سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶ - ۲۷ رمضان ۱۴۲۸
Tue, Oct 9, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
رودررو
كودك بادبادك
خانواده
روايتى از كتاب ژئوپلتيك عربستان سعودى اثر اوليويه دالاژ
نگاه
تأملى در پيام هاى حوادث خطوط شمال و شاخ آفريقا
روايتى از كتاب ژئوپلتيك عربستان سعودى اثر اوليويه دالاژ
آئين سياست ورزى شاهزادگان سعودى
319434.jpg
تنظيم و گردآورى : حسين قنبرى

اثر جديد اوليوويه دالاژ، صاحبنظر سياسى فرانسه، با عنوان «ژئوپلتيك عربستان سعودى» كه سال ۲۰۰۷ در پاريس منتشر شد، توجه بسيارى از محققان را به خود جلب كرد. وى رياست بخش بين الملل راديو جهانى فرانسه را دارد دالاژ در واقع بخشى از مشاهدات و تجربياتش در ايامى كه به عنوان خبرنگار حوزه خليج فارس در دهه ۸۰ فعاليت مى كرد را به رشته تحرير در آورده است. وى در اثر خود به بسيارى از مسائل بحث برانگيز درباره سياست داخلى و خارجى حكومت آل سعود پرداخته و در مهم ترين فراز اين اثر مناسبات و پيوندهاى ايدئولوژى وهابيت با ساختار عملگراى حكومت سعودى را بررسى كرده است. اوليويه دالاژ در مصاحبه اى گزارشى از محتواى اثر خود و چكيده اى از نظراتش ارائه كرده كه از نظر گراميتان مى گذرد.
•••
آيا حوادث ۱۱ سپتامبر موجب شد تا مقام هاى عربستان سعودى خود را در اين اتفاق ها مقصر بدانند؟
با اين كه در وهله اول برخى مقام هاى بلندپايه حتى شاهزاده نايف وزير كشور عربستان نسبت به اين كه ۱۵ تن از۱۹ هواپيما ربا داراى مليت عربستانى باشند ابراز ترديد كرد اما شكى در اين نيست كه سعودى ها خود را در اين حوادث مقصر دانستند. اما انتقادات بسيار تند مطبوعات و محافل سياسى البته به استثناى بوش آنان را وادار كرد تا به مسائلى بپردازند كه قبلاً ترجيح مى دادند اعتنايى به آن مسائل نكنند، بويژه در باره ماهيت آموزش هاى ارائه شده از سوى افراد وهابى در مدارس سعودى و يا گردش هاى مالى القاعده. علاوه بر اين، حمله به عراق كه از سوى ائتلاف آمريكا و انگليس در بهار سال ۲۰۰۳ صورت گرفت مسأله نقش استراتژيك عربستان سعودى در خاورميانه را مطرح كرد. در حالى كه ايالات متحده در تمامى كشورهاى عرب حاشيه خليج فارس، شبه جزيره عربستان و عراق حضور نظامى دارد.
ساختار حكومت فعلى عربستان سعودى چگونه است؟ و مؤلفه هاى ژئوپولتيك آن چيست؟
حكومت عربستان ساختار قبيله اى سنتى دارد به طورى كه دولتمردان آن در استان ها از اعضاى خانواده پادشاه يا از خانواده هاى بزرگ منسوب به وى هستند. مسئولان ادارى محلى نيز از رؤساى سنتى قبايل همان محل هستند. بنيانگذار پادشاهى عربستان يعنى عبدالعزيز ابن سعود از پذيرفتن ايده بودجه حكومتى در معنايى كه ما مى شناسيم اكراه داشت و نخستين وارث وى يعنى ملك سعود اموال حكومت را همچون اموال شخصى خود به حساب مى آورد. اما آوردن كارشناسان خارجى، تربيت نسل فرزندان عبدالعزيز و توسعه كشور، مقام هاى عربستان را بويژه با ابتكار شاهزاده فيصل وادار كرد تا به فكر مدرن كردن ساختار حكومت با توجه به تفاوت هاى مناطق مختلف تشكيل دهنده اين پادشاهى بيفتند.
درباره اتحاد ميان وهابيت و سعود چه مى توان گفت؟
اتحاد بين محمدبن عبدالوهاب و رئيس محلى استان نجد يعنى محمد بن آل سعود نقطه شروع اين مسأله بود. يكى از اين دو از ديگرى حمايت مذهبى و سياسى به عمل مى آورد و در مقابل حمايت نيروهاى مسلح را دريافت مى كرد. در مجموع اين دو توانستند ابتدا منطقه نجد و سپس شبه جزيره عربستان را براى تبليغ همزمان اسلام وهابى موردنظر محمدبن عبدالوهاب تحت كنترل خود درآورند. ازدواج هاى صورت گرفته بين اين دو خانواده اين اتحاد را طى چندين نسل مستحكم تر كرد.
امروزه علاوه بر روابط سياسى و عقيدتى بسيارى از اعضاى خانواده آل سعود با تبار شيخ عبدالوهاب ارتباط خانوادگى دارند و ازدواج هاى زيادى بين اين دو خانواده صورت مى گيرد.
آيا سياست خارجى فعلى عربستان تداوم و نتيجه توسعه طلبى مبتنى بر فرقه وهابى است يا عمل گرايى محض همراه با غرب؟
درواقع هر دو. از زمان عبدالعزيز هنگامى كه وى مجبور شد با قدرت هاى بزرگ يعنى در ابتدا انگليس و سپس آمريكا سازش كند عمل گرايى بر ايدئولوژى دينى در سياست خارجى عربستان غلبه يافت. اما تبليغ و اشاعه وهابيت از اهداف كليدى سعودى ها بويژه ازطريق سازمانى موسوم به رابطه العالم الاسلامى است. اتحاديه اى كه در جده پايه گذارى شد. اين سازمان تنها به چاپ قرآن يا تأمين مالى مساجد در آفريقا، خاوردور، آسياى مركزى يا بالكان و حتى اروپاى غربى بسنده نمى كند. اين فعاليت ها نه تنها گاهى موردپذيرش و استقبال كشورهاى مناطق فوق قرار مى گيرد، بلكه به اين علت كه مى توانند از كمك هاى مالى سعودى ها بهره مند شوند موردتشويق نيز قرار مى گيرند. اما گاهى نيز باعث ناخشنودى ساير دولت هايى مى شود كه از مشاهده رخنه سريع اسلام سلفى دركشورشان با حمايت سران سعودى نگران هستند.
نقش تازه عربستان سعودى در تحولات خاورميانه چيست؟ نشست رياض كه چندى پيش برگزار شد آيا نشان دهنده تلاش عربستان براى بازگشت به دوران طلايى اين كشور در جهان عرب است؟ درمناسبات بين المللى آيا سعودى ها حرفى براى گفتن دارند؟
عربستان سعودى وزنه اى صرفاً منطقه اى است كه نمى توان آن را انكار كرد. اين كشور در مقايسه با ساير كشورهاى عربى از اهميت بيشترى درمناسبات بين المللى برخوردار است. با مرگ حافظ اسد و ملك حسين، سوريه و اردن تاحد زيادى قدرت و اهميت خود را از دست دادند. ظاهراً حسنى مبارك رئيس جمهور مصر نيز نمى تواند بيشتر از آنچه در ۱۰ سال پيش بود تأثيرگذار باشد. اين موارد باعث مى شود تاميدان آزادى عمل براى ملك عبدالله باز باشد كه از مدت ها پيش به عنوان يك بازيگر منطقه اى مطرح بود و اين يعنى عربستان سعودى نه يك قدرت جهانى است و نه آرزوى آن را دارد.
با وجود طوايف و قبايل متعدد و رويارويى نسب هاى مختلف آيا مى توان از يك هويت سعودى درعربستان سخن گفت؟ لطفاً در باره اين كشمكش داخلى در جامعه عربستان توضيح دهيد.
احتمالاً يك هويت سعودى در عربستان در حال شكل گيرى است. با توجه به جمعيت شناسى عربستان كه كشورى با جمعيت جوان به شمار مى رود جنبه سعودى بودن يا نبودن هويت ساكنان اين كشور بدون شك نسبت به ۳۰ سال پيش درگيرى و تنش كمترى را باعث مى شود . البته نمى توان گفت يك كشمكش تمام عيار داخلى در عربستان وجود دارد اما از ۱۰ سال پيش نوعى نارضايتى از رژيم موجود در اين كشور به وجود آمده است كه گاه به خشونت كشيده مى شود.
مشكلات اجتماعى فعلى عربستان سعودى چيست؟
بيكارى جوانان، عدم هماهنگى بين تحصيلات و فعاليت هاى اقتصادى و جامعه اى كه از لحاظ رفتارهاى اجتماعى و اخلاقى كنترل مى شود موجب به وجود آمدن نوعى سرخوردگى و يأس در اين كشور شده است. البته افزايش بهاى نفت در ۲ يا ۳ سال گذشته تا حدودى تنش ها را كاهش داده است اما اساساً چيزى را تغيير نداده است زيرا اصلاحات كه تنها با نظر پادشاه عربستان صورت مى گيرد روندى بسيار كند دارد.
به نظر مى آيد دور جديد روابط عربستان و آمريكا ابعاد خاصى دارد شما مشخصه هاى همكارى اين ۲شريك ديرين را در چه مى بينيد؟
پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و جنگ عراق مى توان گفت روابط ميان ۲كشور پيچيده تر شده است. پس از اين حوادث سران ۲ كشور به اين نتيجه رسيدند كه به يكديگر نياز دارند. در ضمن نبايد فراموش كرد كه اين روابط رياض ـ واشنگتن استراتژى ميان ۲دولت است كه مبتنى بر منافع طرفين است و هيچ ارتباطى به ارزش هاى ۲ ملت ندارد.
عربستان سعودى كه انديشه تبديل به كشورى استراتژيك را دارد متحدان آينده اش كدام دولت ها مى توانند باشند؟
نقش استراتژيك عربستان از ۲ ديدگاه قابل بررسى است: نقش اول اين كشور بر نفوذ مسلك وهابى مبتنى است كه مكان هاى مقدس اسلامى در آنجا قرار دارد و حداقل از لحاظ ظاهرى و تئوريكى نقش دفاع از اسلام و گسترش آن را بر عهده دارد. اهميت استراتژيكى ديگر اين كشور منابع نفتى بسيار عظيم آن است.
از اين لحاظ با توجه به توسعه پرشتاب هند و چين اين ۲ كشور به عنوان مخاطبان اصلى عربستان سعودى در سال هاى آينده به شمار خواهند آمد.
بلك واتر ومناسبات مديرجوانش
319425.jpg
پوراندخت مجلسى

با گشوده شدن پرونده اى در كنگره آمريكا، ماجراى بلك واتروارد مرحله تازه اى شد. بلك واتربزرگترين شركت از مجموعه كمپانى هاى امنيتى بخش خصوصى در آمريكا است كه درازاى پول به ارتش ودولت آمريكا وديگر دولت هاى غربى خدمات امنيتى مى دهد. درصحنه عراق اين شركت كار مهم حراست و حفاظت از مراكز مهم سياسى و نظامى ونيز مقام ها وديپلمات ها را در اختيار داشت. بلك واتر وشركت هاى هم خانواده آن برلشكرى از سربازان حكم مى رانند كه در ادبيات روابط بين الملل به «ارتش مزدور» شهرت دارند. اين سربازان درواقع افراد نيازمند ازمليت هاى مختلف هستند كه با دلارهاى گردانندگان ثروتمند امثال بلك واتر جذب مى شوند. در ۴ سال اشغال عراق بلك واتر سرمايه و سود زيادى رااز قبل اداره امور حراستى مراكز آمريكا و مراكز ديپلماتيك در عراق به چنگ آورد. اما انتشار اسنادى كه از مشاركت اين شركت در قتل شهروندان عرا قى از يك سو و نيز تبادل سلاح با شبكه هاى ترور از سوى ديگر حكايت داشت ، همه چيز را درباره داستان حضور بلك واتر در عراق به هم ريخت.
بنابراين اكنون كه اين شركت در مظان قتل شهروندان بى گناه عراقى قرار گرفته است اين سؤال پيش آمده است كه مقام ها و فرماندهان آمريكا در عراق كه ظاهراً كارآزموده ترين ها هستند چگونه به وسيله مزدورانى محافظت مى شوند كه غير نظاميان عراقى را به گلوله مى بندند و آنها را مى كشند؟ و سؤالى از اين هم اضطرارى تر: چرا وزارت خارجه آمريكا به عنوان استخدام كننده و كارفرماى اين مزدوران در واشنگتن، اجازه مى دهد و چگونه رضايت داده كه جنايت هاى مأموران بلك واتر كه در هنگام پاسداراى از خود آمريكايى ها انجام شده است، پنهان نگاه داشته شود؟
اين يك رسوايى واقعى است كه وزارت خارجه آمريكا بيش از ۸۳۲ ميليون دلار به مزدوران بلك واتر پرداخته است، به سازمانى كه اين هفته اعمالش به وسيله كميته دولتى نظارت و اصلاح به رياست هنرى واكسمن (عضو حزب دموكرات از كاليفرنيا) مورد بررسى قرار گرفت. موضوع، تنها رفتار وحشتناك نيرو هاى بلك واتر نيست بلكه مهم تر اين كه چرا بلايى كه آنها در اين ۴ سال بر سر مردم بى گناه عراق آورده اند به وسيله دولت بوش لاپوشانى شده است ؟ مثلاً چرا يك مسئول رده بالاى وزارت خارجه ابتدا پيشنهاد پرداخت ۲۵۰ هزار دلار به بازماندگان حادثه اخير كشتار ۱۱ نفر عراقى بى گناه به دست بلك واترى ها را داد تا اين واقعيت را بدون مدعى، پنهان نگاه دارد؟
پيش از اين حادثه هم بار ها چنين رويداد هايى به وقوع پيوسته است و مأموران اين شركت به كشتار دست زده اند. طبق گزارش كميته نظارت و اصلاح « يك پيمانكار امنيتى مست سازمان بلك واتر، معاون رئيس جمهور عراق عادل عبدالمهدى را كشته است». پس از اين قتل، وزارت خارجه آمريكا به آن قاتل امكان داد كه ظرف ۳۶ ساعت از عراق خارج شود. اگرچه سازمان امنيتى بلك واتر او را اخراج كرد ولى او هيچ وقت با اتهام جنايى روبه رو نشد. هيچ كدام از ديگرانى هم كه در ۱۹۵ رويداد تير اندازى كه مقامات آمريكا طى دو سال و در۸۴ در صد مواقع مزدوران بلك واتر ابتدا آتش گشوده اند با محاكمه اى مواجه نشده اند. كميته گزارش مى دهد كه طبق اسناد خود سازمان بلك واتر « در بيشتر اين رويداد ها تير اندازى هاى سربازان مزدور از داخل يك خودروى در حال حركت انجام شده است يعنى آنها در صحنه نمانده اند تا مشاهده كنند آيا تير اندازى شان تلفاتى داشته است».
درجريان سفرى كه ديپلمات هاى آمريكايى به وزارت نفت عراق داشته اند، كاروان مأمور اسكورت آنها در حال حركت ، ۱۸ خودروى مختلف غير نظامى عراقى را در هم شكسته و از بين برده اند. اين بزن و در رو ها در معرض ديد كامل مقامات وزارت خارجه كه اسكورت مى شده اند قرار داشته است بدون اين كه كسى از آنها در باره بررسى اين اعمال اقدامى به عمل آورده باشد.
به رغم همه حرف هاى امروز در كنگره و كاخ سفيد، دولت عراق اختيارى در مورد پيگرد قانونى اين مزدوران ندارد، زيرا در همان اوايل قانونى به وسيله فرماندار آمريكايى عراق، پل برمر كه او هم به وسيله پرسنل بلك واتر حفاظت مى شد وضع شد كه دولت عراق نمى تواند آنها - نيروهاى بلك واتر- را به هر دليل به محاكمه بكشاند. اين قانون پيشكشى بود به سازمان بلك واتر كه به وسيله اريك پرينس ايجاد شده بود . عنايتى كه در عراق از سوى بوش و رايس شامل آقاى پرينس شده است فقط با پاداش هاى بوش به شركت هاليبرتون - شركتى كه ديك چنى معاون اول رئيس جمهور سهامدار آن است - قابل قياس است.
مؤسس ۳۸ ساله بلك واتراز پشتيبانان انتخاباتى بوش است. نام او درليست نخستين كمك كنندگان عمده به ستاد هاى انتخاباتى جمهوريخواهان ثبت شده است. ازهنگامى كه پرينس در ۱۹۹۷ شركت قدرتمند بلك واتر را در كاروليناى شمالى به ثبت رساند، دست حمايت نومحافظه كاران پشت سراو بوده است. و كسى دراين واقعيت ترديد ندارد كه پرينس بدون پيوند هاى حزبى وسياسى نمى توانست ره صدساله كمپانى هاى بزرگ آمريكا را يك شبه طى كند و به جايگاه بزرگترين كمپانى دارنده ارتش خصوصى آن هم در ميدان رقابت بى رحم آمريكا دست يابد.
روابط پنهان اين مديرجوان با كهنه كاران كاخ سفيد اكنون به يكى از موضوعات اسرارآميز براى سناتورهاى دموكرات تبديل شده است. تا كنون دموكرات ها همين قدر متوجه شده اند كه جناب پرينس جوان در ازاى خدماتش به ستاد انتخاباتى بوش ، به امتيازى طلايى در تجارت جنگ عراق دست يافته است كه باعث حتى رشك و حسادت صاحبان كمپانى هاى ديگر آمريكا است. بنابراين دراين جا نيز دولت مالكى با اين بدشانسى روبه رو است كه پرونده جنايات بلك واتر به فايل مناقشات دو حزب جمهوريخواه و دموكرات افزوده شده است و مقام هاى بغداد در برابر تصميم شان براى اخراج بلك واتر بعد از اين توجيهاتى از اين قبيل كه پر كردن خلاء اين شركت بزرگ غير قابل جبران است را بيشتر خواهند شنيد.
داستان ارتباطات مديران بلك واتر با جناح هاى قدرت آمريكا به دوستى پرينس و بوش محدود نمى شود. خواهر او بتسى دى وس رئيس حزب جمهوريخواه در ميشيگان بود و از پيشگامان مبارزات انتخاباتى بوش- چينى در سال ۲۰۰۴. او در اين انتخابات ۱۰۰ هزار دلار و برادرش ۲۲۵ هزار دلار به ستاد انتخاباتى جمهورى خواهان كمك كردند. در اسناد كنگره آمده است كه اين هنوز همه داستان در باره پرداخت كنندگان و وفاداران(منظورصاحبان سازمان بلك واتر است ) به حزب جمهوريخواه نيست . به گواهى اسناد نمايندگان آمريكا ، دولت بوش، بلك واتر را بدون رعايت حداقل استانداردهاى آموزشى وارد ميدان جنگ كرد. اين شركت در حالى درسرزمين اشغال شده عراق دست بالا را دارد كه مأمورانش براى وظيفه اى كه به آنها محول شده است تعليم نديده اند. آنها در باره كشورى كه در آن به پاسدارى از مراكز مهم امنيتى وسياسى مشغولند هيچ چيزى نمى دانند ولى آنها يكى از وظايف خود را خوب بلدند. يعنى حفاظت از مقامات بالاى آمريكايى به هر شكل لازم، از جمله كشتار سر سرى و تعمدى عراقيان بى گناه.
روشن است كه اين سربازان مزد بگير و قراردادى، براى اين وظيفه بهتر از پرسنل ارتش هستند زيرا اين مزدوران خارج از محدوديت هايى كه براى نيرو هاى معمولى به وسيله قانون وضع شده است و همين طور هم به وسيله وجدان هاى شان، عمل مى كنند. بسيارى از اين سربازان بلك واتر پيش از اين سربازان ارتش آمريكا بوده اند و دوباره به وسيله بلك واتر استخدام شده اند، با حقوقى خيلى بيشتر از اين كه مى توانستند از ارتش دريافت كنند. در حالى كه حقوق دريافتى يك گروهبان ارتشى روى هم رفته حدوداً سالى ۵۱ هزار دلار تا ۶۹ هزار دلاراست كه كمك هزينه مسكن و ساير امتيازات را هم شامل مى شود، حقوق بگيران بلك واتر كه اغلب گروهبان هاى بازنشسته هستند ۶ تا ۹ برابر بيشتر از اين مبلغ است. دولت آمريكا به بلك واتر روزانه ۱۲۲۲ دلار براى هر متخصص امنيتى مى پردازد و آن طور كه گزارش كنگره نشان مى دهد براى هر يك از آنها ساليانه ۸۹۱ ، ۴۴۵ دلار پرداخت مى شود.
در جريان يك افشاگرى غيرمنتظره با هدف مخالفت با اين پرداخت هاى كلان، نماينده جمهوريخواه، جان جى دانكن جونيور فاش كرد كه حقوق ساليانه سرلشكر ديويد اچ پترائوس كم تر از نصف حقوقى است كه بعضى از اين مأموران امنيتى رده بالاى بلك واتر در عراق دريافت مى كنند.
البته واقعيتى كه اين نماينده برزبان نياورد اين بود كه چون در خدمات بلك واتر موضوع حفظ جان مقام هاى آمريكا دربغداد درميان است، با وجود همه مرگ هايى كه آنها در عراق مسبب آن بوده اند، پرداخت اين پول ها ارزشش را دارد وكل مطلب همين است. اين ديدگاه كارمندان وزارت خارجه و كارفرمايان آنها در واشنگتن است كه سال ها امنيت آنها به وسيله سازمان امنيتى بلك واتر پوشش داده شده است. آن طور كه نمايندگان اكثريت ( دموكرات ها) در كميته نظارت و اصلاح اظهار مى دارند « نشانه و مدركى وجود ندارد در مورد اين كه وزارت خارجه در صدد مهار كردن اعمال بلك واتر برآمده باشد و يا علاقه اى به دانستن شمار رويداد هاى تيراندازى هايى كه بلك واتر در آنها شركت داشته است ، نشان داده باشد و با توجه به اين كه در اكثر مواقع آنها در ابتدا و بدون دليل به مردم شليك كرده اند. آنها حتى يك بار مزدورى از سربازان مزد بگيراين شركت را براى بازپرسى بازداشت نكرده اند ».
عراقى ها براى آنها به منزله سرخپوستان آمريكا هستند كه كوشش هاى بى ثمرى به عمل مى آورند تا زمين هاى اجدادى خود را حفظ كنند. درست همان طور كه سرخپوستان ساكن اصلى آمريكا نوميدانه براى چنين هدفى مى جنگيدند. امپراتورى ايالات متحده در عراق كه به وسيله سفير آن رايان كراكر نمايندگى مى شود نه به وسيله سواره نظام ارتش آمريكا بلكه به وسيله يك گروه هفت تيركش مزد بگير استقرار يافته است.
نگاه
تأملى در پيام هاى حوادث خطوط شمال و شاخ آفريقا
بن بست در جبهه سوم ترور
منبع: فارين پاليسى ‎/ قسمت پايانى

ولى بعضى از كشورها به آفريكم به عنوان يك موقعيت خوب مى نگرند. ايالات متحده تا اين زمان نسبت به توافق با سنگال، مالى، غنا، گابون و ناميبيا اطمينان حاصل كرده است و متحد بسيار نزديك ايالات متحده، ليبريا، به طرز افراطى براى اين فرماندهى تبليغ مى كند. خانم الن جانسون سرليف، رئيس جمهور ليبريا با هوچى گرى اين فرماندهى را يك موفقيت و شانس براى كشور هاى آفريقايى دانسته است.او به سختى مشغول چانه زدن و اعمال نفوذ براى اين است كه اين فرماندهى درليبريا مستقر شود. ايالات متحده همچنين درانتخاب مقر فرماندهى نظامى آفريقا به گينه استوايى، كنيا، جيبوتى و اتيوپى به عنوان محل هاى احتمالى فرماندهى نگاه مى كند.در صورتى كه هيچ كدام از اين گزينه ها عملى نشود، نيروى دريايى آمريكا يك ايده نوظهور ولى پر هزينه دارد و آن اين است كه از استقرار فرماندهى خود در خشكى صرف نظر كند و آن را با استفاده از تكنولوژى بسيار پيشرفته بر روى يك كشتى كه منطقه را دور مى زند تشكيل دهد. در حالى كه اين بحث و گفت و گو ها ادامه دارد، بعضى از دولت هاى آفريقايى افزايش قابل توجهى در دريافت كمك هاى نظامى و دريافت جنگ افزار از آمريكا داشته اند.بيشتر اين افزايش ها در مورد كشور هايى اعمال شده است كه از جهت منابع نفت غنى بوده اند و يا دولت هاى مطيع و سر به راهى دارند و ارتش آمريكا مى خواهد جاى پايى در آنها بيابد.
مركز اطلاعات دفاعى آمريكا اخيراً گزارش صادرات جنگ افزار و كمك هاى نظامى را در «جنگ جهانى با ترور» تهيه كرده است و افزايش كمك هاى نظامى از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به اين طرف را مورد بررسى قرار داده است.اين گزارش، كمك هاى نظامى و فروش جنگ افزار را در ۵سال پيش از ۱۱ سپتامبر و ۵ سالى كه از آن تاريخ شروع مى شود مقايسه كرده است.براى نمونه از ۱۱ سپتامبر، كنيا كه وزارت خارجه آمريكا آن را به عنوان «دولت خط مقدم جبهه» در جنگ با تروريسم توصيف مى كند، ۸ برابر بيشتر از ۵ سال قبلى كمك نظامى دريافت كرده است.جيبوتى كه قلمرو خود را به روى نيرو هاى آمريكايى گشوده است ۴۰ برابر بيشتر كمك نظامى دريافت كرده است و ارزش جنگ افزار هايى كه به آن منتقل شده است به بيش از ۸ برابر رسيده است.الجزاير كه از لحاظ منابع نفت غنى است و نظارت بر تسليحات در آنجا انجام مى شود۱۰،برابر بيشتر كمك دريافت كرده است و واشنگتن روابط بسيار گرمى با آن دارد.نيجريه كه از لحاظ مقدار پنجمين تهيه كننده نفت براى آمريكااست، در فهرست دريافت ۱‎/۳۵ ميليون دلار اعتبار نظامى سال ۲۰۰۸ قرار گرفته است، به رغم اين كه به نقض حقوق بشر ادامه مى دهد. مالى كه وزارت خارجه آن را به عنوان «شريك فعال آمريكا در جنگ با تروريسم» توصيف كرده است، نمونه خوبى است از دريافت كننده كمك هاى آمريكا به مدت هاى طولانى.مالى، هم در برنامه انجمن دفاع منطقه اى ضد تروريسم عضويت دارد و هم در همكارى هاى ضد تروريستى. اسناد اين نوع همكارى ها جايى ثبت نشده، گزارشى هم از آن ها تهيه نمى شود ولى اگر مرتب تكرار شود مى تواند به طور قابل ملاحظه اى توانايى ارتش مالى را افزايش بدهد.فروش سلاح به اتيوپى كه يكى از بزرگ ترين ارتش هاى آفريقا را دارد تقريباً دو برابر شده است و كمك هاى نظامى هم به آن تقريباً به ۵ ۲‎/ برابر افزايش يافته است. ريچارد لوگار يكى از افراد گروه موسوم به سناتورهاى معتدل در سناى آمريكا طى يك بررسى در مورد آفريكم اظهار داشت: «پنتاگون از بودجه خيلى بيشترى از وزارت خارجه برخوردار است.اين عدم توازن درون ساختارى ما خود را در آفريكم نشان مى دهد كه اميدوارم هميشگى نباشد. هيچ نشانه اى حاكى از اين كه اين كمك ها همكاريهاى نظامى و اعتماد متقابل آفريقايى ها را آهنگ تند ترى ببخشد وجود ندارد، به ويژه وقتى كه توجيه اين كمك ها جنگ با تروريسم باشد». سرويس تحقيقات كنگره در بررسى هاى هزينه هاى جهانى اخير خود در مورد تروريسم كه آفريكم بخشى از آن است، اين هزينه را از سال ۲۰۰۱ به بعد ۶۱۱ ميليارد دلار برآورد كرده است.اين رقم شامل تقاضاى ۱۴۷ ميليارد دلار اضافى و همين طور هم ۵۰ ميليارد ديگر در خواست اخير نمى شود. با كم تر از اين ۸۰۸ ميليارد دلارى كه در ۶ سال گذشته هزينه شده است ما مى توانستيم براى تمام كودكان جهان امكان آموزش ابتدايى را فراهم كنيم، مرگ و مير اطفال را كاهش دهيم و براى دوسوم مردم جهان دسترسى به آب قابل شرب را ممكن سازيم و نه تنها براى جهان كه براى خود مردم آمريكا هم تأمين بهتر اجتماعى را فراهم آوريم. هدف هاى پيشرفت عصر طلايى هزاره دوم با سرمايه گذارى هاى پراكنده و تعهد هاى بزرگ تضعيف شده است. بازنگرى دوباره در اين ناهماهنگى ها به نظر مى رسد كه گامى اساسى و حياتى باشد.كمك هاى نظامى براى به دست آوردن قلب ها و ذهن هاى آفريقايى ها به جايى نمى رسد به ويژه اگر معلوم شود كه اين هزينه ها به خاطر منافع استراتژيك آمريكاست نه نياز آفريقايى ها.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |