|
گفت وگو با محسن حسينى كارگردان و بازيگر تئاتر
شهيدان را شهيدان مى شناسند
|
|
|
سميرا محمدى
محسن حسينى متولد ۱۳۳۶ تهران، كارگردان، بازيگر و كارشناسى ارشد درام، تئاتر و ارتباطات را از دانشگاه يوستوس آلمان اخذ كرده است. وى در كشور آلمان آثارى از جمله نوستالژى، آبى آهنى، سدراى زرتشت و برج خاموشان را به روى صحنه برد.۸ سال است كه به ايران برگشته و اجراى آثارى از جمله مده آ، اورفه، شهرزاد و هفت قصه اش و ...را در تهران به روى صحنه برده است. روزهاى اخير شاهد حضور محسن حسينى در بخش ويژه جشنواره تئاتر دفاع مقدس، پس از ۲ سال وقفه از آخرين ساخته تئاترى وى «شهرزاد و هفت قصه اش» بوديم.چهره اى كه شايد بيش از ۸ سال از سابقه كارى اش در ايران نمى گذرد اما در همين چند سال با آثار متفاوت خود توانست جايگاه ثابتى در تئاتر ايران پيدا كند.حسينى اين بار با ژانرى متفاوت از آثار سابق خود بار ديگر برروى صحنه نمايان شد، به اين بهانه گفت وگويى با وى ترتيب داديم كه در زير مى خوانيد.
* با توجه به كارهاى گذشته شما و همچنين نمايشنامه هاى آينده شما «آرتو» كه كم و بيش از آن مطلع هستيم، هيچ كدام در ژانر دفاع مقدس نبوده، چطور شد كه به عرصه جشنواره دفاع مقدس روى آورديد؟ طرح «مزرعه مين» حدوداً ۴ سالى است كه نظرم را جلب كرده، در گذشته به دعوت دانشگاه امير كبير براى همايش بين المللى «رباط هاى مين ياب» دعوت به كار شدم كه پروژه اى با سوژه مين و با ژانر پرفرمنس به روى صحنه بياورم كه پس از ۲۴ روز تمرينات جانكاه به يكباره توسط عده اى از مسئولان دانشگاهى آن موقع، جلوى كار گرفته شد.كما اين كه هنوز نمى دانيم چرا پروژه ها ى قوى و سنگين كه در سال ۱۳۷۸ با يك تيم ۱۴ نفره و بازى گلاب آدينه و پس از ۵ ماه تمرين سترگ در تالار سنگلج هر روز به استثناى جمعه ها اجرا مى شد به يكباره توسط هيأت بازبينى جشنواره كنار گذاشته مى شود، بدون هيچ دليل و برهانى! و پروژه لايوهم من نيز سال گذشته هم دچار بى مهرى مركز هنرهاى نمايشى واقع شد، خوشبختانه دليل رد اين پروژه سومى را مى دانم، عدم بودجه كافى براى ۸ بازيگر حرفه اى كه مجبور شدم خود انصراف دهم.۲ سال پيش مجدداً پروژه «مزرعه مين» را در ۲۸ صفحه طرح كامل به شوراى بنياد رودكى براى اجرا در تالار وحدت ارائه دادم و پس از ماه ها انتظار، توسط شورا تصويب نشد و هرگز هم دليل رد شدن آن معلوم نشد؛ خوشبختانه هنگامى كه از من براى شركت در جشنواره دفاع مقدس دعوت شد فوراً پذيرفتم؛ پروژه تئاتر پرفرمنس جايگاه خود را پيدا كرده و بالاخره «مزرعه مين» در بخش ويژه دوازدهمين جشنواره سراسرى تئاتر دفاع مقدس به روى صحنه آمد.سوژه «مزرعه مين» يك موضوع جهانى و بشرى است و تماتيك و موضوع آن بعد از جنگ است كه هر دو طرف نيروهاى خودى و دشمن را درگير مى كند؛ «مزرعه مين» موضوعى جهانى و سرنوشت دردناك بويژه مردمان عادى، روستايى، كشاورز و كودكان در مزرعه هاى كشورهاست و سوژه اى است كه صد درصد نو و تا به حال كارنشده و مطمئناً تئاترى پرمخاطب خواهد بود. * البته كار با اين مضمون پيش تر ها توسط استادان ديگر انجام شده، دليل تمايز كار شما كه موجب تفاوت با آثار ديگر مى شود چيست؟ مسلماً هميشه اين نوع ديد و كار وجود داشته اما در اين نمايش از عناصر مولتى مديا- پرفرمنس استفاده شده و تجربه اى كه در اين نمايش آغاز شده از لحاظ شاخصه هايى كه دارا است براى نخستين بار در آثار دفاع مقدس به چشم مى خورد و اين نوع مدل كار از اوايل كار من در ايران در پروژه هاى اروفه تا شهرزاد و هفت قصه اش به صورت برجسته وجود داشته و به نظر من اين ژانر در آثار من تداوم دارد زيرا دستخط يك هنرمند هميشه بايد مشخص باشد و سبك خاص خود را همواره در همه آثار خود دنبال كند. * با توجه به اين كه نخستين تجربه كارى شما در جشنواره سراسرى دفاع مقدس بود، روند جشنواره را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ من بنا به دلايل تمرينات پروژه «شرق ديوار آفتاب» كه از دو هفته آينده در چين كليد مى خورد مى بايد به تهران بر مى گشتيم و فقط، روز اول جشنواره ۲ اجرا داشتيم و بازگشتيم.به هر حال جشنواره اى با اين وسعت و امكانات محدود در يك استان مرزى مانند استان كردستان مشكلات خاص خودش را دارد. انتظار بيشترى نيز از اين استان نداشتم زيرا در جشنواره فجر تهران ۴ دوره شركت كردم، امكانات هميشه ضعيف و جشنواره با سرعت اتفاق مى افتد.مثلاً در پروژه اروفه ميز نمايش ام با نيم ساعت تأخير وارد صحنه شد و نمايش ام با نيم ساعت تأخير به روى صحنه رفت. از لحاظ سازماندهى و طراحى هميشه مشكل داشتيم و بيشتر به كميت توجه مى كنيم تا كيفيت و متأسفانه هيچ زمانى هم از اين تجربه درس عبرت نمى گيريم. بار ها گفته ام كه به جاى دعوت كردن از ۱۰۰ گروه در يك جشنواره ۱۰ گروه انتخاب كنيم.اما با تمام اين وجود شهروندان ميزبان و مسئولان برگزار كننده خسته نباشيد، عرض مى كنم. * پس با تمام اين اوصاف باز هم منتظر حضور مجدد شما در جشنواره دفاع مقدس باشيم؟ طبيعى است حتماً حضور مى يابم زيرا طرح و سوژه جديدى در ذهن براى كار در اين جشنواره دارم كه مايلم بعدها به آن اشاره كنم. * در ارتباط با ژانر و موضوع كار و داستان بگوييد، «مزرعه مين» اين طور كه به نظر مى رسد موضوع هاى جديد و نوآورى هاى خاص خودش را داراست؟ درست است فكر مى كنم با هر پروژه ام به تجربيات جديدى دست پيدا مى كنم كه خيلى در روند كارهايم مهم و قابل بررسى است.در اين پروژه با واژه خطا به نمايشى The Lucture Performance رو به رو هستيم كه در ادامه آثار پرفرمنس گذشته ام است و در واقع از ۲ تا ۳ سال پيش با پروژه «آرتو» شروع شده كه در پروژه آينده ام تكميل تر يا در پروسه پيشرفته اش ادامه خواهد يافت.به نظر من امروزه روايت يك داستان از خود داستان مهم تر شده به اين دليل كه بدانيم چگونه مى توانيم براى تماشاگران يك داستان را نقل كنيم، زيرا ما نقالان داستان هاى گوناگون روى صحنه هستيم و چه اعجاب انگيز هملت به پوسونيوس درباره بازيگران سفارش مى كند آنجا كه مى گويند: آقا، از اين هنرمندان خوب پذيرايى كنيد.شنيديد؟ نسبت به آنها خوش رفتارى شود، آنها تاريخچه و خلاصه وقايع زمانه اند.يا درجاى ديگر هملت در يكى از متن هاى خود آنگاه كه بلند فكر مى كند، مى گويد: شنيده ام هنرنمايى بازيگران در اعماق روح گناهكارانى كه صحنه نمايش را مى بينند اثر مى گذارد.به طورى كه به گناه خود اعتراف مى كنند.قتل اگر چه زبان ندارد ولى با عنصر مرموزى، معجزه آسا لب مى گشايد. «مزرعه مين» يك پروژه مستند، داستانى است كه از فاكتورهاى حقيقى كنار هم چيده شده كه مولتى مديا يا نقشى صد درصد مستند گونه در ارتباط تنگاتنگ با رويدادهاى نمايش است يا با روايت رودرروى بازيگران با تماشاگران كه داستان هاى حقيقى آدم هاى آسيب ديده دوران جنگ يا بعد از جنگ است و محور اصلى داستان «مزرعه مين» جمله معروف شهيد گمنامى است كه مدت ها فكر مرا به خود جلب كرده و در واقع كليد و يا هسته اصلى كار است. «شهيدان را شهيدان مى شناسند» فكر مى كنم جمله اى تكان دهنده و حتى آزاردهنده براى ما زندگان است، زيرا هيچ گاه حقايق شهدا را ما نمى توانيم بازگو كنيم و حق مطلب را ادا كنيم و در اين پروژه گويا آنان از ديارى پس از مرگ باز مى گردند، و روايت خود را بيان مى كنند.تصور كنيد كسانى كه روى مين رفته و بدنشان پاره پاره شده و از دنياى مردگان باز مى گردند و خودشان برايمان بازگو مى كنند. * شما امسال در جشنواره دفاع مقدس در بخش ويژه حضور داشتيد.در واقع شما و گروه استوويداتور، فرشته مرگ، توسط دبير اين جشنواره دعوت به كار شديد.اين براى جامعه تئاترى كه با كارهاى شما به خوبى آشنا هستند، كمى تعجب آور بود! مسأله جنگ مسأله درگير جمعى است و تنها مختص افراد معدود و خاصى نيست. جالب است در جشنواره جناب سرهنگ مهاجر رئيس بنياد حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس استان كردستان پس از اجراى نمايش در گفت وگوى با من اظهار توجه داشت كه اين نمايش گويى براى مرزهاى ايران كه درگير مين هستند طراحى شده و جنگ و پديده مخوف مين را به خوبى روايت مى كند و اين گونه پيشداورى ها غير عادلانه است، فراموش نكنيد طى ۸ سال كه در ايران كار مى كنم چهارمين پروژه صحنه اى به نوشته، طراحى و كارگردانى بنده است و تماشاگران و مخاطبان تئاترم هنوز «گيلگمش» و «لايوهم» را فراموش نكرده است و اصولاً پرونده كارى ام روند يكنواختى وجود ندارد و مطمئناً از ژانرم دور نشده ام، جامعه تئاترى محسن حسينى را با پروژه هاى تئاتر و پرفرمنس مى شناسد و در بخش نظرى هم با بيش از ۱۵ مقالات بنده طى سال هاى گذشته آشناست، پس بنابراين به خاطر نوع و ديدگاه من به صحنه دعوت به كار شده ام، هرگز براى ستايش جنگ به اين جشنواره نيامدم، بلكه پيامدهاى بعد از جنگ در اينجا و هر كشورى را بازگو مى كنم و همان طور كه اشاره كردم، مين پديده اى مخوف است كه هر روز قربانيان بى شمارى را مى گيرد.۴۰۰ نوع مين در جهان وجود دارد، ۵ استان ما آغشته به مين است و ما با ۱۷ ميليون مين خنثى نشده مواجه هستيم و فكر مى كنم پديده جنگ و مين و كشت و كشتار تعلق به قشر خاصى ندارد، فرامليتى، فرافرهنگى و متعلق به همه انسان هايى است كه در اين كره خاكى زندگى مى كنند، اتفاقاً با نوع و زاويه ديد بنده و سبك و ژانر تئاتر پرفرمنس حسايت موضوعى را بيشتر تأكيد مى كند.روى صحنه من به عبارتى «مزرعه مين» اصلاً از سنگر، كوله پشتى، فانوسقه و يا ويلچر خبرى نيست، ديد گاه كاملاً متفاوتى است كه پيامد مين را بازگو مى كند و كنجكاوى به اين زاويه ديد از اهل تئاتر و مخاطبانم، كارم را هرچه بيشتر جذابتر و پر اهميت تر نمودار مى سازد. * شما در بخش ويژه جشنواره ۲ اجرا داشتيد، چند اجراى عمومى داريد؟ فعلاً براى فاز يكم اجراهاى عمومى از تاريخ ۳۰ شهريور تا ۸ مهرماه جارى «مزرعه مين» در سالن انديشه حوزه هنرى به روى صحنه مى رود و از اجراهاى ديگر پروژه فعلاً اطلاع دقيقى ندارم، اما گفت وگوهايى براى اجرا در مجموعه تئاتر شهر صورت گرفته است. * آيا مايليد نمايش «مزرعه مين» را پس از اجرا در تهران و حضور در جشنواره فجر در شهرستان ها نيز به اجرا برسانيد؟ زيرا اين نمايش با محوريت مين براى شهرهاى برون مرزى نيز مى تواند جذاب واقع شود. مايلم اين نمايش براى مردمان جنگزده و مرزى نيز روى صحنه رود. چون تئاتر ما يكى از عوامل عدم پيشرفت اش همان مركزيت تئاتر در تهران است. با همكارى مركز حتماً اين كار را انجام مى دهم زيرا به نظر من مطلوب نيست كه پروند اين كار با چند اجرا بسته شود. * مطلع شديم كه نمايش «مزرعه مين» را براى شركت در بخش مرور آثار جشنواره تئاتر فجر پيشنهاد كرديد، در اين رابطه بگوييد؟ در ابتدا بنا بود با پروژه تئاتر پرفرمنس «من، آنتونن آرتو» در جشنواره حضور يابم كه طرح نمايش ۲۸ صفحه اى آن را ارائه داده بودم ولى بنا به دليل سفر ۳ ماهه ام به چين و بازى در فيلم مستند داستانى «شرق ديوار آفتاب» پروژه آرتو به تعويق افتاد و اين سومين بار است. «مزرعه مين» فكر مى كنم در جشنواره فجر حضور يابد و حتماً پروژه جذابى به لحاظ تماتيك و در راستاى تئاتر مولتى مديا براى ميهمانان خارجى جشنواره باشد. زيرا به لحاظ شكل و محتوا از جنبه هاى ديدارى و شنيدارى، هنر پرفرمنس و يا تئاتر مولتى مديا به تجربه هاى جديدى پرداخته شده است. * پس پروژه «آرتو» هم همانند پروژه «اميرارسلان» كه به دليل برگزار نشدن جشنواره آئينى و سنتى در سال گذشته اجرا نشده كنار گذاشته مى شود؟ خير، امسال به دليل درگير بودن در اين مستند اين ۲ طرح را كنار گذاشتم اما به طور قطع در سال آينده اين ۲ طرح را كار مى كنم.
|