محمد بخشنده
براى مقام هاى بغداد در روزهاى پايانى سال ميلادى اتفاقى از اين تلخ تر نبود كه آتش جنگ تازه در مرزهاى شمالى اين كشور افروخته شود. دامنه مناقشه تركيه و عراق اكنون به نقطه اى رسيده كه انتظار هر رخداد ناگوارى از آن مى رود. آخرين اظهارات ۲ رهبر كردتبار عراق ( طالبانى و بارزانى ) در مهم ترين مصاحبه مطبوعاتى شان در يكشنبه اربيل گوياى اين واقعيت ناخوشايند بود كه فعلاً از مذاكره و ديپلماسى در اين شرايط كارى ساخته نيست. آنها گفتند نيروهاى پ.ك.ك - اپوزيسيون مسلح تركيه - را تحويل نمى دهيم و تأكيد كردند كه امكان اين كه بغداد يك جبهه جنگ عليه اين نيروها درشمال عراق بگشايد فراهم نيست.
پيامى كه كاخ چانكايا ( نهاد رياست جمهورى) ارتش مهياى رزم تركيه از اين سخنان برداشت كرد همان بود كه تيتر اغلب روزنامه هاى آنكارا شد يعنى اين كه اردوغان نبايد كليد حل مسأله پ.ك.ك را در مناسبات دوستانه اش با زمامداران بغداد بجويد.
در نگاه اول به نظر مى آيد كه هرسه دولتى كه پاى شان در تله بحران جديد گرفتار شده يعنى تركيه، عراق و آمريكا راضى به گسترش اين بازى خطرناك نيستند. زيرا تجربه وسابقه طولانى اين بحران اين درس را به آنها گوشزد مى كند كه اين كشمكش از آن دست بازى هاى پرهزينه است كه برنده اى نداشته است. اما با آن كه ديپلماسى هر ۳ كشور از ميل به استفاده از ابزار مذاكره براى حل و فصل آن سخن به ميان مى آورند اما هيچ كدام اراده جدى نشان نمى دهند به اين دليل ساده كه فضايى از سوء ظن بر روابط آنها حكمفرماست. نبايد اين نكته مهم را از نظر دورداشت كه مجوز اين رويارويى بزرگ زمانى صادر شد كه مردان آنكارا از پاسخ هاى واشنگتن به خواسته هاى راهبردى خويش مبنى بر قطع حمايت آنها از پ.ك.ك نااميد شدند.
بنابراين بحرانى كه فضاى شهرهاى مرزى ۲ كشور همسايه را در ناامنى غوطه ور كرده است از ديد بسيارى از ناظران، يك كشمكش كور است. بحرانى است كه افق ها و هدف هاى آينده آن با ابهام سنگين روبرو است. آنچه از خبرهاى پشت صحنه اين ماجرا پيداست فرصت هاى گفت و گو و مذاكره ميان طرف هاى اين بحران يكى پس ازديگرى از دست مى رود و متأسفانه مرزهاى سوق الجيشى شمال عراق كه در ۶ سال اخير امنيتى نسبى را تجربه كرده بود به كارزار خونين جديد تبديل مى شود.
روابط خارجى مقام هاى عراق در ۶ سال ايام اشغال با دولت آنكارا در فضايى از تفاهم پيش رفته بود - ميان دولت اردوغان و دولت مالكى - طالبانى اعتمادى نظير دوستى بغداد با تهران حاكم بود اما اكنون به نظر مى آيد شخص اردوغان نيز كه از ابتدا عزم خويش را بر همسويى با بغداد گذاشته بود از جانب ژنرال هاى ترك به سوى يك انتخاب جديد سوق داده مى شود.
پروژه اى كه ارتش تركيه امضاى آن را از مجلس و دولت اسلامگراى اين كشور گرفت پروژه اى سخت و دشوار است.
فرماندهان ارتش تركيه در آخرين جلسه شان با مقامات سياسى ارشد تركيه طرح جنجالى نابود كردن شورشيان حزب كارگران كردستان تركيه (پ ك ك) راتصويب كرده اند. حتى در بيانيه اى كه صادر شد آمده كه تركيه براى مبارزه با چريك هاى «پ ك ك» آماده است هر بهايى را بپردازد.
با اين تصميم نه فقط مردم عراق بلكه مردم تركيه كه دوران ۵ ساله اول اردوغان را درآرامش و رفاه به سركردند اكنون دلواپس آينده گشته اند. به اين ترتيب در عالم سياست، بحران امروز تركيه و عراق ابعادى فراتر از يك مناقشه محلى پيدا مى كند. درست است كه اين كشمكش حلقه اى از زنجيره يك بحران ۳۰ ساله ميان ارتش تركيه و شورشيان كرد اين كشور است كه در ارتفاعات عراق پناه گرفته اند اما به دليل پيوند پيچيده اى كه جنگ داخلى عراق با نقش هاى آمريكا برقرار كرده بايد به عنوان قطعه اى متفاوت در سياست منطقه اى آنكارا ديده شود.
* مسأله چيست ؟
روشن است كه توفانى كه اين بار از بستر مناسبات تركيه با كردهاى ناراضى برخاسته است ريشه در زخمى كهنه دارد.
از آن زمان كه نطفه يك هسته شورش مسلحانه در روستاى فيس شهرستان ليجه در استان دياربكر بسته شد تاكنون پ.ك.ك با يگان ۵ هزار نفرى به فرماندهى سمى باييك به يك نيروى برهم زننده ثبات اين كشور تبديل شده است. سازمان شورشيان كرد تركيه زمانى شكل گرفت كه بسيارى از ديگر دهات كردنشين اين منطقه در دهه ۱۹۹۰ تخليه شد و ساكنانش به ناچار آنجا را ترك گفتند. عبدالله اوجالان نخستين بار در اواخر پائيز سال ۱۹۷۸ همرزمانش را در اين روستا گرد هم آورد و سنگ بناى حزب كارگران كردستان (پارتيا كاركه رين كوردستان، پ ك ك) را در اينجا گذارد. در طول سال هاى ۲ دهه ۸۰ و ۹۰ ميلادى، شرق و جنوب شرقى تركيه شاهد جنگ هاى داخلى ميان نيروهاى تركيه و حزب جدايى طلب كارگران كردستان (پ ك ك) بوده كه در طى آن بيش از ۳۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند. پ ك ك با آن كه مشى مسلحانه آن مورد اعتراض بسيارى از مردم كرد است و به اعتقاد سعاد، روزنامه نگار مستقل كرد، هراس مردم از پ.ك.ك و رهبر آن باعث شده كه در طول اين سال ها كسى نتواند در اين منطقه خواسته قلبى و مخالفت واقعى خود را با اين گروه به زبان بياورد اما آنها با پرچم احياى حقوق فرهنگى و سياسى جامعه كرد ها سر به شورش برداشته اند.
در طول ۲ دهه گذشته صدها دختر و پسر جوان، بخصوص در دوران اوج فشار نظامى بر نواحى كردنشين راهى كوهستان ها شدند و تنها تعداد اندكى از آنها داوطلبانه خود را تسليم كرده اند.
البته در سال ۲۰۰۳ دولت تركيه اعلام كرد كه اعضاى پ.ك.ك در صورت تسليم داوطلبانه از بازجويى هاى سخت در امان خواهند ماند و تنها به ۲ تا ۵ سال زندان محكوم خواهند شد ولى تاكنون تعداد كمى حاضر به تسليم شده اند.
بار ديگردر تابستان ۲۰۰۴ جدايى طلبان كردستان به دنبال آنچه خود عمليات حذفى مقامات تركيه عليه جنگجويان خود ناميدند، آتش بس ۵ ساله بين خود و دولت تركيه را شكستند. از آن زمان تاكنون زد و خورد هاى ميان اين ۲ گروه در جنوب شرقى ادامه دارد كه در اين خشونت ها افراد زيادى جان خود را از دست داده اند.
به اعتقاد يك روزنامه نگار كه با ساكنان مناطق كردنشين تركيه گفت و گو كرده است در حال حاضر كردهاى تركيه از سويى هنوز اعتماد كافى به اصلاح مشى حاكميت پيدا نكرده اند و از سوى ديگر بعضى نيز از واكنش سران پ.ك.ك مى هراسند. لذا موضوع ترس از هر ۲يعنى با لانه كردن پ.ك.ك در كوه هاى قنديل در شمال عراق از طرفى و اختلاف ميان آنها و عبدالله اوجالان از طرف ديگر در كمرنگ شدن رابطه مردم جنوب شرقى تركيه و اين حزب تأثيرگذار بوده است. اما باز هم طرفداران پ.ك.ك به نوعى گروهى از مردم، بويژه طبقه پائين دست را تحت سيطره خود دارند. اين روزنامه نگار تأكيد مى كند كه با اين كه رهبر اين گروه اوجالان در زندان است سايه اش همچنان بر سر اين نواحى حس مى شود.» وحداقل از هر خانواده در دياربكر و شهرهاى اطراف يكى عضو اين گروه است چنان كه در بيشتر تظاهرات و حتى تجمع هاى غيرسياسى اين منطقه، همواره تصاوير اوجالان در كنار پرچم پ.ك.ك برافراشته مى شود.
در برهه كنونى به نظر مى آيد كه پ.ك.ك فرصت تازه براى مبارزه پيدا كرده است و اين گروه با تشكيل يك حكومت خود مختار در اربيل پشتوانه تازه يافته است. دولت تركيه همواره شكايت داشته كه حزب كارگران كرد تركيه (پ. ك. ك)همچنان در كردستان عراق پايگاههاى خود را دارد و نفرات اين حزب هر بار پس از انجام دادن حملات خود در خاك تركيه به آن سوى مرز مى گريزند و در خاك عراق پناه مى گيرند.
اما عامل ديگرى كه روابط اربيل و آنكارا را بحرانى كرده است اين كه، دولت تركيه نسبت به منابع نفت عراق در استان كركوك كه خارج از تسلط دولت خودگردان كرد است ادعا دارد و بارها تهديد كرده كه با مداخله نظامى هم كه شده اجازه نخواهد داد اين منابع در اختيار كردها قرار گيرد. كركوك با دارا بودن ۴ درصد ذخيره نفت جهان و ۴۰ درصد ذخيره نفت عراق، موضوع بسيار حساسى است. اگر كركوك مملو از نفت پايتخت دولت كرد شمال عراق شود، آنكارا در مناطق كمتر توسعه يافته جنوب و شرق تركيه به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت. به اين صورت تحولات شمال عراق در ۱۵ سال اخير آرام، آرام شكل استراتژيك جدى ترى به خود گرفته است و هر بار آنكارا با قول هاى واشنگتن، خويشتندارى خود را حفظ كرده است.
از آن روز تاكنون مقامات كرد عراقى بارها نسبت به احتمال مداخله نظامى تركيه در عراق ابراز نگرانى كرده و هشدار داده اند. حتى مسعود بارزانى كه اداره كردستان عراق را در دست دارد در مصاحبه اى به تركيه هشدار داده بود كه اگر به مداخله نظامى در مناطق كردنشين عراق دست بزند و نسبت به منابع نفتى اين مناطق ادعاهايى مطرح كند، دولت كرد هم مدعى دياربكر، بزرگترين شهر كردنشين تركيه خواهد شد.
* پرونده بحران در دست اردوغان
براى دولت اردوغان كه يكى از اصول سياست آن حل و فصل معضلات استان هاى جنوب شرقى و تأمين حقوق اقليت هاى كرد است در طليعه دوران جديدش اين بحران يك بدشانسى بزرگ بايد تلقى شود.
دولت اردوغان با آن كه از حساسيت هاى افكار عمومى و ارتش اين كشور نسبت به مسأله كرد ها با خبر بود نگاهى متفاوت در دوران ۵ سال گذشته به اين مسأله نشان داد و تلاش كرد تا در عرصه سياست خارجى راهى متفاوت را براى حل اين مسأله در پيش گيرد.
اين نگاه نوين اردوغان بلافاصله بازتاب عميق خويش را در جريان انتخابات آشكار كرد به نحوى كه او بخش غالبى از آراى خويش را از ميان جمعيت۱۴ ميليون نفرى كرد اين كشور بدست آورد.
محور اصلى برنامه اردوغان در حوزه هاى كردنشين اين بود كه به يك اعتمادسازى دست زد وكوشيد تا رسوبات سنگين بدبينى را از نگاه مردم استان هاى جنوب شرقى بزدايد تا حدى كه سعى كرد بخشى از خواسته هاى اين طيف مانند تعليم زبان كردى يا ورود نمايندگان كرد به مجلس برآورده شود.
از طرف ديگر اردوغان از لطمه اى كه پروژه نظامى شدن مسأله كردها بر چهره بين المللى اين كشور وارد كرده بود آگاه بود و با اين واقعيت روبرو شد كه براى اصلاحات داخلى و گذشتن از دروازه اروپا هم بايد به حل اين مسأله و خارج كردن پوشه كردستان از فايل ژنرال ها مبادرت كند.
بنابراين از عوارض سوء بحران اخير اين است كه اولاً برنامه راهبردى اردوغان را براى اصلاح سياست ميليتاريستى آنكارا در استان هاى كردنشين متوقف مى كند و ثانياً طرح نزديكى او به اروپا را با وقفه جدى روبرو مى سازد.
در روزهاى اخير اين خطر به طور جدى حس شده كه محافل يا كشورهايى كه در رديف رقيبان دولت اردوغان هستند يا آن كه از قدرت يابى يك دولت اسلامگرا منافع خويش را در مخاطره مى بينند از اين فرصت براى تضعيف او بهره بگيرند.
به اين صورت مى توان گفت كه جنگ در عمق خاك عراق براى اردوغان و گل يك انتخاب ناخواسته بلكه انتخابى است كه شرايط و بازيگران محيط سياسى بر آنها تحميل مى كنند چنان كه در روزهاى گذشته همه خبرها حاكى از اين بود كه دولت آنكارا از سوى افكار عمومى و ارتش تحت فشار است تا در مقابل حملات جدايى طلبان كرد از داخل خاك عراق، حركت نظامى جدى نشان دهد.
حتى اكنون كه صداى طبل جنگ برخاسته است هنوز تيم اردوغان براى تعديل سياست نظاميان يا اولويت دادن مذاكره بر جنگ تلاش مى كنند.
اين نكته را از لحن بيانيه نهايى آنكارا مى توان فهميد كه با آن كه لحن آن بسيار تند است،اما اين سند به نحوى تنظيم شده كه تركيه را متعهد به اقدام نظامى فورى در عراق نمى كند.
به اين ترتيب از پرسش هاى مهم در بحبوحه لشكركشى ارتش تركيه به مرزهاى عراق اين است كه همراهى اردوغان با اين حركت در روابط ۲ جناح قدرت چه تحولى ايجاد خواهد كرد. سود و زيان جناح اسلامگراهاى حاكم بر دولت و مجلس تركيه در امضاى تصميم جنگى چيست. آيا درست است كه اين اتفاق موضع ارتش و لائيك ها را تقويت و پايگاه سياسى و اجتماعى اردوغان و گل را تضعيف مى كند؟
در اين راستا ۲ ديدگاه متفاوت مطرح شده است: از نگاه برخى ناظران حادثه اخيردرعين حال كه نزد افكارعمومى تركيه آزمونى برا ى سنجش ميزان حساسيت دولت گل و اردوغان به اصول تماميت ارضى اين كشور است اما نخستين فرصت همكارى دولت اردوغان و رقيبان لائيك او است لذا او تلاش مى كند از اين اتفاق براى ترميم مناسبات خود با اركان حاكميت كه هنوز ميانه خوشى با اسلامگرايان ندارند بهره گيرد. لذا اين ناظران تصميم پارلمان اسلامگرا براى مقابله مسلحانه با پ.ك.ك را حاوى ۲ پيام همدلى اين گروه با افكارعمومى خشمگين تركيه و نيز ابراز همبستگى اردوغان با ژنرال هاى ترك كه خواهان حمله به كردستان عراق اند مى دانند.
اما ديدگاه عده ديگر ناظران اين است كه اين اتفاق در هر حال به ضرر حزب عدالت وتوسعه تمام خواهد شد زيرا برنده اصلى آن نظاميان هستند. زيرا آنها با اين بحران، موقعيت ازدست رفته خويش را ترميم خواهند كرد.
* محور تضاد در روابط آنكارا و آمريكا
دولت اردوغان در غائله اى كه به پا شده است دست پنهان آمريكا را دخيل مى بيند. اين مسأله كه ابتدا در قالب تماس هاى محرمانه ميان آنكارا و واشنگتن مطرح مى شد اكنون به صورت علنى تيتر رسانه هاى آنكارا مى شود كه پ.ك.ك در دور جديد رويارويى با ارتش تركيه به سلاح ونقشه هاى آمريكايى متكى است.
بنابراين به موازات اين كشمكش و گلوله باران مرزهاى عراق شاهد يك آتش باران سياسى ميان تركيه و آمريكا هستيم. حتى به نظر مى آيد كه تصميم آنكارا به شروع جنگ اين بدبينى را رفع نكرده است.
نخست وزير تركيه مى گويد كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا، از وى خواسته اقدام نظامى را براى چند روز به تأخير بيندازد.
از اين روست كه به تازگى كاخ سفيد ۲ پيام به آنكارا مخابره كرده است. يك پيام براى اطمينان دادن به مردم تركيه است كه آمريكا نگرانى هاى آنها را جدى مى گيرد؛ تدبيرى كه ممكن است احساسات ضد آمريكايى مردم تركيه را، كه اخيراً رو به افزايش بوده، كاهش دهد. پيام ديگر هم براى رهبرى دولت محلى كردستان عراق است؛ آمريكا با همكارى با ارتش تركيه به آنها هشدار مى دهد كه اگر مى خواهند مانع از حمله نظامى تركيه به شمال عراق شوند بايد عليه گروه پيكارجوى كارگران كردستان تركيه (پ.ك.ك)، وارد عمل شوند.
البته برخى از ناظران براين باورند كه دولت بوش و اردوغان در پس اين بحران در پى كسب امتيازات سياسى هم هستند از جمله اين كه آنكارا سعى مى كند در تقسيم قدرت آينده عراق سهم آن محفوظ شود و مانورهاى سياسى دولت و پارلمان در تركيه بيش از آن كه زمينه سازى براى حمله نظامى به شمال عراق باشد، اقدامى براى تحت فشار قرار دادن آمريكا است؛ چرا كه رهبران تركيه بخوبى واقفند كه در صورت مداخله نظامى در شمال عراق، خطرات مخالفت شديد آمريكا را به جان خواهند خريد، رئيس سرويس اطلاعاتى تركيه چندى پيش گفت: سياست صبر و ميوه چينى، ديگر پاسخگوى نيازهاى تركيه نيست و تركيه لاجرم بايد سياست ابتكارى و تهاجمى خود را در عراق آغاز كند، بى صبرى تركيه البته دلايل واقعى دارد. تركيه معتقد است وقتى رهبران پ. ك. ك به راحتى براى مداوا و تجديد نيرو در حضور آمريكايى ها در شمال عراق رفت و آمد مى كنند، اين امر نمى تواند بدون رضايت آمريكا باشد. آنكارا صريحاً از آمريكا خواسته است همان گونه كه تركيه از واشنگتن در مسأله حادثه ۱۱ سپتامبر حمايت كرد، آمريكا نيز بايد از آنكارا در قبال پ. ك. ك حمايت كند.
اما شواهد موجود نشان مى دهد كه تنش آمريكا و تركيه دست كم در حال حاضربر سرسلاح هاى آمريكايى كه پ.ك.ك با آن به قتل افسران تركيه مى پردازد تا بدان حد است كه مجالى براى اين گونه زد و بندها باقى نمى ماند.