|
تأملى بر لايحه رسيدگى به جرائم اطفال
جرائم پسران ۱۸ ساله و دختران ۹ساله
|
|
|
سيد سجاد آصف
\ صدور حكم اعدام نوجوانان مرودشتى بهانه اى است تا مجدداً لايحه رسيدگى به جرائم اطفال را مورد بازخوانى قرار دهيم، لايحه اى كه از آذرماه سال ۱۳۸۳ چون ساير لوايح قضايى به انتظار نوبت رسيدگى در صحن علنى مجلس شوراى اسلامى مى باشد. هرچند با اصرار و تأكيدات مكرر رئيس قوه قضائيه و وزيران دادگسترى مبنى بر تسريع در تصويب اين لوايح، لايحه رسيدگى به جرائم اطفال در كميسيون حقوقى قضايى مجلس جهت شور دوم در دستور قرار گرفت ليكن با اصل هشتادو پنجى شدن روند تصويب تعدادى از طرح ها و لوايح و ارسال بيش از ۵ طرح و لايحه به كميسيون قضايى اين لايحه بار ديگر مسكوت مانده است. در ماده يك اين لايحه اين طور بيان شده است: «به كليه جرائم افراد كمتر از ۱۸ سال تمام خورشيدى در دادگاه اطفال و نوجوانان رسيدگى مى شود.» امرى كه به واسطه وضع خاص سنين نوجوانى از لحاظ جسمى و روحى آنها رامستحق حمايت قانونگذار نموده تا هم در چارچوب سيستم رسيدگى و هم در كيفر، به گونه اى با آنان برخورد گردد كه نوجوانان معارض با قانون بار ديگر به اجتماع باز گردند. امرى كه اكنون نيز در شعب ويژه رسيدگى به جرائم اطفال و نوجوانان دادگاه هاى عمومى پيگيرى مى شود. ليكن سؤالى كه در اين خصوص مطرح مى شود اين است كه ملاك و معيار براى انتخاب سن ۱۸ سال به عنوان فارق ميان نوجوانى و بزرگسالى در اين لايحه چه بوده است؟ گروهى از حقوقدانان بااشاره به كنوانسيون حقوق كودك كه در سال ۱۳۷۲ ايران به آن ملحق گرديد و اشاره اى كه در آن به اين سن شده است بر اين عقيده اند كه بايد در مسئوليت كيفرى نيز ملاك ۱۸ سال در نظر گرفته شود. و به عبارت ديگر افراد زير ۱۸ سال را معاف از مسئوليت كيفرى تلقى نمود. براى پاسخ به اين امر بايد بار ديگر ماده ۱ كنوانسيون حقوق كودك را مورد بازخوانى قرار دهيم كه در آن اين گونه آمده است: از نظر كنوانسيون حاضر منظور از كودك افراد انسانى زير ۱۸ سال است مگر اين كه طبق قانون قابل اجرا، در مورد كودك سن بلوغ كمترى تشخيص داده شود. و از آنجا كه اطلاق ۱۸ سال در اين ماده اشاره به سن مسئوليت كيفرى از منظر كنوانسيون است بايد اشاره كرد كه طبق قانون لازم الاجرا يعنى قانون مجازات اسلامى تكليف روشن مى باشد. چرا كه در ماده ۴۹ اين قانون و تبصره ۱ آن اين گونه بيان شده است: «اطفال در صورت ارتكاب جرم مبرى از مسئوليت كيفرى هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضا كانون اصلاح و تربيت اطفال مى باشد» و تبصره ۱ آن صريحاً منظور از طفل را كسى مى داند كه به حد بلوغ شرعى نرسيده باشد. و از سوى ديگر توصيه اكيدى كه در موازين حداقلى ملل متحد راجع به دادرسى نوجوانان «مقررات پكن» درباره تعيين سن مسئوليت كيفرى به نظام هاى حقوقى كشورها شده اين است كه سن مزبور با واقعيت هاى محيط اقليمى و اجتماعى هماهنگى داشته باشد و در اين خصوص بلوغ عاطفى، روانى و عقلى نوجوان مورد توجه قرار گيرد. برهمين اساس در نظام كامن لاى انگلستان كمترين سنى كه امكان محكوميت شخصى به اتهام ارتكاب جرم وجود داشت سن ۷ سالگى بود و حداقل سن فعلى ۱۰ سال است و يا در كشور قبرس، ايرلند، ليختنشتاين و كشور سوئيس ،۷ اسكاتلند و ايرلند شمالى ،۸ جزيره مالت ۹ و در يونان، هلند، سن مارينو و تركيه ،۱۲ فرانسه ،۱۳ در اتريش، بلغارستان، آلمان، مجارستان، ايتاليا، لتونى، ليتوانى، رومانى و اسلونى ،۱۴ جمهورى چك، دانمارك، استونى، فنلاند، ايسلند، نروژ، اسلواكى و سوئد ،۱۵ آندورا، لهستان، پرتغال و اسپانيا ۱۶ و در بلژيك و لوكزامبورگ ۱۸ سال ملاك عمل بوده است. همانطور كه بيان شد سن ملاك در مسئوليت كيفرى بلوغ شرعى مى باشد يعنى همانگونه كه در ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى آمده است ۱۵ سال تمام قمرى براى پسران و ۹ سال تمام قمرى براى دختران كه اين امر در لايحه لحاظ شده است. ليكن اگر به لايحه رسيدگى به جرائم اطفال بنگريم پرسش هاى ديگرى نيز به ذهن خطور مى كند. همان طور كه پيش از اين ذكر شد فلسفه رسيدگى جداگانه به جرائم نوجوانان معارض با قانون و آنطور كه لايحه پيش بينى كرده است مجازات هايى از نوع مجازات هاى اجتماعى براى آنان، در نظر گرفتن نوعى تخفيف به واسطه شرايط روحى و جسمانى سال هاى نوجوانى و اثرات دوران بلوغ مى باشد. اما بايد قانونگذار اين امر را نيز در نظر بگيرد كه قانون بايد در جامعه و فرهنگ ايران زمين جارى شود. در مملكتى كه به استناد قوانين استخدامى نيروهاى مسلح (اعم از ارتش، سپاه و نيروى انتظامى) ملاك استخدام سن ۱۶ سال تمام مى باشد و قانونگذار محترم بايد به اين نكته توجه كند كه با تصويب لايحه رسيدگى به جرائم اطفال و اذعان به اين امر كه سنين ماقبل ۱۸ سال كودك و نوجوان مى باشند دست گروه ها و نهادهاى بين المللى مدعى حقوق بشرى را براى ايراد اتهام به كارگيرى كودكان در امور نظامى و جنگى در نظام جمهورى اسلامى باز گذارده و قدرت دفاع را سلب مى كند. و از سوى ديگر آيا طراحان عرف جامعه ما سن ۱۸ سال را ملاك مناسبى براى تشخيص كودكى از بزرگسال مى داند؟ وقتى كه طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى سن ازدواج براى دختر ۱۳ و براى پسر ۱۵ سال درنظر گرفته شده و پيش از آن نيز در صورت مصلحت به تشخيص دادگاه اين امر مى تواند محقق گردد. پس مى توان اين گونه فرض و طرح پرسش نمود كه خانم ۱۷ ساله اى كه نه تنها ازدواج كرده بلكه صاحب يكى، دو اولاد نيز مى باشد را بايد كودك فرض نمود و از همان تخفيفات و تسهيلاتى كه براى دختر ۹ ساله درنظر گرفته شده بهره ببرد و همين طور آيا پسر ۱۸ ساله ديپلمه اى كه نان آور خانواده اى مى باشد از منظر اجتماعى هنوز كودك است و مستحق تخفيف، آن گونه كه در ماده ۳۳ لايحه مزبور پيش بينى شده است؟ همچنين تا پيش از اصلاح قوانين انتخاباتى در مجلس دوره هفتم مجلس شوراى اسلامى سن مسئوليت سياسى جهت شركت در انتخابات ۱۵ و يا ۱۶ سال بوده است و نوجوانان ۱۵ ساله داراى رشد و شعور مشاركت در سرنوشت سياسى مملكت تلقى مى گرديده اند. امرى كه رياست محترم جمهور نيز در سخنرانى خود به مناسبت آغاز سال تحصيلى بر آن تأكيد نمود و وعده ارسال لايحه اى از جانب دولت به مجلس و ملاك قرار گرفتن سن ۱۵ سال به جاى ۱۸ سال براى شركت در انتخابات داد تا هديه اى از جانب دولت در آغاز سال تحصيلى به جوانان برومند جمهورى اسلامى ايران باشد. * و نكته آخر اگر منظور قانونگذار سن مسئوليت كيفرى همان بلوغ شرعى است كه در تبصره ماده۲ لايحه نيز به آن اذعان گرديده است و پسران از ۱۵ سالگى و دختران از ۹ سالگى مسئول اعمال و رفتار خود مى باشند و بايد در قبال رفتار معارض با قانون خود در برابر دادگاه پاسخگو باشند. ملاك و معيار اين تبعيض كه دختران را ۹ سال و پسران را تنها ۳ سال بالاتر از سن بلوغ شامل تخفيف در نوع رسيدگى و مجازات مى داند، چيست؟
منابع: ۱- كنوانسيون حقوق كودك ۲- موازين حداقلى ملل متحد راجع به دادرسى نوجوانان و مقررات پكن ۳- لايحه رسيدگى به جرائم اطفال و نوجوانان ۴- حق كودك بر خطاكارى: مسئوليت كيفرى و صغير نابالغ، ترجمه و تلخيص دكتر نسرين مهرا، مجله الهيات و حقوق شماره۱۳
|