چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶ - ۱۲ شوال ۱۴۲۸
Wed, Oct 24, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانش
ماجرا
خانواده
اهميت خانواده در قرآن كريم
تسنيم
مهدى ملك محمدى
اهميت خانواده در قرآن كريم
اين نهاد مقدس
322584.jpg
صغرى عبدلى

خانواده به عنوان اصلى ترين نهاد اجتماعى و زيربناى جوامع و منشأ فرهنگ ها و تمدن ها در تاريخ بشر بوده است. پرداختن به اين بناى مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعى و متعالى اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانى و غفلت از آن، موجب دورشدن بشر از حيات حقيقى و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.(۱)

بعد از انقلاب صنعتى غرب و به طور عمده بعد از انقلاب كبير فرانسه، ظهور جريان هاى فمينيسم و متعاقب آن تصويب كنوانسيون رفع تبعيض بر ضد زنان و قوانينى از اين دست، ضربه اساسى و مهلكى بر پيكره خانواده در غرب وارد شده(۲) و عوارضى همچون ابتلاى جوانان به بيمارى هايى پرشمار از جمله ايدز، اعتياد، افزايش آمار طلاق و ظهور فرزندان بى هويت در اثر رواج بى بندوبارى جنسى و متعاقب آن ارتكاب جرائم و مفاسد اجتماعى- اخلاقى از سوى چنين افرادى، جامعه را دچار تشنج و بحران ساخته و چون نيك بنگريم ريشه و اساس همه اين نابهنجارى هاى اجتماعى به خانواده و آسيب پذير شدن اين نهاد اجتماعى مهم بر مى گردد كه البته عوامل پرشمارى در فروپاشى آن دخيل بوده است كه از آن جمله مى توان به موارد زير اشاره كرد:
۱: بى توجهى به تفاوت هاى طبيعى زن و مرد و اصرار بر تساوى آنها از هر جهت.
۲: فرار از مسئوليت هاى تشكيل خانواده به خاطر مشكلات زندگى مشترك.
۳: بالا رفتن سن ازدواج و پائين آمدن تحمل و بردبارى انسان ها و در نتيجه بالا رفتن آمار طلاق كه از نشانه هاى فروپاشى نظام خانواده است.
۴: افزايش خشونت و بهره جويى هاى جنسى در اثر تبليغات سازمان يافته.(۳)
۵: نبود فرهنگ متعالى و ارزشمند و نوع نگرشهاى متفاوت به امر ازدواج و تشكيل خانواده در جامعه.
در واقع عواملى نظير موارد ياد شده موجب شده كه خانواده هايى هم كه با وجود چنين جوى شكل گرفته اند، از صميميت و تعاون و شادابى مطرح در منابع اصيل اسلامى و مكتبى برخوردار نباشند.(۴)
همان طوركه گفتيم خانواده واحد بنيادين جامعه وكانون اصلى رشد و تعالى انسان است و تربيت و عواطف اجتماعى به عنوان مهم ترين ويژگى نظام انسانى، از خانواده نشأت مى گيرد و توجه به نقش محورى زن به عنوان محور عاطفه و تربيت و نقش محورى مرد در امر تربيت و تأمين معيشت و اداره زندگى امرى ضرورى است.(۵)
در شرايط كنونى همه دلسوزان جوامع مختلف در تلاش اند كه راهكارهاى اساسى سالم سازى خانواده ها و حفظ و استحكام بنيان آنها را دريابند و با ارائه آن به جامعه خود اوضاع بحرانى موجود را تا حدى كنترل كرده و از تشنج در آن و به دنبال آن بحران در جامعه بكاهند كه در اين راستا بازگشت به فرهنگ اصيل اسلام درجامعه ما ضرورى است؛ آئينى كه بيشترين عنايت را به تكريم، تنزيه و تعالى خانواده دارد و اين نهاد مقدس را كانون تربيت و مهد مودت و رحمت مى شمرد.(۶)
* ضرورت تشكيل خانواده
خداوند متعال در آيه ۳۲ سوره نور مى فرمايد: «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بى نياز مى سازد. خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
اين آيه تأكيد مى كند كه همه بايد به امر ازدواج افراد مجرد همت گمارند و تنها به دليل مشكلات اقتصادى از تشكيل خانواده نهراسند؛ چرا كه خداوند وعده گشايش داده است؛ چنان كه پيامبراسلام(ص) فرموده: «هر كس ازدواج را از ترس فقر، ترك كند، گمان بد به خدا برده است؛ زيرا خداوند متعال مى فرمايد: اگر آنها فقير باشند خدا آنها را از فضل خود بى نياز مى سازد.»(۷) و همچنين حضرت على(ع) فرموده است: «بهترين شفاعت آن است كه ميان دو نفر براى امر ازدواج ميانجيگرى كنى تا اين امر به سامان برسد.»(۸)
نكته قابل توجه در اين زمينه، اين است كه پدران بايد زمينه ازدواج فرزندان خويش را فراهم سازند. پيامبر اعظم(ص) فرموده اند: «كسى كه فرزندش به حد رشد برسد و امكانات تزويج او را داشته باشد و اقدام نكند و در نتيجه فرزند مرتكب گناهى شود، اين گناه بر هر دو (پدر و فرزند) نوشته مى شود.»(۹)
همچنين به دليل اين كه اين آيه در ادامه آيات مربوط به حد زنا و… آمده، مى توان گفت: زنا عاملى است كه موجب از هم پاشيده شدن خانواده ها وسبب فساد و نابودى نسل ها است.
براى رهايى از اين بلاى خانمان سوز، خداوند متعال مسأله ازدواج را مطرح كرده است.
به همين دليل مسئولان جامعه اسلامى بايد با تدابيرى اساسى براى ازدواج هاى سالم، موفق و اسلامى زمينه سازى كنند و امكانات و ابزارهايى لازم براى تشكيل خانواده را فراهم آورند تا فرمان الهى اجرا شده و جامعه از ناهنجارى هاى اجتماعى نجات يابد.
* آرامش در خانواده
در آيه ۲۱ روم مى خوانيم: «و از نشانه هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكر مى كنند.» علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى فرمايد: «معنايش اين است كه براى شما و يا براى اين كه به شما نفع برساند، از جنس خودتان زوج آفريد. آرى هريك از مرد و زن بدون ديگرى ناقص اند و مرد با وجود زن و زن با وجود مرد تكميل مى شود و با مودت و محبتى كه خداوند ميان اين دو قرار داده است، زمينه مناسبى براى تربيت فرزندان فراهم مى شود. اين دو عامل است كه آنها را وادار مى سازد تا درحفظ وحراست، تغذيه، لباس، منزل و به طوركلى تربيت او بكوشد و به اين ترتيب نسل بشر منقطع نگردد.»(۱۰)
با دقت در تعبير «لتسكنوا اليها» معلوم مى شود كه هدف از ازدواج، سكونت و آرامش است؛ به اين معنا كه همسران مايه آرامش اند؛ اما سكون و آرامش مطرح شده هم از نظر جسمى و روحى و هم از نظر فردى و اجتماعى است. بيمارى هايى كه به واسطه ترك ازدواج براى جسم انسان پيش مى آيد، قابل انكار نيست، همچنين نبود تعادل روحى و نا آرامى هاى روانى كه برخى از افراد مجرد با آن دست به گريبان اند، كم و بيش بر همه روشن است.(۱۱)
اگر در مفهوم آيه مذكور دقت كنيم، به اين نتيجه مى رسيم كه خانواده در مرحله نخست بايد پناهگاه مرد و زن در برابر ناملايمات زندگى و نيز توفان هاى اجتماعى باشد و در مرحله بعد مأمن واقعى براى فرزندان آنها قرار گيرد. يكى از مشكلات عمده جوامع امروزى كودكان خيابانى است كه در اثر بى مسئوليتى والدين، به اين وضع دچار شده اند. اگر زن و شوهر مى توانستند مايه سكون و آرامش همديگر باشند، به دنبال آن فرزندانى در آرامش خاطر تربيت مى كردند و طلاق، بى مهرى و در نتيجه معضل كودكان خيابانى به وجود نمى آيد.
توليد نسل پاك هدفى مقدس
خداوند در آيه ۲۲۳ سوره بقره مى فرمايد : «زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند. پس هر زمان كه بخواهيد، مى توانيد با آنها آميزش كنيد و [سعى نماييد از اين فرصت، بهره بگيريد و با پرورش فرزندان صالح] اثر نيكى از پيش براى خود بفرستيد و تقوى پيشه كنيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد كرد و مؤمنان را [به اين ديدار] بشارت بده.
چنان كه گفتيم خداوند در مرحله نخست به مسأله ازدواج تأكيد فرموده و بعد از تحقق اين امر، انسان ها را تشويق و ترغيب به توليد نسل مى كند. اين آيه در مقام تحريص برآمده كه ازدواج كنيد تا اين كه نسل بشر زياد شود و به اين وسيله گوينده كلمه توحيد در نوع بشر در عالم منتشر شود و در عالم بشريت، عبوديت داير گردد.(۱۲)
با تشبيهى كه از زنان در اين آيه صورت گرفته، مى توان به اهميت وجود زنان در خانواده ها پى برد؛ همان گونه كه اگر زمين براى كشت مناسب و مرغوب باشد، محصول خوبى به بار مى نشيند. اگر زنان خوبى در خانواده ها وجود داشته باشند، به طور حتم فرزندان نيكى هم به جامعه تحويل داده خواهد شد كه ذخيره معنوى و مايه آمرزش براى والدينشان خواهند شد.
در حديثى از پيامبر اكرم(ص) آمده: «هنگامى كه انسان بميرد، برنامه عمل وى نيز به پايان مى رسد؛ مگر به وسيله ۳ چيز: صدقه جاريه، آثار علمى، پرورش فرزند صالح كه براى پدر و مادر خود با عمل و سخن طلب آمرزش كند.(۱۳)
* تربيت خانواده در گرو همت سرپرست
قرآن مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن، انسان ها و سنگ هاست، نگه داريد! آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى كنند و آنچه را كه فرمان داده شده است، به طور كامل اجرا مى نمايند.(۱۴)
در اين آيه به صراحت بيان شده است كه سرپرست خانواده بايد براى نجات خود و خانواده اش همت گمارد و بكوشد تا گرفتار چنان آتش مهيبى نشود.
در واقع نقش اساسى پدر خانواده در اينجا مشخص مى شود كه بايد در تربيت اعضاى ديگر آن بكوشد و البته يكى از مهم ترين مصاديق اين كوشش، كسب حلال است كه عامل مؤثرى در تربيت پذيرى اعضاى خانواده است و موفقيت دنيوى و اخروى آنان را در پى خواهد داشت.
در تفسير نمونه در زير آيه مذكور آمده كه نگهدارى خويشتن، به ترك معاصى، تسليم نشدن در برابر شهوات سركش، نگهدارى خانواده به تعليم و تربيت و امر به معروف و نهى از منكر و فراهم نمودن محيطى پاك و خالى از هرگونه آلودگى در فضاى خانه و خانواده است. بنابراين، تنها تأمين هزينه زندگى، تهيه مسكن و تغذيه و. . . وظيفه سرپرست نيست؛ بلكه مهم تر از آنها، تغذيه روح و جان اعضاى خانواده است كه اصول تربيتى و اسلامى در آن مراعات شود.(۱۵)
* سخن پايانى
چنان كه بيان شده، خطرات زيادى مانند بيمارى هاى روانى، اعتياد، طلاق و. . . در كمين خانواده هاست وآن را بشدت تهديد مى كند؛ همان طور كه در غرب موجب فروپاشى خانواده ها شده است. براى رهايى از اين تهديدات، چاره اى جز پناه آوردن به دستورات سعادت بخش دين مبين اسلام درباره خانواده نيست كه نتيجه آن ازدواج هاى موفق براى جوانان و تشكيل خانواده هايى همراه با استحكام و آرامش و به دور از اختلافات و توليد نسل و تربيت فرزندان صالح و پاك خواهد بود.

پانوشت:
۱- مصوبه۵۶۰ شوراى انقلاب فرهنگى۸۴‎/۴‎/۷.
۲- سعيد داودى، زنان وسه پرسش اساسى، مدرسة الامام على بن ابى طالب، چاپخانه امير المؤمنين (ع) قم، ص۱۶ الى ۲۰.
۳- گاليا توانگر، مقاله مرورى بر چگونگى شكلگيرى يك خانواده متعالى، مصاحبه با استاد مهدى فانى، از روزنامه كيهان : دوشنبه۲ بهمن ۱۳۸۵- ۲محرم ۱۴۲۷- سال ،۴ شماره ۱۸۶۸۴.
۴- احمد بهشتى، خانواده در قرآن، مركز انتشارات و تبليغات اسلامى، چاپ دوم، ۱۳۸۵.
۵- مصوبه ۵۶۰ شوراى انقلاب فرهنگى، ۸۴‎/۴‎/۷
۶- همان
۷- شيخ عبد على بن جمعه العروسى الحويزى، تفسير نور الثقلين، نشر قم، مطبعه العلميه، چاپ دوم، ج ،۳ ص ۵۹۵.
۸- ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، نشر تهران، دارالكتاب الاسلاميه ،ج،۱۴ ص۴۵۷
۹- همان، ج،۱۴ ص۴۶۴
۱۰- علامه سيد محمد حسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن (تفسير الميزان)، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ سوم ج،۱۶ ص۲۵۰ (با اندكى تصرف)
۱۱- تفسير نمونه، ج ،۱۶ ص ۳۹۱
۱۲- بانوى اصفهانى، مخزن العرفان در علوم قرآن، نشر تهران، نهضت زنان مسلمان، ج۲.ص۳۱۰.
۱۳- تفسير نمونه، پيشين، ص۹۶.
۱۴- آيه ۶ سوره تحريم.
۱۵- تفسير نمونه ،پيشين، جلد،۲۴ ص۲۸۶.
تسنيم
آتش نخوريم!
مهدى ملك محمدى
ان الذين يأكلون اموال اليتامى ظلما انما يأكلون فى بطونهم نارا و سيصئلون سعيرا
كسانى كه اموال يتيمان را از روى ظلم و ستم مى خورند، تنها آتش مى خورند و بزودى به آتش سوزانى مى سوزند. (سوره نساء‎/ آيه ۱۰)

* بسيارى از آيات قرآن از حقايقى خبرداده كه چشم من و شما شايد هيچ وقت نتواند در اين دنيا آنها را ببيند. كسانى كه بر سر سفره هدايت الهى مى نشينند موفق مى شوند از اين حقيقت ها باخبر شوند. اگر كسانى هم در دنيا چشم ببندند و از آمدن بر سر اين سفره خوددارى كنند چيزى از حقيقت بودن حقايق كم نمى شود. آنها هم در روزى كه پرده هاى محدوديت ماده كنار رود چشمشان به روى حقايق باز خواهدشد.
*كسانى كه به هر دليل پدر ازدست داده اند و كسى را ندارند تا از حقشان دفاع كند بيش از هركس ديگر درمعرض آسيب هاى اجتماعى و سوءاستفاده افراد فرصت طلب قرار دارند. نمونه آشكار اين فرصت طلبى ها در ضايع كردن حقوق مالى يتيمان است.خداوند براى سودجويانى كه مى خواهند با هرگونه دروغ و فريب كارى و بعضاً با حيله هاى قانونى! از بى پدرى چند طفل معصوم سوء استفاده كنند پيام بيدار كننده اى دارد:«آنان كه از اموال يتيمان به ناحق استفاده مى كنند فقط آتش مى خورند و بس!»
*كارهاى ما آدم ها ظاهرى دارد كه همه مى توانند آن را ببينند و باطنى كه تنها اولياء الله و البته همان طور كه گفتيم قرآن از آن خبر مى دهد.بله ممكن است به ظاهر مرغ و كباب بر سر سفره باشد ولى در حقيقت آتش
* براساس آيات قرآن بخشى از هيزم هاى آتش جهنم را انسان ها تشكيل مى دهند. سوختن اين آدم هاى مجرم هم دو گونه است. جداى از اين كه آتش بيرونى آنها را فرا مى گيرد از درون هم شعله ور مى شوند. به تعبير ديگر همان آتش هايى كه در دنيا خورده اند در آخرت ظاهر مى شود و با كنار رفتن پرده ها درد آن را احساس مى كنند.اگر خانه اى آتش بگيرد صاحب خانه اميد دارد كه با بيرون رفتن از منزل جان سالم به در ببرد ولى اگر كسى از درون آتش بگيرد راه فرارى نيست.
*به گفته مفسر بزرگ آيت الله جوادى آملى، اين آيه تنها نمونه اى از كسانى كه آتش مى خورند را بيان مى كند. به طور كلى هركس كه مال حرامى را به دست مى آورد آتش به شكم خود و خانواده اش مى ريزد؛ چه مال يتيم باشد و چه هر حرام ديگرى.
*بعضى ها گمان مى كنند حرام خورى مخصوص آنها نيست و هيچ گاه حرام نمى خورند. مال حرام را در اختلاس هاى چند ميلياردى و ربا و رشوه مى دانند نه چيزهاى كوچك و دم دستى تر. بد نيست نگاهى به خود بيندازيم. اگر راننده ايم به كرايه معمول بسنده مى كنيم يا دنبال فرصتيم تا پول بيشترى از مسافران بگيريم؟ اگر معلميم از وقت كلاس كم نمى گذاريم؟ اگر در اداره مشغول به كاريم، رفتارمان با ارباب رجوع چگونه است؟ آيا دويدن مردم در راهروهاى اداره ناراحتمان مى كند؟ اگر فروشنده ايم به سود متعارف بسنده مى كنيم؟... ممكن است بعضى چيزها به ظاهر كوچك باشد ولى وقتى تكرار شد خود كوهى مى شود.
*در روز عاشورا امام حسين (ع) بارها لشكريان دشمن را نصيحت كردند. ولى در كمتر كسى اثر كرد. ايشان پركردن شكم ها از حرام را علت سر سختى مردم كوفه اعلام كردند.اثرات مال حرام به قدرى است كه انسان را در برابر امام حق قرار مى دهد!بزرگان ما براساس روايات، يكى از دلايل بى اثر ماندن دعا را خوردن مال حرام برشمرده اند. اگر اين گونه است بد نيست ببينيم چرا در شب هاى قدر توبه مى كنيم. ولى فرداى آن روز هيچ تحولى درخود احساس نمى كنيم. به حج مى رويم اما با قبل از آن تفاوتى نمى كنيم. نماز مى خوانيم ولى فرزندانمان از ياد خدا بيگانه اند!...
فضيلت هاى فراموش شده
عبدالكريم پاك نيا

اطعام به عنوان آموزه اى قرآنى، بخشى از احسان و انفاق است كه در آن، طعام دادن و پذيرايى به خاطر رضاى الهى به اهل ايمان، همسايگان، اعضاى فاميل و خانواده و بلكه به طور عموم همه انسان ها و حتى حيوانات منظور مى شود. اگر اطعام در همه ابعاد و زواياى جامعه گسترش يابد و مسلمانان بدون دغدغه خاطر و با توكل به گنجينه عظيم خزائن خداوندى، در راه خدا فداكارى كرده و از اموال و هستى خود بگذرند، بسيارى از مشكلات، دامنگير اجتماع مسلمانان نخواهد بود. قرآن كريم، يكى از خصلت هاى مهم اهل بيت(ع) را اطعام مى شمارد و مى فرمايد: «وَ يُطعِمُونَ الطعَامَ عَلى حُبِّهِ مِسكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً»(۱)
«و غذاى ]خود[ را با اين كه به آن علاقه ]و نياز [دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى دهند.»
در حقيقت جلوه ايمان در ارتباط با خدا و ديگر انسان ها نمود پيدا مى كند. اگر نگاهى به آثار و دستاوردهاى اين پديده وحيانى شود، معلوم خواهد شد كه فلسفه تأكيد قرآن بر اين عمل انسانى- اسلامى چه نقشى در سالم سازى و تكامل افراد و جوامع دارد. احياى فرهنگ قرآنى، تقويت اعتماد عمومى، رفع فقر و نيازمندى، كم شدن فاصله طبقاتى، ازدياد محبت و جذب دل ها به يكديگر، تقويت وحدت و ارتباط انسان ها، افزايش امنيت و كاهش فساد و تباهى، از جمله دستاوردهاى احسان واطعام در راه خداست.
البته وارد شدن در صحنه احسان و انفاق، ايمان و اخلاص مى طلبد؛ چرا كه مشكلات و زحمات پرشمارى به همراه دارد و بدون بهره مندى از ايمان نمى توان آنان را تحمل كرد.
اهميت اطعام زمانى به اوج خود مى رسد كه خداوند متعال نيازمندان را مالك بخشى از دارايى هاى ثروتمندان به حساب مى آورد و مى فرمايد: «وَ فى أَمْوَلِهِمْ حَقّ لِّلسائلِ وَ المَْحْرُومِ»(۲) «و در اموال آنها حقى براى سائل و محروم است.»
در اين مقاله موضوع اطعام را در آينه آيات قرآن كريم و روايات وارده از اهل بيت (ع) بررسى مى كنيم.
*اطعام زمينه هدايت
چه زيباست كه انسان مؤمن بتواند در كنار سفره احسان و اطعام به رفع نيازهاى معنوى ميهمانان نيز توجه كند و به همراه غذاى ظاهرى به تغذيه روحى و فرهنگى و هدايت معنوى آنان نيز بپردازد؛ چرا كه اين شيوه پسنديده، طريقه پيامبر اكرم(ص) است؛ چنان كه آن حضرت رسالت خويش را در روز معين با اطعام آغاز كرد. رسول خدا (ص) چون بر طبق آيه «و انذر عشير تك الاقربين»(۳) مأمور شد كه خويشان نزديك خود را به اسلام دعوت كند، با يارى حضرت على (ع) غذايى را آماده و در حدود ۴۰ نفر از خويشان خود را كه عموهاى او، از جمله: ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب در ميان آنان ديده مى شدند، به ميهمانى دعوت كرد و آنان را اطعام نمود و سپس دعوت الهى را علنى ساخت.
*مهم ترين شرايط اطعام
۱. حلال بودن غذا
ترديدى نيست كه اطعام، بذل و بخشش و سخاوت و نيكوكارى از زيباترين صفات انسانى است و هر كس در هر مقامى و مكانى عامل آن را مى ستايد؛ اما آنچه از منظر قرآن مهم است و روايات اهل بيت(ع) نيز به آن تأكيد فراوان دارد، منبع درآمد و ريشه اين اموال است كه مطمئناً بايد از راه پاك و حلال به دست آمده باشد وگرنه اگر همه خزائن روى زمين هم در راه خدا صرف اطعام شود، ولى از راه صحيح و حلال به دست نيامده باشد، نزد خداوند هيچ ارزشى ندارد، بلكه مؤاخذه هم دارد چرا كه اموال غصبى و ناپاكى كه از راه نامشروع به دست آمده و صاحبان واقعى آنان ناراضى هستند، چگونه مى تواند نيك و خداپسندانه باشد!
قرآن اين حقيقت را چنين بيان مى كند: «انما يتقبل الله من المتقين»(۴) يعنى «خداوند اعمال نيك را فقط از پرهيزگاران مى پذيرد.» و نيز فرمان مى دهد كه: «اى اهل ايمان! از چيزهاى پاكيزه اى كه به دست آورده ايد و از آنچه از زمين برآورده ايم، انفاق كنيد و در پى ناپاك آن نرويد كه از آن انفاق نماييد درحالى كه اگر آن را به خودتان بدهند جز با بى ميلى آن را نمى گيريد و بدانيد كه خداوند بى نياز و ستوده است.»(۵)
افزون بر پاك بودن منبع انفاق، لازم است مال بخشوده شده، از جنس بهتر و مرغوب تر انتخاب شود تا نزد خدا و خلق او بهتر پذيرفته شود. برخى اموالى را كه به صورت اضافى در دستشان مانده به عنوان احسان و انفاق و صدقه به نيازمندان مى دهند اما اين تفكر با پيام قرآنى ناسازگار است كه مى فرمايد: «لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون(۶)؛ هرگز به مقام نيكوكارى نخواهيد رسيد، مگر اين كه از آنچه كه دوست داريد انفاق كنيد.» آرى مال حلال، پاكيزه، مرغوب و دوست داشتنى شايسته اطعام و انفاق است كه مطمئناً نزد پروردگار مورد پذيرش قرار مى گيرد.
در اين راستا امام حسين(ع) رهنمودهاى ارزنده اى به جامعه بشريت عرضه نموده است. هنگامى كه به آن حضرت خبر دادند، عبدالله بن عامر ـ از كارگزاران بنى اميه- چنين و چنان صدقه داده و عده زيادى برده آزاد كرده است، امام(ع) فرمود: «عبدالله بن عامر همانند كسى است كه از حاجيان و راهيان خانه خدا سرقت كرده و سپس اموال دزدى را صدقه مى دهد.» آنگاه افزود: «اِنَّمَا الصَّدَقَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةُ مَنْ عَرِقَ فِى ها جَبِينُهُ وَ اغْبَرَّ فِى ها وَجْهُهُ; صدقه راستين و پاكيزه آن است كه صاحبش آن را با عرق جبين و چهره اى كه در راه كسب حلال غبار آلود شده، به دست آورده باشد.»
وقتى از امام صادق(ع) سؤال شد: منظور حضرت سيدالشهدا (ع) چه كسى بوده است؟ فرمود: «على بن ابى طالب»(ع).(۷)
۲.ـ انگيزه هاى مقدس در اطعام
قرآن كريم در گزارشى كه از طعام اهل بيت(ع) به مسكين و يتيم و اسيرى مى دهند، انگيزه ايشان را خالصانه براى خدا معرفى مى كند و از زبان آنان مى فرمايد: «اِنَّما نُطعِمُكُم لِوَجهِ اللّهِ لا نُريدُ مِنكُم جَزاءً ولا شُكورا»(۸) «ما براى خوشنودى خداست كه به شما غذا مى خورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى خواهيم.» در عوض خداوند نيز به آنان وعده بهشت جاويدان با نعمت هاى فراوان و محفوظ ماندن از آسيب روز قيامت را مى دهد.(۹)
در كل از منظر اسلام فعاليت هاى اقتصادى زمينه ساز كمالات و فضائل انسانى است و اگر فردى با اين انگيزه به عرصه اقتصاد وارد شود، افزون بر منافع مادى و ظاهرى به بهره هاى معنوى نيز نائل خواهد شد.
مولوى در اين زمينه گفته است:
چيست دنيا از خدا غافل بُدَن
نى قماش و نقره و فرزند و زن
مال را كز بهر دين باشى حمول
«نعمَ مال صالح» خواندش رسول
پس متمكنان و ثروتمندانى كه با انگيزه هاى الهى و رعايت اصول شرعى، سفره اى پهن كرده و اطعام مى كنند و يا عده اى را به كار مى گيرند، از منظر شرع مقدس اسلام جايگاه والايى دارند و لازم است آنان را تكريم نمود. البته نه به خاطر بهره مندى از پول و ثروت بلكه براى انگيزه هاى معنوى و انسانى آنان.
۳ـ اعتدال و پيشگيرى از اسراف
از شرايط مهم اطعام، مراعات اعتدال و جلوگيرى از اسراف است. رعايت اعتدال و ميانه روى در مخارج و درآمدهاى زندگى موجب آسايش و رفاه خواهد بود. اسراف و تبذير، سخت گيرى، تنگ نظرى، بخل و طمع ورزى موجب اختلال در نظم زندگى مى شود و چه بسا جايگاه اجتماعى فرد را متزلزل نموده و گاهى آبرو و شخصيت او را از بين مى برد. به طور معمول افرادى كه ولخرجى مى كنند، دچار تنگدستى و فقر مى شوند و سپس از گردش ناملايم روزگار شكايت كرده، از شانس بد خود گلايه مى كنند. امام صادق(ع) مى فرمايد: «ان السرف يورث الفقر و ان القصد يورث الغنى»(۱۰)؛ «اسراف موجب فقر و ميانه روى سبب توانايى مى شود.» و سعدى گفته است:
چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن‎/ كه مى گويند ملاحان سرودى
اگر باران به كوهستان نبارد‎/ به سالى دجله گردد خشكرودى
عبدالله بن سنان مى گويد: امام صادق(ع) هنگامى كه آيه «ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك»(۱۱) را تفسير مى كرد، انگشتان دست خود را كاملاً بسته و دست خود را مشت نمود و به ما فرمود: «يعنى اين چنين نكنيد كه اين نهايت خست و بخل است» و در معنى آيه «ولا تبسط ها كل البسط»(۱۲) دست خود را كاملاً باز كرد و فرمود: «اين چنين هم درست نيست؛ يعنى انسان هر چه دارد خرجش كند و چيزى در كف دستش نماند.»(۱۳)
اين آيه شريفه افراط و تفريط در مصرف مال دنيا را نفى كرده، به اعتدال سفارش مى كند. در موضوع اطعام هم اين قاعده جارى است.
امام رضا(ع) از پيشتازان عرصه احسان و اطعام بود. آن حضرت به نيازمندان و زيردستان به نحو شايسته اى اطعام مى كرد ودر اين راستا به اين شرط مهم نيز توجه داشت كه مبادا در اين راه اسراف و تبذير صورت گيرد. او نه تنها خود اسراف نمى كرد، بلكه ديگران را هم نهى از منكر مى نمود.
روزى غلامان آن حضرت ميوه اى را نيم خورده بيرون انداخته بودند، امام رضا(ع) ناراحت شده و به آنان فرمود: «ان كنتم استغنيتم فان اناسا لم يستغنوا، اطعموه من يحتاج اليه» (۱۴) «اگر شما سير شده ايد و به آن نيازى نداريد، عده اى از مردم به اين ميوه محتاجند آن را به كسانى كه نياز دارند بدهيد.»
۴ـ عدم تبعيض در اطعام
از ديگر آداب اطعام، رعايت مساوات و عدالت در ميان افراد خودى وغير خودى است.
مردى از اهل بلخ مى گويد: «در سفرى كه حضرت على بن موسى الرضا(ع) به خراسان مى رفت، من با آن حضرت بودم. روزى در كنار سفره خود همه نوكر ها و غلامان سياه و سفيد را براى صرف غذا جمع كرد. عرض كردم: بهتر بود براى غلامان و نوكر ها سفره جداگانه اى مى گسترديد. فرمود: «مه! ان الرب تبارك وتعالى واحد والام واحده والاب واحد والجزاء بالاعمال; آرام باش، خداى همه ما يكى است و مادر و پدر همه يكى است و پاداش و كيفر هر كس به چگونگى رفتار و عمل بستگى دارد».(۱۵)

منابع
۱- انسان ‎/ ۸ .
۲- ذاريات ‎/ ۱۹.
۳- شعرا‎/ ۲۱۴.
۴- مائده‎/ ۲۷.
۵- بقره‎/ ۲۶۷.
۶- آل عمران‎/ ۹۲.
۷- دعائم الاسلام، ج ،۲ ص ۳۲۹؛ مستدرك الوسائل، ج ،۷ ص ۲۴۴.
۸- انسان، ۹.
۹- همان ‎/ ۱۱ـ ۱۲.
۱۰- من لايحضره الفقيه، ج،۳ ص ۱۷۴.
۱۱- اسراء ‎/ ۲۹.
۱۲- اسراء ‎/ ۲۹.
۱۳- وسائل الشيعه، ج ،۱۷ ص ۶۶.
۱۴- كافى، ج ،۶ ص ۲۹۸.
۱۵- سفينة البحار، ماده (وضع).


|   شناسنامه   |   آرشيو   |