شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶ - ۲۲ شوال ۱۴۲۸
Sat, Nov 3, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى
سياسى۱
سياسى۲
سياسى۳
سياسى۴
سياسى۵
سياسى۶
سياسى۷
سياسى۸
سياسى۹
سياسى۱۰
سياسى۱۱
سياسى۱۲
سياسى۱۳
سياسى۱۴
سياسى۱۵
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
سياست۲
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
خانواده ۱۵ دقيقه اى
325068.jpg
[فاطمه اميرى ]

هنگام صحبت كردن، آنها به هم گوش نمى دادند. تمام حواس ها متوجه فيلمى بود كه از تلويزيون پخش مى شد. يك سريال بلند پرهيجان، تمام احساس هايى را در پى داشت كه گفت وگو پيرامون موضوعى مشترك در بين اعضاى خانواده مى تواند به همراه داشته باشد. وقتى سريال تمام شد، آنها فقط چند دقيقه جاى خود نشستند و به هم نگاه كردند. پدر ريموت كنترل تلويزيون را به دست گرفت و كانال ها را بالا و پائين برد. مادر براى تميز كردن ظرف ها و بقاياى غذاى صرف شده به آشپزخانه رفت و بچه ها هر كدام در اتاق هايشان مشغول آماده كردن وسايل روز بعد مدرسه و دانشگاه شدند. ۸ و ۳۰ دقيقه شب همگى آنها از كار و كسب روزانه به خانه رسيده بودند و تا ساعت۱۱ و ۳۰ دقيقه كه مى خوابيدند، زمان كمى را به حرف زدن و گفت وگو با يكديگر سپرى كرده بودند.
بعضى پژوهش ها از ميانگين ۱۵ دقيقه گفت وگو ميان اعضاى خانواده ايرانى خبر مى دهند. «سيدحسن موسوى چلك» مددكار اجتماعى و استاد دانشگاه هاى تهران در پژوهشى كه خود انجام داده، اين زمان را به طور متوسط بين ۱۰ تا ۲۰ دقيقه مى داند. او كه اين نتيجه را از پاسخ هاى ۵۵۰ نفر از دانشجويان دختر و پسر به پرسشنامه اى با موضوع گفت وگو در خانواده ايرانى به دست آورده است، مى گويد: «مشغله كارى زياد والدين و ساير اعضاى خانواده به دليل دغدغه تأمين هزينه هاى زندگى و خستگى ناشى از كار طولانى به اضافه آشنا نبودن با چگونگى گفت وگوى صحيح، وجود وسايل ارتباط جمعى، ناآشنايى با مهارت خوب گوش كردن و نبود فضاى صميمى در بين اعضاى خانواده از جمله دلايلى است كه به اعتقاد ۸۷ درصد پاسخگويان سبب شده تا اعضاى خانواده ها در طول روز فقط زمانى بين ۱۰ تا ۲۰ دقيقه را صرف حرف زدن و گفت وگو با يكديگر كنند.»
۷۲ درصد خانواده ها بيشتر در ساعت هاى شب، هنگام خوردن شام با هم حرف مى زنند. موسوى چلك مى گويد: «اين زمان درست وقتى است كه اغلب خانواده ها در حال تماشاى تلويزيون هستند. در نتيجه حتى گفت وگو هم نمى تواند كارساز و مفيد باشد. منظور از گفت وگو، يك گفت وگوى ساده نيست. بلكه گفت وگويى است كه اعضاى خانواده با توجه كامل در زمينه مسائل مختلف مربوط به خود، خانواده و جامعه انجام داده و واكنش هاى كلامى و غيركلامى مناسبى نيز هنگام گفت وگو بين آنها رد و بدل شود. به گونه اى كه تمركز افراد صرفاً، موضوع گفت وگو بوده و دقت كافى به فرآيند آن داشته باشند.»
* پرسش هاى كوتاه ، پاسخ هاى بلند
امروز چطور بود؟ خوب، غذاخوردى؟ نه، خريد كردى؟ بله، اگر بخواهيم به حرف زدن ادامه بدهيم، بايد درباره برخى چيزها سؤال كنيم. اما اين پرسش ها، گاهى ميل و شوق به گفت وگو را در بين اعضاى خانواده به وجود نمى آورد چون پاسخ هاى كوتاه، يك كلمه اى و مختصر دارند. حسن موسوى چلك مى گويد: «بايد ياد بگيريم، درست بپرسيم. كلمات پرسش ما بايد كمتر از جواب پاسخ دهنده باشد. وقتى خواسته خود را براى گفت وگو به شكل غيرمنطقى طرح مى كنيم، نخستين اتفاقى كه مى افتد اين است كه گفت وگو قطع و به حداقل مى رسد و به خيلى از پرسش هاى ما جواب داده نمى شود. براى انجام يك گفت وگوى مطلوب بايد به احساس طرف مقابل احترام بگذاريم و احساس خود را كنترل كنيم. گاهى كه موقع حرف زدن است، شروع به نصيحت كردن مى كنيم. قطع كردن مكرر حرف طرف مقابل، برچسب زدن، كنايه زدن، مسخره كردن او موجب مى شود كه گفت وگو كم شود. گاهى سؤالى از ما مى شود با سؤال جواب مى دهيم. چرا فلان كار را كردى، مى گوييم خودت چرا آن كار را انجام دادى؟ موقع گفت وگو حتى با همسر و فرزندان نبايد ارزش هاى خود را به آنها تحميل كنيم. موضوعى كه براى ما مهم است، ممكن است براى طرف مقابل آن اهميت را نداشته باشد همين طور موقع گفت وگو بايد تمركز داشته باشيم. اين تمركز سبب مى شود به موقع واكنش مناسب كلامى و غيركلامى نشان دهيم. اينها به ظاهر مسائل بديهى و ساده اى است، اما در روابط بين اعضاى خانواده تأثيرگذار است. اگر آنها را رعايت كنيم رغبت به حرف زدن بين اعضاى خانواده بيشتر مى شود؟»
*آنچه گفت وگو را به بن بست مى كشاند
چرا دير آمدى؟ كجا رفته بودى؟ مگر كليد ندارى، زنگ مى زنى؟ چرا تلفن زدم، جواب ندادى، باز هم از اين نان ها خريدى؟ دوباره يادت رفت خريد كنى؟ قبض تلفن را هم كه ندادى؟ گاهى اين پرسش ها، سرآغاز گفت وگو بين اعضاى خانواده است. آنها با هم حرف مى زنند اما همراه با پرسش هاى تهديدآميز، معترضانه و همراه با پيش زمينه قبلى و سرزنش طرف مقابل، به عقيده كارشناسان مشاوره خانواده، مى تواند گفت وگوها را به بن بست يا مشاجره بكشاند. در تحقيق انجام گرفته از سوى موسوى چلك، فقط ۱۴ درصد پاسخگوها گفته اند گفت وگوهاى آنها در فضاى صميمانه است. ۲۵ درصد پاسخ داده اند اگر گفت وگويى كنند، معمولاً به مشاجره منجر نمى شود و ۷۵ درصد گفته اند، گفت وگوى آنها بيشتر اوقات به مشاجره منجر مى شود. چنين نتايجى حاكى از كم رنگ شدن فضاى گفت وگوى سالم در ميان اعضاى خانواده است.
افسانه داوودى مدرس دانشگاه و روانشناس مى گويد: «با موارد بى شمارى از خانواده هاى مراجعه كننده به مراكز مشاره روبروييم كه معتقدند حرف زدن با يكديگر را بلد نيستند. اين كه وقتى طرف مقابل حرف مى زند به دقت گوش كنيم درواقع بلد باشيم درست حرف بزنيم و درست گوش كنيم. در ذهن خود به محاكمه او مشغول نشويم و خود را براى پاسخ دادنى صريح، بدون ملاحظه و طلبكارانه آماده نكنيم. بعضى زن و شوهرها فقط آماده اند تا از حرف هاى همديگر نقطه ضعفى براى كوبيدن شخصيت او پيدا كنند. آماده مى نشينند، طرف مقابل حرف مى زند و آنها بى پروا شليك مى كنند. تو فلان حرف را زدى، فلان كار را كردى و از حرف هاى او برگه اتهامى براى محكوم كردنش درست مى كنند و خط و نشان مى كشند. نتيجه چنين برخوردى كاسته شدن از روابط عاطفى اعضاى خانواده، دورى آنها از هم و غلبه گلايه ها و شكايت ها بر روابط صميمانه موجود در خانواده است. در اين حالت آرامش خانواده از بين رفته و اعضاى آن از هم فرارى شده و بالطبع حل وفصل مسائل فرزندان، تصميم گيرى درباره مسائل خانواده با دشوارى انجام مى شود.»
*موضوعى براى گفت وگو
هوا، كار، اوضاع فاميل، وضع درس و مشق بچه ها، خريد خانه، نيازهاى خانواده، خرج و مخارج روزانه، رابطه با همسايه و ده ها موضوع ديگر مى تواند شروع كننده خوبى براى يك گفت وگوى خانوادگى باشد. درواقع براى اين كه بتوانيم به حرف زدن ادامه بدهيم، نياز به موضوعى براى اين كار داريم. اين موضوع ها مسائل عجيب و غريب و دور از ذهنى نيستند كه يافتن آنها نياز به صرف وقت و كار خارق العاده اى داشته باشد. براساس نتايج پژوهش موسوى چلك ۴۰ درصد خانواده هاى ايرانى مورد پرسش قرار گرفته، درباره هزينه هاى زندگى و مخارج آن با يكديگر صحبت مى كنند. ۱۶ درصد مدرسه فرزندان را موضوع گفت وگوى خود قرار داده بودند. ۱۴ درصد درباره مسائل تربيتى آنها حرف مى زنند و ۱۲ درصد نيز چگونگى روابط ميان اعضاى خانواده را اولويت خود به هنگام گفت وگو در خانواده انتخاب كرده اند. در اين تحقيق مسائل شغلى و آينده فرزندان از موضوع هاى ديگر قابل بحث و گفت وگو بين اعضاى خانواده ايرانى دانسته شده است. نكته قابل توجه اين است كه در خانواده هايى كه اعضاى آن زمانى را صرف گفت وگو با يكديگر مى كنند، بيشترين گفت وگو بين مادر و فرزندان صورت مى گيرد.
*اس.ام.اس به جاى حرف زدن با يكديگر
ارتباط كلامى بين اعضاى برخى از خانواده ها در طول ۲۴ ساعت، گاهى حتى كمتر از يك ساعت است. در بعضى خانواده ها، صبح ها زن يا شوهر، گاهى حتى صبحانه نخورده از خانه خارج مى شوند. آن كه زودتر به خانه مى رسد، آمادگى اين را دارد تا آمدن طرف ديگر كمى استراحت كرده و انرژى از دست رفته را بيابد. اما او هم براى گفت وگو بايد تا آمدن ديگرى منتظر بماند كه معمولاً خسته از كار روزانه، ترافيك و دغدغه هاى شغلى به خانه مى رسد، بدون آن كه انرژى و حوصله براى حرف زدن داشته باشد. اين شرايط وقتى زن كار بيرون از خانواده را ندارد، گاهى منجر به اختلاف ها و نزاع هاى شديدى هم مى شود. اما افسانه داوودى روانشناس مى گويد: «موضوع فقط خستگى نيست. درست است كه براى شروع يك گفت وگوى سالم، هر دو طرف بايد تمايل و رغبت به آن را داشته باشند. به همين دليل است كه ما توصيه مى كنيم به محض ورود زن يا شوهر به خانه، طرف ديگر اصرارى به حرف زدن نداشته باشد حتى زمان براى گفت وگو هم بايد مناسب باشد. به او قدرى وقت براى استراحت داده و سپس موضوعى را براى گفت وگو انتخاب كند. اما ما با مشكل ديگرى هم روبروييم و آن اين است كه حتى اعضاى خانواده بعد از استراحت و به آرامش رسيدن، به جاى حرف زدن با هم تلويزيون را انتخاب مى كنند شايد چون ناچار نيستند واكنشى به آن نشان بدهند. درواقع تلويزيون و اينترنت در بسيارى از خانواده ها، جايگزين ارتباط هاى عاطفى اعضاى خانواده با يكديگر شده است. در نتيجه براى به وجود آوردن فضاى گفت وگو بايد زمان هايى از پاى كامپيوتر بلند شويم يا تلويزيون را خاموش كنيم.»
۸۵ درصد شركت كننده ها در پژوهش صورت گرفته از سوى موسوى چلك نيز وسايل ارتباط جمعى بويژه تلويزيون را در از بين بردن فضاى گفت وگو بين اعضاى خانواده مؤثر دانسته اند. به عقيده حدود ۹۵ درصد تأثير تلويزيون زياد و خيلى زياد بوده است. جايگزين شدن تكنولوژى و ارتباطى نظير تلويزيون، كامپيوتر و موبايل به جاى ارتباط عاطفى و كلامى بين اعضاى خانواده به حدى شده كه در برخى خانواده ها، موبايل به وسيله و همراهى صميمى كه لحظه اى هم نمى توان از آن دور ماند، تبديل شده است. گاهى اعضاى جوان تر خانواده ، حاضرند به جاى رد و بدل كلام و حرفى با بقيه، ساعت هاى زيادى را صرف فرستادن اس.ام.اس براى دوستان و دريافت آن از آنها كنند و حتى گاهى هم در پى ارتباطى با اعضاى خانواده خود هستند. اس.ام.اس هاى دريافتى را به تلفن هاى همراه آنها مى فرستند.
اينها همه درحالى است كه به عقيده كارشناسان امور خانواده، گفت وگو در بين اعضاى خانواده است كه آنها را با نيازهاى يكديگر آشنا مى كند، سبب مى شود با همكارى و مشاركت هم به بسيارى از اهداف خود دست پيدا كرده و با هر ضربه و مشكلى از درون خالى و تهى نشوند، احساس تنهايى نكنند و با اعضاى خانواده خود براى حل مسائل شخصى و خانوادگى به يك اجماع برسند. موسوى چلك مى گويد: «در نتيجه گسترش فرهنگ گفت وگو در بين خانواده ها، مى توان اميدوار بود كه مهارت هاى افراد براى مقابله با مشكلات افزايش يافته و نشاط و شادابى جاى افسردگى و دلزدگى را بگيرد. در خانواده هايى كه فرهنگ گفت وگوى سالم وجود دارد، ثبات عاطفى، مثبت گرايى بيشتر، صميميت و تفاهم بيشتر، شادكامى بيشتر، انتقاد سازنده، آگاهى بيشتر و حاكميت منطق بر روابط نيز وجود دارد.»
شايد هم يكى از چالش هاى مهم خانواده ايرانى اين است كه فرهنگ گفت وگو در آن نهادينه نشده است. خانواده اى كه فرصت گفت وگو را از اعضاى خود مى گيرد و به ندرت نمونه اى را نشان مان مى دهد اعضاى آن براى حرف زدن با يكديگر وقت كم بياورند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |