|
گفت و گوى « ايران » با سيد احمد رسولى نژاد نماينده مجلس و عضو هيأت همراه رئيس جمهور در سفر به نيويورك
دشمن خود براى ما تبليغ كرد
[مريم آريايى]
|
|
|
سفر رئيس جمهور و هيأت ايرانى به آمريكا براى شركت در مجمع عمومى سازمان ملل را از هر نگاهى و هر نقطه ا ى مى توان ديد و بررسى كرد. هر روايتى از اين سفر مى تواند يك تاريخچه شفاهى از اين رويداد باشد. سيداحمد رسولى نژاد، عضو كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى يكى از ۲ نماينده مجلسى بود كه رئيس جمهور را در اين سفر همراهى كردند. ديدنى ها و شنيدنى هاى اين سفر را از زبان اين عضو هيأت ايرانى در ادامه مى خوانيد:
* شما به عنوان كسى كه در سفر به آمريكا رئيس جمهور را همراهى مى كرديد چه برداشتى از سفر داريد؟ معمولاً همه ساله در چنين روزهايى سران كشورهاى دنيا گرد هم مى آيند و در مجمع عمومى سازمان ملل به بيان ديدگاه هاى خود مى پردازند. اما سفر آقاى احمدى نژاد به نيويورك يك رخداد تاريخى بود كه در تاريخ كشور ما و جهان اتفاق افتاد و هيأت ايرانى پركارترين هيأتى بود كه از ابتداى صبح تا شب برنامه داشت. جا دارد به رئيس جمهور خدا قوت بگوييم. ايشان با وجود ماه مبارك رمضان و با زبان روزه از ۷ صبح كه برنامه هايشان را شروع مى كردند تا نيمه شب ادامه مى دادند. تمامى ديدارهاى ايشان بسيار مفيد و اثرگذار برگزار مى شد از جمله ديدارى كه در شب اول با ايرانيان مقيم آمريكا داشتند و جمعيت كثيرى شايد بيش از ۲ هزار تن از ايالت هاى مختلف آمريكا تجمع كرده بودند كه در ميان آنها افرادى ديده مى شدند كه حتى ايران را نديده بودند و به زبان فارسى هم نمى توانستند صحبت كنند اما نسبت به رئيس جمهور ابراز احساسات مى كردند. زمانى كه به نيويورك رفتيم ۱۱ صبح از تهران راه افتاديم و ۱۴ ساعت در راه بوديم. زمانى كه به آمريكا رسيديم ۳ ساعت به زمان افطار مانده بود، آقاى رئيس جمهور با افطارى مختصرى تا پاسى از شب در آن جلسه حضور داشتند. دومين روز سفر ايشان با چند مصاحبه با رسانه ها شروع شد و مهمترين برنامه در اين روز حضور در دانشگاه كلمبيا بود. من، آقاى تمدن و آقاى جليلى زودتر از كاروان به دانشگاه رفتيم و ديرتر هم خارج شديم تا فضا را كاملاً درك كنيم. * فضاى پيش از سخنرانى چطور بود هم در دانشگاه و هم در خيابان هاى اطراف؟ زمانى كه اعلام شد آقاى احمدى نژاد قرار است سخنرانى داشته باشند بليت هاى جلسه در كمتر از يك ساعت به فروش رسيده بود. مشتاقان بسيارى براى سخنرانى بودند كه پشت در مانده بودند. ما با وجود اين كه پيش از موعد مقرر در سالن حاضر شده بوديم اما تمام صندلى ها پر بود و شمارى ايستاده بودند. به خاطر موج تبليغات عليه اين سخنرانى صد ها ميليون تن پاى تلويزيون ها نشستند و حتى در مقابل دانشگاه صفى از اتومبيل ها تشكيل شده بود كه با سيستم پخش زنده سخنرانى را دنبال مى كردند. تقريباً فعاليت در سازمان ملل تعطيل شد و همزمان كه سخنرانى در سازمان ملل پخش مى شد بسيارى از مقام هاى كشور ها و رؤساى هيأت ها اين سخنرانى را شنيدند. * اخبار و تصاويرى كه رسانه هاى خارجى منعكس مى كردند تجمع هايى را عليه سخنرانى رئيس جمهور نشان مى داد، اين تجمع ها به چه صورت بود؟ در بيرون از دانشگاه شمارى از صهيونيست ها كه تعدادشان هم بسيار كم بود، تجمع كرده بودند. در آمريكا لابى صهيونيستى بسيار قوى است و بيشترين ابزارهاى رسانه اى را در اختيار دارند. آنها با وجود تبليغات گسترده تنها توانسته بودند شمارى دانش آموز را با اتوبوس بياورند كه تعدادشان بسيار كم بود و شايد بيش از ۱۵۰ تن نبودند اما لابه لاى جمعيت ايستاده بودند و عمده جمعيت عبورى بودند و يا كسانى بودند كه براى سخنرانى آمده بودند و نتوانسته بودند به داخل دانشگاه بيايند. صهيونيست هايى كه تجمع كرده بودند به ما مى گفتند كه شما مى خواهيد اسرائيل نابود شود كه ما هم همان حرف رئيس جمهور كه مى گفتند «بايد رفراندوم برگزار شود و مردم فلسطين بايد خود سرنوشتشان را تعيين كنند» را به آنها مى گفتيم . در كنار آنها خاخام هاى ضد صهيونيسم بودند. ابتدا گمان كرديم كه آنها با هم هستند اما دنبال ما آمدند و گفتند به تجمع ما بياييد و ديديم كه به زبان انگليسى و عربى از اقدام هاى صهيونيست ها ابراز انزجار مى كردند و مى گفتند كه حساب يهود از صهيونيسم جداست، ما با شما هم نظر هستيم. جريان ضد انقلاب امسال سال پايان عمرش بود چون جمعيت بسيار كمى را توانسته بودند جمع كنند و حدود ۴۰-۳۰ تن آمده بودند و خيلى هم روحيه شان را باخته بودند و حرفى براى گفتن نداشتند و در ميان آنها منافقين جديد هم ديده مى شدند. * فضاى داخل سالن چطور بود، در زمان سخنرانى و بعد از آن؟ در ابتدا مدير دپارتمان صحبتى را مطرح كرد و به دنبال ايشان، رئيس دانشگاه صحبت كرد. همه ما تحصيلات دانشگاهى داريم و فضاى دانشگاه دستمان است، گاهى ممكن است يك استاد دانشگاه رفتار توهين آميزى را انجام دهد اما در سطح مدير گروه يا دپارتمان و يا در سطح بالاتر از يك رئيس دانشگاه ما معمولاً يك رفتار سنجيده و متمايز را مى بينيم، اما در دانشگاه كلمبيا صحنه اى ديديم كه تحمل آن بسيار دشوار بود، اما در مقابل سعه صدر مثال زدنى آقاى رئيس جمهور را با تبسمى كه بر لب داشتند شاهد بوديم. رئيس دانشگاه از قبل گفته بود كه مى خواهد راجع به بحث هولوكاست و فعاليت هاى هسته اى ايران صحبت كند و رئيس جمهور هم پذيرفته بودند. پيش از برگزارى اين جلسه شاهد بوديم كه تبليغات رسانه هاى ديدارى و شنيدارى عليه اين فرد بود و شمارى از مقام هاى دولتى و كنگره آمريكا خواسته بودند اين ديدار لغو شود و حتى يكى از نمايندگان كنگره آمريكا لقب «احمق ترين دانشگاهى» را به او داده بود. تصور ما اين بود كه رئيس دانشگاه خيلى متين صحبت كند و به طرح سؤال بپردازد، اما فكر مى كنم تحت تأثير اين فشار ها براى اين كه خود را نجات بدهد جلسه را به اين سمت پيش برد. در طول صحبت هاى رئيس دانشگاه زمانى كه اهانت مى كرد ما كه رديف جلو نشسته بوديم به عقب برمى گشتيم و عكس العمل جمعيت را رصد مى كرديم؛ حاضران به نشانه تأسف سرشان را تكان مى دادند اما وقتى آقاى احمدى نژاد شروع به صحبت كردند بيش از دو سوم جمعيت حاضر براى ايشان كف مى زدند و ابراز احساسات مى كردند. البته دوربين ها در پشت سر جمعيت نصب شده بود و واكنش هاى حاضران منعكس نمى شد. * البته علاوه بر صداى تشويق هايى كه در زمان سخنرانى آقاى احمدى نژاد از تلويزيون شنيده مى شد در يك مورد صداى ديگر كه گويا اعتراض بود را هم مى شنيديم. فقط وقتى كه بحث مربوط به همجنس باز ها مطرح شد شمارى كه نزديك ما هم نشسته بودند گفتند: «اوه اوه» كه برخى تصور كردند كه اين ها هو مى كنند در حالى كه اين چيزى شبيه ابراز تعجب بود. * در موارد ديگر واكنش ها به چه صورت بود؟ در تمام طول سخنرانى حاضران مؤدبانه به سخنرانى ايشان گوش مى دادند. آقاى رئيس جمهور از موضوع هاى جهانى از جمله تبعيض و بى عدالتى در دنيا و فقر جهانى و . . . سخن گفتند و دانشجو ها با دقت به سخنانشان گوش كردند و در پايان سخنرانى شمارى از دانشجويان ضبط به دست آمدند و از ما سؤالاتى داشتند. ماهم دوست داشتيم كه ديدگاه حاضران را بدانيم و سؤالاتى داشتيم، يك خانم ايرانى كه دانشجوى دكترا بود در جمعيت حضور داشت، ايشان گفت من غير از بخش كوچكى همه مطالب را قبول دارم و خيلى خوب صحبت كردند. از همين خانم خواستيم كه ديدگاه هاى دانشجويان را از آنها سؤال كند كه آنها هم از صحبت هاى آقاى احمدى نژاد بسيار استقبال مى كردند و در عين حال از اظهارات رئيس دانشگاه ابراز تأسف مى كردند. * گفتيد كه بعد از پايان مراسم هم ديرتر از هيأت محل را ترك كرديد از مشاهداتتان در آن زمان بگوييد. وقتى كه بيرون آمديم با جمعيت كثيرى مواجه شديم كه خيلى مشتاق بودند در جلسه شركت كنند اما نتوانسته بودند حضور پيدا كنند. گروه هاى مختلف از دانشجويان عرب و مسلمان و حتى غير مسلمان مى آمدند و تشكر و ابراز حمايت مى كردند و برخلاف عكس جعلى كه روزنامه نيويورك تايمز فرداى آن روز منتشر كرد اكثريت جمعيت موافقان ما بودند و تعداد كمى هم با تداركات گسترده آمده بودند اما قابل توجه نبودند. بعد از برنامه دانشگاه كلمبيا رئيس جمهور ملاقات گسترده اى با رؤساى هيأت ها داشتند. نخستين چيزى كه به آقاى احمدى نژاد مى گفتند اشاره به برنامه روز قبل، ابراز انزجار از صحبت هاى رئيس دانشگاه و ابراز حمايت از سخنان رئيس جمهور بود. بعضى گمان مى كنند اين حرف ها تبليغاتى است اما نيازى به تبليغات وجود ندارد. دشمن خود براى ما تبليغ كرد. * بدترين حالتى كه براى اين جلسه تصور مى كرديد چه بود؟ غير از بحث رئيس دانشگاه كه اصلاً براى ما قابل پيش بينى نبود و گمان مى كرديم رئيس دانشگاه شخصيت علمى و وزينى باشند، تصور ما اين بود كه با حجم وسيع تبليغاتى جمعيت كثير چند هزار نفره صهيونيست ها و طرفدارانشان را داشته باشيم و براى ما عجيب بود كه جمعيت كم و محدودى از صهيونيست ها باشند. در عين حال رفتار دانشجو ها بسيار مى تواند آموزنده باشد كه با وجود صحبت هاى تند رئيس دانشگاه در طول جلسه بسيار مؤدبانه عمل كردند. * آيا آمريكايى ها اين شرايط را پيش بينى نمى كردند؟ و آيا شرايط پيش آمده به دليل اشتباهى بود كه آنها در محاسباتشان دچار شده بودند؟ آنها ابتدا مخالف بودند و فشار سنگينى به رئيس دانشگاه مى آوردند كه سخنرانى لغو شود چون مى دانستند حضور آقاى احمدى نژاد مى تواند بسيار تأثيرگذار باشد و به همين دليل واهمه داشتند. شايد رئيس دانشگاه قول داده بود كه اين جلسه را به جلسه محاكمه آقاى احمدى نژاد تبديل كند، اما اين خواست آنها نتيجه عكس داد. * اين نتيجه عكس آيا فقط از ديدگاه ما است يا اين كه در آنجا هم آثار آن مشهود بود؟ علاوه بر اين كه فضاى قبل و بعد از سخنرانى در دانشگاه را از نزديك رصد مى كرديم به دنبال اين هم بوديم كه بازتاب صحبت ها را خودمان بشنويم. جمعيتى كه در دانشگاه بود قريب به اتفاق تحت تأثير صحبت هاى آقاى احمدى نژاد قرار گرفته بودند، هم آنجا اين تأثير مشخص بود و هم بعد از آن شمارى آمدند و با ما صحبت كردند. ايرانيانى كه خارج از دانشگاه بودند و نتوانسته بودند به داخل بيايند به محض خروج ما از دانشگاه از ما سؤال مى كردند كه چطور بود؟ ما هم از آنها مى خواستيم كه نظر مردم آنجا را بپرسند. يكى از كارهايى كه من انجام دادم اين بود كه از آشنا ها و بستگانى كه در ايالات مختلف آمريكا داشتم خواستم بازتاب ها را سؤال كنند. اين افراد كه در ميان آنها هم چهره هاى دانشگاهى و استاد دانشگاه و هم مشاغل ديگر هستند، تأييد مى كردند كه بازتاب ها بسيار مثبت بود و دوستانم مى گفتند مردم آمريكا موفقيت آقاى احمدى نژاد را تبريك مى گفتند. * برنامه دانشگاه كلمبيا و حواشى آن آنقدر مهم بود كه كمتر به ساير برنامه هاى اين سفر پرداخته شد، ساير برنامه ها و ديدار ها را چطور ارزيابى مى كنيد؟ همان شب جلسه اى با رهبران مسلمان در آمريكا داشتيم كه چهره هاى تأثيرگذار و با نفوذ و مؤثرى هستند. آنها هم ديدگاه هايشان را مطرح مى كردند و بسيار راضى بودند و مى گفتند اگر اين جلسه در سال هاى آينده برگزار شود قطعاً با استقبال بيشترى برگزار خواهد شد. آن روزى كه در كليسا حضور پيدا كرديم هم همين صحنه اتفاق افتاد و مجرى جلسه اعلام كرد كه در سال گذشته نزديك به ۴۰ تن از رهبران مسيحى حضور پيدا كردند اما امسال ۱۴۰ تن شركت كردند. * فضاى سخنرانى رئيس جمهور در سازمان ملل چگونه بود؟ در زمان سخنرانى ما با چند رديف فاصله از رئيس جمهور نشسته بوديم. در سخنرانى آقاى رئيس جمهور در جايگاه خبرنگاران جا براى سوزن انداختن نبود. جايگاه تماشاچيان و ميهمانان هم مملو از جمعيت بود و شمارى از صندلى ها را هم از ابتدا رزرو كرده بودند. در بعضى موارد شاهد مشاجره شديد ميان بعضى افراد براى پيدا كردن جا بودم. قبل از سخنرانى ايشان رئيس جمهور آرژانتين صحبت مى كردند اما جلسه بى نظم بود و بسيارى از صندلى ها خالى بود اما با حضور رئيس جمهور شاهد بوديم كه نظم و سكوت خاصى بر جلسه حاكم شد و همه با دقت سخنرانى رئيس جمهور را گوش مى كردند. زمانى كه سخنرانى تمام شد جايگاه ميهمانان و تماشاچى ها يكباره خالى شد و مشخص بود كه براى سخنرانى آقاى احمدى نژاد آمده بودند. اين نشانه اقتدار و عزت نظام جمهورى اسلامى است. بعد از سخنرانى ايشان تعداد زيادى از سران كشور ها براى تبريك به رئيس جمهور مى آمدند چرا كه حرفهاى ايشان حرف دل ملت ها است. نكته قابل توجه ديگر درخواست كاركنان سازمان ملل براى عكس انداختن با رئيس جمهور بود همان طور كه از كنار اتاق هايشان رد مى شدند و خدا قوتى مى گفتند، كاركنان و بخصوص خانم ها با وجود تبليغات منفى درباره وضع زنان در ايران، بسيار استقبال مى كردند. * از ديدار رئيس جمهور با ايرانيان مقيم آمريكا هم بسيار گفته شد، نكات خاصى از اين ديدار به خاطر داريد؟ آن جمع بسيار مشتاق بودند كه رئيس جمهور مواضع ضد آمريكايى داشته باشد. به محض اين كه رئيس جمهور از اقتدار و عزت ايرانى و افتخارات كشورمان بخصوص در دوران پس از انقلاب سخن مى گفتند همه ابراز احساسات مى كردند. از خانمى پرسيدم شما كه اينجا زندگى مى كنيد چرا اينگونه مواضع را تأييد مى كنيد و اين خانم مى گفت نمى دانيد كه ما اينجا چقدر تحقير مى شويم. خانم ديگرى كه دختر يك سرلشگر زمان شاه بود و قبل از انقلاب از ايران رفته بودند مى گفت كه فرزندش حتى ايران را نديده بود و فارسى هم بلد نيست، اما در مدرسه به خاطر آقاى احمدى نژاد با همكلاسى آمريكايى اش دعوا كرده است. مى گفتند شما نمى دانيد و ما مى دانيم كه اينجا آقاى احمدى نژاد به ما عزت و افتخار دادند. ما با غرور و افتخار سرمان را بالا مى گيريم و مى گوييم ما ايرانى هستيم. * از حال و هواى سفر بيرون بياييد و به عنوان نماينده مجلس بفرماييد سفر به آمريكا بر تقويت ديپلماسى و تحقق منافع ملى ما چه تأثيرى داشت؟ در اين سفر ضمن اين كه اقتدار جمهورى اسلامى حفظ شد، ديدارهايى كه آقاى احمدى نژاد داشتند، فعاليت و كار فشرده هيأت ايرانى، ملاقات با سران كشور ها و رؤساى هيأت ها كه بيشتر به درخواست طرف مقابل بود و آنها به ديدن آقاى احمدى نژاد مى آمدند و ديدارهاى وزيرخارجه كشورمان حاكى از فعاليت گسترده ديپلماسى كشورمان بود. در ملاقات هايى كه در آمريكا با گروه هاى سياسى و مذهبى و . . . داشتيم يك نكته مشهود بود و آن اين كه در بحث منافع ملى همه يكى مى شوند و افسوس مى خوردم كه در ايران بعضى جريانات سياسى منافع گروهى و جناحى خود را بر منافع ملى ترجيح مى دهند و بعضاً مى گويند منافع ملى تعريف نشده است، اما با حركتى كه انجام شد حمايت گسترده ملت ايران و حمايت همه جريانات سياسى را شاهد بوديم. ما همين را مى خواهيم كه در عين اختلاف سليقه، در بحث منافع ملى متحد باشيم. ما به تمامى اهداف خود در اين سفر و شايد فراتر از اهداف و حد انتظار خود رسيديم، آمريكا بار ديگر شكست خورد و بار ديگر اقتدار و عظمت جمهورى اسلامى آشكار شد. * از وقتى كه در اختيار ما قرار داديد سپاسگزارم.
|