|
توفان در افق سياسى پاكستان
|
|
|
ترجمه: هرمز برادران
ميرزا اسلم بيگ پس از مرگ ژنرال محمدضياءالحق در سانحه هوايى ۱۹۸۸ جانشين وى در فرماندهى ارتش پاكستان شد. وى تا سال ۱۹۹۱ در اين سمت باقى ماند و پس از او آصف نواز فرماندهى ارتش را برعهده گرفت. در آن سال برگزارى انتخابات به انتقال قدرت به حزب مردم پاكستان و نخست وزيرى بى نظير بوتو انجاميد. ميرزا اسلم بيگ به دليل اتهامى كه در رسوايى هاى مالى مربوط به «مهران بانك» و مسائل هسته اى داشت چهره اى جنجالى بود. وى پس از بازنشستگى از ارتش، يك مؤسسه مطالعاتى و تشكل غيرسياسى «رهبرى ملى» را تأسيس كرد. او با ژنرال پرويز مشرف همكارى فراوانى داشت اما پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ارتباطات و همكارى آنان كاهش يافت. آنچه در پى مى آيد مطلبى به قلم ميرزا اسلم بيگ در سايت هاى رسانه هاى پاكستان است و به تشريح اوضاع پاكستان پرداخته است.
ظرف ۳ ساعت پس از مرگ ژنرال ضياءالحق در ۱۷ اوت ،۱۹۸۸ رؤساى سه قوه پاكستان قانون اساسى مصوب ۱۹۷۳ را احيا و بار ديگر به اجرا درآوردند و بدين ترتيب برگزارى انتخاباتى آزاد و عادلانه تحت رهبرى غلام اسحاق خان رئيس وقت سنا را تضمين كردند. اين دموكراسى تا ۱۰ سال بعد دوام آورد تا اين كه ۱۲ اكتبر ۱۹۹۹ از هم فروپاشيد. سپس «قانون ضرورت» مشروعيت حكومت نظاميان را مشروعيت بخشيد. اين چهارمين حاكميت نظامى بود كه حيات حكومت نظامى در استقلال ۶۰ ساله ما را به ۳۳ سال افزايش داد. اين از بخت بد پاكستان است كه وجهه دموكراسى و جامعه آزاد را مخدوش و بى مقدار كرده است. تصميم جسورانه افتخار محمد چوهدرى رئيس ديوان عالى پاكستان در ۹ مارس ۲۰۰۷ براى به چالش كشيدن رياست جمهورى ژنرال پرويز مشرف نيروهايى را كه خواهان به لرزه درآوردن قدرت هستند آزاد كرده است. اكنون پس از يك دوره طولانى فقر و انكار، تغيير و تحولات محسوسى صورت مى گيرد كه نشانه خوبى براى دموكراسى است. مشرف كه از درون تضعيف شده، ضعف خود را اغلب در زير پوشش تهديدهاى آشكارى كه در عرصه سياسى عليه او وجود دارد كتمان مى كند و مى كوشد خاندان آل سعود را در امور داخلى مان دخالت دهد. اين مسأله كاملاً غيراخلاقى است. ژنرال مشرف بايد شجاعت به خرج دهد و تصميم هاى قاطعانه اتخاذ كند. تصميم او براى كنار گذاشتن يونيفورم نظامى اش كه بخشى از قراردادش با بى نظير بوتو است ابهت سياسى اش را شكسته است. اگر وى اين تصميم را به اراده خويش مى گرفت از لحاظ سياسى برد مى كرد. گزينه هاى پيش روى مشرف كاهش يافته و او دست به دامن احزاب سياسى شد تا بار ديگر وى را به مدت ۵ سال ديگر به رياست جمهورى برگزينند. پس از تصميم ۹ دسامبر ديوان عالى پاكستان رخدادهاى شتاب دهنده ديگرى براى افول ژنرال مشرف به وقوع پيوست. غائله مسجد لال، حكم ۲۰ ژوئيه ديوان عالى، بيانيه جنبش دموكراتيك (APDM) در لندن و حكم ۲۳ اوت ديوان عالى كه راه را براى بازگشت نواز شريف به پاكستان هموار كرد از آن جمله اند. همه اين عوامل به عنوان كاتاليزورى براى ظهور يك پارادايم جديد سياسى در كشور عمل كرده اند. بوتو درتلاش است در قرارداد خود با ژنرال مشرف كه سخت نيازمند يك گذرگاه سياسى است، خواسته ها و توقعات بيشتر و بالاترى مطرح كند. بوتو مى خواهد كه اتهام ها و پرونده هاى فساد عليه وى لغو شده و براى سومين بار نخست وزير پاكستان شود. حل وفصل مسائل بدون رضايت و مشاركت مردم دموكراسى نيست. ادعاهاى مشرف در مورد مسئوليت پذير بودنش كه توجيهى براى لغو نظر سياسى و مدنى است و نيز ساخت و پاخت با بوتو به سختى در چارچوب سياست هاى دموكراتيك مى گنجد. با اين حال هنوز روزنه اميدى هست و آن اميد به نقش آفرينى نيروهاى مخالف در نظام سياسى است. قطب بندى هاى اخير در كشور يك تحول مثبت است. ظهور APDM وزنه سياسى سنگينى در برابر گروه بندى فعلى متشكل از حزب مردم پاكستان (PPP)، مجلس قواى متحده( MQM) و مسلم ليگ (شاخه حاكم) به وجود خواهد آورد. گروه هاى فعلى به سوى آمريكا و ارتش گرايش دارند. بوتو و مشرف تقريباً قرارداد خود را نهايى كرده اند اما خواسته ها و حس و حال مردم چيز ديگرى است. جنبش قانون اساسى كشور را از دلسردى و بى تفاوتى رهانيده است و تغييراتى در چشم انداز سياسى پاكستان تحت گرايش ها و رويكردهاى جديد در حال رخ دادن است. سيستم قضايى مستقل است و درباره مسائلى حكم مى دهد كه پيش تر دست يافتن به آنها غيرممكن مى نمود. حكم ۲۳ اوت نيروى تازه اى به نواز شريف و APDM بخشيد اما دولت دچار وحشت شد و در برابر بازگشت وى به پاكستان مقاومت كرد. محبوبيت وى دولت و تشكيلات آن را نگران كرده بود. به نظر نمى رسيد كه نواز شريف با مشرف قراردادى امضا كند زيرا مى داند كه جريان باد در جهت موافق وى مى وزد. او همچنين از اطمينان ملى گرايان سرسختى نظير PONM برخوردار است كه مى گويند: «ما به دليل رفتارى كه ارتش در حق ما كرد از پنجابى ها بيزاريم اما هنوزدر پنجاب يك منجى داريم: نواز شريف. از دختر شرقى (بوتو) انتظارات زيادى داشتيم اما نتوانست آنها را برآورده سازد.» به دليل انعطاف پذيرى بوتو؛ آمريكا مايل به قدرت گرفتن وى است. اما شريف طغيان گراست و او بود كه آزمايش هاى اتمى ۱۹۹۸ را به رغم مخالفت هاى آمريكا صورت داد. در مواقعى كه ضرورت ايجاب مى كند كه به واقعيات توجه شود، ترجيحات و خواسته هاى آمريكا محلى از اعراب ندارد يا بهترين گزينه نخواهد بود. منافع آمريكا تنها زمانى تأمين خواهد شد كه انتخابات پاكستان كاملاً آزاد، عادلانه و شفاف باشد. هر حزبى كه بر سركارآيد، آمريكا بايد بداند كه با نمايندگان واقعى مردم همكارى كند. اين يك شاخصه مهم و حياتى در ظهور پارادايم سياسى جديد در پاكستان است. ملت هايى كه داعيه طلايه دار بودن در عرصه دموكراسى را دارند بايد به اصول دموكراسى در پاكستان احترام بگذارند. وضعيت موجود تا حدودى شبيه اوضاع سال ۱۹۸۸ است. يعنى سالى كه روس ها شكست سختى را از مجاهدين افغان متحمل شدند. در آن هنگام آمريكا تأكيد داشت كه پاكستان نبايد براى انتقال قدرت به مجاهدين تلاش كند و بايد پيمان ژنو را امضا كند. اما ژنرال ضياءالحق با خواسته آنان مخالفت كرد. در آن شرايط ژنرال ضياءالحق فايده و تاريخ مصرف خود را براى آمريكا از دست داده بود و به همين دليل از صحنه كنار زده شد. اگر او زنده مى ماند جنگ داخلى در افغانستان رخ نمى داد و قدرت به آرامى به مجاهدين منتقل مى شد. اين است بقا و وفاى آمريكا در قبال دوستانش. مشرف آنچه را كه آمريكا از وى مى خواست به انجام رساند. بنابراين جورج بوش رئيس جمهور آمريكا لايحه كمك هاى مالى به پاكستان را باقيد شروطى بسيار سخت بر مشرف امضا كرد و بدين ترتيب به دولت هاى بعدى پيام داد كه اگر خواهان حفظ روابط صميمى و دوستانه با آمريكا هستند بايد عناصر افراطى را از پاكستان و افغانستان حذف كنند. به عبارتى ديگر، كارى كه آمريكا و نيروهاى ناتو قادر به انجام آن نيستند بايد توسط پاكستان محقق شود. اگر بخواهيم براساس برداشت ها و نمونه هاى تاريخى قضاوت كنيم بايد اينگونه گفت كه به محض خروج نيروهاى اشغالى، صلح و آرامش به افغانستان و پاكستان بازمى گردد زيرا به جز اين، گزينه ديگرى براى تضمين صلح و ثبات در منطقه وجود ندارد. آمريكا بايد درك كند كه شرايط و محيط منطقه اى بسيار فرق كرده است. در تابستان طبقه متوسط انقلابى آرام و بى صدا را صورت داده است و اكنون به آرزوهاى دوردست خود رسيده است. عاقلانه آن است كه آمريكا وارد گفت وگو با نيروهاى دموكراتيك شود. آمريكا به جاى تقويت حكومت نظامى بايد روابط خود را با توده ها بهتر كند تا روابطى معنادار ميان دو كشور به وجود آيد. توفانى كه در افق سياسى پاكستان پديد آمده واكنش هاى متفاوتى را در پى داشته است. خطوط نبرد ميان نيروهاى سياسى مخالف يكديگر ترسيم شده است. ائتلاف رياست جمهورى (PPP و مسلم ليگ (شاخه حاكم) و MQM) سخت تلاش مى كند كه با اتحادى محكم تر ضربه اى مهلك به APDM وارد سازد. اما APDM از اهميت استراتژيك حمايت مردمى برخوردار است. مردم با هرگونه سازش با نظام و آمريكا مخالفند. APDM همچنين از حمايت زمين و زمان و رسانه ها برخوردار است و نقشى اساسى را در سياست آينده پاكستان بازى خواهد كرد. اين موج در حال اوج گرفتن است . شكاف هاى حكومت نظاميان بزرگتر شده و راه براى انتقال مسالمت آميز به سوى حاكميت قانون و قدرت مردم هموار شده است. سلطه نظامى يك نوع قدرت تصنعى است. اما قدرت واقعى از اعتماد مردم به نمايندگان شان ناشى مى شود.
|