمين اش به دست مى دهد. مجموعه ۶ داستان كوتاه به قلم ايرج فاضل بخششى در كتابى تحت عنوان «پيامى از فراسوى زمان» توسط انتشارات قصيده سرا چاپ و منتشر شده است. نويسنده در اين داستان ها دغدغه آينده انسان را بر روى زمين دارد. از برخورد شهاب سنگ ها با سياره زمين گرفته تا استفاده بشريت از فرصت هاى تاريخى براى نجات خود و آيندگان. انتشارات قصيده سرا رمان «جدال با رنج ها» نوشته زهرا خجسته خسرو را هم در همين ايام راهى كتابفروشى ها كرد. اين رمان كه در۱۲ فصل تنظيم و تدوين شده تقديم به بچه هاى خيابانى و بدون سرپرست شده. اين كتاب روايت زندگى زنى تنها و بى پناه است كه با رنج و سرسختى ۳ كودك خود را بزرگ مى كند، به دانشگاه مى فرستد و هر كدام داراى موقعيت اجتماعى مطلوب و شغل آبرومندانه اى مى شوند. نثر نويسنده در اين اثر گزارشى و زبان آن غيرداستانى است. به نظر مى رسد خجسته پور اين كتاب را براساس رويدادهاى واقعى و خاطرات شخصى نوشته باشد، «پلوخورش» جديدترين كتاب هوشنگ مرادى كرمانى كه شامل ۲۱ داستان كوتاه از آخرين داستان هاى او تشكيل شده، به فاصله يك ماه بعد از چاپ و توزيع در بازار به چاپ دوم رسيده است. ناشر اين كتاب انتشارات معين است. ناشرى كه امتياز چاپ همه آثار اين نويسنده را در اختيار دارد. همين مؤسسه انتشاراتى هفته گذشته چاپ هجدهم «قصه هاى مجيد» اين نويسنده را با جلد گالينگور راهى بازار كرده است. كتابى كه پس از سال ها نوشته شدن و بارها چاپ شدن همچنان خوانندگان تازه و جديد پيدا مى كند. «لوزى هاى خزان زده» مجموعه ۱۴ داستان كوتاه به قلم شهرام گراوندى است كه انتشارات دستان چاپ و منتشر كرده است. اين مجموعه در دو بخش تحت عنوان داستان هاى آزاد، داستان هاى بومى تدوين و تنظيم شده و هر بخش ۷داستان را شامل مى شود. «ادبيات كودك» عنوان كتابى شامل مجموعه مقالاتى در رابطه با ادبيات كودكان فرانسه است كه بهاره بهداد آن ها را ترجمه كرده و انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنرى آن را چاپ و منتشر كرده است. مباحثى كه در اين كتاب مطرح شده پيرامون برنامه هاى نوين آموزشى در مراكز پيش دبستانى، رؤيا در ادبيات كودك، تبعيض جنسى، عروسك در ادبيات كودك، بازآفرينى آثار كلاسيك: قصه زيباى خفته، درونمايه مرگ در ادبيات كودكان فرانسوى و نقش ادبيات در تكوين هويت نوجوان و ... است. سوره مهر كتاب ديگرى را تحت عنوان «۲۸ اشتباه نويسندگان» به قلم جودى دلتون منتشر كرده است كه محسن سليمانى ترجمه مطالب آن را به عهده داشت. نويسنده اين كتاب كه از معلمى در دبستان به نويسندگى رسيد، تجربه سال ها نويسندگى خود را كه توأم با اشتباهات كوچك و بزرگ بود، براى آموزش و عدم تكرار آن ها توسط ديگران تشريح كرده است. اشتباهات نويسندگى شامل همه نوع نوشته از شعر و داستان گرفته تا مقاله و گزارش؛ هر چند برخى از اين اشتباهات در برخى از قالب ها بيشتر اتفاق مى افتد. «واقع گرايى در ادبيات داستانى معاصر» كتابى نوشته دكتر فدوى الشكرى است كه مؤسسه انتشارات نگاه چاپ و منتشر كرده است. خانم فدوى الشكرى اهل مراكش در دانشگاه تهران تحصيل كرده و رساله دكتراى خود را زير نظر دكتر تقى پور نامداريان نوشته است، كه همين كتاب باشد. نويسنده در اين كتاب رمان هاى فارسى كه در فاصله سال هاى ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ نوشته شده را مورد كند و كاو قرار مى دهد. رمان هايى چون «چشم هايش» از بزرگ علوى، «مدير مدرسه» از آل احمد و «همسايه ها» از احمد محمود و ...
* دين و فلسفه، تاريخ و سياست، هنر
«نماز در چشم عارفان» كتابى به قلم منوچهر عليپور و زينب يزدانى است كه انتشارات تيرگان چاپ و منتشر كرده است. نويسندگان كتاب مذكور را در ۷ بخش تنظيم كرده اند و نوشته اند: برآن بوديم تا در اين مجموعه ضمن برشمردن تمامى اهميت نماز، آن را از نظرگاه و زاويه ديد عارفان بزرگ ايرانى به تماشا بنشينيم. به همين دليل غورى كرديم در آثار گرانسنگ اينان و مكتوبات شان تا جلوه هاى نماز را بررسيم. عارف نيك انديش و صاحب كرامت چون پير نيشابور در تذكرة الاولياء، مولانا جلال الدين محمد بلخى در مكتوبات، مجالس سبعه و فيه مافيه، خواجه عبدالله انصارى در رسايل، ابوالحسن هجويرى در كشف المحجوب، ابوالقاسم محمد قشيرى در رساله قشيريه، ابوسعيد ابوالخير در اسرار التوحيد و ابوالحسن خرقانى كه هر يك از چشم خويش به نماز نگاهى ديگرگونه دارند. «تاريخ تفكر اجتماعى در اسلام» كتابى به قلم دكتر تقى آزاد ارمكى است كه تفكر اجتماعى در اسلام از آغاز تا دوره معاصر را مورد كنكاش قرار مى دهد. نويسنده سعى در بيان آرا و نظرات متفكران مسلمان كه در يكى از موضوعات و مباحث اجتماعى داعيه اى داشته اند، برآمده است. به عنوان مثال از ميان متفكران فلسفه اجتماعى به بيان انديشه هاى فارابى و خواجه نصيرالدين طوسى پرداخته، از ميان مورخان به طرح كار و روش يعقوبى و مسعودى نظر انداخته و از ميان انديشمندان سياسى به خواجه نظام الملك و از متفكران معاصر به جلال آل احمد، شريفى و استاد مطهرى پرداخته است. اين كتاب را نشر علم منتشر كرده است. همين ناشر «خواجگان چشت» يا سير الاقطاب تأليف شيخ الله ديه بن شيخ عبدالرحيم چشتى (۱۰۳۶ هـ) را با مقدمه تصحيح دكتر محمد سرور مولايى منتشر كرده است كه مجموعه زندگينامه هاى مشايخ چشتيه را دربرمى گيرد. نويسنده در اين اثر با سرمشق قراردادن نثر عطار در تذكرة الاوليا زندگى ۳۲ تن از مشايخ را روايت مى كند. «گورونانك و اسلام» پژوهشى در دين و آئين سيكيسم به قلم اكرم جوادى نيا است كه كتابخانه دانش آن را چاپ و منتشر كرده است.
اين كتاب درواقع رساله يا پايان نامه تحصيلى اكرم جوادى نيا در رشته كارشناسى ارشد اديان و عرفان تطبيقى است كه زير نظر دكتر فتح الله مجتبايى انجام گرفته بود. «ريشه هاى انقلاب ايران» كتابى تحقيقى نوشته نيكى كدى مورخ آمريكايى با ترجمه دكتر عبدالرحيم گواهى است كه چاپ پنجم آن را نشر علم منتشر كرده است. اين كتاب با برگردان دكتر گواهى در سال هاى مختلف به وسيله ناشران گوناگون منتشر شده بود. كتاب حاضر كه در سال ۱۹۸۱ نوشته شده در نوع خود نخستين كتابى است كه نسبتاً جامع و معتبر، سوابق و مقدمات و مفاهيم و موضوعات اساسى انقلاب را به رشته تحرير درآورده است. از پيروزى انقلاب تا امروز صدها عنوان كتاب درباره انقلاب اسلامى ايران منتشر شده اما اين كتاب جامع ترين و بى طرفانه ترين آن ها ارزيابى مى شود. «ايران عرصه سياست هاى استعمارى روس و انگليس» كتابى نوشته محمد ايرانپور است كه انتشارات دستان منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب به صورت موجز آغاز ورود استعمارگونه دو كشور روس و انگليس و سياست هاى تجاوزكارانه آن ها را تشريح مى كند.
«ايران در سرآغاز تاريخ» اثرى از جان كرتيس با برگردان دكتر نادر ميرسعيدى است كه انتشارات ترفند منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب تاريخ باستان شناسى و هنر ايران را از زمان رشد جوامع اسكان يافته در حدود ۶ هزار سال قبل از ميلاد تا آغاز دوره اسلامى در سده هفتم ميلادى پيگيرى مى كند. وى اين معرفى كوتاه ايران باستان را با استفاده از نمونه هاى برگرفته از مجموعه پربار اشياى عتيقه ايرانى در موزه بريتانيا روشن ساخته است.
«پسامدرنيسم در بوته نقد» مجموعه مقالاتى از نظريه پردازان و متفكران اين عرصه چون ترى ايگلتون، جيمسون، مك نالى، مولهرن، اعجاز احمد، بلامى فاستر با برگردان پرويز صداقت، پرويز بابايى، احمد تدين، فيروزه مهاجر، احمد شايگان و ... است كه گزينش و ويرايش آن را خسرو پارسا انجام داده است. چاپ اول اين كتاب درسال ۷۵ و چاپ چهارم آن هفته گذشته توسط نشر آگه منتشر شده است. نخستين همايش ملى آسيب هاى اجتماعى در ايران كه در خرداد سال ۸۱ كه از سوى معاونت اجتماعى وزارت كشور، شهردارى تهران، نيروى انتظامى، سازمان مديريت و برنامه ريزى، دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى و سازمان زندان ها و معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد، مقالات ارائه شده در اين همايش در ۵ بخش و در ۵ جلد كتاب از سوى نشر آگه چاپ و منتشر شد. جلد اول شامل «مجموعه مقالات آسيب هاى اجتماعى»، جلد دوم «اعتياد و موادمخدر»، جلد سوم «پرخاشگرى و جنايت»، جلد چهارم «خودكشى» و جلد پنجم «روسپيگرى كودكان خيابانى و تكدى گرى» است كه چاپ اول اين مجموعه در سال ۸۳ و چاپ دوم در سال ۸۶ از سوى نشر آگه به بازار آمد.
روى دكه مطبوعات هنرى
315636.jpg
* دنياى تصوير
شماره ۱۷۵ ماهنامه «دنياى تصوير» روى پيشخوان دكه ها قرار گرفت.
در شماره يكصد و هفتاد و پنجم كه ويژه شهريور ماه منتشر شده مطالبى همچون آخرين قهرمان اكشن گفت وگو با بروس ويليس، پرونده جان سخت ،۴ عجيب ترين فيلم هاى تاريخ سينما، جديد ترين فيلم هاى سينماى ايران به روايت تصوير، اينديانا جونز، انقلابى ها، چه گوارا و سينما، گفت و گو با آل پاچينو، اگر هنر نبود واقعيت انسان را خفه مى كرد و ... آمده است.
از ديگر مطالب اين شماره دنياى تصوير مى توان به عناوينى همچون بهترين قسمت روز شب است، زندگينامه نيكول كيدمن قسمت دوم، چگونه در سال ۲۰۰۷ فيلم هاى عالى بسازيم، كمك ام كن. كمك ات مى كنم، چگونه فيلم را درست بودجه بندى كنيد، خيالبافى با چشمان باز، اخبار و رويدادهاى داخلى و خارجى و...

* روانشناسى و هنر
نشريه ماهانه «روانشناسى وهنر» به دنياى مطبوعات وارد شد.
اين نشريه كه عنوان تحليلى، پژوهشى و آموزشى دارد با صاحب امتيازى و مدير مسئولى هومن نامور منتشر مى شود و شماره نخست آن در شهريورماه به بازار آمده است.
در اين شماره از «روانشناسى و هنر» مطالبى با عنوان «ويژه نامه شل سيلوراستاين» آمده است. از ديگر مطالب اين نشريه به داستان هاى كوتاه، روانكاوى شخصيت در فيلمنامه، فيلم درمانى، كسوف آنتونيونى و برگمان، روانشناسى موسيقى ممنوعه، نمايش خلاق، سايكو درام روشى براى رسيدن به زندگى بهتر، عكس هاى ناطق درگذشت جان ساركوفسكى، سايه هاى سپيد عكس هاى حميد فرامرزى، يك طراح چند طرح آثار رومن سيسلوويچ، كاريكاتور از برادهالند و ... مى توان اشاره كرد.

* تاك توس
شماره ۲۹ ماهنامه «تاك توس» حوزه هنرى خراسان رضوى منتشر شد.
در اين شماره كه ويژه تيرماه به چاپ رسيده مطالبى را با عناوين ويژه نامه برتولت برشت درباره زندگى و آثار اين نمايشنامه نويس آلمانى مى خوانيم.
ديگر مطالب اين شماره با عناوينى همچون گفت وگو با على اصغر يوسفى، يادداشتى بر نمايشنامه آدم آدم است، گزارش پشت صحنه نمايش، سلسله يادداشت هاى اهالى تئاتر خراسان پيرامون هويت در تئاتر، يك بار ديگر ابوذر نگاهى به آثار جريان ساز تاريخ تئاتر خراسان، بازيگرى متد: اول عمل بعد كلام، تئاتر خيابانى و فرهنگ عمومى، هنرهاى تجسمى مكتب قزوين آشنايى با نگارگرى، خانواده اى به نام انجمن، فيلمنامه بهتر از فيلم، هفتاد من مثنوى، تجربه سنگ بناى نوشتن، از دوتار تا دو تار، موسيقيدانان و نوازندگان بزرگ پيش از اسلام و ... آمده است.

* كتاب ماه دين
شماره ۱۰۷ تا ۱۰۹ كتاب ماه دين به شكل توأمان منتشر شد.
در اين شماره كه ويژه شهريور تا آبان ماه است مطالبى با عنوان ابوبكر با قلانى و معاصرانش، تجربه دين بشر، اسلامى سازى معرفت، ملا احمد نراقى و كتاب سيف الامه و برهان المله، فلسفه دين متونى برگزيده، بررسى يك مسأله فقهى به شيوه متكلمان، تصحيح مهم ترين ركن كتاب در الذريغه و ... را مى خوانيم.
در شماره جديد ماهنامه كتاب ماه دين مطالب ديگرى با عنوان نقش آثار ترجمه شد، متفكران ايرانى در روند شكل گيرى انديشه تركيه، مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، گزارش و اخبار رويدادها، لوح فشرده فهرست كتابهاى منتشر شده در مرداد تا مهرماه ۸۵ و ... آمده است.

* صحنه
شماره چهل و پنجم ماهنامه تخصصى تئاتر «صحنه» به چاپ رسيد.
در شماره جديد اين ماهنامه كه ويژه مرداد ماه منتشر شده است مطالبى را با عنوان زيبا دشوار است، آثار فوگارد و زمينه كارهايش، بازى هاى پنامى در ايران، تكنولوژى مدرن و تئاتر چند رسانه اى، نسبت هاى تراژدى در دوره هاى نمايش، روشنايى آغازين تاريكى واپسين، جدا افتادگى بيهودگى و در خود ماندگى محتوم، من چيستا تئاتر زندگى مى كنم، هنوز متوقف نشديم گفت وگو با همايون نوراحمد، قرمز به شيوه آبى گفت وگو با حسين فرخى، گفت وگو با رضا مختارى و ... مى خوانيم.
ديگر مطالب اين شماره صحنه عبارتند از: نشترهاى پياپى طنز، نقد نمايش خانواده تت، پينوكيو غايب است، نقطه پايان سقوط، دورى از درام وابستگى به رمان، اين مرد كيست؟، زندگى گاليله نمونه تئاتر اپيك- ديالكتيك، راپرت مطرب و مطربه در تياتر و ...
نگاهى به نمايش «زير زمين» به كارگردانى امير قربانى
تنها سايه ها در صحنه راه مى روند
315570.jpg
[ اميد بى نياز ]

گاهى مى توان از چيزى گذشت. اين گذشتن اگر چه در زمان حال تأسف و حسرتى ژرف را به جاى مى گذارد، اما فرصت تأويل در زمان ها و مكان ها را فراهم مى سازد. يك نويسنده زمانى مى تواند اين ضرورت را در زبان و ذهنيت خود به وجود بياورد كه از «من حال» بگذرد و به «من آينده » بينديشد.
بنابراين حذف نويسنده به نفع متن، يكى از گذشت هايى است كه در روزگار ما «دل شير» مى خواهد. انگار بايد ژورناليست بود و با سرعت برق براى مخاطبان ۲۴ ساعته نوشت. مخاطبانى كه در ۲۴ ساعت بعدى تو را نخواهند شناخت و بحث هويت مؤلف و متن اش در يك بستر زمانى ۲۴ ساعته به پايان خواهد رسيد تا شايد روزى ديگر مخاطبى از آن ۲۴ به يادماندنى، ياد كند و دوباره مؤلف مينى ماليست و سرعتى، خودش را امضايى در پاى يك نوشته زودگذر بيايد. معمولاً گذشت در متن دراماتيك و ادبى به زندگى در يك بستر سرعتى و تكنولوژيك نياز دارد. جايى كه در حركت ۴ تا ۵ دقيقه اى مترو، يك قرار مهم به وقوع مى پيوند و يا بر عكس باعث تأخير و كسركار فردى مى شود كه زندگى اش مجال ايستادن، توقف و تخيل ندارد و اگر مى خواهد زندگى شهرى را بپذيرد، ناگزير از پذيرفتن روابط و قرارداد هاى اجتماعى و مديريت زمان است.
اين مقدمه دريچه اى به سوى ورود به نمايش زيرزمين به نويسندگى آرش عباسى و كارگردانى امير باقرى است. اين نمايش اين روزها در خانه نمايش اداره تئاتر به روى صحنه مى رود. همه چيز از تاريكى صحنه شروع مى شود، از جايى كه يكى از شخصيت هاى محورى نمايش به نام ماندگار كبريتى نيم سوز را به سوى شمع مى برد، تا ترسيم دراماتيك صحنه و دكور موجز و مينى ماليستى در ذهن مخاطب تجلى پيدا كند. با اين حال تلاش ماندگار براى روشن كردن كبريت و ديالوگ هايى كه بر زبان مى آورد، جالب توجه است. او در همان هنگام خاطره اى از پدرش ذكر مى كند كه پدر نسبت به اديسون «بد و بيراه» گفته و برق را عامل بدبختى خوانده است.
اين ديالوگ ها اگر چه مى توانستند در متن به لحاظ كاركردهاى روان شناختى و زبان شناختى طراحى هاى متفاوتى داشته باشند، اما ديالوگ ها با كاركردهاى مستقيم و رنگ و لعابى عينى در بافت بيانى نمايش جاسازى شده اند. اين ديالوگ ها رمزگان اصلى شناخت لايه اى از شخصيت نمايش (ماندگار) است و طبق منطقى كه نويسنده متن به آن نظر داشته، هر بار با چنين نشانه هاى تكه اى از شخصيت، آدم نمايشى ساخته و پرداخته مى شود و در نهايت اين تكه ها آناتومى كامل شخصيتى وى را به وجود مى آورند.
البته از سوى ديگر ساخت شخصيتى صفورا، خواهر ماندگار نيز به همين صورت شكل مى گيرد، ضمن اين كه بسيارى از اين پرداخت ها توأمان است و با شخصيت پردازى يك نفر، ديگرى هم به تناسب ساختار قصه رنگ و لعاب مى گيرد و عمق و ژرفاى وجودى اش آشكار مى شود. قصه نمايش به زندگى خواهر و برادرى مى پردازد كه ۱۵ سال است تك و تنها با هم زندگى مى كنند. پدر و مادرشان در قيد حيات نيستند و منزلى كه هم اكنون محل سكونت آنهاست، به يك سرهنگ تعلق دارد كه سال ها پيش از ايران رفته است. در واقع پدر و مادر صفورا و ماندگار نيز خدمتكار اين سرهنگ بوده اند و بچه ها نيز در اين خانه به دنيا آمده اند. آنها اگر چه هم اكنون سرپناهى براى زندگى دارند، اما براى ادامه حيات دچار رنج، مشقت و سختى هستند.
اين لايه از قصه، بعد اجتماعى و تعريف هويت جغرافيايى انسان ها در مكان مشخص است. اما لايه هاى اصلى داستان در دل اين موقعيت شكل مى گيرد؛ جريانى كه مانند رشته اى به هم پيچيده از طريق تداعى خاطرات خوب و بد همواره در ذهن به هم ريخته ماندگار زنده مى شود و جريان يك زندگى برباد رفته را بازگو مى كند. جريانى كه زندگى فردى ماندگار را خراب كرده و متقاعباً زندگى خواهرش را هم به تباهى كشانده است. تمامى اين مسائل به عنوان خطوطى از قصه قابل پرداخت هاى خاص و جذاب هستند.
اما محورترين روايت كه اساس بيان دراماتيك را نيز در بر مى گيرد، قصه اى است كه فرديت ماندگار را به يك شخصيت بكر داستانى تبديل كرده است.
قصه فرديت ماندگار است كه سال ها پيش همسرش وى را ترك گفته و در اثر اين تنهايى به اختلال حواس دچار شده است. ماندگار در اثر اين ضربه روحى و روانى وارد شده نه تنها هيچ وقت به مسير عادى و واقع گرايى زندگى بازنگشته بلكه در رشته اى از افكار درهم و برهم غرق شده است. اين امر به لحاظ قصه پردازى از نقاط قوت، نويسنده متن به شمار مى رود. ماندگار فكر مى كند كه همسرش در يك سانحه اتومبيل كشته شده است و بعضى از شب ها خواب مى بيند كه او در خواب از تماس تلفنى با ماندگار خبر مى دهد. زيبايى اين نكته در جايى است كه يك اكسسوار صحنه اى (تلفن) در جريان بيان دراماتيك به عنصرى پويا و ديناميكى تبديل مى شود. جايى كه صفورا، منتظر تلفن است و آن وقت ماندگار گوشى را برمى دارد. آن هم با تصور اين كه همسر فوت شده اش قصد تماس گرفتن با او را دارد! بى شك چنين آيتم هايى در متن به اصل اتفاق و كنش دراماتيك در شكل اجرا مى انجامد و گاهى نمايش را از ريتمى تند برخوردار مى كند. نكته قابل نقد در بررسى متن نيز شايد با تأويل از عنصر صحنه اى تلفن به ذهن متبادر مى شود. ريموند كارور برجسته ترين چهره مينى ماليسم، داستانى دارد كه تلفن به عنوان يك شىء محورى رفتار و دنياى شخصيت هاى داستان را تحت الشعاع قرار مى دهد. در اين داستان زوجى جوان و منظم هر روز در سر ساعت مقرر به سر كار مى روند. اما يك شب مزاحمى تلفنى به خانه آنها زنگ مى زند و آنها تمام شب را بيدار مى مانند و درباره آن مزاحم تلفنى صحبت مى كنند. بازگويى خط روايى اين قصه نكته اساسى را به بحث مى كشد. اصولاً نمايش زيرزمين از دو جوهره نوشتارى مى آيد. اول دستمايه اجتماعى، تيپولوژى و قصه اى است كه با نوعى واقعيت نسبى بيرون هماهنگى دارد. در اين لايه از نمايش ما با خواهر و برادرى روبه رو هستيم كه جزو طبقه ضعيف جامعه هستند كه زندگى آنها به زحمت و سختى مى گذرد. خود اين امر به دليل درد منعكس شده در داستان قابل پرداخت عميق است و داستانى پر از كشمكش مى نمايد. از سوى ديگر لايه دوم قصه تحت الشعاع باورها و در واقع توهم ذهنى ماندگار است.
اصولاً ماندگار نيز تحت تأثير ۳ شخصيت فرضى به تناسب جغرافياى دراماتيك نمايشى است. منظور از فرضى و مجازى بودن شخصيت ها اين است كه سايه وار هستند و در صحنه حضور دراماتيك ندارند. البته ۲ تن از اين شخصيت ها يعنى سرهنگ و شهلا (همسر سابق ماندگار) به طور كلى از جنس توهم هستند. زيرا هيچ كدام از آنها به «زمان حال» و به تعبيرى اتمسفر زمانى شخصيت هاى نمايشى راهى ندارند و در واقع امكان حضور و بازگشت آنها تقريباً صفر است. در حالى كه ماندگار هر لحظه امكان مى دهد كه اين سرهنگ اشرافى كه همزمان با انقلاب از كشور گريخته است، دوباره به ملك قديمى خود بازخواهد گشت و ماندگار و صفورا را بيرون خواهد كرد، بنابراين به صفورا مى گويد كه بهتر است هرچه زودتر زيرزمينى را تميز كنند تا با بازگشت سرهنگ بى خانمان نشوند.
اما شخصيت سايه وار سوم قصابى است كه در واقع با ترسيم ذهنى خنزر پنزرى مانند شبحى تفتيش كننده دنياى ذهنى ماندگار است. او طبق ديالوگ هاى نمايشى هميشه ماندگار را مورد سؤال و جواب قرار مى دهد و رفتار او را در كوچه و محل زيرنظر دارد.
متن در چنين فرآيندى همواره ۲ رويكرد به خود مى گيرد و اين ۲ فرآيند هم در هر حال مى تواند جريانى كاملاً عينى و ملموس باشد كه با استفاده نمادها و نشانه هاى ذهنى زبانى و رشته اى از علامت گذارى معكوس و مستقيم به عمق مى رسد. اما اين دو لايه ساختار بسيار مهم در قصه چندان به عمق نمى روند. زيرا نويسنده بيش وفادارى به پرداخت شخصيت ها به داده هاى ذهنى خود آن هم در بسترى كاملاً ايستا وفادار است و در نتيجه در بسيارى از موارد به تخيل مجرد وابسته مى شود و قرائت شخصى خود را به جهان اين آدم هاى داستانى ديكته مى كند.
مشكل اصلى نويسنده در عدم پرداخت اين دو لايه بنيادى داستان كه همواره به نوعى رئاليسم روز اشاره دارد وى را در همان جريان سايه نويسى و افلاطون نگرى به هستى نوشتارى مى برد. اين امر در گفتمان كارگردانى اثر هم تأثيرگذار است. نور با نوعى طراحى افقى و مستقيم و نه با برخورد و اكسپرسيونيستى با آدم هاى نمايشى، همواره علاوه بر اتمسفر صحنه، چشم انداز ديدارى مبهمى را در انتهاى صحنه ترسيم مى كند. اين چشم انداز، مبهم تداعى گر همان مثل ذهنى افلاطونى و تمثيل غار است.
از سوى ديگر خود كارگردان نيز به ميزانسن چندان هارمونيك و متناسب با جولان و تكاپوى بازيگران نظر ندارد. نمايش در كل از نوعى ميزانسن تخت و تك بعدى سود مى برد و بازيگران به جز اندك مواردى روى دو صندلى مى نشيند و نوعى بازى مستقيم را خطاب به تماشاگر به نمايش مى گذارند. اين نمايش از دو بازيگر (سروش طاهرى و وحيده شجاعى) استفاده كرده است. با اين حال آنچه مهم مى نمايد نخستين گفتمان است. اين گفتمان هم به كنش هاى درماتيك درونى ربط دارد و بيش از هر چيز نشانه ها و نمادهاى بيان و فيزيك بازيگران را دربرمى گيرد. به تعبيرى بازيگران در اين قرائت بايد ابتدا روابط زيرساختى اجرا را در تعامل با هم به دست بياورند. زمانى هم كه اين تعامل ايجاد شد، روابط تعريف شده بازى بين بازيگران شكلى واقع گرايانه (طبق منطق تعريف شده قصه در نمايش) پيدا مى كند و ارتباط اصلى (ارتباط با مخاطب) نيز در لايه نهايى اجرا به وقوع مى پيوندد اما انگار اين مهم به وقوع نمى پيوندد. زيرا در تمام طول نمايش بازيگران نسبت به هم و در تعامل با همديگر جريان كنش دراماتيك و روابط «مابين صحنه اى» را ايجاد نمى كنند. آنها رو به تماشاگر و به نوعى گويندگان حرفه اى كشمكش هاى متن هستند. از سوى ديگر حضور كاراكترها در عدم حضور ۳ شخصيت فرضى و سايه وار نمايشى است. آنها اگرچه نيستند اما همواره در ديالوگ ها ساخته مى شوند، رنگ و لعاب مى گيرند و هويت موذيانه خود را به نمايش ديكته مى كنند؛ درست مثل سايه هايى كه در صحنه در حال رفت و آمد هستند و بازيگران هم در اين اتمسفر «مثل وار افلاطونى» مبهوت حركات آنها هستند!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |