۳۵ ساله از اتريش، متأهل و داراى ۷ فرزند (۴ پسر و ۳ دختر) . در نيويورك به دنيا آمده و در سوئيس، انگليس و بلژيك تحصيل كرده است. از ۷ سالگى در اروپا زندگى كرده و تمايلى براى بازگشت به آمريكا ندارد. خودش مى گويد سن زيادى ندارد، اما راهى طولانى را پشت سر گذاشته. فارسى را
در حد little a مى تواند صحبت كند و به غذاهاى ايرانى به خصوص از نوع غذاهاى سبزى دار بسيار علاقه مند است. مردم ايران را خونگرم، صميمى و ميهمان نواز معرفى و اين را در طول مصاحبه بارها تكرار مى كند. موشه آريه فريدمن، خاخام ارشد جامعه ارتدوكس هاى يهودى اتريش و عضو جنبش جهانى ضد صهيونيسم نتورى كارتا (نگهبانان شهر) است كه در اين زمينه فعاليت هاى بسيارى انجام داده است. حتى در اين راه چندبار هم خود و هم خانواده اش مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. وى به دعوت بنياد جهانى بررسى هولوكاست به ايران سفر كرده بود كه فرصتى دست داد تا درباره موضوع صهيونيسم و هولوكاست كه بخشى از مباحث مطروحه در سفر نيويورك احمدى نژاد به آن مرتبط شد، با او به بحث بنشينيم .
صهيونيسم و يهوديت چه تفاوت هايى با هم دارد؟ و ريشه هاى شكل گيرى اسرائيل را تشريح فرماييد.
يهوديت آن چيزى است كه در سنت آئين يهود جارى است اما صهيونيسم دقيقاً نقطه مقابل آن است. صهيونيسم در وين پايتخت اتريش شكل گرفت و تئودور هرتزل بانى آن است. او روزنامه نگار مشهورى بود. وى در مانيفست خود براى شكل دهى به صهيونيسم اعتقاد به خدا را مخدوش كرد و تلاش كرد اعتقادات يهوديت را ريشه كن كند. وى بر آن بود تا هويت يهوديت را از حالت صرفاً مذهبى خارج ساخته و به ماهيتى ناسيوناليستى (ماده گرا) و فاشيستى مبدل سازد.
صهيونيسم در عين حال براى نابودى ساير اديان به وجود آمد و عموماً اسلام و مسيحيت را نشانه رفت. هدف صهيونيسم حذف فيزيكى ديگران با هدف سلطه بر اقتصاد و ساير زمينه ها در سطح جهانى بود. اهداف و رويكرد صهيونيسم ابتدا در كتاب هرتزل مطرح شد.
اما يهوديت با صهيونيسم تفاوت دارد و يهوديت قصد اعمال قدرت ندارد. يهوديان در كشورهاى مختلفى پراكنده اند و با سركوب و حذف ديگران مخالفند.
گفتيد كه هرتزل بدعت صهيونيسم را در يهوديت ايجاد كرد، وى براى رسيدن به اهداف خود چه كارهايى را انجام داد؟
هرتزل براى رسيدن به اهداف خود اعلام كرد كه يهوديان بايد كشورى مستقل داشته باشند. او در ابتدا اشاره اى به رهنمودهاى تورات نداشت اما وى به تدريج تورات رابه افكار خود افزود و اعلام كرد كه يهوديان مطابق دستورات تورات، مشروعيت داشتن كشور مستقل را دارند و يهوديان بايد به سرزمين موعود و مقدس خود بازگردند.
در آن زمان ارتباطات گسترده نبود و سايرين اطلاعات چندانى در مورد واقعيات مورد اشاره در كتاب مقدس را نداشتند. در كتاب مقدس آمده است كه يهوديان به دليل گناهانى كه مرتكب شده اند نبايد هيچگاه به آن سرزمين مقدس بازگردند. خداوند يهوديان را به بازنگشتن به آن سرزمين قسم داده است. اما پروردگار ، يهوديان را به بازگشتى روحانى به سرزمين مقدس، پس از بازگشت منجى (منجى عالم بشريت) وعده داده است. اين مسأله كاملاً آشكار است. اما صهيونيسم در بيان اين نكته به جهانيان آن را تحريف كرد و عنوان داشت كه ما داراى يك سرزمين موعود براى بازگشت هستيم. صهيونيسم در آغاز كوشيد تا برخى از فرقه هاى ارتدوكس و غيره را گرد خود آورد تا با واقعياتى كه غيرمشروع بودن ايده صهيونيسم را نمايان مى سازد مقابله كند. در آن هنگام دنيا از صهيونيسم مى ترسيد زيرا صهيونيسم درصدد حذف ديگران براى رسيدن به قدرت بود. آنان در ابتدا براى دستيابى به اهداف خود فاجعه اى را براى يهوديان به وجود آوردند كه فقط مردم معتقد بهاى آن را داده اند. آنان مى خواستند با ايجاد اين فاجعه وانمود سازند كه يهوديان ناتوان هستند. اين نكته اى بود كه هرتزل برآن تأكيد داشت.
در واقع صهيونيسم مبتنى است بر اكاذيب و تحريف واقعيات دينى و تاريخى.
با توجه به صحبت هايتان، فكر مى كنيد دليل آنان براى جلب حمايت از صهيونيسم براى چه بوده است؟
صهيونيسم براى محقق ساختن اهداف خود دست به جنگ افروزى ميان ملت ها زده و به خوبى براى آتش افروزى ميان ملل و مذاهب ابزارسازى كرده است. صهيونيست ها در پشت پرده ايجاد رژيم هاى بلشويك نقش بزرگى داشتند. اين اتفاق عمدتاً در آلمان رخ داد و مدعى بودند كه بلشويك ها با ايجاد فاجعه براى يهوديان مى توانند به سلطه صهيونيسم از لحاظ روانى و نظامى بر آلمان ها كمك كند، رقم كشتار ۶ ميليون يهودى نيز ناشى از همين تفكر است كه به هيچ وجه صحت ندارد. اين رقم را نيز پيشتر هرتزل آماده كرده بود و در جريان جنگ جهانى دوم بدان دامن زده شد. صهيونيسم با استفاده ابزارى از برخى حقايق دين يهود و تحريف آنها حمايت آمريكا، بريتانيا و ديگران را جلب كرد و حتى توانست كليساى كاتوليك را در بسيارى موارد نسبت به ادعاهاى خود متقاعد سازد. صهيونيست ها با استفاده از شرايط جنگى جنگ جهانى دوم مسأله مرگ ۶ ميليون يهودى را به منظور تحريك افكار عمومى يهوديان و جلب حمايت آنان علم كردند. صهيونيسم براى ريشه كنى اعتقاد به خدا تلاش مى كند و باتوجه به همه مواردى كه به آنها اشاره كردم از ديدگاه يهوديت صهيونيسم هيچ مشروعيتى ندارد و صهيونيسم مسئول همه شقاوت ها عليه بشريت است.
صحبت از غيرواقعى بودن كشتار ۶ ميليون يهودى كرديد. واقعيات پيداو پنهان درباره هولوكاست چيست؟
پس از مطرح شدن مسأله هولوكاست با تشكيل شورايى، ايجاد چنين كشورى (اسرائيل) شروع شد. هولوكاست مسأله اى جنجالى در دنياست. براى نمونه در اتريش اگر من واقعيات موجود دراين باره را بازگو كنم روانه زندان مى شوم. بحث دراين باره غيرقانونى است و قانون موجود در مورد آن در دوره رژيم كمونيست به وجود آمد. در اتريش يكى از دوستان من اظهار داشت كه بايد اين قانون لغو شود و سپس به سفارت انگليس پناهنده شد. اما پليس ساعت ۵ صبح به آنجا رفت و وى را دستگير كرد. طبق اين قانون فردى كه دراين باره سخنى بگويد بدون محاكمه به ۳ سال زندان محكوم مى شود.
چنين رژيم هايى از هولوكاست يك تابو ساخته اند و نسل هاى بعدى بدون آنكه درمورد واقعيات پيرامون چيزى بدانند متوجه مى شوندكه چنين قانونى وجود دارد و نبايد در باره آن سخنى گفت.
آلمان ها مشكلات زيادى با يهوديان داشتند و مشتاق بودند كه از دست آنان رهايى يابند و بلشويك هاى مورد حمايت صهيونيستها ، تهديدى براى آلمان ها بودند. در آن زمان تمايز قائل شدن ميان صهيونيسم و يهوديت دشوار بود زيرا ارتباطات و وسايل ارتباط جمعى براى تبيين اين تمايز قدرتمند نبود. منفعت صهيونيست ها نيز دراين بودكه با استفاده از رويكرد آلمان ها يهوديان را به فلسطين ببرند. بنابراين بلشويك ها پشتوانه جرم صهيونيست ها در جنگ جهانى دوم و رفتن به فلسطين بودند و مسأله هولوكاست باهمين هدف مطرح شد. آنان از اين طريق مى خواستند با دنيا نيز مقابله كنند وهركسى را كه عليه آن سخن مى گفت مجازات مى كردند. هولوكاست يك دروغ صهيونيستى است كه اساس آن بر افسانه استوار است . ترديدى نيست كه در آن دوران يهوديان رنج زيادى را متحمل شدند اما هولوكاست وجهى صهيونيستى دارد.
آيا همه يهوديان با هولوكاست مخالفند يا اين مسأله در ميان آنان نيز طرفدارانى دارد؟
بايد ميان يهوديان مخالف هولوكاست و موافقان آن تمايز قائل شد. كسانى كه در دانشگاه كلمبيا اعلام كردند كه هم يهودى و هم طرفدار هولوكاست هستند در واقع يهودى نبودند . از سوى ديگر مسيحيان صهيونيست نيز وجوددارند. البته رژيم صهيونيستى پس از جنگ جهانى دوم بسيارى از يهوديان را به عنوان صهيونيست معرفى كرد كه با توجه به آن من نمى توانم آمار دقيقى درباره صهيونيست ها و يهوديان بدهم.
اغلب كسانى كه در دانشگاه كلمبيا خود را طرفدار هولوكاست معرفى كردند بدان جهت نبود كه واقعاً صهيونيست هستند. آنان از صحبت هاى دكتر محمود احمدى نژاد رئيس جمهور، جمهورى اسلامى ايران درباره موجوديت اسرائيل نگران هستند. اين موضوع رژيم صهيونيستى را نگران كرده كه خود يكى از مزايا و نكات برجسته ناشى از اظهارات دكتر احمدى نژاد است. اين حقايق براى آنان بسيار تلخ و دردآور است. زيرا رئيس جمهور ايران تابوى صهيونيسم را شكسته است. صهيونيست ها خود به دروغ بودن ادعايشان واقف اند و اين سخنان رژيم آنها را متزلزل مى سازد. آگاهان امر مى دانند كه هولوكاست بعد سياسى صهيونيسم است كه متزلزل ساختن آن صهيونيست ها را نگران مى كند. من از اوضاع كلمبيا آگاهم و مى دانم كه افراد حاضر در آنجا توسط رژيم صهيونيستى گمراه شده اند. اما پاسخ سؤال شما اين است كه طرفداران هولوكاست نمى توانند معتقد به دين باشند و مسيحيان يا يهوديان طرفدار آن مسيحى يا يهودى نيستند.
آيا صهيونيست ها تا به حال تلاش كرده اند كه شما را متقاعد سازند كه به آنها ملحق شويد؟
ما با آنها هيچ ارتباطى نداريم. از لحاظ مذهبى ما نبايد با آنها رابطه اى داشته باشيم. صهيونيست ها همواره در انديشه و در تلاش براى ضربه زدن به يهوديان بوده اند و من و خانواده ام را جزو بزرگترين خطرات عليه خود تلقى مى كنند. آنها كوشيدند كه ما را در انزوا قرار داده و به سكوت بكشانند و براى اين كار دست به هر كارى زده اند. اما مقابله با صهيونيسم تكليف شرعى ماست و براى انجام آن تلاش مى كنيم. به همين منظور بايد تحريفات صهيونيستى را از حقايق دينى بزداييم. بايد براى نسل جوان روشنگرى كنيم و دروغ هاى صهيونيسم را براى آنان افشا كنيم و اميد نابودى صهيونيسم را در آنان زنده كنيم.
نظرتان در خصوص پيشنهاد دكتر احمدى نژاد براى انتقال اسرائيل به منطقه آلاسكا و يا ديگر شهرهاى اروپا و آمريكا چيست و آيا خودتان در اين خصوص پيشنهادى داريد؟
ما در نماز خود روزى ۳ بار براى نابودى رژيم صهيونيستى دعا مى كنيم. منظور از اين رژيم نه تنها در سرزمين هاى اشغالى ، بلكه رژيم صهيونيستى در سراسر دنياست. حتى در ديرهاى يهوديان ، كسانى كه با رژيم صهيونيستى همفكرى دارند حق ورود ندارند. علاوه بر دعا كردن ، ما تعهد مذهبى داريم كه در عمل نيز رژيم صهيونيستى را از بين ببريم. كسانى كه از روسيه، لهستان و جاهاى ديگر به فلسطين رفتند با صهيونيست همدست هستند و بهاى آن را فلسطينيان پرداخته اند كه اكنون آواره شده اند. براى آن كه صلح برقرار شود بايد آوارگان به موطن خود بازگردند و بايد زمينه بازگشت آنان بدون هيچ پيش شرط و ممانعتى صورت گيرد. هنگامى كه از بازگشت فلسطينيان و آرمان آنان در كنار شناسايى رژيم صهيونيستى سخن به ميان مى آيد، تناقضى صورت مى گيرد ، زيرا حقوق فلسطينيان مبتنى است بر عدم شناسايى رژيم صهيونيستى. براى آن كه زمانى كه چنين شناسايى صورت بگيرد روشن مى شود كه به ملت فلسطين خيانت شده است.
به همين دليل كسانى كه به سرزمين مقدس كوچ كرده اند بايد به همان جايى بازگردند كه از آنجا آمده اند، چك ها به چك و لهستانى ها به لهستان. در كنفرانس هولوكاست در ايران، در سخنرانى ام طرحى براى صلح ارائه دادم و اين طرح تنها نيم صفحه است. در آنجا به نحوه بازگشت يهوديان كوچ كرده به فلسطين اشاره كردم و از لهستان سخن به ميان آوردم. حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از خاك لهستان درواقع بخشى از قلمرو آلمان است. پيشتر در آنجا يهوديان زندگى مى كردند.
در چك نيز برخى از اماكن معروف يهودى وجوددارد كه بايد آنها را بازپس گرفت و يهوديان را به آنجا فرستاد. از لحاظ اعتقادى تفاوتى نمى كند كه يهوديان در كجا اسكان يابند و مشكلى در يافتن چنين مكانى وجود ندارد. اما نكته اى كه مى خواهم به پيشنهاد رئيس جمهورى «احمدى نژاد» اضافه كنم اين است كه سرزمينى مانند اروپا مى گويد ما خود مجرمان زيادى داريم. پس چرا بايد جنايتكارانى را كه دست به حذف ملت هاى ديگر زده اند را در اينجا بپذيريم. پاسخ اين است كه چرا آنان بايد در فلسطين بمانند و فلسطينى ها آنان را تحمل كنند. آنان مى توانند بگويند كه اين يهوديان يا صهيونيست ها در بازگشت خود بايد قوانين اروپايى را بپذيرند و نبايد وضعيتى مانند فلسطين را در آنجا به وجود آورند.
مسأله امروز اروپا و ديگر حاميان اروپا آن است كه امنيت ملى، اقتصاد و حقوق بشر خود را قربانى رژيم صهيونيستى مى كنند. سؤال اينجاست كه اگر آنان حاضرند اين گونه تحت خواسته هاى صهيونيسم به كارهاى خود ادامه دهند پس چه مشكلى خواهدبود اگر اين يهوديان كوچ كرده يا صهيونيست ها را در سرزمين خود بپذيرند؟ اين يك تناقض در گفته هاى آنان است.
يهوديان ضد صهيونيست چند درصد جمعيت كل يهوديان را تشكيل مى دهند؟
در اين باره ارقام و آمار متناقضى وجوددارد. براى نمونه در كشورى مانند اتريش تنها جوامع و اجتماعات صهيونيستى را جزو يهوديان به شمار مى آورند. اين مسأله اى است كه دادگاه قانون اساسى برآن تأكيد دارد. در اتريش جامعه صهيونيست، آمار يهوديان اين كشور را ۸ هزار نفر اعلام كرده اما براساس ارقام واقعى و با احتساب يهوديانى كه از روسيه و ساير كشورها آمده اند حداكثر ۲ هزار يهودى در آنجا زندگى مى كنند. صهيونيست ها مسيحيان صهيونيست را نيز جزو يهوديان به شمار مى آورند. اين مسأله در كشورهاى ديگرى نظير آمريكا نيز وجوددارد. اما براى رسيدن به آمار واقعى بايد ميان صهيونيست ها و ضد صهيونيست ها تمايز قائل شد كه اين موضوعى بسيار دشوار است. درنتيجه دادن پاسخى روشن به اين پرسش دشوار است. اما مى توان دسته بندى محتاطانه اى را انجام داد. صهيونيست هاى سكولار ، يهوديان ارتدوكس . يهوديان ارتدوكس نيز به حاميان صهيونيسم و مخالفان صهيونيسم تقسيم مى شوند. درصدى از اين صهيونيست ها مانند آنچه كه در كلمبيا ديديد خود را يهودى مى دانند اما از صهيونيسم نيز حمايت مى كنند.
نقش لابى صهيونيسم در سياست خارجى آمريكا و معادلات آن چيست؟
لابى صهيونيستى نه فقط در آمريكا ، بلكه در اروپا نيز نفوذ زيادى دارد. مانند آنچه در بريتانيا رخ داد، صهيونيست ها درباره ورود به جنگ عليه آلمان به آمريكا نيز توصيه هايى را كرد. در اروپا يهوديان خشونت طلبى وجود دارند كه اروپايى ها قادر به مقابله با آنان نيستند و نمى توانند قوانين خود را در مورد آنان اعمال كنند. اروپا براى اين يهوديان، مانند بهشت است. در پاريس ده ها هزار يهودى وجود دارند كه صنايع بهداشتى و آرايشى را در اختيار دارند .در آنجا مسلمانان نمى توانند با سمبل هاى خود در انظار عمومى ظاهر شوند زيرا مورد خشونت اين افراد قرار مى گيرند. در آلمان نيز مافياى صهيونيستى وجود دارد اما آمريكايى ها چشمان خود را در برابر اين واقعيات مى بندند و مى گويند هرگز براى ما چنين وضعى پيش نخواهد آمد. با اين حال، در آنجا لابى صهيونيستى در همه زمينه ها حضور دارد. حتى در سازمان ملل هم صهيونيست ها نفوذ كرده اند. در آمريكا صهيونيست ها در اقتصاد، رسانه ها، سياست و تمام حيطه هاى حيات اجتماعى داراى نفوذ هستند. يهوديان صهيونيست نيويورك بسيار خشونت طلب هستند كه حتى خود آمريكايى ها قادر به متوقف كردن آنها نيستند.
چنين وضعيتى در آن كشور، به راستى كه مسخره است. براى نمونه در نيويورك به دليل نفوذ گسترده صهيونيست ها دولتى درون دولت ديگر قرار دارد. پس از كنفرانس هولوكاست در ايران براى تعطيلاتى كوتاه به همراه خانواده ام به نيويورك رفتم. روز اول به خريد و گشت و گذار در خيابان ها پرداختيم. اما مردم بلافاصله متوجه شدند خاخام اتريشى كه با رئيس جمهور ايران ديدار كرد به نيويورك آمده و در هتلى اقامت كرده است. سپس جمعيت زيادى مقابل هتل تجمع كرده و اعلام كردند كه خواهان ورود به هتل و قتل خاخام مذكور و خانواده اش هستند. من به پليس تلفن كردم. ماجرا را براى آنها تعريف كردم اما مسئول پذيرش هتل به من گفت از آنجا كه جمعيت معترض يهودى هستند پليس دخالت نخواهد كرد زيرا اين مسأله درباره ايران و مخالفت با صهيونيسم است، مسئول پذيرش توصيه كرد كه با پليس يهودى تماس بگيرم اما من مقاومت كردم. پس از آن پليس تمام منطقه اطراف هتل را محاصره كرد و به سختى توانست معترضان را متفرق كند. اين همان دولت در دولتى است كه به آن اشاره كردم. به همين دليل من بر اين باورم كه نبايد آمريكا به عنوان الگوى دموكراسى تلقى شود. حضور احمدى نژاد در كلمبيا كمك بزرگى به مخالفان صهيونيسم بود تا به راحتى مخالفت خود را ابراز كنند.
|
|
|
نظرات پنهان و آشكار كشورها در خصوص اسرائيل و صهيونيسم چيست؟
آنان خود را در وضعيت نااميدكننده اى يافته اند و به دليل مسأله هولوكاست در موضعى ناتوان قرار گرفته اند، بويژه نسل جوان كه قادر نيست در اين باره اظهارنظر كند. وضع آنها در اين باره بسيار ناخوشايند است. اما اين موضوع در ايران متفاوت است. انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى ( ره ) به ريشه اين مسأله بازگشت. ريشه اين مسأله آن است كه بايد از شر دروغ ها و تحريف هاى هولوكاست و صهيونيسم خلاص شد. اين رئيس جمهور شما بود كه تابوى صهيونيسم را شكست و برگزارى كنفرانس هولوكاست آغازى بر پايان صهيونيسم بود. يقين داشته باشيد كه به دليل همين رويكرد در دنيا دوستان زيادى براى ايران وجود دارد.
برگزارى كنفرانس هايى نظير كنفرانس هولوكاست مى تواند به بهبود اين وضع كمك شايانى بكند. من خودم از جمله كسانى هستم كه براى برگزارى اين گونه كنفرانس ها و پيشبرد اهداف آن تلاش هاى زيادى در سراسر دنيا كرده ام. اما دراين راه زيان هايى را بر من وارد كرده اند و فرزندانم را بسيار آزار داده اند. فرزندان من در وين در مدرسه اى دولتى تحصيل مى كنند كه در آن دولت هزينه هاى زيادى براى ترويج افكار صهيونيستى هزينه مى كند. رژيم صهيونيستى چند مسئول امنيتى سفارت خود در وين را اجير كردند و آنان فرزندان مرا از مدرسه اخراج كردند. اين موضوع را با دولت در ميان گذاشتيم و گفتيم آنها نبايد به خاطر فعاليت هاى پدرشان مجازات شوند امامقام هاى مدرسه هم با رژيم صهيونيستى همكارى مى كردند. چاره اى نداشتيم جز آن كه به دادگاه عالى اتريش مراجعه كنيم. دادگاه عالى در حكمى دو صفحه اى دستور داد كه بچه هايم بدون هيچ پيش شرطى بار ديگر در آن مدرسه پذيرش شوند. دادگاه مسببان اين ماجرا را به پرداخت جريمه نقدى محكوم كرد. عاملان آن صاحب ملك و املاكى در اتريش هستند و به نام خود حساب هاى بانكى باز كرده اند اما جريمه نقدى را پرداخت نكرده اند. پس از بازگشت فرزندانم به مدرسه، مسئولان رژيم صهيونيستى بار ديگر بچه هايم را مورد ضرب و شتم قرار دادند به طورى كه مجبور شديم آنها را در بيمارستان بسترى كنيم اما مقام هاى دولتى اتريش جرأت مجازات عاملان را ندارند. در آن چند ماه بارها و بارها تهديد به قتل شديم. همسر و فرزندانم تا چندين ماه از اين وضع رنج مى بردند و ناراحت بودند. فرزندانم را براى تحصيل به خارج از اتريش فرستادم. صهيونيست ها در تهديدهاى تلفنى گفتند كه اگر از فعاليت هاى خود عليه هولوكاست دست برنداريم بچه ها رامى دزدند. بچه ها در لندن بودند و صهيونيست ها به زور وارد آپارتمان آنها شده و آنها را دزديدند. آنها را خيلى اذيت كردند و مى گفتند ما شما را آزار مى دهيم تا وقتى كه پدرتان از موضع خود برگردد. ۲ دخترم نيز در نيويورك بودند كه آنها هم مورد آزار قرار گرفتند. خودم نيز چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. در لهستان ۲۰ دقيقه تمام جلو چشم پليس كتك خوردم و فرياد زدم اما پليس دخالتى براى متوقف كردن ضاربان نمى كرد.
طرح ها و برنامه هاى يهوديان براى مقابله با صهيونيسم چيست؟
ترديدى نيست كه رژيم صهيونيستى بيم فراوانى از همكارى و اتحاد ما در برابر نابودى خود دارد. برگزارى كنفرانس هولوكاست و ادامه مخالفت و رويارويى با رژيم صهيونيستى يكى از اين طرح ها و راه هاست و ما به هر نحوى كه بتوانيم از آن حمايت مى كنيم. ما در اين زمينه مشتاق همكارى با جمهورى اسلامى ايران هستيم و از اين بابت بسيار خوشحاليم. چندى پيش در دانشگاه تهران با دكتر احمدى نژاد ديدارى داشتيم. وى به گرمى از من و خانواده ام استقبال كرد. او با پسرانم روبوسى كرد و گفت: اميدوارم كه بار ديگر شما را در بيت المقدس آزاد ببينم. ما نيز ابراز اميدوارى كرديم كه بيت المقدس از صهيونيست ها پاك شود. اين نه تنها آرزوى ما بلكه دعاى هر روزه ماست. تحقق آن نيز دور نيست. به باور من جمهورى اسلامى ايران مى تواند كمك هاى شايانى به از بين رفتن رژيم صهيونيستى بكند.
اگر حرف خاصى باقى مانده است بفرماييد.
من به كشورهاى بسيارى سفر كرده ام اما هرگز جوانان شادى مانند جوانان ايران نديده ام. اين را نيز بايد اضافه كنم كه من مخالف برگزارى بسيارى از كنفرانس ها درباره صهيونيسم هستم ودر آنها شركت نمى كنم زيرا معتقدم پيش از آنكه راهگشا باشند زيان آور هستند. اما حضور در كنفرانس هولوكاست را به اين دليل پذيرفتم كه مى دانستم برگزارى آن راه حل مناسبى را براى مقابله با صهيونيسم ايجاد مى كند.