پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸۶ - ۱۳ شوال ۱۴۲۸
Thu, Oct 25, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
حقوقى
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
مى توانيد بهره هوشى بچه ها را افزايش دهيد
322962.jpg
مترجم: غزاله مرعشى

چگونه مى توانيم سطح هوش فرزندانمان را افزايش دهيم؟ اين سؤال بسيار مشكلى است زيرا كودكان در زمينه هاى مختلف سطح هوشى متفاوتى دارند. بعضى از بچه ها در زمينه خواندن نكات و درك مطلب بسيار باهوشند. بعضى ها شعر مى گويند و نگارش قوى دارند، بعضى ديگر نسبت به همسن و سال هاى خود قدرت سخنورى بيشترى دارند و بعضى ها هم با هر وسيله ساده و پيش پا افتاده اى كه در اختيار داشته باشند اسباب بازى هاى خارق العاده اى مى سازند.
هوش، توانايى كلى انسان براى پردازش اطلاعات اطرافش است كه تأثير آن را مى توان در زمينه هايى چون توانايى يادگيرى، قدرت فهم، قدرت استقلال و مهارت هاى حل مسأله مشاهده كرد.
از آن جا كه هركودك و توانايى هايش منحصر به فرد است، اين موضوع كه چرا سطح هوشى كودكان با هم متفاوت است و چگونه مى توان بيشترين بهره را از توانايى هاى آنان برد، اهميت مى يابد.
* هوش افراد، ارثى يا اكتسابى؟
۸۰ درصد تفاوت هوش افراد در بزرگسالى به ژنتيك مربوط مى شود. اما از طرفى در آزمايش هاى تست هوش مشخص شده است كه به طور كل هر نسلى از نسل قبل خود باهوش تر است و اين امر نشان دهنده تأثير محيط اطراف و شرايط آموزشى بر سطح هوش انسان هاست.
واقعيت اين است كه در ميزان هوش افراد هم ژنتيك مؤثر است و هم شرايط محيط اطراف ولى معمولاً مردم تأثير محيط بر هوش كودكان را ناديده مى گيرند و تمام نتايج مثبت آن را به ژنتيك و وراثت نسبت مى دهند.
با گذشت زمان، تأثير محيط بر سطح هوش كاهش مى يابد. براى مثال اگر كودكى در دوره پيش دبستانى از يك برنامه آموزشى غنى و پربار استفاده كند در مدت ۶ تا ۱۲ ماه سطح هوشى اش افزايش پيدا مى كند ولى اگر اين برنامه آموزشى متوقف شود سطح هوشى كودك دوباره افت مى كند.
اگر كودكى كه از نظر ژنتيك سطح هوشى بالايى دارد در محيطى كه از نظر آموزشى ضعيف است قرار گيرد، ممكن است رفتارهايش با ديگر كودكان متفاوت باشد. مثلاً با بچه هاى باهوش ترى دوست شود يا نسبت به برنامه هاى آموزشى تلويزيون علاقه بيشترى نشان دهد ولى چون امكانات آموزشى كمى دارد در طول زمان به مرور سطح هوشى اش پائين تر مى آيد.
*اندازه گيرى هوش
چقدر بايد به نتايج آزمايش هاى تعيين سطح هوش (IQ) اهميت بدهيم؟ تا زمانى كه كودكان رشد طبيعى دارند و از نظر ذهنى شكل غيرعادى ندارند هيچ احتياجى به تخمين زدن ميزان هوش آنها با انجام اين آزمايش ها نيست. معيار بهتر براى سنجش هوش كودكان ميزان كنجكاوى، شادبودن، اشتياق به يادگيرى و انجام بازى هاى نمايشى است.
درمورد نوجوانان، هر اندازه كه آنها در زمينه هاى اقتصادى و مهارت هاى اجتماعى بيشتر مانند بزرگسالان عمل كنند، سطح هوش بالاترى دارند.
* غذاى مغز
مادران بايد در زمان باردارى و شيردهى به اندازه كافى ويتامين و مواد معدنى در رژيم غذايى خود داشته باشند تا كودكانشان از نظر سلامت مغز در سطح مطلوبى باشند. زمانى كه بچه ها از شير گرفته مى شوند و شروع به غذاخوردن مى كنند، بايد به آنها آموزش داد كه همه انواع غذاها را امتحان كنند. اگر غذايى را دوست نداشتند، مدتى آن را از برنامه غذايى شان حذف كنيد. بعد از چند ماه دوباره از آن نوع غذا استفاده كنيد زيرا ممكن است ذائقه آنان تغيير كرده باشد.
كودكان روزانه به ۵ يا ۶ واحد ميوه و سبزيجات، ۵ واحد غلات، ۲ يا ۳ واحد گوشت قرمز يا ماهى يا گوشت مرغ و ۲ تا ۳ واحد شير نياز دارند. البته اين واحدهاى غذايى بايد كمتر از واحدهاى غذايى بزرگسالان باشد تا موجب افزايش وزن نشود.
كودكان به طعم هاى شور و شيرين علاقه زيادى دارند. مادران مى توانند سبزيجات را به ميزان كم طعم دار كنند تا بچه ها به مصرف آن علاقه بيشترى نشان دهند و ويتامين ها و مواد معدنى لازم را دريافت كنند.
* ذهن فرزندان تان را تقويت كنيد
براى پرورش نيروهاى ذهنى كودكان، هر شب با هم يك داستان بخوانيد. سعى كنيد حس اشتياق و كنجكاوى را در وجودشان بيدار كنيد و اگر امكانش را داريد آنها را تشويق كنيد تا نواختن يك ساز را ياد بگيرند.
كودكانى كه در خانواده هايى بزرگ شده اند كه گفت وگو، گوش دادن به صحبت ديگران و مطالعه جزو عادت هاى هميشگى ديگر افرادخانواده بوده، معمولاً سطح هوشى بالاترى دارند و نسبت به همكلاسى هايشان در مدرسه بهتر عمل مى كنند.
براى فرزندان تان تعدادى اسباب بازى ايمن و متنوع تهيه كنيد كه رنگارنگ و پرسروصدا باشد. صرف زمان بيشتر با كودكان در نخستين سال زندگى شان بعدها سود بسيار زيادى براى آنها خواهد داشت. اين امر هم موجب تحكيم رابطه آنها با والدين شان در آينده مى شود و هم رشد ذهنى آنها بيشتر خواهد شد.
بچه هايى كه والدين شان به آنها اجازه مى دهند كه هر چقدر دوست دارند وقت صرف تماشاى تلويزيون و بازى هاى رايانه اى كنند، ذهن پويايى نخواهند داشت.
وقتى كه بچه ها بزرگ مى شوند احتياج به زمان و آزادى دارند تا در حين بازى چيزهاى جديد كشف كنند و ياد بگيرند. اگر فرزند شما در سنين قبل از دبستان عاشق گل بازى است يا با شما يا دوستانش بازى هاى نمايشى انجام مى دهد، در حقيقت آنچه را كه لازم دارد، ياد مى گيرد.
ورزش، موسيقى و ديگر فعاليت هايى كه به تمركز حواس و نظم احتياج دارند به پرورش نيروهاى ذهنى كودكان كمك مى كند. البته به شرطى كه والدين آنها را مجبور به پذيرش علاقه هاى خودشان نكنند. اين كه پدر در كودكى عاشق فوتبال بوده دليل بر اين نمى شود كه فرزندش هم به فوتبال علاقه داشته باشد.
علاقه ها و تكنيك هاى يادگيرى براى هر كودك منحصر به فرد است. والدين بايد هم به كودكان راه و روش آموختن و كسب تجربه هاى جديد را ياد بدهند و هم بايد آنها را با مفاهيمى چون شهامت، درستكارى، وظيفه شناسى و هدفمند بودن آشنا كنند زيرا تمامى آنها براى موفق بودن ضرورى است.
افراد بسيار كمى هستند كه از تمامى توانايى ها و قابليت هايشان استفاده مى كنندو ياحتى آنها را مى شناسند. بايد به كودكان ياد داد كه توانايى هاى واقعى خود را بهتر بشناسند و با استفاده از امكاناتى كه در اختيار دارند بيشترين بهره را از هوش و استعدادشان ببرند.
* پرورش نيروهاى ذهنى يك امر دائمى است، نه موقتى
از آنجا كه تأثير محيط بر هوش كودكان با گذشت زمان كم رنگ مى شود و در نهايت از ميان مى رود، پرورش هوش و نيروهاى ذهنى بايد در تمام طول زندگى ادامه يابد. تغذيه مناسب و تشويق كردن كودكان براى استفاده مؤثر از استعدادها و نيروهاى درونى، شروعى بسيار مناسب براى آنهاست تا در آينده با تكيه بر هوش و استعدادهايشان بهتر با مشكلات مقابله كنند.
اگر شما بتوانيد حتى براى مدتى كوتاه توانايى يادگيرى را در فرزندتان افزايش دهيد، تكنيكى را كه به آنها آموخته ايد ممكن است حتى تا ۲۰ يا ۳۵ سال آينده با آنها بماند.
زيرا بعضى از مهارت هايى كه كودكان ياد مى گيرند در تمام طول عمر به كارشان مى آيد. بهترين هديه اى كه والدين مى توانند به فرزندشان بدهند عشق به يادگيرى و تلاش و كوششى است كه به آنها رضايت خاطر بدهد. اگر بتوانيد اين هديه را به آنان بدهيد، ديگر لازم نيست نگران سطح هوشى آنها باشيد، زيرا آنان مهارتى را ياد گرفته اند كه داشتن زندگى موفق در آينده را برايشان تضمين مى كند.
اهميت انگيزش در يادگيرى
322956.jpg
مارينا دانغيان

روانشناسان، يادگيرى را تغيير نسبتاً پايدارى مى دانند كه بر اثر تجربه در توانايى هاى بالقوه فرد به وجود مى آيد. در توضيح اين تعريف، لازم است اصطلاحات تغيير نسبتاً پايدار، توانايى بالقوه و تجربه شرح داده شود. منظور از تغيير نسبتاً «پايدار» تغييرى است كه كم و بيش دوام دارد نه تغيير موقتى و ناپايدار كه در اثر عواملى مانند خستگى، مصرف دارو و عادت به تاريكى به وجود مى آيد.
هدف از «توانايى بالقوه» عبارت است از توانايى كه در فرد وجود دارد، اما هنوز ظاهر نشده است، مثلاً عده اى از ما اين توانايى را داريم كه خلبان ماهرى شويم اما در حال حاضر نمى توانيم خلبانى كنيم. در اين مورد گفته مى شود كه توانايى ما براى هدايت يك هواپيما بالقوه است و هنوز به فعل درنيامده است.
هدف از كاربرد كلمه «تجربه» اين است كه تغييراتى را مى توان به عنوان يادگيرى به حساب آورد كه محصول تمرين باشد نه تغييراتى كه در اثر رشد و بلوغ، مثل رشد قد و وزن به وجود مى آيد.
شايد مهم ترين سؤال هر معلم اين باشد كه چگونه مى توان يادگيرى، به ويژه يادگيرى مطالب درسى را مؤثرتر و پربارتر كرد. بسيارى از روانشناسان، يادگيرى را در شرايط دقيق و كنترل شده مطالعه كرده اند تا ماهيت يادگيرى را بهتر كشف كنند و چگونگى بهبود بخشيدن آن را دريابند. بدين ترتيب، بسيارى از عوامل مؤثر در يادگيرى شناخته شده است.
در اين ميان، آموزش شامل مجموعه فعاليت هايى است كه معمولاً به يادگيرى منجر مى شود. اين فعاليت ها مربوط به معلم و يادگيرنده است ولى در تجزيه و تحليل نهايى، يادگيرى كه نتيجه آموزش است از سوى يادگيرنده انجام مى گيرد، درواقع معلم، روش يادگيرى را آموزش مى دهد نه صرفاً موضوع درسى را. موفقيت در امر آموزش به عواملى چون مهارت معلم، وسايل آموزشى و ويژگى هاى يادگيرنده و تعامل آنها با يكديگر مربوط است.
وجود تفاوت هاى فردى دانش آموزان در ابعاد ذهنى، عاطفى، اجتماعى و حتى در آموخته هاى قبلى و ساير عوامل مؤثر در يادگيرى، غيرقابل ترديد است. سن، هوش، تجربه اوليه، تمركز، داشتن تصوير ذهنى، ارتباط دادن بين آموخته ها، فاصله گذاشتن بين يادگيرى ها، استراحت پس از يادگيرى و كل خوانى از عوامل مؤثر در يادگيرى بهتر و فراموشى كمتر است؛ ولى انگيزه، نخستين عنصر تشكيل دهنده رفتار و مهم ترين شرط يادگيرى است.
سؤال اساسى در اين زمينه اين است كه دانش آموزان در چه شرايطى براى يادگيرى برانگيخته مى شوند؟
روانشناسان عواملى كه موجود زنده و از جمله انسان را به فعاليت وامى دارد و او را به جهت خاصى سوق مى دهد، انگيزه (motive) مى نامند. پس مى توان گفت كه انگيزه جايگاه بسيار مهمى در زندگى موجود زنده دارد. زيرا نخستين عنصر تشكيل دهنده رفتار است. انگيزه است كه باعث مى شود دانش آموزى ساعت ها به مطالعه روانشناسى بپردازد و دانش آموز ديگرى به ورزش يا هنر روى آورد و ديگرى به فراگيرى دروس رياضى بپردازد. انگيزه است كه يكى را به كسب ثروت و يكى را به تحصيل علم و دانش وامى دارد و ديگرى را به سمت خدمت به مردم سوق مى دهد.
انگيزه در حقيقت به چرايى رفتار اشاره دارد. به عبارتى ديگر، انگيزه حالت هاى درونى ارگانيزم است كه انسان و به طور كلى موجود زنده را به حركت وامى دارد، رفتار وى را جهت مى دهد و به سوى هدف خاصى هدايت مى كند. انگيزش (motivation)، يعنى حالتى كه در اثر دخالت يك انگيزه به ارگانيزم دست مى دهد. كمبود موادغذايى بدن يا نياز به غذا «انگيزه» و حالت يا احساس گرسنگى «انگيزش» است. نياز به آب در بدن «انگيزه» و احساس تشنگى «انگيزش» است. در اين رابطه، تلاش موجود زنده براى به دست آوردن غذا يا آب «رفتار» ناميده مى شود.
انگيزش، مهم ترين شرط يادگيرى است. علاقه به يادگيرى، محصول عواملى است كه به شخصيت و توانايى دانش آموز، ويژگى هاى تكاليف، مشوق ها و ساير عوامل محيطى مربوط است. دانش آموزان با انگيزه به راحتى شناخته مى شوند. آنها به يادگيرى اشتياق دارند و علاقه مند، كنجكاو، سختكوش و جدى هستند. اين دانش آموزان به راحتى موانع و مشكلات را از پيش پاى خود برمى دارند، زمان بيشترى براى مطالعه و انجام تكاليف مدرسه صرف مى كنند، مطالب بيشترى مى آموزند و پس از پايان دوره دبيرستان به تحصيلات ادامه مى دهند.
البته نمى توان انگيزش دانش آموز براى كسب موفقيت را مشاهده كرد، اما مى توان تكاليف، مشاركت روزانه در كلاس درس، انتخاب فعاليت ها و مطالعاتش را مشاهده كرد. روان شناسان، انگيزش را تعبير، عامل يا مفهومى فرض مى كنند كه مى تواند بعضى از رفتارها را تبيين كند. با وجود اين، انگيزه قابل مشاهده نيست و يك سازه فرضى تلقى مى شود. انگيزش دانش آموز ممكن است هم از لحاظ شدت و هم از لحاظ جهت، متفاوت باشد. ۲ دانش آموز ممكن است براى بازى هاى رايانه اى برانگيخته شوند، اما يكى از آنها نسبت به ديگرى با شدت بيشترى برانگيخته است.
همان طور كه معلمان براى ارتقاى انگيزش درونى دانش آموزان به منظور يادگيرى موضوع هاى درسى آنها تلاش مى كنند، بايد به مشوق هاى يادگيرى آنها نيز توجه كنند. به عبارت ديگر، هر موضوعى به طور ذاتى براى دانش آموزان جالب نيست و بايد براى انجام دادن كارهاى دشوار كه تسلط بر آنها ضرورى است برانگيخته شوند. پس، انگيزش، مهم ترين شرط يادگيرى است. علاقه به يادگيرى محصول عواملى است كه به شخصيت و توانايى دانش آموز، ويژگى هاى تكاليف، مشوق ها و ساير عوامل محيطى مربوط است. استفاده از اين مشوق ها مى تواند به اين امر كمك كند:
*داشتن انتظارات مشخص از دانش آموزان ـ دانش آموزان به دانستن دقيق آنچه از آنها انتظار مى رود نيازمندند. فراگيران بايد بدانند چگونه ارزيابى مى شوند و موفقيت آنها چه پيامدهايى دارد.
* صراحت بازخورد ـ شرط بسيار مهم ديگر در ايجاد انگيزش اين است كه بازخورد بايد مستقيم به عملكرد دانش آموز مربوط باشد و تا حد امكان بعد از عملكرد دانش آموز روى دهد.
* فوريت در بازخورد ـ بازخورد سريع به پاسخ نيز بسيار مهم است. اگر دانش آموز امتحانى در روز اول هفته داده باشد و تا آخر هفته، هيچ بازخوردى در آن مورد دريافت نكند، به احتمال زياد از ارزش اطلاعاتى و انگيزشى بازخورد كاسته خواهد شد.
*فراوانى ارزشيابى بازخورد و پاداش ـ بازخوردها و پاداش ها بايد به طور مداوم به منظور جلوگيرى از كاهش ميزان تلاش دانش آموزان به آنان ارائه شود.
* حمايت از تبادل انديشه در محيطى امن ـ محيط امن براى يادگيرى محيطى است كه در آن، اشتباه جايزه شمرده و پاسخ هاى ناتمام نيز پذيرفته مى شود. در كلاسى كه مهارت هاى تفكر آموزش داده مى شود تمام دانش آموزان به اشكال مختلف در فعاليت هاى كلاسى شركت مى كنند و دانش آموزان احساس خجالت يا ترس نمى كنند.
* پاداش دادن به تلاش و پيشرفت ـ همان طور كه از نظريه هاى اسناد برمى آيد، بازخوردهاى كلاس درس بايد بر تلاش متمركز باشد نه بر توانايى دانش آموزان. در اين شرايط بايد انتظار پيشرفت بيشترى داشت و به موفقيت دانش آموز اميدوار بود.
فراهم آوردن قابليت پيش بينى براى دانش آموزان ـ كلاس درس بايد شرايطى فراهم كند كه دانش آموزان بتوانند رويدادها و نتايج فعاليت هاى خودشان را تا حدودى پيش بينى كنند. هر قدر شرايط، غيرقابل پيش بينى و رويه ها نامشخص باشد، از ميزان برانگيختگى دانش آموزان كاسته مى شود و دانش آموزان احساس ناامنى و اضطراب بيشترى مى كنند.

منابع:
ـ پارسا، محمد. ،۱۳۷۴ روان شناسى يادگيرى بر بنياد نظريه ها، انتشارات سخن.
ـ روان شناسى سال سوم نظام جديد متوسطه، رشته ادبيات و علوم انسانى، سال انتشار ۱۳۷۸.
ـ كديور، پروين. ،۱۳۷۹ روان شناسى تربيتى، انتشارات سمت، تهران.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |