|
در ميزگرد «ايران» با محمدرضا شجاعى و مسعود شفيعى بررسى شد
چرا صنعت از دانشگاه مى گريزد
|
|
|
بهزاد اكبرى
ميزان پيشرفت و توسعه هر جامعه بستگى به سطح همكارى نهادهاى بنيادين جامعه از جمله صنعت و دانشگاه دارد. دانشگاه به عنوان مركز تربيت نيروى انسانى مى تواند نيروهايى را تربيت كند كه در توسعه جامعه اثرگذار باشند. در صورت عدم ارتباط صنعت و دانشگاه، مشكل توسعه نيافتگى فرصت بروز و ظهور پيدا مى كند. در ميزگردى كه با حضور دكتر محمدرضا شجاعى عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى و دكتر مسعود شفيعى استاد دانشگاه اميركبير و عضو هيأت مديره «جمعيت ايرانى پيشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه» ضرورت ها، موانع و فوايد ارتباط به بحث گذاشته شد. ماحصل اين ميزگرد در پى مى آيد.
برخى دانشگاه هاى غربى با قدمت چند صدساله در ابتدا به توليد معرفت و علم توجه داشتند. بر چه اساس آن دانشگاه ها اهدافى فراتر از توليد معرفت را نيز در برنامه كارى خود قرار دادند؟ شفيعى: دانشمندان اروپايى ضرورت غلبه انسان بر طبيعت را مطرح كردند. معنى اين حرف اين بود كه علم بايد به كاربرد و فناورى تبديل شود. شجاعى: دانشگاه به معناى امروزى حدود ۱۵۰ سال و حداكثر ۲۰۰ سال سابقه دارد. جوامع غربى در آن دوران مشكلى را كه ما امروزه داريم، داشته اند. يعنى دانشمندان دنبال علوم محض و تئوريك مى رفتند. در يك دوره متوجه شدند كه علم بايد در خدمت عمل قرار بگيرد. اين كار را انجام دادند و توسعه شدت پيدا كرد وگرنه توسعه هميشه با شدت و ضعف وجود داشته است. در همان دوران كه دانشگاه ها رسالت خود را در توليد علم و معرفت محدود كرده بودند چه عواملى موجب مى شد افراد مخترع و مكتشف كه معمولاً تحصيلكرده دانشگاه نبودند، در مسير ترقى جامعه خود مؤثر باشند؟ شجاعى: با تصويب قانون مالكيت فكرى از مخترعان و مبتكران حمايت به عمل مى آمد. براى مثال نخستين بار قانون مالكيت فكرى در سال ۱۶۲۴ م در بريتانيا تصويب شد و حكومت از طريق اين قانون از مخترعان دفاع مى كرد. حمايت از مخترعان سبب مى شد كه نرخ بازده خصوصى به نرخ بازده اجتماعى نزديك شود، رشد و توسعه شدت بگيرد و افراد مبتكر و خلاق با اتكاى به آن نوع حمايت ها خلاقيت و ابتكار بيشترى بروز دهند. معمولاً دولت ها قدرت زيادى دارند و مى توانند از منافع خودشان و منافع عمومى به خوبى دفاع كنند. به همين دليل نرخ بازده اجتماعى در سطح بالايى قراردارد. وقتى يك مخترع ببيند كه دولت از اختراعش حمايت مى كند نرخ بازده خصوصى بالا مى رود. چون اگر دولت از ايده جديد يا محصول جديد يك مبتكر و مخترع حمايت و دفاع نكند، ديگران بسرعت دست به تقليد و كپى بردارى از آن مى زنند. خلاصه كلام اين كه در چند سده اخير نرخ بازده خصوصى در كشورهاى غربى بالا بوده است و افراد آن جوامع براى مخترعان و مكتشفان احترام زيادى قائل بودند. درمقابل نرخ بازده خصوصى در كشورهاى در حال توسعه در حد پائينى است. در سده هاى ۱۷ و ۱۸ ميلادى انقلاب صنعتى رخ مى دهد و صنعت گسترش پيدا مى كند. از اواسط قرن نوزدهم ميلادى دانشگاه ها پاسخگوى نيازهاى بازار كار مى شوند. يعنى وقتى علوم دانشگاهى به صورت كاربردى وارد صنعت شد، انقلاب تكنولوژيك به وقوع پيوست و توسعه كشورهاى غربى شدت گرفت. به همين خاطر خيلى از علماى توسعه اقتصادى معتقدند كه در برخى كشورها علم در خدمت صنعت و نيازهاى بازار كار قرار گرفت و موجبات توسعه سريع آنها را فراهم آورد. در كشورهاى در حال توسعه مشكل عدم ارتباط صنعت و دانشگاه وجود دارد و تا وقتى دانشگاه و صنعت به همديگر احساس نياز نكنند دولت هم به عنوان عامل واسطه نمى تواند ارتباط اين دو بخش را عملى سازد. شفيعى: مشكل ارتباط صنعت و دانشگاه در همه كشورها وجود دارد. تنها درصد و كم و زياد بودن آن در كشورها تفاوت دارد. بالاخره دانشگاه، مهد علم است و صنعت هم مركز توليد. اگر علم بخواهد مورد استفاده قرار بگيرد بايد به صورت كاربردى دربيايد و محصول كار نيز تكنولوژى مى شود. افزون بر اين كشورهاى توسعه يافته از الگوى واحدى براى ايجاد ارتباط دانشگاه و صنعت استفاده نمى كنند. در جنوب ايالات متحده آمريكا، ايالتى به نام لوئيزيانا در همسايگى خليج مكزيكو قرار دارد و منابع نفتى زيادى دارد. در آنجا مقامات ايالتى تأكيد بيشترى برسرمايه گذارى در حوزه هاى نفتى دارند. در همين راستا طرح هايى به دانشگاه ها مى دهند و كسانى كه آن طرح ها را اجرا كنند بدون پرداخت شهريه مى توانند تحصيلات خود را ادامه دهند. در دانشگاه يوميست انگلستان، دانشكده جامع تكنولوژى تأسيس كرده اند كه دكتر براى صنعت تربيت مى كند. فرضاً يك شركت ليست طرح هاى خودش را به آن دانشكده مى دهد و هر كس بتواند آن طرح ها را انجام دهد اول دولت او را از پرداخت شهريه معاف مى كند و در همان زمان تحصيل مى تواند به استخدام همان شركت درآيد و حقوق بگيرد. با چنين سياستى مشكل اشتغال فارغ التحصيلان پيش نمى آيد و علم دانشگاه به فناورى و صنعت تبديل مى شود. در اين صورت منافع دانشگاه و صنعت نيز تأمين مى شود. شجاعى: امروزه ارتباط صنعت و دانشگاه در كشورهاى توسعه يافته، امرى رايج است. مثلاً در آلمان سيستم آموزشى دو جانبه رواج دارد و دانشگاه محل تشكيل برخى كلاس هاى درسى را به كارخانه ها منتقل مى كند. در اين حالت دانشجو از همان ابتدا با محيط كار آشنا مى شود و مسائل صنعت و كارخانه را درك مى كند. در برخى حوزه ها استادكاران بخش صنعت، مطالب درسى را براى دانشجويان تهيه و تنظيم مى كنند. آمارهايى هست كه بخش اعظم درآمدهاى دانشگاه ها از طريق انجام طرح هاى تحقيقاتى بخش صنعت تأمين مى شود. شفيعى: البته ما در اينجا يك مشكل فرهنگى هم داريم. كسانى كه دكترا مى گيرند حاضر نيستند وارد صنعت شوند. يعنى عمدتاً مايل هستند در دانشگاه تدريس كنند. احساس نياز هم موجب ارتباط دانشگاه و صنعت مى شود. معروف است كه در جنگ جهانى دوم هيتلر گفته بود ما به بنزين نياز داريم برويد از زغال سنگ، بنزين تهيه كنيد. اتفاقاً بعد از ۳ ماه موفق شدند از زغال سنگ، بنزين به دست آورند. به عنوان مثال ديگر مى توانم به فنلاند اشاره كنم. در اين كشور چند ماه از سال يخبندان است و كشيدن سيم براى ايجاد ارتباطات تلفنى دشوارى هاى خاصى دارد. به همين دليل به سمت توسعه سيستم هاى بى سيم سوق داده شدند و در اين راه پيشرفت كردند. مشكل ما، در ايران اين است كه حل مشكل صنعت به عنوان يكى از وظايف دانشگاه ها مطرح نشده است. استادان ما نيز بايستى علاوه بر تدريس مسائل تئوريك، مطالب كاربردى را به دانشجويان آموزش دهند تا آنها بتوانند جذب صنعت شوند. اكنون دانش آموختگان ما دنبال شغل مى روند و صنايع ما از آنها ميزان تجربه شان را مى پرسند. درحالى كه دانشگاه محل تجربه آموزى نبوده است. در آلمان، وظيفه دانشگاه است كه دانشجويان را از طريق كارآموزى براى اشتغال در صنعت آماده مى كند. در ايالات متحده، وظيفه آماده ساختن فارغ التحصيلان به عهده صنعت است. يعنى اول دانش آموختگان را استخدام مى كنند و بعد مدت ۶ ماه آنها را براى ورود به كار آماده مى كنند. دانشگاه ام.آى.تى (مؤسسه تكنولوژى ماساچوست) ايالات متحده در قرن نوزدهم تأسيس شده است. بر چه مبنا از همان اول در نظر داشته اند كه اين تأسيس جديد بر كاربرد و تكنولوژى تمركز پيدا كند؟ شفيعى: اين نامگذارى نشان مى دهد كه آنها از اول در پى چه بوده اند. اكنون هم بخش اعظم كارهاى اين دانشگاه در حوزه كاربردى است و پارك هاى فناورى و مراكز رشد متعددى دارد و مغز متفكر سيستم هاى صنعتى و نظامى است . اين نوع فعاليت ها مى تواند درآمدزايى بالايى داشته باشد و از سوى ديگر نيروى متخصص و ماهر تربيت كند. در كشور ما وزارت پست و تلگراف و وزارت نيرو آمدند دانشكده مخابرات و دانشكده آب و برق ساختند. در عمل به شيوه درستى برخورد نكرديم. از يك طرف استاد اين كار را نداشتيم و از طرف ديگر آزمايشگاه هاى مجهزى داير نكرديم. شجاعى: اكنون نظام آموزشى كشورهاى اروپايى، آمريكا و ژاپن دارند براى هزاره جديد برنامه ريزى مى كنند. من چند روز پيش ديدم كه ژاپن براى ۱۰۰ سال آينده برنامه ريزى مى كند. برنامه هاى آنها مشخص است و حول چند محور مى چرخد. يكى اين است كه دانشگاه موظف به پاسخگويى به نيازهاى جامعه باشد. هر ساله يونسكو يك كنفرانس بين المللى درباره آموزش عالى برگزار مى كند. در اين كنفرانس ها بر ضرورت پاسخگويى دانشگاه ها به نيازهاى هر جامعه تأكيد مى شود. حتى بيانيه يكى از اين كنفرانس ها لحنى تند و راديكال دارد. در اين بيانيه آمده چون دانشگاه ها از منافع عمومى استفاده مى كنند در مقابل بايد پاسخگوى نيازهاى مردم باشند. در دوره قاجار مدرسه عالى علوم سياسى به منظور تربيت افراد زبده اى كه در دستگاه ديپلماسى كشور مشغول به كار شوند تأسيس شد و مدرسه عالى كشاورزى نيز با هدف تربيت افراد توانمند در عرصه كشاورزى راه اندازى گرديد. چرا با تأسيس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ شمسى به نوعى جدايى علم و حوزه كاربردى اتفاق مى افتد؟ شجاعى: با تجميع نهادهاى آموزشى احساس مى شود كه در مجموعه جديد همه بايد به دنبال علم بروند. يعنى آموزش را در اولويت قرار مى دهند. هم اكنون دانشگاه هاى ما دانشجويان را تربيت مى كنند ولى صنعت ما چيزى ديگر مى خواهد و نيازهايش با اين دانشجويان و دانش آموختگان برطرف نمى شود. صنعت هم حاضر نيست هزينه اى صرف اين فارغ التحصيلان كند. بنابراين افراد ديپلمه را استخدام كرده و آموزش مى دهد. در عوض حقوق كمترى به آنها مى پردازد . به نظر من وزارتخانه ها بايد به وظايف اجرايى خودشان بپردازند و اصلاً تأسيس دانشگاه و مدرسه عالى وظيفه وزارتخانه نيست. برخى وزارتخانه ها مدارس عالى را تأسيس كردند ولى در عمل همان سرفصل هاى دانشگاه ها را به دانشجويان ياد مى دادند. در حالى كه دانشگاه ها حداقل استادان مجرب ترى در اختيار داشتند و كار تدريس را بهتر مى توانستند انجام دهند. تدريس و ترجمه سرفصل هاى دانشگاه هاى معتبر دنيا مى تواند به رفع نواقص ما مؤثر باشد؟ شفيعى: اگر در حد آشنايى و انتقال تجربيات ديگران باشد مناسب است ولى همين كار بايد در قالب يك سيستم طراحى و اجرا شود. اصلاً مشكل ما اين است كه دانشگاه و عملكرد آن، وارداتى است و صنعت كشور هم وارداتى است. اين ها وارداتى هستند ولى ما مى خواهيم ميان صنعت و دانشگاه ارتباط برقرار كنيم. ما بياناتى از بزرگان دينى و ملى مان داريم كه بارها گفته اند علم بى عمل به درد نمى خورد. شجاعى: ما خيلى در توليد علم موفق نبوده ايم و عمده كارهاى ما حول انتقال علم بوده است. در صورتى كه توليد محصول به توليد علم نياز دارد. ما مى توانيم از تجربيات ديگران استفاده كنيم. اما بالاخره بايد بتوانيم علم خود را به عمل در بياوريم وگرنه چيزى نمى توانيم توليد كنيم. هم اينك كشور ما ازنظر توليد مقالات علمى معتبر چاپ شده درمجلات معروف دنيا جايگاه دوم را بعد از تركيه در ميان كشورهاى مسلمان به دست آورده است. آيا تداوم اين موفقيت مى تواند به سمت توليد تكنولوژى و محصول هاى جديد حركت كند و از علم خود، درآمدزايى لازم را داشته باشيم؟ شجاعى: به هرحال بشر درحال پيشرفت است. ما اگر بخواهيم فاصله مان را با كشورهاى توسعه يافته كم كنيم نياز به جهش داريم. دراين صورت مى توانيم حرفى براى گفتن داشته باشيم. درحال حاضر هيچ كدام از دانشگاه هاى كشور، جزو ۵۰۰ دانشگاه برتر دنيا نيستند بنابراين حداقل بايد برنامه ريزى كنيم كه به فرض شمارى از دانشگاه هاى ما، در سال ۲۰۲۰ جزو ۵۰۰ دانشگاه هاى اول دنيا باشند. اين ازنظر توليد علم ولى برقرارى ارتباط صنعت و دانشگاه نيز به راهكارهاى خاصى نيازدارد. شفيعى: علت افزايش چاپ مقالات ايرانيان اين بود كه وزارت علوم در دولت قبل به هر صاحب مقاله كه مقاله اش را درخارج از كشور چاپ مى كرد ۵۰۰ هزارتومان هديه مى داد. با اين كار اتفاق خاصى درنظام تحقيقاتى ما رخ نداد. چون در كشورهاى ديگر مقالات توليدشده منجر به توليد محصول مى شود و توليد ناخالص داخلى شان را افزايش مى دهد؛ اما چنين اتفاقى در كشور ما رخ نداد. شجاعى: چاپ مقالات ايرانيان در مجلات خارجى به نفع كشورهاى ديگر بوده است و حاصل مقالات ما را به صورت تكنولوژى درمى آورند. چرا نظام آموزشى ما چندين دهه به سمت انتقال معلومات حركت كرد و تربيت آدم هاى خلاق موردتوجه جدى نيست؟ شفيعى: ما به جاى توجه به فلسفه يادگيرى به تدريس توجه داريم و استادان ما مشغول انتقال علم هستند. اما كشورى كه توليد علم دارد، علم جديد را وارد سيستم آموزشى مى كند. همان علمى هم كه داريم به صورت تكنولوژى درنمى آيد. كنكور ما بر حفظ مطالب تأكيد دارد و دانش آموزانى كه اختراعات زيادى داشته باشند معمولاً نمى توانند به دانشگاه راه پيداكنند. جواب تست كنكوردادن با خلاق بودن متفاوت است. فرد خلاق كسى است كه كنجكاو و مشاهده گر باشد وفكر كند. مثلاً كسى كه «اره» ساخته در ابتدا پاى ملخ را مشاهده كرده است. با اين حال توليد علم و مقاله ما را در گردونه جهانى شدن قرار مى دهد. اما بايد بتوانيم از علم خودمان درجهت توسعه ملى، درآمدزايى و توليد فناورى استفاده كنيم. شجاعى: دانشگاه لزوماً مستعدترين افراد را جذب نمى كند. كنكور يعنى پذيرش دانشجو براساس حفظيات. كسى مى تواند در كنكور قبول شود كه خوش حافظه باشد. دانشگاه ما، درواقع يك دبيرستان بزرگ تر است كه برحافظه تأكيد دارد. ما نياز داريم كه به دانشجو ياد بدهيم چگونه فكر كند و بايد نحوه درست فكر كردن و نحوه طرح مسأله را به او ياد بدهيم. در نظام هاى آموزشى كشورهاى توسعه يافته تأكيد بر اين است كه هيجان هاى افراد به حداقل برسد، شخص بتواند هيجان هاى خود را كنترل كند و شخصيت مستقلى داشته باشد. ما وقتى چنين افرادى را تربيت نمى كنيم بعدها هم نمى توانيم به توسعه كشور كمك كنيم. ورودى دانشگاه ما مشكل دارد و كسانى پذيرفته مى شوند كه حافظه خوبى دارند. ما همه معايب نظام آموزشى را مى دانيم. اما انتظار داريم دانشجويان، افراد مبتكرى شوند. ما خوش حافظه ها را پذيرش كرده ايم و نه لزوماً افراد خلاق و نوآور. ما نيازمند به ايجاد تحول در سيستم آموزشى مان از دبستان به بالا هستيم. دانشگاه يك حلقه از زنجيره سيستم آموزشى كشور است و حلقه هاى قبلى را به حلقه هاى بعدى متصل مى كند. بنابراين در مراحل قبل از دانشگاه نيز بايد اصلاح هاى لازم به وجود بيايد. با تداوم روش فعلى موجب مى شويم تعداد بيكاران فارغ التحصيل ما زياد شود. جدا ازتجربه غربى ها كه در ۳ حوزه كلان، ميانه و خرد يعنى تحقيق هاى بنيادى، تحقيق هاى توسعه اى و تحقيق هاى كاربردى به طور همزمان سرمايه گذارى كرده اند، در كشور ژاپن به تحقيق هاى كاربردى توجه بيشترى شد. آيا ما در كوتاه مدت نياز به توجه به تحقيق هاى كاربردى داريم تا تحقيق هاى بنيادى كه سرمايه گذارى هاى سنگينى را مى طلبد. شفيعى: ژاپن بعد از شكست در جنگ جهانى دوم اقدام شايسته اى انجام داد. در همان دوره كه مردم ژاپن ناچار بودند گوشت گربه بخورند، بودجه تحقيقات را افزايش دادند. كره جنوبى هم رشدش را با ما شروع كرد ولى جالب است بدانيد ال گور كانديداى سابق رياست جمهورى آمريكا مشاور كره اى ها شده است و توصيه هاى لازم را براى دستيابى به توسعه به آنها ارائه مى دهد. من حدود ۱۵ سال قبل به مالزى رفتم و درآن زمان تعداد استادان اين كشور در رشته مهندسى برق به تعداد انگشتان دست نمى رسيد ولى اكنون بيش از هزارنفر ايرانى دردانشگاه هاى مالزى تحصيل مى كنند. اين گونه هم نيست كه مالزى با ساختن يك برج پيشرفت كرده باشد. مالزى ۲ برنامه ۲۰ ساله داشته است و يك شبه به موفقيت دست نيافته است. برخى مى گويند مشكل ما ناشى از داشتن نفت است و اگر ما اين منبع درآمدى را نداشته باشيم مشكل ما حل مى شود. به نظر من همه اينها علت مشكل ما نيست. اينها معلول هستند. ما نياز به ايجاد يك سيستم داريم تا اجزاى آن با هماهنگى كاركنند و توليد علم و فناورى را داشته باشيم. شجاعى: كره اى ها چندزمينه علمى را مشخص كردند و همه امكانات خود را درآن چند زمينه بسيج كردند. ازطرفى بيانيه هاى يونسكو همگى بر ضرورت توجه به تحقيقات كاربردى تأكيد دارند. ما براى موفقيت در اين راه به راهكارهاى خاصى نيازداريم. من در تحقيق هايم به اين نتيجه رسيدم كه برنامه پنجساله چهارم توسعه در راستاى سند چشم انداز ۲۰ ساله هست ولى آن حد از اقتدار را ندارد كه ما را به آن هدف بلندمدت برساند. شفيعى: ما بايد هدف، سياستگذارى، برنامه ريزى، تكنيك و تاكتيك مشخص داشته باشيم تا به اهداف موردنظر برسيم. آيا روحيه عملگرايى ما بايد تقويت شود و به نظر شما تأسيس دانشگاه جامع علمى- كاربردى مى تواند بخشى از مشكلات جامعه را رفع كند؟ شجاعى: ما تاحدى زمينه هاى عملگرايى را داريم ولى اين زمينه ها بايد تشويق شده و درجهت صحيح هدايت شود. متأسفانه ما به تخصص هاى حرفه اى در مقابل تخصص هاى نظرى و علمى كمتر اهميت مى دهيم. رفع اين مشكل نياز به فرهنگ سازى دارد. از يك جهت هم دانش آموزان ترجيح مى دهند مدرك كارشناسى داشته باشند ولى دانشگاه علمى- كاربردى مدرك كاردانى مى دهد. وزارت علوم هم بايدجايگاه بهترى را براى دانشگاه علمى- كاربردى قائل شود. مشكل ارتباط صنعت و دانشگاه كمتر در مورد فارغ التحصيلان دانشگاه علمى- كاربردى صدق مى كند. به نظر من بايد پروژه هاى صنعت را بگيريم و به دانشگاه ها بدهيم و از متخصصان حوزه صنعت دعوت كنيم تا دركلاس هاى دانشگاه ها با دانشجويان درمورد مسائل صنعت بحث و تبادل نظر بكنند. چه اشكالى دارد كه متخصصان حوزه صنعت در برنامه ريزى دانشگاه ها نقش داشته باشند؟ همه اين اقدام ها موجب تقويت ارتباط صنعت و دانشگاه مى شود. آقاى دكتر شفيعى شما دبير كميته دائمى «كنگره سراسرى همكارى هاى دولت، دانشگاه و صنعت براى توسعه ملى» هستيد. با برگزارى ۱۰ كنگره چه دستاوردهايى داشته ايد؟ شفيعى: من در سال ۱۳۷۲ مديركل ارتباط با صنعت دانشگاه اميركبير بودم. درآن زمان قراردادهاى ما درحد ۱۰۰ ميليون تومان بود. هم اكنون قراردادهاى دانشگاه و صنعت در آنجا به ۱۰ ميلياردتومان رسيده است. ما با برگزارى كنگره ها سعى كرديم فرهنگ سازى كنيم. درآن زمان مديران صنعت مى گفتند ما با دانشگاه كارى نداريم مزاحم ما نشويد ولى حالا آن وضع تغييركرده است. ما هرساله حدود ۱۰۰ تا مقاله دريافت مى كنيم و پيام يونسكو را هرساله داريم. دراين كنگره ها اشخاص برجسته اى مثل پروفسور عطاءالرحمن، مغزمتفكر فناورى اطلاعات و آموزش عالى پاكستان حضور پيداكردند و سخنرانى داشتند. فكر مى كنم تأثير اين كنگره ها زياد بود. مدتى بود سازمان مديريت و برنامه ريزى «تبصره۱۰۲» را تصويب كرد و ۶۰ درصد هزينه پروژه هايى را كه بخش خصوصى به دانشگاه مى داد به وسيله دولت پرداخت مى شد. هم اكنون هم مطابق تبصره ۲۲ بودجه همه سازمان هاى دولتى موظفند يك درصد بودجه ساليانه شان را به تحقيقات اختصاص دهند. پارسال برگزارى كنگره را به دانشگاه آزاد سپرديم و ۱۰ همايش به عنوان پيش زمينه كنگره اصلى در ۱۰ استان برگزارشد كه استانداران و مديران صنعت استان ها درآنها حضور داشتند. درچندسال اخير هم آزمايشگاه هاى مرتبط با موبايل در دانشگاه ها راه اندازى شد و دروسى مرتبط با ماهواره و فيبرنورى به دروس دانشگاهى اضافه شد. اين كارها موجب مى شود دانشجويان تنها تئورى ها را ياد نگيرند. به عنوان يكى از اعضاى مؤسس جمعيت ايرانى پيشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه؛ چه اهدافى را از تأسيس اين نهاد درنظر داريد و پيگيرى مى كنيد؟ شفيعى: كنگره يك نهاد حقوقى نيست. هرساله برگزارمى شود و اوج فعاليت ما، در همان چندروز برگزارى كنگره است. ما فكركرديم ارتباط صنعت و دانشگاه بايد به صورت سيستماتيك باشد. به همين دليل مجوز لازم را از وزارت علوم گرفتيم. ما اميدواريم با اين كارها فرهنگ سازى لازم را انجام دهيم. آقاى دكتر شجاعى، شما درتحقيقى كه براى مركز پژوهش هاى مجلس انجام داديد توصيه كرديد كنكور حذف شود و مسئولان به فكر حذف كنكور هستند. به نظر شما اگر حذف كالج ها صورت نمى گرفت و حلقه واسط ميان دبيرستان و دانشگاه به كار خود ادامه مى داد، مى توانست توجه به امور فنى و تكنيكى همچنان موردتوجه باشد تا اين كه آموزش تئوريك در جامعه غلبه يابد؟ شجاعى: بخشى از مشكل ما به مدرك گرايى برمى گردد و افراد اعتبار خودشان را در گرفتن مدرك ليسانس و بالاتر مى ديدند. به همين دليل بين مقطع ديپلم و كارشناسى شكافى به وجود آمد. درحالى كه تكنسين مى تواند آن شكاف را پركند و امور فنى و اجرايى را سامان بدهد. يك تكنسين بين فرد ديپلمه و يك مهندس ليسانسيه قرارمى گيرد و عمل مى كند و مهندس هم بايد به برنامه ريزى و طراحى بپردازد. ما آن حلقه واسط را حذف كرديم. درحالى كه باراصلى در صنعت بر دوش تكنسين است. مقاله شما در همايش «اشتغال و نظام آموزش عالى» به عنوان مقاله برتر شناخته شده است. دراين مقاله چه مباحثى مرتبط با جامعه ما مطرح كرديد؟ شجاعى: مقاله نتايج حدود ۱۰۷۰ پرسشنامه بود كه به مديران صنعت و خدمات و فارغ التحصيلان شاغل در حوزه هاى خدمات و صنعت داده بوديم. حدود ۵۱ درصد مديران صنعت مى گفتند ارتباط رشته تحصيلى براى پاسخگويى به مهارت هاى كارى درحد كم است. در بخش خدمات هم مشخص شد كه ۵۹ درصد پاسخ دهندگان ارتباط رشته هاى تحصيلى و مهارت ها را درحد كم مى دانند. نتايج اين تحقيق نشاندهنده مشكل عدم ارتباط صنعت و دانشگاه در ايران است. مثلاً مديران صنايع مى گفتند دانش آموختگان با تئورى ها آشنا هستند ولى نمى توانند تشخيص بدهند سازمان و كارخانه با كدام تئورى انطباق دارد. به نظر من با اجبار و دستور دادن مشكل ارتباط صنعت و دانشگاه حل نمى شود. من هم همواره در همايش ها به همكاران دانشگاهى ام مى گويم مگر شما نمى گوييد فرهيخته هستيد، پس شما پيشقدم شويد و به صنعت كمك كنيد و مديران صنعت را در برنامه ريزى هاى دانشگاه مشاركت دهيد.
|