چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۶ - ۲۸ رمضان ۱۴۲۸
Wed, Oct 10, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
ماجرا
خانواده
تماشا
جنازه صفر روى برف ها
319725.jpg
فاطمه امامى

يك صبح سرد زمستانى بود و هوا گزنده تامغز استخوان فرو مى رفت. داشتم پشت سر اتوبوس مدرسه حركت مى كردم. در روزهايى كه برف جاده ها را مى پوشاند، من صبح ها معمولاً اين كار را مى كردم. هنوز مسافت زيادى حركت نكرده بوديم كه ديدم اتوبوس ايستاد، پسركى تلوتلوخوران از آن بيرون آمد و روى برف هاى كنار جاده افتاد. راننده اتوبوس و من در يك لحظه بالاى سر او رسيديم. صورت كوچك و تهى اش، حتى از برف هم سفيدتر بود. راننده زير لب زمزمه كرد:«مرده!»
براى يك لحظه متوجه نشدم منظور او چيست. به صورت وحشتزده بچه ها كه از داخل اتوبوس به اين منظره خيره شده بودند، نگاهى انداختم و گفتم:«دكتر ! عجله كن! دكتر خبر كن.»
راننده نگاه ديگرى به او انداخت و گفت: «گفتم كه. فايده نداره. اون مرده!»
بعد با اندوه زير لب زمزمه كرد: «حتى نگفت كه حالش بده. فقط زد به شونه ام و گفت كه واستم. متأسفم. اون هميشه انگار به همه بدهكار بود. هميشه از همه معذرت خواهى مى كرد.»
مدرسه كه هميشه پر از هاى و هو و سر و صدا و خنده بچه ها بود، آن روز با شنيدن اين خبر در اندوه فرورفت.
از كنار خيلى ها كه رد مى شدم، اين جملات را مى شنيدم: «اون اصلاً كى بود؟»، «كلاس چندم بود؟»، «كى روى برف ها مرده بوده؟»، «نمى دونم. گمونم كليف ميلفورد كورنر بود.»
در اتاق معلم ها نشسته بوديم كه مدير مدرسه آمد و به من گفت: «ممنون مى شم اگه شما برين و اين خبر رو به پدر و مادرش بدين. اونا تلفن ندارن و يكى بايد از مدرسه بره و بهشون خبر بده. من جاتون مى رم سر كلاس .»
پرسيدم: «چرا من؟ بهتر نيست خودتون اين كار رو بكنين؟»
مدير گفت: «راستشو بخواين من اون پسر بچه رو نمى شناسم. توى فهرست ارزيابى بچه ها از معلم ها هم، اون فقط به اسم شما به عنوان معلم محبوبش اشاره كرده.»
در آن روز برفى و سرد، با هزار دردسر جاده خانه پسرك، كليف ايوانز، را طى كردم و خود را به پدر و مادرش رساندم، در حالى كه هنوز سردرنمى آوردم چرا معلم محبوب او بوده ام. او كه در تمام ۲ سالى كه شاگرد من بود، دو كلمه هم با من حرف نزده بود. حالا يادم مى آمد كه هميشه روى نيمكت رديف آخر كلاس مى نشست. او هميشه تنها به كلاس مى آمد و تنها هم مى رفت. با خودم گفتم: «پسرى كه هرگز لبخند نزد. من حتى يك بار هم لبخندش رو نديدم.» خانم «ايوانز» مرا به آشپزخانه فقيرانه، اما گرم و پاك و پاكيزه اش برد. با هزار مكافات و مصيبت خبر را به خانم ايوانز دادم. او يك صندلى جلو كشيد و خودش را روى آن انداخت و گفت: «هيش وقت نگفت كه مريض احواله...»
ناپدريش هم خرناسى كشيد و گفت: «از موقعى كه من با مادرش عروسى كردم و اينجا اومدم، اون ديگه حتى يك كلمه هم باهامون حرف نمى زد.»
خانم ايوانز از جا بلند شد و قابلمه را از روى شعله عقب زد و پيشبندش را باز كرد و گفت: «حالا ديگه بسه. قبل از اين كه برم شهر بايد صبحونه بخورم. ديگه نمى شه كارى كرد. اگه كليف اين قدر لال نبود، به ماها مى گفت كه حالش خوب نيست.»
بعد از اتمام كلاس در دفتر مدرسه نشستم و با نگاهى تهى به كارنامه هاى درسى كليف زل زدم. بايد پرونده كليف را مطالعه و گزارشى تهيه مى كردم. اطلاعاتى كه در پرونده او وجود داشتند، مانند تير به قلبم فرومى رفتند: «كليف ايوانز، سفيدپوست، ناپدرى اش هرگز از نظر قانونى او را نپذيرفت. ۵ خواهر و برادر ناتنى داشت. نمرات او همه زير ۱۲ بودند.»
«كليف ايوانز» هر روز صبح بى سر و صدا از در مدرسه وارد مى شد و عصرها هم بى سر و صدا بيرون مى رفت، همين! او هيچ وقت در هيچ كلاس فوق برنامه اى شركت نكرد. هرگز در هيچ تيم ورزشى عضو نبود. هيچ وقت او را به دفتر مدرسه نخواستند. هيچ وقت كسى صداى خنده او را نشنيد. هيچ وقت سر و صدايى از او شنيده نشد و خلاصه هيچ وقت كسى نبود! چطور مى شود يك پسر بچه را بتديج تبديل به عدد صفر كرد؟
نمره هاى درسى او نشان مى دادند كه چگونه مى شود اين كار را كرد. معلمان كلاس هاى اول و دوم در گزارش خود نوشته بودند: «شيرين، خجالتى، ترسو، اما مشتاق است.» ولى معلم كلاس سوم، جبهه حمله به سوى او را باز كرده و با خط درشت نوشته بود: «كليف حرف نمى زند. حس همكارى ندارد. در يادگيرى كند است.»
و در گزارش بعدى افزوده بود: «كسل كننده، بدون انگيزه، ضريب هوشى پائين.»
همين اظهارنظرها مهر «باطل شد» بر او زد و نمره هوشش كه در كلاس سوم ۱۰۶ بود در كلاس نهم به ۸۳ رسيد. اين نمره تا كلاس هفتم، هرگز زير ۱۰۰ نبود و من نمى دانم معلم او چطور جرأت كرده بود او را «كندذهن» بنامد.
نشستم و گزارش بسيار تندى تهيه كردم و نوشتم كه نظام آموزشى ما چه بلايى را بر سر كليف ايوانز آورده است. يك نسخه از گزارشم را با عصبانيت روى ميز مدير مدرسه گذاشتم و نسخه ديگر را ضميمه پرونده كردم، بعد هم در دفتر را پشت سرم محكم به هم كوبيدم و در حالى كه داشتم از شدت اندوه از پا درمى آمدم، به طرف خانه ام راه افتادم.
حتى لحظه اى بدن نحيف و چهره رنگ پريده كليف از جلوى چشم هايم محو نمى شد. يادم آمد كه او هميشه پشت سرم مى آمد و سؤالات ساده اى را از من مى پرسيد و من هم تا جايى كه حواسم جمع بود و متوجه اوضاع بچه ها بودم، با توجه به سؤالاتش پاسخ مى دادم.
مى توانستم حدس بزنم كه چند بار ديگران او را پس زده، در گوشى درباره اش حرف زده و مسخره اش كرده بودند. مى توانستم حدس بزنم كه بى اعتنايى نظام آموزشى ما به چنين كودكان مسأله دارى، چطور راه را براى اظهارنظرهايى چون «تو خنگى!» و «تو هيچى نمى شى!» باز كرده بود.
يك كودك، موجودى است كه قضاوت هاى ديگران را باور مى كند. كليف هم باور كرده بود. ناگهان احساس كردم اين همه فشار، دل كوچك كليف را بارها به درد آورد و سرانجام موجب شد كه او در اوج نوجوانى سكته كند و روى برف هاى كنار جاده بيفتد. پزشكان خيلى ساده مى نوشتند، «بيمار قلبى»، اما من مى دانستم كه «كليف ايوانز» مرد، چون «هيچ كس او را نديد».
علت گريه نوزادم چيست؟
319647.jpg
هليا خرم

چند ماهى طول مى كشد تا مادر به عادات و منحنى رشد نوزاد خود آشنا شود. حتى اگر فرزند نخستش نباشد باز هم كمى زمان لازم است تا نوزاد به عنوان فرد جديدى در خانواده پذيرفته شود و والدين ياد بگيرند كه گريه قسمتى از پروسه رشد نوزاد است.
- نوزاد گريه مى كند، زيرا گريه در ابتدا زبان اصلى او براى برقرارى ارتباط و اعلام نيازهايش است.
- اگر به گريه نوزاد خود توجه كنيد و نسبت به آن عكس العمل نشان دهيد، به هيچ وجه او را لوس نكرده ايد.
- تقريباً حدود ۱۰ درصد نوزادان در روز خيلى گريه مى كنند شايد بيش از ۳ ساعت در طول روز.
- در ۳ ماهه اول، گاز معده موجب گريه بيش از حد نوزاد مى شود كه درمان آن به طور كامل تقريباً غيرممكن است اما راه هايى وجود دارد كه به آرام شدن آن كمك مى كند. شما به عنوان والدين نوزاد، به استراحت كوتاهى در ميان گريه ها احتياج داريد وگرنه گريه شديد نوزاد شرايط را براى شما غيرقابل تحمل خواهد كرد. نوزاد با گريه احساس درونيش را براى شما بازگو مى كند و مى خواهد با شما ارتباط برقرار كند. ممكن است در ابتدا بدرستى ندانيد براى آرام كردن گريه او چه كارى بايد انجام دهيد اما كم كم با گذشت چند هفته كاملاً بر اين موضوع واقف خواهيد شد.
نكاتى كه دانستن آن لازم است: يك نوزاد طبيعى و سالم روزانه يك تا ۳ ساعت گريه مى كند . مادر پس از گذشت ۱۰ تا ۱۴ روز متوجه نوع گريه نوزاد و خواسته او مى شود. نوزاد به علت احساس گرسنگى، درد و يا خستگى گريه مى كند و اين چيزى است كه مادر بايد بتواند آن را شناسايى كند. نوزاد براى جلب توجه مادر گريه مى كند و شما بايد بى درنگ نزد نوزاد خود برويد و دليل گريه او را متوجه شويد. هيچ گاه تصور نكنيد كه نوزاد براى اذيت كردن شما گريه مى كند زيرا نوزاد در اين زمان نظرى راجع به نيازهاى شما ندارد و نمى داند كه گريه اش مى تواند شما را ناراحت كند. گاهى مادر به تصور غلط فكر مى كند اگر پس از شنيدن صداى گريه نوزاد نزد او برود، نوزاد خود را لوس مى كند، اما اين مسأله صحت ندارد زيرا نوزاد تازه متولد شده لوس نمى شود و هر قدر مادر در روزهاى اول زندگى نوزاد سريع تر به واكنش هايش پاسخ دهد، نوزاد احساس امنيت بيشترى خواهد كرد و متوجه مى شود كه شما هميشه كنارش هستيد و مى تواند به شما اطمينان كند، زيرا در روزهاى آغازين نياز دارد كه شما به سرعت كنارش برويد.
چه دلايلى ممكن است موجب گريه نوزاد شود؟
در روزهاى آغازين زندگى، گرسنگى مهم ترين دليل گريه نوزاد است تا اين كه برنامه غذايى اش روى روال بيفتد، احساس گرما يا سرماى شديد، گاز يا باد معده، احتياج به تعويض، احساس خستگى و نياز به همراهى و بازى، احساس ناراحتى و نياز به در آغوش گرفته شدن و نوازش شدن و احساس درد از ديگر دلايل گريه نوزاد است. برخى از نوزادان بيش از حد گريه مى كنند كه از علت هاى آن مى توان به اين موارد اشاره كرد:
۱) ماهيت و خلق و خوى هر نوزادى با ديگرى متفاوت است، برخى از نوزادان ايرادگيرتر و شلوغ تر از بقيه هستند و بنابراين بيشتر گريه مى كنند و هيچ دليل واضح و مشخصى نيز ندارد.
۲) تغييرات محيطى: برخى نوزادان نسبت به تغييرات محيط اطراف يا عادات نگهدارى و مراقبتشان حساس تر هستند.
۳) تولدهاى مختلف: نوزادانى كه زودتر از موعد مقرر به دنيا آمده اند يا تحت مراقبت هاى خاصى قرار گرفته اند، گاهى بيش از حد گريه مى كنند.
۴) حساسيت برخى از نوزادان به گرما و سرما سبب گريه بيش از حد آنها مى شود، گاهى دوست ندارند لباس بپوشند يا حمام بروند و نسبت به لمس شدن و تغييرات حساس تر هستند.
۵) تنش و فشار عصبى: برخى از نوزادان تحت فشار بودن والدين خود را احساس مى كنند و اين موضوع روى رفتارشان تأثير مى گذارد، البته كمى گيج كننده است كه تنش والدين موجب گريه نوزاد مى شود.
۶) قبل از قدم گذاردن به عرصه جديد وسيع تر رشد و يادگيرى سبب مى شود تا نوزاد بيشتر گريه كند.
گريه نوزاد خود را چگونه آرام كنيد؟
شير خوردن، مكيدن شست و ديگر انگشتان سبب ايجاد آرامش و آرام شدن گريه نوزاد مى شود.
۱) نوزاد خود را در آغوش بگيريد، به خود كاملاً نزديك كنيد و براى مدتى در همين حالت باقى بمانيد.
۲) براى نوزاد خود موسيقى بگذاريد، صداى آهنگ و موسيقى موجب آرام شدن گريه نوزاد مى شود. حتى گاهى صداى وزوز ماشين لباسشويى و يا جاروبرقى نيز به آرام شدن گريه نوزاد كمك مى كند.
۳) هواى تازه: نوزاد خود را در آغوش بگيريد، از منزل خارج شويد و كمى همراه با او در هواى آزاد قدم بزنيد.
۴) تكان دادن نوزاد: نوزاد را در ميان بازوان خود بگيريد يا در گهواره بگذاريد و تكان دهيد، حتى اگر حوصله داشتيد او را در كالسكه و يا صندلى مخصوص بگذاريد و در ماشين قرار دهيد و اندكى با ماشين در خيابان ها بچرخيد.
۵) باد: برخى نوزادان وقتى در معرض باد قرار مى گيرند احساس بهترى دارند كه در اين حالت بهتر است نوزاد را به سمت خود در آغوش بگيريد و به آرامى پشت و كمرش را نوازش كنيد.
۶) حمام كردن نوزاد: برخى از نوزادان در اثر حمام آب گرم آرام مى شوند، البته گاهى نيز حمام كردن نتيجه معكوس دارد، اين بستگى به خلق و خوى نوزاد دارد و مادر بهتر از هر كس اخلاق نوزادش را مى شناسد.
۷) محيط ساكت و آرامى را براى او تهيه كنيد، بعد از غذا دادن به نوزاد چنانچه او را در جاى ساكت و بى صدايى قرار دهيد، كمى گريه مى كند اما زود به خواب مى رود.
دليل گريه نوزاد ۳ تا ۱۲ ماه چيست؟
معمولاً نوزادان پس از گذشت ۳ ماه كمتر گريه مى كنند، اما برخى تا ۳ ماه گريه نمى كنند و از ۸ يا ۹ ماهگى گريه را آغاز مى كنند.
دلايل گريه
۱) عصبانيت و نگرانى: پس از ۷ يا ۸ ماهگى، وقتى شما از حوزه ديد نوزاد خارج مى شويد، او نگران مى شود . اين نگرانى بيشتر و بيشتر مى شود . وقتى براى مدتى هر چند كوتاه از شما دور باشد.
۲) نياز به بودن در كنار والدين: گاهى نوزاد مى خواهد مادرش كنارش بيايد و او را نوازش كند، بنابراين با گريه خود به شما مى فهماند كه نيازمند بودن شما است.
۳) دندان درآوردن: اغلب نوزادان موقع دندان درآوردن بيشتر گريه مى كنند.
۴) نداشتن آرامش: ممكن است نوزاد احساس آرامش نداشته باشد، مثلاً اسباب بازى يا وسيله مورد علاقه اش را كه مايه آرامشش بوده از دستش بيفتد يا فردى جايى از بدن او را لمس كند كه احساس درد داشته باشد، بيشتر گريه كند.
۵) ترس هاى ناشناخته و جديد: گاهى اوقات نوزاد بدون دليل واضحى احساس ترس مى كند، ممكن است از صداى جاروبرقى يا حيوانات خاصى بترسد يا از حمام كردن بترسد.
۶) تكان هاى ناگهانى: زمانى اتفاق مى افتد كه نوزاد حركت و يا راه رفتن را ياد گرفته باشد، به طور ناگهانى زمين بخورد يا با شىء خاصى برخورد كند.
گريه هاى شبانه
نوزاد تا ۳ ماهگى ممكن است يك يا ۲ مرتبه در شب از خواب بيدار شود، اما در ۱۲ ماهگى از هر ۳ نوزاد تنها يك نوزاد از خواب بيدار مى شود. گريه شبانه براى والدين خيلى سخت است، زيرا خسته هستند و مى خواهند استراحت كنند. اگر گريه هاى شبانه و بيدار شدن از خواب نوزادتان ادامه دارد، در مورد آن حتماً با پزشك مشورت كنيد. حتماً سعى كنيد نوزاد را با آرامش و لطافت در آغوش بگيريد. در غير اين صورت ناراحتى شما را درك مى كند و شروع به گريه مى كند. حتى در صورت احساس استرس سعى كنيد لبخندى بر لب داشته باشيد و با حالت راحت نوزاد خود را در آغوش بگيريد. زيرا نوزاد با آرامش و راحتى ماهيچه هاى شما، آرام و ساكت مى شود.
از گريه نوزاد خود ناراحت نشويد
نوزاد هميشه گريه نمى كند و هر قدر بزرگتر مى شود، به شما نزديكتر مى شود و گريه اش كمتر مى شود، گاهى اوقات در اثر گريه شديد ممكن است كنترل اعصاب خود را از دست بدهيد و نوزاد را بشدت تكان دهيد كه اين كار بسيار خطرناك است، چنانچه دچار چنين حالتى شديد نوزاد را در جاى ساكت و امنى مانند گهواره يا تختخوابش قرار دهيد و اول خود را كمى آرام كنيد و وقتى آرامش خود را مجدداً به دست آورديد سراغ نوزاد خود برويد. هرگز با خشم و عصبانيت نزد نوزاد بازنگرديد و با خشونت با او رفتار نكنيد.
داشتن قلب سالم را از كودكى بياموزيد
319677.jpg
نازنين حسينى

براى آموزش راه هاى سلامتى به كودكان، هيچ وقت زود نيست و از سنين پائين بايد مسائل مربوط به سلامتى از جمله بالابودن كلسترول و عواقب آن را به آنها آموزش داد.
تحقيقات نشان مى دهد، چاقى در كودكان افزايش يافته است. اين افزايش وزن باعث بالارفتن ميزان كلسترول مى شود؛ حتى اگر سابقه اين بيمارى در خانواده وجود نداشته باشد.
بنابراين با يك رژيم غذايى مناسب كه ميزان كلسترول در آن قيد شده باشد، كودكان خود را از اين بيمارى دور كنيد.
۱- ناهار كودك خودتان را آماده كنيد. در اين صورت حداقل مطمئن مى شويد كه او به جاى خوردن مواد نشاسته اى يا سرخ كردنى در مدرسه از غذاى خانگى و سالم استفاده مى كند. امروزه در بوفه هاى مدارس اكثراً ناگت هاى مرغ، گوشت هاى پرچربى، ساندويچ هاى پنيردار و انواع شيرينى ها سرو مى شود.
۲- استفاده از انواع فست فود (غذاهاى سريع) را كاهش دهيد. در ماه بيش ازيك يا ۲وعده فست فود به كودك خود ندهيد و اگر تمايل كودك به خوردن غذا در بيرون از منزل و رستوران زياد بود، سعى كنيد او را به خوردن سالاد، سيب زمينى پخته و مرغ آب پز تشويق كنيد و اگر همبرگر خواستند از نوع بدون پنير براى آنها سفارش دهيد.
۳- رنگ سفيد را فراموش كنيد. از دادن برنج سفيد، نان سفيد و پاستا كه با آرد سفيد پخته مى شود به كودكان خود خوددارى كنيد و صبحانه كودك را با نان گندم به او بدهيد.
۴- ميوه را فراموش نكنيد. هنگام تماشاى تلويزيون، ظرف بزرگى از ميوه آماده كنيد و مقابل كودك خود بگذاريد و به جاى خوردن ذرت، پفك و تنقلات او را متقاعد كنيد كه ميوه بخورد.
۵- الگوى مناسبى باشيد. بهترين راه براى اين كه كودك عادات خوب را فرابگيرد اين است كه خود شما رژيم غذايى مناسب و سالمى داشته باشيد. كودك با مشاهده اين رفتار، شما را الگوى خود قرار خواهد داد.
تماشا
چگونه احساسات ناخوشايند را مهار كنيم
319713.jpg
احساسات شما نتيجه افكار شماست، اين كه در دوره اى غمگين ومضطرب و در دوره اى ديگر شاد هستيد، افكار و ذهنيت شماست كه موجب ايجاد اين احساسات مى شود.احساسات منفى پيچيده و آزار دهنده است و براى رهايى از آن بايد عقايد خود را عوض كنيد و با اين احساسات در گير نشويد.احساسات منفى موجب تنش در شما مى شود ولى علت اصلى تنش احساسات شما نيستند، بلكه طرز تلقى شما از يك موقعيت موجب ايجاد اين تنش مى شود.يك واقعه يا اتفاق مشابه در افراد گوناگون احساسات متفاوتى را به وجود مى آورد.به اين معنى كه ميزان اهميت يك واقعه در يك فرد ممكن است بسيار زياد باشد و آثار روحى و عاطفى مخربى را در درازمدت يا كوتاه مدت براى فرد به همراه داشته باشد، در حالى كه همان واقعه براى فرد ديگرى اهميت كمترى داشته باشد و تأثير منفى كمترى را از نظر عاطفى روى او بگذارد. اين تأثيرات به نوع نگرش و افكار اين افراد از آن موقعيت باز مى گردد.شما مى توانيد با اصلاح و تغيير نگرش و نحوه برخورد با مشكلات به آرامش روحى دست يابيد و شادى و اميد را به زندگى خود باز گردانيد.اين روش راه تازه اى براى درك احساسات انسانى گشود و باغلبه بر مشكلات موجب شد افراد به موفقيت و شادكامى برسند و انقلابى در روانشناسى پديد آورد كه شناخت درمانى نام گرفت و توجه روان شناسان و روان درمان گران را به خود جلب كرد.
اثر بخشى شناخت درمانى اگر بيش از دارو درمانى نباشد كمتر از آن هم نيست.شواهد نشان داده اثر شناخت درمانى بيشتر از روش هاى متعارف ديگر مانند رفتار درمانى و گروه درمانى بوده است.روش جديد شناخت درمانى با منطق علمى مطابق است و موجب شده در دهه هاى اخير موجى از تحقيقات جديد در اين مكتب صورت گيرد و نتايج ثمر بخش آن بيش از پيش آشكار شود.مهمترين بخش در بررسى يك احساس خود شما هستيد، يا به عبارت ديگر ميزان اهميت موضوع بر شماست كه تعيين كننده نوع احساس در شما مى شود و شما هستيد كه تا حد زيادى موجب بروز احساسات منفى مى شويد.اين الگو به اين شكل پيش مى رود: علت يا واقعه افكار و عقايد شما پيامدهاى عاطفى و رفتارى
به عنوان مثال اين الگو را مى توان به اين شكل بيان كرد: از دست دادن كار - ديگر نمى توانم كارى پيدا كنم - احساس بى لياقت بودن.
ابتدا شايد فكر كنيد از دست دادن كار به خاطر بى لياقتى شماست و اگر در محل كار آدم با لياقتى بوديد مى توانستيد كار خود را حفظ كنيد.در صورتى كه شايد به علت ورشكستگى شركت كار خود را از دست داده ايد و اين موضوع هيچ ربطى به شما ندارد.همه افراد در چنين موقعيتى اين احساس را ندارند.در نكته دوم «ديگر نمى توانم كارى پيدا كنم» موجب ايجاد احساس بد در شما شده است.
و در قسمت سوم شما احساس ناكامى مى كنيد.البته نكته اول نقش مهمى در ايجاد مشكلات عاطفى شما دارد، ولى در نهايت نكته دوم يا همان عقيده شما در مورد از دست دادن كار موجب اين احساس شده است.در اين جا براى اين كه از اين احساس ناخوشايند رها شويم دو مورد ديگر را بايد مد نظر داشته باشيم و به سه نكته اول اضافه كنيم. جدل با احساسات ناخوشايند؛ انديشيدن منطقى در مورد تفكرات و احساسات منفى. در اينجا شما بايد با طرز تفكر ناخوشايند بجنگيد و سعى كنيد افكار منفى خود را عوض كنيد، به اين گونه كه عقيده خود را زير سؤال ببريد.وقتى شما از نظر عاطفى ناراحت هستيد سيستم فكرى شما معمولاً كار نمى كند و بسته است.سؤال هاى منطقى كه از خود مى كنيد موجب مى شود كه سيستم فكرى بازشود.مثلاً اين كه از خود بپرسيد: «چرا فكر مى كنى كه ديگر نمى توانى كارى پيدا كنى؟ اين كه فكر كنم كه ديگر همه چيز تمام شده و كارى پيدا نمى كنم هيچ كمكى به اين نمى كند كه كار ديگرى پيدا كنم.» در اينجا شما از تكنيك تمركز زدايى استفاده كرده ايد و از طرز تفكر ناخوشايند فاصله گرفته ايد و آن را به شيوه اى واقع بينانه تر بررسى مى كنيد. در مورد آخر شما از طريق انديشيدن منطقى در مورد عقايد خود يك ديدگاه باز و درستى را كه موجب ثبات رفتارى و عاطفى بيشترى در زندگى مى شود، ايجاد مى كنيد و توضيحات قانع كننده ديگرى در حل مشكلات عاطفى خود پيدا مى كنيد. ويكتور فرانكل روانپزشك برجسته و سرشناس معتقد است: «همه چيز را مى توان از انسان گرفت مگر يك چيز و آن اختيار بشر است»، يعنى انسان در انتخاب خود و نوع نگرشش نسبت به شرايط داراى اختيار است.شما در هر شرايطى مى توانيد نوع واكنش خود را انتخاب كنيد، زيرا انسان موجودى است كه داراى اختيار است و در همه كار تا حدى آزادى عمل دارد.اتفاق هاى گذشته و حال تعيين كننده احساس شما در شرايط فعلى نيست، بلكه نوع نگرش شما نسبت به آن اتفاق ها است كه احساس شما را تعيين مى كند به عبارت ديگر شما آن طور احساس مى كنيد كه مى انديشيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |