دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶ - ۱۰ شوال ۱۴۲۸
Mon, Oct 22, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
سلامت
سلامت
كودكان هم «افسرده» مى شوند
فريبا دارخال

مدت زمان زيادى پزشكان باور نمى كردند كه كودكان هم مى توانند دچار افسردگى شوند. اما هم اكنون متخصصان بهداشت روان دريافته اند كه افسردگى به همان نحو كه در بزرگسالان شيوع دارد، در كودكان هم ديده مى شود. بررسى هاى اوليه و درمان افسردگى در كودكان بسيار مهم است.
درمان افسردگى در كودكان ممكن است شامل روان درمانى يا استفاده از داروهاى ضدافسردگى باشد.
مطالعات نشان مى دهد كه با استفاده از نوعى روان درمانى كه «شناخت درمانى كوتاه مدت رفتار» نام دارد، مى توان نشانه هاى افسردگى در كودكان را آشكار كرد.
كودكان دچار افسردگى اغلب از خودشان نگرش منفى و ناسالمى ارائه مى دهند.
شناخت درمانى رفتار به كودك در توسعه و بسط نگرش مثبت و سلامتى او كمك مى كند.
تحقيقات نشان مى دهد تأثير اين نوع از درمان سريعتر و بيشتر از ديگر انواع درمان ها در بعضى از كودكان است.
در بعضى اوقات حتى وقتى كه نشانه هاى جدى افسردگى در كودك ظاهراً از بين مى رود، يك روان درمانگر ممكن است براى مدتى، درمان كودك را ادامه دهد. اين روش ممكن است مهارت هاى الگوبردارى كودك را توسعه و احتمال عودكردن افسردگى دوباره در آينده را كاهش دهد.
دادن اطلاعات به كودك و اعضاى خانواده درباره افسردگى و درمان آن يكى از راههاى مهم براى شناخت و درمان اين بيمارى است.
* علائم و نشانه هاى افسردگى در كودكان
تشخيص افسردگى در كودكان فوق العاده مشكل است، چرا كه خيلى از رفتارهايى كه با افسردگى همراه است مى تواند در كودك طبيعى باشد.
افسردگى در سنين مختلف داراى نشانه هاى مختلفى است.
در سنين قبل از مدرسه، كودك بى حوصله و بى حال و بى علاقه به بازى است و نسبت به اوقات معمول بيشتر و به راحتى گريه مى كند.
در سنين دبستان، وضع و حالت كودك به سرعت تغيير مى كند. به نظر غمگين مى آيد و به راحتى خود را ناموفق جلوه مى دهد. از بى حوصلگى و خستگى شكايت مى كند، از دوستان و خانواده خود فاصله مى گيرد، در انجام تكاليف مدرسه مشكل دارد و درباره مرگ صحبت مى كند.
در سنين نوجوانى و جوانى، اگر فرد افسرده باشد، غالباً خسته است، از فعاليت هاى مورد علاقه خود طفره مى رود، با معلم و اولياى مدرسه خود بيش از اندازه بحث و جدل دارد و از كارهاى جمعى پرهيز و از رفتارهاى پرخطر نظير آسيب به خود با كارد و چاقو استقبال مى كند و افكار خودكشى دارد.
خانه اى خوشايند براى بچه ها
322083.jpg
هليا خرم

هر خانواده اى متفاوت از ديگران است. تفاوت هايى در شخصيت ها، فرهنگ ها، روش تفكر، نحوه صحبت كردن، نحوه ارتباط با ديگران در خانواده هاى مختلف ديده مى شود.
اما اگر والدين جدى و سخت گير، آرام و خونسرد و يا حتى تندخو باشند، باز هم خانه بايدجايى براى عشق، تشويق، پذيرش احساسات و احساس امنيت و آرامش باشد. كودكان به چنين فضايى براى رشد احتياج دارند، البته ناگفته نماند وجود نبايدها و محدوديت ها نيز در خانه لازم و ضرورى است.
* مراقب حرف هايتان باشيد
نحوه صحبت با كودكان بخشى از فضاى احساسى است كه ما مى توانيم در خانه ايجاد كنيم. علاوه براين والدين بايد اين فرصت را به كودكان خود بدهند كه بتوانند به راحتى احساسات خود را بيان كنند. بنابراين بايد مراقب حرف ها و نحوه صحبت كردن خود باشيم.
مطالعات روانشناسى نشان مى دهد اگر والدين مرتب و با شيوه هاى مختلف كودكان خود را سرزنش كنند، كودكان احساس گناه مى كنند و احساس خجالت و شرمندگى مانع از بيان احساسات مى شود.
براى مثال به جاى اين كه به كودك خود بگوييد « تو يك بچه كثيف و نامرتبى» به او بگوييد «عزيزم امروز اتاقت خيلى كثيف است. قبل از بازى اتاقت بايد مرتب شده باشد.» اين نحوه گفتار ، كودك را تشويق به انجام كار خواهد كرد. انتقاد و عيب جويى فقط در برخى موارد سازنده است.
از ديگر راه هاى انتقاد سازنده براى كودكان، يادآورى تأثير كار مناسب آنها روى والدين است. دراين حالت در كودك احساس همدردى و كمك جاى احساس خشم و رنجش را مى گيرد و حتماً به فكر كمك خواهد افتاد.
* قوانين منظم و ثابت روزانه تعيين كنيد
اگر قوانين خاصى در روز براى پاكيزگى ، كارهاى خانه و تماشاى تلويزيون براى كودك خود معين و او را تشويق به پيروى از آن كنيد، درخانه محيط آرام و خوبى به دور از جدال و برخورد خواهيد داشت. كارهاى روزمره به كودك مى فهماندكه بايد قوانينى را به طور ثابت اجراكند و اين استانداردها تغيير نخواهد كرد. همچنين اگر فضاى خانه آرام باشد، كودك با آرامش به رختخواب مى رود و اين آرامش به منزله پادزهرى در مقابل ترس هاى شبانه كودك عمل مى كند.
*گردهمايى هاى خانوادگى را فراموش نكنيد
حتماً زمانى را به گردهمايى اعضاى خانواده اختصاص دهيد. وقتى همه افرادخانواده كنار هم هستند، اين فرصت فراهم مى شود كه درباره كارهاى روزمره، اتفاقات خوب يابد با هم صحبت و همفكرى كنند و با همفكرى، مشكلات را راحت تر حل كنند.
* مشوق احساسات خوب باشيد
هر روز زندگى، فرصتى مناسب براى برقرارى ارتباط عاطفى با فرزندان است. كارشناسان معتقدند والدينى كه زمانى را به بازى با كودكان و مشورت و همفكرى با آنها اختصاص مى دهند، كودكان با محبت تر، اجتماعى تر و آرمترى دارند. تشويق و ترغيب احساسات خوب باعث مى شود تا كودك شما در ارتباط با دوستان و خواهر و برادرش، مهربانتر باشد.
* اوقاتى را فقط به خودتان اختصاص دهيد
فضاى خانه را والدين شكل مى دهند. وقتى كه والدين درباره مسائلى مانند ميزان پس انداز و درآمد نگران هستند، اين ناراحتى روى احساسات كودكان نيز اثر مى گذارد. حتى اگروالدين گاهى اوقات از دست هم خشمگين و ناراحت هستند، ناراحتى را به كودكان خود منتقل مى كنند.
بنابراين به كودكان خود بفهمانيد كه شما احتياج داريد ساعاتى را براى صحبت كردن با يكديگر به خود اختصاص دهيد.
بنابراين در زمان موردنياز بدون كودكان خود از خانه خارج شويد، لحظاتى را با همسر خود قدم بزنيد، درباره مشكلات با هم صحبت كنيد و پس از حل مشكلات، با آرامش نزد كودكان خود بازگرديد.
تصميم گرفتم زنده بمانم
سايروس آگوستوس بارتول ‎/ترجمه: زهرا رضايى

چندسال پيش، معلم يك مدرسه دولتى را براى انجام كار خاصى انتخاب كردند. او بايد به بيمارستان بزرگ شهر مى رفت و به بچه هايى كه بيمار بودند درس مى داد. قرار بود او به آنها دروس عقب افتاده شان را بياموزد كه وقتى حالشان خوب مى شود و به مدرسه برمى گردند، چندان از درس عقب نمانده باشند.
يك روز به اين معلم خبر دادندكه بايد به سراغ بچه اى برود كه وضعيت بسيار خاصى دارد. او اسم بچه و شماره اتاق او در بيمارستان را پرسيد. معلم كلاسى كه آن بچه در آن درس مى خواند گفت: «داريم روى اسامى و افعال كار مى كنيم. ممنون مى شم اگه كمكش كنى كه تكاليفش رو انجام بده و خيلى از كلاس عقب نيفته.»
معلم تا وقتى كه پشت در اتاق بچه نرسيد، متوجه نشدكه او را در بخش سوانح و سوختگى بسترى كرده اند. هيچ كس پيشاپيش او را براى روبه رو شدن بامنظره اى كه پشت در انتظارش را مى كشيد، آماده نكرده بود. قبل از اين كه به او اجازه بدهند وارد كلاس شود، مجبورش كردند روپوش و كلاه استريل بپوشد، چون احتمال داشت بچه عفونت بگيرد . به او گفتند كه ابداً به پسربچه يا تختش دست نزند. او مى توانست نزديك پسربچه بايستد، ولى حق نداشت ماسك را از روى صورتش بردارد.
هنگامى كه بالاخره لباس پوشيدن ها و دست و روشستن ها و استريل شدن ها تمام شد به او اجازه دادند وارد اتاق بچه بشود. معلم نفس عميقى كشيد و در را باز كرد. پسرك كه به طرز وحشتناكى سوخته بود، آشكارا درد مى كشيد. معلم به شدت يكه خورد. اصلاً نمى دانست چه بايد بگويد. اما ديگر راه برگشت نداشت. سرانجام توانست به سختى حرف بزند و بگويد : «من معلم مخصوص بيمارستان هستم. معلمت منو فرستاده كه باهات روى اسامى و افعال كار كنم.» و درس را شروع كرد، در حالى كه احساس مى كرد حتى به اندازه سر سوزنى موفق نشده است.
صبح روز بعد كه به بيمارستان برگشت، يكى از پرستارهاى بخش سوانح و سوختگى پيش آمد و پرسيد : «ديروز با اين پسر چه كردين؟»
معلم دستپاچه شد و سعى كرد هرطور كه مى تواند معذرت خواهى كند، ولى پرستار ادامه داد: «شما متوجه نيستين. ما همه مون نگرانش شده بوديم، ولى از ديروز كه شما اومدين، اوضاع به كلى فرق كرده. اون داره عليه مرگ مى جنگه و به درمان ها پاسخ مى ده. انگار تصميم گرفته زنده بمونه.»
پسرك بعدها گفت: «پاك تصميم گرفته بودم تسليم مرگ بشم، تا روزى كه معلم خصوصى به بيمارستان اومد. يك مرتبه همه چى عوض شد. موضوع خيلى ساده اس. من بدجورى سوخته بودم، طورى كه همه از من قطع اميد كرده بودن، ولى اون كه اومد به خودم گفتم اونا يه معلم خصوصى فرستادن كه با من اسم و فعل كار كنه. هيچ كس واسه آدمى كه داره مى ميره اين كارو نمى كنه. معلوم مى شه مطمئن هستن كه زنده مى مونم!»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |