شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶ - ۱۷ رمضان ۱۴۲۸
Sat, Sep 29, 2007
آيينه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ماجرا
خانواده
به بهانه برگزارى كنگره نكوداشت آيت الله جمى
روايت اوتاد
حجت الاسلام والمسلمين سيد هادى خسروشاهى
317406.jpg
پس از آزادى از زندان من چند روزى در قم ماندم و به علت خبر هاى نگران كننده اى كه از ادامه فشار و شكنجه دستگير شدگان روحانى و غير روحانى بويژه اعضاى مؤتلفه مى رسيد چون احتمال تعقيب مجدد وجود داشت تصميم گرفتم برنامه قبل از دستگيرى ، يعنى سفر به عراق و نجف را اجرا كنم به همين منظور با تغيير لباس و بوسيله قطار شبانه وارد اهواز و خرمشهر شدم . يك روز در خرمشهر خدمت مرحوم آيت الله شيخ سلمان خاقانى بودم و روز بعد همراه يكى از مريدان ايشان به آبادان رفتم و اين بار در مدرسه علميه آيت الله شيخ عبدالرسول قائمى كه محل اقامت دوستان و استادانى بود كه از شهرهاى مختلف براى تبليغ راهى آبادان مى شدند، ميهمان ايشان شدم. در اينجا بى مناسبت نيست اشاره كنم كه آيت الله قائمى اصلاً اصفهانى بود و پس از تحصيل مقدمات و سطح در آن شهر، راهى نجف شد و ساليانى دراز از محضر علما و مراجعى چون آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى استفاده هاى علمى كرد و در سال ۱۳۲۱ شمسى با صلاحديد معظم له، براى مقابله با بهائى گرى و گروه هاى ديگر و گروه هاى چپ كه در منطقه جنوب فعال بودند، راهى آبادان شد و در آن شهر اقامت گزيد و سپس نماينده تام الاختيار مراجع عظام نجف و قم: سيد ابوالحسن اصفهانى، سيد حسين بروجردى، سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويى و امام خمينى(ره) و آقاى گلپايگانى و ديگران و در همه زمينه ها منشأ آثار خير و بركات بسيارى شد و علاوه بر تدريس، حوزه علميه آبادان را تأسيس كرد و يك كانون فرهنگى براى بانوان به وجود آورد و مساجد نو، مهدى و چند مسجد ديگر در آبادان و جزيره خارك و. . . بنا نمود و تا اوايل جنگ متجاوزين بعثى در آبادان انجام وظيفه و سپس به اصفهان مراجعت كرد و به اقامه نماز جماعت و تدريس و تفسير قرآن پرداخت و در بهمن ۱۳۷۲ به رحمت حق پيوست.
317409.jpg
چند روزى كه در آبادان ميهمان آيت الله قائمى بودم تا راه اعزام به نجف هموار گردد، توفيق همراه شد و در خدمت ايشان، به ديدار علماى معروف آن زمان آبادان، حضرات آقايان سناآبادى، مصدرالامور، غلامحسين جمى، حاج آقا مكى، حاج آقا صدر هاشمى و برهانى و حاجى خرمى پرداختيم. البته اشاره كنم كه يك هفته بعد وسايل سفر قاچاقى اينجانب به عراق، توسط آيت الله قائمى فراهم شد و من راهى عراق شدم و مدتى در حجره آيت الله عميد زنجانى ميهمان ايشان بودم كه داستان طولانى و مفصل آن را در جاى ديگر نوشته ام و در اينجا نمى آورم. آشنايى من با حضرت آقاى جمى از آن زمان آغاز شد و بعد به هنگام سفر ايشان به قم كه مكرر بود، خدمت ايشان مى رسيديم و گاهى هم ايشان در مجله «قلب اسلام» و روزنامه «نداى حق» (چاپ تهران) مقاله مى نوشتند كه مورد استفاده قرار مى گرفت.

حوادث بسرعت، يكى پس از ديگرى رخ مى دادند و مى گذشتند و آنگاه كه انقلاب اسلامى پيروز شد، چيزى نگذشت كه تجاوز بعث عراق به ايران اسلامى به كمك ارتجاع عرب و دستور و هدايت امپرياليسم غرب و در رأس آن آمريكا، آغاز شد و آبادان و خرمشهر و اهواز و نخستين شهرهاى نزديك به عراق، مورد تهاجم وحشيانه متجاوز قرار گرفتند و به محاصره درآمدند. سپس بعضى از شهر ها سقوط كردند و آبادان بر اثر مقاومت مردمى و استقامت نيروهاى مسلح به دست دشمن نيفتاد؛ ولى همچنان در محاصره باقى ماند. حضرت آقاى جمى به تعبير امام (ره) مانند كوهى استوار كه با توفان شديد هم از جاى خود تكان نمى خورد، در جاى خود باقى ماند و با نور الهى به دفاع همه جانبه از آبادان پرداخت و حتى اگر كوه ها هم متلاشى و نابود مى شدند و از بين مى رفتند، او استقامت مى ورزيد چون مى دانست كه پيروزى از جانب خداوند است. «تزول الجبال و لا تزل. . . . و اعلم ان النصر من عندالله.»

امام خمينى(ره) در پيامى خواستار شكستن حصر آبادان و نيرو ها از همه جا بسيج و رهسپار آبادان شدند. همشيره زاده ام مهندس باقر پشمينه آذر، دانشگاه و همه كارهايش را ر ها كرد و همراه گروهى از همكاران خود، براى شكستن حصر آبادان راهى جبهه نبرد شد و قبل از حركت از تبريز تلفنى با من تماس گرفت و خداحافظى كرد. من از او خواستم كه به هنگام ملاقات حضرت آقاى جمى، سلام مرا برساند و علت عدم توفيق حضور در شكست حصر آبادان را بگويد. باقر رفت و به هنگام نبرد براى شكست حصر آبادان، همراه ۲ تن از ياران مهندسش، به شهادت رسيد و پيام و سلام ما گويا به آقاى جمى ابلاغ نشد؛ ولى حصر آبادان با فداكارى ديگر برادران شكسته شد. سپس ما راهى سفرهاى دور و درازى شديم و توفيق ديدار سلب گرديد.
317388.jpg
اكنون كه حضرت آقاى جمى به تهران آمده و مراسم نكوداشتى در تجليل از ايشان مطرح شده است . يكى از برادران خبر داد كه حضرت آقاى جمى در تهران تشريف دارند. مشتاقانه همراه دوستان به ديدارش شتافتيم. آقاى جمى در ۸۴ سالگى هم با نشاط و سرزنده بود و با شادى و اميد سخن مى گفت و از ياران و برادران به خير و نيكى ياد مى كرد. ساعتى در كنار ايشان و دوستانى كه حضور داشتند، سپرى شد و به ذكر پاره اى از خاطرات نيم قرن گذشته، گذشت. در پايان ديدار ۲ ، ۳ كتاب جديد الطبع حقير از جمله «اهل البيت فى مصر»، «قصه التقريب» و «شيعه و سنى و غوغاى ساختگى» به ايشان اهدا و تقديم شد، به اميد آنكه دعاى خير ايشان، بدرقه راه باشد.
و اين ديدار به تاريخ ششم رمضان المبارك ۱۴۲۸ هـ ، ۲۷ شهريور ماه ۸۶ بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |