چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۶ - ۵ شوال ۱۴۲۸
Wed, Oct 17, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
محيط زيست
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
بيمارى هاى دل
321093.jpg
عبدالرضا حداديان

فرض كنيد كريمى شما را به ميهمانى دعوت كرده و سفره اى گسترده، حاوى انواع خوردنى ها و آشاميدنى هاى تازه و گوارا، اما شما به علت سرماخوردگى شديد، عفونت گلو و يا حتى يك دندان درد ساده از تمام و يا اكثر اين پذيرايى بى بهره مانده و هيچ نخورديد مگر اندوه و حسرت و البته هيچ كس مقصر نيست جز خود شما. حال كدام سفره گسترده تر از نعمات الهى و چه كسى ميهمان نوازتر از خداوند متعال و كدام بيمارى بدتر از بيمارى دل . پس به سراغ كتاب خدا رفته تا پس از شناخت نكات منفى و مثبت دل، با تقويت نقاط قوت و از آن مهمتر زدودن گرد و زنگار انواع بيمارى از دل، محل درك فيض الهى و آئينه تجلى فضايل اخلاقى را پاك پاك كنيم.


در ابتدا با توجه به آيات قرآن كريم حالت هاى منفى دل را بيان كرده و با كمك تفاسير و روايات معصومين (عليهم السلام) به شرح مختصر آن مى پردازيم.
۱- شك و ترديد: «زيرا منافقان و آنهايى كه در دلشان بيمارى است مى گفتند خدا و پيامبرش وعده اى جز فريب به ما نداده اند.»(۱) در جريان جنگ خندق عده اى از منافقان به قصد ايجاد رعب و وحشت به تبليغ قدرت و عظمت سپاه دشمن پرداختند.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از قول خداوند متعال مؤمنان را دلدارى داده و وعده نصرت الهى را يادآورى نمودند. ولى كسانى كه خداوند آنان را «الذين فى قلوبهم مرض» خوانده است، به خاطر شك و ترديدى كه در دل داشته اند وعده خدا و پيامبر او را دروغ و فريب پنداشته و به كمك منافقان در جهت تضعيف روحيه مؤمنان كوشيدند.(۲) آرى خداوند متعال شك و ترديد نسبت به وعده هاى الهى را از امراض قلب انسان دانسته و آن را نكوهش كرده است و همچنين در آيه ديگر(۳) عامل اصلى شك و ترديد را روحيه لجاجت و سوءظن معرفى كرده و استمرار و باقى ماندن در شك را بدتر از شك و ترديد قلمداد كرده است.(۴)
۲- كينه و كدورت: «اى پروردگار ما، ما و برادران ما را كه پيش از ما ايمان آورده اند بيامرز و كينه كسانى كه ايمان آورده اند را در دل ما جاى نده.»(۵) اين كه مؤمنان در بهشت و در كنار نعمت هايى همچون باغ، چشمه، آب روان، امنيت و سلامت، دل هاى بدون كينه و كدورت را از پروردگار مهربان شان طلب مى كنند(۶) نشان از زشتى و پليدى دلى است كه همراه با كينه و كدورت باشد كه جاى چنين دلى در بهشت و در سينه هاى مؤمنان نيست.
۳- نفاق و دورويى: «تو يكدل مى پنداريشان و حال آن كه دل هايشان از هم جداست. چرا كه مردمى بى خردند» (۷) هر چند منافقان در ظاهر متحدند ولى دل هايشان متفرق و پراكنده است و علت آن پراكندگى هم اين است كه مردمى فاقد تعقلند(۸) پس مى توانيم به كمك تفكر و تعقل هم نفاق و دورويى را از دل خودمان و هم پراكندگى و چنددستگى را از ميان دل هاى مسلمانان محو كنيم.
۴- زنگار گناه: «همانا به سبب كارهايى كه كرده بودند زنگار گناه بر دل هايشان مسلط شده است.» (۹) در كتب تفسيرى و در ميان ويژگى هاى قلب مريض و همچنين مشخصات قلوب كافران ، اشاره به انسان هايى شده است كه غبار و زنگار گناه بر دل هاى آنان نشسته و آنان را از خدا دور ساخته است. (۱۰) رسول گرامى اسلام (ص) در اين باره مى فرمايند:
« هرگاه فردى مرتكب گناهى گردد، نقطه سياهى در قلب او پديدار مى شود، اگر توبه كند، آن سياهى پاك مى شود وگرنه در قلبش توسعه خواهد يافت. (۱۱)
۵- كژى و انحراف از حق: «اما آنها كه در دلشان ميل به باطل است به سبب فتنه جويى و نيل به تأويل، از متشابهات پيروى مى كنند.» (۱۲) به بيان اين آيه شريفه دل هاى مريض دنبال فتنه و دست آويزى مى گردند تا به خواسته درونى خود كه ميل و كژى از حق و حقيقت است جامه عمل پوشند.(۱۳) اين بيماردلان از ميان تمام حقايق ناب قرآنى، فقط به مثال ها و تعبيرات كنايى قرآن اشاره كرده و آن را مطابق ميل خود تفسير مى كنند.
۶- بدخلقى و بى مهرى: «اگر تندخو و سخت دل مى بودى، از گرد تو پراكنده مى شدند.» (۱۴) اين آيه در شأن نبى مكرم اسلام (ص) نازل شده و مهربانى ، نرم دلى و اخلاق خوش و سرشار ازمهر و عطوفت ايشان را موجب جذب مردم به اسلام و از الطاف الهى به آن حضرت دانسته (۱۵) و بدخلقى و رفتار بى مهر و عطوفت را جزو نقاط ضعف قلب انسان به شمار آورده است.
۷- غفلت: «... و از آن كسى كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس ] كارش بر زياده روى است ، اطاعت مكن.» (۱۶) وقتى دلى از ياد خدا، يادمرگ و از حساب و كتاب قيامت غافل شد، به پيروى از هوا و هوس پرداخته و به جاى عقل و دل، شيطان بر قلب مريض او حكم مى راند. به چند توصيه از امامان معصوم (ع) براى مبارزه با بيمارى غفلت توجه كنيد: يادمرگ ، كسب آمادگى براى سفر آخرت، استمرار ياد خدا، مراقبت به نمازهاى واجب و اداى آنها در اول وقت و رسيدگى به حساب نفس. (۱۷)
۸- قساوت قلب (سنگدلى): «پس واى بر سنگدلانى كه ياد خدا در دلهايشان راه ندارد. آنان در گمراهى آشكار هستند.» (۱۸) امام باقر (عليه السلام) بالاترين كيفر بندگان را سنگدلى دانسته اند(۱۹) و به عقيده مفسران، قساوت قلب مانع تابش نور الهى بر دل انسان است. (۲۰)
۹- ترك وظيفه: «و كسانى كه ايمان آورده اند مى گويند: چرا سوره اى [درباره جهاد] نازل نمى شود؟ اما چون سوره اى صريح نازل شد و در آن نام كارزار آمد مى بينى آنان كه در دل هايشان مرضى هست، مانند كسى كه به حال بيهوشى مرگ افتاده به تو مى نگرند.» (۲۱) علامه طباطبايى (ره) اين آيه را در وصف مؤمنان مى داند كه از عمل به وظيفه قتال و جهاد سرباز مى زنند. (۲۲)
۱۰ - اشتغال به لهو و هوس بازى: «هيچ اندرز تازه اى از سوى پروردگارشان برايشان نيامد مگر اين كه آن را شنيدند و سرگرم بازيچه بودند. دلهايشان به لهو خو گرفته است...» (۲۳) اين آيات كه در ابتداى سوره انبياء آمده است، وصف انسان هاى غافلى است كه روز به روز به مرگ و حساب و كتاب نزديك تر مى شوند ولى خود را آماده و مهيا نمى سازند و به علت سرگرم شدن به بازيچه هاى دنيا و مرض دلمشغولى به سرگرمى هاى دنيايى مورد توبيخ خداوند متعال قرار گرفته اند. ايشان از ياد خدا غافل بوده و آيات الهى را به بازى گرفته اند. (۲۴)
۱۱- كتمان حق: «... و شهادت را كتمان نكنيد و هركه آن را كتمان كند قلبش گناهكار است و خدا ازكارى كه مى كنيد آگاه است.» (۲۵) خداوند متعال با تأكيد بر اين كه هيچ عملى از اعمال بندگان از ديد او مخفى نمى ماند كتمان شهادت را از گناهان قلب دانسته است.
۱۲- عدم پذيرش معارف الهى: «و چون قرآن بخوانى ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پرده اى پوشيده قرار مى دهيم و بر دلهاشان پوشش ها مى نهيم تا آن را نفهمند...» (۲۶) به عقيده برخى مفسران روح بسته و دل مرده معارف ناب قرآن را نمى پذيرند. (۲۷)
۱۳- نفرت از ياد خدا: «و چون خدا به تنهايى ياد شود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر مى گردد و چون كسانى غير از او ياد شوند به ناگاه آنان شادمانى مى كنند.» (۲۸) هرچند در قرآن كريم بيش از هزاربار ازتوحيد و خداى يگانه ياد شده است ولى متأسفانه بيماردلانى بودند كه از شنيدن آيات توحيد و بهره گيرى از آنها محروم و ناراحت بودند، اما از شنيدن سخنان ناحق و شرك آميز و از ياوه سرايى خرسند و شاد مى شدند(۲۹) و البته امروزه و در عصر ارتباطات و با پيشرفت هاى چشمگير علم و تكنولوژى و حتى در ميان به ظاهر مسلمانان و مؤمنان نيز افرادى هستند كه هرگاه بحث از حق و حقيقت و توحيد مى شود، منزجر و متنفر مى شوند ولى هنگامى كه سخن از شرق و غرب و جدايى دين از عرصه زندگى بشر به گوششان برسد شادمان مى گردند.
نتيجه: اين كه اگر دل و جان از جسم و جسد مهمتر است - كه هست - و اگر دل نيز مانند جسم به ضعف و بيمارى مبتلا مى شود - كه مى شود- و اگر درمان آن واجب است - كه هست- پس به سراغ داناترين و مهربان ترين طبيب رفته و علاوه بر گرفتن نسخه - آنچنان كه بيان شد- او را به بركت ماه رمضانش قسمش مى دهيم كه خودش كمك كرده و توفيقمان دهد تا به مبارزه با بيمارى هاى دلمان قيام كرده و آن را لايق درك فيض حضور نور كنيم.


پى نوشت:
۱- احزاب (۳۳) آيه ۱۲
۲- تفسير روضة الجنان ، ج،۱۵ ص ۳۵۲ و ۳۷۳
۳- توبه (۹) آيه ۴۵
۴- تفسير نور، ج،۵ ص۷۱
۵- حشر (۵۹) آيه ۱۰
۶- ترجمه تفسير مجمع البيان . ج،۲۴ ص۳۳۱
۷- حشر (۵۹) آيه ۱۴
۸- ترجمه تفسير الميزان. ج،۱۹ ص۳۶۷
۹- مطففين (۸۳) آيه ۱۴
۱۰- تفسير نور. ج۱. ص۵۰
۱۱- مبانى تعليم و تربيت در قرآن و احاديث، رضا فرهاديان، ص۷۱
۱۲- آل عمران (۳) آيه ۷
۱۳- روضة الجنان، ج،۴ ص۱۷۹
۱۴- آل عمران (۳) ۱۷۹
۱۵- تفسير مجمع البيان. ج،۴ ص۳۱۴
۱۶- كهف (۱۸) آيه ۲۸
۱۷- مبانى تعليم و تربيت اسلامى، ص۷۶
۱۸- زمر (۳۹) آيه ۲۲
۱۹- بحار الانوار، ج،۷۸ ص۱۶۴
۲۰- تفسير نور. ج،۱۰ ص۱۶۰
۲۱- محمد (۴۷) آيه ۲۰
۲۲- ترجمه تفسير الميزان، ج،۱۸ ص۳۶۱
۲۳- انبياء (۲۱) آيه ۲و۳
۲۴- تفسير نور، ج،۷ ص۴۲۵
۲۵- بقره (۲) آيه ۲۸۳
۲۶- اسراء (۱۷) آيه ۴۵ و ۴۶
۲۷- تفسير نور، ج،۷ ص۷
۲۸- زمر (۳۹) آيه ۴۵
۲۹ - تفسير نور، ج۷. ص۷۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |