|
|
|
|
|
ميراث فرهنگى
|
|
|
|
|
ساخت و ساز در باغ تاريخى جهانشهر كرج
برخى از اهالى منطقه جهانشهر كرج، در نامه اى به اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كرج، خواستار لغو ساخت و ساز در باغ تاريخى جهانشهر كرج شدند. رئيس اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كرج دراين باره مى گويد: اهالى منطقه جهانشهر نسبت به تخريب باغ هاى جهانشهر، اعتراض شديد داشته و حفظ باغ و فضاى سبز باغ را از واجبات زندگى خود مى دانند و در نامه اى از سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى درخواست كرده اند كه مانع تخريب باغ هاى جهانشهر كرج شود. رحمان مخاطب با اشاره به ، به ثبت رسيدن اين باغ تاريخى در سال گذشته تصريح مى كند: باغ تاريخى جهانشهر كرج در تاريخ هشتم مرداد ماه سال گذشته به شماره ۱۵۸۴۹ در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده و در نامه اى به شهردار، فرماندار و شوراى شهر كرج نيز اين موضوع اعلام شده است تا از ساخت و ساز ها در اين منطقه جلوگيرى به عمل آيد. با اين حال، مقام هاى مسئول اين شهرستان از اين امر سرباز زده اند. وى مى افزايد: ۲ هفته پيش از كلنگ زنى نيز در نامه اى به شهردارى، تأكيد كرديم كه از ساخت و ساز ها در اين منطقه جلوگيرى به عمل آيد. منطقه جهانشهر به دليل قدمت باغ، درختان و حفظ فضاى شهر به ثبت رسيده است. اين باغ از باغ هاى منحصر به فرد دوره پهلوى دوم است كه براى هر نوع ساخت و سازى بايد از اين اداره نيز استعلام شود. هرگونه ساخت و ساز در اين باغ تاريخى فاقد وجاهت قانونى است و آموزش و پرورش نيز بايد از ساخت مدرسه در اين محل صرف نظر كند. ضوابط و اهميت و ارزش اين باغ تاريخى در ماه هاى اخير از طريق نامه به تمام سازمان هاى مربوط از جمله شهردارى و فرماندارى كرج اعلام شده است. همچنين در اين نامه اعتراض اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى به بى توجهى شهردارى كرج نسبت به ساخت و ساز در حريم تاريخى اعلام شده و از شهردارى خواستار پيگيرى و پاسخگويى به اين مسأله شديم، اما تاكنون پاسخى دريافت نكرده ايم. رئيس اداره ميراث فرهنگى، صنايع دستى وگردشگرى كرج خاطر نشان مى كند: در صورت ساخت اين مدرسه در ۳ هزار متر مربع از محوطه اين باغ تاريخى، حدود ۵۰ اصله درخت كهنسال در آن از بين خواهد رفت.
|
|
|
|
|
قدرت مرموز مركز كلانشهرها
|
|
|
ناهيد جعفرپور كامى
در قديم مركز شهرهاى امروزى از مناطق اعيانى به حساب مى آمدند و افراد متمول در آنجا زندگى مى كردند، اما با گسترش شهر، اين افراد با حفظ موقعيت هاى شغلى خود در مركز، به خانه هاى تازه ساز و مناطق خوش آب و هوا در اطراف نقل مكان كردند و كم كم از ارزش مسكونى مركز شهر كاسته شد. وقتى شهرهاى كوچك، ديگر جوابگوى نياز جمعيت رو به افزايش خود نبودند و فضاى كافى براى زندگى خود نداشتند، به ناچار ساخت و ساز در اطراف اين شهرها آغاز شد. ابتدا شهرك هايى بودند كه كم كم به همين شهر كوچك مى پيوستند تا يك شهر بزرگ را بسازند كه ابتدا و انتهايى نداشته باشد و ما امروز به آن كلانشهر بگوييم؛ مثل تهران كه روزى بيابان هاى اطراف آن پر از حيوانات ولگرد و وحشى بود و بعد از تاريك شدن هوا، كسى جرأت بيرون رفتن از خانه اش را نداشت، اما امروزه به راحتى مى توان تا صبح در خيابان هاى سرشار از نور تهران قدم زد و از هيچ كس و هيچ چيز نترسيد. به هر حال شهر بزرگ شد، اما شهر تازه اى نبود، بلكه دايره اى بزرگتر بود كه دور دايره كوچك حلقه زد. دايره كوچك آن قدر كوچك شد كه از ديده ها دور ماند، اما بدون آن نيز زندگى ممكن نبود. مركز شهر جايى است كه روزى شمال شهر بوده، ولى حالا ديگر نيست. با اين احوال جنب و جوش خود را حفظ كرده و نمى خواهد نبض زندگى را كه همان حضور مردم است، از دست بدهد. * سردرگمى در مركز شهر ميل روزافزون انسان ها به زندگى شهرى باعث شد كه روز به روز بر ابعاد شهرهاى كوچك افزوده شود تا جايى كه آنها تبديل به كلانشهرهاى امروزى شدند. بيشتر اين كلانشهرها به دور همان هسته اوليه و يا مركز شهر امروزى شكل گرفتند. ساخت و سازهايى كه در اطراف محله هاى قديمى صورت گرفت، مناطق جديدى را ايجاد كرد كه با آن هسته اوليه تفاوت بسيارى داشت و اين تفاوت ها با توجه به نيازهاى مردم به وجود آمد. ساخت و سازهاى جديد بر اساس رفاه و زيبايى بيشتر طراحى شد. مركز شهرها معمولاً دچار مشكلاتى هستند كه در نتيجه هجوم مهاجران به شهرها و نبود برنامه ريزى و طراحى صحيح ايجاد شده اند. بنابراين يكدست نبودن و ناهمگون بودن موجب بروز مشكلات فراوانى شد. تهرانى كه ما مى شناسيم نيز در واقع همان كوچه پس كوچه هاى منتهى به بازار و محله هاى اطراف بود. هنوز هم كه هنوز است، بار بسيار بزرگى بر دوش اين مركز خسته از سرفه هاى خشك سربى با ساختمان هاى در حال مرگ است. * تراكم و تمركز با وجود گسترش شهرها و به وجود آمدن مراكز تجارى و ادارى در مناطق جديد، هنوز تراكم و تمركز اكثر فعاليت هاى مردم در مركز شهر است. مردم براى خريد به بازار مى روند و كاسب ها قيمت هاى خود را با فروشنده هاى مركز شهر هماهنگ مى كنند. اين نشان مى دهد با وجود اين كه شاخه ها و ساختمان هاى تجارى بسيارى در مناطق جديد شكل گرفته، اما نقطه مركزى همچنان تأثير خود را بر زواياى زندگى مردم دارد و در تار و پود زندگى شهرى ريشه دوانيده است. از طرفى صاحبان سرمايه هاى بزرگ بيشتر تمايل به ايجاد واحدهاى پيشرفته در اماكن تازه تأسيس و جديد دارند تا بتوانند با استفاده از اعتبار خود، سود بيشترى به دست آورند. اما صاحبان سرمايه هاى اندك بيشتر ميل به ماندن در مركز شهر دارند، چرا كه يافتن بازارهاى تازه براى آنها هزينه هاى هنگفتى دارد كه مقرون به صرفه نيست. * نفس هاى آخر در قديم، مركز شهرهاى امروزى از مناطق اعيانى به حساب مى آمدند و افراد معتبر در آنجا زندگى مى كردند. امروز هم بيشتر كارگران فصلى در اين مكان ها زندگى مى كنند. مجموعه تمام اين عوامل نامساعد محيطى موجب شده است كه قسمتى ازمراكزشهرها، محلى براى تجمع افراد دلال و سودجو شود. اين افراد در مركز شهر مستقر مى شوند و فعاليت هاى خود را اعم از دلالى و توليد اجناس تقلبى انجام مى دهند. اين پديده مركز شهر را به يك فضاى نا امن و مرده تبديل كرده است كه مردم از آنجا دورى مى كنند. وجود چنين فضايى، قدرتى مرموز و منفى به اين ناحيه مى دهد كه هر نوع برنامه ريزى شهرى را با انواع مشكلات روبه رو مى كند. * آلودگى محيط زيست يكى ديگر از مشكلاتى كه مركز شهر با آن دست به گريبان است، وجود بدترين و شديدترين آلاينده هاى زيست محيطى در اين منطقه است؛ همچون تردد وسايل حمل بار، مشكلات و مزاحمت هاى رفت و آمد كه ترافيك هاى سنگين را به دنبال دارد و وجود كارگاه هاى صنعتى كوچك كه با بزرگ تر شدن شهر به اطراف منتقل نشده اند. كمبود فضاى سبز در مركز شهر موجب مى شود كه آلودگى ناشى از وسايل نقليه كه در طول روز به وجود مى آيد، هواى نامطبوعى را ايجاد كند كه در درازمدت باعث بروز بيمارى نيز مى شود. از اين رو تنها كسانى كه مجبور باشند، آنجا زندگى مى كنند. مركز شهر تهران نيز از اين مشكل رنج مى برد، چرا كه مردم كلانشهرى مثل تهران بسيارى از مشكلات تجارى خود را در مركز شهر حل مى كنند. خريد و فروش، توليد و توزيع و همه فعاليت ها از مركز شهر تغذيه مى كنند. * يادگار روزهاى گذشته مركز شهر به دليل قدمت و عمر طولانى كه دارد، يكى از مظاهر تاريخى شهر به حساب مى آيد كه اكثر مردم از آن خاطرات فراوانى دارند. به عنوان مثال بازار بزرگ تهران كه در آن مشاغل گوناگون به فعاليت مى پرداخته اند و وجود مسجد جامع در آن هرگز اين مكان را از يادها نخواهد برد. بنابراين اگر اين منطقه به ويرانه اى غير قابل استفاده تبديل شود، شهر دچار بى هويتى خواهد شد. براى اين كار بايد با دميدن روحى تازه در بناهاى قديمى، آنها را با ساخت و سازهاى جديد پيوند زد. مركز شهر به علت درگير بودن با حضور مردم مى تواند زيبايى هاى طبيعى، جاذبه هاى فرهنگى و آئين هاى سنتى را در خود جاى دهد تا همراه بقيه بافت هاى شهر حركت رو به جلويى داشته باشد.
|
|
|
|
|
ميراث فرهنگى
تخريب دروازه تاريخى مجتمع تجارى باغميشه تبريز
دروازه باغميشه تبريز كه از آثار تاريخى ثبت شده استان آذربايجان شرقى است از سوى شهردارى اين شهر تخريب شد. به گزارش مهر، سرپرست سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى آذربايجان شرقى با بيان اين كه سازمان با شكايت از مسئولان شهردارى اين استان، منتظر رأى دادگاه است، مى گويد: شهردارى پيش از تملك و تخريب بناهاى تاريخى بايد از سازمان ميراث فرهنگى استعلام كند. خداوردى كريمى نژاد مى افزايد: در صدد جلوگيرى از تخريب اين بنا هستيم ولى در حال حاضر سازمان به دنبال پيگيرى اين پرونده و منتظر رأى دادگاه است. اين در حالى است كه شهردارى تبريز با ارسال نمابرى به خبرگزارى ها اعلام كرده كه طرح ساخت مجتمع تجارى و خدماتى در باغميشه داراى مجوز و مصوبه قانونى است. وى از مسئولان شهردارى مى خواهد تا مجوز ساخت مجتمع را بدون تحريف به اين سازمان ارسال كند. سرپرست سازمان ميراث فرهنگى آذربايجان شرقى تصريح مى كند: شهردارى براى اثبات كار خود بايد بند ۱۴ كميسيون ماده پنج مجوز را به سازمان ميراث فرهنگى ارائه كند . دروازه باغميشه به دليل واقع شدن در پشت عمارت عالى قاپو (شمس العماره) به دروازه عالى قاپو معروف است.
|
|
|
|