سومين سفر رئيس جمهور به سازمان ملل، حاشيه هايى داشت كه عظمت آنها بر متن غلبه مى كرد و هر يك مى تواند سرفصل جديدى در مناسبات ايران با كشورهاى ديگر، روشنفكران جهان و ملت ها و افكار عمومى دنيا باشد. به تعبير مرتضى تمدن يكى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى كه رئيس جمهور را در اين سفر همراهى مى كرد، فضايى كه در اين سفر به وجود آمد نشان مى دهد ايران در حال حاكم كردن گفتمان جديدى بر تعاملات جهانى است. آنچه در پى مى آيد، متن گفت و گوى «ايران» با اين نماينده مجلس است.
* آقاى تمدن! به عنوان كسى كه در سفر نيويورك همراه رئيس جمهور بوديد، فضاى كلى اين سفر را چطور ديديد و فكر مى كنيد حساسيت هاى اين سفر به چه دليل بود؟
نكته كليدى كه در اين سفر وجود داشت اين بود كه تلقى حاكمان آمريكا از ايران آنطور كه برخى احساس مى كنند، برخورد كم اهميت و تحقيرآميز نيست. آنها از اقتدار ما و موقعيت جمهورى اسلامى ايران حساب مى برند و در واقع ما را هماورد خود مى دانند. آنها روى ديگران به عنوان يك مسأله مهم حساب نمى كنند درحالى كه روى هماوردى ايران حساب باز كرده اند.
پرداختن آمريكا به مسائل ما ناشى از آن نيست كه ما را عنصر مزاحم مى دانند بلكه آمريكايى ها احساس مى كنند كه قدرتى در كنار قدرتشان به وجود آمده لاجرم مى خواهند براى مهار كردن آن چاره انديشى كنند.
رسانه هاى داخل آمريكا در بدو سفر اعلام كردند كه در نيويورك دو صدا بيشتر به گوش نمى رسد: صداى بوش و صداى احمدى نژاد. در روز ورود ما به آمريكا تمامى فضاى رسانه اى اين كشور پرداختن به مسائل ايران بود، گويى مجمع عمومى سازمان ملل وجود ندارد و تنها رئيس جمهور ايران است كه به نيويورك سفر مى كند.
فاكس نيوز و CNN كه در حيطه قدرت لابى صهيونيست هستند به طور مكرر در بخش هاى خبرى يك بخش ثابت ايجاد كرده بودند و آن پرداختن به حضور آقاى احمدى نژاد به نيويورك بود و اين به وضوح اهميت و جايگاه ايران را نشان مى دهد كه تا چه حد آنها را نگران و دچار دغدغه كرده است.
سابقه ندارد كه در جريان نشست مجمع عمومى تا اين حد به حاشيه ها بپردازند به گونه اى كه اين حاشيه به متن تبديل شود.
بعضى در مقابل موج تبليغات صهيونيست ها، دچار خودباختگى مى شوند، درحالى كه همين تبليغات حاكى از اهميت كشور ماست. از نظر آنها ايران يك كشور كم اهميت و در انزوا قرار گرفته نيست.
در دومين روز حضور هيأت ايرانى در نيويورك شاهد بوديم كه در عكس يك روزنامه، دو عكس از رئيس جمهور و وزير خارجه آمريكا ورئيس جمهور و وزير خارجه ايران هم اندازه و در كنار هم منتشر شده بود.
نگرانى آنها از ايران مربوط به انرژى هسته اى و موضوع فلسطين و ... نيست بلكه آنها از نفوذ و قدرت روزافزون ايران در حال توسعه، نگرانند و اين را در رسانه هاى خود بروز مى دهند.
* به نظر شما خاستگاه اين تبليغات كجاست؟
خاستگاه اين تبليغات لابى صهيونيسم است و حاكمان آمريكا هم اسير صهيونيست ها هستند و اصولاً اين لابى جايگاهى فراتر از اسرائيل دارد و جريانى است كه به دنبال حكومت جهانى براى خود است و مديرانى مانند بوش و هيأت حاكمه آمريكا تنها پادوى آنها هستند.
آقاى احمدى نژاد در مصاحبه اى گفتند ما مى توانيم بهترين دوست براى ملت آمريكا باشيم و اين ناظر به همان تفاوتى است كه ميان افكار عمومى ملت آمريكا با لابى صهيونيسم وجود دارد.
* اين تبليغات عمدتاً در چه موضوعاتى متمركز بود؟
تبليغات تلويزيونى بر ۳ محور متمركز بود، اول اين كه ايران هسته اى نمى تواند حرف از صلح بزند، محور دوم اين كه چرا ما منكر هولوكاست هستيم و ديگر اين كه ما را حامى تروريسم معرفى مى كردند.
آنها اين ۳ محور را مدام مطرح و تكرار مى كردند. در دانشگاه كلمبيا نيز تبليغات معطوف به اين بود كه فضايى ايجاد نشود كه آقاى احمدى نژاد بتواند ديدگاه هاى خود را مطرح كند.
* اگر واقعاً چنين بود خب مى توانستند اساساً اجازه ندهند كه سخنرانى انجام شود، اما به هر حال اين سخنرانى برگزار شد؟
بله، تفسير ديگرى هم وجود دارد و آن اين كه با جنگ زرگرى كه ميان مسئولان و رئيس دانشگاه راه انداخته اند بخواهند هيأت ايرانى را به حضور در دانشگاه ترغيب كنند و در واقع دامى درست كرده و آن جلسه را به جلسه محاكمه اى براى ايران تبديل كنند كه به مدد خداوند مكرشان به خودشان بازگشت.
* آيا براى اين هدفشان تدارك ديگرى هم ديده بودند؟
در كنار صحبت هاى رئيس دانشگاه، شاهد حضور تعدادى از تشكل هاى صهيونيستى در مقابل دانشگاه بوديم.
من در روز سخنرانى زودتر از موعد در محل حاضر شدم و شاهد بوديم جمعيتى كه حدوداً ۳۰۰ نفر هم نمى شدند عليه سخنرانى آقاى احمدى نژاد تظاهرات كرده بودند، اما تعداد آنها در اخبار هزار يا ۲ هزار نفر اعلام مى شد كه واقعيت نداشت، اما در ميان جمعيتى كه در مقابل دانشگاه حضور داشتند بسيارى براى اعتراض به سياست هاى جنگ طلبانه آمريكا و حمايت از ايران آمده بودند و در ميان آنها افرادى از ايران، عراق، لبنان و… حضور داشتند و بعضاً پرچم ايران دستشان بود.
معمولاً تصاوير تلويزيونى به گونه اى پخش مى شد كه از جمعيت طرفدار ايران نيز به عنوان مخالف تلقى مى شد و اصلاً به جمعيت طرفدار ايران در مقابل دانشگاه كلمبيا اشاره اى نشد.
در ميان كسانى كه عليه ايران شعار مى دادند، افرادى از افراطيون جريان اصلاح طلب ديده مى شد كه البته نسبتى ميان آنها و اصلاح طلبان در كشورمان وجود ندارد.
با وجود اين كه به ظاهر معلوم بود از هيأت ايرانى هستيم اما به اتفاق چند نفر از دوستان در ميان جمعيتى كه به عنوان مخالف سخنرانى تجمع كرده بودند حضور پيدا كرديم. در اين كه سازماندهى شده بودند شكى نبود. بعضى از آنها حتى خود منشأ اين سازماندهى را نمى دانستند، آنها دانش آموزان و بعضاً دانشجويان يهودى بودند كه با اتوبوس هاى زردرنگ به محل سخنرانى آورده بودند.
* فضاى داخل سالن سخنرانى چطور بود آيا براى اين فضا نيز تداركاتى ديده شده بود؟
در داخل نيز هم به لحاظ فيزيكى و هم به لحاظ روانى تصوير سياهى ساخته بودند، هم دكور سالن حاكى از اين فضا تيره بود و هم مى خواستند القا كنند كه دانشجويان خشمگين نخواهند گذاشت سخنرانى انجام شود و آن را بر هم خواهند زد كه اين طور نشد و شاهد بوديم كه سخنرانى يك و نيم ساعت به طول انجاميد.
من همراه با هيأت در رديف جلو نشسته بودم و چون نگران بودم كه از سوى جمعيت كثير داخل سالن و يا جمعيت كثيرى كه در بيرون از سالن با ويدئو كنفرانس سخنرانى را پيگيرى مى كردند تحركى صورت گيرد، هرازگاهى به عقب برمى گشتم و فضا را رصد مى كردم، اما حاضران سر تا پا گوش بودند و مؤدبانه و با رفتارى كاملاً در خور محيط دانشگاهى مباحث را دنبال مى كردند.
* هيچ تحركى و يا ابراز اعتراض و بى ادبى از سوى حاضران در سالن صورت نگرفت؟
خير، از ابتدا تا پايان جلسه سخنرانى هيچ حرف، شعار و يا تحرك بى ادبانه اى از سوى مستمعان انجام نشد.
* اما يك صحنه كه در رسانه هاى ما هم نشان داده شد چيزى شبيه «هو» كردن در بخشى از پرسش و پاسخ بود.
البته زمانى كه از رئيس جمهور درباره وضعيت هم جنس بازان سؤال شد و ايشان گفتند ما كلوپ هم جنس بازان نداريم كه در اين مورد هم هيچ بى ادبى از سوى حاضران صورت نگرفت بلكه جمعى به نشانه تعجب مى گفتند: «اوه».
با اطمينان مى گويم كه رفتار حاضران از ابتدا تا انتها كاملاً مؤدبانه و موقرانه بود و لااقل ۴ بار در لابه لاى صحبت ها با كف زدن هاى ممتد همراهى شد.
در دانشگاه كلمبيا، رئيس جمهور ايران وارد حياط خلوت آمريكايى ها شده بود و اين همه حساسيت بى دليل نبود. به قول رئيس دانشگاه آنها رهبران آينده جهان را تربيت مى كنند و در چنين فضايى، يك نفر آمده و از فطرت بشر و عدالت مى گويد. افرادى كه در جمع حضور داشتند افراد عادى نبودند و كسانى را هم كه آنها دعوت مى كنند رهبران جهان هستند. آنها اميدوار بودند كه با عصبى كردن رئيس جمهور ايران، ايشان را دستپاچه و يا وادار به ترك جلسه كنند.
بدترين حالتى كه براى نشست دانشگاه كلمبيا تصور مى كرديد چه بود؟
با فضايى كه از قبل در رسانه ها ديديم، فهميديم كه روز سختى در پيش است و با دقت براى فضاى سخت برنامه ريزى كرده بوديم.اما رفتار رئيس دانشگاه براى ما قابل پيش بينى نبود. با وجود اين كه مى دانستيم بولينگر، رئيس دانشگاه وابسته به لابى صهيونيست است اما گمان نمى كرديم كه چنين برخورد سخيفى انجام دهد. او يك بيانيه از پيش تعيين شده سراپا تهمت و توهين و دروغ را پيرامون ۳ محورى كه تبليغات انجام مى شد به اضافه موضوع هاله اسفنديارى و كيان تاج بخش را قرائت كرد و اين اظهارات كوچكترين جنبه تحليلى و تئوريك نداشت و هيچ ردپايى از نظريات و ديدگاه هاى جديد نمى شد در آن پيدا كرد. تمامى اتهامات هم بدون دليل و سند مطرح مى شد.
تصور ما اين بود كه دانشجوها فضا را متشنج كنند اما جز ادب و متانت از آنها چيزى نديديم.
* چقدر رفتار رئيس جمهور در آرام نگه داشتن فضاى جلسه مؤثر بود؟
پاسخ هاى رئيس جمهور بسيار مستدل و حاوى چند نكته مهم بود. ابتدا از دانشجويان و استادان عذرخواهى كرد كه اين موضوعات به آنها نسبت داده مى شود و بيانيه را توهين به شعور جمعى آنها دانست. نكته مهم ديگرى كه گفت اين بود كه ما وقتى در ايران ميهمانى را دعوت مى كنيم، او را تكريم مى كنيم ولى شما پرخاش مى كنيد و اين فرق فرهنگ ما با شماست. نكته سوم كه رئيس جمهور مطرح كردند، بيان معيارها و ملاك هاى حاكم بر جوامع بشرى در پياده شدن عدالت و حقوق بشر و جايگاه انسان از منظر ايدئولوژى اسلامى بود كه با زبان منطقى به اتهامات نيز پاسخ دادند.در پاسخ به مسائل هسته اى گفتند كه ما و شما بايد به قاعده اى پايبند باشيم و آن آژانس بين المللى انرژى اتمى است كه رسماً و كتباً بيانيه داده است كه ايران فعاليت غيرمعمول و انحراف ندارد. در پاسخ به اتهام حمايت از تروريسم هم گفتند كه تاريخ معاصر ايران را بررسى كنيد، جايگاه جنايت تروريست ها را مشاهده خواهيد كرد و اشاره كردند كه القاعده و جريان هاى كور تروريستى در منطقه تحت حمايت ما هستند يا شما؟ نكته بعدى در پاسخ به طرح موضوع هولوكاست بود كه تأكيد كردند ما معتقديم بايد تحقيق شود و حتى باب تحقيق براى مسائلى كه قطعى فرض مى شود هم بسته نيست. حتى فرض را بر اين بگذاريم كه هولوكاست واقعيت داشته باشد، دراروپا اتفاق افتاده، چرا مردم فلسطين بايد تاوانش را بدهند.
درباره بحث محو اسرائيل هم گفتند كه ما معتقديم كه مردم فلسطين بايد با رفراندوم سرنوشت خود را تعيين كنند. از زاويه نگاه حاضران اين استدلال ها و صحبت هاى منطقى جايى باقى نمى گذاشت كه جلسه را به سمت ديگرى ببرند و رئيس دانشگاه بشدت تحقير شد.
* بعد از اين جلسه فضاى تبليغات رسانه اى به چه سمت رفت؟
رسانه ها خلع سلاح شده بودند و فضاى تبليغات با روز قبل از سخنرانى كاملاً متفاوت بود. بعد از سخنرانى حتى حاضر نمى شدند بازتاب هاى مثبت را نشان دهند.
* جهت گيرى اخبار و تبليغات چگونه بود؟
اعلام مى كردند كه رئيس جمهور ايران حرف هايى مى زند كه آنها را قبول ندارد. مباحث انحرافى هم مطرح مى كردند از جمله بحث ضد اخلاقى همجنس بازان را بزرگنمايى مى كردند. اما در مجموع به يكباره ديديم كه حجم تبليغات تلويزيونى به طور چشمگير كاهش پيدا كرد. آنها خلع سلاح شده بودند چون گمان مى كردند رئيس جمهور ايران جلسه را ترك كند كه اينچنين نشد. و در نهايت شاهد بوديم كه رئيس جمهور ايران با نگاه وسيع به جوامع بشرى و نگاه جهانى به موضوعات و به صورت كلان وتئوريك توانست برخورد جزء گرا و مخرب رئيس دانشگاه را خنثى كند به گونه اى كه در جلسه اى كه بعد از دانشگاه كلمبيا با نخبگان دانشگاهى داشتيم با ابراز تأسف از سخنان رئيس دانشگاه كلمبيا، سخنانشان را شروع مى كردند. بولينگر هم نزد افكار عمومى آمريكاتحقير شد، چون اجازه داده بود رئيس جمهور ايران وارد شود و هم باز خورد صحبت هايش افكار عمومى دنيا را عليه او رقم زد.
* بعد از جريان دانشگاه، تجمع كنندگان عليه ايران چه كردند؟
تجمع ها تمام شد و ديگر تجمعى عليه ايران برگزار نشد اما رسانه ها هرگز به اين موضوع نپرداختند.
* اتفاقى كه در دانشگاه كلمبيا افتاد براى ما خيلى مهم بود و در داخل تحليل هاى بسيارى بر آن صورت گرفت. برخورد رئيس جمهور بسيار مورد استقبال قرار گرفت. آيا برداشتى كه در آنجا و بخصوص افكار عمومى آمريكا از اين اتفاق وجود داشت هم همين بود؟
آثار سخنرانى رئيس جمهور در داخل آمريكاو نزد افكار عمومى اين كشور دست كمى از آنچه در ايران اتفاق افتاد، نداشت. نخبگان فكرى آمريكا تأثير گذارى اين جلسه و سخنان و پاسخ هاى آقاى احمدى نژاد را تصديق مى كردند و افكار عمومى آمريكا روش و شيوه ايشان را بسيار پسنديده بود. اگر ميلياردها هزينه مى كرديم كه چنين تصويرى در افكار عمومى دنيا از خود نشان دهيم امكان پذير نبود. و آنها خود باتبليغات منفى كه انجام داده بودند، افكار عمومى را حساس كرده بودند و در نهايت با شرايطى كه پيش آمد، افكار عمومى خود درباره نتيجه اين نشست قضاوت كردند.
قبل از سخنرانى به شوخى به رئيس جمهور گفتم كه با اين وضع تبليغات بايد چه كنيم؟ رئيس جمهور با لبخند گفتند آنها اين همه رسانه دارند ما هم «خدا تى وى» داريم، همين آرامش روحى و اعتماد به نفس و شجاعت رئيس جمهور، توفيقى بود كه خداوند عطا كرده بود و به اطرافيان نيز منتقل مى شد. در واقع ما كه امكانات تبليغاتى هيچ چيز نداشتيم.
* در بعضى تحليل ها به فضاى تيره و سياهى كه به لحاظ فيزيكى براى سخنرانى ايجاد شده بود اشاره داشتند، آيا ايجاد اين فضا هم يك برنامه بود؟
آنها حساب شده عمل كرده و عمداً اين كار را كرده بودند و اين نشان مى دهد كه تا چه حد از شنيدن سخن حق ناتوانند كه از چنين روش هايى استفاده مى كنند. آنها علاوه بر فضاى سياهى كه طراحى كرده بودند، بسيارى از بگير و ببند ها و موانع ديگر را از جمله تعدد خودروهاى پليس نيز به طور تصنعى ايجاد كرده بودند. در دانشگاه كلمبيا چندين بار از اين دست تجمعات و حتى تظاهرات ضد بوش برگزار شده بود و هيچ وقت به اين صورت خودروهاى پليس با آن شكل و شمايل و ايجاد فضاى امنيتى ايجاد نمى شد. دانشگاه كلمبيا نقطه عطف سفر آقاى احمدى نژاد به نيويورك بود، حتى از سخنرانى در مجمع عمومى هم عبور كرد. ما به فضاى نرم افزارى آمريكايى ها وارد شده ايم جايى كه به گفته خود آنها رهبران آينده جهان را تربيت مى كنند.
* بسيارى نظرشان بر اين بود كه رئيس جمهور ايران بايد در دانشگاه كلمبيا جلسه را ترك مى كرد و يا مطرح مى كنند كه نبايد اجازه مى دادند به ملت ايران توهين شود؟ نظر شما در اين مورد چيست؟
هيچ توهينى به ملت ايران صورت نگرفت. رئيس دانشگاه فحشنامه اى را قرائت كرد كه اين توهين به ملت ايران محسوب نمى شود، توهين به ملت زمانى است كه حرف هايى بزنيم كه دشمنان ما در آمريكا براى ما كف بزنند و حلقه گل به گردن ما بيندازند.
لابى صهيونيسم از ما عصبانى است چون ما را يك ابرقدرت در كنار خود مى داند و حرف هاى رئيس جمهور ما افكار عمومى آمريكا را نسبت به ما مثبت تر و لابى صهيونيسم را عصبانى تر كرد، آيا مى خواهيم اين موقعيت را از دست بدهيم؟ يكى از آقايان چند نوبت رفته و حرف هاى روشنفكرانه زده، تأثير آن در روابط ما با آمريكا چه بود؟ آيا نتيجه گرفته اند. برخى گفتند رئيس جمهور بايد جلسه را ترك مى كرد، وقتى منطق و استدلال داريم چرا بايد جلسه را ترك كنيم. فرض كنيم رئيس جمهور جلسه را ترك مى كرد آيا به ما نمى گفتند كه منطق و استدلال نداشتيد كه جلسه را ترك كرديد؟
آنچه در آمريكا رخ داد براى ما عبرت انگيز است، از اين جهت كه حاكمان آنها اعم از جمهورى خواه و دموكرات و لابى هاى متعدد سياسى بودند اما وقتى پاى منافع ملى به ميان مى آمد همه نسبت به ايران يك حرف را مى زدند اما در داخل كشور ما وقتى رئيس جمهور در آنجا بود، بايد با توجه به افتخارات و تأثيرات مثبت مواضع ايشان همه متحد مى شدند كه بعضاً اين گونه شد، البته منصفان جريان مخالف رئيس جمهور و افراد معتدل حمايت هاى خوبى داشتند و بايد از آنها تشكر كرد كه منصفانه موضع گيرى كردند.
* از سخنرانى سازمان ملل بگوييد، فضاى سخنرانى و حواشى آن چطور بود؟
در فضاى مجمع عمومى سازمان ملل، رئيس جمهور مجدداً نگرشى كه در برگيرنده همه جوامع بشرى و نگرانى امروز بشر است را مطرح و از تبعيض در سازمان ملل تحت عنوان حق وتو ابراز گلايه و نگرانى كردند. گفتمان حاكم بر سخنان رئيس جمهور به گونه اى بود كه به عنوان نماينده ملت ايران و بيان كننده انديشه هاى اسلامى سخنرانى كردند و زمانى كه سخنرانى پايان يافت صف طويلى از سران كشورها براى تبريك گفتن به رئيس جمهور به خاطر سخنرانى شان تشكيل شده بود. قبل از سخنرانى رئيس جمهور، من به اتفاق چند نفر از دوستان، زودتر به محل سخنرانى رفتيم، پيش از ايشان رئيس جمهور آرژانتين در حال سخنرانى بود، بسيارى از صندلى ها خالى بود و رفت و آمد و بى نظمى وجود داشت اين شرايط ما را نگران كرد. چند لحظه قبل از قرار گرفتن آقاى احمدى نژاد پشت تريبون، ديديم كه جمعيت داخل راهروها به داخل سالن آمدند و سالن يكباره پر از جمعيت شد و نظم بر جلسه حاكم شد، خبرنگاران مصاحبه ها را رها كردند و آمدند در جايگاه حضور پيدا كردند. اين نشان دهنده عزت، جايگاه و منزلت ايرانى است.نكته اى هم كه شايد كمتر به آن توجه شد حضور محترمانه رئيس جمهور در هنگام سخنرانى بوش در سازمان ملل بود. اين چه پيامى داشت؟ پيام حضور رئيس جمهور در زمان سخنرانى بوش در سازمان ملل اين بود كه ما حاضريم حرف ها را گوش دهيم و اهل عربده كشى نيستيم، تصور بسيارى اين بود كه هيأت ايرانى جلسه را ترك مى كنند اما رفتار ما غير از اين بود.
* يكى ديگر از اقدام هاى آقاى احمدى نژاد كه در كنار همين برخوردها مورد تحليل قرار مى گيرد خواست ايشان براى حضور در محل برج هاى دوقلو بود، تحليل شما از اين اقدام و مخالفت آمريكا چيست؟
اين كه اجازه ندادند رئيس جمهور در محل برج هاى دوقلو حضور يابد و با گراميداشت قربانيان آن حادثه به ياد آنها گل بگذارد، در افكار عمومى آمريكا برايشان خيلى گران تمام شد، حتى در روزنامه ها با كلمه Why? يعنى چرا اين موضوع را مورد سؤال قرار دادند و اين برگ برنده ديگرى براى ايران بود و توپ در ميدان آنها افتاده بود.
* اين حجم تبليغات، مخالفت ها و جوسازى ها چه تأثيرى بر هيأت ايرانى داشت؟
ما واقعاً مغلوب تبليغات آنها نشده بوديم و از لحاظ افكار عمومى، آنها مغلوب بودند. هر ايرانى با شرايطى كه در اين سفر ايجاد شد با غرور گام برمى داشت و احساس افتخار مى كرد.
* و آيا اين احساس افتخار تنها مربوط به اعضاى هيأت بود و يا براى هر ايرانى فضا اين گونه رقم مى خورد؟
در ايرانيان خارج از كشور، زمانى كه رئيس جمهور از حق هسته اى سخن مى گفتند صداى «هورا» و تشويق حاضران بلند مى شد. بين آنها افراد تحصيل كرده و عادى وجود داشتند و يكپارچه از مواضع دولت حمايت مى كردند. ما هم به ايرانيان خارج از كشور افتخار مى كنيم.
* اگر نكات و حاشيه هاى ديگرى از اين سفر به خاطر داريد، از ديدارها و نحوه برخورد دولت آمريكا براى ما بگوييد؟
نكته ديگرى كه عزت و افتخار ايران را نشان مى داد، احترامى بود كه به لحاظ تشريفات براى رئيس جمهور ما قائل شده بودند. رعايت شأن رئيس جمهور در بين سران ساير كشورها كم نظير بود و بدون اغراق شايد يكى از جدى ترين و محترمانه ترين اسكورت ها براى ايشان در نظر گرفته شد. دولتمردان آمريكا مى دانند كه يك حريف دارند و بايد حريف را محترم بدارند. نشست رئيس جمهور با روشنفكران آمريكا، نشست تخصصى ديگرى بود كه اهميتش كمتر از دانشگاه كلمبيا نبود. در اين نشست، رؤساى تشكل هاى حرفه اى، مطبوعات و استادان دانشگاه آمريكا حضور داشتند و در ميان آنها بعضاً اعضاى كنگره و سياستمداران كهنه كار آمريكا از جمله گرى سيك حضور داشتند. آنها دعوت نمايندگى جمهورى اسلامى ايران در سازمان ملل را پذيرفته بودند و با حوصله تمام به حرف هاى رئيس جمهور توجه مى كردند. اگر فيلم اين نشست پخش شود، اهميت خاص اين جلسه مشخص خواهد شد. جلسه اى كه در كليسا داشتيم هم يكى از مهمترين جلسات اين سفر بود. اتفاق ويژه اى كه در اين جلسه افتاد، اعطاى نشان كبوتر صلح به رئيس جمهورى ايران بود. آمريكايى ها مى خواستند آقاى احمدى نژاد را به عنوان يك چهره جنگ طلب معرفى كنند، اما در همان جا به ايشان نشان صلح اعطا مى شود. معمولاً اين تعداد نشست براى هيچ يك از سران كشورها ترتيب داده نمى شود و رئيس جمهور ايران از افراد منحصر به فردى بود كه نشست هاى او در خارج از مجمع عمومى سازمان ملل بسيار مهمتر از اين اجلاس شده بود، اين اتفاق كمتر مى افتد و بايد قدر دانسته شود، چرا كه اين به بركت انقلاب و عظمت ملت ايران است.
* فصل پايانى اين سفر، سفر به بوليوى بود. آيا سفر به بوليوى هم با حاشيه ها و نكات خاص همراه بود؟
در سفر به بوليوى، صحنه هايى مى ديديم كه اشك شوق در چشمانمان جارى مى شد. در كشورى هزاران كيلومتر آن طرف دنيا، نه سفارتخانه و نه نمايندگى داشتيم، اما وقتى وارد لاپاز پايتخت اين كشور شديم، تا به محل ديدار با رئيس جمهور اين كشور برسيم، در تمام مسير جمعيت زيادى مشتاقانه حضور داشتند. آنها حتى عكسى از آقاى احمدى نژاد پيدا نكرده بودند و بر اساس آنچه در تلويزيون ديده بودند، تصوير ايشان را نقاشى كرده بودند كه در هنگام بازگشت به ما هديه كردند. جمعيت با شور و شعف فراوانى به استقبال ما آمده بودند و مانند قهرمان ها از هيأت ايرانى تجليل مى كردند. براى كدام رهبر جهان اين اتفاق مى افتد؟ در نشست هايى كه در بوليوى برگزار شد، مردم عادى، دستفروش ها و... مى آمدند و مى خواستند با ما صحبت كنند و آنها هيچ خواسته مادى نداشتند، بلكه مى گفتند ما با شما متحديم.آنچه در بوليوى اتفاق افتاد، موضوعى است كه نبايد از كنار آن به راحتى گذشت.
* خسته نباشيد! سفر براى شما و اعضاى هيأت خسته كننده نبود؟
روحيه آقاى احمدى نژاد به گونه اى بود كه لحظه اى به هيأت اجازه نمى دادند به كارهايى غير از مأموريت خود برسند، چنان برنامه فشرده بود كه كسى زنگ تفريحى نداشت. در بازگشت به تهران از شدت خستگى، اعضاى هيأت پيشنهاد دادند كه به جاى شب، فردا صبح پرواز كنيم، ايشان قبول نكردند و گفتند كه ماندن يك روز بيشتر هزينه هاى سنگينى براى پرواز و هتل دارد كه به صلاح نيست و حتى اجازه استراحت ۷-۸ ساعته به هيأت را ندادند.
* شنيديم ماه رمضان هم بر حاشيه هاى اين سفر اضافه كرده بود. در آخر اگر نكته خاصى در اين مورد به خاطر داريد، بفرماييد.
در طول سفر، رئيس جمهور به اتفاق تعدادى از اعضاى هيأت روزه دار بود. برنامه هاى سحرى كه رئيس جمهور با غذاى مختصر و فضاى معنوى در داخل اتاق شخصى خود در هتل داشتند، به ياد ماندنى بود. در افطار هم كسى براى ايشان سفره رنگينى پهن نمى كرد و با افطارى مختصرى روزه خود را باز مى كردند.ايشان هم در دانشگاه كلمبيا و هم در اجلاس سازمان ملل با زبان روزه سخنرانى مى كردند و معتقديم كه عطر روزه در موفقيت ايشان كارساز بود.
ما در مجموع ۴۵ ساعت در هواپيما بوديم و نمازهاى جماعت داخل هواپيما هم حال و هواى خاصى داشت.
* از وقتى كه در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزارم.