پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۶ - ۸ رمضان ۱۴۲۸
Thu, Sep 20, 2007
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
• كلاهبردارى ميليونى رمال بى سواد
اززنان ودختران ساده دل
• مأمور راهنمايى و رانندگى دزدان
مسلح رابه دام انداخت
• افشاى راز قتل يك زن درخانه
ويلايى شماره۱۱
• نبش قبربراى كشف رازمرگ يك مرد
با شكايت مدعى العموم مرد فالگير دستگير شد
معاون دادستان در دادسراى جنايى تهران احتمال داد
درپى اجرا نشدن طرح كاهش زمان ورود به محدوده طرح زوج و فرد صورت گرفت
در پى تحقيقات پليس و بازپرسى جنايى تهران صورت گرفت
زن زندانى سر دسته شبكه
قاچاق دختران از آب درآمد
• كلاهبردارى ميليونى رمال بى سواد
اززنان ودختران ساده دل
• مأمور راهنمايى و رانندگى دزدان
مسلح رابه دام انداخت
• افشاى راز قتل يك زن درخانه
ويلايى شماره۱۱
• نبش قبربراى كشف رازمرگ يك مرد
گروه حوادث: راز فعاليت هاى زيرزمينى و مخوف زن زندانى كه با اغفال دختران زندانى، آنها را پس از آزادى در اختيار شبكه هاى قاچاق انسان قرار مى داد، فاش شد.
اين زن كه فريبا نام دارد متهم است چندى قبل به خاطر حمل و نگهدارى موادمخدر به اعدام محكوم شده بود كه با درخواست عفو، حكم مجازاتش با يك درجه تخفيف به حبس ابد تغيير كرد.
315651.jpg
راز فعاليت هاى مجرمانه اين زن در پى شكايت يكى از طعمه هايش فاش شد.
به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته دختر جوانى كه به اتهام نگهدارى مواد مخدر در زندان رجايى شهر به سر مى برد، هراسان خود را به نگهبان زندان رساند و ادعا كرد براى بازگو كردن موضوع مهمى بايد با مسئولان زندان ديدار كند. نگهبان زندان وقتى با اصرارهاى دختر جوان مواجه شد موضوع را به مسئولان زندان اعلام كرد. آنها نيز براى بررسى ماجرا دختر جوان را احضار كردند. دختر زندانى اظهار داشت: چندى قبل به خاطر نگهدارى موادمخدر به زندان محكوم شدم كه مرا به اين زندان منتقل كردند. درزندان به شدت احساس تنهايى مى كردم. پس از مدتى با زنى به نام فريبا آشنا شدم كه به حبس ابد محكوم شده بود.او با من خيلى خوب رفتار مى كرد و هميشه سعى مى كرد كمكم كند. پس از چند ماه به مهربانى هاى بى موردش مشكوك شدم. چرا كه او با دختران جوانى كه دوره حبس شان كوتاه بود طرح دوستى مى ريخت.كارها و رفتارهاى او هر روز شك مرا بيشتر مى كرد تا اين كه چند روز قبل اطلاع پيدا كردم قرار است به زودى آزاد شوم. از شنيدن اين خبر به شدت خوشحال شدم. وقتى اين خبر را به فريبا دادم او گفت مى خواهد درباره موضوع مهمى با من صحبت كند.
ابتدا فكر كردم بايد پيام مهمى را از طرف او به فردى در خارج از زندان برسانم. اما فريبا در فرصتى مناسب مرا به محل خلوتى برد و پرسيد: «آيا مى خواهى پس از آزادى ماهيانه ۸ ميليون تومان درآمد داشته باشى؟»من كه از بى پولى خسته شده بودم با خوشحالى از پيشنهادش استقبال كردم. فريبا در ادامه گفت: دوستانى در خارج از زندان دارد كه پس از آزادى مى توانند مرا به كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس ببرند. او ادعا كرد در آنجا ماهيانه به من ۸ ميليون تومان حقوق مى دهند.وقتى از او خواستم تا كمى بيشتر درباره كاربرايم توضيح دهد گفت: تاكنون ۸ زن و دختر زندانى از سوى همدستانش به كشورهاى حاشيه خليج فارس قاچاق شده اند كه در حال حاضر هم از وضعيت خود راضى هستند.دختر جوان ادامه داد: به خاطر اين كه نمى خواستم در دام شبكه قاچاق فريبا گرفتار شوم تصميم گرفتم موضوع را به مسئولان زندان اطلاع دهم.با اطلاع مسئولان حفاظت زندان از اين موضوع بلافاصله تحقيقات ويژه در اين باره آغاز شد. مأموران در بررسى هاى خود دريافتند فريبا به اتهام حمل موادمخدر از سوى دادگاه انقلاب تهران به اعدام محكوم شده بود. اما در ادامه با درخواست عفو او موافقت و مجازاتش با يك درجه تخفيف به حبس ابد كاهش يافت. آنها همچنين پى بردند فريبا در اين مدت رابطه خوبى با دختران زندانى برقرار كرده است. از سوى ديگر زنان زندانى را نيز به انجام رفتارهاى غيراخلاقى تحريك مى كند. با اعلام اين ماجرا به محسن على اشرف، سرپرست دادسراى جنايى كرج- وى دستور بررسى سريع ماجرا را صادر كرد.هم اكنون نيز پرونده براى تحقيقات تكميلى، شناسايى همدستان فريبا و مشخص شدن سرنوشت دخترانى كه از سوى زن زندانى فريب خورده اند در اختيار يوسف رضايى بازپرس شعبه۲۱ دادسراى جنايى كرج قرار گرفته است. يك مقام آگاه در گفت وگو با خبرنگار ما در اين خصوص گفت: فريبا و دختر زندانى هم به دادسرا احضار شده اند تا بازپرس در بازجويى از آنها نكات مبهم و تاريك پرونده را روشن كند.
با شكايت مدعى العموم مرد فالگير دستگير شد
كلاهبردارى ميليونى رمال بى سواد از زنان و دختران
گروه حوادث: دستور قضايى براى توقيف حساب هاى بانكى مرد فالگير كه با فريب زنان و دختران درمانده و ساده لوح از آنها كلاهبردارى مى كرد، صادر شد.
براساس تحقيقات پليسى، قضايى اين مرد روزانه بيش از ۱۰۰ تماس تلفنى براى تعيين وقت از سوى مراجعان مختلفش داشت.
به گزارش خبرنگار ما، مدتى پيش چند زن و دختر ناشناس در تماس تلفنى با دادسراى عمومى و انقلاب قم راز اقدام هاى تبهكارانه و كلاهبردارى هاى يك فالگير شياد را فاش كردند.بدين ترتيب با اعلام اين گزارش «مصطفى برزگر گنجى» دادستان قم دستور ويژه اى براى كنترل شماره تلفن خانه مرد رمال را صادر كرد. در بررسى تماس هاى تلفنى وى در ۳ روز مشخص شد ۳۷۴ زن و دختر با مرد فالگير تلفنى تماس گرفته اند و شمارى از آنان به خاطر بى اثر بودن مهره هاى مار كه آنها را با قيمت قابل توجهى خريدارى كرده بودند، درخواست پس گرفتن پولشان را داشتند. همچنين در ادامه شنود تلفنى مأموران پى بردند وى در برخى موارد اقدام به نوشتن خطوط كج و معوج روى بدن زنان ساده دل مى كند.با فاش شدن اين موضوع دستور دستگيرى فالگير كلاهبردار از سوى «باقى پور» داديار شعبه نهم دادسرا صادر شد. بدين ترتيب ۱۴ شهريور مرد ۲۵ ساله افغانى در خانه اش در شهرقائم دستگير شد. او در بازجويى ها گفت: از مدتى قبل به عنوان كارگر ساختمانى در اين شهر مشغول كار شدم. در طول اين مدت پس از آشنايى با چند رمال متوجه درآمد قابل توجه آنها شدم كه از اين كار نصيب شان مى شد، به همين خاطر با آن كه هيچ سوادى نداشتم شمارى كتاب قديمى و مهره مار خريدم و با نقاشى كردن از روى نوشته هاى كتاب ها كارم را شروع كردم. كم كم به خاطر قيافه ام مشتريان زيادى جذب كردم. اغلب زنان براى قفل كردن زبان خانواده شوهر، بخت گشايى، جلب محبت شوهر و لاغر شدن به من مراجعه مى كردند و من هم علاوه بر دريافت دستمزد بابت دستنوشته هايم از بابت فروش مهره هاى مار نيز از هر مشترى حدود ۵۰ هزار تومان مى گرفتم. به طورى كه در طول ۶ سال گذشته توانستم مشتريان زيادى از شهرهاى مختلف جذب كنم و درآمد ماهيانه ام به بيش از يك ميليون تومان رسيد.اين مهاجر افغان وقتى در برابر اتهام كلاهبردارى قرار گرفت، گفت: من مزد قلمم را گرفته ام و هركسى اعتراض دارد حاضرم پولش را پس دهم. من كلاهبردارى نكرده ام و مشتريان با اصرار خودشان و تعيين وقت قبلى به سراغم مى آمدند. من هم برايشان فال مى گرفتم و طلسم مى شكستم. از اين رو با كشف ده ها برگ دستنويس آماده، كتب جادوگرى، ابزار رمل و اسطرلاب از خانه اين مرد، داديار پرونده وى را با قرار بازداشت موقت روانه زندان كرد و دستور توقيف و بررسى موجودى حساب هاى بانكى او را نيز صادر كرد.داديار باقى پور در اين باره به خبرنگار ما گفت: برخى افراد ساده دل به جاى طرح مشكلات خود با كارشناسان و متخصصان و يا برقرارى تماس با واحد تلفن مردمى دادسرا با وجود توصيه هاى مكرر مسئولان و رسانه ها بدون تفكر و انديشه فرصت سوء استفاده را براى شيادان فراهم مى آورند و حال آن كه گاهى مواقع شمار تماس هاى تلفنى مكرر افراد ساده لوح و درمانده با فالگيران به مراتب بيشتر از شمار تماس هاى تلفنى آنان با افراد حقوقدان و راه گشاست. داديار پرونده در پايان از شاكيان مرد فالگير خواست براى اعلام شكايت به دادسرا مراجعه كنند.
معاون دادستان در دادسراى جنايى تهران احتمال داد
نبش قبر براى كشف راز مرگ يك مرد
گروه حوادث: مرد ميانسال كه براى درمان تنگى نفس به درمانگاهى مراجعه كرده بود پس از تزريق آمپولى جان باخت.
يكى از بستگان اين مرد كه صبح ديروز براى شكايت از مسئولان درمانگاه به دادسراى جنايى تهران مراجعه كرده بود در بيان ماجرا گفت: صبح جمعه شوهرخواهرم در خانه دچار تنگى نفس و احساس ناراحتى در ناحيه سينه اش شد. بلافاصله خواهرم او را به درمانگاهى نزديك خانه شان رساند. پزشك حاضر در درمانگاه، آمپولى برايش تجويز كرد. بعد هم با نوشتن نسخه اى از خواهرم خواست تا آمپول جايگزين را از داروخانه تهيه كند.بدين ترتيب خواهرم براى تهيه نسخه خارج شد، اما حدود نيم ساعت بعد كه به درمانگاه برگشت در كمال ناباورى با پيكر بى جان همسرش روبه رو شد.پزشك درمانگاه كه در اين فاصله حتى گواهى فوت وى را هم امضا و حاضر كرده بود به خواهرم گفت: متأسفانه شوهرتان مرده و تلاش براى نجاتش بى ثمر ماند. بنابراين هر چه زودتر جنازه اش را از اينجا ببريد.سپس مسئولان درمانگاه يك دستگاه آمبولانس خصوصى خبر كردند تا جسد را به گورستان منتقل كنند، اما زمانى كه خواهرم متوجه شد بايد ۳۰۰ هزار تومان بابت هزينه آمبولانس بپردازد بشدت اعتراض كرد، بنابراين در نهايت جسد را با يك وانت به گورستان منتقل كردند. شاكى اظهار داشت: از آنجا كه مسئولان درمانگاه به خواهرم گفته بودند هزينه كفن و دفن در تهران گران است بهتر است شوهرش را در گورستان ديگرى دفن كند، خواهرم نيز به ناچار با همان وانت بار جسد را به شهرستان تالش - محل تولد شوهرش - منتقل و دفن كرد.جعفرى معاون دادستان در دادسراى جنايى تهران با اشاره به اين پرونده گفت: در حال حاضر بازپرس پرونده دستور پيگيرى موضوع براى تشخيص علت اصلى مرگ را صادر كرده است. اين در حالى است كه در صورت نياز براى روشن شدن ابهام هاى اين ماجرا دستور نبش قبر هم صادر خواهد شد.
درپى اجرا نشدن طرح كاهش زمان ورود به محدوده طرح زوج و فرد صورت گرفت
نيم ساعت پردردسر در پايتخت
315573.jpg
گروه حوادث: در حالى كه رئيس پليس راهنمايى و رانندگى ناجا از تغيير ساعت ورود به محدوده طرح ترافيك از ديروز ـ چهارشنبه ـ خبر داده بود، مأموران راهنمايى و رانندگى تهران، رانندگانى كه بين ساعت ۳۰:۶ تا ۷ صبح وارد منطقه طرح شده بودند را جريمه كردند.
به گزارش خبرنگار ما، سردار محمد رويانيان رئيس پليس راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى روز سه شنبه در جمع خبرنگاران اعلام كرده بود ساعت شروع طرح تردد نوبتى خودروها از ديروز - چهارشنبه - از ساعت ۳۰:۶ به ۷ صبح و ساعت پايانى اجراى طرح نيز به ۵ بعد از ظهر كاهش يافت كه هماهنگى هاى لازم نيز در اين باره صورت گرفته است.پس از اعلام اين خبر از بخش هاى خبرى صدا و سيما زمانى كه رانندگان صبح ديروز نيم ساعت زودتر وارد محدوده طرح ترافيك شدند از سوى مأموران راهنمايى و رانندگى متوقف و برگه هاى جريمه ۱۳ هزارتومانى دريافت كردند.يكى از رانندگانى كه ساعت ۶ و ۵۲ دقيقه ديروز به خاطر ورود به منطقه طرح زوج و فرد جريمه شده بود، به خبرنگار ما گفت: پس از اعلام خبر تغيير ساعت طرح زوج و فرد وارد منطقه طرح شدم كه مأمور راهنمايى و رانندگى پس از متوقف كردن خودرو ام ۱۳ هزارتومان جريمه ام كرد. وقتى درباره موضوع مصاحبه رئيس پليس راهنمايى و رانندگى ناجا با مأمور پليس صحبت كردم ادعا كرد در اين خصوص به آنها دستورى داده نشده است. اين در حالى بود كه شمار قابل توجهى از شهروندان تهرانى نيز به همين سرنوشت دچار شده بودند.سردار حميدرضا هاشمى، رئيس پليس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: قرار بود تغيير ساعت محدوديت ورود به منطقه طرح ترافيك از روز پنجشنبه ـ امروز ـ اعمال شود و ما از تغيير آن به روز چهارشنبه مطلع نبوديم.وى درخصوص وضع رانندگان جريمه شده نيز اظهار داشت: سيستم اصلى دراين خصوص در اختيار پليس راهنمايى رانندگى ناجاست كه در اين باره بايد منتظر دستور سردار رويانيان بود.
* ترافيك اول مهر و ۵ هزار پليس
سردار هاشمى در ادامه درباره اقدام هاى پليس تهران براى ايجاد نظم ترافيكى در روزهاى نخست مهر گفت: با بسيج كامل همه نيروها و تجهيزات، امسال نيز با تمام توان به استقبال مهر و بازگشايى مدارس مى رويم. به همين منظور بيش از ۵ هزار مأمور پليس با ۶۰۰ دستگاه خودرو، ۴۰۰ دستگاه موتوسيكلت و ۲ دستگاه بالگرد در ۱۵ روز نخست مهرماه، آماده باش هستند.رئيس پليس راهنمايى و رانندگى تهران در ادامه تأكيد كرد: مأموران راهنمايى و رانندگى با رانندگان خودروهايى كه براى دانش آموزان به خصوص دختران ايجاد مزاحمت كنند نيز براساس قانون به صورت قاطع برخورد مى كند.وى ادامه داد: امسال سازماندهى سرويس هاى مدارس با شهردارى است. حال آن كه تمام سرويس ها بايد داراى معاينه فنى باشند.
مأمور راهنمايى و رانندگى دزدان مسلح را به دام انداخت
315657.jpg
گروه حوادث- ۲ مرد كه پس از سرقت مسلحانه يك دستگاه خودرو راننده را در صندوق عقب مخفى كرده و در حال فرار بودند با هوشيارى مأمور راهنمايى و رانندگى به دام افتادند.

به گزارش خبرنگار ما، حوالى ظهر سه شنبه يك افسر راهنمايى و رانندگى كه در تقاطع جنت آباد- بزرگراه همت مشغول كار بود متوجه حركت خلاف و گردش به چپ يك دستگاه پرايد يشمى رنگى شد كه ۲ سرنشين داشت.
او بلافاصله دستور ايست داد و از راننده خواست مدارك خود را نشان دهد. اما راننده مدعى شد مدارك و گواهينامه اش را در خانه جا گذاشته است. افسر پليس مشغول نوشتن برگ جريمه بود كه ناگهان صداهاى خفيفى از صندوق عقب خودرو شنيد. وقتى جلوتر رفت صداى ناله مردى را شنيد كه تقاضاى كمك داشت. همان موقع به دستور افسر پليس، راننده مجبور به گشودن در صندوق عقب شد. بدين ترتيب ناگهان مرد جوانى با دست و پا و دهان بسته از داخل صندوق بيرون پريد.
مأمور پليس با مشاهده اين صحنه بلافاصله از مأموران كلانترى ۱۳۸ جنت آباد كه در همان نزديكى حضور داشتند تقاضاى كمك كرد. اما لحظاتى بعد سرنشينان خودرو پا به فرار گذاشتند. اما همان موقع افسر پليس با پاشيده شدن اسپرى اشك آور يكى از متهمان را ناكام گذاشت.ميلاد ۲۱ ساله، صاحب خودروى پرايد در تحقيقات به مأموران گفت: با ماشين مسافركشى مى كنم. چند ساعت قبل مقابل يكى از بيمارستان هاى شمال تهران ۲ مرد را به صورت دربستى سوار كردم. آنها مرا به منطقه جنت آباد و كوچه اى خلوت كشاندند. اما ناگهان يكى از آنها در حالى كه كلتى در دست داشت مرا تهديد به مرگ كرد و نفر دوم كه چاقو به دست بود با چسب دهان و دست و پايم را بست. همان موقع مرد مسلح مى خواست با شليك گلوله اى مرا بكشد اما همدستش او را منصرف كرد و گفت كه بهتر است او را در صندوق عقب زندانى كنيم.
ميلاد در ادامه اظهار داشت: چند دقيقه بعد خودرو متوقف شد و من متوجه شدم كه افسر راهنمايى و رانندگى در حال جريمه كردن آنهاست. بنابراين از فرصت استفاده كرده و با سر و صدا كمك خواستم.بدين ترتيب متهم دستگير شده به كلانترى منتقل و تحت بازجويى قرار گرفت. وى در اظهاراتش گفت: اهل يكى از شهرهاى غرب كشور هستم كه سال ۸۱ براى كار به تهران آمدم از آن موقع به عنوان آشپز در رستوران هاى مختلفى كار كردم تا اين كه با يكى از دوستانم به نام خالد تصميم گرفتيم براى پولدار شدن سرقت و دزدى كنيم. ابتدا يك كلت كه يكسال پيش از سليمانيه عراق خريده بودم را برداشتم و با خالد به يكى از خيابان هاى شمال شهر رفتيم. از آن جا كه نقشه سرقت از بانك ها را داشتم ناچار به فكر تهيه خودرو افتاديم. كه در اولين قدم ناكام مانديم. بدين ترتيب بعد از اعتراف هاى بهروز مأموران محل اختفاى خالد، -همدست فرارى اش- را نيز شناسايى و او را نيز در حوالى ميدان قزوين دستگير كردند. جعفرى معاون دادستان در دادسراى جنايى تهران نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: متهمان در نخستين بازجويى ها اظهار داشتند هدفشان از سرقت اتومبيل، انجام سرقت هاى مسلحانه از بانك هاى تهران بوده است البته نام و مشخصات بانك خاصى را اعلام نداشته اند. با اين حال تحقيقات بيشتر در اين رابطه ادامه دارد.
در پى تحقيقات پليس و بازپرسى جنايى تهران صورت گرفت
افشاى راز قتل يك زن در خانه ويلايى شماره ۱۱
315654.jpg
گروه حوادث- با كشف دكمه ها و قرآن قديمى، راز قتل زن سالخورده اى كه در جريان سرقت از خانه ويلايى اش به قتل رسيده بود فاش شد.
متهم به قتل با اطلاع از تنها بودن زن در فرصتى مناسب به خانه او رفت و نقشه شوم خود را اجرا كرد.
به گزارش خبرنگار ما، ۳۰ مرداد زنى با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و گفت: ۲۴ ساعت است كه از سرنوشت همسايه ۷۴ ساله ام به نام «تاشپر» خبر ندارم.
مأموران پس از شنيدن اظهارات زن همسايه بلافاصله خود را به خانه ويلايى شماره ۱۱ در يكى از فرعى ها به محل حادثه در خيابان شهيد قره نى رسانده و با دستور قضايى پس از شكستن قفل در وارد خانه شدند. مأموران در بازرسى خانه ويلايى ناگهان در آشپزخانه با جسد زن سالخورده كه كف آشپزخانه افتاده و قابلمه تفلونى نيز روى سرش قرار داشت مواجه شدند.
دقايقى بعد با حضور روشن- بازپرس شعبه سوم دادسراى امور جنايى تهران- مأموران تشخيص هويت پليس آگاهى تحقيقات جنايى براى افشاى راز اين جنايت آغاز شد. نخستين بررسى هاى پليسى نشان داد كه اين زن از سال ها قبل پس از مرگ شوهرش، به تنهايى در خانه ويلايى زندگى مى كرد؛ تمام بستگانش نيز در خارج از كشور زندگى مى كنند.
با افشاى اين موضوع، كارآگاهان تحقيقات خود را روى افرادى كه به اين خانه رفت و آمد داشتند، متمركز كردند.
مأموران در تجسس هاى پليسى دريافتند، در حياط خانه يك انبارى قديمى وجود دارد كه يك لوله كش از آن استفاده مى كرد. همچنين مأموران اطلاع يافتند، ۳ ماه قبل ۲ مرد به عنوان نقاش ساختمان و نظافتچى به اين خانه رفت و آمد داشته اند. بدين ترتيب پس از شناسايى مرد نقاش و لوله كش از آنها به عنوان مظنونان اصلى پرونده بازجويى شد كه مرد نقاش اظهار داشت: بعد از اتمام كارم، يكى از دوستانم به نام على را به عنوان نظافتچى به مقتول معرفى كردم. من و على و پسرش «مجيد» در ۳ روز خانه را تميز كرديم. اما از ماجراى قتل هيچ اطلاعى ندارم.
با راهنمايى هاى مرد نقاش، مأموران، بلافاصله به خانه على در باقر شهر رفتند. اما او نيز منكر هرگونه جرمى شد. با اين وجود كارآگاهان پى بردند پسر وى -مجيد- معتاد به كراك و بيكار است كه تعادل روانى هم ندارد. بنابراين مأموران خانه على را مورد بازرسى قرار دادند كه از داخل كمد لباس هاى «مجيد» يك جلد قرآن قديمى، يك حلقه انگشتر نقره و يك بسته دكمه قديمى نظامى كشف كردند. از آنجا كه اين وسائل با سن «مجيد» هم خوانى نداشت، مأموران او را تحت بازجويى هاى فنى، پليسى قرار دادند.
بدين ترتيب مجيد كه راه فرارى جز بازگويى حقيقت نداشت سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: به دليل اعتياد شديد، مقدارى از طلاهاى مادرم را فروختم. مادرم وقتى از موضوع باخبر شد، دائم از من سراغ طلا هايش را مى گرفت. از سويى ديگر از ۴ ماه قبل هم بيكار شده بودم. بنابراين وقتى همراه پدرم براى نظافت به خانه ويلايى پيرزن رفتيم، با خود گفتم حتما او زن پولدارى است. به همين خاطر روز حادثه به خانه اش رفتم و پس از معرفى خودم او خوشحال شد و در را باز كرد. من نيز از فرصت استفاده كردم و در آشپزخانه، او را خفه كردم. همان موقع با مشاهده خونى كه از سر پيرزن جارى شده بود، بلافاصله قابلمه اى روى سرش گذاشتم. سپس ۱۵ هزار تومان پول و مقدارى از طلاهايش را دزديدم. وقتى دوستم طلاهاى دزدى را نخريد، من به مغازه ديگرى رفتم و طلاها را به مبلغ ۷۵۰ هزار تومان فروختم. پس از اعتراف هاى مجيد بلافاصله مالخر نيز دستگير شد. مجيد كه صبح ديروز براى انجام تحقيقات قضايى به شعبه سوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران احضار شده منكر ارتكاب قتل شد و به بازپرس شاملو گفت: من مشكلات مالى فراوانى داشتم. وقتى براى يكى از دوستانم به نام «امير سياه» موضوع نظافت در خانه، مقتول را تعريف كردم، او تشويقم كرد تا براى سرقت به خانه پيرزن برويم. بنابراين طى نقشه قبلى به خانه مقتول رفتيم و وقتى او در را باز كرد، از من خواست بيرون خانه كشيك بدهم. سپس امير به خانه رفت و چند دقيقه بعد با يك كيسه مشكى به نزدم آمد. هم اينك متهم با دستور قضايى در بازداشت است. با اين حال تحقيقات جنايى براى روشن شدن صحت ادعاهاى اخير نيز آغاز شده است.
حادثه ها
اتهام هاى جديد ستاره سابق فوتبال آمريكا
اوجى سيمپسون ستاره سابق فوتبال آمريكا كه به اتهام سرقت مسلحانه از يك هتل در لاس وگاس بازداشت شده بود، به آدم ربايى، توطئه و سرقت محكوم شد.وى در سال ۱۹۹۵ به اتهام قتل همسرش محاكمه و سرانجام از اين اتهام تبرئه شد.
برق آسمان، جان ۷ دانش آموز را گرفت
۷ دانش آموز اوگاندايى قربانى خشم آسمان شده و جان سپردند.حادثه جوى مرگبار، ساعت يك بعد از ظهر دوشنبه به وقت محلى در مدرسه ابتدايى «بوجوگو» در غرب اوگاندا رخ داد.همزمان با بازگشايى مدرسه ها در سراسر اين كشور، دست كم ۷ دانش آموز بر اثر رعد و برق جان باختند و ۱۷ نفر زخمى شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |