شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۶ - ۲۴ رمضان ۱۴۲۸
Sat, Oct 6, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
جايى هم براى ديگران باز كنيد
318654.jpg
حميده احمديان راد

بسيارى از ما به هر موقعيتى به چشم فرصت نگاه مى كنيم. حتى اگر اين موقعيت كه به آن فرصت مى گوييم، حقوق ديگران را به خطر بيندازد. به اين ترتيب در بسيارى از جاها عدالت را زير پا مى گذاريم تا از آن چيزى كه آن را فرصت مى ناميم، استفاده كنيم. به قولى «مردان شجاع فرصت مى آفرينند و ضعيفان منتظر فرصت مى نشينند».

دليل بسيارى از فرصت طلبى هاى ما اين است كه قوانين نوشته يا نانوشته زيادى را رعايت نمى كنيم. به عبارتى قانون كاملاً در تار و پود جامعه نفوذ نكرده است. از طرفى بسيارى از افراد از قانون اطلاع ندارند و همين زمينه فرصت طلبى را براى برخى فراهم مى كند. از طرف ديگر هم همه چيز به رعايت قوانين مصوب و اطلاع از آنها بستگى ندارد و لازم است درباره بسيارى از مسائل ميان خود مردم توافق جمعى و نانوشته وجود داشته باشد. به طورى كه افراد به طور درونى از سوء استفاده از موقعيت هايى كه به ضرر ديگران تمام مى شود، اجتناب كنند.
* تضييع حقوق ديگران را با فرصت اشتباه نگيريم
راننده اى كه نبود پليس را فرصت تلقى مى كند و ناگهان از فرعى جلوى خودروهاى ديگر مى پيچد و يا از چراغ قرمز رد مى شود و راه را بند مى آورد، فرصت را با ناديده گرفتن حقوق ديگران اشتباه گرفته است. چنين مواردى در نحوه رانندگى ما به وفور ديده مى شود. اين درحالى است كه بارها گفته شده در بسيارى از كشورها بدون حضور پليس هم رانندگان به قوانين احترام مى گذارند. اين موضوع از وجود همان توافق جمعى ناشى مى شود.
«رؤيا نجم» كارشناس ارشد جامعه شناسى مى گويد: «رفتار صحيح چيزى نيست كه يك شبه به وجود آيد، بلكه به آموزش پيوسته نياز است. يعنى ما به عنوان شهروند بايد آموزش زيادى ببينيم تا ناديده گرفتن حقوق ديگران را با فرصت اشتباه نگيريم. بسيارى از كسانى كه از غفلت و يا مثلاً كم بودن سن مشتريان يك مغازه يا بانك سوء استفاده مى كنند و بدون نوبت كارشان را راه مى اندازند، فكر مى كنند از فرصت استفاده كرده اند و اصلاً دچار اين احساس نمى شوند كه حقوق ديگرى را زير پا گذاشته اند و كسى كه از آنها قوى تر است هم در جاى ديگرى مى تواند ضعف آنها را فرصت تلقى كند و حقوقشان را زيرپا بگذارد. اين درحالى است كه اين اتفاق ها به وفور در جامعه ما رخ مى دهد و همه آن را فرصت تلقى مى كنند. در حالى كه با آموزش مستمر مى توان جلوى اين قبيل مسائل را گرفت. ما حتى در گفت وگو فرصت را به طرف مقابل نمى دهيم كه صحبت كند. بويژه در صورتى كه احساس كنيم نسبت به وى قدرت بيشترى داريم. به اين ترتيب اگر كسى از ما انتقاد كند و ما نسبت به او قدرت بيشترى داشته باشيم و يا از تريبونى برخوردار باشيم اين را فرصت مى دانيم كه تا مى توانيم چهره وى را تخريب كنيم. چنين نمونه هايى در حال حاضر به وفور در وبلاگ نويسى ديده مى شود.»
برخى از افرادى كه به مديران نزديك اند به اصطلاح از فرصت استفاده مى كنند و زيرآب همكاران ديگرشان را مى زنند و يا موقعيت هايى براى خود و دوستانشان ايجاد مى كنند. كسى كه مسئول درست كردن رواديد كاركنان يك شركت است، مى گويد: «آن قدر براى چند نفر از كاركنان اين شركت رواديد جور كرده ام كه مى گويند ديگر از سفر كردن خسته شده ايم. ولى حاضر نيستند اين موقعيت را به همكاران ديگرشان بدهند.»
براى بسيارى از افراد داشتن به اصطلاح پارتى در ادارات فرصت تلقى مى شود. آنها به هيچ وجه به اين موضوع اهميتى نمى دهند كه آيا شايستگى تصدى پست در اداره اى و يا قبول مسئوليتى و يا انجام توانايى طرحى را دارند يا نه. نتيجه سوء مديريت، به طول انجاميدن برخى از طرح ها و يا ايجاد پست براى افراد ناشايسته است كه انگيزه كار و فعاليت را از افراد شايسته مى گيرد.
برخى از مديران از ترس اين كه زيردست با استعدادشان زمانى رقيبشان شود، او را به كارى كمتر از حد توانايى اش مى گمارند و به عبارتى فرصت مطرح شدن و خود را نشان دادن را از او مى گيرند.
برخى از افراد به راحتى از به اصطلاح «فرصت» آشنا داشتن استفاده مى كنند و از بانك ها وام هاى چندصدميليون تومانى مى گيرند و چه بسا آنها اين وام را نه تنها صرف كارى توليدى وثمربخش براى جامعه نمى كنند، بلكه آن را در كارى غير مولد مى اندازند تا منافع شخصى شان را تأمين كنند. درحالى كه با اين كار فرصت را از شهروند ديگرى كه نياز زيادى به اين وام دارد و يا واقعاً مى تواند از آن به نفع جامعه استفاده كند، مى گيرند.
رؤيا نجم مى گويد: «در ذهن بسيارى از ما نحوه اولويت بندى مسائل درست نيست. به اين ترتيب ممكن است در ذهن كسى كه امكان ارائه تسهيلات به ديگران را دارد، منافع دوستش و يا خودش بر منافع ملى اولويت داشته باشد. همين موجب مى شود، فرصت را از كسى كه شايسته آن است بگيرد و درواقع حقوق او را زير پا بگذارد و به اين ترتيب منافع ملى را هم زير پا بگذارد. از طرفى انجام نشدن كار كارشناسى هم تأثير دارد. اين موضوع موجب مى شود به اشتباه فرصتى از كسى گرفته شود و به ديگرى داده شود.»
* مشكل از كودكى آغاز مى شود
اگر مردان و زنانى داريم كه هر موقعيتى را فرصت تلقى مى كنند و به عواقب آن توجه نمى كنند، بايد ببينيم كه چگونه كودكانى داريم و فرزندانمان را چگونه پرورش مى دهيم.
«محترم شجاعى» كارشناس علوم تربيتى مى گويد: «بيشتر ما از بچه هايمان مى خواهيم، كارى را كه دوست داريم و در مسيرى كه مى پسنديم يا آرزو داريم انجام دهند و به آنها فرصت اشتباه كردن نمى دهيم. چنين كودكانى وقتى بزرگ مى شوند نيز فرصت ابراز وجود را از ديگران مى گيرند. بسيارى از ما به بچه هايمان مى آموزيم كه پيشرفت آنها در گرو تضعيف بقيه بچه هاست. در مدرسه هم معلمان به كودكان اجازه ابراز وجود نمى دهند. در برخى از مدارس بچه ها وادار مى شوند همكلاسى هايشان را لو بدهند تا شرايط بهترى پيدا كنند و يا خودشان شرايط بدى پيدا نكنند. در حالى كه آموزش براى نحوه استفاده از فرصت ها و احترام به حقوق ديگران از همين سنين آغاز مى شود.»
نتيجه اين وضع فرصت طلبى و ناديده گرفتن حقوق ديگران در همه گروه هاى جامعه است و استثنايى هم وجود ندارد. حلقه نويسندگان و هنرمندان دوست ندارند كسى از خارج به ميانشان راه يابد و در نتيجه فرصت ابراز وجود را از ديگران مى گيرند.
فردى وام هاى كلان مى گيرد و ديگرى با وجود نياز چيزى دريافت نمى كند. عده اى از اين كه نوبت ديگران را زير پا مى گذارند دچار ناراحتى و عذاب وجدان نمى شوند. افراد در پست هايى كه شايستگى آن را ندارند قرار مى گيرند و افراد شايسته مجال نشان دادن توانايى هايشان را پيدا نمى كنند.
افراد و حتى احزاب تنها حرف خودشان را مى زنند و تريبون را از مخالفانشان مى گيرند.
اكثر مردم هنگام استفاده از امكانات اسراف مى كنند و فكر نمى كنند با رفتارشان فرصت زندگى بهتر را از ديگران مى گيرند. حتى مردمى با ظاهر متمول را مى بينيم كه براى گرفتن نذرى هجوم مى برند و پس از گرفتن غذا آن را نيم خورده رها مى كنند. در حالى كه افراد فقيرى خجالت مى كشند به ميان آنها بروند و آنها هم سهمى بگيرند.
موقع امتحان دانشگاه دانشجويى كتابى را كه مورد نياز همه است از كتابخانه خارج مى كند و از ديگران فرصت استفاده از اين امكان را مى گيرد.
بازيكن مى خواهد حتماً خودش گل بزند و امكان استفاده از فرصت را به بازيكن ديگر و تيمش نمى دهد و ...
حيوانات به اندازه نيازشان از فرصت ها و امكانات طبيعت استفاده مى كنند و در نتيجه تا زمانى كه بشر دخالت نكند، همه جانوران از امكان حيات و ارضاى نيازشان برخوردارند. در حالى كه ما همه فرصت ها را براى خودمان مى خواهيم و به اين توجه نمى كنيم كه نتيجه فرصت طلبى ما آسيب زدن به زندگى ديگران و زيرپا گذاشتن حقوق آنان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |