•سالانه حدود ۸۰۰ تن دچار مرگ مغزى مى شوند كه فقط ۱۵۰ خانواده رضايت به اهداى اعضا مى دهند
•اهداى عضو از جسد در ايران سالانه ۲/۲ در يك ميليون نفر است كه در كشورهاى ديگر به ۱۰ تا ۲۰ در ميليون نفر مى رسد
• هر سال از اجساد ۳۰۰پيوند كليه، حدود ۳۵ مورد پيوند قلب۱۵۰، مورد پيوند كبد۱۵،تا۲۰مورد پيوند ريه وحدود ۱۵موردپيوند پانكراس انجام مى شود
•ايران از نظر پيوند عضو از جسد در پائين ترين نقطه نسبت به ديگر كشورهاى دنيا قرار دارد
•رئيس انجمن علمى پيوند اعضاى ايران:همه بيمارستان هاى دولتى و خصوصى موظفند موارد كماى عميق خود را به واحدهاى فراهم آورى اعضا اطلاع دهند
•۲ تا ۳ روز پس از مرگ مغزى فرصت براى برداشتن اعضايى از بدن كه با دستگاه كار كرده اند وجود دارد
گروه اجتماعى ـ مريم وادى پور: يك : «من ممكن است به مرگ طبيعى از اين دنيا نروم. شايد در حادثه اى مرگ مغزى شوم و ديگر هيچ اميدى به زنده ماندنم باقى نماند. اعضاى زنده بدنم را هر آنچه باشد به كسانى هديه كنيد كه در انتظار زندگى هستند.» ...
دو : بيمار مرگ مغزى شده شما روى تخت بيمارستان به انتظار شما هيچ پاسخ مثبتى نمى دهد. تپش قلبش را مى بينيد و همين باور از دست رفتن او را برايتان سخت تر مى كند اما او در اصل به جسدى تبديل شده است و ديگر بين شما باز نخواهد گشت. اميد اگرچه ديگر براى او معنى ندارد اما ...
سه : شما در دوراهى از دست دادن عزيزتان و بخشيدن زندگى به ديگران سرگردان مانده ايد. آيا حاضر خواهيد شد اعضاى زنده عزيز مرگ مغزى شده تان را براى بخشيدن جان دوباره به بيمارانى كه سال ها چشم انتظار هستند، اهدا كنيد؟
آخر : « حتى بندهاى دست و پايم به بند بند اعضاى بدن كسانى كه عشق به زندگى دارند، پيوند مى خورد.» اگر نمى توان به اين عشق حقيقى گفت، پس آن را چه بايد ناميد؟
* رضايت فقط يك سوم خانواده ها به اهداى عضو از جسد
آمار كشورى افرادى كه سالانه مرگ مغزى مى شوند متناقض است اما مى توان گفت سالانه حدود ۸۰۰ تن دچار مرگ مغزى مى شوند كه مى توان از اعضاى آنها استفاده كرد. از اين ميان در ۵۰۰ مورد مى توان با خانواده فردى كه دچار مرگ مغزى شده براى اخذ رضايت اهداى اعضا ارتباط برقرار كرد و از اين ميان فقط يك سوم موارد يعنى حدود ۱۵۰ خانواده رضايت به اهداى اعضا مى دهند.
مسئول واحد فراهم آورى اعضاى دانشگاه علوم پزشكى تهران در گفت وگو با خبرنگار «ايران» با بيان اين كه اسپانيا با ۳۵ مورد در يك ميليون نفر، پيشرو در اهداى اعضاى مرگ مغزى است، مى گويد: «پس از اسپانيا، آمريكا با ۲۰ تا ۲۵مورد در ميليون نفر در رتبه دوم اهداى عضو از جسد قرار دارد و در كشورهاى اروپايى اين آمار ۱۰ تا ۱۵ مورد در ميليون نفر است. در منطقه خاورميانه نيز ايران پس از تركيه در رتبه دوم اهداى عضو از جسد قرار دارد و براساس آخرين آمار اهداى عضو از جسد در ايران ۲/۲ در يك ميليون نفر است.»
دكتر اميرحسين توكلى مى افزايد: «شبكه فراهم آورى اعضاى پيوندى كشور هم اكنون ۷۰ درصد مناطق را پوشش مى دهد و از ميان ۱۵۰ موردى كه در سال رضايت به اهداى عضو از جسد مى دهند، ۳۰۰ مورد پيوند كليه، حدود ۳۵ مورد پيوند قلب، ۱۵۰ مورد پيوند كبد، ۱۵ تا ۲۰ مورد پيوند ريه و حدود ۱۵ مورد پيوند پانكراس انجام مى شود.»
*پائين ترين نقطه نسبت به ديگر كشورها
«ايران از نظر پيوند عضو از جسد در پائين ترين نقطه نسبت به ديگر كشورهاى دنيا قرار دارد.»
رئيس واحد فراهم آورى اعضاى بيمارستان مسيح دانشورى با بيان اين مطلب مى گويد: «آمار پيوند عضو در كشورهاى ديگر ميان ۱۰ تا ۲۰ در ميليون نفر جمعيت در سال است. آمار پائين در كشورمان به عوامل متعددى از جمله تعداد بسيار زياد جمعيت و پراكندگى آن مرتبط است و براى فعال شدن سيستم اهداى عضو بايد بيش از آنچه تصور مى شود فعاليت كرد. در اين زمينه سال گذشته قانونى تصويب شد و براساس آن همه دانشگاه هاى علوم پزشكى موظف به راه اندازى واحد فراهم آورى اعضاى پيوندى شدند كه اين كار تقريباً دركشور اجرايى شده است.»
دكتر كتايون نجفى زاده با بيان اين كه با اين كنترل دقيق مى توان جسد مرگ مغزى شده را در هر جاى كشور شناسايى كرد، مى افزايد: «تا زمانى كه به اين كنترل دقيق برسيم بسيارى از اجساد مرگ مغزى را از دست مى دهيم و رزروگيرى انجام نمى شود. البته هم اكنون نيز آمار افرادى كه رزرو مى دهند بسيار پائين است. هم اكنون ۵۶ بيمارستان زير پوشش دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى براى شناسايى اجساد مرگ مغزى كنترل مى شود و نماينده دانشگاه روزانه به ICUها سركشى مى كند. در اين ميان چون بعضى بيمارستان ها هماهنگى لازم را ندارند، سركشى هايى توسط هماهنگ كننده واحد پيوند صورت مى گيرد و ۹۵ درصد اجساد مرگ مغزى حوزه اين دانشگاه شناسايى مى شوند.»
* نبود امكان استفاده مطلوب از اعضاى پيوندى
اما جداى از تمام مشكلاتى كه در زمينه فناورى بهره بردارى از اعضاى جسد و مرگ مغزى وجود دارد، علت هاى قوى ترى نيز بر سر راه استفاده از اعضاى زنده جسد مرگ مغزى شده وجود دارد كه ازجمله آنها مى توان به باورهاى غلط ميان افراد جامعه و آگاهى هاى نادرستى كه از طريق رسانه ها به مردم منتقل مى شود اشاره كرد.
دكتر «ايرج فاضل»، رئيس انجمن علمى پيوند اعضاى ايران، استفاده از اعضاى بدن قربانيان مرگ مغزى را در حقيقت راه اصلى تهيه عضو براى پيوند بيان مى كند و مى گويد: «در سال هاى گذشته گام هاى مهمى براى اين منظور برداشته شده است و هر سال تعداد بيشترى از قربانيان مرگ مغزى براى اهداى عضو مورد استفاده قرار گرفته اند اما به علت پيچيدگى اين كار و كمبود امكانات، لوازم، بودجه و نيروى انسانى تربيت شده موردنياز براى آن، پيشرفت پيوند عضو از جسد به نحوى نبوده است كه همه نيازهاى بيماران كشور را تأمين كند.»
وى مى افزايد: «حتى هم اكنون نيز مشكل ما در پيوند عضو از جسد، اهداى آن از سوى مردم نيست، چرا كه مردم ما سخاوتمندى خود را ثابت كرده اند اما همچنان مواردى وجود دارد كه با وجود رضايت بازماندگان جسد متأسفانه امكان استفاده مطلوب از اعضاى قابل پيوند آن به دليل مشكلاتى كه گفته شد وجود ندارد، چرا كه برداشت عضو از هنگام گرفتن رضايت و حتى قبل از آن نيازمند تيم هاى كارآزموده است. به عنوان مثال مطرح كردن مسأله اهداى عضو با خانواده بيمارى كه مرگ مغزى شده، كارى بسيار دشوار و تخصصى و نيازمند شيوه هاى سنجيده است.»
وى مى افزايد: «پاسخ ها به استفاده از اعضاى بدن بيمار مرگ مغزى از سوى خانواده وى گاهى قاطعانه منفى است، گاهى از آن استقبال مى شود و در بسيارى از موارد تصميم خانواده ها براى اهدا، نامشخص است چون بسيارى مرگ مغزى را با كما اشتباه مى گيرند و همواره اميد به بازگشت بيمار خود دارند. در حالى كه در مرگ مغزى، مغز درون جمجمه مرده است و گردش خون داخل بدن وجود ندارد.»
وى با بيان اين كه در فاصله ۲ تا ۳ روز پس از مرگ مغزى فرصت براى برداشتن اعضايى از بدن كه با دستگاه كار كرده اند وجود دارد، مى گويد: «از همان لحظه كسب اجازه از خانواده بيمار مرگ مغزى شده بايد مراقبت هاى لازم از جسد صورت بگيرد تا شرايط اهداى عضو را از دست ندهند و در اين شرايط بايد امكاناتى در سيستم بيمارستان هاى كشور وجود داشته باشد تا در زمان كوتاهى مشخص كند هر يك از اعضاى اين جسد براى كدام بيمار در فهرست انتظار مناسب است و همه اين روند بايد در زمان كوتاه انجام و كانديداهاى دريافت عضو به سرعت شناسايى و در بيمارستان بسترى شده و براى پيوند آماده شوند.»
رئيس انجمن علمى پيوند اعضاى ايران مى افزايد: «بايد امكاناتى در كشور براى انتقال اعضاى خارج شده از بدن جسد به كانديداهاى موجود در شهرهاى مختلف فراهم شود. در كشورهاى پيشرفته مؤسساتى مسئول اين اقدام ها هستند و تمام اعضاى بدن جسد را حتى پوست و استخوان و مفصل هاى آن در مقابل اخذ مبالغ تعيين شده در اختيار متقاضيان قرار مى دهند. اين مؤسسات درآمد بسيار بالايى دارند و علاوه بر در اختيار داشتن تيم هاى متخصص و پشتيبانى مى توانند كليه امكانات لازم را از جمله هواپيماى اختصاصى، هليكوپتر و آمبولانس تهيه كنند. اما هم اكنون ايران از چنين امكاناتى برخوردار نيست و اين شبكه پر خرج و پيچيده اهداى عضو از جسد در ايران نياز به فرصت و سرمايه گذارى لازم و تربيت نيروى انسانى دارد.»
دكتر كتايون نجفى زاده نيز درباره عواملى كه سبب ايجاد تفكراتى نادرست از جسد مرگ مغزى شده و تمايل نداشتن به اهداى اعضاى آن توسط خانواده ها مى شود، مى گويد: «متأسفانه در بسيارى از فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى مردم شاهد زنده شدن بيمار مرگ مغزى مى شوند و اين آموزش غلط عاملى بازدارنده براى دريافت رضايت از خانواده ها در هنگام اهداى عضو از جسد است و همچنين نشان دادن اين كه اعضاى خانواده اهداكننده تقاضاى پول براى اعضاى جسد مى كنند به هيچ وجه صحيح نيست چون براساس قانون چنانچه اهداكننده اى بابت اعضا پول بخواهد، اهداى عضو از جسد حذف مى شود.»
وى مى افزايد: «بسيارى از مردم نيز تصور مى كنند شكل جسد مرگ مغزى تغيير مى كند. اين در حالى است كه پزشكان در هنگام برداشتن اعضا دقت زيادى مى كنند و تنها چيزى كه بر روى بدن جسد باقى مى ماند خط بخيه اى است كه روى ناحيه برداشته شده، ديده مى شود. عده اى از مردم نيز به غلط تصور مى كنند اگر اعضاى بدن جسد را اهدا كنند در روز قيامت چه اتفاقى براى او مى افتد و اعضاى بدنش چگونه جمع خواهند شد. اين در حالى است كه همه مى دانيم خداوند متعال قادر است سلول به سلول بدن انسان را كامل كند. عده اى نيز مى گويند به جاى اهداى اعضاى جسد براى او احيا مى گيريم درست مثل اين كه كسى بخواهد براى فردى كه فوت كرده است، دعا كند.»
وى همچنين به مشكلاتى كه از سوى برخى بيمارستان ها براى شناسايى بيماران مرگ مغزى شده ايجاد مى شود، اشاره مى كند و مى گويد: «همه بيمارستان هاى دولتى و خصوصى موظفند موارد GCS زير ۷ خود را كه معيارى براى كماى عميق است به واحدهاى فراهم آورى اعضا اطلاع دهند اما در مواردى شاهديم كه رئيس بيمارستانى اين كار را ممنوع اعلام كرده است و در مواردى حتى نمايندگان واحد فراهم آورى وارد مشاجره لفظى حتى با جراحان شده اند. در اين شرايط معاونت هاى درمان دانشگاه ها براى بيمارستان توبيخ مى فرستند تا به صورت قانونى با آنها برخورد شود.»
دكتر توكلى نيز مى گويد: «هنوز بسيارى از افراد فرق كما و مرگ مغزى را نمى دانند و عده اى فكر مى كنند اعضايى كه از جسد مرگ مغزى شده، دريافت مى شود، اهدا نشده، بلكه به فرد ديگرى فروخته مى شود. اين در شرايطى است كه به عنوان مثال يك پيوند كبد ۳۰ تا ۴۰ ميليون تومان هزينه براى كشور در بردارد و دولت بابت آن يارانه مى پردازد و گيرنده عضو هيچ هزينه اى براى دريافت آن نمى پردازد بنابراين ، باور اين كه اعضاى جسد فروخته مى شود، هيچ جايى در كشور ما ندارد.»
وى با اعلام اجراى طرح طبقه بندى جغرافيايى پيوند اعضاى كشور مى گويد: «براين اساس واحدهاى فراهم آورى فعال كشور چون تهران، شيراز، اصفهان، مشهد و آذربايجان غربى مناطق اقمارى خود را پوشش مى دهند.»
دكتر توكلى با بيان اين كه هم اكنون كشور به لحاظ پيوند جلوتر از برنامه ۵ ساله چهارم حركت مى كند، مى افزايد: «به علاوه مكاتبات و هماهنگى هايى با فرماندهى نيروى انتظامى صورت گرفته است تا از اين پس از افرادى كه براى دريافت گواهينامه مراجعه مى كنند، موافقت براى اهداى اعضاى خود در صورت مرگ مغزى گرفته شود.»
دكتر ايرج فاضل نيز تأكيد مى كند: «فعال كردن مجموعه پيوند عضو از جسد در كشور مستلزم سرمايه زيادى است كه اكنون كشور ما در مراحل اوليه اين فعاليت است. نكته ديگر اين كه در بسيارى از كشورها مردم قبل از مرگ خود اجازه استفاده از اعضاى بدن خود در صورت مرگ مغزى را مى دهند و در برخى ديگر قانون تعيين كرده است كه تمام اعضاى قربانيان مرگ مغزى را بايد برداشت مگر افرادى كه قبل از مرگ اين اجازه را نداده اند. مسلم است در كشورهايى كه اين قانون در آنها جارى است هر ساله اعضاى فراوان ترى مورد استفاده قرار مى گيرد.
دكتر فاضل با تأكيد بر تقويت قابليت شبكه اهداى عضو از جسد در كشور مى گويد: «هم اكنون بخش بهداشت و درمان يكى از فقيرترين بخش ها در كشور است و بودجه مملكتى در اين زمينه بسيار كمتر از ميزان مورد نياز است و بيش از ۶۰ درصد آن نيز به دوش مردم است. در شرايطى كه در مسائل پيش پاافتاده بهداشت با مشكل مواجهيم براى ايجاد شبكه هاى پرخرجى چون دستيابى و توزيع عضو از جسد نيز با مشكل زيادى مواجه خواهيم بود.»
وى مى افزايد: «هر آنچه اكنون از پيوند عضو در كشور داريم حاصل فداكارى مردم و گروه هاى پزشكى است كه اين مسئوليت را برعهده گرفته اند چراكه به عنوان مثال دستمزدى كه براى پيوند كليه به يك تيم پزشكى كه شامل ۴ جراح، متخصص كليه، بيهوشى، سيستم پرستارى و ايمنى شناسى داده مى شود ۳۵۰ هزار تومان است و اين دستمزد كمتر از دستمزدى است كه براى يك عمل ساده فتق پرداخت مى شود . اين نشان مى دهد كه بزرگترين انگيزه تيم هاى پزشكى پيوند ، عشق به خدمت و نجات جان انسان هاست.
وى در عين حال اهدا كنندگان عضو را براى ايجاد حركت اجتماعى در اين زمينه مؤثر دانسته و تأكيد مى كند: «مردم كشور ما بيش از هر جاى ديگرى زمينه اين كار زيبا و از خودگذشتگى را دارند. مى توان به مردم پيشنهاد كرد به جاى آن كه بگذارند اعضاى جسد و فرد مبتلا به مرگ مغزى متلاشى شود و از بين برود اين اعضا را به بيمارانى كه با مرگ روبه رو هستند، اهدا كنند تا تأمين كننده سلامت اين افراد، باشند. كسى چه مى داند شايد اين بهترين توشه راه براى عزيز از دست رفته آنها باشد.»
علاقه مندان براى كسب اطلاعات بيشتر در مورد اهداى عضو به سايت
Iran-Ehda.com مراجعه كنند.