يكشنبه ۸ مهر ۱۳۸۶ - ۱۸ رمضان ۱۴۲۸
Sun, Sep 30, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سرمايه جاودانى است كار
317580.jpg
حميده احمديان راد

مى گويد: «مدتى پيش كار در حرفه اى را شروع كردم كه هنوز نمى دانم در آن موفق مى شوم يا نه. اين حرفه پشتكار، زمان و زحمت زيادى مى طلبد. همه كسانى كه از چند و چون كارم خبر دارند، بارها گفته اند كه چنين كارهايى فايده ندارد و اصولاً اين همه كار كردن و وقت گذاشتن بيهوده است. اگر هم به نتيجه برسد نتيجه فورى ندارد. وقتى از كار زياد خسته مى شوم، فكر مى كنم كه ديگران درست مى گويند. من هم بهتر است از وضع موجود راضى باشم و هر از گاهى مانند آنها از بى وفايى دنيا و سختى روزگار بنالم و آه بكشم.»


در فرهنگ كشورهاى شرق و جنوب شرق آسيا فرد سختكوش بر فرد باهوش و با استعداد برترى دارد. براى همين وقتى ايرانيان با همرده هاى خود در كشورى مانند ژاپن كار مى كنند، به هوش و استعدادشان مى بالند. مردم اين كشورها مى دانند با كار و تلاش زياد مى توانند به قله هاى موفقيت دست يابند. درحالى كه توجه زياد ما به استعداد و هوش افراد و بى توجهى به اهميت سختكوشى موجب شده نسل جوان احساس كند مى تواند بدون كار و تلاش به موفقيت و ثروت برسد.
«سوده راد» كارشناس ارشد كارآفرينى مى گويد: «چينى ها براساس اخلاق كار سخت عقيده دارند كه كاركردن، زندگى كردن است. احساس نياز به موفقيت در ميان چينى ها هم موجب شده كه آنها از سنين پائين، كودكان را براى رسيدن به موفقيت آموزش دهند و والدينى كه در تجارت يا مشاغل مشابه آن فعاليت مى كنند، كودكان در حال رشد را در فعاليت هايى نظير فروش، شمارش پول، تحويل كالا و ... درگير مى كنند. بنابراين در چين دختران و پسران جوان زيادى را در بازار كار در حال كمك به والدينشان مى بينيم. در چين عادى است كه بچه ها اوقات فراغتشان را صرف يادگيرى تجارت كنند. در كشور آلمان هم كودكان با شركت در كلاس هاى مختلف انواع مهارت ها را كسب مى كنند. براى مثال يك دختربچه ۵ ساله قادر به پخت شيرينى و حتى بافتن بافتنى است. در خانواده هاى فرانسوى هم كودك از سنين بسيار پائين با مفهوم پول در برابر كار آشنا مى شود. خانواده به او مى آموزد كه در برابر كارهاى كوچكى كه در خانه براى كمك انجام مى دهد، مى تواند پول دريافت كند. به اين ترتيب هم دركشورهاى غربى و هم در كشورهاى شرق و جنوب شرق آسيا فرهنگ كار وجود دارد. حتى اگر اهداف آنها متفاوت باشد. مطالعه روى دانش آموزان آسيايى و غربى به اين نتيجه منتهى شده كه دانش آموزان غربى براى برآوردن اهداف فردى خويش تلاش مى كنند و كار را به خوبى انجام مى دهند. اما دانش آموزان آسيايى به اين دليل تلاش مى كنند كه مى خواهند انتظارات والدينشان را برآورده كنند.»
وى عقيده دارد كه در گذشته خانواده هاى ايرانى هم فرهنگ و تجربياتى مشابه با كشورهاى غربى داشتند. اما اين مؤلفه ها را از دست داده اند. وى مى گويد: «در گذشته در فرهنگ ايرانى اهميت بسيارى به كار داده مى شد و فقر نيز به عنوان امرى مذموم شناخته مى شد. در نسل هاى پيشين در كشور ما، همان گونه كه هم اكنون در جوامع و خانواده هاى غربى مشاهده مى شود، فرزندان و بيشتر فرزندان پسر از سنين كودكى و نوجوانى با مفهوم كار و درآمد آشنا مى شدند. به طورى كه حتى در خانواده هاى ثروتمند نيز شاگردى فرزند و يادگيرى كار در حرفه اى مذموم شناخته نمى شد. به اين ترتيب فرزندان نسبت به امروز در سنين پائين تر مستقل مى شدند. البته در اين زمينه و نقش تحصيل فرزند در افزايش سن استقلال به مطالعات بيشتر نياز است.»
وى براى تصحيح فرهنگ مغاير با سختكوشى و كار در كشور ما توصيه مى كند كه والدين ايرانى اتكا به خود، استقلال، تصميم گيرى و سختكوشى را در سنين پائين به فرزندانشان بياموزند. وى مى گويد: «خانواده ها به جز آموزش كودكان براى اتكا به خود، نقش مهمى هم در آموزش صنعت به آنان دارند. اين گونه آموزش هاى زودهنگام بسيار مؤثر است. داستان برخى كارآفرينان موفق بيانگر اين مطلب است كه آموزش زودهنگام در مهارت هاى فنى و صنعتى بيش از مدرك دانشگاهى براى رسيدن به هدف كارآفرينى مؤثر است.»
ايرانيان براى تصحيح فرهنگشان مى توانند روى آموزه هاى فرهنگى و دينى خودشان تكيه كنند. پيامبر (ص) به دست كارگرى كه به خاطر بيل زدن زياد خشن شده بود بوسه زد و فرمود: «اين دستى است كه در آتش نخواهد سوخت.»
چنين نمونه هايى در زندگى پيامبر(ص) و امامان(ع) بسيار ديده مى شود.
مدارس نيز از جمله مراكزى هستند كه مى توانند به گسترش فرهنگ كار كمك كنند.
«محترم شجاعى» كارشناس علوم تربيتى مى گويد: «در مدرسه مى توان بچه ها رابا كار و فرهنگ كار آشنا كرد. مى توان به آنها آموخت كه حتى اگر استعداد و هوش زياد نداشته باشند، با سختكوشى مى توانند به موفقيت برسند. همين طور مى توان به آنها ياد داد كه كار يك ارزش است و تمام مشاغلى كه در آنها كار فكرى و يدى صورت مى گيرد، محترم است.»
* وقتى ارزش هاى انتسابى بر اكتسابى مى چربد
هر چند نبود فرهنگ مناسب و فقدان آموزش كافى نقش زيادى در بى توجهى به كار و تلاش دارد ولى ساختار اقتصادى جامعه هم مى تواند به اين وضع دامن بزند. اين عقيده وجود دارد كه در كشور ما ارزش هاى انتسابى بر ارزش هاى اكتسابى مى چربد و همين موضوع انگيزه كار و تلاش را از بين مى برد. طبيعتاً وقتى پديده هايى مانند آقازادگى و رانت خوارى در جامعه رواج دارد و عده اى به اين وسيله به ثروت هاى كلانى دست پيدا مى كنند، بقيه افراد بويژه جوانان احساس مى كنند بدون كار و تلاش هم مى توان به موفقيت رسيد و ثروتمند شد و سختكوشى امرى بيهوده و بى نتيجه است.
سوده راد مى گويد: «فرهنگى كه خواستار پرورش كارآفرينى است بايد مردم را به خاطر دستاوردهايشان و نه به خاطر مقتضيات تولدشان طبقه بندى كند. در فرهنگ هايى كه كارآفرينى تشويق مى شود، مانند كشورهاى هنگ كنگ، سنگاپور و فيليپين، فرد مى تواند براساس فعاليت ها و دستاوردهايش در جامعه ترقى يا افت كند و كسى كه با صداقت و سختكوشى ثروتمند شده باشد محترم است. فرهنگ بايد كار را به عنوان يك وظيفه ببيند و كار مؤثر و صادقانه را ارج نهد.»
اين در حالى است كه در قرن اخير در كشور ما روندى آغاز شده كه براساس آن افراد نه براساس تلاش، بلكه به خاطر عضويت در يك خاندان و نزديك شدن به مقام ها به مشاغل بالا دست مى يابند. كار به جايى مى رسد كه در برخى از شركت ها پستى ايجاد مى شود تا فرد مورد نظر آن پست را اشغال كند.
همچنين برخى از نوسانات اقتصادى موجب شده افراد بدون تلاش فوق العاده اى و تنها با استناد به اطلاعاتى كه از اطراف دريافت كرده اند يا به خاطر شانس و اقبال به سودهاى كلان دست پيدا كنند. طبيعتاً تمام اينها براى كسانى كه مى خواهند از طريق كار و تلاش به جايى برسند، دلسردكننده است.
«امير تمدن» كارشناس مديريت عقيده دارد تا ما به درآمدهاى حاصل از نفت متكى هستيم بايد انتظار چنين ناهنجارى هايى را هم داشته باشيم. وى مى گويد: «روحيه كار در كشور ما به جاى اين كه براساس سختكوشى وتلاش و مبتنى بر كار توليدى باشد، بيشتر مبتنى بر روحيه كاسبكارى است. همين افراد را نسبت به كار بى انگيزه مى كند. در واقع تا جامعه ما صنعتى نشود و صنايع به درستى خصوصى نشوند، نمى توانيم انتظار داشته باشيم كه افراد با سختكوشى بخواهند به جايى برسند. چون با روحيه كاسبكارانه هم مى توان به پول نفت دست يافت.»
متأسفانه اين رويه سال هاست كه در كشور ما حاكم شده است.
پيرمردى كه در صنف آهن فروشان فعاليت مى كند، مى گويد: «من زمانى آهنگر بودم. در آن موقع ميخ در ايران كم بود و تصميم گرفتم ميخ بسازم. استادم به من توصيه كرد كه هرگز در ايران دنبال كار توليدى نباشم. چون عاقبتى ندارد. ولى من به كارم ادامه دادم و تعداد زيادى ميخ ساختم و كارم هم گرفت. در آن زمان انبوهى ميخ وارد شد كه ميخ هاى من قابل رقابت با آنها نبود و ورشكست شدم.»
با اين وجود روحيه خوشبينى مى تواند بر هر مشكلى غلبه كند. چنان كه آمريكايى ها عقيده دارند فردا مى تواند بهتر از امروز باشد و براى ساختن آينده بهتر بايد هر كارى كه از دستشان برمى آيد انجام دهند.
فرهنگ پديده اى اكتسابى است. آموزش به كودكان در خانواده ها و مدارس مى تواند روحيه سختكوشى و پشتكار را در جامعه گسترش دهد. البته در كنار آن بايد انحراف هايى كه در شيوه كسب ثروت و رسيدن به پست هاى بالا به وجود آمده است را نيز تصحيح كرد، تا انگيزه كار و كوشش تقويت شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |