چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۶ - ۵ شوال ۱۴۲۸
Wed, Oct 17, 2007
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
محيط زيست
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
آنالوطيقا(۲۴)‎/ فلسفه فيزيك
كتاب انديشه
آنالوطيقا(۲۴)‎/ فلسفه فيزيك
الگوهايى براى زمان
ابوتراب يغمايى
321015.jpg
* درباره جان ارمن(John Earman)
ج. ارمن متولد سال ۱۹۴۲ استاد دانشگاه پيتسبورگ است. وى از جمله فلاسفه اى است كه در مناقشه جوهر باوران - رابطه باوران استدلالى را با نام «استدلال حفره»(Hole argument)،كه استدلالى كاملاً رياضى و پيچيده است، عليه جوهرانگارى اقامه كرده است.از جمله كتاب هاى وى مى توان به «جهان به قدر كفايت و فضا- زمان» (world enough and space time) و«بانگ ها، چِرخ چِرخ ها، ناله ها، فريادها»(Bangs, Crunches, Whimpers and Shrieks) اشاره كرد كه هردو درباره فلسفه فضا- زمان هستند.
*براى مطالعه بيشتر
دانشنامه فلسفى استنفورد مدخلى با عنوان فضا- زمان دارد كه مباحث عمده در حال جريان را بررسى كرده است و آدرس آن http://plato.stanford.edu/entries/spacetime است. كتاب «مقدمه اى بر فلسفه علم» نوشته كارنپ با ترجمه يوسف عفيفى كه توسط انتشارات نيلوفر منتشر شده است، در باب مشاهده پذيرى و اندازه گيرى زمان داراى مطالب مفيدى است.


در طول تاريخ انديشه بشرى همواره موضوعاتى وجود داشته اند كه هم توسط فلاسفه و هم توسط انديشمندان علوم تجربى مورد تحليل و بررسى قرار گرفته اند. زمان، مكان، عليت و موجبيت از جمله مهمترين اين موضوعات هستند. باور سنتى دانشمندان و فلاسفه در باب اين مفاهيم در اوايل قرن بيستم با رخ دادن دو انقلاب علمى يعنى ظهور مكانيك كوانتومى و نسبيت دگرگون شد. در اين مقاله به موضوع اول يعنى زمان خواهيم پرداخت. اما براى بررسى تغيير و تحولاتى كه نظريه هاى مربوط به اين موضوع دربر داشته اند به الگوهاى مختلفى كه در باب آن وجود دارد خواهيم پرداخت. اصولاً در مورد زمان مى توان دو پرسش مهم مطرح كرد:۱)زمان چگونه اندازه گيرى مى شود؟۲)زمان چيست؟پرسش اول اكثراً توسط فيزيكدانان مورد تعاقب قرار گرفته است و پرسش دوم توسط فلاسفه، اما با مشاهده شواهد تاريخى در مى يابيم كه هرگونه پاسخ دادن به آنها بر نحوه پاسخ دادن به ديگرى تأثير گذاشته است.به عنوان مثال نظريه نسبيت انيشتين، ما را با اين امر مواجه مى كند كه اصولاً زمان وقوع يك رخداد را چگونه مى توان اندازه گيرى كرد، بدون اين كه پاسخ صريحى در باب سؤال دوم در بر داشته باشد. با اين وجود مشاهده مى كنيم كه بار فلسفى نسبيت خاص نظر فلاسفه را در باب ماهيت زمان به شدت تحت تأثير قرار داده است. عموماً در باب ماهيت زمان سه نظر عمده وجود دارد: نظريه اصالت ايده، نظريه اصالت واقع و نظريه اصالت رابطه. مطابق نظر ايده آليست ها زمان صرفاً محصول ذهن انسانى است و وجودى مستقل از ذهن ندارد. بنابراين واقعيت فيزيكى زمانمند نيست و با تحول زمانى مورد تغيير واقع نمى شود؛ چراكه گذر زمان محصول آگاهى بشر است. آگوستين و كانت از جمله مهمترين فلاسفه اى هستند كه از اين نظريه حمايت مى كنند. اما واقع گرايان در باب ماهيت زمان ادعا مى كنند زمان واقعيتى مستقل از ذهن بشر است كه فراتر از محتواى مادى جهان است. به زبان استعارى موجودات مادى در درون ظرف زمانى قرار گرفته اند كه اين ظرف دائماً در حال گذر است و تغيير در حالات موجودات مادى مى تواند ما را به سمت اندازه گيرى زمان واقعى هدايت كند. نيوتن در «پرينكيپيا» صريحاً از اين نظر دفاع مى كند. طبق نظر نيوتن، مكان نيز از ماهيتى مشابه برخوردار است هرچند مستقل از زمان است. نظريه نسبيت خاص، دو تفاوت عمده با نظر نيوتن را به همراه داشت: اول اين كه زمان و مكان دو ماهيت مستقل نيستند و دوم اين كه زمان هويتى مستقل نيست و بايد آن را نسبت به مشاهده گر در نظر گرفت. موضوعى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه موفقيت هاى تجربى نسبيت ضربه مهلكى به نظريه واقع گرايان وارد نكرده است و اين چالش امروزه با عنوان مناقشه اصالت جوهر- اصالت رابطه(substantivalism- relationalism) در حال جريان است. بر اساس نظريه سوم يعنى طبق نظر رابطه انگاران همان طور كه فضا توسط وجود فيزيكى اشياى مادى ساخته شده است،زمان نيز از تعاقب رخدادها(events) تشكيل شده است. بنابراين زمان به همراه فضا، از واقعيت فيزيكى مستقلى برخوردار نيست. طبق اين نظريه قبل از مهبانگ يا خلقت، فضا و زمانى وجود ندارد. به محض اين كه جهان خلق مى شود، زمان نيز با توجه به تحولات مادى شكل مى گيرد. تفاوت اين ديدگاه با ديدگاه اول در اين موضوع است كه اگرچه زمان هويتى مستقل نيست اما محصول شعور انسانى نيز نمى باشد،هرچند اين شعور در شكل گيرى مفهوم زمان نقش دارد. در نتيجه بايد دو مشخصه در باب مفهوم زمان را از هم تفكيك كرد. نخست آن كه رابطه زمانى ميان رخدادها رابطه اى از نوع «قبل- بعد» است. اين نوع رابطه با آگاهى بشرى ارتباطى ندارد و تعبير حداقلى در باب زمان است.اما همين كه ذهن به عنوان عامل شكل گيرى مفهوم زمان وارد مى شود، رابطه از نوع«گذشته- اكنون- آينده» مى شود؛ رابطه اى كه در طول تاريخ توسط واحدهاى طبيعى و قراردادى بازنمايى مى شود.
تا به اينجا تحليل هايى مورد توجه بودند كه تنها توسط معيارهاى فلسفى محك مى خورند اما فيزيكدانان نيز به الگوهايى در باب زمان احتياج دارند. به عبارتى فيزيك، علم مطالعه تغييرات مادى است و زمان مى تواند اين تحولات را بازنمايى كند. اين كه الگوهاى فلسفى ما درباب زمان مى تواند توسط نتايج تجربى رد و يا اثبات شوند، مسأله اى باز است،هرچند اغلب فلاسفه امروز باور دارند كه چنين امرى نمى تواند صورت گيرد و نظريه هاى تجربى نمى توانند الگويى فلسفى در باب زمان را مشخص و متعين كنند، اما نمى توان از تأثير نتايج تجربى در تحليل فلسفى اين الگوها غافل شد. با توجه به اين مباحث لازم است الگوهاى فيزيكى در باب زمان نيز مورد بررسى قرار گيرند. به طور كلى سه الگو را مى توان متصور شد: زمان فيزيكى گاليله اى، زمان جهانشمول و مطلق نيوتنى و زمان رابطه اى لايب نيتسى.
زمان فيزيكى نخستين بار توسط گاليله مورد توجه واقع شد.وى توانست با اهميت دادن به زمان وقوع يك رخداد،زمان را به عنوان يك پارامتر فيزيكى وارد نظريه پردازى كند.اين پارامتر كه مى تواند مقدارش از اعداد حقيقى باشد، پيوسته، خطى و قابل اندازه گيرى توسط واحدهاى طبيعى يا قراردادى است. به عنوان مثال وى نشان داد كه در آزمايش هاى مربوط به سقوط يك شىء از سطح شيبدار، مدت زمانى كه طى مى شود تا جسم از بالا به پائين آيد، متناسب است با جذر طول سطح شيبدار. بنابراين همانقدر كه مفاهيم طول، جرم، انرژى و غيره از نظر فيزيكى با اهميت هستند، زمان نيز مى تواند به عنوان عاملى فيزيكى مطرح باشد و نقش تبيين كنندگى و پيش بينى كنندگى در آزمايش ها ايفا كند. استفاده از مفهوم زمان توسط نيوتن شكل دقيق ترى به خود گرفت.در نظريه نيوتن نه تنها زمان يك پارامتر محسوب مى شد بلكه داراى معناى دقيقى نيز بود.نيوتن قبل از اين كه از زمان به عنوان ابزارى فيزيكى استفاده كند، به تعريف دقيق رياضى آن مى پردازد.به نظر وى اين زمان داراى دو خصوصيت مهم است. نخست آن كه «مطلق» است، يعنى مستقل از تحولات مادى در جريان است. دوم آن كه «جهان شمول» است، يعنى تمامى مشاهده گرها در تمامى نقاط جهان بازه هاى(قطعه) زمانى كه اندازه گيرى مى كنند را مساوى خواهند يافت.به عنوان مثال، زمان سقوط يك برگ از درخت را تمامى ناظران به يك اندازه خواهند ديد. وى به رغم اين كه ادعا مى كرد به اصول به اصطلاح تجربه گرايى پايبند است ولى به تعريف «زمان رياضى» يا «زمان مطلق» مى پردازد كه در مقابل «زمان نسبى» يا «زمان تجربى» قرار مى گيرد.
321039.jpg
زمان رياضى هيچ گونه ارتباطى با عالم خارج ندارد و قبل از خلقت جريان داشته است.اما زمان نسبى و عقل سليمى كه مردم در زندگى روزمره مورد نظرشان است،توسط تحولات موجودات مادى اندازه گيرى مى شود و اصولاً توسط مشاهده معنا پيدا مى كند. وى همين مفاهيم مطلق و نسبى را در مورد فضا نيز به كار برد و باعث شد كه براى نيوتن حركت نيز دو معنا داشته باشد:حركت مطلق و حركت نسبى.هرچند نيوتن به اين امر واقف بود كه مفاهيم مطلق توسط آزمايش هاى تجربى قابل آشكارسازى نيستند ولى وجود آنها را براى نظريه پردازى، هرچند تجربى،ضرورى مى دانست.در حقيقت پيش فرض متافيزيكى صورت بندى قوانين نيوتن، مثل اين كه جسمى كه به آن نيرو وارد نشود به حركت مستقيم يا سكون خود ادامه مى دهد، تنها در صورتى معنادار است كه چارچوبى براى اندازه گيرى حركت پيدا كنيم كه بتواند حركت يكنواخت و يا سكون را متعين كند و اين تنها در صورت وجود زمان و مكان مطلق برقرار است.انتقادات به نظريه نيوتن را مى توان به دو دسته تقسيم كرد: انتقادات لايب نيتس- ماخى كه بر پايه مشاهده ناپذير بودن زمان مطلق و در نتيجه بى معنايى آن استوار است. به نظر اين منتقدان، مفهوم زمان مطلق مفهومى كاملاً متافيزيكى است كه با برداشتن آن از نظريه از كفايت تجربى نظريه كاسته نمى شود.اما دسته دوم از انتقادات توسط كسانى مطرح مى شود كه بر پايه نسبيت اقامه برهان مى كنند. به نظر آنها نه تنها مطلقيت زمان بلكه جهانشمول بودن آن نيز بى معنا است. نظريه رابطه گرايانه كه از متن انتقاد اول زاييده شد ابتدا توسط لايب نيتس و بعدها توسط ارنست ماخ، فيزيكدان اتريشى مورد توجه واقع شد. به نظر آنها اگرچه زمان مفهومى جهان شمول است، ولى در ارتباط با واقعيات فيزيكى ديگر، مثل تحولات مادى، معنا پيدا مى كند. طبق نظر نيوتن تمامى اشياء «درون» زمان قرار دارند و به همين دليل رخدادها از تعاقب زمانى برخوردار هستند. به عبارتى جهان داراى يك ساعت است اما به نظر لايب نيتس زمان همان تعاقب رخدادهاست.به بيان ديگر، جهان خود يك ساعت است. جالب توجه است، انتقاد ماخ كه مدافع تجربه گرايى است و انتقاد لايب نيتس كه از زمره عقل گرايان است در اين مورد همپوشانى مى كند.در واقع بايد توجه داشت كه نظر رابطه انگاران خود بر پيش فرض هاى فلسفى استوار است.به نظر تجربه گرايانى مثل ماخ، چون زمان مطلق را نمى توان توسط مشاهده و آزمايش فيزيكى آشكار كرد،پس وجود ندارد.اما انتقاد لايب نيتس بر اصل «دليل كافى» استوار بود.بر اساس اين اصل چيزى اتفاق نمى افتد مگر اين كه دليلى كافى براى وجود آن و نيز آن كه چرا جور ديگرى نمى توانست باشد، وجود داشته باشد و چون نمى توان دليلى پيدا كرد كه خداوند چرا جهان را يك سال قبل تر يا يك ثانيه بعدتر خلق نكرده است،پس دليلى براى وجود زمان مطلق وجود ندارد.
كتاب انديشه
فلسفه تجدد در ايران
321066.jpg
*دكتر موسى نجفى
* شركت چاپ و نشر بين ا لملل
وابسته به انتشارات امير كبير

جريان نوگرايى در ايران با دو جريان جدا و منفك از هم قابل بررسى است؛ يكى تحول و نوزايى بومى و ملى كه در كتاب حاضر با نام «تجدد» از آن ياد شده است و ديگرى نوزايى و تحولى كه از پى ورود مغرب زمين به ايران مطرح شده و در تحقيق حاضر با عنوان «مدرنيته» و يا «مدرنيزاسيون» از آن ياد مى شود.
نهضت هاى اسلامى بيدار گرايانه كه بعد از صفويان تا به امروز به وجود آمده است، قسمت مهم آن با فلسفه تجدد در ايران و دوشاخه شدن در بعد ملى و بعد غربى در ارتباط است، در سرنوشت سه نهضت تاريخى مهم ايران يعنى نهضت مشروطيت، قيام ملى شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامى،اين امر قابل رؤيت است. در واقع فلسفه تجدد در ايران مسأله اى پيچيده، دقيق و داراى ظرافت هاى فكرى و تاريخى و حتى سياسى- اجتماعى بسيارى است. بررسى اين مسأله علاوه بر توجه به زوايا و نكات و مسائل فراوان و فراهم آوردن مواد و منابع اوليه و متنوع كه گاه بسيار ناهمسان و ناهماهنگ هستند، نوعى دسته بندى و بازيابى و بازسازى فكرى و عملى را نيز لازم خواهد داشت و اين هدفى است كه دكتر موسى نجفى در اين پژوهش خود دنبال مى كند.
۱۰ فصل اين كتاب، بيش از آنكه بخواهد جواب و يا راه حلى براى «فلسفه تجدد در ايران» به دست دهد، «طرح صحيح صورت مسأله تاريخى ما» است.
صورت مسأله اى كه لا اقل از دو قرن قبل تاكنون همچنان توانسته به عنوان اصلى ترين و پر جاذبه ترين حوزه هاى فكرى، اجتماعى و سياسى ديدگاه صاحب نظران را به خود مشغول كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |