شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶ - ۱۷ رمضان ۱۴۲۸
Sat, Sep 29, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
خانواده
به سفارتخانه جديد آمريكا در عراق خوش آمديد
پاكستان به سوى يك انتخاب حساس مى رود
به سفارتخانه جديد آمريكا در عراق خوش آمديد
قلعه صليبيون در قلب بغداد
317391.jpg
مارتين فلچر‎/ منبع:Times

بزرگتر از قصر صدام، با داشتن يك سينما، ورزشگاه و استخر، سفارتخانه آمريكا، امن ترين و هوشمندترين مكان براى زندگى در عراق است.
بغداد شهرى است از مخروبه ها، خانه هاى سوخته، مغازه هاى ويران و فروريخته بر اثر انفجار بمب هاى انتحارى، طبقه هاى مخروب قصرهاى عصر صدام حسين و ساختمان وزارتخانه هايى كه در جريان حمله ايالات متحده در سال ۲۰۰۳ ويران شده اند. در برابر اين ويرانگرى ها يك مورد فوق العاده استثنايى وجوددارد. اين مورد استثنايى احتمالاً تنها طرح ساختمانى جديد و عظيم در پايتخت عراق در ۴ سال گذشته است.
اين طرح ساخت سفارتخانه ايالات متحده در ساحل غربى رود دجله است كه پيمانكاران امروز رسماً آن را به دولت ايالات متحده واگذار مى كنند. يك ديوار بلند اين سفارتخانه جديد و عظيم را تقريباً از سطح زمين به بالا غيرقابل رؤيت مى كند.
به دلايل امنيتى، وزارت امورخارجه به تمام درخواست ها از سوى رسانه هاى گروهى براى بازديد از سفارتخانه پاسخ منفى داده است. درعوض، وزارت امورخارجه به خبرنگاران وعده ارائه عكسهاى گرفته شده از داخل سفارتخانه را در آينده داده است. تنها راه نظاره سفارتخانه آمريكا از روى بام هتل بابل است كه در آن سوى رودخانه قرار دارد.
آنچه كه شما مى توانيد از ميان دود، گرما و آلودگى هوا ببينيد مجتمعى متشكل از ۲۴ بلوك جديد قهوه اى رنگ متمايل به خاكسترى و خاكسترى هوشمند است كه در محوطه اى به وسعت ۱۰۴ جريب (۴۲ هكتار) زمين قرار گرفته و توسط ديوارهاى نفوذناپذير محصور است. سفارتخانه جديد آمريكا قلعه اى در ميان قلعه ها در منطقه سبز است. اين سفارتخانه به گونه اى طراحى شده كه بتواند هرگونه حمله فيزيكى را دفع كند و هنگامى كه در چند هفته آينده، درهاى خود را براى فعاليت بازمى كند، توسط گروهى از تفنگداران نيروى دريايى آمريكا كه پادگان مخصوص به خود را دارند، محافظت مى شود.
اما همه اين ها بدان معنا نيست كه اين سفارتخانه از انتقاد مصون است. اين بزرگترين سفارتخانه ايالات متحده مى باشد كه تاكنون ساخته شده است. وسعت آن تقريباً به بزرگى شهر واتيكان و با هزينه ۶۰۰ ميليون دلار (معادل ۳۰۰ ميليون پوند) گران ترين سفارتخانه آمريكا است.
در زمانى كه ميليون ها نفر از ساكنان بغداد در خارج از منطقه سبز روزانه فقط چند ساعت بيشتر آب و برق ندارند، عراقى ها با چشمان خود مشاهده مى كنند كه اين طرح بموقع تمام مى شود، مشكل بودجه ندارد و ازنظر تأمين آب شرب گوارا، كارخانه تأمين برق، تأسيسات فاضلاب شهرى، انبارها و مغازه هاى مخصوص حفظ و نگهدارى تأسيسات، كاملاً خودكفا است. يك مرد جوان عراقى مى گويد: «مردم بسيار عصبانى هستند، اين امكانات براى آمريكايى هاست نه براى عراقى ها.» در اين مجتمع ۲ بلوك از تشكيلات و ساختمان هاى ادارى وجوددارد كه ۱۰۰۰ نفر كارمند را درخود جاى مى دهد. علاوه بر اين، ۶ بلوك آپارتمان با ۶۱۹ واحد يك خوابه، محل مسكونى بزرگ براى سفير و معاون او، يك مدرسه، يك مركز خريد و يك محوطه مخصوص براى خريد موادغذايى، يك استخر شنا، محوطه ورزشى تنيس و بسكتبال، يك ورزشگاه، سينما، سالن آرايش و كلوپ اجتماعى در اين مجتمع ساخته شده است.
اين مقدار اطلاعات به اين دليل در دسترس است كه مهندس آرشيتكت اين سفارتخانه، آقاى برگر دوين، از شهر كانزاس، نقشه هاى اين مجتمع را براى مدتى كوتاه روى سايت اينترنتى مجتمع قرارداد تا اين كه وزارت امورخارجه به او دستور برداشتن آنها را داد. سفارتخانه آمريكا با نيروى كار وارداتى ساخته شد.
امسال كميته اى از كنگره آمريكا در جلسه اى تهمت هايى را شنيد مبنى بر اين كه شركت ساختمانى فرست كويتى جنرال تردينگ اند كانتر كتينگ به تمام كارگران ساختمانى فيليپينى گفته بود كه براى ساختن هتل به دوبى پرواز مى كنند و تا زمانى كه هواپيماى آنها به مقصد بغداد به پرواز درنيامده بود، كارگران فيليپينى را نسبت به كار در سفارتخانه بى خبر نگاه داشته بودند، به عبارتى آنها را در برابر عمل انجام شده و مجبور به كار در بغداد كردند.
منتقدين محوطه جديد سفارت آمريكا را به عنوان نمادى از انزوا و اشغالگرى آمريكا و نشانه اى از كم اعتمادى ايالات متحده به آينده عراق مى دانند. خانم جين لوفلر، يكى از متخصصان در رشته مهندسى سفارتخانه ها، در آخرين جلد مجله فورن پاليسى مى نويسد: «سفارتخانه آمريكا در بغداد، محصور در ميان ديوارهاى محكم بتون آرمه و بريده شده از بقيه بغداد، مانند قلعه هاى صليبيون به نظر مى رسد كه زمانى در سراسر خاورميانه وجودداشتند.»
وى در ادامه مى گويد: طبق سنت ديرينه، سفارتخانه ها براى تشويق و ترغيب تعامل با جوامع ميزبان شان طراحى مى شدند، اما در مورد سفارتخانه آمريكا اين امر صدق نمى كند. طبق نظر او، «اگرچه ديپلمات هاى ايالات متحده ازنظر چارچوب قوانين روابط ديپلماسى «درعراق» هستند، اما چه فرقى مى كند، تعاملى با شهروندان كشور ميزبان وجودندارد، درست مثل اين است كه آنها در واشنگتن مستقر مى باشند.
درست است كه دولت ايالات متحده مرتب ادعامى كند كه به آينده عراق دموكراتيك اميدوار است، اما در عين حال، سفارتخانه اى را در بغداد طراحى نموده كه هيچ گونه قوت قلبى را به عراقى ها نداده و اميد چندانى براى آينده آنها باقى نمى گذارد. درعوض، ايالات متحده قلعه اى ساخته كه ظرفيت حفظ حضورى طولانى مدت و گسترده در برابر خشونت كماكان پايدار در عراق را دارد.»
ادوارد پك، سفير سابق ايالات متحده در عراق، در همان مجله آورده است: «اين سفارتخانه يك هزار نفر را در پشت كيسه هاى شنى خواهدداشت. من نمى دانم چگونه شما مى خواهيد در چنين شرايط و وضعيتى به رفق و فتق امور ديپلماسى بپردازيد.»
ديپلمات هاى ايالات متحده چشمان خود را در برابر چنين انتقادهاى تند و تيزى فرومى بندند.
يكى از مقام هاى ارشد آمريكايى تأييد مى كند: «وسعت و گستردگى اين سفارتخانه تاحدود زيادى انتظار ما از داشتن روابطى قوى و طولانى مدت با عراق را منعكس مى كند.
البته كه اين سفارتخانه يك قلعه است. اين روزها كدام سفارتخانه اى قلعه نيست. اين مسأله يك تراژدى است. در دنياى امروز اين مسأله بيان غم آلودى از واقعيت است.» روشن است كه انتقادهاى بى وقفه اعصاب آدمى را خرد مى كند. وى در ادامه مى گويد: «ما اين سفارتخانه را (nec) مى ناميم. (nec) حروف اختصارى براى new embassy compund، (محوطه سفارتخانه جديد) است و اين سفارتخانه براى ما دردسرساز بوده و موى دماغ ماست.»
پاكستان به سوى يك انتخاب حساس مى رود
آخرين روزهاى يك مبارزه بزرگ
317421.jpg
پاكستان آخرين لحظه هاى يك مبارزه طولانى براى تقسيم قدرت را سپرى مى كند. شهروندان اين كشور براى رسيدن به اين انتخابات چند موج سهمگين بحران را متحمل شده اند. از آغاز امسال كه نخستين زنگ مبارزه انتخاباتى با تحرك دو رهبر تبعيدى اين كشور در اروپا به صدا در آمد تاكنون ، پاكستان هيچ روزى را بدون بحران سپرى نكرده است.
درست است كه دراين سرزمين ، خشونت همزاد مبارزه انتخاباتى بوده و همواره در گرد و غبار ستيز و تقابل احزاب اين كشور صندوق هاى رأى بر پا شده است اما انتخابات جديد اين كشور حكايت پيچيده ترى دارد.
چند مسأله مهم و تاريخى دست به دست هم داده تا اين انتخابات به نقطه شروع يك حيات سياسى تازه در اين كشور تبديل شود. به همين دليل همه حوادث منتهى به انتخابات در اين يك ماه اخير رنگ و صبغه يك روياروى بزرگ را دارد.
گويى صندوق هاى رأى اين انتخابات قرار است تكليف همه پرسش هايى كه در اذهان عمومى پيرامون وضعيت دموكراسى حزبى، ساخت نظام سياسى ، مواجهه ارتش وتندرو ها يا چالش حاكميت باطرف هاى منطقه اى و بين المللى مطرح بوده را يكجا روشن خواهد ساخت.
همه بازيگران داخل و خارج از سنت گرا و غربگرا و لشكرى وكشورى در سفره اين انتخابات سهم خويش را مى جويند. شايد كمترين سهم از خوان رنگين اين انتخابات به مردم تحت فشار اين كشور تعلق دارد.
انتخابات اين دوره بيش آنكه سزاوار عنوان يك «رقابت ملى» باشد كه به طور متعارف ميان احزاب يك كشور براى جلب اعتماد و آراى مردم به جريان مى افتد رقابتى در راستاى يك تصميم بين المللى است قطعه اى از يك پازل يا سناريوى سياسى است كه مجموعه اى از بازيگران عربى، اروپايى وآمريكايى براى صحنه سياسى اين كشور فراهم كرده اند.
دست برقضا اين لايه از انتخابات پاكستان، پنهان يا خاكسترى نيست و همه طرف هاى بين المللى كه در كارزار امروز اسلام آباد حضورى علنى دارند سخنگويان آنها به صورت صريح خواسته ها و مطالبات خويش را از اين انتخابات ونيز از دولت منتخب آينده به زبان مى آورند.
بر حسب گزارشى كه در رسانه هاى پاكستان منتشر شده است به هم تنيدن منافع همزمان چند كشور خارجى خود يكى از عواملى است كه موجب شده اين انتخابات در نگاه مردم پاكستان يكى از مبهم ترين انتخابات نام بگيرد. به عبارتى اقشار عادى و عامه مردم پاكستان نمى دانند كه منافع شان زير بيرق كدام يك از ۳ جريان غربگرا يا سنت گرا و ملى گرا تأمين خواهد شد. ويا دولت ائتلافى كه احتمال قوى از بطن اين انتخابات برخواهد آمد كدامين گره از انبوه مسائل اقتصادى وسياسى اين كشور را خواهد گشود.
به هرحال پاكستان روزهاى حساسى را مى گذراند. جدا از نتيجه انتخابات آنچه مايه نگرانى دوستداران اين كشور اسلامى شرقى است فضاى پر التهاب سياسى آن است. اگر چه ارتش ونيروهاى امنيتى از ابزار ها واقتدار كافى براى كنترل اوضاع برخوردار هستند اما خوف همه نوع رويدادهاى ناگوار مى رود. خشونت و تسويه هاى خونين بخشى ازمنطق بازى گروه هاى اين كشور شده است بويژه پس ازغائله مسجد لال انبوهى از بذر خصومت وكينه در فضاى اين كشور آكنده است.
* نقش تعيين كننده رأى ماه اكتبر
تكليف نزاع بزرگ جناح هاى قدرت در پاكستان فقط در انتخابات اكنون رياست جمهورى روشن نخواهد شد. انتخاب فردى به عنوان رئيس جمهور در پارلمان نيمى از مسير اين مبارزه است ونيمه مهم تر آن همانا در جريان انتخابات پارلمانى كه قرار است در ژانويه برگزار شود رقم خواهد خورد.
انتخابات ۶ اكتبر به ظاهر فقط بر محور يك سؤال مى چرخد و آن اين كه آيا مشرف پس از ۵ سال زمامدارى آيا اختيارنشستن بر كرسى قدرت براى يك دوره ديگررا دارد يا نه؟ اين سؤال درواقع كانون و مركزثقل نزاع پردامنه اى است كه قرار است در رأى ماه اكتبر تكليف آن روشن شود.
از اين منظر اگر به كارزار انتخابات امروز نگاه شود، چنين تصور خواهد شد كه در انتخابات رياست جمهورى يك مدعى بيشتر حضور ندارد و هم او فرجام اين مبارزه را رقم خواهد زد ( مشرف). اما واقعيت اين است كه تصميم در باره ماندن مشرف بخشى ازيك سناريوى ۲ مرحله اى است كه مذاكرات ومقدمات آن در همان جلساتى فراهم شده كه قراراست فصل ديگرش درانتخابات پارلمانى ماه ژانويه با حضور بى نظيربوتو پياده شود.
طبيعى است كه تشريفات تحقق اين سناريو « دولت مشترك» يا دولت ائتلافى كه درآن يك ژنرال رئيس جمهور و يك نخست وزير سياستمدار خواهد شد متفاوت خواهد بود.
فصل نخست اين توافق كه قرار است در اين روزهاى اكتبر اجرا شود يعنى تعيين تكليف رهبرى مشرف بر اين «دولت ۲پايه» بايد مراحل ذيل را طى كند.
رئيس جمهورى پاكستان توسط اعضاى «كالج انتخاباتى» متشكل از نمايندگان پارلمان فدرال و مجالس ايالتى برگزيده مى شود و ژنرال پرويز مشرف، رئيس جمهور كه تا اين روزاكتبررياست ستاد مشترك ارتش پاكستان را دارد مى كوشد ازاين مجمع مجوز زمامدارى براى يك دوره ديگر را اخذ كند.
مخالفان ژنرال مشرف تا آخرين ساعات منتهى به انتخابات مى كوشند با توسل به دادگاه عالى اين كشور مانع از شركت وى در اين انتخابات شوند. آنها پذيرش بقاى او در سياست را به واگذارى پست قدرتمندى به نام سمت فرماندهى ارتش موكول كردند. دليل اين همه پافشارى بر كناره گيرى مشرف از فرماندهى ارتش روشن است سياستمدارانى مانند بوتو علاوه برخاطرات تلخى كه از دوره زمامدارى ژنرال ها دركاخ رياست جمهورى دارند كه حتى به اعدام پدران آنها ختم شده است از وزنه نيرومند ارتش درسياست خبردارند و به صرافت دريافته اند كه با وجوداين لباس، مشرف قدرتى ماوراى همه قدرت ها خواهد داشت وديگر تقسيم قدرت امرى مهمل خواهد بود.
مشرف براى كسب آن بخش از كرسى قدرت تلاش مى كند كه امروز بيش از هر زمان ديگر قيمت يافته است. كرسى رئيس جمهور پاكستان هر چند در گذشته يك مقام تشريفاتى محسوب مى شد وفقط در شرايط اضطرارى از اختيارات گسترده ترى از جمله انحلال مجمع ملى - پس از كسب تأييد دادگاه عالى - و در نتيجه، بركنارى نخست وزير برخوردار بود اما امروز با فرايندمبارزه اى كه مشرف درپيش گرفته است درعمل مى رود تا شأن و جايگاه رهبرى را در اين كشورپيدا كند.
طبق قانون اساسى پاكستان، دوره رياست جمهورى ۵ سال است و يك فرد تنها براى ۲ دوره مى تواند به اين سمت انتخاب شود.
از شگفتى هاى اين انتخابات اين است كه مشرف در ساعات پايانى تصميم هاى پر از ريسك و خطر گرفته است. به جز بوتو كه درحاشيه امن پشتيبانى غرب قرار دارد ژنرال هر دو جبهه اپوزيسيونش را مورد تنبيه هاى خطرناك قرار داده است .
اوايل ماه سپتامبر، او به يكى از ۲ رهبر حريف خود ضرب شصت سنگين نشان داد. نواز شريف، نخست وزير پيشين و رهبر حزب عوامى ليگ (شاخه نواز) كه به عربستان سعودى تبعيد شده بود براى شركت در انتخابات به پاكستان بازگشت اما نيروهاى مشرف، شريف را در فرودگاه پايتخت بازداشت و ساعاتى بعد از كشور اخراج كردند.
اين درحالى بود كه ديگر دشمن خارج نشين او يعنى، بى نظير بوتو، همان روز گفت كه به توافقى با ژنرال مشرف دست يافته است.
مشاهده چنين نوعى از تبعيض در رفتار ژنرال بسيارى را شگفت زده كرد ضمن آنكه حريف مسلم ليگى او - نوازشريف - را در اوج مظلوميت نشاند.
درحالى كه قبلاً ژنرال مشرف هر دو حريف خود را بايك اتهام رانده بود. او در مقام فرمانده ارتش با وارد كردن اتهام تخلفات مالى و جرايم جنايى به رهبران سياسى اين كشور، از جمله نواز شريف، رهبر حزب مسلم ليگ (شاخه نواز) و بى نظير بوتو، رهبر حزب مردم پاكستان، مانع از فعاليت سياسى آنان شد.
لذا اكنون اين سؤال در ذهن هواداران شريف جارى است كه چگونه ژنرال بوتو سكولار را كه اتفاقاً تضادى عميق تر با ارتشيان دارد بر رهبر مسلم ليگ ترجيح داد آن هم در دوره اى كه شاخه اى نيرومند از مسلم ليگى ها به رهبرى شجاعت حسين نيمى از كابينه مشرف را تشكيل مى دهند.
به هرحال همه نگاه ها امروزبه صحن پارلمان دوخته شده است و عموم ناظران در پايان اين مبارزه به جست وجوى پاسخ اين سؤال هستند كه آيا مشرف قادر خواهد بود اين بار هم از جدال سخت حريفانش پيروز بيرون آيد. بيش از همه خانم بوتو و طراحان فرمول تقسيم قدرت دلواپس نتيجه كارزار امروز هستند. زيرا هرگونه اتفاقى مى توانداين توافق مهم را كه به مهرو امضاى ۳ كشور آمريكا، انگليس وعربستان رسيده است و دركشور شيخ نشين امارات به اجرا درآمده است ، برهم بزند.
* بيم و اميدهاى ژنرال
هيچ كس در توانايى هاى ژنرال درميدان سياست ترديد ندارد. مشرف شصت و چهارساله پاكستان، از سال ۱۹۹۹ و زمانى كه تصدى سمت رياست ستاد ارتش را بر عهده داشت و با دست زدن به يك كودتاى بدون خونريزى دولت نواز شريف، نخست وزير وقت را بركنار كرد، تا امروز كه به عنوان «رئيس قوه مجريه» مرد شماره يك پاكستان زمام امور را در دست دارد نشان داد كه از مهارتى بالا دركارزار مبارزه سياسى برخوردار است .
نخستين آزمون دشوارانتخاباتى كه مشرف درآن قرار گرفت آوريل سال ۲۰۰۲بود كه، ژنرال با برگزارى يك همه پرسى در صدد كسب مشروعيت براى تصدى سمت رياست جمهورى و كسب اختيارات فوق العاده برآمد اما اين همه پرسى با انتقادهاى گسترده نسبت به بروز تخلفات گسترده در رأى گيرى مواجه شد. او سپس در اكتبر سال ،۲۰۰۲ انتخابات مجمع ملى و مجالس ايالتى برگزار كرد و حزب مسلم ليگ پاكستان (شاخه قاعد اعظم) كه در سال ۲۰۰۱ براى حمايت از پرويز مشرف تأسيس شده بود، بيشترين تعداد كرسى ها را در مجمع ملى به دست آورد و بالاخره در انتخابات مشابه امروز مجلس اين كشور سال ۲۰۰۴ با اكثريت ۶۵۸ رأى از ۱۱۷۰ رأى، به پرويز مشرف به عنوان رئيس جمهورى رأى اعتماد داد و به اين ترتيب، عملاً رياست جمهورى او را تأييد كرد.
اما اين بار معلوم نيست كه نقشه هاى ژنرال چه ميزان شانس توفيق يابد. او تصميم هاى با ريسك زياد در مسير اين انتخابات گرفته است از حمله خونين به اردوى تندرو ها در مسجد لال كه او را رودرروى ائتلاف احزاب ششگانه مجلس عمل متحده قرارداد تا بازداشت سران اين ائتلاف و حاميان شريف و از سپردن تعهدات سنگين به غرب تا گماردن دوستانش در مناصب كليدى ارتش در آخرين روزهاى مبارزه انتخاباتى.
اما شايد ريسك بزرگتر او اين باشد كه همه شانس آينده خود را به توافق با بوتو گره زده است و درصدد برآمده با جلب همكارى بى نظير بوتو، رهبر حزب مردم پاكستان كه دومين حزب بزرگ در مجمع ملى است، موقعيت خود را دررياست جمهورى تثبيت كند. يعنى رهبرى كه باوجود اعتبار بالايى كه نزد غرب و اعراب منطقه پيدا كرده است اما مورد تنفر ژنرال ها و سنتگرايان است.
از جمله پيامدهايى كه ناظران با قاطعيت در افق اين انتخابات پيش بينى مى كنند اين است كه آراى صندوق هاى اين انتخابات، جامعه سياست زده اين كشور را با قطب بندى جديدى روبه رو خواهد كرد. همه چيز در مناسبات گروه هاى سياسى حكايت از اين دارد كه فضاى سياسى اين كشور به سمت نزاع هاى تازه پيش مى رود. اين مساله(شكاف سياسى) نقض اصلى در غرض همه كسانى است كه دراين انتخابات به يك ائتلاف مى انديشند و يا در اتحاد نمايندگان دو جناح سياسيون و نظاميان نويد شكل گيرى دولت منسجم و قدرتمند را داده اند.
اين مسأله كه مولود وميوه اين انتخابات نه تفاهم در اسلام آباد بلكه تضاد وتقابل تازه در ساخت قدرت خواهد بود چندان نيازمند قرائن و دلايل متقن نيست. كافى است به وزن نيروهايى كه از گردونه رقابت حذف شدند يا چوب سركوب را در مقدمات اين انتخابات چشيدند توجه شود. نيروهايى كه طبق همان تبانى هاى خارجى قرار است به حاشيه رانده شوند يا دركمربند تحريم قرار گيرند هر كدام داراى پايگاه اجتماعى و لشكرى از هواداران و نيز تشكيلات حزبى نيرومندى هستند. حتى اگر به مسير پرچالشى كه ۲ نماد اين انتخابات يعنى بى نظير بوتو و مشرف طى كردند توجه كنيم باز چشم اندازى از يك دولت تفاهم به چشم نمى خورد. درست است كه بوتو و مشرف اكنون داراى بينش مشترك در همپيمانى با غرب و رويارويى با جريان تندرو ها هستند اما حلقه حاميان ومتحدان آنها داراى خواسته ها و ديدگاه هاى كاملاً متفاوت مى باشند. نمونه آشكار آن مواضع بدبينانه اى است كه شاخه مسلم ليگ حامى مشرف در اين يك ماه عليه بوتو اتخاذ كرده است. يا خصومتى كه ميان مشرف و جامعه پرنفوذ وكلاى پاكستان پس از خلع قاضى محبوب اين كشور - افتخارچودرى - ازقدرت شكل گرفت .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |