شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶ - ۲۲ شوال ۱۴۲۸
Sat, Nov 3, 2007
سياسى۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى
سياسى۱
سياسى۲
سياسى۳
سياسى۴
سياسى۵
سياسى۶
سياسى۷
سياسى۸
سياسى۹
سياسى۱۰
سياسى۱۱
سياسى۱۲
سياسى۱۳
سياسى۱۴
سياسى۱۵
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
سياست۲
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
نگاهى به رفتار غير حرفه اى رسانه هاى غربى در قبال
مواضع رئيس جمهور ايران در نيويورك
آنچه بلاگر ها از سفر رئيس جمهور به نيويورك نوشتند
نگاهى به رفتار غير حرفه اى رسانه هاى غربى در قبال
مواضع رئيس جمهور ايران در نيويورك
وقتى غولها به زانو درآمدند
325197.jpg
[محمد بخشنده ]

سفر رئيس جمهورى به نيويورك با اتفاق هاى مهمى در عرصه رسانه ها روبه رو شد. در نظر كارشناسان حوزه ارتباطات، ماجراى دانشگاه كلمبيا علاوه بر آن كه يك رويداد سياسى نمادين بود، به آزمونى مهم براى رسانه ها تبديل شد آزمونى كه در آن تكنيك ها و ترفند هاى كانون هاى خبرى توأمان به نمايش درآمد.
مناظره احمدى نژاد در كلمبيا ركورد مخاطبان خبرى را شكست تا حدى كه برخى رسانه ها عنوان «مهمترين رويداد رسانه هاى ۲۰۰۷» را به آن اختصاص دادند. همه عناصر و اجزاى يك خبر شگفتى ساز در اين رويداد تبلور داشت :
« مناظره نماينده عالى جمهورى اسلامى در پايتخت دانشگاهى آمريكا پس از ۲۷ سال قطع رابطه » همين عبارت كافى بود تا در عرض چند ساعت ميليون ها مخاطب پاى مونيتور ماهواره ها بنشينند.
اما اين، تمام حكايت رسانه اى سفر احمدى نژاد نبود. ورود رسانه ها به اين موضوع منظر ديگرى هم دارد. افكار عمومى جهان در آن روز هاى پرهيجان شاهد يك جبهه گيرى بى سابقه در حوزه رسانه ها شد. اين بار نيز خبر و تصوير در خدمت سياست قرار گرفت و حاصل تلفيق اين دو، فضاى اضطراب آورى بود كه شبكه هاى خبرى آمريكا و رسانه هاى همسوى آن در آستانه مناظره احمدى نژاد خلق كردند. چنان كه متخصصان حوزه رسانه ها گفته اند همه تكنيك هاى خبرپردازى و انگاره سازى دست به دست هم دادند تا در اين سفر، تصويرى تيره از ميهمان ويژه نيويورك در اذهان شكل بگيرد. جز انگشت شمارى از مطبوعات مستقل، اغلب قدرت هاى رسانه هاى آمريكا و اروپا در ائتلافى نانوشته وارد شدند كه مأموريت ناكام گذاشتن هيأت ايرانى را دنبال كردند.
كاركرد آن روز رسانه ها فقط اين نبود كه با دستكارى در تصوير يا بازى با واژگان خبر، به نفع يكى از دو طرف مناظره يعنى آمريكا جهت گيرى كنند بلكه همان طور كه برخى كارشناسان گفته اند، رسانه ها در اين ميدان خود به يكى از طرف هاى دعوا تبديل شدند.
براى اثبات اين ادعا كافى است به توليدات خبرى يكى از غول هاى رسانه هاى آمريكا و اروپا در آن روز هاى سپتامبر رجوع كنيد. صف آرايى سياسى كه رسانه ها در اين حادثه به آن روى آوردند شباهت آشكارى به ائتلاف و قطب بندى آنها در بحبوحه جنگ عراق داشت. در بحران عراق اگر رسانه هايى مانند سى ان ان يا فاكس نيوز ميدان دار بودند در مناظره كلمبيا، علاوه بر چند روزنامه پرآوازه آمريكا، بى بى سى و شبكه رسانه اى لندن نيز به مصاف مقابله با ديپلماسى ايران پيوستند. بنابراين طبيعى بود كه توفيق طرف ايرانى در مناظره اى كه اين رسانه ها تصوير ديو و فرشته از آن ترسيم ساختند، شكستى سنگين در كارنامه اين طايفه به ثبت برساند. از همين روست كه در فرداى مناظره تاريخى كلمبيا برخى كارشناسان ارتباطات از اين رويداد به عنوان خاطره اى غم انگيز براى جامعه رسانه اى آمريكا تعبير كردند. به باور اين ناظران، به همان اندازه كه اين اتفاق اعتبارى گران براى ديپلماسى ايران به ارمغان آورد، صدمه اى سنگين به سرمايه اعتماد رسانه هاى آمريكا وارد كرد.
بنابراين از زمره سؤال هاى باقيمانده در پرونده پر رمز و راز كلمبيا، ابهام هاى جدى اى است كه حول نقش جبهه رسانه اى آمريكا وجود دارد.
از نگاه خبرگان حوزه رسانه، بروز چنين رفتار رسانه اى براساس ساختارى كه اين نهادها بويژه در قلمرو آمريكا دارند، چندان عجيب نبود. همه آن پديده هاى مغاير با منطق آزادى اطلاعات كه در جريان پوشش خبرى سفر رئيس جمهور مشاهده كرديم يعنى دستكارى در خبر و تصوير يا گردش يكسويه و جهت دار اطلاعات پديده هاى تجربه شده و تكرار شونده دنياى رسانه ها محسوب مى شوند. اما شايد پرسش بديع دراين زمينه اين باشد كه چرا غول هاى رسانه اى غرب اكنون كه در عصر ارتباطات به بازيگر معجزه آفرين دنياى سياست تبديل شده اند، بر آرمان والاى استقلال و بيطرفى چشم مى بندند ؟ و به عبارتى چه عواملى موجب مى شود كه رسانه ها در اوج شكوه و اقتدار خويش پشت سر سياست و سياستمداران حركت كنند؟
پاسخ اين پرسش مهم در نتايج پژوهش جمعى از متفكران آمريكايى ارائه شده است :
محققانى كه به آسيب شناسى ساختار رسانه اى آمريكا پرداخته اند بر ۲ آفت عمده انگشت تأكيد مى نهند. عامل نخست همانا سهم شايانى است كه صاحبان قدرت هاى اقتصادى آمريكا در شبكه هاى رسانه اى آمريكا دارند. « بن اچ ـ بگديكيان » از زمره اين محققان است كه مطالعات خويش در خصوص نقش بنياد هاى اقتصادى در رسانه هاى آمريكا را در كتابى تحت عنوان «انحصار رسانه ها» منتشر كرده است. او در تحقيقات خويش كه به دهه هاى ۷۰ و ۸۰ ميلادى برمى گردد به اين نتيجه تأمل انگيز رسيد كه ۵۰۰ شركت عظيم اقتصادى سهامداران اصلى شبكه رسانه اى آمريكا هستند و اقتصاد و بودجه اغلب رسانه ها و مطبوعات پرآوازه آمريكا از طريق اين شركت هاى بزرگ تأمين مى شود. در واقع جمعبندى بگديكيان اين بود كه صنعت پرهزينه رسانه بويژه در عصر حاكميت تكنولوژى و فناورى به خزانه لايتناهى سرمايه اين كمپانى ها متصل است. به اين صورت سهامداران ثروتمند رسانه ها كه جامعه يهوديان حضورى چشمگير در ميان آنها دارند در تعيين خط مشى رسانه ها و سياستگذارى خبرى نقشى اساسى دارند. آثار ديگرى هم كه به دنبال كتاب «انحصار رسانه ها» در زمينه ساختار صنعت مطبوعات آمريكا منتشر شد حكايت از اين دارد كه حرفه روزنامه نگارى مدرن در ايالات متحده پيوندى عميق با پديده سرمايه و اهداف صاحبان اقتصاد اين كشور برقرار كرده است.
اين پيوند رسانه و سرمايه به اشكال مختلف در گردش تحولات دنياى روزنامه نگارى آمريكا تجليات خود را نشان داده است. از مظاهر روشن اين پيوند، نقش ملموسى است كه سهامداران رسانه ها در عزل و نصب مديران و سردبيران رسانه ايفا مى كنند و نتيجه تأثير و احاطه آنها بر اكيپ مديريت رسانه ها چيزى جز جهت دهى به فرايند اخبار و اطلاعات نيست. در ميان مطالعات و پژوهش محققان آمريكايى ده ها نمونه و مصداق از اعمال نفوذ سهامداران اقتصادى رسانه ها بر سياستگذارى خبرى ارائه شده است. آنها به موارد زيادى از تغيير و حذف سردبيران و مديران رسانه هاى آمريكا اشاره كرده اند كه به دليل عدم رعايت معيارها و مصالح موردنظر سهامدارانشان، موقعيت شغلى خويش را از دست داده اند. اما آسيب دوم در قالب پيوند رسانه هاى آمريكا با سياست نمايان شده است. تركيب صاحبان قدرت رسانه اى آمريكا را چهره هايى تشكيل مى دهند كه داراى نفوذ سياسى هستند. دست كم در حوادث مهمى مانند ۱۱ سپتامبر و يا جنگ عراق ، مناسبات حوزه رسانه با سياست در جامعه آمريكا بوضوح نمايان شد. تحت تأثير نفوذ همين گروه اليت يا نخبگان سياسى است كه اخبار و اطلاعات مهم در خروجى خبرگزارى ها و شبكه هاى ماهواره اى گزينش و هدايت مى شود. شايد از بارزترين تجليات پيوند سياست و رسانه در آمريكا، حركت هماهنگ و زنجيره اى اين رسانه ها در چارچوب مشخصى به نام ليبرال دموكراسى است، يعنى همان چيزى كه امروز به عنوان ارزش هاى آمريكايى از آن ياد مى شود.
چيزى كه مجموعه رسانه اى آمريكا را در روزهاى آغاز سفر احمدى نژاد به بايكوت و تحريف حادثه كشاند چيزى جز احساس مشترك آنها نسبت به بروز چالش سنگين در برابر ارزش هاى آمريكايى مورد نظر بوش نبود.
آنچه بلاگر ها از سفر رئيس جمهور به نيويورك نوشتند
براندازى نرم بوش!
[ مريم آريايى ]
325137.jpg
بازتاب سفر رئيس جمهور به نيويورك در رسانه ها موضوعى بود كه در كنار ساير ابعاد و زواياى اين سفر، قابل چشم پوشى نبوده و مورد توجه صاحبنظران اين عرصه قرار گرفته است. در اين ميان نمى توان از رسانه هاى شخصى كه وجهه انتقال ديدگاه در آنها از بعد اطلاع رسانى شان برجسته تر است غافل بود. با فاصله گرفتن از اين رويداد و دور شدن از حجم اخبار و اطلاعات مربوط به سفر، مرور ديدگاه هاى وبلاگ نويسان به عنوان شهروندانى كه نمى گذارند تاريخ شفاهى اين روزهاى تاريخى در هياهوى اخبار و رويدادهاى روزمره گم شود، نكته جالب توجهى است و مى توان دريافت اين افراد كه از بطن جامعه برخاسته و در رسانه اى شخصى ديدگاه هاى خود را منتشر مى كنند، چه برداشتى از اين مقطع تاريخى داشته اند.
* «احمدى نژاد، نارنجكى در آغوش دشمن» عنوانى است كه وبلاگ «ياس ها» براى نوشته خود برگزيده است: «همه چيز آماده شده بود، دشمن خاكريز ها را يكى پس از ديگرى آماده مى كرد. تبليغات رسانه اى سنگين، اظهارات سياستمداران و سياست سازان همه چيز را اين گونه جلوه داده بود كه آنان با حضور احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا مخالفند شايد بعضى هايشان هم همين فكر را مى كردند، اما همه اين ها يك بازى بچگانه بود، همان بازى كه دشمن سالهاست به اشكال مختلف اجرايش مى كند اما غافل از آن كه ديگر دستش براى خيلى ها رو شده است. . . احمدى نژاد اين بار هم آرام و خندان به خط زده بود. او جنگ را با تمام وجود شناخته است و مى داند در جنگ كنونى چگونه بايد خاكريز ها را يكى پس از ديگرى فتح كرد. او اين بار نيز ادب ايرانيان را به رخ دشمن بى ادب خويش مى كشد. او اما همراه با ادب ايرانى، تمدن اسلامى و انسانى جهان اسلام را نيز فرياد مى زد. شايد اگر او اين اقدامات را انجام نمى داد ديگر جهان اسلام خاطره انقلاب ايران را فراموش مى كرد و توضيح آن كه چگونه مى توان با دست خالى دشمن را نابود كرد براى نسل جديد جهان اسلام بسيار دشوار مى شد.»
* در وبلاگ «خبرنگار مسلمان» به اتفاق ها و حواشى پيرامون اين سفر اشاره شده و مواردى از جمله كارشكنى در صدور ويزاى سفر هيأت همراه رئيس جمهور و خبرنگاران ايرانى به نيويورك، جلوگيرى از حضور احمدى نژاد در محل حادثه ۱۱ سپتامبر، اعمال فشار براى لغو سخنرانى رئيس جمهور ايران در دانشگاه كلمبيا، تجمعات بى منطق و فحاشى هاى مختلف در مقابل دانشگاه كلمبيا، نوع برنامه ريزى و اجراى يكسويه مراسم، به گونه اى كه احمدى نژاد تحقير شود و چهره اى نادرست از او به نمايش بگذارند، سخنان هتاكانه رئيس دانشگاه كلمبيا عليه رئيس جمهور ايران و . . . از عوامل افزايش محبوبيت مردمى رئيس جمهور پس از سفر به نيويورك تحليل شده و در عين حال با اشاره به بازتاب هاى گسترده سخنرانى هاى احمدى نژاد دراين سفر تأكيد شده كه نبايد عده اى از نمد محبوبيت و مظلوميت رئيس جمهور براى خود كلاه بسازند.
* در وبلاگ «مصائب احمدى نژاد» در مطلبى با عنوان «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» دركنار ارائه تصويرى كلى از برنامه هاى رئيس جمهور در سفر به نيويورك و دستاوردهاى اين سفر، مقايسه اى ميان رفتار دانشجويان كلمبيا و رفتار تعدادى از دانشجويان در دانشگاه اميركبير صورت گرفته و آمده است: طرز رفتار دانشجويان آمريكايى كه مخالف سرسخت احمدى نژاد بودند هنگام سخنرانى وى، بى اختيار انسان را به ياد ماجراى دانشگاه اميركبير مى اندازد. در آن هنگام برخى از دانشجونما ها كه ادعاى دموكراسى و آزادى بيان داشتند بار ها با به زبان آوردن سخنان سخيف، آتش زدن عكس احمدى نژاد و . . . چهره خود را نشان دادند، اما اين بار در كلمبيا - با اين كه دشمنان احمدى نژاد در آن حضور داشتند - خبرى از اين رفتار ها نبود.
* «بزمانه» وبلاگ ديگرى است كه در تحليل آنچه در دانشگاه كلمبيا رخ داده ، نوشته است: پيروزى شيرين جمهورى اسلامى و شكست صهيونيست ها را بايد مرهون رويكرد مكتبى احمدى نژاد در عرصه سياسى و بين المللى دانست. . . بايد گفت اين فرمول مخصوص احمدى نژاد نيست. آيات قرآن به هر مسلمان معتقدى اين اطمينان را داده است كه اگر بر مبناى ايمان و تدبير و اخلاص عمل اقدامى كند خداوند درهاى هدايت را به روى او مى گشايد و از جاهايى كه او به حساب نمى آورد او را نصيب مى بخشد.
* «دخترك واكسى و گفتمان عدالت!» عنوان نوشته وبلاگ ديگرى است كه به توصيف رئيس جمهور از دخترك واكسى در بوليوى اشاره كرده و نوشته است: اين توصيف رئيس جمهور نا خود آگاه مرا به ياد داستان سفر مرحوم شريعتى به مصر انداخت . آن جا كه دكتر شريعتى بازديد از اهرام مصر را نيمه كاره ر ها مى كند و خود را به دخمه هاى كنار اهرام كه مدفن بردگان سازنده آن بوده مى رساند و خطاب به آنها تقريباً به اين مضمون مى گويد :من از تبار شما هستم مرا با قبر فرعون چه كار ؟ و بعد خطاب به آن بردگان، داستان مظلوميت پدران خود را آنچنان دردمندانه بيان مى كند كه قلب هر انسان عاشقى را به درد مى آورد !. . . من شباهت هايى بين اين دو سفر يافتم ! احمدى نژاد ازسفر نيويورك و ديدار با نمايندگان فرعون به بوليوى مى رود و بعد دخترك واكسى را در ميان جمع مى بيند و دخترك را به سوى خود مى خواند و دست نوازش به سرش مى كشد و شايدخطاب به او مى گويد : من از تبار شما هستم!فرزند آهنگر زاده اى از ديار شير مردان ايران زمين ! دختركم! از كنار كعبه، آزادمردى شمشير عدالت خواهد كشيد و دوران مظلوميت تمام دختركان واكسى تمام خواهد شد ! دختركم ! مرا با طواغيت نيويورك چه كار؟ من امروز عدالت را در اين سرزمين و در ظاهر فقرزده تو و همه كودكان مظلوم دنيا مى جويم.»
* نويسنده وبلاگ «فصل انتظار» هم اين سفر را نوعى خوارى و ذلالت براى كسانى دانسته كه مى گفتند احمدى نژاد از سياست خارجى سر رشته ندارد.
* «راز موفقيت دكتر احمدى نژاد در عرصه بين الملل» نكته اى است كه در وبلاگ «نور مبين» به آن اشاره شده و در بخشى از آن مى خوانيد: ويژگى بارز و اصلى كه منجر گرديد چهره دكتر، چهره اى جهانى و كلام و سخنش از مرز جغرافياى كشور گذشته و طرفداران بسيارى در اين كره خاكى پيدا كند، همان جنس رفتار سياسى ايشان است كه برخاسته از وحى الهى مى باشد كه اين امر منجر گرديد كه شاهد نوعى ديپلماسى جديد در عرصه بين الملل باشيم كه خاص و ويژه جمهورى اسلامى ايران است. آقاى احمدى نژاد اين آيه كريمه را دكترين و نصب العين رفتار سياسى خويش قرار داده(مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ)خداوند عالم در آيه فوق اشاره به حقيقتى دارد و آن اين كه هر كس غير خدا ولى اى را براى خود برگزيند به سست ترين وسيله متوسل شده. حال كسى به اين حقيقت قرآنى اعتقاد داشته باشد ديگر از توپ و تانك و هواپيما و ماهواره آمريكا دلهره اى را به خويش راه نداده چون به حقيقت معنى به كنه اين فرموده معمار كبير انقلاب پى خواهد برد كه آمريكا شير بدون دندان و بى يال و كوپال است. »
* «احمدى نژاد و ۱۱ سپتامبر نرم در نيويورك!» اين هم تعبير وبلاگى ديگرى از سفر به نيويورك است كه وبلاگ «بيدارى» آن را توضيح داده است: امسال حضور احمدى نژاد در نيويورك و سخنرانى هاى او يك
۱۱ سپتامبر نرم براى نومحافظه كاران آمريكا و صهيونيست ها رقم زد. ۱۱ سپتامبرى كه البته در آن نه با زبان ترور و خشونت كه با زبان منطق و استدلال برجك هاى دوقلوى نومحافظه كارى و صهيونيسم پائين آمد!
* وبلاگ «بحر» با مخاطب قرار دادن مخالفان دولت كه آن را واجد هيچ نكته مثبتى نمى دانند نوشته است: رئيس جمهور ايران در مقابل ۵۰۰ ميليون بيننده، به سؤالات كسانى كه او را «ديكتاتورى حقير» مى دانند، پاسخ مى دهد. . . رئيس جمهور از جوسازى ها نمى هراسد. به دانشگاه كلمبيا مى رود. به گفته رسانه هاى غربى، ۷۷ درصد دانشجويان دانشگاه كلمبياى آمريكا كه پيش از اين از طريق رسانه هاى صهيونيستى مواضع تحريف شده او را شنيده بودند، موافقت ديدار خود را با احمدى نژاد اعلام مى كنند. طرفداران دولت، طيفى از مخالفان داخلى دولت، رسانه هاى صهيونيستى و دولتمردان و شبكه هاى خبريشان، همه از موفقيت كامل احمدى نژاد سخن مى گويند. موفقيت احمدى نژاد در رساندن پيام انقلاب اسلامى ـ و نه پيام خود! ـ واقعيتى است كه ديدنش براى هر ايرانى مسرت بخش است. اما مخالفان رئيس جمهور، چشم خود را بر واقعيت مى بندند. آنها ديروز مى گفتند «اى كاش رئيس جمهور، به نيويورك نرود» چراكه «حرف زدن بلد نيست». پس حاشيه را بر متن ترجيح مى دهند. اما گرفتارى مخالفان آنگاه آغاز مى شود كه «حاشيه خوانى» و «حاشيه سازى»، چاره ساز نيست. پس دست به سفسطه مى زنند. آنها محكومند به اثبات ادعاى خود: «دولت نهم هيچ شاخص مثبتى ندارد!»
* «او توانست» تيترى است كه در وبلاگ گروهى «از همه چيز از همه جا» به چشم مى خورد، اين نوشته اينچنين آغاز مى شود: احمدى نژاد رفت، به دانشگاه كلمبيا رفت، حس مسئوليت عجيبى دارد، بار زيادى را بر دوش خود احساس مى كند، مى خواهد پيام ملت ايران را به جهانيان معرفى كند، آيا مى تواند؟ اما مى داند كه بايد از عزت ايران دفاع كند. در ابتدا با توهين و تحقير رئيس دانشگاه مواجه مى شود . . . احمدى نژاد شروع به سخنرانى مى كند، گله هايى دارد، سخنش را صريح مى گويد، حقيقت را به روشنى بيان مى كند، از اين و آن باكى ندارد، چون حرفش، حرف حق بود. اما مى داند كه بايد از عزت ايران دفاع كند.
* «روحيه رزمندگى احمدى نژاد» نكته اى است كه توجه نويسنده وبلاگ «نگرانى» را به خود جلب كرده و در اين مورد نوشته است: موفقيت احمدى نژاد در شرايطى بس سخت و در خاك دشمن مرا به ياد زمان جنگ انداخت كه رزمندگان كشورمان با كمترين امكانات و سخت ترين شرايط در عمليات ها پيروز مى شدند و اين بار فردى با همان روحيه رزمندگى با ابتكارات و توانايى هايش نام ايران را به عنوان پيروز اين جنگ به رخ جهانيان كشيد و دشمنانى كه همچون جنگ تا بن دندان مسلح بودند(از نظر رسانه اى) را ناكام گذاشت.
* «بالاخره حرفمان را به دنيا زديم»، «سياه مشق» با اين عنوان نوشته اش را آغاز كرده است: به دكتر محمود احمدى نژاد، به عنوان نماينده ملت بزرگ و شريف ايران در دانشگاه كلمبيا توهين شد اما اين فرصت پديد آمد كه ملت ايران حرفش را از زبان نماينده اش به جهانيان برسونه و اين كه چند كانال خبرى حرفهاى احمدى نژاد را به طور مستقيم پخش كردن و در موردش تحليل و تفسير گذاشتن نشون مى ده كه ما كارمون را كرديم و به هدفمون رسيديم . حالا آمريكا بمونه و حرفهايى كه پس از ۲۸ سال در تمام دنيا زده شد و به طور مستقيم ۵۰۰ ميليون نفر اون رو ديدن و شنيدن.
* اما وبلاگ نويس ديگرى به نام «عمليات» در نوشته خود با عنوان «آهنگرزاده اى كه پايه هاى امپرياليسم جهانى را لرزاند» آورده است: اين مرد را مى شناسيد؟! او همان مردى است كه ديروز در ثلاث باباجانى و خاش و دلفان و هزار شهر و روستاى ديگر كه حتى تا آن زمان پاى هيچ معاون و وزيرى به آنجا باز نشده بود، صورت به صورت مردم محروم و مستضعف، درددل ها و گلايه هاى تلخ و دردناك آنان را با سعه صدر مى شنيد و با تلاشى اعجاب برانگيز و وصف ناشدنى سعى در فرونشاندن غبار تيره و تار محروميت از چهره مردم آن مناطق داشت؛ تلاشى كه به دنبالش دعاى ميليون ها انسان دردمند را به همراه داشت.
325155.jpg
اين مرد را مى شناسيد؟! اين مرد همان مردى است كه وصفش در بالا آمد اما اين مكان جزو شهرهاى دورافتاده و محروم ايران نيست؛ بلكه اينجا «قلب تپنده دنياى ليبراليسم»، نيويورك است؛ اين رئيس جمهور مردم سيستان و بلوچستان، تهران، خراسان جنوبى، يزد، كهگيلويه و بويراحمد، تبريز، كردستان، لرستان، گلستان و... است كه با سخنان قاطع و مقتدرانه خود دنياى امپرياليسم را به بازى گرفته و آنها را مجبور ساخته كه با چشمانى گرد و حيرت زده رو به دوربين هايى كه خودشان آنها را براى نابودى ايران كاشته بودند صراحتاً اعتراف كنند كه: «ما باختيم». . .
* «سازمان ملل؛ پوسيده و ناكارآمد» نگاهى است از زاويه اى ديگر به سفر نيويورك، در وبلاگ «با سيد على» در اين باره مى خوانيد: سفر محمود احمدى نژاد به ايالات متحده براى شركت در مجمع عمومى سازمان ملل متحد، با رخدادهايى همراه بوده كه بار ديگر رسوايى رفتار زورگويان جهان را به نمايش گذاشته است. صرفنظر از همه تحليل ها و شيوه انتقال وقايعى كه از جهت هاى مختلف ابراز مى گردد، يك بخش از سخنان رئيس جمهور اسلامى ايران در مجمع عمومى، حائز اهميتى است كه بايد هزاران بار بازگويى شود … حال جمله دكتر احمدى نژاد در سخنرانى ايشان در مجمع عمومى سازمان ملل متحد: «در ميان همه سازمانهاى ناكارآمد، متأسفانه شوراى امنيت سازمان ملل در صدر قرار دارد. » آيا اينطور نيست؟
* «بازى عوض شده، زمين بازى عوض شده»، «نسل بيدار» با همين عنوان نوشته خود را آغاز كرده است: نشست دانشگاه كلمبيا حاوى يك پيام روشن بود كه دولتمردان نئومحافظه كار كاخ سفيد به روشنى آن را دريافتند: نفوذ كلام جمهورى اسلامى ايران در نخبگان آمريكا، گسترش روزافزون در سطح جامعه آمريكايى و عطش فراوان براى شنيدن بى واسطه حرف هايى كه از اين ناحيه گفته مى شود. اين نفوذ به قدرى گسترده است كه حتى ابزارهايى مانند جلوگيرى از حضور هيأت ايرانى در محل برج هاى تجارت جهانى قادر نيست مانع از تأثيرگذارى اش شود. اين نفوذ را به جرأت مى توان جلوه اى از «صدور انقلاب» دانست كه امام خمينى(ره) بر آن پاى مى فشردند. تنها نكته قابل توجه براى عده اى اندك در داخل كشور كه ممكن است به استناد همين نفوذ و استقبال باز بر طبل مذاكره و رابطه بكوبند، آن است كه؛ فضاى لازم براى آن كه جمهورى اسلامى در زمين آمريكا بازى كند، نه با وادادگى، بلكه با دو سال «استقامت» به دست آمده است.
* نويسنده وبلاگ «مهراوه من» نيز در مطلبى به بررسى پوشش رسانه اى سفر رئيس جمهور به نيويورك پرداخته و نوشته است: نبض امور مهم سياسى، فرهنگى و اجتماعى آمريكا در دست روزنامه هاى نيويورك تايمز، وال استريت ژورنال و واشنگتن پست است. . . امروز مى بينيم كه چگونه اين رسانه ها محو سخنان رئيس جمهور يك كشور انقلابى و اسلامى شده اند و او را على رغم ميل باطنى مى ستايند به طورى كه اين رئيس جمهور را قهرمان خاورميانه و برنده بازى سياسى ميان غرب و شرق مى دانند.
* در وبلاگ «اشراق» با عنوان «پارادوكس احمدى نژاد» مى خوانيد: «اين سخنرانى و اين همه تشويق هاى گرمى كه از جانب دانشجويان دانشگاه كلمبيا صورت گرفت بيم آن مى رود كه سبب شود مردم ايران به اين معتقد شوند كه رئيس جمهورشان از مشروعيتى جهانى برخوردار است» اين جملات از جانب «جان بولتون» نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل و از نئومحافظه كاران افراطى دستگاه فعلى حاكم آمريكا، خود به درستى شاهدى است پرمايه بر عمق زخم هاى برجاى مانده از سخنرانى احمدى نژاد.
* يكى از نوشته هاى وبلاگى هم كه در رسانه ها انعكاس بسيارى داشت، متنى بود كه عطاء الله مهاجرانى به عنوان يكى از منتقدان دولت در وبلاگ خود نوشت. او در مطلبى با عنوان «اخلاق و سياست» نوشته است: به گمانم رقابت هاى سياسى در داخل و نقد ونظر هايى كه به جاى خود درست و بهنگام است، نبايد موجب شود كه در داورى منصف نباشيم. اين سخنرانى [دردانشگاه كلمبيا] رئيس جمهور و ايران را در موضع مظلوميت و حقانيت قرار داد... خداوند خواست به رغم همه اين تدبير ها و تفتين ها، سخنرانى رئيس جمهور فرصت تازه اى براى ايران باشد. علاوه بر بازندگى اسرائيل، رئيس دانشگاه كلمبيا هم باخت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |