اول كلمه بود ...
رئيس جمهورى اسلامى ايران پيش از برنامه پرسش و پاسخ در دانشگاه كلمبيا، طى سخنانى براى دانشجويان و حاضران در جلسه بابيان اين كه بسيارى از فجايع بشرى وقتى اتفاق مى افتد كه علم عالمان در خدمت ظالمان قرار گيرد، تصريح كرد: متأسفانه در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسيارى از عالمان و علوم مختلف را در اختيار خويش گرفته اند تا ملت ها را چپاول كنند و همه فرصت ها را در انحصار خود بگيرند. آنچه در پى مى آيد ، متن كامل سخنرانى محمود احمدى نژاد در جمع دانشگاهيان دانشگاه كلمبيا است:
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه
رئيس محترم و دانشگاهيان عزيز، اساتيد و دانشجويان
ابتدا سلام عرض مى كنم و خداوند عزيز حكيم را شاكرم كه توفيق حضور در يك محيط علمى و در جمع جويندگان حقيقت و پژوهشگران عرصه علم و معرفت را عنايت فرمود. مى خواهم در اين جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگويم. اساتيد و علما، چراغهاى فروزانى هستند كه هر كدام در عرصه، نورافشانى و وادى هاى تاريك و مبهم را روشن مى كنند و بشر را از سردرگمى و جهل نجات مى دهند. كليدهاى فهم واقعيتهاى جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جويان است. عرصه هاى كشف نشده و عوالم ناپيدا و علوم دست نيافته اندازه ندارد و پنجره هاى بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوى حقايق گشوده مى گردد. با هر تلاش دريچه اى باز مى شود و حقيقتى مكشوف مى گردد. در هر زمان كه شأن رفيع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تكريم مواجه بوده اند بشر گامهاى بلندى در تعالى و كمال مادى و معنوى برداشته است و بالعكس در هر دوره كه علم و عالم مغضوب و منفور بوده اند، آن دوره ها در تاريخ بشر، تاريك بوده و بشريت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است. اگر فطرت بشر كه رمز تداوم حقيقت جويى و تلاش براى كشف حقايق است نبود، انسان در اسارت جهل باقى مى ماند و راههاى سعادت بشر مفتوح نمى شد. فطرت وديعه ماندگار خداوند تعالى در نهاد انسان است. همان خدايى كه بشريت را به جهان آورد و معرفت را نخستين و بزرگترين هديه خويش به او معرفى كرد تا بشر بتواند او را بشناسد. در داستان حضرت آدم (ع) محاجه اى بين ملائكه و خداوند در گرفت. آنان بشر را موجودى سفاك و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض كردند، پاسخ اين بود من مى دانم چيزى را كه شما نمى دانيد. آن گاه خداوند حقايق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائكه عرضه كرد. آنان از درك حقايق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود نگفتم من عالم غيب آسمان ها و زمين هستم، اين چنين بود كه آدم مسجود ملائكه شد. در مأموريت همه انبياى الهى سخن اول تلاوت آيات و نشانه هاى حق و تعليم كتاب و حكمت همراه با تزكيه و پاكى بوده است و در مورد حضرت عيسى آمده است: «ويعلمه الكتاب و الحكمه و التوريه و الانجيل و رسولا الى بنى اسرائيل انى قدجئتكم بايه من ربكم» يعنى به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد و او پيامبر به سوى بنى اسرائيل است به راستى كه من از جانب خدا نشانه اى آورده ام. قرآن كريم سوره آل عمران نخستين كلامى كه بر پيامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود.
اقرا باسم ربك الذى خلق (بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربك الاكرم(بخوان به نام پروردگارت كه گرامى ترين است) الذى علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم (او كه با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نمى دانست) . ملاحظه مى فرماييد كه در چند آيه اى كه اول بار بر پيامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت، تعليم و قلم است و اين آيات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفى مى كند معلمى كه به انسان هر چه را كه نمى دانست آموخت. در بيانى ديگر رسالت پيامبر اسلام را اين طور بيان مى فرمايد كه او كسى است كه از بين مردم عامى پيامبرى را از خودشان برانگيخت تا آنان را از آلودگى هاى فكرى و اعتقادى و اخلاقى پاك كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد. تمام سخن و پيام انبياى الهى عبور دادن انسان از تاريكى هاى جهل، غفلت خرافه، اخلاق ناصواب و انديشه هاى نادرست به سوى علم، معرفت، نور و اخلاق صحيح است. علم را به نور معنا و تعريف كرده اند، علم يعنى روشنايى و علم حقيقى علمى است كه بشر را از گمراهى نجات دهد و نافع به حال او باشد. در يكى از تعابير بلند آمده است كه علم نورى است كه خداوند در قلب كسانى كه بخواهد مى افكند. در اين بيان علم هديه اى الهى و قلب جايگاه اين هديه معرفى شده است. اگر قبول كنيم كه علم به مفهوم نور است آنگاه دايره آن از حوزه علوم تجربى فراتر مى رود و هر حقيقت پيدا و پنهانى را شامل مى شود. يكى از ستم هاى بزرگ به علم، محدود كردن دايره آن به علوم تجربى بوده است درحالى كه گستره علم بسيار وسيعتر است. حقايق عالم محدود به حقايق مادى نيست و ماده سايه اى از حقيقت بالاتر است و خلقت مادى تنها يك طبقه از خلقت عالم، است. انسان نمونه اى از خلقت است كه جمع ماده و روح است و روح و جوهر انسانى بر ماديت و جسم او غلبه دارد. نكته بسيار مهم ديگر ارتباط علم با پاكيزگى روح و جان و اخلاق و رفتار است. در تعليمات انبياى الهى يك حقيقت همواره بايد مقارن و مصاحب يعنى هميشه همراه علم باشد و آن پاكى روح و اخلاق نيكو است. علم و معرفت با معناى وسيعى كه گفتم يك حقيقت زلال و پاك است. علم روشنايى است، كشف است و آن عالم و پژوهشگرى مى تواند به اين حقيقت دسترسى يابد كه او هم پاك و زلال باشد و انديشه هاى غلط، اوهام و خرافات و يا وابستگى هاى مادى و خودخواهى ها مانع او از ادراك و پذيرش حقايقى كه كشف مى شوند، نگردد.
دوستان عزيز، فرهيختگان، حضار محترم
علم و معرفت آفاتى نيز دارد. شايد بزرگترين آفت آموختن و ياددادن و انديشه و تحقيق، خودخواهى ها و آلودگى ها و وابستگى هاى مادى و منافع شخصى باشد. دلبستگى هاى مادى، انسان را در نقطه مقابل حقايق عالم قرار مى دهد، انسان آلوده و وابسته در پذيرش حقيقت مقاومت مى كند حتى اگر آن را پذيرفت در برابر آن تمكين و از آن تبعيت نمى كند. بسيارند عالمانى كه حقايق را مى دانند اما به آن ايمان نمى آورند و خودخواهى ها اجازه نمى دهد حقيقت را قبول كنند. آيا كسانى كه در طول تاريخ بشريت، جنگ ها را تحميل كرده اند از درك اين حقيقت كه جان و مال و ناموس و سرزمين و حقوق انسان ها محترم است عاجز بوده اند يا اين كه مى دانسته اند اما به آن ايمان نياورده و در برابر آن تمكين نمى كردند. تا قلب انسان خالى از كينه، حسد و خودخواهى نشود، در برابر حقيقت، روشنايى و علم تمكين نمى كند. علم نورى است كه حامل آن بايد پاك و منزه باشد. اگر بشريت به بالاترين علوم مادى و معنوى دسترسى پيدا كند اما علما و دانشمندان پاكيزه نباشند آن را در خدمت بشريت قرار نخواهند داد آنگاه ممكن است چند حالت اتفاق بيفتد. تنها بخشى از حقايق را كه به نفع آنان است در اختيار مردم قرار دهند و بخش هايى از آن را كتمان كنند چنانكه حتى بعضى از علماى اديان الهى در گذشته چنين كردند. و متأسفانه امروز نيز برخى از پژوهشگران و دانشمندان حقايقى را از مردم پنهان مى كنند. علم و عالم در خدمت منافع شخصى، گروهى و حزبى قرار گيرد، مع الاسف در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسيارى از عالمان و علوم مختلف را در اختيار خويش گرفته اند تا ملت ها را چپاول كنند و همه فرصت ها را در انحصار خود بگيرند. شما مى بينيد:
- با استفاده از ابزار و شيوه هاى علمى ملت ها را فريب مى دهند. اقدامات خود را توجيه مى كنند، براى آنان دشمنان فرضى و فضاى ناامنى و ترس ايجاد مى كنند تا به نام مبارزه با ناامنى و تروريسم همه امور را تحت كنترل خود بگيرند. آزادى هاى فردى و اجتماعى ملت خود را نيز نقض مى كنند و حتى به حريم خصوصى افراد هم احترام نمى گذارند، تلفن ها را شنود و رفت و آمد ها را كنترل و ناامنى روانى ايجاد مى كنند و با استفاده از چنين فضايى اقدامات جنگ طلبانه خود در نقاط مختلف دنيا را توجيه مى كنند.
- با استفاده از شيوه ها و برنامه ريزى هاى علمى و دقيق، فرهنگ هاى بومى را كه حاصل هزاران سال تلاش، تعامل و خلاقيت و هنرورزى ملتهااست مورد حمله قرار مى دهند. تلاش مى كنند با نابودى آن، مردم را بى هويت و رابطه آنان را با تاريخ و ارزشهاى خود قطع نمايند. با القاى خصلت ها و روش هايى كه ملت ها را به ذلت تقليد و مصرف گرايى، سلطه پذيرى، ترس، احساس حقارت و ناتوانى مى كشاند زمينه را براى به يغما بردن منابع مادى و معنوى آنان فراهم مى كنند.
- ساخت بمب ها و سلاحهاى مخرب اتمى، ميكروبى و شيميايى نتيجه ديگرى از دست اندازى قدرتهاى بزرگ به ساحت علم و تحقيق است. اگر نبود همكارى برخى از عالمان و محققان نسلهاى مختلف بمب هاى اتمى و ميكروبى، شيميايى و نوترونى توليد نمى شد. آيا سلاحهاى مزبور براى دفاع از امنيت جهانى است؟ برافراشتن چتر تهديد دائمى اتمى چه دستاوردى براى بشريت دارد؟ اگر جنگ اتمى بين قدرت ها رخ دهد چه فاجعه بشرى اتفاق خواهد افتاد. آثار تشعشعات بمب هاى ناكازاكى و هيروشيما در نسلهاى جديد مردم آن مناطق هم ديده مى شود و معلوم نيست تا چند نسل ديگر ادامه خواهد داشت. آثار تشعشعات اورانيوم ضعيف شده مصرفى در ابتداى جنگ در عراق روى مردم مى تواند محل مطالعه و تحقيق باشد. اين فجايع بشرى وقتى اتفاق مى افتد كه علم عالمان در خدمت ظالمان قرار گيرد.
دانشگاهيان محترم
خداوند، پاكان، پيامبران و صالحان را شايسته دريافت علم و معرفت قرار داد چون مى دانست علم هم نور و هدايت و ابزار خدمت به بشريت است و هم مى تواند حجاب و سلاحى عليه بشريت باشد، از اين رو سفارش فرمود كه آموختن با پاكى و صداقت همنشين باشد. در رسالت پيامبران، هم پالايش و تزكيه و زدودن خودخواهى ها و دنيا طلبى ها و هم تبليغ كتاب و علم و حكمت را قرار داد. اگر علم و پاكى با هم قرين شود، هم عالم، علم را بهتر دريافت مى كند و هم مردم از علم او به درستى منتفع مى شوند. اگر تاريخ را ملاحظه كنيد هرچه خوبى و خير به بشريت رسيده است از ناحيه عالمان پاكيزه است. همان ها كه علم و معرفت خويش را در خدمت بشريت قرار داده اند و هدف آنان روشن كردن راه و كشف حقايق و كمك به سعادت و كمال بشريت بوده است. اين عالمان هر چه در علم جلوتر رفته اند نسبت به مردم تواضع بيشترى داشته و از اخلاق نيكوترى برخوردار بوده اند. معمولاً علماى پاك اخلاق و پاك رفتار، رهبران فكرى، معلمان اخلاق و مصلحان بشر نيز بوده اند. همه مصلحان بشريت ابتدا عالمان و معلمان خوبى بوده اند. در روايتى از بزرگان دينى آمده است آن هنگام كه عالم فاسد شود عالم به فساد كشيده مى شود و اگر عالم صالح باشد عالم درست مى شود. علم دريچه اى به سوى خدا و ميوه آن عمل است. عالمان بايد در قبال علم خود احساس مسئوليت كنند. عالمان بى عمل مانند درختان بى ثمر هستند، عالمان حقيقى در برابر نابسامانى ها، رنج ها و بى عدالتى ها ساكت نمى نشينند و علم خود را ظاهر و مردم را آگاه مى سازند. عالمان در برابر ستمگران و زورگويان بپا مى خيزند و اجازه نمى دهند جاهلان دروغ بگويند و مردم را فريب دهند و حقوق آنان را ضايع كنند. ساحت علم يك ساحت قدسى و الهى و علم امانت خداوند جهان است. ورود ناپاكان به اين عرصه، ظلم به بشريت است. قدرتمندان زورگو هم علم را به نفع مطامع خود مصادره مى كنند و هم با زورگويى اجازه نمى دهند عالمان و انديشمندان وارد عرصه هايى شوند كه كشف حقايق در آن عرصه ها موجب رسوايى آنان مى شود. اين شرم آور است كه قوانينى تصويب مى شود كه طبق آن، تحقيق در مورد برخى وقايع تاريخى ممنوع مى شود و محققينى كه در آن عرصه ها وارد شوند مجرم شناخته و به تحمل زندان با پرداخت جريمه محكوم مى گردند. بزرگترين و واضح ترين حقيقت جهان، خداست. همه عالم و هر چه در اوست، نشانه اوست و درعين حال باب تحقيق و مطالعه در اصل وجود خداوند همچنان باز است و كسى را به جرم مطالعه و تحقيق در بود و نبود خدا محاكمه و زندانى نمى كنند و چه بسيار كسانى كه با مطالعه و تحقيق به خداى بزرگ ايمان مى آورند. در معارف اسلامى آمده است كه شك مقدمه يقين است مشروط بر اين كه انسان در آن متوقف نماند لذا چه اشكالى دارد كه اجازه دهند در وقايع تاريخى هم تحقيق و مطالعه شود تا ابعاد وقايع شفاف تر شود. خصلت علت جويى و سؤال كردن تا ابد همراه بشر خواهد بود چرا كه در غير اين صورت، كمال و پيشرفتى حاصل نخواهد شد. تأسف ديگر از ايجاد انحصار توسط برخى قدرت هاى بزرگ در ساحت علم و حتى مخالفت با پيشرفت هاى علمى ديگران است. اين هم از عجايب عصر ماست كه برخى قدرت هاى بزرگ نمى خواهند شاهد پيشرفت ملت هاى ديگر باشند و با هزار بهانه، تهمت و فشار سياسى و اقتصادى، مانع توسعه علمى ديگران مى شوند، همه اين ها ناشى از دورى آنان از ارزش هاى انسانى و اخلاقى و مكتب انبياى الهى است. آنان براى خدمت به بشريت تربيت نشده اند.
علما و انديشمندان محترم
خلاصه كلام اين كه علم و معرفت بالاترين هديه خداوند به بشر است و فطرت كمال طلبى و حق جويى بشر هميشه او را در تكاپوى علم آموزى و كشف حقايق نگه داشته است. علم بايد با اخلاق و تزكيه همراه باشد تا هم عالم و محقق به درستى آن را دريافت كند و هم بشريت به خوبى و به درستى از آن استفاده كند، عالمان پاكيزه نه فقط چراغ هاى هدايت، بلكه مصلحان بشرى نيز هستند. نبايد اجازه داده شود قدرتمندان زورگو به ساحت علم دست اندازى كنند، علوم را مصادره و در خدمت مطامع خود عليه بشريت به كار گيرند و يا اين كه عرصه هاى تحقيق را محصور و محدود كنند. ساحت علم، ساحتى قدسى است كه بايد پاكيزه بماند، خداوند بر همه حقايق آگاه است و عالم و معلم و محقق را دوست دارد. به اميد روزى كه عالمان صالح، حاكمان جهان باشند و مصلح كل كه عالم الهى و صالح است به همراه مسيح بر جهان حكومت كنند.
وقايع دانشگاه كلمبيا به روايت يك خبرنگار
حقيقت ۲ ساعت فرصت داشت [مرتضى غرقى / نيويورك / خبرنگار واحد مركزى خبر]
شصت و دومين نشست مجمع عمومى سازمان ملل متحد فرصت ديگرى را ايجاد كرد تا مواضع حق طلبانه مردم ايران از زبان رئيس جمهور كشورمان به اطلاع مردم آمريكا و سياستمداران حاضر در مجمع عمومى سازمان ملل متحد برسد. مقام ها و رسانه هاى گروهى آمريكا قبل از ورود آقاى احمدى نژاد به نيويورك با نگرانى اخبار مربوط به حضور آقاى احمدى نژاد در اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل را دنبال مى كردند. از اين رو از چند روز قبل تلاش گسترده اى را آغاز كردند تا با طرح مسائل حاشيه اى همچون بحران عراق و مسائل هسته اى ايران اين سفر را تحت الشعاع قرار دهند، اما به رغم اين تلاشها سرانجام وجه غالب در اين منازعه سياسى به نفع آقاى احمدى نژاد رقم خورد و برنده اين جدال سياسى مردم ايران بودند.
سفر رئيس جمهورى كشورمان به آمريكا در ۲ بخش ملاقات هاى دو جانبه با سران كشور ها و سخنرانى در مجمع عمومى سازمان ملل متحد و همچنين گفت و گو با قشرهاى مختلف مردم آمريكا اختصاص يافت. به گونه اى مى توان گفت كه اين سفر ۲ مخاطب داشت ؛ سران كشورها و مردم آمريكا، از اين رو رسانه اى گروهى وابسته به لابى اسرائيل كه وجه غالب تبليغات رسانه اى در آمريكا را تشكيل مى دهند با نگرانى سفر آقاى احمدى نژاد را دنبال كردند. به طورى كه از چند روز قبل با جو سازى منفى تبليغاتى تلاش كردند تامانع از انجام برنامه هاى حاشيه اى رئيس جمهور در نيويورك شوند.
نخستين گام آنان ممانعت از حضور رئيس جمهورى كشورمان در محل يادبود قربانيان يازدهم سپتامبر يا گراند زيرو يا زمين صفر بود.... اگرچه اين اقدام از جانب نئومحافظه كاران ايالت نيويورك پيروزى ظاهرى را براى آنان در پى داشت اما در حقيقت يك شكست سياسى براى آمريكا بود، زيرا آنان مانع از اقدامى انساندوستانه شدند كه هدفى جز محكوم كردن تروريسم و همدردى با خانواده هاى قربانيان حادثه نداشت. لابى اسرائيل در آمريكا تنها به اين اقدام بسنده نكرد، تلاشهاى منفعلانه خود را به دانشگاه كلمبيا نيز تسرى داد تا مانع از سخنرانى رئيس جمهورى كشورمان در اين دانشگاه شود. پس از مخالفت استادان و دانشجويان دانشگاه با درخواست مقام هاى دولتى ايالت نيويورك، طراحان صحنه سياسى تصميم گرفتند تا شگرد ديگرى را به كار گيرند، تصميمى كه مى توانست سخنران مدعو را عصبانى كرده و وى را در مسيرى هدايت كند كه زمينه تبليغات منفى جديدى عليه وى مهيا شود. از اين رو مى بايستى به موازات اين اقدام ها، جو سالن نيز عليه احمدى نژاد باشد و بهترين راه براى رسيدن به اين هدف جمع آورى دانشجويان يهودى طرفدار اسرائيل در سالن بود.
در اين راستا در نخستين ساعات موافقت با حضور رئيس جمهور براى سخنرانى در دانشگاه كلمبيا بيش از ۹۰ درصد از صندلى هاى سالن رزرو شد و به گروه هاى يهودى اختصاص يافت به گونه اى كه هيچ يك از ايرانيان مقيم نيويورك و افراد مستقل نتوانستند در اين سالن حضور يابند. لباس هاى متحدالشكل جوانان يهودى كه نشان از سازماندهى آنان داشت، جو سالن را كاملاً ضد احمدى نژاد كرده بود حتى روى لباس هاى اين جوانان شعارهايى در مخالفت با احمدى نژاد نقش بسته بود كه تصاوير آن احتمالاً از تلويزيون پخش شده است. به هر حال همه چيز براى خراب كردن شخصيت رئيس جمهور مهيا شده بود. جو رسانه اى ضد ايرانى در داخل آمريكا، تظاهرات منافقين در خارج از دانشگاه و سرانجام اظهارات توهين آميز رئيس دانشگاه عليه آقاى احمدى نژاد، همه اين شرايط زمينه را براى تحقق اهداف لابى صهيونيست ها مهيا كرده بود، اكنون نوبت آقاى احمدى نژاد بود تا در اين توفان سياسى بر پا شده قدرت نمايى كند. پس از سخنرانى منفعلانه و بى منطق رئيس دانشگاه، احمدى نژاد با روحى آرام و مطمئن در پشت تريبون حاضر شد. او از خود دفاع نكرد. او در ابتدا قصور رئيس دانشگاه در رسم ميهمان نوازى را يادآور شد و سپس از حقوق ملتى دفاع كرد كه ۵۰ سال تحت ستم سياستمدارانى بوده اند كه در اين چنين دانشگاه هايى تربيت شده اند. او از مقام علم و دانشگاه دفاع كرد. احمدى نژاد واقعيت هاى ايران را بدون كم و كاستى تشريح كرد و درست يك ربع بعد از آغاز سخنان احمدى نژاد جو عمومى سالن به نفع وى تغيير كرد. دانشجويانى كه قبل از سخنرانى موضعى ضد احمدى نژاد داشتند، اكنون كمى ملايم تر شده بودند و با دقت به سخنان وى گوش مى دادند. منطق شيواى رئيس جمهورى كشورمان در دفاع از آرمان هاى كشور آن گونه در افكار دانشجويان رسوخ كرده بود كه صحنه را به نفع وى تغيير داد. از چهره رئيس دانشگاه نيز مشهود بود كه او از كار خود پشيمان شده و صحنه را به آقاى احمدى نژاد واگذار كرده است.
جالب اين كه بنده قبل از انجام سخنرانى يك نظرسنجى سطحى از دانشجويان داشتم تقريباً ۹۹ درصد افكار ضد احمدى نژاد داشتند و درست ۲ ساعت بعد يعنى پس از سخنرانى و پاسخ به سؤالات دانشجويان مجدداً نظرسنجى ديگرى انجام دادم و از نحوه قضاوت آنان درباره شخصيت آقاى احمدى نژاد دريافتم كه برنده اين مبارزه آقاى احمدى نژاد و مردم ايران بوده اند. تقريباً همه آنان مى گفتند كه فكر نمى كردند آقاى احمدى نژاد اين گونه منطقى باشد و اكثريت آنان اظهارات رئيس دانشگاه را نيز مورد انتقاد قرار دادند. در آنجا تحقق آيه شريفه و مكروا و مكرالله را با تمام وجود حس كردم. نتيجه اين نشست محكوميت رئيس دانشگاه و تنزل وجهه دانشگاه از يك سو و افزايش محبوبيت آقاى احمدى نژاد را از سوى ديگر در پى داشت. اين ادعاى من نيست اظهارات مقام هاى بى طرف و حتى شخصيت هاى مخالف آقاى احمدى نژاد است .همه به اتفاق گفتند احمدى نژاد پيروز اين جدال و منازعه سياسى بود. اوضاع به گونه اى پيش رفت كه تندرو هاى وابسته به لابى اسرائيل از اقدام خود پشيمان شدند و اظهار داشتند كه دعوت از رئيس جمهورى ايران در اين نشست از اساس اشتباه بود زيرا او از اين فرصت براى بيان ديدگاه هاى خود استفاده كرد در حالى كه ما هدفى غير از اين در نظر داشتيم. اخيراً در خبرها ذكر شده بود صحنه گردانان نشست دانشگاه كلمبيا كه قبلاً قول داده بودند ۳ ميليارد دلار كمك توسعه اى را به اين دانشگاه اهدا كنند به دليل نتيجه اين نشست تغيير رفتار داده و اين كمك را منوط به برخى خواسته هاى ديگر كرده اند. آنان ضعف آقاى لى بولينگر رئيس دانشگاه را علت اصلى پيروزى احمدى نژاد در اين منازعه سياسى ذكر كرده اند ؛ شخصى كه قربانى مطامع صهيونيست هاى درون حاكميت آمريكا خواهد شد.
|
|
|
حادثه دانشگاه كلمبيا باعث شد كه اخيراً چند تن از نمايندگان وابسته به لابى صهيونيسم در كنگره آمريكا طرحى را به مجلس نمايندگان ارائه كنند كه بر اساس آن حضور و رفت و آمد رؤساى نمايندگى برخى از كشورها محدود به مقر سازمان ملل و هتل محل اقامت شود. ارائه اين طرح نشان مى دهد كه تاچه حد دولت آمريكا به آزادى بيان معتقد است و اين رفتار بيانگر چيزى جز افول سياسى و آسيب پذيرى يك ابرقدرت نيست، ابرقدرتى كه بيش از ۶۰ سال پز آزادى بيان را داده است و اين حادثه اين ابرقدرت را به بن بست رسانده است. اما در مورد برخورد رسانه هاى گروهى آمريكا بايد گفت كه بيش از ۹۰ درصد از رسانه هاى گروهى آمريكا به طور غيرمستقيم از جانب حاكمان نظام سرمايه دارى آمريكا و دولت اين كشور هدايت مى شوند. در سفر آقاى احمدى نژاد نيز بار ديگر اين امر به وضوح آشكار گشت و نشان داد كه سمت و سوى خبرها و تبليغات منفى آنان در جهتى است كه دولت آمريكا آن را هدايت مى كند و اما رئيس جمهورى كشورمان كه بحق فردى شجاع و با هوش است و همواره از فرصت هاى رسانه اى آمريكا بخوبى استفاده كرده است تا پيام ملت ايران را به گوش مردم آمريكا برساند اين بار نيز موفق بيرون آمد.
حضور در اجلاس سالانه مجمع عمومى سازمان ملل و يا حضور در دانشگاه ها و ملاقات هاى دوجانبه فرصت هايى است كه آقاى احمدى نژاد در سالهاى گذشته بخوبى از آنها استفاده كرده است و مى توان گفت َسفرهاى رئيس جمهور به نيويورك از برگ هاى طلايى دوران خدمت وى خواهد بود. او فرم ديپلماسى ديكته شده و قديمى جهان را تغيير داده و روش نوينى آفريده است كه اين رفتار وى سياستمداران باسابقه را در موضعى انفعالى قرار داده است به گونه اى كه هيچ يك از عملكرد او براى آنان قابل پيش بينى نيست و همين امر آنان را در موضعى انفعالى قرار داده است.