|
پرورش اندام، خوش اندامى در رؤيا
|
|
|
حميدرضا خالدى
كمتر از يك دهه است كه با صدور مجوز فعاليت برخى رشته هاى ورزشى كه تا مدت ها ممنوع به شمار مى آمدند، باشگاه هاى گوناگونى كه به اين رشته هاى ورزشى مى پردازند در گوشه و كنار شهر آغاز به فعاليت كرده اند. همزمان با اين اتفاق، تب باشگاهدارى هم بالا گرفت به گونه اى كه امروز مى توان در هر محله تعداد زيادى از اين باشگاه هاى ورزشى را سراغ گرفت. در اين ميان بخت بعضى از اين رشته هاى ورزشى تازه مجوز گرفته، بيش از بقيه درخشيد و صاحب باشگاه ها و سالن هاى مختلفى شد. پرورش اندام يكى از همين رشته هاست. ايروبيك، بدنسازى پاور ليفتينگ و شاخه هاى مختلف پرورش اندام، در حال حاضر چنان طيف وسيعى از طرفداران را به خود اختصاص داده كه گاهى با وجود تأسيس ۱۰ تا ۲۰ باشگاه در هر محله، اغلب آنها مملو از جوانان و علاقه مندان اين رشته هستند. گرچه رشد تصاعدى اين طرفداران مايه دلگرمى و خوشحالى است ولى رشد بى رويه آن هم به تدريج مى تواند ماهيت اين رشته را با مخاطرات جدى روبه رو كند. به طورى كه استفاده ابزارى از اين رشته ورزشى سبب شده هدف عده اى از پرداختن به آن فقط كسب شهرت براى به رخ كشيدن، مطرح شدن و معروف شدن و حساب بردن بقيه از آنها باشد. از طرفى ناآشنايى مربيان اين رشته با اصول و قواعد علمى آن و استفاده بى حساب و كتاب از انواع مواد شيميايى و نيروزا از خطرهاى عمده اى است كه با اين رشته ورزشى همراه شده است. ورزشى كه در صورت رعايت نكردن نكات علمى و فنى و حرفه اى در آن مى تواند به سلامت شخص ورزشكار بسيار صدمه بزند. *به دنبال زيبايى اندام! براساس برآوردهاى انجام شده هم اينك بيش از ۳ ميليون نفر در سطح كشور، پرورش اندام را از طريق باشگاه هاى موجود دنبال مى كنند. به عبارتى مى توان اين ورزش را در سطح «باشگاهى» پرطرفدارترين ورزش ايران ناميد، چرا كه حتى آمار ورزشكاران و بازيكنان فوتبال كه از طريق باشگاه به اين ورزش مى پردازند نيز به پاى آن نمى رسد. اين استقبال به گونه اى بوده كه در كمتر از ۱۴ سال از به رسميت شناخته شدن آن، نه فقط از زير چتر فدراسيون وزنه بردارى بيرون آمد، بلكه خود نيز صاحب فدراسيون مستقل شد. تنها در تهران بيش از يكهزار باشگاه مجوز دار بدنسازى براى علاقه مندان اين رشته مشغول به فعاليت هستند. حسين يزدانى، چهره نام آشناى اين ورزش و از قهرمانان صاحب نام رشته زيبايى اندام ايران، آسيا و جهان معتقد است: «۷۰ درصد علاقه مندان به اين رشته براى خوش تيپ شدن به اين ورزش روى مى آورند، گرچه گروهى نيز با نگاهى حرفه اى و رويكرد قهرمانى به آن مى پردازند.» دكتر رحيم رضوانى، روانشناس درباره دلايل، ريشه ها و انگيزه جوانان براى روى آوردن و استقبال از اين رشته ورزشى مى گويد: «نفس ورزش بسيار سودمند است اما اشكال اين است كه ورزش به ابزارى براى رسيدن به رؤياها و اهدافى غير از هدف اصلى تعريف شده آن، يعنى سلامتى جسم، تبديل شود.» وى ادامه مى دهد:«امروز متأسفانه ماهيت ورزش «پرورش اندام» در كشور ما و بويژه نزد جوانان در عين استقبال فراوان آنها از اين ورزش روزبه روز كمرنگ تر مى شود. چون بسيارى از طرفداران اين ورزش، آن را وسيله اى براى خودنمايى و كسب وجهه مى دانند.» دكتر رضوانى با اشاره به ريشه هاى چنين برداشت هايى از اين ورزش مى گويد: «البته اين موضوع تا حدى عادى است. روحيه و سن جوان، تشنه خودنمايى كردن است. ورزش، هم يكى از اين ابزارهاست. پرداختن به ورزش براى كسب مقام هاى قهرمانى و شهرت از اين طريق، قابل قبول و توجيه پذير است. ولى وقتى هدف جوان به هدفى سطحى مانند مطرح كردن خود از طريق زيبايى اندام آن هم از طريق مصرف مواد نيروزا نزول پيدا مى كند آن وقت است كه بايد با دقت بيشترى اين موضوع را پيگيرى كرد چرا كه آثار منفى مصرف اين مواد امروزه برهمه پيداست.» *سايت هاى «پرورش» يافته! باشگاه هاى «بدنسازى» يا «پرورش اندام» همانقدر كه ميان مردان مشترى دارد، ميان زنان و دختران نيز طرفدار دارد. براى اطلاع از ميزان علاقه و استقبال جوانان به پرورش اندام و انگيزه هاى آنها، كافى است سرى به اينترنت بزنيد. در يك جست وجوى ساده، با بيش از ۱۰۰ سايت و وبلاگ «فارسى» روبه رو مى شويد. بيشتر آنها هم عنوان «تخصصى» را يدك مى كشند! گرچه مضمون اغلب آنها نيز معطوف به چند محور مشخص است: «تغذيه، مواد مكمل، برنامه هاى تمرينى و معرفى باشگاه هاى مربوطه!» معمولاً بخش پرسش و پاسخ يا ارتباط با قهرمانان اين سايت ها از جمله پرطرفدارترين بخش هاى آنها بوده، در عين حال مى تواند بيانگر ديدگاه هاى علاقه مندان به اين رشته ها باشد. نمونه هايى از اين دست: «سلام. من متولد ۱۳۶۷ هستم و قدم ۱۶۳ سانتيمتر است. مى خواهم كه قدم بلندتر بشود! اگر ممكن است بهترين روش را برايم بفرستيد. متشكرم.» يا «سلام. پسرى هستم ۲۴ ساله با قد ۱۷۳ و وزن ۶۰ كيلو. آيا امكان افزايش هردوى آنها در اين سن وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است لطفاً يك برنامه به من معرفى كنيد. با تشكر» و اين نمونه كه «۱۷ ساله ام، قدم ۱۷۰ و وزنم ۶۸ كيلو است. يك برنامه براى افزايش قد مى خواستم. متشكرم.» و نمونه ديگر «سلام استاد. خواهش مى كنم اگر ممكن است به من يك برنامه حجمى بدهيد. وزنم ۶۶ و قدم ۱۷۵ است.» اين پيام ها كه از ميان صدها پيام مشابه انتخاب شده اند بر محور ۳ خواسته مشخص مى چرخند: «افزايش يا كاهش وزن، افزايش قد و افزايش حجم عضلانى.» دكتر رضوانى نيز پيشنهاد مى دهد: «مسئولان مى توانند با بررسى اين درخواست ها و نتايج آنها به ذائقه جوانان امروزى پى برده و براساس اين علايق براى جوانان برنامه ريزى كنند.» *«آسيب ديدگى» كارت قرمز پرورش اندام كارها هنوز وزنه را بالاى سر نبرده كه فريادى از ته دل مى كشد و وزنه را در همان حالت نگه مى دارد. همباشگاهى ها به كمكش مى شتابند و وزنه را مى گيرند او را روى زمين مى خوابانند و شروع به ماساژ دادنش مى كنند اما گويا قرار نيست ماجرا به همين جا ختم شود. با اورژانس تماس گرفته مى شود و بعد او را راهى بيمارستان مى كنند. يوسف يزدانى، نماينده دبير كنفدراسيون وزنه بردارى آسيا و مدير يكى از باشگاه هاى بدنسازى درباره بيمه ورزشكاران اين رشته در باشگاه ها مى گويد: «ورزشكار بايد در داخل باشگاه بيمه باشد، اما در حال حاضر اين مسأله در بيشتر باشگاه ها رعايت نمى شود چون حق بيمه موجب بالارفتن شهريه مى شود و در نهايت كسى زيربار پرداخت آن نمى رود.» او درباره آسيب ديدگى هاى ورزشكاران در اين رشته مى گويد: اغلب اين آسيب ديدگى ها در اثر سهل انگارى و آشنا نبودن ورزشكار با شيوه انجام دادن صحيح حركات اين ورزش است.» يزدانى درباره نقش مربى در جلوگيرى از بروز چنين حوادثى مى گويد: «آموزش صحيح يك مربى مى تواند در كاهش حوادث ورزشى مؤثر باشد. پرورش اندام هم از اين قاعده مستثنى نيست.» وى در پاسخ به اين سؤال كه چه تعداد از مربيان اين رشته، دوره هاى علمى و عملى آموزش پرورش اندام را سپرى كرده اند، مى گويد: «آمار دقيقى در دست نيست، اما آنچه مسلم است اين كه تعداد مربيان آموزش ديده ما، امروز خيلى بيشتر از سال هاى گذشته است.» وى ادامه مى دهد: «هم اكنون مربيان، از سوى فدراسيون موظف به اخذ كارت مربيگرى هستند، همين طور درمورد تأسيس باشگاه اين مسأله موجب شده تا تعداد باشگاه هاى بدون مجوز كمتر شود.» آسيب هاى ناشى از اين رشته ورزشى، تنها مختص آماتورها و عشق بدنسازى ها نيست. گاهى حرفه اى هاى اين ورزش نيز براى اين كه عضلات حجيم ترى داشته باشند يا در مسابقات پاورليفتينگ وزنه هاى سنگين ترى را جابه جا كنند، چنان دچار آسيب مى شوند كه قابل جبران نيست. همان گونه كه يكى از ورزشكاران در مسابقه قوى ترين مردان ايران در يكى از مراحل حمل وزنه دچار آسيب و قطع نخاع شد. *تباهى از نوعى ديگر معلوم نيست در صورت آزمايش، تست دوپينگ چند درصد از اين اندام هاى پرورش يافته مثبت باشد؟ اما يك چيز مشخص است. آشناترين مكانى كه در آن «استروئيد هاى متابوليك» يا به عبارتى همان داروهاى انرژى زا مانند نقل و نبات مصرف مى شود، همين باشگاه هاى بدنسازى، آن هم بويژه در سطح تهران است. تاريخچه رواج آن نيز به دهه ۶۰ برمى گردد. يعنى زمانى كه آنها بدون رعايت «دوز» مصرف مى شدند. داروهايى مانند: oxandrolone كه در اين سال ها به «اكساندرول» معروفند، يا قرص هاى oxymestholon كه ورزشكاران به نام «اكسى متانول» مى شناسندش و يا Nandrolone كه به «ناندرول» شهره است. جالب اينجاست كه نخستين «دوپينگى» ثبت شده ايران نيز يك ورزشكار قدرتى است. ركورددار اين پديده شوم، يك وزنه بردار تيم ملى است كه در تابستان ،۱۳۵۱ در دوره رياست تيمسار كاشانى و در المپيك ۱۹۷۲ مونيخ تست دوپينگ وى مثبت اعلام شد. گرچه در آن سال ها نه شخص ورزشكار و نه فدراسيون، هيچ يك زير بار اين مسأله نرفتند ولى امروز اين پديده چنان ميان پرورش اندامى ها رايج شده كه نه تنها بدون هيچ ترس و خجالتى از آن سخن مى گويند كه حتى در برخى موارد استفاده از موادنيروزا را جزو لاينفكى از ورزش هاى قدرتى مانند بدنسازى مى دانند!
|