اسفنديار رحيم مشايى معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى از جمله همراهان رئيس جمهور در سفر به نيويورك بود. آنچه در پى مى آيد متن گفت و گوى «ايران» با وى درباره حاشيه و متن سفر مذكور است.
بدون شك حضور در نيويورك براى رئيس جمهور كشورمان فرصتى بود كه از آن استفاده شد اما با توجه به اين كه چنين فرصتى براى تمام سران كشورها وجوددارد پس چرا سفر رئيس جمهور به آمريكا از ساير حاضران در مجمع عمومى سازمان ملل برجسته تر بود؟
براى هر كشورى مى تواند علاوه بر تكليفى كه نسبت به سازمان ملل دارد، حقى هم مطرح باشد كه اين حق استفاده از ظرفيت هايى است كه حضور در چنين مجامعى ايجاد مى كند. اين براى نظام جمهورى اسلامى ايران به عنوان كشورى كه نسبت به مسائل جهانى حساسيت هاى زيادى قايل است فرصتى بود تا ديدگاه و منطق خود را در منطقه و سطح جهانى مطرح كند. اين فرصت مى توانست براى همه كشورها وجود داشته باشد اما براى ايران اهداف ويژه اى مطرح بود. رئيس جمهور در اظهارات قبل از سفر تصريح كرد كه جايگاه محبوب ايران اقتضا مى كند كه در سطح بين المللى ظهور و برد لازم را داشته باشد. آرمان هاى ملت ايران آرمان هاى جهانى و انسانى است و نسبت به مديريت جهانى داراى منطق مجزاست و هدف از اين سفر حفظ اين جايگاه و شناخته شدن آن است.سازمان ملل در بحث مديريت نقش بسيار مهم و اساسى دارد و امروز تنها جايگاه جهانى است كه از نظر نظام بين الملل جايگاه مقبولى است كه مشاركت هاى ميان ملت ها را سازماندهى مى كند. علاوه بر اين بحث نقش ويژه برخى از حوزه هاى سياسى جهانى كه آنها در فرايند مديريت دنيا اثرگذار هستند. بنابراين سازمان ملل متحد مى توانست فرصتى براى مشاركت عموم ملت ها در مديريت جهانى باشد.
اين كه سازمان ملل هم اكنون در چه موقعيتى است براى مديريت جهانى جاى بحث است و اختلاف نظر وجوددارد. در اين هيچ ترديدى نيست كه امروز نقش سازمان ملل به مديريت جهانى يك نقش نسبى است اما نقش هاى اختصاصى مديريت در دنيا نيز وجود دارد. در بسيارى ازموارد قدرت هاى خاصى در دنيا هستند كه در عمل مسائل مختلف دنيا را مديريت مى كنند ، يعنى جاهايى كه سازمان ملل اساساً نقش در مديريت ندارد . از اين بدتر اين كه بارها و بارها شاهد بوده ايم كه برخى از قدرت هاى جهانى مواضع خود، نگاه خود و ديدگاه خود را از طريق سازمان ملل اعمال مى كنند. يعنى سازمان ملل به جاى آن كه محل بروز و ظهور مسئوليت هاى ملى ملتى شود و مشاركت بين الملل حوزه هاى ملى را در دنيا سازمان بدهد ابزارى براى برخى از قدرت هاى جهانى مى شود تا از طريق سازمان ملل مديريت كنند.
اگر يك كشور ضعيف بخواهد در برابر يك كشور زورگويى كه ايده غيرمنصفانه اى دارد بايستد، شايد بتواند مقاومت كند اما كارى كه در سازمان ملل انجام مى شود مقاومت ملت ها را در هم مى شكند و به احتمال فراوان آن ايده كشور زورگو عملى مى شود. يك نمونه خيلى بارز اين كه آمريكايى ها تصميم گرفتند به عراق حمله كنند و برخى از همدستان خودشان را نيز هماهنگ كردند كه حمله كنند، اما براى اين كه اين موضوع بعداً در سطح جهانى از مقبوليت برخوردار باشد و مانع از شكل گيرى مقاومت هاى جهانى شود از سازمان ملل استفاده كردند، ابتدا حمله كردند و بعد سازمان ملل مصوب كرد كه آنها در منطقه حضور داشته باشند. هدف ويژه جمهورى اسلامى ايران از حضور در چنين مجمعى اين بود كه شأن و جايگاه واقعى سازمان ملل تحقق پيدا كند و مديريت عمومى جهانى محقق شود؛ مديريت هاى اختصاصى قدرت گرى بزرگ از بين برود. همين است كه مديريت اختصاصى و خصوصى محافل قدرت هاى بين المللى امروز در دنيا خيلى از مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى و... را سازمان مى دهد. اگر تمام چالش هاى دنيا بررسى شود مشاهده مى كنيد درصد بسيارزيادى از آنها آشكارا نقش قدرت هاى بزرگ در بروز آن ديده مى شود. بنابراين موجوديت سازمان ملل را به عنوان يك اقدام انسانى روبه توسعه و پيشرفت و جريان كمال جوى بشر در دنيا بايد احترام بگذاريم. اما از آنجايى كه اين سازمان نمى تواند نقش واقعى خودش را در دنيا ايفا كند بايد كمك كنيم تا اين نقش شكل خود را بازيابد. به عبارت ساده تر هدف ويژه از حضور ايران در مجمع عمومى سازمان ملل اين بود تا به ارتقاى جايگاه سازمان ملل و اصلاح روش مديريت كه در دنيا وجود دارد از طريق خود سازمان ملل و مشاركت عمومى ملت ها كمك كند.
بايد نظام مديريتى امروز به نقد و چالش كشيده شود و جهان، فريب موجوديت سازمان ملل را نخورد كه چون چنين سازمانى هست پس خيال ملت هاى دنيا جمع باشد و مسائل حل مى شود. درحالى كه اين طور نيست و سازمان ملل مدير واقعى جامعه جهانى امروز نيست. اين مسأله بايد روشن مى شد، جهان به ثبات و آرامش نمى رسد مگر آن كه اراده اى جهانى بر جهان حكومت كند يعنى تمام ملت ها در فرايند تصميم گيرى ها مشاركت داشته باشند.
با چنين روشى نقش مجامع بين المللى ديگر مثل شوراى امنيت نيز زيرسؤال مى رود.
اصلاً نقش، ماهيت، شكل گيرى مشاركت ملت ها در شوراى امنيت، با مشكلات فراوانى مواجه است و اساساً هيچ فرصت عادلانه اى براى جهان وجودندارد كه در فرايند اين شورا نقش و مشاركت واقعى را داشته باشد. مادامى كه اين موضوع وجوددارد تصميم جهانى معنا ندارد مگر يك جا كه همه ملت ها چيزى بگويند. قدرت هاى بزرگ حق وتو نيز دارند و بايد دنيا خود را با اينها منطبق كند و به اين شكل سازمان ملل فاقد كارايى لازم درحل مناقشات بين المللى است و نه تنها بحران و چالش را نمى تواند حل كند خصوصاً آنجا كه بحران و چالش معنادارد و تعريف خاصى دارد. نه تنها اين نمى تواند حل مشكل بكند بلكه به واسطه چنين موجوديتى در تشكل دنيا فشار بر گرده دنيا وارد مى شود. براى نمونه ما عضو آژانس جهانى انرژى هسته اى هستيم، اين سازمان جهانى موجوديت پيدا كرده تا انرژى هسته اى را براساس فرايند صلح آميز مديريت بكند و به تمام آنها بدهد. شما همين جا ديديد كه موضوع انرژى هسته اى ايران كه يك جريان كاملاً روشن و آشكار است و هيچ نقطه انحرافى درآن ديده نشده از طريق سازمان ملل از حوزه هاى كار آژانس پرونده را به شوراى امنيت رسانده اند يعنى يك كار را كه جايگاه قانونى آن در سازمان انرژى اتمى است منتقل مى كنند به جايى كه برخورد سياسى با آن بكنند. اين يك خلاف آشكار و سوءاستفاده از شوراى امنيت است. اگر آژانس اعلام كند اين كشورى كه عضو است از مسير حركت صلح آميز خارج شده بايد پرونده از آژانس بيرون برود اما آيا آژانس چنين چيزى گفته؟ مى بينيم كه با كمال گستاخى پرونده را به شوراى امنيت مى برند و عليه ايران قطعنامه صادر مى كنند. جرم ايران چيست كه قطعنامه عليه آن صادر مى شود؟ لشكر كشى مى كنند به عراق و افغانستان. يعنى مسأله را ساخته سپس تبيين، تشريح و تحليل مى كنند. در سطح دنيا آنطور كه خودشان مى خواهند معرفى شوند و بعد هم خودشان راه حل مى دهند. همه جهان را هم مجبور مى كنند اين راه حل را بپذيرند. در حالى كه با مديريت جهانى بايد هر مسأله اى را از نقطه نظر جهانى ديد و شناخت. امروز اين فرصت دراختيار نيست. اصلاً تاكنون فرصتى نبود كه در عرصه بين المللى بگوييم انقلاب اسلامى ايران چه بود و چه هست و چه خواهد بود. فرصت اين كه شما طرح مسأله كنيد و دنيا را از زاويه نگاه ديگرى اصلاً تعريف كنيد كى داده مى شود؟ تا هم اكنون هم در اين سفر ديديد براى اين كه رئيس جمهور ايران برود در يك دانشگاهى صحبت كند چه ها كه نكردند و چه هزينه گزاف تبليغاتى كردند. البته خداوند اينها را در دامن آنها انداخت. جالب است در بوليوى در متن بيانيه زيبايى كه رئيس جمهور بوليوى خواند من ديدم جايگاه اين متن خيلى بالاتر از كشورى مثل بوليوى است. جملات بسيارزيبايى داشت كه گفت بهانه صلح يك جنگ منافقانه و عين نفاق است. منافق كسى است كه ظاهر خوب و زيبايى دارد اما باطنش كانون فساد است. بنابراين هدف ويژه جمهورى اسلامى ايران از حضور، اعلام موضع نسبت به مديريت جهانى و نقد مديريت امروز بود. بوليوى چه سرزمينى است؟ مردم فقيرتر از فقير . ۹ ميليون آدم كه بسيار فقيرانه زندگى مى كنند با منابع نفت و گاز بسيار زياد با معادن بسيار زياد، طبيعت بسيار خوب و قابل بهره بردارى. اين سرمايه هاى عظيم در يك كشور به اين بزرگى با ۹ ميليون نفر جمعيت. ببينيد بايد چه اتفاقى بيفتد؟ بوليوى از دنيا هيچى نمى خواهد فقط فرصت مى خواهد كه اين مردم از منابع خودشان استفاده كنند و به مردم هم استفاده برسانند. اما اگر مطالعه كنيد مى بينيد كه فئودال ها آنجا هستند و تمام منابع آنها را مى برند.
با وجود اين كه سازمان ملل نقش اصلى خود را ايفا نمى كند اما نمى توان اهميت آن را كتمان كرد...
بله وقتى مجمع عمومى سازمان ملل تشكيل مى شود يك حرف به روشنى شنيده مى شود و آن اين است كه بزرگ ترين اجتماع جهانى تشكيل شده ما از مجمع عمومى كه نشست بزرگ تر نداريم. مهمترين نشست جهانى براى خودش يك موضوع مهمى است. ما هيچ سازمانى به عظمت سازمان ملل در دنيا نداريم اصلاً چيزى شبيه اين هم نيست. بنابراين هم زمان برگزارى هم مكان برگزارى هم مضمون و محتوى و موضوع نشست حائز اهميت فراوانى است. سازمان ملل در شهر نيويورك در بخش منهتن است . يعنى مهم ترين مكان تجارت جهانى و مهم ترين مركز رسانه اى جهانى است و هيچ نقطه ديگرى با اين اصلاً قابل مقايسه نيست. اثرگذارى كشور ايالت متحده آمريكا و شهر نيويورك موجب مى شود كه ظرفيت ها و فرصت ها براى همگان پديد آيد و اين در مورد دانشگاه كلمبياى نيويورك هم صدق مى كند. وقتى كه رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا سخنرانى كرد عمده ترين و مهم ترين مديران جهانى در نيويورك حضور داشتند. بله مى شود به ييلاق رفت حرف زد اما مكان و زمان مهم است. فرد سخنران هم مهم است. براى اين كه به چنين هدفى دست پيدا كنيم بايد يك فرد شجاع، مدبر، مدير و خردورز صحبت كند. اگر انسان دانا شجاع نباشد، فايده ندارد. انسان شجاع هم اگر دانا نباشد، مفيد نخواهد بود. رئيس جمهور فوق العاده است. اصلاً همين كه به استان ها مى رود همه از پا درمى آيند. سفر به نيويورك خودش يك سفر استانى بود.
در سفر به نيويورك چند برنامه اجرا شد؟
در اين سفر ۳۳ برنامه با ۸۰ ساعت اقامت انجام شد. تصور كنيدكه در ۸۰ ساعت اقامت چگونه بايد برنامه ريزى كرد. رئيس جمهور خودش را به آب و آتش زد و خواب را براى خودش حرام كرد. ايشان ۳۳ برنامه انجام داد كه تصادفى و اتفاقى نبود. اعظم اين برنامه ها از قبل طراحى و برنامه ريزى شده بود. سخنرانى در دانشگاه كلمبيا طرح كوچكى نبود يا مصاحبه با شبكه هاى مهم جهان. رئيس جمهور قبل از رفتن به نيويورك با يك شبكه تلويزيونى مصاحبه كرد و به رسانه ها گفت كه براى چه چيزى به آمريكا مى رود. خيلى ها جرأت مصاحبه با «چارلى رز» برجسته ترين خبرنگار آمريكا را كه پربيننده ترين برنامه شبكه ماهواره اى اين كشور است ، ندارند. اما احمدى نژاد اصلاً نگرانى نداشت. گويا قبل از توهين رئيس دانشگاه كلمبيا، رسانه ها نيز فضاى تخريب وتوهين را فراهم كرده بودند. هفته نامه نيوزويك يا يكى از اين هفته نامه ها روى جلدش يك عكس بسيار دستكارى شده خشن از احمدى نژاد زده بود و در برابر اين عكس درشت نوشته شده بود «شيطان فرود آمده است». عين عبارت است با عكسى كه شيطان را در ذهن ها جلوه بدهد.
اصلاً همان روز ايشان ساعت ۹ در حال مصاحبه كردن بود و خبرنگار از رئيس جمهور خواست اشتباهات آمريكا را بگويد. احمدى نژاد هم اشتباهات آمريكا را در عراق و جاهاى ديگر بازگو مى كرد. ناگهان گزارشگرى مجله نيوزويك را بالا آورد و عكس خشن از رئيس جمهور و آن تيتر «شيطان فرودآمد» را نشان داد و گفت: اين را ديده ايد؟ رئيس جمهور در همين حال هم خنديد و گفت: «اين هم يكى ازهمان اشتباهات است چرا كه شما فرصت ارتباط و گفت وگو را ازجامعه جهانى مى گيريد در حالى كه بايد خلاف اين عمل كنيد. پس از مصاحبه، گزارشگر مسحور شخصيت آقاى احمدى نژاد شده بود. اصلاً باورش نمى شد كه چنين مصاحبه اى انجام داده است.
|
|
|
از ديگر فرصت هاى خيلى خوبى كه پديد آمد ملاقات با شخصيت هاى مهم و سران كشورها بود. آنها بشدت تحت تأثير بيانيه و سخنرانى آقاى احمدى نژاد قرار گرفته بودند. البته همه سران و شخصيت هاى مهم گفتند كه سخنرانى در دانشگاه كلمبيا را ديده ايد و چه پيروزى بزرگى براى شما محسوب مى شود. ملاقات ايشان با روحانيان برجسته يهودى آمريكا جلسه مهمى بود. البته در سال گذشته هم باتعدادى از اينهايى كه در آنجا حضور داشتند جلسه برقرار شده بود تا آقاى احمدى نژاد ديدگاه هاى جمهورى اسلامى ايران را مطرح كند. تصورى كه از ما در دنيا پخش مى شود اين است كه ايران مخالف يهودى هاست و مى خواهد همه يهودى ها را از دم تيغ بگذراند. نشست ديگر ايشان در يك كليسا با حضور رهبران مسيحى آمريكا بود. جلسه بسيار مهمى بود و بحث هاى بسيار خوبى مثل ديدگاه جمهورى اسلامى ايران در آنجا مطرح شد. يكى از آنها مى خواست بداند كه احمدى نژاد كيست، چه مى گويد و چه مى خواهد. يكى ديگر از نشست ها، جلسه با رهبران گروه هاى اسلامى ايالات متحده بود اين هم براى ارزيابى شرايط جهانى فرصت شايسته اى بود. براى اين كه آنها بدانند فقط تحت تأثير تبليغات غربى و آمريكايى نباشند و ارزش هايى كه امروز در دنيا به دست آمده براى مبارزه رو به توسعه و فراگير شدن است.
نشست ديگرى برگزار شد كه از جهات سياسى و مديريتى از همه مهم تر بود. سال گذشته آقاى احمدى نژاد با شوراى روابط خارجى آمريكا جلسه بسيار ارزشمند، پربار و فوق العاده اى داشتند. آقاى احمدى نژاد باز هم تقاضاى اين آدم هاى نخبه و مستعد و مؤثر در حوزه سياست هاى خارجى و بين المللى آمريكا را پذيرفت. شايد اگر كسى در چنته چيزى نداشته باشد اصلاً جرأت نداشته باشد دراين جلسه حضور پيداكند اما احمدى نژاد باز به عنوان يك فرصت مناسب دعوت آنها را قبول كرد و همه اينها را پذيرفت و دراين جلسه حضور پيدا كرد. تعداد قابل ملاحظه اى از اين آدم هاى متفكر آمريكايى و شخصيت هاى مهم مؤثر رسانه هاى مهم بين المللى و ماهواره اى، مسئولان و مديران پروژه ها و مؤسسات پژوهشى و تحقيقاتى سياسى و اجتماعى آمريكا كه فعاليت هاى بين المللى انجام مى دهند و اساتيد برجسته دانشگاه دراين جلسه حضور پيدا كردند. دراين جلسه ۵نفر سؤال هايى را مطرح مى كردند كه احمدى نژاد صحبت هاى آنها را قطع كرد و گفت: «آقايان چرا فقط سؤال مى پرسند. اين جلسه كه مصاحبه نيست» بعد از اين سخن رئيس جمهور بسيارى از آنها ديدگاه خود را مطرح كردند. بعد از شنيدن صحبت ها همه گفتند كه سؤال هايى وجود دارد و تمام مسائلى كه آقاى احمدى نژاد مطرح كردند وقتى مفيد است كه ما مبانى را بشناسيم، با مبانى فكرى مختلف نمى شود يك جمع بندى روشنى داشته باشيم. رئيس جمهور هم براى آنها سخنرانى كرد كه فقط يك سخنرانى نبود، بلكه يك كلاس درس مبانى نگاه جمهورى اسلامى ايران براى جهان بود. بعد هم به يك يك سؤال ها تا آخر جواب داد. اين جلسه فوق العاده ارزشمند بود.
از تحركات روزهاى قبل از سخنرانى براى منصرف كردن رئيس جمهور بگوييد.
سخنرانى در دانشگاه كلمبيا درخواست مسئولان دانشگاه بود و امسال اين درخواست جدى شد. با جدى شدن اين درخواست دو پيش بينى براى مخالفان بود؛ يكى اين كه احمدى نژاد بيايد و از پس فضا برنيايد و يك شكست فكرى و فلسفى براى نظام سياسى ايران و نظام فرهنگى ايران رخ دهد. اصلاً آنها مى خواستند ايران اين پيشنهاد را نپذيرد تا بگويند ما دعوت كرديم و جمهورى اسلامى نپذيرفت اما با پذيرش آن ترديد در مسئولان دولت آمريكا و دانشگاه كلمبيا ايجاد شد چرا كه صهيونيست ها در نيويورك بيشتر از هر نقطه اى در آمريكا هستند. دانشگاه كلمبيا هم معروف بود كه تحت تأثير جدى لابى صهيونيست ها قرار دارد. اصلاً نگرانى ها اين بودكه ممكن است احمدى نژاد از اين يك فرصت فوق العاده بسازد. به همين علت آنها تصميم گرفتند تا نشست دانشگاه كلمبيا برگزار نشود. از يك هفته قبل از آن تبليغات جهانى وسيعى عليه احمدى نژاد صورت گرفت. آنها مى خواستند محل برگزارى را خراب و امنيت را به طور غيرمستقيم مخدوش كنند چرا كه اگر امنيت را مستقيم به هم مى زدند به ضرر خودشان بود. حتى درخواست رسمى براى تظاهرات دادند و آدم هاى سازمان يافته را در آنجا مستقر كردند كه فضا براى اين كه احمدى نژاد روحيه لازم را براى طرح و بحث داشته باشد و فضا براى شنيدن آماده باشد از بين ببرد . احمدى نژاد دراين يك هفته فوق العاده درتيتر اخبار چهره اش در نشريات و تصاويرش در شبكه هاى مختلف ماهواره اى بود كه ۹۹ درصدش هم منفى بود. چه قبل از سفر ، چه حين سفر، چه زمان سفر و چه روز برگزارى اين نشست در دانشگاه. كلاً كارى انجام دادند و جوى را ساختند كه همه بگويند آقاى احمدى نژاد جو خراب است و به دانشگاه نرو. خود رئيس دانشگاه هم در آنجا بشدت زير سؤال رفت و فشار سنگينى بر او آوردند كه چرا از احمدى نژاد دعوت كردى. چون اصل حضور آقاى احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا يك معنا و يك پيام داشت و آن اين كه احمدى نژاد هم اهل حرف زدن و گفت و گوست. آن هم در روزها و هفته هايى كه بحث حمله به ايران را به دروغ باب كرده بودند.
آنها مى خواستند ذهنيت خشن و كشتار و بمب را از رئيس جمهور ترويج كنند. اما احمدى نژاد رفت آنجا و سخنرانى كرد و اين ذهنيت كه پس او اهل حرف زدن است ترويج شد. مثلاً صدام هيچ وقت در جمع اساتيد و فرهيختگان شركت نكرد و از مبانى مختلف مديريت حرف نزد. آنقدر دستشان خالى بود كه عكس يك اعدامى را به عنوان اراذل و اوباش دار زده بودند و به شمارگان بسيار زياد چاپ و به در و ديوارها نصب كرده بودند تا چهره ايران را خراب كنند و انعكاسش هم به آقاى احمدى نژاد برسد. قبل از سخنرانى هم اطلاع دادند كه اگر احمدى نژاد بخواهد بيايد اينجا ما سؤالات زيادى را مطرح خواهيم كرد. آنها مى خواستند كه ما بترسيم و رئيس جمهور به دانشگاه نيايد چرا كه فشار روى رئيس دانشگاه زياد بود.
از روز سخنرانى در دانشگاه كلمبيا بگوييد. گويا شما دير به مراسم رسيديد و موفق شديد بازخورد سخنان رئيس جمهور را در اطراف و داخل دانشگاه ببينيد.
در روز سخنرانى درخواست تظاهرات داده بودند كه مورد موافقت قرار گرفته بود اما نتوانستند بيشتر از ۲۰۰ نفر را جمع كنند. شايد كمتر از ۲۰۰نفر آمده بودند اما از كلامشان مشخص بود كه خيلى از آنها نوجوان بودند. شما مى دانيد كه در آمريكا و كشورهاى اروپايى جوان ها در سياست نيستند چرا كه اعتقاد دارند سياست براى تأسيسات و نهادهاى سياسى است. آقاى احمدى نژاد به ما دستور داده بودند كه براى رفع مشكلات ايرانيان مقيم آمريكا جلسه بگذاريم و به همين علت از ايشان جدا شديم. پس ازاتمام كارمان به سمت دانشگاه كلمبيا رفتيم.
من و آقاى الهام مجبور شديم از ميان جمعيت تظاهركننده به سمت در دانشگاه برويم. ما را كه ديدند شروع به شعار دادن كردند و يك لحظه ايستادم مقابل در دانشگاه كلمبيا به آنها خنديدم. اين مسأله آنها را عصبانى كرد. داخل حياط دانشگاه كه شديم جمعيت بسيار زياد چندهزار نفره مقابل اسكوبورد بزرگى را مشاهده كرديم. من ابتدا فكر كردم كه اينها جزو تظاهركنندگان هستند اما ديدم به دقت به سخنان احمدى نژاد گوش مى دهند. وقتى مى خواستيم به سالن برويم ديديم ۲ خانم را با وجود نداشتن حجاب و به علت ايرانى بودن به سالن راه نداده اند چرا كه از قبل بليت هاى سالن برگزارى جلسه سخنرانى را به خودشان داده اند و به ايرانى ها نرسيده است. زمانى كه من به سالن رسيدم آقاى احمدى نژاد در حال پاسخ دادن به سؤالات بود.
رئيس دانشگاه كلمبيا با چه هدفى به رئيس جمهور توهين كرد؟
اكنون همه مى دانيم كه رئيس دانشگاه كلمبيا زير فشار بود كه حتى قبل از فرارسيدن روز سخنرانى هم با زبان بى زبانى قصد داشت احمدى نژاد را منصرف كند. رئيس دانشگاه مى خواست با توهين به احمدى نژاد ، او اعلام كند كه مرا دعوت كرديد و من پذيرفتم اما به خاطر توهينى كه انجام داديد جلسه را ترك خواهم كرد. اگر احمدى نژاد اين كار را مى كرد آنها موفق مى شدند. البته اين را فراموش نكنيم كه رئيس دانشگاه كلمبيا با اين كار ريسك كرد و شخصيت و اعتبار خود را در اين كار گذاشت و ديديد كه شكست خورد.
مهمترين دستاورد اين سفر چه مى تواند باشد؟
در فضاى ملتهب جامعه جهانى كه آمريكايى ها آن را ملتهب كردند و در فضايى كه منطقاً جنگ را صهيونيست ها در بوق مى كنند و ايده حمله را تبليغ مى كنند (كه به قول آقاى احمدى نژاد دو گروه صهيونيست ها و كسانى كه در صنعت تسليحات سرمايه گذارى كردند هستند چون هر چه بحران شود سود مالى مى كنند) حضور دكتر احمدى نژاد در آمريكا و استفاده از چنين فرصت اطلاع رسانى جهانى، تشريح و تبيين مواضع جمهورى اسلامى ايران درجهت صلح و مخالفت با جنگ ، آثار فراوانى را در جامعه جهانى و دولت آمريكا گذاشت. قطعاً در جريان كشمكش درونى آمريكا طرفداران جنگ بشدت منكوب شدند و در حاشيه قرار گرفتند. طرفداران صلح و طرفداران ادامه راه مذاكره و گفت وگو در موضع قوى ترى قرار گرفتند، اگر اين سفر همين يك دستاورد را هم مى داشت به عنوان يك سفر خردمندانه و ظفرمندانه بايد در تاريخ جمهورى اسلامى ايران ثبت شود.