•جوانفكر: كار درستى نيست كه وقتى در قدرت هستيم آزادى را به يك شكل تفسير كنيم و وقتى در قدرت نيستيم به گونه اى ديگر
•مزروعى : روح و محتواى قانون اساسى، حق آزادى را به عنوان يك حق بنيادين به رسميت شناخته است
•شمس الواعظين : در عمل شاهد واقعيتى تلخ هستيم كه آزادى بيان وقلم متناسب با تغيير دولت ها در نوسان است
سيد احمد نجفى / بخش نخست
موضوع آزادى بيان و مباحث مربوط به آن چندى پيش در برنامه رويداد ها و تحليل ها در راديو « صداى آشنا» با حضور صاحب نظران و فعالان رسانه اى به مناظره گذاشته شد. در اين برنامه زنده كه با طرح مباحث صريح و چالشى همراه بود ، على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور (به صورت تلفنى) ، رجبعلى مزروعى نماينده سابق مجلس و رئيس انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران و ماشاء الله شمس الواعظين روزنامه نگار و سخنگوى انجمن دفاع از آزادى مطبوعات (در استوديو ) حضور داشتند. روزنامه ايران با توجه به اهميت مباحث طرح شده در اين مناظره راديويى، متن كامل آن را منتشر مى كند و قضاوت درباره اين مناظره را بر عهده خوانندگان محترم روزنامه مى گذارد.
مجرى ( پس از معرفى شركت كنندگان در مناظره ) : البته دعوتى هم داشتيم از مسئولان وزارت ارشاد، افروغ نماينده مجلس، مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى (ايرنا)و مديرمسئول روزنامه همشهرى كه در اين برنامه حضور داشته باشند اما اين امكان فراهم نشد. بحث امروز با موضوع آزادى بيان و مباحث مربوط به آن در رسانه ها را آغاز مى كنيم.
مزروعى: اميدوارم بحث خوب و مثبتى را داشته باشيم، هرچند كه آزادى مطبوعات و بيان در ايران چشم انداز روشنى ندارد.
شمس الواعظين: انتظار داشتم دوستان ديگرى هم براى چند صدايى كردن بحث در جلسه حضور مى داشتند كه شايد بتوانيم از طريق تلفن از دوستان ديگر هم استفاده كنيم.
مجرى: صاحب نظران درباره موضوع آزادى بيان و قلم و آنچه در اين عرصه مطرح مى شود از جمله اين كه برخى صاحبنظران بر اين قول اتفاق نظر دارند آن چيزى است كه در قانون به آن تصريح شده است و اين دوستان از زاويه مسائل قانونى و تفاسيرى كه از قانون ارائه مى دهند به آن مى پردازند.
در مقابل، عده ديگرى هم هستند كه موضوع را كاملاً سياسى مى بينند البته در بحث مسائل آزادى بيان برخى جامعه شناسان هم نظر دارند كه اين موضوعى كاملاً اجتماعى است.
اما از آنجايى كه در ارتباط با مسائل جامعه و ارتباط جامعه و دولت طرح مى شود آزادى بيان را به نوعى مرتبط با مسائل سياسى مى دانند و در آن حوزه تعريف مى كنند.
در قانون اساسى چند اصل مصرح داريم كه به صراحت به آزادى قلم و بيان پرداخته است. از جمله اصل نهم كه هيچ مقامى حق ندارد به اسم حفظ استقلال و تماميت ارضى كشور آزادى هاى موجود را سلب كند و همچنين اصل ۲۴ قانون اساسى نيز بر اين موضوع دلالت دارد.
عده اى بر اساس اين قانون بر اين باورند كه بيشتر بايد به بحث آزادى بيان در كشور پرداخته شود و بخش ديگرى هم عنوان مى كنند كه اين قوانين نياز به تشريح و تفسير دارد كه در اين ارتباط سؤالاتى مطرح مى شود از جمله اين كه چه نهادى اين را بايد تفسير كند. آيا دولت بايد اين تفسير را ارائه كند يا نهاد ديگرى ؟
در ابتداى بحث از آقاى مزروعى مى خواهيم كه نظر خود را در خصوص تعريف آزادى و اين كه اساساً موضوع آزادى بيان در اين حوزه چگونه تعريف مى شود بيان كنند.
مزروعى: بحث آزادى بخصوص در كشورما بحث بسيار پرمناقشه و پردامنه اى است ولى در متون علوم سياسى و اجتماعى، آزادى را به عنوان حقوق بنيادين و جزو حقوق اساسى شمرده اند و من فكر مى كنم قانون اساسى ما اصولى كه شما قرائت كرديد كلاً روح و محتواى قانون اساسى هم حق آزادى را به عنوان يك حق بنيادين به رسميت شناخته است. يكى از شعارهاى اصلى انقلاب اسلامى، استقلال ، آزادى و جمهورى اسلامى بود و طبيعى است كه در عرصه عمل اجتماعى آنچه آزادى را عملياتى مى كند و همه بايد بپذيرند قانون است. در بحث آزادى بيان و مطبوعات در ايران به طور مشخص قانون مطبوعات را داريم. اگر چه اين قانون سختگيرانه است اما به عنوان يك مبنا براى بحث بايد پذيرفته شود. نحوه عملياتى شدن آزادى بيان در يك جامعه اى به فضاى سياسى ـ اجتماعى آن هم بستگى دارد يعنى مى تواند مرزهاى فراتر از قانون هم داشته باشد. اما در اين عرصه فصل الخطاب، قانون است. توجه داريد كه در ايران در مبحث آزادى بيان، رسانه ها نقش اصلى دارند اما عمده اين رسانه ها در اختيار حكومت و دولت هستند . از صداو سيما كه به طور انحصارى در اختيار حكومت است تا مطبوعات كه مقدارى فضاى خصوصى در آن باز است باز عمده مطبوعاتى كه در كشور منتشر مى شوند مطبوعاتى هستند كه مورد حمايت دولت و نهادهاى دولتى هستند. راجع به آزادى بيان در عرصه مطبوعات، منحصر به فضاى تنگى است كه در واقع در ايران اجازه داده شده كه يك سرى مطبوعات آزاد و مستقل بتوانند فعاليت كنند كه با بسيارى از مشكلات دست و پنجه نرم مى كنند.
مجرى: آقاى شمس الواعظين ! آقاى مزروعى مهمترين محور پرداختن به آزادى را در حوزه حقوقى دانستند و ضمن اين كه يكسرى مباحث مرتبط سياسى هم مطرح كردند. شما هم تعريف مختصرى از موضوع ارائه دهيد.
شمس الواعظين: نكته اى كه من مى خواهم بحث را با آن شروع كنم از نكته پايانى سخنان آقاى مزروعى است و موضوع را با يك پرسش طرح مى كنم.
سؤال اين است كه چرا با وجود تصريح قانون اساسى در زمينه آزادى بيان و آزادى هاى عمومى با توجه به ركن مهم بحث آزادى در شعارهاى انقلاب كه به آن اشاره كردند و با وجود تقريباً اتفاق نظر بخش اعظم مسئولان كشور جمهورى اسلامى ايران درباره ضرورت آزادى بيان، صرف نظر از قيد و بندهايى كه تعريف مى كنند چرا ما در عمل شاهد واقعيتى تلخ هستيم. اين واقعيت تلخ عبارت است از اين كه آزادى بيان وقلم متناسب با تغيير دولت ها در نوسان است. در يك دولت سطح و حوزه آزادى بيان چنان گسترش پيدا مى كند كه از نظر برخى مسئولان حكومتى به عنوان يك مقوله مخاطره امنيت ملى محسوب مى شود و در دولتى ديگر چنان حاشيه آزادى بيان و آزادى مطبوعات تنگ و محدود مى شد كه گويى اصلاً آزادى بيانى در اين كشور وجود ندارد. با وجود تصريح اركان تئوريك و يا ميثاق ملى ما يعنى قانون اساسى. اگر اين سؤال را بتوانيم تشريح كنيم و درباره آن بحث كنيم به نتايج خوبى دست پيدا مى كنيم.
من كليد واژه و ورودى اين بحث را عدم حل جنبه هاى معرفتى موضوع آزادى بيان مى دانم. يعنى كشور ما داراى يك مشكل معرفتى بر سر آزادى بيان است. هنوز اتفاق نظر معرفتى درباره ضرورت آزادى بيان با وجود بنيادى بودن اين اصل درقوانين ما و قوانين جهانى و منشور ملل متحد در ارتباط با حقوق بشر و در ارتباط با كارآمد بودن اين اصل در سيستم هاى جهانى در كشور وجود ندارد . سيستم هاى جهانى نشان دادند كه اين اصل در هر جامعه اى اجرا شده، آن جامعه ايمن تر و سالم تر است و مشكلات و بحران ها و ناهنجارى ها كمتر است. يعنى به لحاظ كارآمدى هم نشان داده كه اعمال آزادى بيان منجر به سلامتى و بهبود اوضاع روانى و اجتماعى و مناسبات سياسى دولت ها شده است. چرا در كشور ما هنوز اين مسأله به عنوان يك معضل وجود دارد و اين معضل با تغيير دولت ها دستخوش دگرگونى شده است.
مجرى: موضوع آزادى بيان با توجه به قوانينى كه مصرح در قانون اساسى است و موارد متعدد و تفاسير خاصى كه پيرامون آن بخصوص بعد از تشكيل دولت نهم مطرح شده يكى از مبانى بنيادين بعضى از پرسش هايى است كه در حوزه بخصوص مطبوعات طرح شده است. از آقاى جوانفكر كه هم اكنون پشت خط هستند، سؤال مى كنيم اساساً تعريفى كه الآن از آزادى بيان و قلم داريم متفاوت از آن چيزى است كه در سال هاى گذشته داشته ايم؟
جوانفكر: درباره تحليل و تفسيرهاى متفاوتى كه در دولت نهم اشاره كرديد، مايلم بدانم كه اين تحليل ها و تفسير ها كدامند؟
مجرى: ديدگاه هاى متعددى نه بخصوص در دولت نهم، همواره درباره آزادى بيان وجود داشته كه برخى اين را صرفاً موضو ع و مبحث حقوقى مى دانند و آن را ارجاع مى دهند كه اگر ما بتوانيم تفسيرى از قانون اساسى و اصولى كه در خصوص آزادى بيان و مطبوعات مطرح شده ارائه بدهيم و برخى هم آن را موضوعى سياسى و برداشت شده از ديدگاه هاى دولت در مقاطع مختلف ارزيابى كرده اند. آيا اين مى تواند درست باشد؟
جوانفكر: بحث حقوقى درباره آزادى بيان همواره مى تواند وجود داشته باشد. بنابراين بحث حقوقى در اين زمينه، محدود به يك مقطع خاص زمانى نيست.
مى توان گفت آزادى مطبوعات در دولت آقاى احمدى نژاد بسيار برجسته تر از گذشته وجود دارد ولى اشاره اى كه دوستان كردند من استنباط كردم كه ما نتوانستيم تعريف درستى از آزادى بيان ارائه بدهيم و ظاهراً در اين قسمت مشكل داريم وگر نه ، آزادى بيان در قانون اساسى به عنوان ميثاق ملى، به طور كامل تصريح و تأكيد شده است.
شمس الواعظين : عذرخواهى مى كنم كه سخنان آقاى جوانفكر را با توجه به آشنايى ام با ايشان قطع مى كنم. آيا مى توانم اين پرسش را داشته باشم كه به لحاظ آمارى برجستگى آزادى مطبوعات را در دولت احمدى نژاد اعلام كنند. مثلاً به صورت آمار اعلام كنند كه نسبت به سال هاى گذشته ما در چه وضعيتى هستيم، حاشيه آزادى بيان اينگونه شده است، مطبوعات بيشترى وارد عرصه شده اند، دادگاه هاى كمترى تشكيل شده است. از آقاى جوانفكر مى خواهم كه درباره اين مباحث به لحاظ آمارى صحبت كنند.
جوانفكر: متوجه نشدم كه مخاطب من الآن كيست؟
مجرى: آقاى شمس الواعظين هستند.
جوانفكر: خب مواضع ايشان مشخص است.
شمس الواعظين: مواضع شما هم مشخص است. روشن است كه ما هم با يك مواضع مشخص داريم صحبت مى كنيم.
جوانفكر: وضعيت آزادى در دولت نهم كاملاً روشن و مطلوب است. اين پرسش را دارم كه روزنامه هاى اعتماد ملى و كارگزاران در كدام دولت فعاليت خود را آغاز كرده اند؟
مزروعى: هر دوى اين روزنامه ها امتيازشان را در قبل از دولت آقاى احمدى نژاد گرفته اند.
جوانفكر: چه زمانى به وجود آمده و شكل گرفته اند؟
مزروعى: هيأت نظارت بر مطبوعات به عنوان مسئول صدور مجوز انتشار نشريات، تاكنون در دولت آقاى احمدى نژاد اقدام به صدور مجوز انتشار براى هيچ روزنامه اى نكرده است.
جوانفكر: حزب اعتماد ملى كه در دولت آقاى احمدى نژاد شكل گرفته است. روزنامه اعتماد ملى هم متعلق به اين حزب است.
مزروعى: امتياز اين روزنامه را آقاى حق شناس قبل از دولت احمدى نژاد گرفته است.
جوانفكر: شما اشتباه مى كنيد. حزب اعتماد ملى و همچنين روزنامه كارگزاران مربوط به بعد از روى كار آمدن دولت آقاى احمدى نژاد است.
مزروعى: حزب اعتماد ملى بله، ولى روزنامه اعتماد ملى خير. روزنامه يك شخصيت حقوقى مستقل دارد.
جوانفكر: اين روزنامه ها بعداً به وجود آمده اند. اجازه بدهيد وارد اين مجادله ها نشويم.
مزروعى: من دارم به شما اطلاعات مى دهم: روزنامه اعتماد ملى قبل از دولت آقاى احمدى نژاد مجوز انتشار گرفته است.
جوانفكر: شما اشتباه مى كنيد. شما بعداً از وزارت ارشاد سؤال كنيد و اطلاعات خود را كامل كنيد.
مزروعى: آقاى جوانفكر! من عضو هيأت نظارت بوده ام .
جوانفكر: خيلى خوب. فرض را بر اين بگيريم كه من اشتباه مى كنم. به هر حال اين روزنامه در دولت آقاى احمدى نژاد به وجود آمده است.
مزروعى: درست است.
جوانفكر: به هر حال اين دولت اين اجازه را داده كه منتشر شود يا خير؟
مزروعى: اصلاً نيازى به اجازه دولت جديد نبوده است.
جوانفكر: پس اذعان داريد به اين كه نشريات در دولت جديد اصلاً نيازى به اجازه دولت ندارند و مى توانند منتشر شوند؟ يعنى اين دولت اين ظرفيت را نشان داده كه اين روزنامه ها مى توانند منتشر شوند و الحمدلله آزادى در اين دولت وجود داشته است.
مزروعى: اگر خواستيد من آمار تعداد روزنامه هاى تعطيل شده و توقيف شده را هم خدمت شما ارائه مى دهم.
جوانفكر: ارائه مقايسه اى اين آمار نسبت به دولت هاى گذشته حتماً مفيد است.
مجرى: عذرخواهى مى كنم.
جوانفكر: اجازه دهيد در خصوص اشاره اى كه ايشان(مزروعى) كردند اين نكته را طرح كنم كه هيأت نظارت اصلاً ربطى به دولت ندارد اما متأسفانه زمانى كه روزنامه اى توقيف مى شود روزنامه هاى اصلاح طلب، حمله به دولت را آغاز مى كنند. من از ايشان سؤال مى كنم كه توقيف روزنامه ها چه ارتباطى با دولت دارد؟
مزروعى: همانطور كه مى دانيد دبيرخانه هيأت نظارت بر مطبوعات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مستقر است. رئيس اين هيأت هم وزير فرهنگ و ارشاد است.
جوانفكر: دبيرخانه يك هويت مستقل از هيأت نظارت ندارد و وزير هم يكى از هفت عضو اين هيأت است.
مزروعى: علاوه بر وزير، نماينده ديگرى از دولت در اين هيأت حضور دارد كه در واقع نماينده وزارت علوم است.
جوانفكر: اين گونه نيست، اين فرد نماينده دانشگاه ها است.
مزروعى: نه. وى از طرف وزير علوم معرفى مى شود.
جوانفكر: خير. وى را دانشگاه ها معرفى مى كنند.
مزروعى: من عضو هيأت نظارت بوده ام و قانون مطبوعات هم اينجا هست و مى توان به آن مراجعه كرد تا مشخص شود كه آن نماينده را چه كسى تعيين مى كند.
جوانفكر: دولت تنها يك نماينده دارد. قوه قضائيه، مطبوعات، مجلس و حوزه علميه هم نماينده دارند.
مزروعى: من الآن بند مرتبط با قانون مطبوعات را مى خوانم.
جوانفكر: همانگونه كه گفتم توقيف روزنامه ها هيچ ارتباطى با دولت ندارد و اين هجوم بى امانى كه به دولت مى آورند و انتقاد شديدى كه با بسته شدن مطبوعات متوجه دولت مى كنند هيچ ربطى به دولت ندارد و هيأت نظارت مركب از نمايندگان دستگاه هاى مختلف، اين تصميم را اتخاذ مى كند. آيا اين يك واقعيت هست يا نيست و چرا به دولت حمله مى كنيد؟
مجرى: آقاى جوانفكر! دقيقاً همين گونه است كه شما مطرح كرديد.
شمس الواعظين: نه ما بناى حمله به دولت را نداريم و نه كار ما اين است.
جوانفكر: كار روزنامه هاى اصلاح طلب و دوم خردادى همين است و تا يك روزنامه اى تعطيل شده به دولت هجوم مى آورند و دولت را هدف انتقادهاى تند قرار مى دهند. اين اقدام را انجام نداده اند؟
مزروعى: اجازه دهيد اين ماده قانونى درباره اعضاى هيأت نظارت بر مطبوعات را براى شما بخوانم. نوشته: يكى از استادان دانشگاه به انتخاب وزير فرهنگ و آموزش عالى. بنابراين وزير دولت آقاى احمدى نژاد آن فرد را انتخاب مى كند.
جوانفكر: ساير اعضاى هيأت نظارت بر مطبوعات چطور؟ آن ۵ تن ديگر بالاخره صاحب حق رأى هستند يا نه ؟
مزروعى: آن ۵ تن هم در واقع نمايندگان حوزه علميه، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و . . . هستند.
جوانفكر: اين ۵ تن چه ربطى به دولت دارند؟
مجرى: اين ايراد نيز به اين قانون وارد است كه نوشته است
« وزير فرهنگ و آموزش عالى» و ( به شكل جديد آن : وزير علوم، تحقيقات و فناورى) اصلاح نشده است.
جوانفكر: اجازه بدهيد اين بحث روشن شود كه بالاخره اين
۵ تن صاحب رأى هستند يا نيستند؟
مزروعى: هيأت نظارت بر مطبوعات متشكل از ۷ تن و داراى حق رأى هستند ولى دبيرخانه اش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است.
جوانفكر: اين موضوع نسبتى با دولت ندارد. بالاخره اين ۵ تن حق رأى دارند يا ندارند؟
مزروعى: بله، حق رأى دارند.
جوانفكر: پس چه ربطى به دولت دارد؟
مزروعى: اجازه بدهيد من نكته دوم را در خصوص بحث شما مطرح كنم.
جوانفكر: چرا دوم خردادى ها بى انصافى مى كنند و زمانى كه هيأت نظارت روزنامه اى را مى بندد به دولت هجوم مى آورند و حمله مى كنند؟
شمس الواعظين : شما اين مدعا را بايد با دليل اثبات كنيد.
جوانفكر: روزنامه هاى همسو و همفكر خودتان را نگاه كنيد. روزنامه كارگزاران، اعتمادملى، اعتماد و بقيه در زمان تعطيلى هر روزنامه انواع و اقسام هجوم ها را به دولت آورده اند. چرا؟
مزروعى: آقاى جوانفكر! دولت مسئوليت مستقيم نسبت به بستن و توقيف مطبوعات را ندارد ولى فضاى عمومى جامعه كه در اختيار دولت است.
جوانفكر: فضاى عمومى جامعه كه در اختيار دولت نيست. شما خودتان اين نكته را قبول كرديد كه . . .
مزروعى: چى را قبول كردم؟
جوانفكر: شما تأييد كرديد كه دولت نهم با مجوز چند نشريه اصلاح طلب كه به قول شما در دولت گذشته صادر شد، مخالفت نكرد و به آنها اجازه انتشار داد و آنها از كمك هاى دولت برخوردار بودند.
مزروعى: بله، اما صحبت هاى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت آقاى احمدى نژاد و يا صحبت هاى خود حضرتعالى را درباره مطبوعات مرور كنيد.
جوانفكر: چه موضوعى را مى گوييد؟
مزروعى: اين كه مدام دم از كودتاى رسانه اى مى زنيد.
جوانفكر: مدير مسئول يك روزنامه اصلاح طلب در جمع مديران مسئول گفته است كه تضعيف دولت نهم حق طبيعى آنهاست و اشكالى در تخريب دولت نمى بيند. شما اين كار يعنى ساقط كردن و پائين كشيدن دولت با كار رسانه اى را چگونه ارزيابى مى كنيد ؟ساقط كردن يك دولت به وسيله رسانه آيا معنى ديگرى جز كودتاى رسانه اى دارد؟ تحريف و قلب واقعيت ها و كتمان حقايق ازسوى يك رسانه را با چه تعبيرى مى توان توجيه كرد. اگر شما تعبير ديگرى جز كودتاى رسانه اى داريد، مى توانيد جايگزين اين مفهوم كنيد.
مجرى: موضوعى كه مطرح شد خود بخشى از مباحث مربوط به آزادى بيان را شكل مى دهد.
جوانفكر: يعنى ساقط كردن دولت، به منزله آزادى بيان است؟
مزروعى: در هيچ جاى دنيا به وسيله مطبوعات، دولتى ساقط نشده است و نخواهد شد. اين تصورات موهومى است كه شما دامن مى زنيد.
جوانفكر: يعنى ترجيح اين است كه خودمان را به جهالت بزنيم ؟ شما بر روى كودتاى نرم كه در برخى كشور ها انجام شد و دولت ها را ساقط كردند و بخشى از واقعيت دنياى امروز است، قلم قرمز مى كشيد؟
مزروعى: كدام كشورها؟
جوانفكر: خودتان نگاه كنيد ببينيد كجا ها بوده است. يعنى شما در فضاى جهانى زندگى نمى كنيد؟
مزروعى: فكر مى كنم كه تصور شما اشتباه است.
مجرى: ارائه همين مباحثى كه آقاى مزروعى و از طرفى هم جنابعالى با اين صراحت مطرح مى كنيد خود يكى از جنبه هاى بررسى مبحث آزادى بيان است. در واقع اگر ادعاى كسانى كه معتقدند به نوعى آزادى بيان تحديد شده صحت داشت ما نبايد به صراحت اين موضوعها را مطرح مى كرديم. از شما مى خواهم با توجه به سال ها خدمت در عرصه رسانه اى و ديدگاهى كه در اين زمينه داريد، اين پرسش را پاسخ دهيد كه آزادى بيان و مطبوعات مى تواند به عنوان يك تفسير نوسانى مورد بحث باشد؟ آيا مى توان گفت كه امروز يك تفسيرى از آن ارائه دهيم و نهايتاً اين كه چه مرجعى در كشور مى تواند تفسيرى متناسب با مفاهيم قانون اساسى به ما ارائه كند؟
جوانفكر: كار درستى نيست كه اين بحث را به قانون اساسى ربط دهيم. اين تفسيرهايى كه شما كرديد، تفسيرهاى امثال ما است. وقتى در قدرت هستيم، آزادى را به يك شكل تفسير مى كنيم و وقتى در قدرت نيستيم به گونه اى ديگر. اگر در قدرت بوديم، خواهيم گفت كه آزادى به طور تمام و كمال وجود دارد و از قدرت كه آمديم كنار ادعا خواهيم كرد كه آزادى در انحصار دولت است و حرف هايى را مى زنيم كه اصل وجودى خودمان را هم با اين حرف ها نقض مى كنيم. به نظر من اصل و اساس آزادى در قانون اساسى تبيين شده و به صراحت مورد تأكيد قرار گرفته و هر دولتى كه از سوى مردم انتخاب شود، بايد در چارچوب قانون اساسى، آزادى بيان را تضمين كند. متأسفانه مشكلى كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه احزاب، گروه ها و جريان هاى سياسى از آزادى براى اهداف خاص سوءاستفاده مى كنند. توجه داشته باشيد كه دشمن هم مى تواند از اين امر براى تأثير گذارى بر افكار عمومى استفاده كند. مسأله آزادى بيان و مطبوعات، حربه و فرصتى است كه دشمنان ملت ها در بسيارى از موارد، از آن در جهت منافع خود استفاده كرده اند. آنها از رهگذر اين فرصت، مى خواهند امكان تأثير گذارى بر افكار عمومى پيدا كنند و مردم را به رفتار يا واكنشى ترغيب كنندكه متضمن اهداف و منافع خودشان باشد.
با اين وجود اعتقاد راسخ ما اين است كه مطبوعات بايد آزاد و مستقل از جناح ها و جريان هاى سياسى باشند و به جاى منافع گروه هاى خاص، منافع مردم را دنبال كنند. رسانه بايد آزاد و مستقل باشد تا بتواند در جهت منافع ملى وتأمين حقوق مردم حركت كند. اطلاع رسانى اصل كار مطبوعات است و بايد به صورت شفاف و صادقانه و فارغ از منافع جريان ها و گروه هاى خاص صورت بگيرد. نمى شود خبرنگار را موظف كرد كه اطلاع رسانى شفاف انجام دهد و در عين حال ملاحظات خاص فلان جريان سياسى را هم در نظر بگيرد. در چنين وضعى، منافع ملى نيز قربانى مصالح گروه هاى سياسى خواهد شد.
** ادامه دارد