چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶ - ۱۹ شوال ۱۴۲۸
Wed, Oct 31, 2007
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
فرهنگى
گفت وگو با دكتر محمد رجبى، مديركل مؤسسه فرهنگى اكو
شرق را شخم مى زنيم
در غرب مى كاريم !
امام على(ع) در سخن حكيمانه اى فرصت هاى آدمى را تشبيه مى كند به توده ابرهايى كه به چشم برهم زدنى مى گذرند و محو مى شوند. بى تعارف زمان جارچى و جرس ندارد. خود بايد بين خفتن و بيدارى يكى را انتخاب كنى بلكه ملتى از دروازه هاى تعالى و ترقى بگذرد و حافظ فرصت هاى گرانبهايش باشد وگرنه برف است و آفتاب تموز. گفت وگو با دكتر محمد رجبى، مديركل مؤسسه فرهنگى اكو (ECI) دعوتمان مى كند تا چشم هايمان را اندكى بشوييم و به راه آمده نگاه دوباره اى بيندازيم. اين گفت و گو را با اندكى تلخيص از نشريه داخلى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تقديم مى كنيم .
324336.jpg

*آقاى دكتر ! كشورهاى عضو اكو با چه ضرورتى همكارى با يكديگر را پيش رو نهادند ؟
ضرورت همكارى هاى منطقه اى كه امروز قطب بندى هاى جديدى را در جهان شكل داده، موجب تشكيل سازمان همكارى هاى اقتصادى با نام اختصاصى «اكو» شده است. در گذشته همكارى هاى منطقه اى محدودى ميان سه كشور تركيه، ايران و پاكستان وجود داشت كه عراق نيز جزو آن بود اما عراق با كودتاى عبدالكريم قاسم از اين پيمان خارج شد. بعد از انقلاب اسلامى پيمان اقتصادى ديگرى ميان ۳ كشور ايران، پاكستان و تركيه شكل گرفت كه به اختصار «RCD» ناميده شد. با فروپاشى شوروى، اعضاى جديدى مركب از افغانستان و ۶ كشور آذربايجان، تاجيكستان، تركمنستان، ازبكستان، قزاقستان و قرقيزستان به اين پيمان اضافه شدند و سازمان همكارى هاى اقتصادى (ECO) را تشكيل دادند. بعد از مدتى شوراى عالى رئيسان اين كشورها تصميم گرفتند يك سازمان فرهنگى زير نظر وزيران فرهنگى ۱۰ كشور مزبور تأسيس كنند كه وظيفه آن ترويج فرهنگ همكارى هاى منطقه اى باشد. با اين تصميم مؤسسه فرهنگى اكو با نام اختصارى «ECI» شكل گرفت كه تاكنون ۴ رئيس داشته و بنده نيز به عنوان پنجمين آنها در حال حاضر مسئوليت آن را برعهده دارم. رئيس اين سازمان هر ۳ سال يك بار از ميان اتباع يكى از كشورهاى عضو تعيين مى شود.
* چند سال از شكل گيرى اين سازمان مى گذرد؟
۱۳ سال. در واقع اين پيمان با پايمردى ايران و در دوره رئيس جمهور اسبق شكل گرفت. در آن زمان چند پيمان مهم و جدى برقرار شد اما متأسفانه به علت فقدان فعاليت لازم از سوى بخش هاى اجرايى و كارشناسى، در حالت ركود و فروپاشى قرار گرفت. يكى از اين پيمان ها كه در حال ركود باقى ماند، سازمان كشورهاى حاشيه درياى خزر بود كه در صورت توجه مى توانست به افق هاى وسيعى دست پيدا كند. اين پيمان به علت نداشتن تصميم و ابهام هاى موجود درباره رژيم حقوقى درياى خزر و ديپلماسى ناكارآمد ما عملاً از هم پاشيد، در حالى كه ايران بعد از روسيه، دومين قدرت اين پيمان بود. از طرفى به خاطر تمايل كشورهاى حاشيه درياى خزر به فاصله گيرى از روسيه، آنها ايران را به عنوان يك قدرت جاذب با نقش اول نگاه مى كردند.
اما از آنجا كه متأسفانه به علت حاكميت طولانى فرهنگ و تبليغات غرب بر اذهانمان عادت كرده ايم جهان خارج را تنها غرب بدانيم و تصورى از شرق به عنوان بخشى ديگر از جهان نداريم، در تمامى تعاملاتمان با مشرق زمين نوعى ناپايدارى وجود دارد.
ما معمولاً زمانى به شرق رو مى آوريم كه غرب راهمان نمى دهد؛ اما به محض اين كه لبخندى تصنعى از غرب ببينيم، باز شرق را رها مى كنيم. اين رفتار در ساحت هاى مختلف اقتصادى، فرهنگى و سياست خارجى ما قابل مشاهده است. شما نگاه كنيد ما يك سال و نيم در كشور بااهميتى مانند چين كه قرارداد استراتژيك بالاى ۷۰ ميليارد دلارى با ما بسته بود، سفير نداشتيم، در حالى كه تحليلگران برجسته جهان گفته بودند با اين پيمان عملاً خطر حمله نظامى به ايران كاهش يافت، زيرا اين كشور براى چين اهميت استراتژيك پيدا كرده است. توجه مى كنيد؟ بنده در آلمان بودم و مى ديدم دانشجويان آلمانى چگونه با اشتياق در كشورهاى آسياى مركزى درس مى خواندند و به آلمان باز مى گشتند؛ اما در ايران با وجود همجوارى با اين كشورها و اين همه پشت كنكورى و داوطلبان ادامه تحصيلات تكميلى، حركتى ديده نمى شود. ما با فروش فرش زير پايمان راهى اروپا، آمريكا، استراليا و ديگر كشورهاى بلوك غرب مى شويم، در حالى كه با وجود مزيت هاى بسيار تحصيلى در كشورهاى اكو (بويژه حوزه شرقى آن) كه هزينه تحصيل بسيار ارزان تر از ايران است، اعتنايى به اين كشورها نداريم. در حوزه اقتصاد نيز به همين ترتيب، متأسفانه از دوردست ترين نقاط كالا وارد مى كنيم در حالى كه همان كالاها در مسافت بسيار نزديك تر در كشورهاى اكو وجود دارد، بويژه در زمينه محصولات دامى، كشاورزى، مواد خام و حتى برخى كالاهاى صنعتى.
* از ديدگاه شما علت مغفول ماندن شرق با توجه به قرابت هاى فرهنگى در چيست؟
اگر بخواهم در يك كلمه پاسخ شما را داده باشم، بايد بگويم «غربزدگى». شما اين حقيقت را دست كم نگيريد. من در جلسه اى بودم كه مسئولان بلندپايه اى از شهر تهران در آنجا حضور داشتند و صحبت از دعوت شهرداران اكو به ايران بود. يكى از حضار دولتمرد با شجاعت و صراحت چيزى را بيان كرد كه من فقط به حساب بى خبرى ايشان گذاشتم. ايشان فرمودند: «ما اصلاً چه نيازى به كشورهاى اكو داريم، برويد شهرداران اروپايى را دعوت كنيد. كشورهاى اكو به قدرى عقب مانده اند كه در بيشكك (پايتخت قرقيزستان) تيرهاى چراغ برق را اره مى كنند و زير اجاق مى گذارند.»
بنده همانجا كتابى به رئيس جلسه نشان دادم كه حاوى تصاوير مختلفى از شهر بيشكك بود. ايشان كه مى دانستند بنده مدتى در آلمان بودم، پرسيدند اينجا برلين است؟ گفتم خير! همانجايى است كه مى گويند تير چراغ برق را اره مى كنند!
البته اميدوارم اينها فقط توهم باشد و اصرار بر نزديك نشدن ما به شرق و باقى ماندن در حوزه غرب به هر قيمتى نباشد؛ آن گونه كه سردبير و تحليلگر يك روزنامه مثلاً روشنفكر و ليبرال در سرمقاله خود، رئيس جمهور را از نزديكى به چين برحذر داشته بود و از دورى راه چين (!) گرفته تا قصه موش و گربه خوردن آنها براى «استدلال» خود كمك جسته بود تا ايران را به غرب ـ بگوييد آمريكا ـ نزديك تر جلوه دهد. با اين وجود حتى اگر اين گونه قضايا را حمل بر ناآگاهى محض كنيم، بايد پرسيد پس چرا به دنبال كسب آگاهى نيستيم؟ امروزه كه ديگر اينترنت در اختيار همه است و با سهولت مى توان اطلاعات زيادى درباره هر موضوعى كسب كرد.
شما نگاه كنيد، بزرگ ترين پايگاه فضايى جهان در قزاقستان قرار دارد. مهم ترين دانشگاه هاى تحقيقات تاريخى، باستان شناسى و برخى علوم انسانى نظير حوزه هاى زبان شناسى در ازبكستان و تاجيكستان است. تاجيكستان فقط در رشته ادبيات فارسى ۱۷ گرايش دارد و قس عليهذا؛ تركيه و پاكستان هم مثلاً بيشتر شناخته شده اند، در حالى كه به اعتقاد اينجانب هنوز ظرفيت كامل علمى يا اقتصادى آنها را نمى شناسيم.
به لحاظ سرمايه گذارى نيز مزيت هاى زيادى براى سرمايه هاى خرد و كلان در كشورهاى اكو وجود دارد. كارگر در آنجا ماهانه ۳۰ دلار مى گيرد. اين كشورها زمين هاى كشاورزى بسيار حاصلخيزى دارند و حاضرند با نازل ترين شرايط در اختيار سرمايه گذار خارجى بويژه ايرانى ها قرار دهند. از همه مهم تر كارخانه هاى زيادى هست كه با فروپاشى شوروى تعطيل شده اند و اينك با بهترين شرايط به سرمايه گذاران خارجى واگذار مى كنند. سرمايه گذاران خارجى نيز تا آنجايى كه از غربى ها بودند به احياى اين كارخانه ها نپرداختند تا اين كشورها بار ديگر سر بلند نكنند. به همين خاطر آنها مجبور شدند برخى از كارخانه هاى خود را بفروشند. متأسفانه ما با وجود مقرون به صرفه بودن، آنها را خريدارى نكرديم اما چين و هند به ميزان فراوانى خريدند و اين يكى از دلايل جهش اقتصادى ۲ كشور تركيه و پاكستان است كه غالباً در تحليل ها ذكر نمى شود. بالطبع متخصصان زيادى از اين كشورها نيز بيكار شده بودند كه ابتدا گروه گروه به ايران آمدند اما چون به جز عده بسيار قليلى از آنها را جذب نكرديم، عموماً جذب اروپا، آمريكا، چين و هند شدند، در حالى كه اين كشورها قرابت تاريخى، دينى، فرهنگى و زبانى با ما دارند. تاجيكستان، افغانستان و بخش جنوبى ازبكستان به زبان فارسى صحبت مى كنند و بقيه هم ترك زبان هستند. از اين حيث برادران آذرى زبان ما براى تعامل فرهنگى و اقتصادى با اين كشورها مشكلى ندارند.
شما اگر خاطرتان باشد بعد از فروپاشى شوروى، اهالى اين كشورها به ايران مى آمدند و بسيارى از اجناس ايرانى را مى خريدند. موضوع اين نبود كه هيچ يك از آن كالاها در آن كشورها وجود نداشت؛ آنها دوست داشتند از ايران چيزى بخرند، درست مانند خريدهاى ما از اماكن متبركه.
متأسفانه تحليل هاى غلط ناشى از سيطره تبليغات غرب نگذاشت اين تعاملات فرهنگى و اقتصادى پا بگيرد. سخت گيرى ها و آزارهاى زيادى عليه آنها اعمال شد ولى باز هم با وجود مزاحمت هاى گمركى در ورود و خروج آنان، علاقه مند به ايران بودند. آخر سر هم براى اين كه پاى مردم اين كشورها را از ايران قطع كنند، از اهرمى استفاده شد كه براى تحريك عوام الناس دست اندركار امور، مناسب بود. گفتند برخى از خانم هاى اتباع اين كشور ايدز دارند، درحالى كه ايدز هرگز به شوروى نرسيده بود!
در شهرهايى هم گروهى را واداشتند كه در هتل هاى آنها را تيغه كنند و بالاخره ما موفق شديم با يك سرى تمهيدات دولتى، ملى و مذهبى، پاى اهالى كشورهاى جديد عضو اكو را از ايران قطع كنيم، همان طور كه صدها هزار زائر پاكستانى را سال ها پشت در كنسولگرى هايمان نگاه مى داريم كه مبادا ميان آنها گدا و قاچاقچى هم باشد!
324411.jpg
من همان زمان و در سال هاى اول فروپاشى شوروى آنجا بودم و مشاهده كردم كه در مغازه ها همه چيز رنگ ايرانى دارد و كالاى ايرانى با افتخار در فروشگاه ها عرضه مى شود اما زمانى كه موفق شديم پايشان را به دلايل واهى قطع كنيم، تركيه و رژيم صهيونيستى و آمريكا و اروپا آنجا را پر از كالا كردند و تبليغات شديدى عليه ما شروع شد. البته خودمان به اندازه لازم بر ضد خودمان تبليغ كرده بوديم ولى بمباران غربى ها و همپيمانان آنها عليه گرايش مردم به ايران، جريان را به حد كفايت رسانيد.
* اين موضوع به غالب شدن يك نوع نگاه امنيتى برنمى گردد؟
اين وجه خاص نيز البته وجود داشت ولى چنانكه گفتم موارد ديگرى هم مطرح بود؛ مثلاً ترساندن از ايدز، در حالى كه آن زمان ايدز منحصر به آمريكا و اروپا بود. از عامل فحشا كه مذهبى ها و روحانيون ما را تحريك مى كند گرفته تا عامل گرانى كالا بر اثر خريدهاى خارجى ها كه تهيدستان را برمى آشوبد، اما موارد امنيتى به راستى مضحك بود؛ انگ جاسوسى زدن به كسانى كه نتوانستند قدرت بزرگ خود را حفظ كنند از آن حرف ها بود! به هر حال از بسيارى عوامل مختلف سياسى، روانى، فرهنگى، دينى و اقتصادى استفاده شد تا اين موفقيت به وجود آيد كه آنها ديگر به ايران سفر نكنند و ما همچنان در انتظار ورود چشم آبى هاى اروپايى و آمريكايى خسيس باقى بمانيم.
اما فعلاً اتفاق جديدى كه افتاده اين است كه آمريكا با توطئه انقلاب هاى مخملى در برخى از كشورهاى شوروى سابق به حيثيت و اعتبار خود و متحدانش نظير اسرائيل ضربه زده است. در كشورهايى نظير اوكراين كه آمريكا نتوانست انقلاب مخملى راه بيندازد، نه تنها نظير افغانستان و عراق بهبودى در وضع مردم حاصل نشده بلكه يك نوع آشفتگى اقتصادى، اجتماعى و سياسى بى سابقه پديد آمده كه نهايتاً مردم و حتى دولت ها را به آمريكا بدبين ساخته است. شما مى بينيد كه دولت ازبكستان تمامى امكاناتى را كه به آمريكا داده بود، با پرداخت خسارت پس گرفت و آنها را از خاك خود بيرون راند. طبعاً اين كشورها دوباره به سمت شرق و ايران آمده اند و اگر اين فرصت طلايى را از دست بدهيم، معلوم نيست كى دوباره به دست خواهد آمد. تولد پيمان نيرومند «شانگهاى» نشانه اين سمت گيرى جديد است و ما بايد اين تحولات را بسيار جدى بگيريم. البته تأكيد بنده روى بخش خصوصى در تمامى حوزه هاى اقتصادى، فرهنگى، فنى و تخصصى است. از طرفى شعار دولت ما هم نگاه به شرق است اما بايد عملاً به اين شعار جامه عمل پوشاند. چرا ما در كشورهاى اروپايى نظير آلمان نزديك به ۶۰ نفر پرسنل در سفارت داريم در حالى كه اين رقم در تاجيكستان، ازبكستان و... در حد انگشتان دست است.
* شايد دليلش همان استيلاى زرق و برق غرب باشد.
اتحاد شوروى پيش از انقلاب، سفارتخانه عظيمى با ۳۰۰ نفر پرسنل در ايران داشت. مگر ايران براى شوروى چه داشت؟ فقط اهميت استراتژيك منطقه اى! سفارتخانه هاى انگليس و آمريكا و برخى كشورهاى ديگر هم كمتر از آنها نبودند، به خاطر منافع بسيارى كه در دسترس آنها بود.
* ۱۳ سال از شروع به كار مؤسسه فرهنگى اكو مى گذرد. مى خواهم قدرى به دستاوردهاى اين سازمان اشاره كنيد. آيا اين دستاوردها براى شما قانع كننده است؟
وقتى اكو اقتصادى چندان محوريت توجه نداشته باشد، بالطبع اكو فرهنگى نيز چنين است. شما مى دانيد چند صباحى نيست كه از تشكيل پيمان شانگهاى مى گذرد اما به خاطر اين كه محور اين پيمان، چين است در اين چند صباح شاهد پيشرفت شايان اين پيمان در حوزه هاى اقتصادى، فرهنگى و سياسى هستيم. اخيراً مانور نظامى آن را اجرا كردند و من هم براى نخستين جشنواره فيلم كشورهاى عضو پيمان شانگهاى به قرقيزستان دعوت شده ام. متأسفانه در اكو كه مركز و محور آن در ايران است، شاهد چنين سرعتى نبوده ايم. آنچه به نام سازمان فرهنگى اكو به وجود آمده هدفش اين بوده است كه كشورهاى عضو را ترغيب كند تا به عنوان «يك مجموعه واحد» در عرصه جهانى وارد تعاملات فرهنگى، سياسى و اقتصادى شوند؛ مجموعه اى مسلمان كه ۳۸۰ ميليون نفر جمعيت دارد با چند كشور اتمى و بالاترين ذخاير انرژى. از يك طرف به اروپا و از طرفى به آسياى دور و آب هاى گرم متصل است و مى تواند به عنوان چهارمين يا پنجمين قدرت جهان قد علم كند.
* به نظر نمى رسد اين ساختمان كوچك، تناسبى با مأموريت هاى شما در اين مؤسسه داشته باشد.
در شروع كار، اين ساختمان كوچك را كه متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بود به ما واگذار كردند تا بعداً ساختمان مناسب ترى تدارك ببينند كه ظرفيت تشكيلات پيش بينى شده در چارت سازمانى محقق شود. متأسفانه پس از گذشت ۱۳ سال اين وعده هنوز محقق نشده است و وزارتخانه هم به ساختمان كنونى نياز دارد.
يك سال هم شده كه بنده تلاش مى كنم و همه مقام هاى ذيربط را مورد خطاب قرار داده ام. اخيراً دستورى صادر شده كه يك واحد آپارتمان ۹۰ مترى به ما واگذار شود، در صورتى كه اين آپارتمان، يك پنجم ساختمان كوچك فعلى است. اينها همه در حالى است كه خوشبختانه اين همه ساختمان دولتى با پيشنهاد رئيس جمهور مبنى بر خروج برخى دستگاه ها از پايتخت خالى شده است و مسئولان مى توانند نه ملكيت كه استفاده يكى از اين ساختمان ها را به مؤسسه فرهنگى اكو واگذار كنند.
* به نظر مى رسد مؤسسه به فعاليت هاى اطلاع رسانى خوبى هم نياز داشته باشد.
324408.jpg
ما براى اين كه بتوانيم دست كم فعاليت لازم براى ترويج همكارى هاى منطقه اى را (در گام نخست درون كشورهاى عضو و در مرحله بعدى در صحنه هاى جهانى) انجام دهيم، اطلاع رسانى را در قالب انتشار مجله هاى ماهانه اى به زبان هاى فارسى، انگليسى، اردو، روسى و تركى و تأسيس خبرگزارى اكو و شبكه ماهواره اى اكونيوز در دست اقدام داريم و موافقت دولت ميزبان براى پرداخت ۲ ميليارد تومان از سوى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در اسلام آباد اعلام شد اما هنوز كوشش ها براى دريافت آن به جايى نرسيده است.
تنها وزارت خارجه در پاسخ به درخواست يكصد ميليون تومان (۷۰ ميليون تومان وام و ۳۰ ميليون تومان كمك) براى انتشار نشريه، با پرداخت ۳۰ ميليون تومان موافقت و آن را پرداخت كردند اما شما مى دانيد انتشار نشريه اى چند زبانه با اين بودجه محدود آن هم با استانداردهاى بين المللى ممكن نيست.
البته در صورت حمايت و تأمين اعتبار لازم بتدريج مى توان از طريق نشر آگهى شركت هاى تجارى ۱۰ كشور اكو براى نشريه درآمدزايى كرد و به خودكفايى رسيد.
* گويا تأسيس پارك اكو از پيشنهادهاى شما بوده است؟
تأسيس پارك اكو در پايتخت هاى كشورهاى عضو از جمله پيشنهادهاى ما در اجلاس اسلام آباد بود. اسلام آباد و تهران و كابل آن را پذيرفته اند. اخيراً تاجيكستان نيز استقبال كرد، سفرى هم به قرقيزستان داشتيم كه در آنجا هم از اين پيشنهاد استقبال شد.
* پارك اكو در كدام نقطه تهران ساخته مى شود؟
در اراضى عباس آباد مطالعات مربوط به تأسيس اين پارك آغاز شده است و مراحل نهايى خود را طى مى كند. در اين پارك، رستوران غذاهاى سنتى، بازارچه صنايع دستى، گالرى، كتابخانه، سالن فيلم و موسيقى سنتى و يك آژانس توريستى، مردم را با منطقه اكو آشنا مى كند. پيشنهاد كرده ايم دفتر نمايندگى ما نيز در كشورهاى عضو داير شود. پاكستان و قرقيزستان با اين موضوع موافقت كرده اند و تاجيكستان هم در دست بررسى دارد. راه اندازى فروشگاه هايى به نام «اكوشاپ» نيز در تاجيكستان مورد موافقت قرار گرفته است كه كالاهاى فرهنگى كشورهاى عضو بويژه كتاب را عرضه خواهد كرد. ما در اجلاس اسلام آباد، نوروز را به عنوان روز ملى اكو و هفته اول نوروز را به عنوان هفته اكو به تصويب رسانديم و قرار شد هر سال در اين يك هفته در تاجيكستان، نمايشگاه بزرگ كتاب اكو را برگزار كنيم. در قرقيزستان نيز مقدمات برگزارى جشنواره سينمايى اكو فراهم شده، در آذربايجان هم در سفر آينده پيشنهاد برگزارى جشنواره موسيقى اكو را خواهم داد و به همين ترتيب در كشورهاى ديگر. توجه كنيد كه هزينه برگزارى اين طرح ها برعهده كشورهاى عضو است، ما به هر حال دنبال طرح هايى هستيم كه هزينه بر نباشد. هدف ما اين است كه كشورهاى عضو در قدم اول با يكديگر بيشتر در ارتباط قرار گيرند و توريسم منطقه اى رونق پيدا كند. اين جريان خود به خود تبادلات دانشجويى و دانشگاهى، هنرى، فرهنگى وحتى اقتصادى را رونق خواهد بخشيد؛ همان طور كه گفتم تحصيل در دانشگاه هاى معتبر بسيارى از اين كشورها كه حتى دانشجويان اروپايى زيادى را جذب كرده اند، بسيار ارزان تر از داخل ايران است و هزينه زندگى به طور متوسط يك سوم و گاهى يك چهارم ايران برآورد مى شود. سرمايه هاى خرد ايرانى ها كه قريب يكصد هزار دلار باشد، در اين كشورها مى تواند بسيار كارساز باشد. علاوه بر ارزانى زمين و امكانات لازم، كارگر با حقوق ناچيز و مهندس با حقوق يكصد دلار شرايط ايده آلى را براى سرمايه گذارى فراهم مى سازد. عموم مردم منطقه هم به ايرانى ها علاقه دارند و همكارى با آنها را در اولويت قرار مى دهند... تا چه پيش آيد و خدا چه خواهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |