سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶ - ۲۷ رمضان ۱۴۲۸
Tue, Oct 9, 2007
ويژه ۱ايران اقتصادى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
رودررو
كودك بادبادك
خانواده
رئيس سازمان بازرسى كل كشور
ديدگاه
گزيده اخبار
واگذارى فرودگاه ها به بخش خصوصى كليد خورد
براى نخستين بار در كشور مديريت يكى از فرودگاه ها تا ۳ ماه آينده به بخش خصوصى واگذار مى شود.
مديرعامل شركت فرودگاه هاى كشور در گفت وگو با ايسنا، اضافه كرد: در صورت موفقيت آميز بودن واگذارى مديريت در اين فرودگاه، ديگر فرودگاه ها نيز به تدريج به بخش خصوصى واگذار مى شوند. اصغر كتابچى خاطرنشان كرد: اين فرودگاه را به عنوان پايلوت واگذار مى كنيم تا توانايى بخش خصوصى براى ايجاد تحول در فرودگاه ها و اقتصادى تر كردن آنها مشخص شود.

ايران ۱۰ كارخانه لبنيات در ونزوئلا مى سازد
قرارداد ساخت ۱۰ كارخانه توليد انواع لبنيات به وسيله بخش خصوصى ايران در ونزوئلا امضا شد.
براساس اين قرارداد، طرف ايرانى در مدت ۸ ماه ۱۰ كارخانه توليد انواع لبنيات را پس از آماده سازى محل و ساختمان آنها از طرف دولت ونزوئلا در شهرهاى مختلف اين كشور تأسيس و راه اندازى خواهد كرد. اين قرارداد بين بخش خصوصى ايران و پدرو مورخون وزير اقتصاد مردمى ونزوئلا در كاراكاس امضا شد. ايران تاكنون ۴ كارخانه توليد لبنيات در ونزوئلا ساخته است و اكنون نيز ۴ كارخانه ديگر در دست ساخت دارد.

چگونگى دريافت كارت سوخت خريداران موتوسيكلت
شركت ملى پالايش و پخش فرآورده هاى نفتى چگونگى دريافت كارت هوشمند سوخت كسانى كه اقدام به خريد موتوسيكلت نموده اند را اعلام كرد. به گزارش «ايران»، آن دسته از مالكان كه اقدام به خريد موتوسيكلت نموده اند، مى توانند از تاريخ ۸۶‎/۷‎/۱۶ با مراجعه به پايگاه اينترنتى www.niopdc.ir و تكميل فرم هاى مربوطه و دريافت ۲ برگ پرينت از اطلاعات اقدام به تكميل مدارك كنند. پس از آن متقاضيان بايد از تاريخ
۸۶‎/۷‎/۲۳ به بعد به دفاتر خدمات كارت هوشمند سوخت مراجعه كرده و به همراه چاپ اطلاعات و يكى ازمدارك شناسايى مالك و مدارك شناسايى موتوسيكلت اقدام هاى بعدى را انجام دهند.
۵ محور اصلى اصلاح رفتار بانك ها
عضو كارگروه اصلاح ساختار بانكى كشور، ساماندهى مطالبات بانك ها از دولت و شركت هاى دولتى، تدوين قانونى براى وصول مطالبات معوق بانك ها، فروش دارايى ها و منابع مازاد بر نياز بانك?ها، اصلاح ساختار سرمايه بانك ها و اصلاح نحوه رفتار آنها را محورهاى اصلى ايجاد تحول در رفتار سيستم بانكى كشور اعلام كرد. سيد بهاء الدين حسينى هاشمى در گفت و گو با مهر در خصوص فرآيند تدوين لايحه اصلاح رفتار بانك ها گفت: جلسات كارگروه تحول رفتار بانكى با حضور معاون اول رئيس جمهور، مديران عامل بانك ها، مسئولين پولى و بانكى كشور، مسئولين وزارت امور اقتصادى و دارايى و بانك مركزى برگزار مى شود.
وى با بيان اين كه در اين جلسات مسائل و موارد بازدارنده ارائه خدمات مطلوب سيستم بانكى و مشكلات آنها شناسايى و بررسى مى شود، تصريح كرد: اين موارد در قالب چندين آئين نامه تنظيم و مجدداً در جلسات مطرح شد. وى با بيان اين كه نتايج اين جلسات درحال نهايى شدن است، افزود: با اين وجود هنوز نتايج جلسات مصوب نشده و طى جلسه هفته جارى كارگروه، بقيه موارد نيز نهايى خواهد شد. به گفته هاشمى، اگر مواردى ازلايحه تدوين شده نياز به مصوبه هيأت دولت داشته باشد، به آنجا ارسال خواهد شد، در غير اين صورت موارد مورد نياز براى تصويب به بانك مركزى ارسال مى شود. حسينى هاشمى ادامه داد: در جلسات مذكور در مورد بدهى افرادى كه بيش از يك ميليارد تومان است و شناسايى و يافتن راهكار هاى وصول آن مورد بررسى قرار گرفت.
وى دومين مورد را تدوين قانونى براى وصول مطالبات معوق بانك ها و وصول تسهيلات پرداخت شده و كمبودهاى حقوقى در اين خصوص عنوان و تصريح كرد: در جلسات برگزار شده توسط كارگروه، راهكارها بررسى و تصميمات مورد نياز اخذ شد. به گفته حسينى هاشمى قرار است اصلاحات مرحله اول و تغييرات رفتارى تا اوايل آبانماه به بانك ها ابلاغ شود. وى پيش بينى كرد اين ابلاغيه تأثيرات مطلوبى بر روند فعاليت بانك ها خواهد داشت.
رئيس سازمان بازرسى كل كشور
آمار«سازمان بين المللى شفافيت» ياسى است
رئيس سازمان بازرسى كل كشور با اشاره به آمار اخير سازمان بين المللى شفافيت در زمينه ميزان فساد در كشور ها كه ايران را در رتبه ۱۳۱ قرار داده است، گفت: آمار اعلام شده از سوى سازمان بين المللى شفافيت با اغراض سياسى بوده و مخدوش است و نمى تواند گزارش درستى باشد. به گزارش پايگاه اطلاع رسانى سازمان بازرسى كل كشور، نيازى اظهار داشت: سازمان هاى بين المللى با معيار و شاخص هايى كه با كشور ها منطبق نيست در حال تعيين ميزان فساد در كشور ها هستند و پرواضح است كه اين آمار ها اصلاً مورد قبول نيست. وى گفت: طرحى در دست تدوين داريم كه شاخص هاى فساد ادارى دركشور و همچنين درستى آن را بومى سازى كنيم.
نيازى تصريح كرد: چطور درحالى كه در برخى جا ها از جمله رژيم اشغالگر قدس كه طبل رسوايى مفاسد اقتصادى و مالى آنها در رده نخست وزير و وزيران در همه جا شنيده شده است رتبه ۳۲ و كشورى پاك اعلام مى شود ولى جمهورى اسلامى با قوانين محكم و دستگاه هاى مبارزه كننده با فساد و عزم جدى مسئولان عالى آن رده ۱۳۱ به خود اختصاص مى دهد. وى ادامه داد: هدف آنها متزلزل كردن سرمايه گذارى در ايران و مخدوش كردن چهره جمهورى اسلامى است.
توزيع كالابرگ هاى مرحله سيزدهم بزودى آغاز مى شود
با تصويب وزراى عضو كميسيون اقتصاد، آئين نامه اجرايى تهيه و توزيع كالابرگ مرحله سيزدهم شهرى، روستايى و عشايرى ابلاغ شد.
به گزارش دبيرخانه شوراى اطلاع رسانى دولت، براساس اين آئين نامه، وزارت بازرگانى (اموراجرايى ستاد بسيج اقتصادى) مجاز شد به منظور تهيه و توزيع كالابرگ مرحله سيزدهم شهرى،روستايى و عشايرى و تأمين هزينه هاى آن به ازاى توزيع هر نفر كالابرگ شهرى و هر خانوار كالابرگ روستايى و عشايرى مرحله سيزدهم مبلغ ۵ هزار ريال از متقاضيان كالابرگ دريافت كند. همچنين وزارت بازرگانى (امور اجرايى ستاد بسيج اقتصادى) مجاز شد در قبال اصلاح وصدور كارت شناسايى اعضاى خانوار (ته سوش مرحله دوازدهم)به ازاى هر خانوار مبلغ ۴ هزار ريال و براى جمع آورى كالا برگ هاى برگشتى (مرحله دوازدهم و سيزدهم) به ازاى هر نفر كالابرگ ۱۰ ريال و توزيع كالا برگ متفرقه شهرى مرحله دوازدهم از قبيل تعويض كالابرگ مستهلك شده، امور مربوط به نوزادان، مزدوجان، الحاقى، انتقال، تفكيك به ازاى توزيع هرخانوار ۶ هزار ريال كارمزد دريافت و به حساب درآمد عمومى كشور واريز كند.
وزارت بازرگانى اخيراً قرارداد توزيع كالابرگ هاى مرحله سيزدهم را با شركت پست منعقد كرده و قرار است توزيع اين كالابرگ ها بزودى در دفاتر پستى آغاز شود.
ديدگاه
نفت؛ تهديد هاى خارجى و امنيت ملى
سيدغلامحسين حسن تاش

دشمنى دولت آمريكا با ملت ايران را پايانى نيست. آمريكايى ها بر اين باورند كه ملتى كه بارها هژمونى، قدرت و سلطه آمريكا را به اشكال كم نظيرى در هم شكسته است حتماً بايد تنبيه و پشيمان شود تا هيچ ملت ديگرى چنين سودايى را در سر نپروراند. علاوه بر اين به باور آنها سلطه ايالات متحده بر منطقه نفتخيز خاورميانه بايد بلامنازع باشد چراكه در اختيار گرفتن نفت، خود يكى از اهرم هاى مهم گسترش و تداوم غلبه ايالات متحده بر جهان و از مهمترين ابزارهاى تفوق آمريكا بر رقباى عمده اقتصادى اين كشور است ‎/
گويا دولتمردان آمريكايى و استراتژيست ها و تحليلگرانى كه به سفارش ايشان كار مى كنند دائماً به نحوه تنبيه كردن ايران مى انديشند. گزينه نظامى براى اين منظور هرگز از نظر آمريكايى ها دور نشده است و همواره احتمال آن وجود داشته و دارد اما با آشكارتر شدن شكست اقدامات نظامى اين كشور در افغانستان و عراق و با وجود مخالفت هاى شديدى كه نسبت به اين اقدامات وجود دارد و نيز با توجه به وضعيت حساس بازار نفت، گزينه نظامى روزبه روز با دشوارى بيشترى رو برو شده است. وضعيت بازار نفت چه به لحاظ عوامل اساسى (عرضه و تقاضا) و چه به لحاظ عوامل سياسى-روانى به گونه اى است كه وقوع يك درگيرى جديد نظامى در حساس ترين منطقه نفتى جهان به هر ميزان كه صادرات نفت از اين منطقه را كاهش دهد غير قابل جبران خواهد بود و مهم تر اينكه آثار روانى بروز يك جنگ جديد آن هم نه در گوشه اى از خليج فارس بلكه در سرتاسر آب هاى آن و بويژه معبر حساس آن يعنى تنگه هرمز قيمت هاى جهانى نفت را به سطوح غير قابل پيش بينى خواهد كشاند. بنابر اين در چنين شرايطى ساير گزينه هاى ممكن براى مقابله با ايران دائماً مورد توجه و بررسى آمريكايى ها قرار دارد.
گزارش «راجر استرن» استاد دانشگاه «جانز هاپكينز» آمريكا نمونه اى از اين بررسى ها است. گزارش مذكور نكات پر اهميتى را در زمينه تفكرات آمريكايى ها در مورد ايران و حتى تعارضات سياست هاى ايشان آشكار مى كند كه جا دارد بيشتر به آن پرداخته شود.
استرن توضيح مى دهد كه اقتصاد ايران يك اقتصاد وابسته به تك محصول نفت است و اگر اين امكان يعنى صادرات نفت و يا درآمدهاى آن، از اين كشور گرفته شود، دولت ايران قادر به اداره كشور نخواهد بود. وى بيان مى كند كه ۲ عامل ميزان صادرات نفت ايران را فرسايش مى دهد: يكى افت طبيعى توليد مخازن نفتى كه اغلب در نيمه دوم منحنى توليد خود قراردارند و دومى رشد مصرف داخلى نفت خام كه شتاب فراوانى هم دارد. اولى ميزان توليد نفت خام كشور را بطور كلى فرسايش مى دهد و دومى سهم اين توليد در مصرف داخلى را افزايش مى دهد و نتيجه مشترك اين دو، كاهش نفت خام باقيمانده براى صادرات است. استرن سناريوهاى مختلفى را از منظر ميزان توان سرمايه گذارى ايران براى جبران افت توليد خود، بررسى مى كند تا مشخص نمايد كه روند كاهش ميزان صادرات نفت خام و درآمد ارزى حاصل از آن در چه زمانى به صفر مى رسد و آن زمان را زمان شروع بحران در ايران مى داند.
استرن محتمل ترين سناريو براى رسيدن به اين نقطه را بين سال هاى ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ ميلادى و طولانى ترين سناريو را بين سال هاى ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ مى داند.
استرن (به تعبير ما) پيش بينى مى كند كه شايد در هيأت حاكمه آمريكا حوصله هفت - هشت ساله و يا حداكثر دوازده - سيزده ساله براى رسيدن به اين زمان وجود نداشته باشد و لذا پيشنهاد مى كند كه: «مى توان با ساقط كردن قيمت جهانى نفت در يك دوره كوتاه مدت درآمدهاى ارزى حاصل از نفت ايران را كاهش داد و وقوع بحران در اقتصاد ايران را تسريع و تسهيل نمود.» وى براى اين منظور تلويحاً به بحران سقوط قيمت جهانى نفت در سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ اشاره مى كند، بحران مذكور با محوريت دولت عربستان سعودى و به بهانه سياست سهم بازار به وقوع پيوست. در آن زمان عربستان سعودى اعلام كرد كه ديگر حفظ قيمت هاى جهانى نفت برايش اهميتى ندارد بلكه به دست آوردن سهم عادلانه بازار چه براى كل اوپك و چه براى تك تك اعضاى آن، و ازجمله عربستان سعودى، در اولويت است و راه دستيابى به سهم بازار بيشتر كاهش در قيمت هاى جهانى نفت به منظور خارج كردن رقبا از بازار جهانى نفت شناخته شد.
در گذشته نيز برخى از سياستمداران آمريكايى اعتراف كرده بودند كه ساقط كردن قيمت هاى جهانى نفت در سال هاى مذكور در نيمه دهه ۱۹۸۰ بخشى از سياست هاى ايالات متحده آمريكا به منظور فشار بر ايران براى پايان دادن به جنگ خود با عراق، تسهيل در فروپاشى شوروى و فشار به كشور ليبى بوده و با ابزار سياست سهم بازار تحقق يافته است. اينك آقاى استرن نيز بطور تلويحى به اين مسأله اعتراف مى كند.

اما وى يك واقعيت روشن و ساده را ناديده مى گيرد و آن اين است كه در سال هاى مذكور ظرفيت مازاد توليد عظيمى به ميزان بيش از ۱۰ ميليون بشكه در روز (يا شايد حدود ۴۰ درصد از كل ظرفيت توليد) در سازمان اوپك وجود داشت كه بيش از نيمى از آن نيز تنها متعلق به عربستان سعودى بود. بنابراين در آن شرايط به سقوط كشاندن قيمت از طريق افزايش توليد نفت خام و ايجاد رقابت در توليد بين اعضاى اوپك به سادگى امكان?پذير بود. اما در شرايط فعلى كه اغلب قريب به اتفاق اعضاى اوپك به مانند توليدكنندگان غير اوپك در سقف توان توليد خود، نفت توليد مى كنند و در مورد ظرفيت محدود مازاد توليد ادعايى عربستان سعودى (به ميزان حداكثر يك ونيم ميليون بشكه در روز) نيز ترديدهاى جدى وجود دارد، چگونه و با چه ابزارى مى توان آن واقعه را تكرار نمود؟
اما گزارش استرن برخ ى تعارضات و مشكلات در سياست هاى انرژى ايالات متحده را نيز آشكار مى كند. از يك سو واقعيت اين است كه آمريكايى ها (عليرغم برخوردهاى تبليغاتى) مشكل زيادى با سطوح فعلى قيمت هاى جهانى نفت ندارند. استراتژى ها و برنامه هاى انرژى ايالات متحده كه ۲ محور اصلى آن بهينه سازى مصرف و متنوع سازى عرضه حامل هاى انرژى است، بدون قيمت هاى بالاى نفت تمهيد و تسهيل نمى شود. همچنين قيمت هاى بالاى نفت در كنار محوريت اقتصاد آمريكا و دلار در اقتصاد جهانى ممكن است تفوق هايى را نيز از نظر اقتصادى و تجارى براى آمريكا نسبت به رقباى عمده اقتصادى اين كشور بوجود آورد. اما تنها مشكلى كه در اين رابطه براى آمريكايى ها وجود دارد انباشته شدن دلارهاى نفتى در انبان هاى كشورهاى عضو اوپك است.
در جريان شوك هاى اول و دوم نفتى نيز يكى از مهمترين دغدغه هاى آمريكايى ها اين بود كه دلارهاى نفتى را رديابى كنند و اين دلارها تا حد مقدور به اقتصاد ايالات متحده بازگردد. بنابراين اين نگرانى آمريكايى ها از اين جهت محدود به ايران نيست. اما طبعاً در مورد كشورى مانند ايران كه روابط تجارى با ايالات متحده نداشته و از سياست هاى آن تبعيت نمى كند، حساسيت مضاعفى وجود دارد. ميلياردها دلار سفارشات اسلحه كه توسط برخى از كشورهاى منطقه خليج فارس به صنايع نظامى آمريكا اعطا مى شود و تراست نفت و اسلحه را آباد مى كند طبيعتاً در شرايط امن و عادى منطقه خاورميانه و خليج فارس نمى تواند تحقق يابد و شايد به همين دليل است كه برخى معتقدند كه با تداوم قيمت هاى بالاى نفت بوى خون در منطقه استشمام مى شود.
گزارش استرن جهت گيرى تحريم ها عليه ايران را نيز تا حدود زيادى مشخص مى كند: حوزه هاى نفتى ايران نبايد توسعه يابند مگر تا حدى كه امنيت انرژى آمريكا به خطر نيفتد؛ قدرت خريد درآمدهاى ارزى حاصل از نفت ايران نيز بايد تا حد مقدور كاهش يابد، اين امر از طريق محدوديت هاى تجارى و محدوديت در نقل و انتقالات بانكى براى ايران تا حدودى تحقق مى يابد.
در شرايط امروز تجارت جهانى، شايد ردگيرى مقصد همه كالاها چندان آسان نباشد اما تأمين كالا از طريق واسطه هاى دست چندم و پر هزينه شدن نقل و انتقالات پولى هزينه تأمين كالاها و خدمات مورد نياز كشور (خصوصاً تجهيزات صنعتى، خدمات فنى و مواد اوليه) خصوصاً در بخش توليد را چند برابر مى كند و قدرت خريد درآمدهاى نفتى را فرسايش مى دهد و علاوه بر اين در كنار ساير عارضه هاى مربوط به افزايش درآمدهاى ارزى در اقتصاد (مانند پديده بيمارى هلندى ) ساختار توليدى كشور را بيشتر تضعيف نموده و ساختار مصرف وابسته به واردات را تقويت مى نمايد.
اما توجه به خصومت هاى ايالات متحده و جهت گيرى اعمال اين دشمنى ها مى تواند حساسيت ها و تكاليفى را براى ما آشكار كرده و تعيين نمايد كه برخى از آن ها به شرح زير است:
1- كمتر اقتصاددانى ترديد داشته و دارد كه اقتصاد وابسته به تك محصولى نامطلوب و زيانبار است و ره به توسعه نمى برد اما اينك مشخص مى شود كه آسيب و خطر اين ويژگى محدود به عرصه اقتصاد نمى شود، بلكه تهديدى براى امنيت ملى نيز محسوب مى شود. بنابراين تقويت بنيان هاى توليد ملى و متنوع سازى اقتصاد، يك ضرورت امنيتى براى كشور نيز هست و بايد به طور جدى در دستور كار قرار گيرد. گرچه صادرات گاز طبيعى نيز نوعى خام فروشى است و با توجه به بررسى هاى نگارنده صادرات گاز در شرايط فعلى از هيچ منظرى توجيه ندارد اما لازم است اين امر از منظر اصل مهم متنوع سازى مبادى تأمين درآمد ارزى كشور كه يك اصل راهبردى است نيز مورد توجه قرار گيرد.
۲- اغلب اقتصاددانان بر اين باورند و تجربه شوك هاى اول و دوم نفتى نيز نشان داده است كه وارد كردن بى برنامه و بى بندوبارانه درآمدهاى افزايش يافته نفتى به اقتصاد كشور به نحوى كه فراتر از كشش و ظرفيت هاى زير ساختى اقتصاد باشد، ساختار اقتصاد كشور را با تهديد روبرو نموده و اقتصاد را در معرض آسيب ها و بيمارى هاى گوناگونى قرار مى دهد. اما اينك مشخص است كه پايبندى به مكانيزم ذخيره ارزى نه تنها يك مقوله اقتصادى بلكه يك ضرورت امنيت ملى است ‎/
۳- امروزه كمتر كسى ترديد دارد كه مصرف انرژى در كشور بسيار بى رويه بوده و شاخص شدت انرژى در كشور بسيار نامطلوب است. كل انرژى مصرفى در كشور حدود ۴‎/۲ ميليون بشكه معادل نفت خام است كه با قيمت هاى فعلى جهانى حدود ۱۰۰ ميليارد دلار ارزش آن است چنين ميزانى از مصرف انرژى با هيچ يك از ديگر شاخص هاى اقتصادى كشور مطابقت ندارد و اين مسأله نگرانى را تشديد مى كند. اما با وجود شناخت گسترده اى كه اينك در اين زمينه وجود دارد اقدام در خورى براى كنترل مصرف ملاحظه نمى شود. كافى است با توسعه شركت هاى مميزى انرژى و شركت هاى سرمايه گذارى در پروژه هاى صرفه جويى انرژى، اجازه بهره بردارى از مقادير انرژى صرفه جويى شده (به قيمت هاى بين المللى) به سرمايه گذاران در پروژه هاى صرفه جويى انرژى اعطاء شود تا بسيارى از اين گونه پروژه ها اقتصادى گردد و در اين صورت پتانسيل عظيمى براى بهينه سازى و كاهش مصرف انرژى در كشور وجود خواهد داشت. دقت در مقاله استرن نشان مى دهد كه اينك اين امر خطير ماهيت امنيت ملى نيز پيدا كرده است و عزم و اراده ملى را مى طلبد. در شرايطى كه فرصت براى سرمايه گذارى به منظور توسعه ظرفيت هاى توليد نفت و گاز محدود مى شود، بهينه سازى مصرف و كنترل تقاضا، علاوه بر ساير جنبه هاى مثبت اقتصادى و زيست محيطى، نفت و گاز بيشترى را هم براى صدور و كسب درآمد ارزى آزاد مى كند. برآورد هاى اوليه نشان مى دهد كه در صورت پديد آمدن آن عزم ملى، ۱۰ تا ۲۰ درصد صرفه جويى و افزايش راندمان در مصرف انرژى كشور با سرمايه گذارى اندك و در دوره اى چند ساله قابل تحقق است كه اين به معناى ده تا بيست ميليارد دلار صرفه جويى خواهد بود.
۴- دقت در مقاله استرن نشان مى دهد كه صيانت از مخازن نفتى و مديريت مخازن و بويژه تحقق هرچه سريعتر پروژه هاى تزريق گاز نيز اينك با امنيت ملى كشور پيوند خورده است. برنامه تزريق پيش بينى شده در برنامه پنج ساله چهارم كمتر از نياز مخازن نفتى به تزريق گاز بوده و متأسفانه همان ميزان نيز تحقق نيافته است. با توجه به اين كه خصوصاً در شرايط مخازن نفتى ايران راهى شناخته شده تر از تزريق گاز براى بهره بردارى بهينه و صيانتى از مخازن نفتى وجود ندارد اين امر خطير بايد در اولويت ويژه قرار گيرد. البته تزريق گاز تنها يكى از راهكارهاى افزايش بازيافت از مخازن نفتى و البته از مهمترين آنهاست و از ساير راهكارهاى افزايش بازيافت نيز نبايد غفلت شود.
۵- گرچه تحريم هاى به كارگرفته شده عليه ايران محدوديت هايى را در جهت سرمايه گذارى هاى بخش نفت بوجود آورده است اما بدون ترديد همه مشكلات و تأخيرهاى موجود در سرمايه گذارى ها و پيشرفت پروژه هاى اين بخش را نمى توان به اين مسأله نسبت داد.
آنچه گفته شد تاكيد بيشترى بر اين واقعيت است كه مقوله انرژى و بويژه مهمترين حامل هاى آن يعنى نفت و گاز، مقوله اى راهبردى است. دشمن نيز در مسير خصومت ورزى خود بلافاصله بعد از اقدام هاى نظامى به اقدام هايى در زمينه نفت و گاز توجه دارد بنابراين نگاه داخلى به مقوله هاى انرژى، نقش نفت در اقتصاد و نحوه هزينه كردن درآمدهاى نفتى و توسعه صنايع نفت و گاز نيز بايد نگاهى راهبردى و هوشمندانه باشد. تهديدهاى موجود در اين حوزه نيز محدود به آنچه گفته شد نيست و بايد بيش از اين مورد بازشناسى قرار گيرد و راه هاى مقابله با تهديدها نيز شناسايى شده و مصرانه پيگيرى شود.

«ايران اقتصادى» هر روز ضميمه رايگان روزنامه ايران
319638.jpg


|   شناسنامه   |   آرشيو   |