شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶ - ۲۲ شوال ۱۴۲۸
Sat, Nov 3, 2007
سياسى۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى
سياسى۱
سياسى۲
سياسى۳
سياسى۴
سياسى۵
سياسى۶
سياسى۷
سياسى۸
سياسى۹
سياسى۱۰
سياسى۱۱
سياسى۱۲
سياسى۱۳
سياسى۱۴
سياسى۱۵
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
سياست۲
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
دستاورد هاى سفر نيويورك از نگاه دكتر الهام سخنگوى دولت
ستون سانسور ليبرالى شكست
[گفت و گو از حامد طالبى ]
غلامحسين الهام سخنگوى دولت در سفر رئيس جمهورى اسلامى ايران به نيويورك در هيأت همراه دكتر احمدى نژاد حضور داشت. شنيدن حواشى سفر به آمريكا و خصوصاً نكاتى درباره سخنرانى هاى رئيس جمهور در سازمان ملل و دانشگاه كلمبيا از زبان او خالى از لطف نيست. آنچه درپى مى آيد گفت وگو با وى درباره سفر به نيويورك است .
325092.jpg
به عنوان نخستين سؤال مايل هستيم بدانيم كه از ديدگاه شما نوع نگاه حاضران در آمريكا به دكتر احمدى نژاد چگونه بود؟
حضور آقاى احمدى نژاد در آمريكا حضورى پرابهت و با عظمت بود. رفتار پليس و مقام هاى امنيتى آمريكا به گونه اى با احترام بود كه مى دانند با شخصيتى برجسته، ويژه و مؤثر طرف هستند و اين در نحوه رفتار آنها حس مى شد و معلوم بود كه تحت تأثير زواياى واقعى شخصيت آقاى احمدى نژاد قرار دارند. مردم هم يك نگاه كنجكاو و در عين حال علاقه مندانه داشتند و حتى در مسير رفت و آمد ها و در طول مسير ها نسبت به دكتر احمدى نژاد توجه داشتند و ابراز احساسات مى كردند. در سازمان ملل هم شخصيت هاى مختلف و خبرنگاران بشدت علاقه مند بودند كه به اين شخصيت نزديك بشوند و آشنايى بيشترى پيدا كرده و ابراز احساسات كنند. اين مسأله به صورت مكرر در اكثر مراكز حضور هيأت ايرانى ديده مى شد. حتى خبرنگاران و چهره هاى كارشناسى در آنجا نيز به صورت مكرر تلاش داشتند كه در كنار دكتر احمدى نژاد عكس بگيرند. وقتى سخنرانى دكتراحمدى نژاد در مجمع عمومى سازمان ملل تمام شد و از سالن مجمع عمومى بيرون آمد، صفى از شخصيت ها براى تبريك گفتن به ايشان شكل گرفته بود. البته در آنجا مرسوم بود كه تبريك مى گويند ولى به اين شكل كه اين همه جمعيت به صف بايستند، ديده نشده بود. در آنجا مشخص شد كه دكتر احمدى نژاد به تعبيرى سخنگوى مستضعفان و مظلومان و به تعبيرى عام تر، سخنگوى عدالتخواهان در جهان است.
وضعيت سخنرانى رئيس جمهور در سازمان ملل و نوع نگاه حضار به اين سخنرانى چگونه بود؟
معمولاً بعد از جلسات افتتاحيه مجمع عمومى سازمان ملل، ديگر به ساير سخنرانى ها توجه چندانى نمى شود و در آن زمان، گروه ها مشغول گفت وگو، لابى و رفت و آمد هستند كه البته اين هم بخشى از كار است به همين جهت سخنرانى ها معمولاً فقط ثبت تاريخى مى شود و متن مكتوب آن نيز در اختيار افراد قرار مى گيرد و فضاى جلسه فضاى التفاط به گوينده نيست. اما در همين همهمه و شلوغى، وقتى نوبت به سخنرانى رئيس جمهورى اسلامى ايران رسيد، به تدريج و در فرصت كوتاهى، ناگهان سالن پر شد و گروه هايى كه بيرون از مجمع عمومى بودند، بازگشتند و جايگاه ها را پر كردند و سكوت و آرامش ويژه اى بر كل سالن غلبه كرد. با اين كه سخنرانى دكتر احمدى نژاد طولانى شد و مدت آن از فرصت پيش بينى شده مقدارى بيشتر شد، اما فضا همچنان منتظر و آرام بود كه همه پيام سخنرانى ايشان را دريافت كنند.
در طول ۲ روزى كه در نيويورك حضور داشتيد، با چه صحنه هاى جالبى مواجه شديد؟ مثلاً در راهروهاى ساختمان سازمان ملل و يا در هنگام ملاقات مقامات ساير كشور ها با رئيس جمهور.
در طول اين ۲ روز در هر كجا كه ايشان عبور مى كردند با اشتياق خبرنگار ها براى گفت وگو و با ابراز احساسات افراد از تيپ هاى مختلف مواجه مى شدند. حتى در همان فرصتى كه آقاى احمدى نژاد به اتاق پشت جايگاه مجمع عمومى سازمان ملل رفتند تا آماده شروع سخنرانى شوند، كارمندهاى سازمان ملل به سرعت آمدند و ابراز علاقه كردند كه در اين فرصت با دكتر احمدى نژاد عكس بگيرند. اين ابراز احساسات ويژه نشان مى داد كه دكتر احمدى نژاد شخصيتى جذاب، قابل احترام و در عين حال قابل پيگيرى است؛ يعنى احساس مى كنند بايد او را بشناسند و با زواياى فكرى اش بيشتر آشنا شوند. بعد از جريانات دانشگاه كلمبيا نيز، آنقدر آن مسأله محور بود كه در عموم ملاقات هاى سياسى كه در حاشيه مجمع عمومى صورت مى گرفت، نخستين بحث شخصيت هاى سياسى درباره سخنرانى رئيس جمهور ما در دانشگاه كلمبيا و ابراز نظر نسبت به آن بود. حتى برخى ها مى گفتند همه فضاى رسانه اى آمريكا تبديل به فضاى احمدى نژاد شده است. واقعاً هم همين طور بود كه به قولى، حدود ۵۰۰ ميليون نفر اين سخنرانى را مستقيماً ديدند.
دقيقاً تشريح كنيد چه حسى داشتيد. خصوصاً نسبت به جرياناتى كه در حواشى موضوع سخنرانى رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا اتفاق افتاد. فكر مى كنيد آمريكايى ها براى ما چه نقشه اى كشيده بودند؟
فضا و فرصت در نيويورك به گونه اى بود كه حس مى كردم حضور احمدى نژاد يك حضور ممتاز است و تأثير آن بيش از بوش بود. البته بوش اصلاً در حاشيه بود و تقريباً مى توان گفت موضوعيتى نداشت و آثار خاصى از حضور و وجودش ديده نمى شد در حالى كه وجود و حضور احمدى نژاد در همه جا تجلى داشت. در اين سفر آمريكايى ها همه ظرفيت هاى خود را براى مقابله جدى و روانى با آقاى احمدى نژاد و جمهورى اسلامى بسيج كرده بودند و طراحى به گونه اى بود كه از سخنرانى هاى اصولى، منطقى، تأثيرگذار و جريان ساز احمدى نژاد در سال هاى اخير و فضايى كه در اين مدت در جامعه جهانى ايجاد كرده بود، انتقام بگيرند و آنها را خنثى كنند.
اين حركت آنها را به ساحران فرعونى تشبيه مى كنم؛ يعنى همه لوازم خود را براى فريب افكار عمومى و ايجاد جنجال براى شنيده نشدن پيام حق بسيج كرده بودند. اين شيوه اى است كه در مقابل همه مصلحان، بزرگان و انبيا هم ديده شده كه جريان باطل هميشه براى نشنيدن جريان حق، هياهو به راه مى اندازد تا حرف شنيده نشود و نتوان چهره واقعى و زيباى حقيقت را ديد.
اين اتفاق در آنجا هم افتاده بود؛ آمريكايى ها كه به راحتى رسانه هايشان را مستقيم در اختيار انتشار پيام حقيقت و پيام احمدى نژاد قرار نمى دادند پس طراحى كرده بودند كه احمدى نژادى را به تصوير بكشند كه بى منطق، تند، خشن و جنگ طلب باشد و براى آنها هيتلر و امثال اينها را تداعى كند. طراحى آنها اين بود.
از سويى اعتراضات صهيونيست ها را هم در اطراف دانشگاه كلمبيا سامان داده بودند كه البته خيلى اقليت بودند و فكر مى كردند ديگران هم اجتماع مى كنند و با ايجاد فضا در داخل و بيرون از سالن مى توانند نقشه اى را كه طراحى كرده بودند، به پيش ببرند. بيانيه رئيس دانشگاه هم در واقع كليد اصلى سناريو بود؛ فكر مى كردند متنى كه رئيس دانشگاه مى خواند، انسجام فكرى ميهمان و آقاى رئيس جمهور را به هم خواهد زد و وادار به واكنش مى كند و احمدى نژاد حالت تدافعى خواهد گرفت و برخورد ها به مقابله به مثل مى كشد كه ديگر فرصتى براى فكر كردن شنوندگان نخواهد بود و آنها خسته مى شوند. از سوى ديگر هم چهره مورد نظر آنها از احمدى نژاد و ايران به تصوير كشيده خواهد شد. آنها با فضاى اهانت آميز و بسيار زشت و بدترين و بى سابقه ترين كلمات و ادبيات در محفلى علمى و دانشگاهى، مى خواستند نظام فكرى سخنران را به هم بريزند و برنامه ريزى دكتر احمدى نژاد تحت تأثير اين فضا كاملاً تغيير كند. آنها مطمئن بودند كه اين اتفاق خواهد افتاد و شايد به همين خاطر مقدمات پوشش مستقيم اين مراسم را فراهم كرده بودند تا افكار عمومى جهانى چهره ديگرى از رئيس جمهور ايران اسلامى ببيند. على رغم همه اين شرايط، آن ميهمان ويژه يعنى آقاى احمدى نژاد با دهان روزه و با ايمان و اتكاى الهى، آرامش و اعتماد به نفس ويژه اى را نشان داد كه اين آرامش روحانى و ايمانى، نقطه اول خنثى كردن و رفتن به جنگ عظيم ساحرانى بود كه سازماندهى كرده بودند و آماده بودند تا او را مغلوب كنند. اين آرامش و اعتماد به نفس فضا را در كنترل گرفت.
آيا دكتر احمدى نژاد مسير سخنرانى اش را تغيير نداد؟ آيا بهتر نبود واكنش ديگرى به عمليات روانى طرف مقابل نشان دهد؟ مثلاً سالن را ترك مى كرد و با همان لحن تند كه از او سؤال مى پرسيدند، با همان لحن نيز جواب مى داد؟
دكتر احمدى نژاد مسير خود را رفت و سخنرانى خود را كرد. شايد بعضى ها فكر مى كردند در آن شرايط بايد واكنش ديگرى نشان داد. يعنى يا جلسه را ترك كرد، يا مقابله كرد و يا اين كه برنامه ريزى قبلى را ر ها كرد و به موضع انفعالى و برخورد آمد. اما آقاى احمدى نژاد با آرامش و اعتماد به نفس مديريت كرد و با روندى كاملاً منطقى و مستدل راه خودش را طى كرد.
بهترين شيوه برخورد با آن توهين ها و خنثى كردن آن توسط رئيس جمهور انجام شد. آنها اين گونه طراحى كرده بودند كه توهين كنند، فضاى فكرى را به هم بريزند و صحنه را تبديل به چالشى خشونت آميز كنند. پس اگر غير از رفتارى كه رئيس جمهور ما انجام داد، اتفاق مى افتاد آنها به هدفشان رسيده بودند. اگر جلسه را ترك مى كرد، تبليغات مى كردند كه ايران براى اتهام هاى عليه خود پاسخى نداشت؛ آنها دقيقاً به دنبال همين هدف بودند. اگر هم واكنش هاى تند و متقابل نشان مى داد چيزى دستگير شنوندگانى كه جز از مجراى سانسور رسانه اى آنجا ايران را نمى شناختند، نمى شد. نوع واكنش و دفاع رئيس جمهور در برابر آن توهين، همان روشى بود كه موجب شد ماهيت اتوكشيده آمريكا كه مى خواستند از خودشان نشان دهند به صورت عريان به جهانيان نشان داده شود كه خود آنها بى منطق، خشن و بى ادب هستند. همين ها نيز باعث شد كه رئيس دانشگاه بدترين ضربه را خورد و الان بايد منفعلانه از حيثيت خود دفاع كند. دكتر احمدى نژاد منطق انقلاب اسلامى را به خوبى ترويج كرد و در حالى اين كار را انجام داد كه بر سر گفتمان انقلاب اسلامى محكم ايستاد و حتى در مواضع اصولى و فكرى انقلاب ذره اى وادادگى و انفعال نشان نداد.
رئيس جمهور پيام انقلاب و ديدگاه هاى اصولى ما نسبت به مسائل جهانى را منتقل كرد و اگر بگذارند ما مستقيماً با مردم دنيا حرف بزنيم و سانسور رسانه اى برداشته شود و رسانه در جهت رساندن پيام واقعى به خدمت گرفته شود، پيام انقلاب كه پيام فطرى انسان ها است موجى از گرايش ها را به سمت خود جذب مى كند.
كسانى هم كه اين نسخه ها را مى پيچند(بحث لزوم ترك سالن توسط احمدى نژاد) اگر توجه دارند، درجهت تكميل سناريوى صهيونيست هاى دانشگاه كلمبيا تحليل مى كنند.
نوع سؤالات دانشجويان چطور بود؟
شايد همه سؤالات از قبل تدوين شده بود و اصلاً معلوم نبود مال دانشجويان باشد، چون همه سؤالات آماده بود و مى خواندند و معلوم نشد آن سؤالات از كجا آمده بود. فرصتى براى گفت و گوى مستقيم و تريبون آزاد هم وجود نداشت و مى خواستند در موضعى كه خودشان مى خواهند، روند را هدايت كنند كه البته دكتر احمدى نژاد به آنان پاسخ هاى مستدل، منطقى، روشن، عادلانه و با آرامش داد. در آن فضا، مديريت و برنامه ريزى دكتر احمدى نژاد به همراه بيان قوى و منطقى، فضا را براى اعلام پيام پاك و حقيقت منطبق بر نياز فطرت مجموعه نشان داد. يعنى همه تشنه بودند كه مطالب را بشنوند و به همين دليل فضاى سالن و فضاى بيرون از دانشگاه فضايى آرام بود آرام براى شنيدن و كنجكاو براى يافتن.
جريان تجمعات و اعتراضات را توضيح دهيد. در داخل دانشگاه در مقابل معترضين مشكلى برايتان پيش نيامد؟
من در محيط دانشگاه كلمبيا هيچ آثارى از تظاهرات و اعتراض نديديم فقط در بيرون دانشگاه عده اى جمع بودند.
تقريباً شايد عموم دانشگاه و خيل عظيمى از دانشجويان در محوطه اى اجتماع كرده و ايستاده بودند و در كمال سكوت و آرامش به دقت در حال ديدن و شنيدن تصوير و صداى رئيس جمهور اسلامى ايران بودند. در داخل سالن هم همين وضعيت حاكم بود و همه با دقت آماده شنيدن بودند و در هر فرازى ابراز احساسات داشتند و مثبت يا منفى واكنش نشان مى دادند. همين نشان مى داد كه توجه ويژه اى دارند حتى مديران سالن هم كاملاً بحث را تعقيب مى كردند. البته اشاره به اين نكته هم خالى از لطف نيست كه قبل از برگزارى مراسم در دانشگاه كلمبيا، تعدادى از دانشجويان كه علاقه مند به شركت در اين مراسم بودند، مى گفتند به ما كارت ورود ندادند و مى خواستند از طريق ما وارد سالن شوند. تعدادى از ايرانيان هم مايل به حضور بودند كه به همراه ما داخل دانشگاه آمدند اما ظاهراً اجازه ندادند آنان در سالن حضور پيدا كنند.
آن فضاى تاريك سالن سخنرانى براى شما عجيب نبود؟
آنها با فضا و شرايطى كه ترسيم كردند تصور مى كردند كه كاملاً بر فضا مسلط هستند. حتى پردازش حواشى صحنه براى آنها كه مى خواستند تصاوير اين سخنرانى را پخش كنند اصلاً مناسب نبود و اين نمى توانست يك كار تصادفى باشد. آنها تصور مى كردند قرار است برنده شوند ولى بعد از پايان جلسه در ابراز نظر دانشجويان ايرانى و آمريكايى مى ديديم از اين كه رئيس جمهور در اين جلسه حضور داشت، خوشحال بودند و از رفتار رئيس دانشگاه و حواشى تند عليه دكتر احمدى نژاد ناراحت و منزجر بودند. آنها على رغم اين كه آمريكايى بودند اما بعد از استدلال هاى رئيس جمهور احساس قوت و رضايتمندى داشتند و معلوم بود از جلسه با دست پر بيرون مى آيند.
نخستين واكنش يا جمله اى كه رئيس جمهور بعد از پايان سخنرانى در دانشگاه كلمبيا در ميان هيأت همراه به زبان آورد، چه بود؟
در آن جلسه بعضى ها تصور مى كردند كه با توجه به آن سخنان تند و اهانت آميز، فضا به نفع آنان تمام مى شود اما بعد از پايان جلسه، دكتر با اطمينان و آرامش خاصى به ما گفت: ما پيروز شديم. از همان ابتدا هم آرامش خاصى داشت و به نتيجه مثبت كار مطمئن بود. خيلى ها كه همراه بودند اين احساس را نداشتند و نگران بودند.
نخستين واكنشى كه شما بعد از پايان سخنرانى با آن مواجه شديد، از چه نوعى بود؟
نخستين واكنشى كه من ديدم از خبرنگار يو اس اى تودى بود كه از رئيس دانشگاه خيلى بد مى گفت و احساس مى كرد كه اقدام رئيس دانشگاه كلمبيا حيثيت آمريكا را پايمال كرد و رفتارش اصلاً قابل توجيه نبود و زمينه هاى هر نوع گفت وگو و فضاى مثبت را از بين برد.
آن خبرنگار با نهايت انزجار از رفتار رئيس دانشگاه كلمبيا ياد مى كرد و مى گفت كه در گزارش خود حتماً به اين مسأله خواهد پرداخت.
نظر خود شما چيست؟ پيام هايى كه اهانت رئيس دانشگاه كلمبيا به جهانيان داشت چه بود؟
رئيس دانشگاه كلمبيا يك بازيگر در جريان سياسى صهيونيستى بود كه همين باعث شد تا به اعتبار علمى و جايگاه دانشگاهى خود و حتى به اعتبار دانشگاه كلمبيا تير خلاص زد. و از آن سو يدبيضاى الهى تمام تلاش هاى آنها را خنثى كرد و تاريكى ها را به خودشان برگرداند و فضاى روشنى ايجاد كرد. از جمله پيام هاى رفتار رئيس دانشگاه كلمبيا در حقيقت رفتار دولت آمريكا اين بود كه تشت رسوايى آزادى بيان و مباحث حقوق بشر كه بوش در مجمع عمومى دوباره به آن پرداخت و خيلى از كشور ها را متهم كرد به زمين زده شد. آنها ادعاى آزادى بيان داشتند اما آن همه فشار آوردند تا فضايى طبيعى و آزاد براى شنيدن حرف يك دولت و يك كشورى كه اين همه تبليغات عليه او كرده بودند وجود نداشته باشد. آنان آن همه فضاسازى كردند تا اين سخنرانى در دانشگاه به صورت عادى صورت نگيرد و حرف شنيده نشود.
آن همه از آزادى هاى گفت و گو، تحمل پذيرى و تلورانس حرف مى زدند اما اصلاً تحمل پذيرى نداشتند كه حرفى غير از حرف هاى يكجانبه اى كه القا كرده اند، زده شود. يك آمريكايى در گزارشى درباره سخنرانى دكتراحمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا گفته بود كه آقاى احمدى نژاد در محيط دانشگاه با دانشجويان و اساتيد صحبت كرد و منطق خود را مطرح كرد اما رئيس جمهور آمريكا فقط در پادگان ها حرف مى زند؛ يعنى يك گفت و گوى علمى و منطقى در مقابل يك بيان يكجانبه و نظامى.
ايرانيان مقيم آمريكا چه احساسى داشتند؟ بازتابهاى سفر را از آنها هم دريافت مى كرديد؟
احساس هويت مندى در ميان ايرانى ها كاملاً محسوس بود. اين احساس در اين سفر به آنان دست داد. ايرانيانى كه تحت تبليغات تند و خشن چند سال اخير توسط غربى ها به عنوان تروريست، عقب مانده، جنگ طلب، خشونت گرا، بى منطق و ناقض حقوق بشر متهم مى شدند، در همان روز اول سفر، باحضور دكتر احمدى نژاد در ميان خود، احساس ويژه اى پيدا كردند.
ايرانيانى كه حتى بعضى از آنان از قبل از انقلاب در آنجا مانده بودند و حتى بعضى ها نيز متولد آنجا بودند، وقتى گزارش دستاوردها، پيشرفت ها و حركت عزتمند جمهورى اسلامى ايران را مى شنيدند، ناخودآگاه احساس افتخار مى كردند و مرتب دست مى زدند و با سخنانى تأييد مى كردند و از رئيس جمهور مى خواستند كه به مسيرش ادامه دهد و قدرت و عزتى كه براى ايران ايجاد كرده را پيگيرى كند. يك عده اى هم حتى بعد از اين جلسه آمدند و با اين كه وابسته به طيف دوران قبل از انقلاب بودند ولى اينقدر احساس شعف مى كردند كه مى گفتند احمدى نژاد به ما اعتبار و عزت داد و اين را ابراز مى كردند. برخى از اينها كسانى بودند كه شايد هيچ سنخيت ايدئولوژيك هم با احمدى نژاد و نظام جمهورى اسلامى نداشتند. بچه هاى آنها در مدارسشان در دفاع از احمدى نژاد با ساير دانش آموزان بحث كرده بودند. يعنى اين بحث به ميان دانش آموزان كشيده شده بود. در اين سفر، ايرانيان مقيم آمريكا احساس پيوند پيدا كردند يعنى الآن جامعه ايرانى يك جريان جارى جهانى است و تسخير آن كار سختى است.
به نظر شما چرا برآوردهاى آمريكا براى مغلوب كردن احمدى نژاد غلط از آب درآمد؟
دكتر احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا سخنانش را با جملات امام ختم كرد كه فرمود ما آرزو داريم روزى مسلسل ها به قلم تبديل شود. يعنى در حقيقت رئيس جمهور پيام امام را به آنجا منتقل كرد. شايد آنها فكر مى كردند فضاى ما يك فضاى انفعالى باشد مثل چندين سال قبل كه بعضى ها به آنجا رفتند همان حرف هاى آنها را زدند و ابراز شرمندگى كردند كه از دموكراسى آنجا عقب مانده هستند و تفكر حاكمين آمريكايى را تفكر نجات بخش بشريت تلقى مى كردند. و آن حرف ها را در شرايطى مى زدند كه حرف هاى تكرارى و كهنه آنها با توجه به رفتار سردمداران آمريكا حتى براى خود آمريكايى ها هم جاذبه ندارد.
325206.jpg
به نظر مى رسيد شخصيت خود آقاى احمدى نژاد هم براى آنها جذابيت داشت. درست است؟
در جلسات مختلف از جمله جلسه با رؤساى كليسا ها و جلسه با نخبگان و انديشمندان فكرى آمريكا، اين موضوع به وضوح ديده مى شد كه اينها به دنبال شناخت خود آقاى احمدى نژاد بودند و اين را به صراحت مطرح كردند و حتى در جلسه رؤساى كليساهاى آمريكايى وكانادايى يك فردى از دكتر احمدى نژاد خواست كه بگويد مرجع تقليدش چه كسى است. يكى از رؤساى اين جلسه هم كتابى را به دكتر احمدى نژاد داد كه مى گفت آن را عروسش كه فلسطينى است نوشته است و مى خواهد نوه هاى احمدى نژاد هم بخوانند.
بيشتر در مورد چه مسائلى سؤال مى كردند؟ منظورم همان رؤساى كليساهاى آمريكا و كاناداست.
بحث مهم ديگرى كه دنبال مى كردند، شناخت نگاه موعود محور و انتظار محور آقاى احمدى نژاد بود. آنها مى خواستند دقيقاً بدانند مسأله مهدى موعود، انتظار و موعود امم كه ايشان مطرح مى كنند چيست. البته با جهتگيرى هاى سياسى خاص خود هم سؤالاتشان را مطرح مى كردند كه رئيس جمهور همه آن سؤالات را با منطق، دقت و توجه همه جانبه جواب داد. مباحث مربوط به صلح هم زياد در جلسه با رؤساى كليسا ها مطرح شد و بعد از مباحث ، كبوتر طلايى كه نشان صلح است را به عنوان مدالى بر سينه دكتر احمدى نژاد نصب كردند. حس ديگرى هم من دارم. آنها روى بحث هولوكاست و بحث اسرائيل تأكيدات ويژه و سؤالات زيادى داشتند. تحليل من اين بود كه اين ها اسرائيل را يك شيطان مجسم مى دانند كه صلح و امنيت را به صورت جدى به خطر مى اندازد و به دنبال اين بودند كه موضوعاتى مثل هولوكاست را مسكوت نگه دارند تا امنيت و صلح آسيب نبيند و از اين زاويه بيشتر به بحث هولوكاست مى پرداختند.
آقاى دكتر، در بوليوى چه خبر بود ؟ ظاهراً آمريكا در آنجا هم عليه ايران جنگ روانى راه انداخته بود. درست است؟
بوليوى ۵ رسانه دارد كه ۴ تاى آنها وابسته به آمريكا و فقط يك راديو در اختيار دولت است. در آنجا در فاصله چند روزى كه قرار بود دكتر احمدى نژاد به بوليوى سفر كند، تبليغات تند ضدجمهورى اسلامى و ضد ايرانى در آنجا گسترش پيدا كرد. مسائلى همچون حقوق بشر و بخصوص حقوق زنان بسيار ميدان مانور آنها بود. همين كه ما وارد فرودگاه سانتاكروز بوليوى شديم، يك ايرانى پيش ما آمد و خيلى ناراحت با اشاره به فضاسازى و تهمت هايى كه عليه ايران مطرح شده بود، از آقاى احمدى نژاد استمداد مى طلبيد كه اين فضا را خنثى كند. در همين لحظات چند نفر از كارمندان خانم فرودگاه همين كه آقاى احمدى نژاد را ديدند با اشتياق آمدند و تقاضا كردند كه با رئيس جمهور عكس بگيرند و ديديم كه على رغم همه تبليغات منفى نتوانسته بودند در بين مردم اثر بگذارند. با آن حجم تبليغات، قاعدتاً بايدخانم ها در اين كشور از ايران منزجر و نگران باشند اما صراحتاً ابراز مى كردند كه علاقمند به ايران و آشنايى هر چه بيشتر با ايران هستند. در جلسه اى هم كه در محل امضاى اسناد رياست جمهورى پايتخت بوليوى انجام شد هم شاهد صحنه هاى جالبى از حضور توده هاى مردم بوديم. يك چيزى هم كه در آنجا براى من جالب بود و فضاى ايران را برايم تداعى مى كرد اين بود كه يك فردى در ميان آن جمعيت، شعار مى داد و بقيه جواب مى دادند اين صحنه من را ياد حاج بخشى خودمان در ايران مى انداخت. البته شعار «زنده باد ايران» و «محمود محمود» هم به صورت واضح در طول مسير و در همان سالن به صورت مكرر شنيده مى شد. حتى در ميان آن جمعيت يك پيرمردى را ديدم كه مى خواهد خود را به دكتر احمدى نژاد برساند من هم دستش راگرفتم و پيش آقاى رئيس جمهور بردم كه ديدم با اشتياق مسائل كشورش را به دكتر احمدى نژاد توضيح داد وتعدادى سى دى از مسائل كشورش به ما و دكتر احمدى نژاد داد. در آنجا هم على رغم همه تبليغات، فضا مغلوبه شده بود و پايگاه فكرى آنان در حقيقت به هم ريخته بود. جالب اين كه ما در بوليوى سفارتى نداريم و رئيس جمهورشان هم اعلام كرد كه اين حركت مردمى، خودجوش است. مردم تصاوير امام و رهبرى را در دست داشتند و حتى تصوير رئيس جمهور را از روى تصاوير تلويزيونى نقاشى كرده و با خود آورده بودند. آن فضا به وضوح نشان داد كه مردم تشنه يك حرف هاى ديگر و شنيدن گفتمانى غير از گفتمان حاكم بر غرب هستند و شنيدن پيام انقلاب اسلامى را دنبال مى كنند.
در اين سفر به تعدادى از خبرنگاران و همراهان رئيس جمهور از سوى آمريكا ويزا داده نشد. آنها واقعاً از چه چيز مى ترسيدند؟
حتى به برخى اعضاى هيأت ايرانى نيز براى شركت در اجلاس ايرانيان در واشنگتن ويزا ندادند. معلوم بود كه اينها به دنبال سانسور هستند درحالى كه روشنفكران آنها از رفت و آمد حرف مى زدند و خواهان آن بودند، الآن مى ديدند كه اقدام هاى زيادى از سوى ايران انجام شد ولى آنها اكنون عليه خبرنگاران و مسئولان سياسى يا فرهنگى كشورمان محدوديت ايجاد مى كنند پس معلوم است كه چه كسانى ظرفيت و تحمل ندارند. اين مسأله هم بر اتهام هاى بوش در مورد ممانعت از ارتباط صلح آميز جهانى اضافه شد.
جريان مصاحبه با كريستين امانپور خبرنگار سى ان ان چه بود؟ چرا اينقدر مصاحبه كوتاه انجام شد؟
آن خبرنگار خيلى التماس كرد. برنامه هاى رئيس جمهور بسيار فشرده بود و مايل به اين مصاحبه نبود. دفتر نمايندگى ايران در سازمان ملل مى گفت بعد از اين كه به آنها گفتيم رئيس جمهور فرصت مصاحبه با شما را ندارد امانپور بى امان تماس مى گرفت و التماس مى كرد و هر كسى را ديده بود، خواسته بود واسطه شوند كه رئيس جمهور با او مصاحبه كند. دكتر احمدى نژاد با توجه به درخواست نمايندگى قبول كرد كه به يك سؤال جواب دهد و در نهايت هم در يك زمان محدود فقط به دو سؤال اين خبرنگار جواب داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |