|
تصدى بخش عمومى در اقتصاد ايران
|
|
|
هادى اكبرى
اين روزها نمايندگان مجلس در حال بررسى لايحه اصل ۴۴ قانون اساسى در صحن علنى هستند . اجراى كامل سياست هاى ابلاغى اصل ۴۴ قانون اساسى نيازمند قانونى فراتر از برنامه خصوصى سازى است. گواه اين مدعا بررسى سياست خصوصى سازى است كه از برنامه اول توسعه آغاز شده اما با بررسى شاخص هاى اندازه گيرى حجم دولت مشاهده مى شود كه برعكس اندازه دولت بسيار بزرگ و با حجم تصدى گرى هاى فراوان است و همين حجم گسترده عامل اساسى بروز كسرى بودجه، تورم و ايجاد اخلال در تخصيص بهينه منابع و غيرواقعى بودن قيمت ها تلقى مى شود.
ضرورت دخالت جدى دولت در اقتصاد در اواخر دهه سوم قرن بيستم در كشورهاى پيشرفته صنعتى به دنبال ركود و افزايش بيكارى در اقتصاد اين كشورها مطرح شد. كينز معتقد بود ركود ناشى از كمبود تقاضاى كل در اقتصاد است و مكانيسم بازار قادر به برطرف ساختن آن نيست. بنابراين نياز به دخالت دولت وجود دارد. به اين ترتيب از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ دولت ها با هدف از ميان برداشتن نارسايى هاى بازار، ايجاد زيرساخت هاى اقتصادى، تخصيص بهينه منابع، تأمين كالاها و خدمات اساسى، دستيابى به اهداف اقتصادى و اجتماعى و سرعت بخشيدن به توسعه، بسيارى از فعاليت هاى اقتصادى را بر عهده گرفتند. به تدريج و با افزايش دامنه فعاليت دولت ها مشكلاتى از جمله ضعف نظام حسابرسى و ارزشيابى، نبود انگيزه كافى، چندگانگى اهداف، بروكراسى شديد ادارى، بهره گيرى نادرست از انحصارات، ناكارايى اقتصادى ، عدم استفاده كارآمد از منابع و... بروز كرد و باعث شد تا در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مجدداً سياست هاى آزادسازى به عنوان يك راه حل دنبال شود. در بسيارى از كشورهاى در حال توسعه و از جمله ايران (از ابتداى برنامه اول توسعه) اين سياست ها به مرحله اجرا گذاشته شد كه البته نقص هاى بسيارى را در خود داشت. براى اين كه بتوانيم ارزيابى بهترى از وضعيت اندازه و حجم دولت در كشور داشته باشيم در اين بخش برخى از شاخص هاى مرتبط را بررسى مى كنيم. جدول ۱ سهم بودجه شركت هاى دولتى از بودجه كل كشور و ميزان رشد آنها را در سال هاى ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۶ نشان مى دهد. جدول شماره ۱ نشان مى دهد كه سهم بودجه شركت هاى دولتى و مؤسسات وابسته از سال ۱۳۶۸ (آغاز برنامه اول توسعه) حداقل بيش از ۵۰ درصد بوده و در سال هايى به مرز حدود دو سوم نيز افزايش يافته است. باوجود اين كه در اين سالها دولت ها به دنبال كوچك تر كردن حجم خود بوده اند ولى در بهترين وضعيت تنها توانسته اند حجم اين شركت ها را در بودجه كل كشور ثابت نگه دارند. از ميان شاخص هاى اندازه گيرى حجم فعاليت هاى دولت گوياترين شاخص سهم بودجه شركت هاى دولتى و مؤسسات وابسته از بودجه كل كشور است. در بيشتر سالها اين رقم بالاى ۶۵ درصد و روند آن نيز از سال ۶۸ تقريباً صعودى بوده است به جز سال هاى ۸۲ و ۸۳ . اما در اين دو سال نيز تعداد شركت هاى دولتى افزايش داشته است. جداى از گسترش شركت هاى دولتى، بررسى آثار مالى آنها بر بودجه دولت نيز مهم است. * بررسى خالص آثار مالى شركت هاى دولتى بر بودجه دولت شركت هاى دولتى به طرق مختلف، هم بر دريافت هاى بودجه دولت و هم بر پرداخت هاى بودجه دولت اثر مى گذارند. اين گونه شركت ها از طريق پرداخت ماليات و سود سهام به خزانه كشور كمك مى كنند و در صورت زيان دهى و انجام برخى فعاليت هاى خاص، يارانه و كمك هايى از محل درآمد عمومى كشور دريافت مى دارند. برخى ديگر نيز از محل درآمد مبادرت به اجراى طرح هاى عمرانى مى كنند و تمام يا قسمتى از سرمايه گذارى ثابت موردنياز خود را بدين گونه تأمين مى كنند. بررسى ها نشان مى دهد كه شركت هاى دولتى با آن كه حجم وسيعى از بودجه سالانه را تشكيل مى دهند در مجموع بر بودجه دولت اثر منفى دارند. به طورى كه اين رقم ظرف ۵ سال (از ۷۲ تا ۷۷) تقريباً ۲برابر شده است. از ديگر شاخص هاى مهم براى اندازه گيرى حجم دولت مقايسه بودجه كل كشور و اجزاى مهم بودجه نسبت به GDP (توليد ناخالص داخلى) است. نسبت بودجه كل كشور به GDP به استثناى يكى دو سال، روندى صعودى داشته و اين نسبت از رقم ۳۶ درصد در سال ۱۳۶۸ به رقم ۹۴/۴ درصد در سال ۸۶ رسيده است كه بيش از ۱۶۰ درصد رشد داشته است. دليل صعودى بودن اين شاخص، افزايش قيمت نفت است. چرا كه عمده رقم تشكيل دهنده درآمد دولت، درآمدهاى نفتى است. براساس اهداف مندرج در برنامه چهارم توسعه مقدر شده است تا نسبت بودجه كل كشور به توليد ناخالص داخلى به طور متوسط سالانه ۲ درصد كاهش يابد به نحوى كه در سال پايانى برنامه چهارم توسعه اين نسبت به ميزان ۱۰ درصد كمتر از سال پايه (۱۳۸۳) باشد. همچنين روند بودجه شركت ها و مؤسسات دولتى نيز از سال ۶۸ تاكنون تقريباً هر سال افزايشى بوده است و از ۲۰ درصد سال ۱۳۶۸ به رقم ۶۶/۱ درصد در سال ۱۳۸۶ يعنى بيش از ۳ برابر افزايش يافته است. اما نسبت بودجه عمومى به GDP اگرچه نسبت به سال هاى اوليه برنامه اول توسعه افزايش يافته است اما در سال هاى اخير كاهش داشته و از اين نظر نكته مثبتى است. براى محاسبه رشد حجم دولت از شاخص هاى ديگرى نيز استفاده مى كنند از جمله محاسبه نسبت سرمايه گذارى جديد دولت به سهام فروخته شده دولت كه اگر كمتر از يك باشد، معناى كوچك تر شدن دولت است اما كمترين ميزان اين نسبت در سال ۷۰ برابر۱۰/۶ و همين نسبت در سال ۸۰ به گفته توكلى رئيس مركز پژوهش هاى مجلس شوراى اسلامى رقم ۵۰۸ بوده است يعنى نسبت فوق ۵۰۸ برابر بزرگتر شده است همچنين تعداد شركت هاى دولتى طبق جدول ۳ بوده است. خوشبختانه در سال هاى اخير تعداد شركت ها بعضاً كاهش و در سال هايى نيز كه افزايش يافته سرعت رشد بسيار پائين بوده است.
|