پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶ - ۱۳ شوال ۱۴۲۸
Thu, Oct 25, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
حقوقى
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
پايان سايه نشينى مبارك دوم
322911.jpg
س. حيدر پور

نزديك نيم قرن است كه جامعه مصر با اين دوگانگى بزرگ كلنجار مى رود كه نام متمدن ترين جامعه عرب را دارد اما در عين حال كمترين بهره را از تغيير و تحول سياسى برده است. مدت زمامدارى حسنى مبارك در اين كشور به سومين دهه نزديك مى شود. افسر كهنه كار نيروى هوايى مصر اكنون نه تنها ركورد حكومتدارى در مصر را شكسته بلكه در جهان عرب نيز از همه همتايان خويش پيشى گرفته است.
اما هر سالى كه از عمر سياسى مبارك مى گذرد، جمع تازه اى به صف مخالفان آن افزوده مى شود. در حلقه رهبران عرب بيش از همه درباره جانشينى حسنى مبارك سخن رفته است. مسأله جانشينى او مدت ها است كه دستور كار اصلى مبارزات گروه هاى داخلى اين كشور قرار گرفته است تا حدى كه جنبش مبارزاتى اين كشور شعار الكفايه «بس است» را براى خويش برگزيده است.
اين سؤال كه جانشين مبارك كيست به طرز شگفت آورى در سطح جامعه مطرح است. آينده سياسى كشور وابسته به پاسخ اين سؤال است. يكى از جنبه هاى جالب و شگفت آور دوران زمامدارى حسنى مبارك كه كمتر درباره آن صحبت شده، اين است كه او هيچگاه كسى را به عنوان قائم مقام يا وارث خود تعيين نكرده است. مبارك غايب اصلى تمام جلساتى بوده كه موضوع آن، دموكراسى و اصلاحات بوده است، دست كم ديپلمات هاى عرب اين سخن رئيس جمهور مصر را به خاطر دارند كه زمانى به صراحت در نشستى خطاب به ديپلمات هاى آمريكايى كه طرح اصلاحات سياسى آورده بودند گفته بود كه او واقعاً هيچ علاقه اى به طرح بزرگ دولت بوش براى اصلاحات و دموكراسى در خاورميانه ندارد. او در آن جلسه با صداى بلند در اعتراض به اين طرح ها گفته بود كه تمام اين ابتكارات طورى طراحى شده اند كه « گويى هيچ دولتى دراين منطقه وجود ندارد و يا اين كه اين دولت ها و كشورها، هيچ حاكميت يا مالكيتى برخود و سرزمين شان ندارند.»
تا مدت ها مشكل مبارك اين بود كه جانشين خويش را ازميان چه كسى برگزيند.
مبارك هميشه بين اين دو راهى قرار گرفته است كه يك نظامى را به عنوان جانشين تعيين كند يا يك فرد غيرنظامى را، اما به نظر مى رسد او امروزه از ميان اين دو گروه يك نفر را به عنوان جانشين احتمالى خود تعيين كرده است. او پسرش «جمال»را به ژنرالى از دسته نظاميان ترجيح داده است. مدت ها در محافل مصر مطرح مى شد كه جانشين افسر كهنه كار قاهره يك ژنرال سرشناس خواهد بود به نام «عمر سليمان». او رئيس سازمان اطلاعاتى كشور است كه از قدرت فراوانى در ساختار كشور برخوردار است. اين ژنرال ۷۰ ساله هم اكنون از سايه خارج شده است. اما ظاهر شدن ژنرال سليمان همزمان با ظهور پديده جديد مصر، جمال مبارك صورت گرفت . جمال مبارك پسر جوان تر حسنى مبارك، اكنون ۴۴ سال سن دارد. ژنرال سليمان كه به طبقه عاليرتبه مصر يعنى نظاميان تعلق دارد، از شركت كنندگان در جنگ اعراب و اسرائيل است، ژنرال هاى قدرتمند مصر كه زمام امور را در اين نقطه طلايى خاورميانه در دست دارند همواره ترجيح مى دهند كه يك نظامى جانشين مبارك شود.آنها بر اين باورند كه مصر، كشورى نيست كه حكومت موروثى داشته باشد. مى گويند چنين چيزى هيچ وقت در مصر اتفاق نيفتاده است و سنت بر اين است كه كشور توسط يك نظامى اداره شود.
اما امروز بر همه مسجل شده است كه حاكم قاهره در ميان اين دو طيف يا دو نظريه جانشينى ميل به فرزند خويش دارد. او درباره آينده سياسى خويش و آينده مصر به همان شيوه اى مى خواهد عمل كند كه رسم شاهان و امراى عرب است. حتى اگر اين تصميم در هاضمه روشنفكران منتقد يا حتى نخبگان موافق او دشوار آيد.
به هر حال اكنون بار ديگر با شدت گرفتن بيمارى مبارك موضوع جانشينى او بر زبان ها افتاده است. دوربين رسانه ها بيش از همه در پى شكار تصوير جمال مبارك فرزند و جدى ترين نامزد او هستند. لذا هيچ كس وقتى كاخ رياست جمهورى مصر موضوع بيمارى او را تكذيب كرد آن را جدى نگرفت.
افكار عمومى اين كشور با حساسيت غير قابل وصف ماجر اهاى درون حاكميت قاهره را تعقيب مى كنند و همه در پى پاسخى براى اين پرسش تاريخى هستند كه آيا زمان يك تصميم و تحول فرا رسيده است. مطبوعات و رسانه هاى مصر چندان مجاز نيستند كه حول اين مسأله مانور بدهند؛ به همين دليل اغلب مصرى ها خبرهاى مربوط به وضع جسمى يا موقعيت سياسى مبارك را از كانال رسانه هاى خارجى بويژه اينترنت تعقيب مى كنند.
در چند ماه اخير ورود برخى از روزنامه ها به اين ماجرا به قيمت زندانى شدن چند روزنامه نگار و محكوميت سنگين سردبير محبوب نشريه الدستور تمام شد. آنها جرم شان اين بود كه مسأله بيمارى مبارك را مطرح كرده بودند. دادگاهى در اين كشور، اقدام ۷ روزنامه نگارى كه در رسانه خويش موضوع بيمارى مبارك و بحث جانشينى او را پرداخته بودند با اتهام انجام اقدامات ضد دولتى از جمله بدنام كردن حسنى مبارك و پسرش محكوم كرد. قصه از اين قرار بود كه مبارك مجبور شد در اثر بيمارى خويش در چند اجلاس مهم جهان عرب شركت نكند، آخرين مورد آن قرار سفر رئيس جمهور به رياض در ايام فطر بود كه به دليل شرايط جسمى وى لغو شد.
اما فشارهاى سياسى حاكم بر قاهره براى آن كه مشى سخت گيرى نسبت به مخالفان را كنار بگذارد افزايش يافته است.
علاوه بر فشارهايى كه از جانب مخالفان دولت مصر صورت مى گيرد، برخى سازمان ها و دولت هاى غربى نيز آن كشور را براى انجام اصلاحات سياسى تحت فشار گذاشته است. اتحاديه اروپا در آخرين موضع گيرى خويش از كندى روند اصلاحات در دولت مبارك گلايه كرده در اين حال در بيانيه اى كه به تازگى از طرف سخنگوى كاخ سفيد منتشر شده در مورد آزادى هاى مطبوعات و حقوق اجتماعى در مصر انتقاد شده است.

* سير بحث جانشينى
زمانى كه بحث جانشينى مبارك مطرح شد نام بسيارى از چهره هاى پرآوازه مصر در ليست رهبران احتمالى آينده اين كشور مطرح گرديد. از ژنرال سليمان، رئيس تشكيلات اطلاعاتى مصر تا صفوت شريف دبيركل حزب حاكم اين كشور. اما اكنون همه آن اسم هاى مهم و مدعيان بزرگ كنار رفته اند و فقط نگاه ها به سوى سياستمدار جوان عضو خاندان مبارك رفته است.
به باور بسيارى از ناظران جمال ۴۴ ساله اكنون فاصله چندانى با تصدى كرسى رهبرى مهمترين كشور جهان عرب ندارد. اين ناظران تأكيد مى كنند كه حسنى مبارك همه مقدمات انتقال قدرت به فرزند خويش را فراهم كرده است. او حزب حاكم مصر به نام حزب دموكراتيك ملى كه همه اركان قدرت را در دست دارد، نسبت به پذيرش رهبرى جمال توجيه كرده است.
نام جمال يا مبارك دوم زمانى بر زبان ها افتاد كه نسيم اصلاحات و تغيير در فضاى سكون سياسى جهان عرب وزيدن گرفت. به طور خاص از ميانه دهه ۹۰ تعدادى از رهبران عرب در اثر بيمارى و مرگ طبيعى از صحنه حذف شدند و به ناچار حكومت هاى مهمى مانند اردن، مراكش و قطر در معرض بحث جانشينى قرار گرفتند. اين چرخه نقل و انتقال قدرت از پدر به پسر در اين ۲ دهه به طور مستمر جريان داشته است. نخستين گروه از رهبران جوان را محمدشاه ششم در مراكش و عبدالله دوم در اردن تشكيل دادند و حلقه بعدى بشار اسد در سوريه و محمد زائد در امارات به حساب مى آيند.
از همان زمان كه نسل دوم شاهزادگان عرب به سمت كسب جايگاه رهبرى خيز برداشتند، نام جمال مبارك در كانون نگاه ها نشست. با تقويم سياسى اعراب بايد گفت كه اكنون نزديك يك دهه در قدرت يابى جمال تأخير افتاده است.
اما شايد معضل اصلى در جانشينى جمال، ناسازگارى فرهنگ سياسى مصرى ها با پديده موروثى بودن قدرت باشد. به عبارتى مسأله اين است كه حاكم قاهره ايده واگذارى منصب به فرزند را چگونه مى خواهد در كشورى كه از سنت پادشاهان عرب گريزان است جامه عمل بپوشاند. شايد بسيارى افراد در مقايسه دوره ۳۰ سال اخير هيچ تفاوتى ميان رهبرى حسنى مبارك با حكومت هاى مطلقه جهان عرب نبينند، اما تجربه حاكى از اين است كه مصرى ها چندان در سنت تاريخى خويش در پى انتقال قدرت به شيوه موروثى نبوده اند.
جمال عبدالناصر و انورسادات هردو پسر داشتند، اما هيچ وقت چنين چيزى را پيشنهاد ندادند. به اين صورت ماجراى جانشينى مبارك دنيايى پر از سؤال و ابهام است.

شباهت ها و تفاوت هاى پدر و پسر
از مهم ترين سؤالاتى كه ذهن افكار عمومى مصررا به خود جلب كرده است، افكار و انديشه هاى جمال است و اين كه آيا او همان راه پدر را دنبال خواهد كرد يا آن كه سنتى تازه برپا خواهد ساخت، شباهت ها و تفاوت هاى مبارك دوم با حاكم امروز قاهره چيست؟
در اين راستا دو نگاه كاملاً متفاوت وجود دارد:
كسانى كه به تفاوت اين آقازاده با پدر تأكيد مى كنند معتقدند حتى آداب و رفتار ظاهرى او نيز شباهتى به پدرش ندارد. خود جمال نيزهمانندسيف الاسلام پسرقذافى ، تلاش زيادى مى كند تا اين تفاوت را حتى در ظواهر لباس و رفتارش به رخ بكشاند. به نوشته يك روزنامه نگار مصرى، جمال با چهره خندان خويش اخم و عبوسى صورت پدر را مى پوشاند و نوع نگاه او بيشتر شبيه مادر ولزى اش «سوزان» است تا حسنى مبارك. او آخرين تحولات دنياى مد را پيگيرى مى كند و بهترين كت و شلوارهاى انگليسى و كفش هاى چرم ايتاليايى را مى پوشد.
از تفاوت هايى كه حاميان آقازاده مبارك برآن تأكيد مى كنند گرايش ها و علايق شغلى جمال است. برخلاف پدرش كه به عنوان يك خلبان دل در گرو فعاليت ها و مشاغل امنيتى و نظامى داشته است و حتى در ايام رهبرى نيز بيشترين تلاش خويش را صرف تحكيم قدرت امنيتى مصر كرد، جمال علاقه خويش را متوجه فعاليت هاى اقتصادى و تكنولوژيك كرده است. از نظر حرفه اى، جمال يا آن گونه كه دوستانش او را صدا مى كنند «جيمى» يك بانكدار حرفه اى است. يك مشاور اقتصادى و مؤسس و عضو هيأت مديره سازمان ها و مؤسسات مختلف. در توصيف اين بخش از خصوصيات او يك كارشناس مصرى نوشته است جمال در دانشگاه آمريكايى قاهره تحصيل كرده است و به ماشين هاى اسپورت علاقه بسيارى دارد. برخلاف بسيارى از فرزندان رهبران جهان عرب، وى در ابتدا هيچ ميل و اشتياقى براى ورود به دنياى سياست و جانشينى پدر نداشته است. اما اندكى پيش از ۱۱ سپتامبر، پدرش تصميم گرفت تا وى را وارد دنياى سياست كند.
آنچه از زندگينامه فرزند مبارك در دست است او پس از ورود به حزب حاكم مصر پله هاى ترقى را طى مى كند. جمال در سلسله مراتب حزب دموكراتيك حاكم، رياست كميته اى را به عهده گرفت كه مسئول بررسى سياست هايى براى اصلاحات در كشور شد. با اين حركت بود كه او تلاش كرد كه همزمان با صعود از نردبان ترقى و رسيدن به طبقات بالاى «حزب دموكرات »حاكم تصوير يك جوان اصلاح طلب عرب را از خود به نمايش بگذارد و نگاه طيف تحول خواه اين كشور را به خود جلب كند.
بروشورهايى كه بعد از اين خود حزب نيز منتشر كرد از فرزند مبارك تصويرى به عنوان يك تكنوكرات طرفدار تجارت نيز در اذهان مى ساخت كه آرزوى مدرنيزه كردن «حزب ناسيونال دموكرات» و حامى آزادى اجتماعى جوانان مصرى را دارد. بر پايه گزارش هاى حزب حاكم، جمال اكنون در آوردن دانشجويان جوان به درون جناح سياست حزب موفق شده و قول داده است كه سطح استانداردهاى سياست را با آموزش و علم در كشور نيز افزايش دهد.
به اعتقاد ناظران مصر معرفى يك چهره اصلاح طلب از جمال سياستى دقيق بود كه بسيارى از حكومت هاى بسته عرب پس از موج دگرگونى فضاى بين المللى همزمان به سوى آن خيز برداشتند. اين حركت در قالب نظريه مشهور و مورد علاقه آمريكايى ها يعنى اصلاحات تدريجى يا تغييرات آرام صورت گرفت و هدف نهايى اش اين بود كه حاكمان نظام هاى فردگراى عرب را به يك جابه جايى و نقل و انتقال در درون حكومت راضى كند و به اين طريق موج قدرت رو به افزايش اپوزيسيون نيرومند آنها را خنثى سازد.
به گفته يك محقق مصرى، يكى از توانايى هاى جمال، اطلاع او از همين نياز و ضرورت اصلاحات است. او فهميده كه جامعه مصر بيش از همه جوامع عرب مهياى تغيير است. دوسوم جمعيت كشور زير ۳۵ سال سن دارد. سالانه ده ها هزار فارغ التحصيل وارد بازار كار مى شوند كه آنها به جمعيت بيكار كشور اضافه مى شوند. از طرفى او همچنين به نفوذ روزافزون اپوزيسيون اين كشور نيز اشراف پيدا كرده است و مى داند كه يك دليل گرايش به آن، يأس از حكومت و سركوب خواسته ها و مطالبات مردم است.
جمال در طرح اين ديدگاه هاى خويش از حمايت بى دريغ محافل غربى و آمريكايى بهره مند بوده است تا حدى كه يك مقام رسمى آمريكا گفته بود: او (جمال ) تأثير خوبى بر طرف مقابل مى گذارد. او بسيار مطمئن تر از پدرش است و اعتماد به نفس خوبى دارد. حدود سه سال پيش جمال به ايالات متحده سفر كرد كه اين نخستين سفر رسمى او به واشنگتن شمرده مى شد و در مصاحبه اى كه با روزنامه واشنگتن پست انجام داد خاطرنشان كرد: اصلاحات در سيستم همه پرسى مصر به هيچ وجه در دستور كار قرار ندارد. او انتقادات از مبارك را رد كرد.
با اين وصف اصلاح طلبان دولتى مصر و متحدان غربى آنان اميدوارند كه «جمال مبارك» بتواند در گشودن درهاى يك دموكراسى مطلوب آنان به روى كشور، به آنها كمك نمايد اما اين تصوير اول از بازمانده رهبر مصر است، آن سوى اين تصوير اصلاح طلبانه نگاه كسانى قرار دارد كه معتقدند كه اولاً از آقازاده جوان حزب حاكم مصر در اصلاح ساختار سياست نظامى گراى اين كشور كارى بر نمى آيد. در ثانى او در محاصره اى از شبكه هاى قدرت داخلى و خارجى ناگزير همان راه پدر را خواهد رفت.
بنابراين واقعيتى كه رهبران قاهره دائم در تكذيب و نفى آن هستند اين است كه توانايى جمال ۴۴ ساله از سوى سران حاكميت مورد ترديد قرار گرفته است و پافشارى حسنى مبارك بر اين امر رنجش و نگرانى افراد قديمى تر حزب ناسيونال دموكرات را عميق تر خواهد ساخت.
اين مسأله چند بار در مطبوعات خود مصر مطرح شد كه مبارك، جمال را على رغم نارضايتى ژنرال ها براى جانشينى خود تعليم مى دهد.
اما اگر گروه نخبگان حكومتى در توانايى هاى جمال ترديد افكنده و جايگزينى او را يك خطر مى بينند، روشنفكران و احزاب اين كشور در اساس و مبناى اين اتفاق ترديد مى افكنند. از همين زاويه است كه منتقدان اين كشور معتقدند كه دوره انتقال با چالشى عميق روبه رو خواهد شد و مبارك در اين تصميم خويش ريسك بزرگى كرده است. ريسك رودررويى با همه آنهايى كه سال ها رنج حبس و شكنجه را به اميد گشوده شدن راه تغيير حاكميت به جان خريده اند. «هشام كاظم» ناشر هفته نامه قاهره تايمز و رئيس سازمان حقوق بشر مصر در گفتارى هر دو وجه از خطرات جانشينى جمال را توصيف كرده است . او مى گويد من سخنرانى هاى جمال مبارك را به دقت دنبال كرده ام. او توانايى رهبرى كشور بزرگ مصر را ندارد و بايد بگويم كه چيز جديدى در آنها وجود ندارد. او يك فرد متوسط است. هشام كاظم سرسختانه براين باور است كه جمال جانشين مناسبى براى حسنى مبارك نيست. او مى گويد: مبارك بايد خطرات جايگزينى پسرش به جاى خود را درك كند. اگر او به اين مقام برسد، دوام نخواهد يافت و شايد تنها براى مدت كوتاهى بتواند دوام بياورد اما در نهايت با كودتا روبه رو خواهد شد. اگر چه خود جمال بار ها اين موضوع را تكذيب كرده، ولى اين تكذيب ها روى شيوع اين تفكر اثر نداشته است، چرا كه در اين كشور جانشين مشخص ديگرى براى حسنى مبارك وجود ندارد. حتى از يك جهت به تعبير يك كارشناس مصرى، وضعيت جمال، مجسم كننده وضع دشوار مصر است : از يك سو وجود زمينه و ظرفيت تغيير و از سوى ديگر عدم توانايى براى انجام آن.
خبرهاى ناخوش از جبهه عربى سازش
322905.jpg
فضاى داخلى مصر روزبه روز براى غرب بويژه آمريكا نگران كننده مى شود. موضوع بيمارى مبارك آن هم در حالى كه كاخ سفيد همه اميدهاى خويش را در خاورميانه بحرانى به اين كشور دوخته است براى دولت بوش يك شوك بزرگ است. نقش رهبر كهنه كار قاهره در سرنوشت سياست خارجى دولت بوش را مى توان با آخرين درخواستى كه خانم رايس در ديدارش از قاهره تسليم همتاى خود احمدابوالغيط كرد محاسبه كرد. در اين درخواست وزيرخارجه آمريكا به صراحت گفت كه مبارك محور تعيين كننده دراجلاس جهانى بوش براى خاورميانه خواهد بود. اجلاسى كه در آخرين ماه هاى رياست جمهورى بوش ايالات متحده حساب هاى تاريخى براى آن گشوده است. واشنگتن درحالى مصر را به عنوان تكيه گاه طرح هاى سياسى خويش برگزيده كه بسيارى از نقاط اتكاى اين كشور در منطقه متزلزل شده است. در واقع قاهره دراين مرحله نقشى را بر دوش مى كشد كه قرار بود بغداد يا رياض عهده دار آن باشند. اما مشكل اصلى آمريكايى ها در تكيه بيش از حد بر اين كانون استراتژيك خاورميانه اين است كه موجى از چالش ها آينده سياسى مصر را فرا گرفته است. مصر امروز آبستن تحولات گوناگون است. تحولاتى كه پيش بينى آن براى خود آمريكايى ها هم دشوار شده است.
سيماى سياسى اين كشور به اندازه اى تغيير كرده است كه يكى از گزارشگران آمريكايى به تازگى در مقاله اى هشدار آميز نوشت: از مشاهده فضاى قاهره شگفت زده شدم. قاهره به يك شهر اسلامى تبديل شده است. عده زيادى از زنان حجاب بر سر دارند و حتى برخى از آنها از چادر استفاده مى كنند. اين خصيصه حتى در ميان طبقه ثروتمند و تحصيلكرده در غرب هم ديده مى شود. تظاهرات ضددولتى و تجمع حمايت از فلسطين در اين كشور هميشه جريان دارد و. . .
آمريكايى ها همواره با احتياط در مورد اصلاحات در مصر سخن گفته اند زيرا نمى دانند در صورت گشوده شدن دريچه بسته سياست در اين سرزمين چه خواهد شد. مثلاً آنها نمى دانند اگر مبارك تصميم به آزادسازى بگيرد، تنها باعث عميق تر شدن شكاف اجتماعى مى شود. يا اگر فضاى سياسى را باز كند، باعث ناامن شدن حكومت خود مى شود. سوابق تاريخى مصر مى گويد هر ۲ اين سناريوها، مى تواند مردم را به خيابان ها بكشاند. دوبار در تاريخ معاصر مصر، ارتش براى كنترل اوضاع وارد خيابان ها شده است، يكى، درسال ۱۹۷۷ پس از شورش خيابانى به علت غذا و ديگرى در سال ۱۹۸۶ توسط اعضاى جديد پليس قاهره و امروز، پس از جنگ عراق، نيروهاى اين كشور در حالت آماده باش و تحت تعليمات خاص قرار دارند تا در صورت لزوم از آنها استفاده شود. البته اين سؤال هم مطرح است كه اگر ارتش به خاطر جانشينى مبارك يك بار ديگر به خيابان ها فرستاده شود، آيا سربازان حاضر خواهند بود بر روى هموطنان مصرى خود آتش بگشايند؟
كانون نگرانى آمريكا اين است كه مصر بهترين شرايط را براى اجراى اصلاحات سياسى در ميان جهان عرب در اختيار دارد . مصر با داشتن ۷۵ ميليون نفر جمعيت، يك ميراث تاريخى بزرگ به عنوان مركز فرهنگ مدرن عرب، مركز جهان عرب به شمار مى رود. حتى مقام آمريكايى مذكور مى گويد « مصر در واقع بلندگوى جهان عرب است. » بدون مصر در جهان عرب هيچ حركتى به سمت دموكراسى از انرژى و نيروى كافى برخوردار نخواهد بود.
نكته قابل تأمل اين است كه مصرى ها با سست شدن پايه هاى قدرت ۲۸ ساله مبارك براى بازگشت به دوران شكوهمند آزاديخواهى خويش تلاش مى كند. مطبوعات مصر سابقه دموكراسى اين كشور را به رخ مبارك مى كشند و مى نويسند پارلمان مصر در سال ۱۸۶۶ تأسيس و از دهه ۱۹۲۰ تا كودتاى سال ۱۹۵۲ كه منجر به روى كار آمدن «جمال عبدالناصر» شد، ادامه يافت.
آينده مصر براى همه بسيار مهم و حياتى است. واشنگتن، قاهره را كانون سياست منطقه اى خويش قرار داده است. همچنان كه آينده اين كشور براى جهان عرب نيز مهم است، چون هر اتفاقى كه در قاهره پايتخت فرهنگى - ژئوپولتيكى منطقه بيفتد، مطمئناً بر ساير كشورهاى عرب نيز اثر مى گذارد. هر تغييرى در مصر، منادى اتفاقاتى است كه در جهان عرب خواهد افتاد.
آمريكا و شركاى غربى مصر اكنون با مشاهده اين موج تغييرات تلاش مى كنند كه مبارك را به اصلاحات كنترل شده راضى كنند، اما او هر بار با ايفاى يكى از نقش هاى طلايى خود در حوادثى مانند سازش خاورميانه، طرح اصلاحات را به تأخير انداخته است. آمريكا به تازگى نيز از مصر خواسته است تا اصلاحات سياسى را در دستور كار قرار دهد حتى برخى گفته اند ديدار خانم رايس احتمالاً بر فشار سياسى در اين جهت افزوده است. اما واقعيت اين است كه واشنگتن به دليل تمركز روى پروژه سازش، براى تغيير در قاهره چندان فشار وارد نمى كند، چنان كه يك عضو شوراى روابط خارجى ايالات متحده مى گويد «ما هيچ چيز را از مصر مطالبه نمى كنيم. ما تنها از آنها انتظار همكارى در زمينه موضوعات اطلاعاتى و امنيتى داريم. اما هيچ چيز ديگرى را از آنها نمى خواهيم، حتى در مورد بخشى از ميليارد ها دلارى كه در آنجا خرج كرده ايم نيز از آنها سؤالى نمى كنيم. فشار ديپلماسى عمومى نتايج چندان خوب و مفيدى دربر نخواهد داشت.»
اين بار نيز به نظر مى آيد كه مبارك تقاضا يا فشارهاى آمريكا براى امتياز دادن قاهره به مخالفانش را به پروژه جديد سازش گره بزند. نشانه بارز آن، سخن اخير رهبرى مصر است كه به صراحت اعلام كرد همه تلاش هاى خويش را براى موفقيت كنفرانس پائيزه به كار خواهد بست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |