پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۶ - ۶ شوال ۱۴۲۸
Thu, Oct 18, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
حقوقى
ماجرا
قاب عكس۱
قاب عكس۲
خانواده
گفت وگو با حبيب الله صادقى درباره «هنر مقاومت»
پنجشنبه بازار كتاب
گفت وگو با حبيب الله صادقى درباره «هنر مقاومت»
هنرمقاومت، جهانشمول است
پروانه توكلى
321573.jpg
«حبيب الله صادقى»، نقاش و متولد ۱۳۳۶ است. وى كه تاكنون در عرصه نقاشى و تجسمى به خلق آثارى ارزشمند دست يازيده، از فعالان اصلى نقاشى دوران انقلاب و جنگ است كه لحظه هاى ناب و تاريخى آن سال ها را روى بوم هاى نقاشى ماندگار كردند و براى هميشه به ثبت رساندند. صادقى، علاوه بر پشت سر گذاشتن مدارج عالى تحصيلى در رشته هنر، تا به حال مسئوليت هاى مهمى را نيز در امور مديريتى حوزه تجسمى مانند مديرعامل مؤسسه توسعه هنرهاى تجسمى، عضو واحد هنرهاى تجسمى حوزه هنرى، عضو هيأت علمى دانشكده هنر دانشگاه شاهد، عضو هيأت داوران دوسالانه نقاشى ايران، عضويت در هيأت داوران نخستين دوسالانه طراحى ايران، دبير همايش نخستين دوسالانه بين المللى نقاشى معاصر جهان اسلام، دبير دومين دوسالانه نقاشى معاصر جهان، دبير نخستين دوسالانه بين المللى پوستر جهان اسلام و ... را برعهده داشته است و هم اكنون رياست موزه هنرهاى معاصر و دفتر امور هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى را عهده دار است. با او كه عضو شوراى سياستگذارى و هيأت علمى و داورى نمايشگاه هنر مقاومت است، در خصوص مبانى و زير ساخت هاى فكرى و انديشه هاى هنر مقاومت و كاركرد آن در زمان حال به گفت وگو نشستيم.


* چه تعريفى از هنر مقاومت داريد؟ با توجه به ويژگى هاى اين جنبه از هنر چه نقش يا كاركردى مى توان از آن انتظار داشت و اساساً اين روزها چقدر به آن احساس نياز مى شود؟
هنر مقاومت تنها به فضاى فرهنگى، اجتماعى ايران اختصاص ندارد. اين هنر، هنر انسان تعالى خواه و آرمانگرى است كه براى تعادل و تناسب و صلح و كرامت انسان ها تلاش مى كند و اين در انديشه هنرمندانى است كه در جست وجوى اين معنا هستند و آنان را به نوع ديگرى از دريافت متوجه مى كند. دريافتى كه صرفاً هنر محض يا بيان حظ بصرى يا عينيت گرايى محض يا تجربه ناب و مجرد نيست؛ روزنه اى است كه تعالى و آزادى انسان ها را جست وجو مى كند و هنرمند دانش و بيانش را به آن اختصاص مى دهد بخصوص در يكصد سال اخير با وجود روايت هاى جديد تصويرى كه به تركيبات تازه اى رسيده است و بر همين اساس جنس نقاشى كه رويكرد آتليه اى و نگارخانه اى نداشته و رويكرد اجتماعى داشته، دارد شكل مى گيرد. البته گاهى يك ادبيات ژورناليستى و سياسى هم از اين پروسه متبادر مى شود كه هزينه هاى خاصى براى روايت هاى اجتماعى خاص و معرفى گلوگاه ها و سيستم هاى اجتماعى دارد كه هنرمندان گاهى با شعار دولتى و علاقه مندى به يك طبقه خاص آثارى را خلق مى كنند و به دنبال گونه اى انسان برتر و خاص مى گردند و در صورت تشويق يك گروه، مقابل گروه ديگرند. ولى انديشه دينى و اسلامى صلح همگانى را جست وجو مى كند و حقايقى را كه انسان با معرفت و تعالى خواه به دنبال آن است و چون نشانه ها الهى و قرآنى است، هنرمندى كه اين انديشه را دارد، جلوه هاى ديدارى اش و حركت تصويرى اش در اين عالم از يك معناى الهى و خدا جويانه نشأت مى گيرد. بنابراين هنر مقاومت يك پديده و روايت تصويرى، تاريخى است كه در كشورهاى مختلف دنيا اتفاق افتاده. مانند قيام دهقانان و بردگان در كوبا و قيام آمريكاى لاتين، شيلى و... و انسان هاى مظلوم و فداكار قهرمانان اصلى اين آثار هستند.
* چه مواردى را وجه تمايز محتوايى اين هنر در ايران، در مقايسه با كشورهاى ديگر دنيا مى دانيد؟
هنر مقاومت يك پيام كلى است كه انسان فداكار و عزتخواه را هنگام مقاومت در برابر ظلم و بى تناسبى همراهى مى كند و از نشانه ها و سمبل هايى استفاده مى كند تا ظالم را سر جايش بنشاند. جنس پايدارى در همه دنيا به اين شكل است. مثلاً در محاصره لنينگراد آثار هنر همه نقاشان و كاريكاتوريست ها در نمادها و نشانه ها يك شكل بود. در هر فرهنگى اسطوره ها و اسوه ها نقش هاى كليدى دارند. مثلاً در انقلاب مكزيك، در نقاشى هاى ديوارى چهره زاپاتا را مى بينيم با اسبش و اين كه او به گونه اى در محاصره قرار مى گيرد و شهيد و كشته مى شود و اسب او پيام را براى مردم مى آورد كه اين اسوه ها و اسطوره ها در ادبيات گذشته ما هم وجود دارد. نيك اخترانى كه مثل سياوش به دليل صلابت و پاكى از روى آتش رد مى شود و به او آسيبى نمى رسد. كهن الگوها و اسطوره هاى تاريخى كه در انديشه تاريخى مردم وجود دارد، هميشه در مقابل مفاهيمى مثل شجاعت، عدالتخواهى و عزتخواهى، داستان هاى باشكوهى را روايت مى كنند. در دوره پيروزى انقلاب و بعد از آن جنگ و دفاع مقدس، فرماندهان بزرگى با دست خالى در مقابل ۵۲ كشور جهان ايستادند و كار سترگى انجام دادند و مقام شهيد براى ما عالى ترين مقام است و حتى متن اصلى سرود ملى ما به مقام شهيد مى پردازد.
* با وجود پرداختن به اين موضوع ها، اين هنر تا چه حد از شعارزدگى به دور مانده و به بيان ناب عينى و حقيقى دست يافته است؟ و استفاده از اسطوره ها و نشانه ها چگونه در آثار هنرمندان ما نمود پيدا كرده است. آيا هويت ملى و بومى ايرانى جزئى از زيرساخت هاى اين هنر را تشكيل مى دهند يا خير؟
در هنرهايى كه پديده هاى اجتماعى را روايت مى كنند، يك بلافاصلگى و يك سرعت انتقال ديده مى شود و تاريكى و شر در مقابل نور قرار مى گيرد. بنابراين رابطه سياه و سفيد نه به عنوان روايت بصرى، بلكه به معنايى كه در نور روشنى و سفيدى قهرمانان را نمايش مى دادند و در تاريكى شر و ظلم را به تصوير مى كشيدند كه اينها يك پيام بلافاصله اند. در نقش هاى شير و گاو و اهرمن در سنگ نوشته ها و نقش برجسته هاى دوران ساسانى ديده شده است. به اين ترتيب رابطه خير و شر آناً خلق مى شود.
* منظورتان اين است كه بلافاصلگى در خلق رابطه ميان خير و شر، آن شعارزدگى را همواره با خود داشته؟
بله، در متن خودش دارد. انقلاب اسلامى ۳روايت و دوره را در تصوير پشت سر مى گذارد. دوره اول، آثار سال هاى ۵۳ ، ۵۴ و ۵۵ است كه كارهاى نسل اول انقلاب و كارهايى رمزى و مثالى است و پديده هاى رمزشناسانه در آنها ديده مى شود. دوره تجلى دوره طغيان مظلوميت بر طاغوت و مبارزه مردم با دست خالى در مقابل رژيم سمتشاهى بود كه يك بخش آن نقاشى ديوارى و بخش ديگر آن نقاشى اجتماعى بود كه بيشتر در قالب گرافيك متجلى مى شد. در مورد گرافيك هم بايد بگويم كه چون هنرى كاربردى است از هر پديده اى كه به آن نگاه كنيد يك گفتمان بلافاصله و شعار، نه به معناى پروپاگاندا، را در خود دارد و هنرمند اين دوره براى اين كه قهرمانان و اسطوره ها را شناسايى مى كند، دل در گرو آنها مى سپارد، اسطوره ها و انسان هاى قهرمانى مانند خود امام حسين(ع) و...
در مورد بخش دوم سؤالتان بايد بگويم كه من اسطوره هاى ملى و اسلامى را منفك نمى كنم. قبل از اين كه اسلام وارد سرزمين ما شود، مردم ما داراى عرفانى نوستالژيك و يكتاپرست بودند و دليل درك خورشيد اسلام روح مشرقى مردم ايران بود. در يك جمع بندى مى توان گفت كه در كارهاى دهه اول انقلاب آن انديشه popular و مردمى نمايان بود و در كارهاى دوره دوم خرد و تأويل راه يافته و نمادها رمزى و ژرف تر مى شوند به طورى كه مخاطب رمزها را در حافظه تاريخى خودش جست وجو مى كند و اين حركت بزرگى بود كه در دهه اول، دوم و سوم انقلاب به وجود آمد.
* پس به اعتقاد شما به اين هنر دائماً در حال تغيير و تكامل، امروزه نيز بايد از دريچه رمز و مثال نگاه كرد؟
بله، هنرمندان ما بايد پرده هاى عينيت گرايى را از مقابل چشمانشان بزدايند و يك نگاه تأويلى و هرمنوتيك به نور داشته باشند، يعنى نور را در نور جست وجو كردن.
* نگاه جامعه بين المللى به اين هنر چگونه است، برگزارى ورك شاپ هنر مقاومت چقدر مى تواند به ايجاد رهيافت هاى تازه در عرصه بين المللى سمت و سو دهد؟
جهان امروز شعارش اصالت تجربه است، يعنى مينى ماليسم و پست مدرنيسم مى آيد تركيب جمع اضداد را از خردهاى گوناگون و بخش هاى گوناگون تاريخ مى گيرد. چون بشر امروز التهاب و سرعتى را در ذهنيتش دارد و فكر مى كند، امروز پايان تاريخ است و مى خواهد آبستراكت تجربه هاى ۱۹ قرن گذشته را در يك دوره ۱۰۰ ساله تنظيم شده و در يك پكيج و بسته ارائه دهد و مانند دوره كلا سى سيسم، نئوكلاسيك، رمانتى سيسم و... نيست كه از يك مكتب يا حكمت ۴۰-۳۰ ساله بگذرد و همراهان آن طرح آن معنا را تكميل كنند و به پستش برسند. هم اكنون در خرد جديد، بحث اصالت تجربه و بلافاصلگى است و با ملزومات الكترونيكى، جهان آنقدر فشرده و كوچك است كه همه مى توانند بسرعت يافته هاى همديگر را با يك كيفيت ببينند و داورى و روايت كنند. ما بايد حكمى و هوشيار عمل كنيم و مخاطبان جهانى را بشناسيم و كهن الگوها و اسطوره هاى تاريخى و نوستالژيك خودمان را نيز بشناسيم و فاصله ذهنمان را ميان اسطوره و رؤيا تعريف كنيم، به قول دكتر كزازى كه مى گويد: اسطوره خيال جمعى و رؤيا اسطوره فردى است.
321306.jpg
مثلاً ما به محض آن كه نام حسين فهميده را به كار مى بريم، همگى در دل او را مى ستاييم. او در حافظه تاريخى ما به يك اسطوره كه دوردست نيست و آشناست، تبديل شده است. چون اين ها انسان هايى نيستند كه به ضرب يك شمشير در جايى گرفتار و كشته شده باشند و آن مقام مرگ آگاهى و خودآگاهى كه شهيد دارد و جانش را كه عزيزترين هديه است در راه خدا فدا مى كند، در خاطره جمعى ما ارادتمندى و عشقى را ايجاد مى كند كه نشان دادن اين نماد همزمان با شكل فيزيكى آن نيست و بايد در يك پوسته چند ساحتى مطرح شود. عالمى كه مقام شهيد دارد پرسپكتيوش چند نقطه اى است و يك نقطه اى و دو نقطه اى نيست كه عينيت گر باشد.
* اسطوره ها و اسوه ها كه در فرهنگ ما، جزو آن ابعاد متجلى شده هستند كه وجه تمايز ها را مشخص مى كنند، آيا آن شاخصه هاى قابل ارائه را در انظار بين المللى با خود دارند؟
من در اينجا باز هم به دهه سوم هنر انقلاب كه آثار حكمى تر، تأويلى تر و رمزى تر شد، اشاره مى كنم. ببينيد در تاريخ انقلاب روسيه، چين، كوبا و ... نهضت ها آرمان خواه بودند، ولى آمده بودند تا دست بخشى از بشريت را كه بلند بود، بخوابانند و دست گروه ديگر را ببرند بالا. اين نگاه بخشى را هنر انقلاب دنبال نمى كند، هنر انقلاب به دنبال يك انسان آرمانى و انسانى است كه براى همه بشريت پيام دارد. همچنان كه پيامبر اسلام براى همه بشريت پيام آور بود. در بلوك شرق قهرمانان سياسى آمدند بخشى از جامعه را متحول كردند. در آن سيستم، قهرمانان تغيير مى كنند. در حالى كه اين جابه جايى قدرت آفاتى هم در درونش دارد. آفتى كه در بلندكردن دست بخش هايى از اجتماع وجود دارد، در هنر ما وجود ندارد.
* يعنى در هيچ دوره اى اين رويكرد در هنر انقلاب و جنگ ديده نمى شود؟
اگر نشانه هايى هم در دوره هاى اول مى بينيم، به سرعت نقاش هوشمند دوران انقلاب مى آيد و رمزها و نمادهايش را شكوهمندتر و متعالى تر مى كند. حرف هنرمند مسلمان هنر مقاومت، براى بشريت است، نه فقط براى يك دسته از انسان ها. او فقط از انسان مثالى سخن مى گويد كه در جهان زندگى مى كند كه خدا و پيامبرانى دارد كه از صلح و سخن نيكو و حقيقت دفاع مى كند.
* تا به حال هنر مقاومت چقدر بر كاركردهاى سياسى يا ايدئولوژيكى متمركز بوده؟
هنرمند انقلاب از ابتدا دارد پيروزى محرومين و مستضعفين را روايت مى كند و پيروزى، پيروزى بخشى نيست. پيروزى براى بشريت است و اسوه هايش، اسوه هايى هستند كه براى بشريت پيام آور بوده اند و در هر حال به شرط آن كه نقد علمى و درستى صورت گيرد، چشم انداز خوبى را مى بينم و مى دانم كه هنر مقاومت ما اگر با دقت، همكارى و خرد جمعى دولتمردان و هنرمندان طراز اول كشور برگزار شود، آن شعارزدگى، بلافاصلگى، تلخى گفتار و ديدار يك شعار محض كه از اول هم به آن دچار نشد، در آن ديده نمى شود.
اگر در نمايشگاه هنر انقلاب كه آثار هنرى كشورهاى ديگر هم نمايش داده شده، يك دور علمى و جدى مى زديد و فاصله ها و نمادها را جست وجو مى كرديد، مى د يديد كه اين نمادها البته در هر قومى تفاوت هايى دارد، ولى به لحاظ معنايى الگوها و نشانه ها با يك جابه جايى ساده در تصاوير و نشانه هاى اجتماعى، اتفاق افتاده است. در حالى كه گستره ذهنى و ديدارى رابطه اى كه نقاش با يك آدم شهيد برقرار مى كند، بسيار وسيع تر و چند ساحتى تر است و هندسه مبنايى و كاركردى آن بسيار متفاوت است.
* با يك اندازه گيرى مى توانيم دريابيم كه توجه به معيارهاى زيباشناسى، انسان شناسى، مردم شناسى و ... در ذات هنرى كه مى تواند در موقعيت هايى رويكردى تك بعدى به خود بگيرد، چگونه مطرح مى شود؟
نقاش انقلاب از ابتدا به دنبال آن بود تا روايت و قرائت خودش را از عالم تعريف كند و به دنبال آن بود تا هر جايى كرامت انسان ها مخدوش مى شود، از آن دفاع كند. ما اگر بدانيم پيام ما يك رسالت جهانى است، بايد براى تعادل و تناسب در جهان حرف بزنيم و نهادها، گزاره ها و اشاره هايى كه اختيار مى كنيم، اشاره هايى جهانشمول تر و متعالى تر باشد. كسى كه دارد اين راه را طى مى كند، قطعاً در منزلگه هاى مختلف چيزهاى عجيب مى بيند. اين شيوه هاى ديدارى، شيوه هاى شكوهمندى است. جنس و چيستى آن با چيستى اومانيستى يا پيروزمندى بخشى از جامعه كه يا تعداد بيشتر يااسلحه بيشتر دارند، نيست.
* برپايى ورك شاپ (workshop) اخير برمبناى چه نوع سياستگذارى شكل گرفته؟ آيا قرار است به تحول منجر شود يا راه تكرار را طى مى كند؟ فكر مى كنيد نتايج آن تا چه حد به اهداف برگزاركنندگان آن نزديك خواهد شد؟
مى گويند: «دلت را خانه ماكن ، مصفاكردنش با من». من اعتقاد راسخ دارم كه همه چيز با نيت پيش مى رود و اين نيت است كه شما را به سمت خير جلو مى برد و اگر حكمت و يقين و نه تعصب و نه دگماتيسم و نه پيچيدگى و شعارزدگى ، داشته باشيم، جهاد بزرگ را مخاطبين خواهند ديد. با انرژى كه هنرمند به جهت راسخ ايستادن ، حرف بزرگ زدن و باورى قطعى داشتن از خود بروز مى دهد مخاطبان را پيدا خواهد كرد. نسل جديد، نسلى بسيار خاص و ويژه است و برخلاف آن چيزهايى كه گاهى درباره انقطاع نسل ها مطرح مى شود، اين نسل، نسلى است كه از دامن منزه اجتماعى شكل گرفته ولى نسل من نسلى اند كه جوانه هايى هم در دوره هاى طاغوتى و ستمشاهى داشتيم، از طرفى هم حكم آداپتور را ايفا مى كنيم و اين برق و نشانه قوى را داريم به نسل بعدى انتقال مى دهيم و نسل ما بايد سالم، پاكيزه، تعالى خواه و قدرتمند باشد و اصرار بورزد و نمونه سازى كند و براى حرف هايش (refrenc) رفرنس و منبع و مأخذ داشته باشد. مثلاً دانشجوى من فقط نبايد دست هاى مرا ببيند بايد رفتار مرا هم ببيند چون هنرمند بايد با اثرش يك گام و يكصدا باشد و نگاهى توحيدى و موحد داشته باشد. اگر من از عدالت اجتماعى صحبت كردم و زاويه هايى از اين يال و بال فرشتگان را در كارم نشانه گرفتم، مخاطبم بايد ببيند كه خود من بر كجاى اين بال فرشته نشسته ام و در رفتار ، مديريت و نگاه من بايد صلح و عشق و فداكارى را ببيند و تعادل و تناسب و تركيب را دريافت كند و يك عرفان عملى را بيابد.
* يعنى هنرمند بايد ادامه اثرش باشد يا برعكس؟!
صددرصد. توجه من به انسان و پيرامونم بايد در آثارم مشهودباشد. جهانى بودن اين انقلاب تنها به اين معنى نيست كه من چون به مردم مسلمان فلسطين علاقه مندم از آنها ياد مى كنم در لبنان ، مسيحى، يهودى ، زرتشتى و ... دارند در كنار هم زندگى مى كنند. من به عنوان يك مسلمان وظيفه دارم اگر يك يهودى هم مورد تعدى يك اسرائيلى قرار گرفت، از او دفاع كنم. هنرمند مسلمان، هنرمندى تعالى خواه است كه براى صلح بشرى در جهان تلاش مى كند.
* به اين ترتيب ذهن برگزاركننده اين نمايشگاه اختصاص به مخاطب قرار دادن يك گروه فلسطينى يا مسلمان و يا طرفداران يك ايدئولوژى يامكتب خاص ندارد؟
درست است . پهلوانى و پايمردى قهرمان بزرگ مسلمان، سيد حسن نصرالله و بچه هاى مسلمان و فداكار حزب الله لبنان، شوق و ذوق حركتى را ايجاد كرد. آنها نيامده اندكه تنها مسلمانان را نجات دهند ، آنها براى نجات بشريت جهاد مى كنند . مسلمان براى صلح بزرگ قيام مى كند و زمانى كه قيام حضرت مهدى(عج) پيروز مى شود، بشريت به دليل نفوذ كلام و عدالتى كه در بيان اسلام هست ، مسلمان خواهند شد و ما وظيفه داريم براى دفاع از مظلوميت و صلح بشرى كار كنيم.
* چه ارزيابى اى از اين ورك شاپ و نمايشگاه داريد؟
اين گام را گام خوبى مى بينم كه قطعاً بايد از عوام زدگى ، بلافاصلگى و شعارزدگى و... به دور باشد. حتماً قرار نيست فقط دستمان آنجا كار كند. ما قبل از آن كه پشت سه پايه بايستيم بايد ذهن ابژه و آماده اى داشته باشيم و نمادها، رمزها ، رنگ، كمپوزيسيون و اين شيوه ديدارى را حكيمانه و با بلوغ به مخاطب معرفى كنيم. اين يك هيجان و بيان شعارى نيست، يك بيان كلى است كه يقين دارم اگر آن را دنبال كنيم، نتيجه خوبى عايدمان خواهد شد.
پنجشنبه بازار كتاب
ترجمه هاى تكرارى
321327.jpg
ساير محمدى

گروه فرهنگ و هنر: هفته اى كه گذشت ترجمه دوم و سوم از كتاب «راز» به قلم راندابرن توسط ۲ مؤسسه انتشاراتى چاپ و منتشر شده است. اين كتاب در حوزه روانشناسى و خودشناسى جاى مى گيرد و علت گرايش انبوه مخاطبان به اين دسته از آثار از منظر روانشناختى و جامعه شناسى بايد مورد بررسى قرار گيرد. ۲ ترجمه ديگر از اين كتاب نيز در راه است. همچنان كه رمان «هزاران خورشيد تابان» خالد حسينى نيز سومين ترجمه اش به قلم مهدى غبرايى منتشر شده است و ترجمه هاى ديگرى به دنبال دارد. شايد مهم ترين و اصلى ترين دليل هجوم مترجمان متعدد براى ترجمه يك اثر، اين باشد كه ما هنوز به قانون كپى رايت نپيوسته ايم و بدون اجازه نويسنده اثر حاصل كارش را از آن خود مى كنيم و از آن سود مى بريم. اما غير از اين موارد آثار ديگرى هم در حوزه هاى مختلف به بازار آمدند كه گشتى در اين بازار باعث مى شود، اطلاعاتى هر چند مختصر و مقدماتى از اين آثار پيدا كنيم.

* شعر
«من و خزان و تو» مجموعه اى از سروده هاى يدالله مفتون امينى در فاصله سال هاى ۸۴ تا ۸۵ است كه نشر امرود چاپ و منتشر كرده است.
نهمين دفتر شعر امينى هم ۲ غزل دارد يكى به عنوان پيشامتن و ديگرى در متن و به زبان تركى است. ديگر شعرهاى اين مجموعه شعرهاى سپيد شاعر است كه زبانى ساده و قصه گو دارد. اما قصوى بودن شعرها از شعريت متن هيچ نكاست. امينى مدتى عناوين اغلب شعرهايش را واگويه انتخاب مى كرد، اما در اين دفتر چند شعر دارد كه نام گويه و گويه ديگر را بر پيشانى خود دارند. «آپارمنى» گزيده اى از شعرهاى كوتاه پونه ندايى است كه همراه با ترجمه تركى آن ها به قلم مرتضى مجدفر چاپ و منتشر شده است. اين كتاب در قطع جيبى را نشر امرود به بازار فرستاد. پونه ندايى از جمله شاعرانى است كه همه اشياى پيرامون او تبديل به شعر مى شوند، زمانى كه با نگاه شاعرانه ديده مى شوند. تلفيق فضاى سوررئال در متن رويدادهاى واقعى و رفتارى كه با نحو زبان دارد شعر او را از منطق معمول كلمات فراتر مى برد. اين كه مرتضى مجدفر در انتقال اين فضا و انتخاب واژگان چقدر موفق بود، به عهده منتقدان است. «كوچه تبريز» مجموعه شعر سروده يعقوب رستمى ثالث است كه نشر آزادمهر منتشر كرده است.
شاعر در مقدمه كتاب ضمن گريز در دوران كودكى و اشاره به نداشته هاى خود و داشته هاى ديگران در كوچه تبريز واقع در شهرستان بناب مى نويسد: «هر چه در اين دفتر مى خوانيد، همه برگرفته از آن دوران كودكى است.»
«مرگ را با تو سخنى نيست» گزيده شعرهاى اريش فريد شاعر اتريشى است كه به انتخاب و ترجمه خسرو ناقد از سوى نشر چشمه چاپ و منتشر شد. ناقد در مقدمه كتاب اشاره مى كند: شاعرى كه از ميانه اين قرن تا سال هاى پايانى آن زيسته و شعر سروده است. نه خود مى توانسته رها از بيم و اميد و اضطراب و تشويش بوده باشد و نه شعرش فارغ از درد و رنج و شوربختى همنوعانش. حساسيت به سرنوشت انسان دردمند و تبيين آمال و آرزوها و نگرانى هاى او، نشانه بارز شعرهاى شاعرى است كه در اين دفتر سخن از زندگى و شعر او مى رود. شاعرى كه نظاره گر واقعيت هاى تلخ و شيرين اين قرن بود و عشق به زندگى و عشق به انسان را سرلوحه حيات معنوى خود قرار داده بود. خسرو ناقد پيش از اين نيز گزيده شعرهاى لوركا را ترجمه و منتشر كرده بود.
* داستان، رمان
«رازهاى دوران پرالتهاب» خاطرات سروان عراقى ناصرحمود الخاص است كه محمدحسين زوار كعبه آن را به فارسى برگرداند و به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد آزادى خرمشهر توسط انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است. نويسنده در تشريح جزئيات حوادث تأكيد دارد كه حوادثى تأثيرگذار را برگزيده تا روايت كند، آن هم به مدد حافظه قوى و قريحه ادبى خود. با اين نيت كه با اين نوشتار فجايع بشرى و روزها و شب هاى جنگ ظالمانه عراق عليه ايران را آئينه وار بازتاب دهد. «گردان گمشده» كتاب ديگرى از همين مجموعه، خاطرات سرگرد عراقى عزالدين مانع است كه محمدنبى ابراهيمى آن را ترجمه و سوره مهر منتشر كرده است.
اين اعترافات كه خود نوعى اعتراض ادبى نظاميان عراقى است، هر چند تلخ و گزنده است، حكايت از تجاوزى مى كند كه به وسيله بعثى ها صورت گرفت. اين نيروها در نيمه راه جنگ پس از رو شدن دست حزب بعث به اين فريب بزرگ اعتراف كرده اند. «سى و شش» عنوان مجموعه ۱۴داستان كوتاه به قلم دكتر عليرضا زندى است كه انتشارات روشنگران چاپ و منتشر كرده است. زندى كه پيش از اين ۲ رمان و يك مجموعه داستان منتشر كرده بود، در اين مجموعه كه تازه ترين داستان هايش را عرضه كرده، به مسائل و مشكلات انسان امروز در محيط هاى محدود و مشخص و در موقعيت هاى ناگزير مى پردازد. سى و شش نام نخستين داستان كتاب ـ كه روى جلد كتاب نشسته ـ موقعيت يك سرباز را روايت مى كند كه نام سى و شش را درشناسنامه دارد و در فضاى پادگان و در وضع بغرنجى گرفتار آمده است. «دفترچه خاطرات سنگى» رمانى از كارول شيلدز است كه در سال ۱۹۹۵ برنده جايزه پوليتزر، يكى از معتبرترين جوايز ادبى آمريكا شده است. اين رمان برگ هايى از دفتر خاطرات زنى را روايت مى كند، زنى از خانواده استون كه از ديرباز در كار سنگ فعال بوده است. دفترچه خاطرات سنگى اشاره اى معنى دار و كمى هم زيركانه به همين نشان و شغل خانوادگى دارد. اين رمان را مهرى شرفى به فارسى برگردانده و ناشر آن هم انتشارات روشنگران است.
«قارا دوواق» يا سياهپوش مجموعه ۲۰داستانك و داستان كوتاه تركى همراه با ترجمه فارسى آن هاست كه مرتضى مجدفر نويسنده آنهاست. نشر امرود اين كتاب را در قطع جيبى چاپ و منتشر كرده است.
«ميرامار» نام رمانى از نجيب محفوظ نويسنده بزرگ جهان عرب و مصر است كه رضا عامرى آن را به فارسى برگردانده و نشر نى چاپ و منتشر كرده است. نويسنده در اين رمان ضمن تأكيد و تأييد خاطره نويسى چهره هاى برجسته سياست و ادبيات مصر در زمينه چاپ و انتشار خاطرات خود، افسوس مى خورد كه چرا با اين كه روزگار درازى را سرشار از حوادث و رويدادهاى اجتماعى و سياسى سپرى كرده، ثبت و ضبط نكرده است. چرا كه امروز از آن نيت سابق چيزى نمانده مگر حسرت. ديگر نه دست را توانى هست نه حافظه را قدرت يادآورى.
«ژان كريستف» معروف ترين رمان رومن رولان نويسنده برجسته فرانسوى كه بيش از سه دهه قبل با ترجمه به آذين در ايران چاپ و منتشر شده و بارها تجديد چاپ شده، با ترجمه تازه اى به بازار عرضه شده است. ترجمه تازه ژان كريستف به قلم محمد مجلسى است و ناشر آن هم نشر دنياى نو. رومن رولان در مقدمه رمان اشاره مى كند كه با نوشتن اين اثر به وظيفه خود عمل كرده است چرا كه ژان كريستف در آن دوران كه فساد اخلاقى و اجتماعى سراسر فرانسه را گرفته بود، مى خواست در جان هاى پاك به خاكستر نشسته، آتشى برافروزد و خفته ها را بيدار كند. اين رمان در ۴ جلد گالينگور به بازار آمد. انتشارات نيلوفر كتاب «ذن و هنر نگارش فيلمنامه» نوشته ويليام فروگ را با ترجمه عباس اكبرى چاپ و منتشر كرده است.
مترجم تأكيد دارد كه اين اثر، كتاب خاصى است با ديدگاهى متفاوت كه تكيه اساسى را بر ايده يا فكر اوليه مى داند و نه ساختار. بنابراين جاى آن در ميان كتاب هاى موجود در بازار خالى بود. «ساختار اسطوره اى در فيلمنامه» كتاب ديگرى از انتشارات نيلوفر است كه نويسنده آن كريستوفر وگلر و مترجم آن عباس اكبرى است. نويسنده در مقدمه اين كتاب متذكر مى شود، تمام داستان ها حاوى چند عنصر ساختارى مشترك اند كه سر و كله آنها به نحوى جهانشمول در اسطوره ها و قصه هاى پريان، رؤياها و فيلم ها پيدا مى شود و در مجموع به سفر قهرمان موسوم است. هدف ما در اين كتاب، شناخت اين عناصر و كاربردشان در حرفه نويسندگى است.
*دين و فلسفه، تاريخ و سياست، فرهنگ و هنر
«نسبيت و نيروانا» يا گفتارهاى مشابه مجموعه اى از نقل قول هاى مشابه است كه چطور علم مدرن و افكار باستانى شرق، ما را به حقيقتى واحد هدايت مى كنند. كتاب نسبيت و نيروانا نشان مى دهد دستاوردهاى متضاد - مشاهدات علمى و تعمق هاى معنوى - چگونه و چطور به شكل واضح به عقايد مشابه و حيرت انگيز درباره طبيعت جهان و جايگاه انسان در آن مى انجامد. اين كتاب بيش از صد نمونه از اين عقايد مشابه را تبيين مى كند. رهنمودهايى كه مى تواند شكاف ميان علم و معنويت را پر كند. مطالب اين كتاب به وسيله تامس جى و مك فارلين گردآورى و تدوين شده، آرزو احمى آن را به فارسى ترجمه كرده و نشر پيكان آن را چاپ و منتشر كرده است.
همايش بين المللى بزرگداشت ملاعبدالعلى بيرجندى رياضيدان و منجم و دانشمند جامع العلوم ايرانى قرن دهم، در سال ۱۳۸۱ در دانشگاه بيرجند برگزار شد. مجموعه مقالات ارائه شده در اين همايش در كتابى به اهتمام دكتر محمود رفيعى گرد آمده و به وسيله انتشارات هيرمند چاپ و منتشر شده است. از مجموع ۳۹ مقاله ارائه شده در همايش ۲۰ مقاله حول موضوع اصلى همايش يعنى زندگى و آثار بيرجندى و تحليل آنها و نقش او در تكوين علوم زمان خود است. چند مقاله نيز راجع به دانش رياضى و نجوم دوره اسلامى نوشته شده اند. «مفاهيم و نظريه هاى فرهنگى» عنوان كتابى به قلم سيدرضا صالحى اميرى است كه انتشارات ققنوس منتشر كرده است. نويسنده معتقد است براى ورود به عرصه جهانى، الزاماً بايد محيط سه گانه فرهنگى خود را كه شامل فرهنگ دينى، ملى و جهانى است، كاملاً شناخت چرا كه بدون شناخت مفاهيم، انديشه ها و نظريه هاى فرهنگى متنوع و گسترده در جهان امروز نمى توان تحولات فرهنگى را به نحوى منطقى و واقع بينانه درك كرد. «تجدد ناتمام روشنفكران» كتابى از غلامرضا گودرزى است كه نشر اختران منتشر كرده است. كتاب حاضر جلد نخست از مجموعه مطالعات به هم پيوسته اى است كه با عنوان كلى «نگاهى به تجدد ايرانى» و براساس چارچوبى نظرى و رويكردى انضمامى بويژه مبتنى بر بينش جامعه شناسى تاريخى تجدد فراهم آمده است.
اين كتاب در ۴ فصل به مباحثى چون كليات و طرح مسأله، تجدد، انسان مدرن عصر جديد، تجدد و روشنفكران ايرانى، آزادى و دموكراسى و تجربه هاى كامياب تجدد مى پردازد.
«ايران آينده در افق چشم انداز» عنوان كتابى به قلم دكتر محسن رضا ميرقائد و دكتر على مبينى دهكردى است كه چاپ دوم آن از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر شده است. در اين كتاب نيز چشم انداز ۲۰ ساله نظام طراحى شده و به تصويب مجامع رسمى كشور رسيده بود و به وسيله رهبر معظم انقلاب اسلامى جهت اجرا به سران ۳قوه ابلاغ گرديد، آمده است. برهمين اساس كميسيون خاص تدوين چشم انداز مجموعه مباحث، مطالعات، اسناد و گزارش هاى مربوط به اين سند ملى را منتشر مى كند، اين كتاب نخستين مجلد اين استاد خواهد بود كه به اهتمام كارشناسان و اساتيد دبيرخانه مجمع در ۵ فصل تأليف و گردآورى شده است. «شناخت محيط ملى» كتابى به قلم دكتر على مبينى دهكردى و دكتر مسعود هاشميان اصفهانى است كه چاپ دوم آن از سوى سازمان چاپ انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد. نويسندگان اين كتاب درصدد آن هستند كه چگونه و براساس چه معيارها و با بهره گيرى از چه منابع و امكاناتى و با چه شيوه مديريتى كارآمد مى توان نابرابرى هاى منطقه اى را به تعادل منطقه اى تبديل كرد.
«صحنه نمايش بعدى جهانى و چالش ها و فرصت ها در دنياى بدون مرز» عنوان كتابى از كنيچى اومايى با ترجمه مسعود كرباسيان است كه انتشارات علمى و فرهنگى چاپ و منتشر كرده است. اومايى نويسنده ژاپنى اين كتاب عرصه اقتصاد جهانى را به يك صحنه تشبيه كرده و بازيگران فعال آن را برمى شمارد. نقش هاى آنها را توضيح مى دهد و كيفيت بازى هر يك را به نقد مى كشد و به مخاطب اين نكته را تفهيم مى كند كه كدام بازيگر در صحنه فوق موفق تر عمل كرده است و راز موفقيت او چه بوده است؟
«۶ مدال ارزش» يا شيوه هاى تصميم گيرى و انتخاب در قرن بيست و يكم تأليف ادوارد دى بونو با ترجمه مسعود كرباسيان از سوى انتشارات سروش چندى پيش به بازار آمد. ادوارد دى بونو از چهره هاى پيشرو در حوزه تفكر خلاق و آموزش تفكر به عنوان يك مهارت است. وى از پيشگامان نوشتن نرم افزار براى مغز انسان است. او مبتكر «تفكر موازى» و «شش كلاه تفكر» است. ابزارهاى او براى تفكر ادراكى هم در مدارس و هم در تجارت كاربرد گسترده اى دارند. اين كتاب چارچوب مستدلى براى ارزيابى ارزش ها فراهم مى كند. انواع گوناگون ارزش ها در اين كتاب به چنددسته كلى طبقه بندى و نامگذارى شده اند.
«انقلاب باشكوه» به قلم كلاريس سويشر با ترجمه مهدى حقيقت خواه از سوى انتشارات ققنوس منتشر شده است. اين كتاب چهلمين كتاب ازمجموعه تاريخ جهان اين مؤسسه انتشاراتى است كه مى كوشد چشم اندازى گسترده و ژرف از سير تاريخ عرضه كند. در اين آثار انديشه هاى سياسى، فرهنگى و فلسفى تأثيرگذار در گذر انتقال تمدن از بين النهرين و مصر باستان به يونان، روم، اروپاى قرون وسطى و ديگر تمدن هاى جهانى تا روزگار ما پى گرفته مى شود.
«كردان گوران و مسأله كرد در تركيه» اثرى از گ.ب.آكوپف (هاكوپيان) و م.ا.حصار، ۲تن از متخصصان و مورخان حوزه كردشناسى با ترجمه سيروس ايزدى از سوى انتشارات زوار چاپ و منتشر شده است. «سيماى هنرمندان ايران» به قلم حبيب الله نصيرى فر به وسيله نشر دنياى نو منتشر شده است. جلدهشتم سيماى هنرمندان ايران به حوزه موسيقى، تئاتر و سينما مى پردازد و چهره هاى برجسته و تأثيرگذار اين ۳ حوزه و آثار مهم و جدى آنان را معرفى مى كند. «كنترپوان» نوشته والتر پيستون استاد موسيقى دانشگاه هاروارد با ترجمه هوشنگ كامكار از سوى نشر افق چاپ و منتشر شده است. مترجم كتاب در پيشگفتار تصريح مى كند كه اهميت يادگيرى فن كنترپوان بر هيچ يك از موسيقيدانان ديروز و امروز پوشيده نيست. نقطه اوج وتكامل فن كنترپوان را مى توان در آثار سباستيان باخ ديد كه تأثير اين آثار تا به امروز در تمام مكاتب موسيقى حتى در موسيقى مدرن ديده مى شود.
«راز» عنوان كتابى در حوزه روانشناسى به قلم روندا براون است كه يك ترجمه از آن در ماه گذشته چاپ و منتشر شده است و در اين هفته نيز ۲ترجمه ديگر از همين كتاب به وسيله ۲ناشر به بازار آمد. «راز» با ترجمه منيژه جلالى را نشر البرز منتشر كرده است. ترجمه ديگرى كه نشر علمى منتشر كرده به وسيله رؤيا منجم به فارسى برگردانده شد. در اين كتاب گفته هاى ۲۴ آموزگار فوق العاده آورده شده است. اين گفته ها در زمان هاى مختلف در سراسر دنيا به صورت فيلم درآمده، خوانده و شنيده شده است. اين كتاب دربرگيرنده داستان هاى معجزه آسايى از راز در عمل است تا هر كس مشكلات خود را حل كند و به زندگى رؤيايى خود دست يابد.
روى دكه مطبوعات هنرى
321342.jpg
* عكس
شماره ۲۴۶ ماهنامه تخصصى «عكس» ويژه مهرماه روى پيشخوان دكه مطبوعات قرار گرفت.
در شماره جديد اين ماهنامه مطالبى همچون برگزيده عكس هاى مستند اجتماعى اصفهان، ماشين، عكس هايى از مهران نراقى، گفت وگو با دبير جشنواره مستند اجتماعى اصفهان، سياسيون؛ عكس هايى متفاوت از رجال سياسى ايران، رويدادها، معرفى كتاب و... را مى خوانيم.
از ديگر مطالب اين شماره به عناوينى همچون سلف پرتره عكاسان، يك عكس يك عكاس، فريد لندر، انسان و طبيعت، گزارش تصويرى، مرورى بر زندگى و آثار لوييس بالتس، رويدادهاى خارجى و... مى توان اشاره كرد.
اين مجله بيست ويكمين سال انتشار خود را از سر مى گذراند.
* دوربين عكاسى
شماره ۶۷ ماهنامه «دوربين عكاسى» ويژه ۱۵ مهر تا ۱۵ آبان به چاپ رسيد.
در شماره جديد اين مجله علمى، فرهنگى و آموزشى مطالبى همچون داستان تصويرى اميد در مسافرخانه، معرفى دوربين كاننEos - DS، مقايسه مشخصات و ويژگى هاى ۲ دوربين كانن، تصوير مناسب براى ايميل و اينترنت، عكس هاى شما با موضوع انسان و حيوان، طبيعت بى جان سانفرانسيسكو، كاليفرنيا ۱۹۳۲ و... آمده است.
از ديگر مطالبى كه در اين شماره مى بينيم مى توان به عناوينى همچون نگرشى فلسفى به هنر عكاسى، آشنايى با عكاسان جهان، پل شوترز و... را مثال زد.
* گزارش ميراث
ماهنامه تخصصى اطلاع رسانى در حوزه تصحيح انتقادى متون و مباحث متن پژوهى و نسخه شناسى با عنوان «ميراث مكتوب» منتشر شد.
اين مجله كه شماره هفتم آن ويژه فروردين ماه منتشر شده مطالبى همچون آسيب شناسى متون (قسمت دهم)، اهميت سفرنامه نويسى، تاريخ علم، منطق و فلسفه در آثار خواجه نصيرالدين طوسى، واكنش جهان اسلام نسبت به موضوع جهانى سازى غرب، اعتقاد به نحوست تربيع و تأثير آن بر آثار هنرى، همايش بين المللى رودكى و... را عرضه كرده است. از ديگر مطالب اين شماره مى توان به عناوينى همچون آئين نامه ثبت آثار در كتابخانه ملى، معرفى كتاب، معرفى نشريات، تازه هاى ميراث مكتوب، گزارش، چند نسخه از شيراز و... اشاره كرد.
* ماهور
فصلنامه موسيقى «ماهور» ويژه تابستان ۸۶ به بازار مطبوعات آمد.
در شماره ۳۶ اين فصلنامه مطالبى همچون الكساندر جى اليس و جايگاه او در تاريخچه قوم موسيقى شناسى، اسلام دولت تركيه و عربسك، بررسى سازهاى ايران در كشفيات باستان شناسى، حيات موسيقايى در دربار بابر و همايون گوركانى، ايقاع در رساله مقدمةالاصول، مقام هاى تنبور يارسان و... آمده است.
از ديگر مطالبى كه در اين شماره به چاپ رسيده مى توان به نگرش كيهانى در موسيقى: بررسى تطبيعى چند رساله از قرون ۱۰ تا ۱۲ هجرى، صداى موسيقايى و ورودى بستر موسيقى: يك مدل اجرا براى تحليل موسيقى، تأملاتى در باب نقد موسيقى، گزارش كنگره موسيقى جهان اسلام، تا فصلى ديگر و... اشاره كرد.
* جشن كتاب
شماره دوم فصلنامه فرهنگى - هنرى «جشن كتاب» ويژه تابستان ۸۶ به زيور طبع آراسته شد.
در شماره دوم اين فصلنامه مطالب متنوعى در ۳ بخش منتشر شده اند. در بخش اول كه داستان نام دارد در شاخه هاى پست مدرن، علمى - تخيلى، وحشت، جنگ و افسانه داستان هايى به چاپ رسيده اند.
در بخش دوم يعنى چارسوق با موضوع شعر، آئين ها و جشن هاى ايرانى، تاريخ موسيقى، تاريخ سينما، دانش، از گوشه و كنار جهان، فرهنگ گوهران، نگاهى به گذشته و طنز مطالبى چاپ شده است. بخش سوم نيز به معرفى كتاب و بررسى كتاب اختصاص دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |