بهمن عبداللهى
سرگرد بهروز فتاحى شخصيت داستان «مدار صفر درجه» بشدت ايرانى است، ويژگى هاى قهرمان سريال حسن فتحى آميزه اى از وظيفه شناسى، احساسات انسانى، صلابت و تيزبينى است. شايد جدا از شخصيت پردازى، يك موضوع ديگر باشد كه كارآگاه فتاحى را براى بينندگان جذاب مى كند و آن زيبايى كار بازيگر اين نقش است .
|
|
|
« پير داغر» هنرپيشه اى كه به اين نقش جان بخشيده، بازيگرى عرب زبان و مقيم بيروت است. او كه بنابه اصرار فتحى به سريال «مدار صفر درجه» دعوت شده، با اندكى تغيير در چهره و نوع بازى اش به همتاى ايرانى خود مبدل شده تا آنجا كه بسيارى از بينندگان تا لحظه خواندن اين مصاحبه تصور مى كرده اند او يك بازيگر تازه وارد «ايرانى» است.داغر البته در لبنان هنرپيشه اى معروف و شناخته شده است كه هرازگاهى در آثار سورى نيز به ايفاى نقش مى پردازد. او تاكنون در چهل سريال و چند فيلم سينمايى بازى كرده كه از اين ميان در ۱۰ سريال در سوريه جلوى دوربين رفته است . پير داغر مدرك كارگردانى ـ بازيگرى از دانشگاه عالى بيروت دارد و در آخرين فعاليت تلويزيونى خود در نقش «ابوعبيده» و در سرى دوم سريال «خالد بن وليد» به كارگردان غسان عبدالله ظاهر شده است، سريالى كه به گفته خودش در ۴-۳ ماه توليد شده و در ماه مبارك رمضان در برخى كشورها روى آنتن رفته است. فيلم رمانتيك «ماريا» هم از جمله آخرين كارهاى سينمايى اوست. داغر در تئاتر هم فعاليت زيادى داشته كه در اين زمينه به آخرين نمايشش «چه گوارا» مى توان اشاره كرد كه در آن نقش فيدل كاسترو را بازى كرده است. اين بازيگر در فيلم ويدئويى ـ سينمايى «افسانه هولوكاست» به كارگردانى عبدالحسن برزيده هم بازى كرده كه آماده پخش از شبكه جهانى سحر است.بازيگر نقش سرگرد فتاحى چند ماهى در ايران حضور داشته و در شرايطى كه «مدار صفر درجه» در سكوت خبرى ساخته مى شد، جلوى دوربين رفته است. او از مردم ايران، همكارى با گروه سازنده و شخصيت سرگرد فتاحى خاطرات زيادى با خود به لبنان برده و تأكيد كرده كه با آنها زندگى مى كند.گفت وگوى «ايران» با پير داغر تلفنى انجام شد، آن هم زمانى كه سرهنگ ارسيا و همپالكى صهيونيست اش را در قسمت بيست و پنجم سريال به گلوله بسته و عاشقانه دل به تقدير سپرده بود. در اين گفت وگو «مختار پرتو» زحمت ترجمه را برعهده داشت، گرچه گفت وگوى رخ به رخ آن هم به زبان بدون واسطه حاوى ارزش هاى ديگرى است.
آقاى داغر، بازى در سريال «مدار صفر درجه» چگونه اتفاق افتاد؟ آيا شما قبل از اين همكارى، با حسن فتحى آشنا بوديد؟
من ۲ سال پيش از شروع كار در سريال «مدار صفر درجه» با آقاى فتحى آشنا شده بودم. او پيش از اين سريال براى ساخت يك فيلم ويدئويى ـ سينمايى به نام «رؤياهايت را به خاطر بسپار» به بيروت آمده بود و من به همراه نادى ابراهيم [ بازيگر نقش تئودور در سريال مدار صفر درجه ] با فتحى همكارى كرده بوديم. او همان زمان به من گفت در حال نوشتن يك سريال تاريخى است، بعد كه به ايران برگشت با يكديگر در تماس بوديم و وقتى كار شروع شد، براى بازى در نقش «سرگرد فتاحى» به ايران دعوت شدم.
آيا شما قبل از ورود به ايران و بازى در اين سريال يا حتى آن فيلم ويدئويى از سينما و تلويزيون ايران شناختى داشتيد؟
البته آشنايى داشتم اما اين شناخت چندان شفاف و روشن نبود. من پيش از آن با برخى گروه هاى فيلمسازى كه به بيروت آمده بودند همكارى كرده بودم و يك شناخت كلى از سينماى ايران داشتم. وقتى كار فيلمبردارى و توليد آثار ايران را مى ديدم، متوجه مى شدم كه با آرامش و بدون عجله كار مى كنند و اين براى من خيلى خوب بود. آنها خيلى دقت مى كردند كه كارشان خوب پيش برود و محصول نهايى خوب ساخته شود. به نظر من ايرانى ها هم در سينماى جدى [ هنرى] و هم سينماى مخاطب عام [ تجارى] خيلى با آرامش كار مى كنند. من در لبنان از پشت صحنه چند فيلم ايرانى ديدن كردم و از نزديك با سينماگران ايرانى آشنا شدم، حتى چند فيلم را كه براى جشنواره ها ساخته شده بود، ديدم و بسيار شگفت زده شدم.
شخصاً از سينما و تلويزيون ايرانى چه آثارى در ذهنتان باقى مانده است؟
سريال حضرت يوسف(ع) را يادم مى آيد كه اينجا فيلمبردارى مى كردند، همچنين وقتى به تهران آمدم، در شهرك سينمايى فيلم «فرزند صبح» را فيلمبردارى مى كردند و در آنجا با بهروز افخمى آشنا شدم. من يك دوست ايرانى دارم كه نامش سعيد ملكان است و در كارهاى لبنانى به عنوان گريمور همكارى مى كند. من و او درباره سينماى ايران هميشه حرف مى زنيم و بحث مى كنيم. در مجموع سينماى ايران را در سال هاى اخير شناختم و قبل از اين شناخت زيادى از سينماى شما نداشتم.
آيا از سينماگران مطرح ايرانى مانند عباس كيارستمى، رخشان بنى اعتماد و ديگران فيلمى ديده ايد يا شناختى از آثارشان داريد؟
متأسفانه سينماى ايران از جهان عرب دور است و مردم كشورهاى عربى را با سينماى ايران آشنا نكرده اند.
در يك نگاه كلى سينماى ايران را به نسبت ديگر كشورها چگونه ارزيابى مى كنيد؟
من در اين سطح و اندازه نيستم كه درباره سينماى بزرگ ايران نظر بدهم. اما معتقدم شما يك وجه تمايز با سينماى ديگر كشورها داريد و اين كه تنوع فيلم هاى شما خيلى زياد است. بعضى از كارهاى سينمايى شما جهانى است و در سطح اول سينماى دنياست و من مى دانم كه برخى از فيلم هاى شما در جشنواره هاى جهانى مورد استقبال قرار گرفته است. در مجموع هم آثار تلويزيونى شما و هم فيلم هاى سينمايى تان از تمامى جهات داراى استانداردهاى جهانى است و مى تواند جزو آثار برتر قرار بگيرد.
آقاى داغر، شما موفق به ديدن سريال «مدار صفر درجه» شده ايد؟
نه، نديدم. اما به طور پراكنده درباره آن مطالبى شنيده ام. اخيراً در سرى دوم سريال «خالد بن وليد» بازى كردم كه در اين سريال همكاران عبدالله اسكندرى طراح چهره پردازى، به عنوان گريمور همكارى مى كردند. آنها در اين مدت به ايران مى رفتند و برمى گشتند، بنابراين همين دوستان برايم تعريف مى كردند كه در قسمت هاى مختلف چطور بودم و چطور بازى كرده بودم. به هر حال خودم دوست دارم آن را ببينم.
حتى هنگام تصويربردارى و روى ميز تدوين هم قسمت هايى از كار يا بازى خودتان را نديديد؟
نه، اصلاً. البته به من قول داده اند كه وقتى پخش سريال تمام شد DVD آن را برايم بفرستند.
اگر ممكن است، كار در سينما و تلويزيون لبنان را با كار در اين سريال و آن فيلم ويدئويى ايرانى مقايسه كنيد، تا تصوير بهترى از موقعيت سينمايى ۲ كشور به دست بياوريم.
واقعاً شما از ما پيشرفته تر هستيد و مدت زيادى زمان لازم است تا ما هم در اين زمينه پيشرفت كنيم. بعضى از موضوعاتى كه شما درباره آنها فيلم مى سازيد ما كمتر كار كرده ايم، يكى از موضوعات، مضامين انسانى است. اصلاً وارد شدن به موضوعات انسانى براى ما خيلى سخت است، اما شما آن را بارها تجربه كرده ايد. اميدوارم سينماى ما به موقعيتى برسد كه درباره موضوعات مختلف كار كند.
شما در سريال «خالد بن وليد» يك نقش تاريخى داريد و در سريال «مدار صفر درجه» هم نقشى در يك داستان تاريخى بازى مى كنيد. كار در اين ژانر خاص چقدر در ۲ كشور با هم متفاوت است؟
ببينيد. ما در كشورهاى عربى وقتى يك سريال تاريخى مى سازيم سعى مى كنيم در چند ماه آن را به پايان برسانيم. هدف از اين نوع سريال ها بيشتر پخش در ايام ماه مبارك رمضان است و جنبه تجارى [سرگرم كنندگى] دارد. ما در اين سريال ها خيلى به سمت تفصيلات و جزئيات نمى رويم. كارگردان هاى ما تمام انرژى شان را روى توليد هرچه سريع تر كار مى گذارند و به نوعى شتابزده اند. اما در كارهاى تاريخى شما وضع متفاوت است. شما به كوچك ترين جزئيات در طراحى صحنه و لباس، بازى ها، فيلمبردارى و... دقت مى كنيد و سعى مى كنيد همه چيز در جاى درست خود قرار بگيرد. به خاطر همين وسواس هاست كه سينماى ايران از سينماى جهان عرب موفق تر است.
شما با كشورهاى ديگر هم در زمينه بازيگرى همكارى كرده ايد؟
بله. كشورهايى مانند سوريه كه عرب زبان هستند.
شما در سريال «مدار صفر درجه» با بازيگران چند كشور مانند ايران، فرانسه، مجارستان و لبنان همبازى بوديد، كار در سريالى كه هركس به زبان خودش بازى مى كرد، احتمالاً براى شما يك تجربه كاملاً جديد بوده، درست است؟
اين سريال، مهم ترين تجربه كارى من بود. به نظرم تجربه اى بسيار، بسيار غنى بود و البته كار سخت و سنگينى هم داشتم. اين تجربه اى بود كه هميشه درباره آن صحبت خواهم كرد وهيچ وقت آن را فراموش نمى كنم.
آيا بازى در مقابل كسى كه با زبان ديگرى حرف مى زد و شما به زبان خودتان پاسخ مى داديد، قدرى از كيفيت بازى و احساس شما كم نمى كرد؟
در صحنه هايى از فيلم كه با بازيگران غيرعرب همبازى بودم، اصلاً نمى فهميدم كه بازيگر مقابلم چه مى گويد، يعنى موضوع آن را مى دانستم، اما كلمه به كلمه آن را درك نمى كردم. خب اين روى احساسات من تأثيرمى گذاشت، اما سعى مى كردم قدرت و انرژى بيشترى بگذارم و آن را به بهترين شكل بازى كنم.
البته تلاش شما ديده مى شود و دليل آن هم ارتباطى است كه بينندگان سريال با شما به عنوان يكى از ۳ شخصيت اصلى نزديك شده اند.
برايم خيلى مهم است كه بدانم بينندگان چه نظرى درباره بازى من دارند. شما نظرتان چيست؟ مردم چه مى گويند؟ آيا خوششان آمده يا نه؟
همان طور كه گفتم كار شما ديده شده و بسيارى پيش از خواندن مصاحبه حتى فكر نمى كرده اند كه شما يك بازيگر خارجى هستيد.
چه جالب. خدا را شكر. اگر واقعاً نظر مردم هم همين باشد خيلى خوشحال مى شوم. من واقعاً نقشم را دوست دارم چون شخصيتى با احساس، شجاع و با شهامت است و اين را هم بگويم كه براى يك بازيگر افتخارى است كه بتواند نقش هاى متفاوت را بازى كند.
خودتان موقع بازى احساس مى كرديد كه به عنوان يك ايرانى بازى مى كنيد؟
من نمى توانم از خودم تعريف كنم. تنها بايد بگويم سعى مى كردم به آن نقش جان ببخشم و تمام تلاشم را مى كردم كه خوب كار كنم، چون موفقيت در اين نقش برايم خيلى مهم بود.
حالا كه صدايتان را مى شنوم؛ احساس مى كنم صداى بهرام زند كه به عنوان دوبلورتان به فارسى صحبت كرده است، بسيار شبيه صداى شماست.
من وقتى ايران بودم دوبلور نقشم را از نزديك ملاقات كردم و كار دوبله فيلم هاى ايرانى را ديدم. شما واقعاً از نظر دوبله در سينما و تلويزيون قوى و مانند يك غول هستيد. مطمئناً وقتى سريال را ببينم غافلگير مى شوم و حتى ممكن است خودم را نشناسم. خيلى مهم است كه صدايى پيدا كرده اند كه نزديك صداى خودم باشد، من مى دانم كسى كه جاى من حرف زده آدم باسابقه و موفقى است و اين موضوع به كيفيت بازى من هم كمك مى كند.
رابطه شما با حسن فتحى چطور بود؟
خيلى راحت بودم. لازم است از ايشان و تهيه كننده تشكر كنم چون واقعاً احساس مى كردم در خانه ام هستم.
نه، منظورم رابطه شما با ايشان به عنوان كارگردان سريال است.
او آدم دقيقى بود و من در هيچ مورد احساس كمبودى نمى كردم.
با توجه به اين كه يك واسطه به عنوان مترجم نظرات شما و كارگردان را به هم منتقل مى كرد، آيا اين موضوع مانع ارتباط بهتر بازيگر و كارگردان نبود؟
مترجم نقش مهمى در اين نوع همكارى ها دارد. او هم بايد امانتدار باشد و هم بتواند حس دو طرف را به هم منتقل كند. در اينجا مترجم طرح اين عوامل را رعايت كرد. اما من و او سعى كرديم با هم دوست شويم و به هم عادت كنيم، اين صميميت در نتيجه كار خيلى تأثير داشت، از سوى ديگر مترجم فقط ترجمه كلمه به كلمه انجام نمى داد بلكه سعى مى كرد كه معناى جمله ها را توضيح بدهد و احساس آن را منتقل كند.
ارتباط شما با ديگر بازيگران چگونه بود؟
در اين سريال دوستان خوبى پيدا كردم و بخصوص با شهاب حسينى خيلى نزديك بودم.
سر صحنه و در حين بازى چطور؟
بازيگران سريال خيلى سعى مى كردند كه به من نزديك تر شوند و رابطه حسى بهترى پيدا كنيم، آنها مرا به رستوران و قهوه خانه سنتى مى بردند و از ايران برايم حرف مى زدند و مى خواستند من احساس كنم با آنها در يك خانواده ام. اين روابط در بازى هاى ما مقابل يكديگر هم تأثير مى گذاشت.
به نظر شما بازيگران ايرانى در چه سطح كيفى قرار دارند؟
اولاً بازيگرانى ايرانى خيلى توانا هستند و ثانياً اين كه در نقش هاى متنوعى بازى مى كنند واين روى كيفيت كارشان تأثير مى گذارد. من در اين مدت همكارى از آنها چيزهاى زيادى ياد گرفتم.
آيا دوست داريد باز هم به ايران بياييد و اين بار در يك فيلم سينمايى بازى كنيد؟
بله. سينماى ايران را خيلى دوست دارم و علاقه مندم در يك فيلم سينمايى به ايفاى نقش بپردازم. كار در ايران براى من تجربه خوبى بود و اگر يك فيلمنامه خوب پيشنهاد شود كه نقش خوبى داشته باشد و نزديك به من باشد حتماً بازى مى كنم.
جدا از شما چند بازيگر ديگر عرب هم در سريال «مدار صفر درجه» بازى مى كردند، درباره اين موضوع، چه نظرى داريد؟
اين موضوع يك تجربه جديد براى تلويزيون ايران بود كه با بازيگران چند مليت ديگر همكارى مى كرد. اين تجربه قابل تكرار است و به نظرم من اين رايحه طعم و مزه جديدى بود كه توسط بازيگران چند كشور به آن داده بودند. وقتى قرار است كار بزرگى انجام شود بايد يك سرى استعدادهاى قوى در آن شركت داشته باشند، نيروى انسانى در اين سريال نقش مهمى داشته است.
حالا كه با شما گفت وگو مى كنيم، آخرين قسمت هاى سريال پخش شده و احتمالاً در اين قسمت بازى شما به پايان مى رسد، يكى، دو هفته ديگر هم اين سريال به پايان راه خود مى رسد، از اين كه چنين چيزى مى شنويد چه احساسى پيدا مى كنيد؟
دنيا همين است ديگر! واقعيت زندگى است، چه مى شود كرد! من تنها آرزو مى كنم. اين پايان آغازى باشد براى پير داغر كه باز هم بتواند در كارهاى ايرانى مؤثر باشد.