شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶ - ۲۲ شوال ۱۴۲۸
Sat, Nov 3, 2007
سياسى۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى
سياسى۱
سياسى۲
سياسى۳
سياسى۴
سياسى۵
سياسى۶
سياسى۷
سياسى۸
سياسى۹
سياسى۱۰
سياسى۱۱
سياسى۱۲
سياسى۱۳
سياسى۱۴
سياسى۱۵
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
سياست۲
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
گفت و گو با « موشه آريه فريدمن »
خاخام ارشد اتريش وعضو جنبش جهانى ضد صهيونيسم
[ زينب مراديان ـ هرمز برادران ]
حاشيه و متن سفر رئيس جمهور به نيويورك و سخنرانى در دانشگاه كلمبيا
[ حميد مستوفى]
گفت و گو با « موشه آريه فريدمن »
خاخام ارشد اتريش وعضو جنبش جهانى ضد صهيونيسم
تابوى هولوكاست شكست
[ زينب مراديان ـ هرمز برادران ]
۳۵ ساله از اتريش، متأهل و داراى ۷ فرزند (۴ پسر و ۳ دختر) . در نيويورك به دنيا آمده و در سوئيس، انگليس و بلژيك تحصيل كرده است. از ۷ سالگى در اروپا زندگى كرده و تمايلى براى بازگشت به آمريكا ندارد. خودش مى گويد سن زيادى ندارد، اما راهى طولانى را پشت سر گذاشته. فارسى را
در حد little a مى تواند صحبت كند و به غذاهاى ايرانى به خصوص از نوع غذاهاى سبزى دار بسيار علاقه مند است. مردم ايران را خونگرم، صميمى و ميهمان نواز معرفى و اين را در طول مصاحبه بارها تكرار مى كند. موشه آريه فريدمن، خاخام ارشد جامعه ارتدوكس هاى يهودى اتريش و عضو جنبش جهانى ضد صهيونيسم نتورى كارتا (نگهبانان شهر) است كه در اين زمينه فعاليت هاى بسيارى انجام داده است. حتى در اين راه چندبار هم خود و هم خانواده اش مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. وى به دعوت بنياد جهانى بررسى هولوكاست به ايران سفر كرده بود كه فرصتى دست داد تا درباره موضوع صهيونيسم و هولوكاست كه بخشى از مباحث مطروحه در سفر نيويورك احمدى نژاد به آن مرتبط شد، با او به بحث بنشينيم .
325176.jpg
صهيونيسم و يهوديت چه تفاوت هايى با هم دارد؟ و ريشه هاى شكل گيرى اسرائيل را تشريح فرماييد.
يهوديت آن چيزى است كه در سنت آئين يهود جارى است اما صهيونيسم دقيقاً نقطه مقابل آن است. صهيونيسم در وين پايتخت اتريش شكل گرفت و تئودور هرتزل بانى آن است. او روزنامه نگار مشهورى بود. وى در مانيفست خود براى شكل دهى به صهيونيسم اعتقاد به خدا را مخدوش كرد و تلاش كرد اعتقادات يهوديت را ريشه كن كند. وى بر آن بود تا هويت يهوديت را از حالت صرفاً مذهبى خارج ساخته و به ماهيتى ناسيوناليستى (ماده گرا) و فاشيستى مبدل سازد.
صهيونيسم در عين حال براى نابودى ساير اديان به وجود آمد و عموماً اسلام و مسيحيت را نشانه رفت. هدف صهيونيسم حذف فيزيكى ديگران با هدف سلطه بر اقتصاد و ساير زمينه ها در سطح جهانى بود. اهداف و رويكرد صهيونيسم ابتدا در كتاب هرتزل مطرح شد.
اما يهوديت با صهيونيسم تفاوت دارد و يهوديت قصد اعمال قدرت ندارد. يهوديان در كشورهاى مختلفى پراكنده اند و با سركوب و حذف ديگران مخالفند.
گفتيد كه هرتزل بدعت صهيونيسم را در يهوديت ايجاد كرد، وى براى رسيدن به اهداف خود چه كارهايى را انجام داد؟
هرتزل براى رسيدن به اهداف خود اعلام كرد كه يهوديان بايد كشورى مستقل داشته باشند. او در ابتدا اشاره اى به رهنمودهاى تورات نداشت اما وى به تدريج تورات رابه افكار خود افزود و اعلام كرد كه يهوديان مطابق دستورات تورات، مشروعيت داشتن كشور مستقل را دارند و يهوديان بايد به سرزمين موعود و مقدس خود بازگردند.
در آن زمان ارتباطات گسترده نبود و سايرين اطلاعات چندانى در مورد واقعيات مورد اشاره در كتاب مقدس را نداشتند. در كتاب مقدس آمده است كه يهوديان به دليل گناهانى كه مرتكب شده اند نبايد هيچگاه به آن سرزمين مقدس بازگردند. خداوند يهوديان را به بازنگشتن به آن سرزمين قسم داده است. اما پروردگار ، يهوديان را به بازگشتى روحانى به سرزمين مقدس، پس از بازگشت منجى (منجى عالم بشريت) وعده داده است. اين مسأله كاملاً آشكار است. اما صهيونيسم در بيان اين نكته به جهانيان آن را تحريف كرد و عنوان داشت كه ما داراى يك سرزمين موعود براى بازگشت هستيم. صهيونيسم در آغاز كوشيد تا برخى از فرقه هاى ارتدوكس و غيره را گرد خود آورد تا با واقعياتى كه غيرمشروع بودن ايده صهيونيسم را نمايان مى سازد مقابله كند. در آن هنگام دنيا از صهيونيسم مى ترسيد زيرا صهيونيسم درصدد حذف ديگران براى رسيدن به قدرت بود. آنان در ابتدا براى دستيابى به اهداف خود فاجعه اى را براى يهوديان به وجود آوردند كه فقط مردم معتقد بهاى آن را داده اند. آنان مى خواستند با ايجاد اين فاجعه وانمود سازند كه يهوديان ناتوان هستند. اين نكته اى بود كه هرتزل برآن تأكيد داشت.
در واقع صهيونيسم مبتنى است بر اكاذيب و تحريف واقعيات دينى و تاريخى.
با توجه به صحبت هايتان، فكر مى كنيد دليل آنان براى جلب حمايت از صهيونيسم براى چه بوده است؟
صهيونيسم براى محقق ساختن اهداف خود دست به جنگ افروزى ميان ملت ها زده و به خوبى براى آتش افروزى ميان ملل و مذاهب ابزارسازى كرده است. صهيونيست ها در پشت پرده ايجاد رژيم هاى بلشويك نقش بزرگى داشتند. اين اتفاق عمدتاً در آلمان رخ داد و مدعى بودند كه بلشويك ها با ايجاد فاجعه براى يهوديان مى توانند به سلطه صهيونيسم از لحاظ روانى و نظامى بر آلمان ها كمك كند، رقم كشتار ۶ ميليون يهودى نيز ناشى از همين تفكر است كه به هيچ وجه صحت ندارد. اين رقم را نيز پيشتر هرتزل آماده كرده بود و در جريان جنگ جهانى دوم بدان دامن زده شد. صهيونيسم با استفاده ابزارى از برخى حقايق دين يهود و تحريف آنها حمايت آمريكا، بريتانيا و ديگران را جلب كرد و حتى توانست كليساى كاتوليك را در بسيارى موارد نسبت به ادعاهاى خود متقاعد سازد. صهيونيست ها با استفاده از شرايط جنگى جنگ جهانى دوم مسأله مرگ ۶ ميليون يهودى را به منظور تحريك افكار عمومى يهوديان و جلب حمايت آنان علم كردند. صهيونيسم براى ريشه كنى اعتقاد به خدا تلاش مى كند و باتوجه به همه مواردى كه به آنها اشاره كردم از ديدگاه يهوديت صهيونيسم هيچ مشروعيتى ندارد و صهيونيسم مسئول همه شقاوت ها عليه بشريت است.
صحبت از غيرواقعى بودن كشتار ۶ ميليون يهودى كرديد. واقعيات پيداو پنهان درباره هولوكاست چيست؟
پس از مطرح شدن مسأله هولوكاست با تشكيل شورايى، ايجاد چنين كشورى (اسرائيل) شروع شد. هولوكاست مسأله اى جنجالى در دنياست. براى نمونه در اتريش اگر من واقعيات موجود دراين باره را بازگو كنم روانه زندان مى شوم. بحث دراين باره غيرقانونى است و قانون موجود در مورد آن در دوره رژيم كمونيست به وجود آمد. در اتريش يكى از دوستان من اظهار داشت كه بايد اين قانون لغو شود و سپس به سفارت انگليس پناهنده شد. اما پليس ساعت ۵ صبح به آنجا رفت و وى را دستگير كرد. طبق اين قانون فردى كه دراين باره سخنى بگويد بدون محاكمه به ۳ سال زندان محكوم مى شود.
چنين رژيم هايى از هولوكاست يك تابو ساخته اند و نسل هاى بعدى بدون آنكه درمورد واقعيات پيرامون چيزى بدانند متوجه مى شوندكه چنين قانونى وجود دارد و نبايد در باره آن سخنى گفت.
آلمان ها مشكلات زيادى با يهوديان داشتند و مشتاق بودند كه از دست آنان رهايى يابند و بلشويك هاى مورد حمايت صهيونيستها ، تهديدى براى آلمان ها بودند. در آن زمان تمايز قائل شدن ميان صهيونيسم و يهوديت دشوار بود زيرا ارتباطات و وسايل ارتباط جمعى براى تبيين اين تمايز قدرتمند نبود. منفعت صهيونيست ها نيز دراين بودكه با استفاده از رويكرد آلمان ها يهوديان را به فلسطين ببرند. بنابراين بلشويك ها پشتوانه جرم صهيونيست ها در جنگ جهانى دوم و رفتن به فلسطين بودند و مسأله هولوكاست باهمين هدف مطرح شد. آنان از اين طريق مى خواستند با دنيا نيز مقابله كنند وهركسى را كه عليه آن سخن مى گفت مجازات مى كردند. هولوكاست يك دروغ صهيونيستى است كه اساس آن بر افسانه استوار است . ترديدى نيست كه در آن دوران يهوديان رنج زيادى را متحمل شدند اما هولوكاست وجهى صهيونيستى دارد.
آيا همه يهوديان با هولوكاست مخالفند يا اين مسأله در ميان آنان نيز طرفدارانى دارد؟
بايد ميان يهوديان مخالف هولوكاست و موافقان آن تمايز قائل شد. كسانى كه در دانشگاه كلمبيا اعلام كردند كه هم يهودى و هم طرفدار هولوكاست هستند در واقع يهودى نبودند . از سوى ديگر مسيحيان صهيونيست نيز وجوددارند. البته رژيم صهيونيستى پس از جنگ جهانى دوم بسيارى از يهوديان را به عنوان صهيونيست معرفى كرد كه با توجه به آن من نمى توانم آمار دقيقى درباره صهيونيست ها و يهوديان بدهم.
اغلب كسانى كه در دانشگاه كلمبيا خود را طرفدار هولوكاست معرفى كردند بدان جهت نبود كه واقعاً صهيونيست هستند. آنان از صحبت هاى دكتر محمود احمدى نژاد رئيس جمهور، جمهورى اسلامى ايران درباره موجوديت اسرائيل نگران هستند. اين موضوع رژيم صهيونيستى را نگران كرده كه خود يكى از مزايا و نكات برجسته ناشى از اظهارات دكتر احمدى نژاد است. اين حقايق براى آنان بسيار تلخ و دردآور است. زيرا رئيس جمهور ايران تابوى صهيونيسم را شكسته است. صهيونيست ها خود به دروغ بودن ادعايشان واقف اند و اين سخنان رژيم آنها را متزلزل مى سازد. آگاهان امر مى دانند كه هولوكاست بعد سياسى صهيونيسم است كه متزلزل ساختن آن صهيونيست ها را نگران مى كند. من از اوضاع كلمبيا آگاهم و مى دانم كه افراد حاضر در آنجا توسط رژيم صهيونيستى گمراه شده اند. اما پاسخ سؤال شما اين است كه طرفداران هولوكاست نمى توانند معتقد به دين باشند و مسيحيان يا يهوديان طرفدار آن مسيحى يا يهودى نيستند.
آيا صهيونيست ها تا به حال تلاش كرده اند كه شما را متقاعد سازند كه به آنها ملحق شويد؟
ما با آنها هيچ ارتباطى نداريم. از لحاظ مذهبى ما نبايد با آنها رابطه اى داشته باشيم. صهيونيست ها همواره در انديشه و در تلاش براى ضربه زدن به يهوديان بوده اند و من و خانواده ام را جزو بزرگترين خطرات عليه خود تلقى مى كنند. آنها كوشيدند كه ما را در انزوا قرار داده و به سكوت بكشانند و براى اين كار دست به هر كارى زده اند. اما مقابله با صهيونيسم تكليف شرعى ماست و براى انجام آن تلاش مى كنيم. به همين منظور بايد تحريفات صهيونيستى را از حقايق دينى بزداييم. بايد براى نسل جوان روشنگرى كنيم و دروغ هاى صهيونيسم را براى آنان افشا كنيم و اميد نابودى صهيونيسم را در آنان زنده كنيم.
نظرتان در خصوص پيشنهاد دكتر احمدى نژاد براى انتقال اسرائيل به منطقه آلاسكا و يا ديگر شهرهاى اروپا و آمريكا چيست و آيا خودتان در اين خصوص پيشنهادى داريد؟
ما در نماز خود روزى ۳ بار براى نابودى رژيم صهيونيستى دعا مى كنيم. منظور از اين رژيم نه تنها در سرزمين هاى اشغالى ، بلكه رژيم صهيونيستى در سراسر دنياست. حتى در ديرهاى يهوديان ، كسانى كه با رژيم صهيونيستى همفكرى دارند حق ورود ندارند. علاوه بر دعا كردن ، ما تعهد مذهبى داريم كه در عمل نيز رژيم صهيونيستى را از بين ببريم. كسانى كه از روسيه، لهستان و جاهاى ديگر به فلسطين رفتند با صهيونيست همدست هستند و بهاى آن را فلسطينيان پرداخته اند كه اكنون آواره شده اند. براى آن كه صلح برقرار شود بايد آوارگان به موطن خود بازگردند و بايد زمينه بازگشت آنان بدون هيچ پيش شرط و ممانعتى صورت گيرد. هنگامى كه از بازگشت فلسطينيان و آرمان آنان در كنار شناسايى رژيم صهيونيستى سخن به ميان مى آيد، تناقضى صورت مى گيرد ، زيرا حقوق فلسطينيان مبتنى است بر عدم شناسايى رژيم صهيونيستى. براى آن كه زمانى كه چنين شناسايى صورت بگيرد روشن مى شود كه به ملت فلسطين خيانت شده است.
به همين دليل كسانى كه به سرزمين مقدس كوچ كرده اند بايد به همان جايى بازگردند كه از آنجا آمده اند، چك ها به چك و لهستانى ها به لهستان. در كنفرانس هولوكاست در ايران، در سخنرانى ام طرحى براى صلح ارائه دادم و اين طرح تنها نيم صفحه است. در آنجا به نحوه بازگشت يهوديان كوچ كرده به فلسطين اشاره كردم و از لهستان سخن به ميان آوردم. حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از خاك لهستان درواقع بخشى از قلمرو آلمان است. پيشتر در آنجا يهوديان زندگى مى كردند.
در چك نيز برخى از اماكن معروف يهودى وجوددارد كه بايد آنها را بازپس گرفت و يهوديان را به آنجا فرستاد. از لحاظ اعتقادى تفاوتى نمى كند كه يهوديان در كجا اسكان يابند و مشكلى در يافتن چنين مكانى وجود ندارد. اما نكته اى كه مى خواهم به پيشنهاد رئيس جمهورى «احمدى نژاد» اضافه كنم اين است كه سرزمينى مانند اروپا مى گويد ما خود مجرمان زيادى داريم. پس چرا بايد جنايتكارانى را كه دست به حذف ملت هاى ديگر زده اند را در اينجا بپذيريم. پاسخ اين است كه چرا آنان بايد در فلسطين بمانند و فلسطينى ها آنان را تحمل كنند. آنان مى توانند بگويند كه اين يهوديان يا صهيونيست ها در بازگشت خود بايد قوانين اروپايى را بپذيرند و نبايد وضعيتى مانند فلسطين را در آنجا به وجود آورند.
مسأله امروز اروپا و ديگر حاميان اروپا آن است كه امنيت ملى، اقتصاد و حقوق بشر خود را قربانى رژيم صهيونيستى مى كنند. سؤال اينجاست كه اگر آنان حاضرند اين گونه تحت خواسته هاى صهيونيسم به كارهاى خود ادامه دهند پس چه مشكلى خواهدبود اگر اين يهوديان كوچ كرده يا صهيونيست ها را در سرزمين خود بپذيرند؟ اين يك تناقض در گفته هاى آنان است.
يهوديان ضد صهيونيست چند درصد جمعيت كل يهوديان را تشكيل مى دهند؟
در اين باره ارقام و آمار متناقضى وجوددارد. براى نمونه در كشورى مانند اتريش تنها جوامع و اجتماعات صهيونيستى را جزو يهوديان به شمار مى آورند. اين مسأله اى است كه دادگاه قانون اساسى برآن تأكيد دارد. در اتريش جامعه صهيونيست، آمار يهوديان اين كشور را ۸ هزار نفر اعلام كرده اما براساس ارقام واقعى و با احتساب يهوديانى كه از روسيه و ساير كشورها آمده اند حداكثر ۲ هزار يهودى در آنجا زندگى مى كنند. صهيونيست ها مسيحيان صهيونيست را نيز جزو يهوديان به شمار مى آورند. اين مسأله در كشورهاى ديگرى نظير آمريكا نيز وجوددارد. اما براى رسيدن به آمار واقعى بايد ميان صهيونيست ها و ضد صهيونيست ها تمايز قائل شد كه اين موضوعى بسيار دشوار است. درنتيجه دادن پاسخى روشن به اين پرسش دشوار است. اما مى توان دسته بندى محتاطانه اى را انجام داد. صهيونيست هاى سكولار ، يهوديان ارتدوكس . يهوديان ارتدوكس نيز به حاميان صهيونيسم و مخالفان صهيونيسم تقسيم مى شوند. درصدى از اين صهيونيست ها مانند آنچه كه در كلمبيا ديديد خود را يهودى مى دانند اما از صهيونيسم نيز حمايت مى كنند.
نقش لابى صهيونيسم در سياست خارجى آمريكا و معادلات آن چيست؟
لابى صهيونيستى نه فقط در آمريكا ، بلكه در اروپا نيز نفوذ زيادى دارد. مانند آنچه در بريتانيا رخ داد، صهيونيست ها درباره ورود به جنگ عليه آلمان به آمريكا نيز توصيه هايى را كرد. در اروپا يهوديان خشونت طلبى وجود دارند كه اروپايى ها قادر به مقابله با آنان نيستند و نمى توانند قوانين خود را در مورد آنان اعمال كنند. اروپا براى اين يهوديان، مانند بهشت است. در پاريس ده ها هزار يهودى وجود دارند كه صنايع بهداشتى و آرايشى را در اختيار دارند .در آنجا مسلمانان نمى توانند با سمبل هاى خود در انظار عمومى ظاهر شوند زيرا مورد خشونت اين افراد قرار مى گيرند. در آلمان نيز مافياى صهيونيستى وجود دارد اما آمريكايى ها چشمان خود را در برابر اين واقعيات مى بندند و مى گويند هرگز براى ما چنين وضعى پيش نخواهد آمد. با اين حال، در آنجا لابى صهيونيستى در همه زمينه ها حضور دارد. حتى در سازمان ملل هم صهيونيست ها نفوذ كرده اند. در آمريكا صهيونيست ها در اقتصاد، رسانه ها، سياست و تمام حيطه هاى حيات اجتماعى داراى نفوذ هستند. يهوديان صهيونيست نيويورك بسيار خشونت طلب هستند كه حتى خود آمريكايى ها قادر به متوقف كردن آنها نيستند.
چنين وضعيتى در آن كشور، به راستى كه مسخره است. براى نمونه در نيويورك به دليل نفوذ گسترده صهيونيست ها دولتى درون دولت ديگر قرار دارد. پس از كنفرانس هولوكاست در ايران براى تعطيلاتى كوتاه به همراه خانواده ام به نيويورك رفتم. روز اول به خريد و گشت و گذار در خيابان ها پرداختيم. اما مردم بلافاصله متوجه شدند خاخام اتريشى كه با رئيس جمهور ايران ديدار كرد به نيويورك آمده و در هتلى اقامت كرده است. سپس جمعيت زيادى مقابل هتل تجمع كرده و اعلام كردند كه خواهان ورود به هتل و قتل خاخام مذكور و خانواده اش هستند. من به پليس تلفن كردم. ماجرا را براى آنها تعريف كردم اما مسئول پذيرش هتل به من گفت از آنجا كه جمعيت معترض يهودى هستند پليس دخالت نخواهد كرد زيرا اين مسأله درباره ايران و مخالفت با صهيونيسم است، مسئول پذيرش توصيه كرد كه با پليس يهودى تماس بگيرم اما من مقاومت كردم. پس از آن پليس تمام منطقه اطراف هتل را محاصره كرد و به سختى توانست معترضان را متفرق كند. اين همان دولت در دولتى است كه به آن اشاره كردم. به همين دليل من بر اين باورم كه نبايد آمريكا به عنوان الگوى دموكراسى تلقى شود. حضور احمدى نژاد در كلمبيا كمك بزرگى به مخالفان صهيونيسم بود تا به راحتى مخالفت خود را ابراز كنند.
325215.jpg
نظرات پنهان و آشكار كشورها در خصوص اسرائيل و صهيونيسم چيست؟
آنان خود را در وضعيت نااميدكننده اى يافته اند و به دليل مسأله هولوكاست در موضعى ناتوان قرار گرفته اند، بويژه نسل جوان كه قادر نيست در اين باره اظهارنظر كند. وضع آنها در اين باره بسيار ناخوشايند است. اما اين موضوع در ايران متفاوت است. انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى ( ره ) به ريشه اين مسأله بازگشت. ريشه اين مسأله آن است كه بايد از شر دروغ ها و تحريف هاى هولوكاست و صهيونيسم خلاص شد. اين رئيس جمهور شما بود كه تابوى صهيونيسم را شكست و برگزارى كنفرانس هولوكاست آغازى بر پايان صهيونيسم بود. يقين داشته باشيد كه به دليل همين رويكرد در دنيا دوستان زيادى براى ايران وجود دارد.
برگزارى كنفرانس هايى نظير كنفرانس هولوكاست مى تواند به بهبود اين وضع كمك شايانى بكند. من خودم از جمله كسانى هستم كه براى برگزارى اين گونه كنفرانس ها و پيشبرد اهداف آن تلاش هاى زيادى در سراسر دنيا كرده ام. اما دراين راه زيان هايى را بر من وارد كرده اند و فرزندانم را بسيار آزار داده اند. فرزندان من در وين در مدرسه اى دولتى تحصيل مى كنند كه در آن دولت هزينه هاى زيادى براى ترويج افكار صهيونيستى هزينه مى كند. رژيم صهيونيستى چند مسئول امنيتى سفارت خود در وين را اجير كردند و آنان فرزندان مرا از مدرسه اخراج كردند. اين موضوع را با دولت در ميان گذاشتيم و گفتيم آنها نبايد به خاطر فعاليت هاى پدرشان مجازات شوند امامقام هاى مدرسه هم با رژيم صهيونيستى همكارى مى كردند. چاره اى نداشتيم جز آن كه به دادگاه عالى اتريش مراجعه كنيم. دادگاه عالى در حكمى دو صفحه اى دستور داد كه بچه هايم بدون هيچ پيش شرطى بار ديگر در آن مدرسه پذيرش شوند. دادگاه مسببان اين ماجرا را به پرداخت جريمه نقدى محكوم كرد. عاملان آن صاحب ملك و املاكى در اتريش هستند و به نام خود حساب هاى بانكى باز كرده اند اما جريمه نقدى را پرداخت نكرده اند. پس از بازگشت فرزندانم به مدرسه، مسئولان رژيم صهيونيستى بار ديگر بچه هايم را مورد ضرب و شتم قرار دادند به طورى كه مجبور شديم آنها را در بيمارستان بسترى كنيم اما مقام هاى دولتى اتريش جرأت مجازات عاملان را ندارند. در آن چند ماه بارها و بارها تهديد به قتل شديم. همسر و فرزندانم تا چندين ماه از اين وضع رنج مى بردند و ناراحت بودند. فرزندانم را براى تحصيل به خارج از اتريش فرستادم. صهيونيست ها در تهديدهاى تلفنى گفتند كه اگر از فعاليت هاى خود عليه هولوكاست دست برنداريم بچه ها رامى دزدند. بچه ها در لندن بودند و صهيونيست ها به زور وارد آپارتمان آنها شده و آنها را دزديدند. آنها را خيلى اذيت كردند و مى گفتند ما شما را آزار مى دهيم تا وقتى كه پدرتان از موضع خود برگردد. ۲ دخترم نيز در نيويورك بودند كه آنها هم مورد آزار قرار گرفتند. خودم نيز چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. در لهستان ۲۰ دقيقه تمام جلو چشم پليس كتك خوردم و فرياد زدم اما پليس دخالتى براى متوقف كردن ضاربان نمى كرد.
طرح ها و برنامه هاى يهوديان براى مقابله با صهيونيسم چيست؟
ترديدى نيست كه رژيم صهيونيستى بيم فراوانى از همكارى و اتحاد ما در برابر نابودى خود دارد. برگزارى كنفرانس هولوكاست و ادامه مخالفت و رويارويى با رژيم صهيونيستى يكى از اين طرح ها و راه هاست و ما به هر نحوى كه بتوانيم از آن حمايت مى كنيم. ما در اين زمينه مشتاق همكارى با جمهورى اسلامى ايران هستيم و از اين بابت بسيار خوشحاليم. چندى پيش در دانشگاه تهران با دكتر احمدى نژاد ديدارى داشتيم. وى به گرمى از من و خانواده ام استقبال كرد. او با پسرانم روبوسى كرد و گفت: اميدوارم كه بار ديگر شما را در بيت المقدس آزاد ببينم. ما نيز ابراز اميدوارى كرديم كه بيت المقدس از صهيونيست ها پاك شود. اين نه تنها آرزوى ما بلكه دعاى هر روزه ماست. تحقق آن نيز دور نيست. به باور من جمهورى اسلامى ايران مى تواند كمك هاى شايانى به از بين رفتن رژيم صهيونيستى بكند.
اگر حرف خاصى باقى مانده است بفرماييد.
من به كشورهاى بسيارى سفر كرده ام اما هرگز جوانان شادى مانند جوانان ايران نديده ام. اين را نيز بايد اضافه كنم كه من مخالف برگزارى بسيارى از كنفرانس ها درباره صهيونيسم هستم ودر آنها شركت نمى كنم زيرا معتقدم پيش از آنكه راهگشا باشند زيان آور هستند. اما حضور در كنفرانس هولوكاست را به اين دليل پذيرفتم كه مى دانستم برگزارى آن راه حل مناسبى را براى مقابله با صهيونيسم ايجاد مى كند.
حاشيه و متن سفر رئيس جمهور به نيويورك و سخنرانى در دانشگاه كلمبيا
رفتن يا نرفتن؛ مسأله اين بود
[ حميد مستوفى]
رئيس جمهور ايران ۳ سال پياپى در نشست سران كشورها در مجمع عمومى سازمان ملل حضور يافته است . رمز نگاه ويژه دولت نهم از بدو قرار گرفتن در مصدر كار ، به نشست مجمع عمومى سازمان ملل در نيويورك چيست؟ براى پاسخ به اين سؤال مى توان موارد مطرح را در دو بخش نرم افزارى و سخت افزارى تقسيم بندى كرد، آنگاه مشاهده مى شود كه اجلاس نيويورك و حواشى آن ، محيط و سخت افزارى مناسبى است كه در حد و اندازه و ظرفيت خود ـ كه كم نيست ـ زمينه ارائه، تبيين و دفاع از نرم افزار انديشه انقلاب اسلامى به عنوان منبع قدرت انقلاب و نظام در آن فراهم است.
325125.jpg
* زمانى براى بهره از فرصت ها
متن و حاشيه نشست مجمع عمومى سازمان ملل فرصت هايى در خود دارد كه نيازمند برنامه ريزى و بهر ه بردارى است و ۳ سال پى درپى است كه هيأت ايرانى به رياست رئيس جمهور احمدى نژاد به خوشه چينى اين فرصت ها همت گماشته است . اجتماع نمايندگان ۱۸۰ كشور دنيا كه حدود ۷۰ الى ۸۰ كشور معمولاً در سطح رئيس دولت و باقى در سطح وزير و ساير سطوح در مجمع عمومى شركت مى كنند، امكان خوبى براى رايزنى فراهم مى آورد . انعكاس وسيع رسانه اى حضور ۱۸۰ نماينده كشور را هم نبايد از نظر دور داشت. در اين شرايط ملاقات هاى جانبى اجلاس اهميت زيادى پيدا مى كند. ملاقات هاى خصوصى پى درپى با رؤساى كشورها، وزرا يا رؤساى سازمان هاى بين المللى و منطقه اى صورت مى گيرد، در حدى كه در سفر اخير هيأت ايرانى در ۳ ساعت از يك روز با ۶ رئيس دولت ديدار و مذاكرات پربارى صورت گرفت . در حالى كه هر كدام از اين مذاكرات و ديدارها مثلاً در تهران يا ديگر پايتخت ها ممكن است ۲ تا ۳ روز زمان بر باشد. در عين حال ، قرار گرفتن سازمان ملل متحد در آمريكا فرصت مناسبى را براى ارتباط هيأت ايرانى با مخاطبين عام و خاص جامعه آمريكا فراهم مى آورد. اين موضوع با توجه به بايكوت و تحريف اخبار ايران از سوى رسانه هاى آمريكايى و غربى اهميت ويژه اى مى يابد. درواقع كف فرصت هاى موجود ، ايراد يك سخنرانى در مجمع عمومى سازمان ملل از طرف رئيس جمهور است اما سقف اين فرصت در ملاقات ها و مذاكرات و سخنرانى هاى حاشيه آن، ارتباط با سطوح مختلف جامعه آمريكا و غرب و رسانه هاى بين المللى است و هيأت ايرانى در ۳ سال گذشته در هر بار حضور خود به كف فرصت ها اكتفا نكرده و براى بالابردن سقف و دستيابى به آن كوشيده است. نكته ديگرى كه در اين ميان نبايد از نظر دور داشت حضور جمعيت ايرانى ها در آمريكاست كه در هيچ كجاى دنيا اين تعداد از هموطنان ما حضور ندارند . يك ميليون نفر ايرانى در آمريكا حضور دارند و برخى آمارها حتى ارقام بيشترى را نشان مى دهند . بنا به اظهار خود ايرانيان مقيم آمريكا و كسانى كه با آنها سر كار دارند اكثريت و شايد بتوان گفت همه اين جمعيت علاقه مند به كشور خود بوده و به انحاى مختلف از حضور هيأت ايرانى و ارتباط با آن استقبال مى كنند و هر ساله از طرف ايران نيز روى اين فرصت و ديدار با ايرانيان و تسهيل ارتباط آنها با كشور برنامه ريزى صورت مى گيرد. مجموع اين موارد را مى توان سخت افزار موجود در نيويورك و مجمع عمومى سازمان ملل و حواشى آن دانست كه نرم افزار فكر و انديشه و مواضع جمهورى اسلامى ايران در آن قابل ارائه و دفاع است و هر آنچه در اين ۳ سال و مخصوصاً در آخرين سفر رئيس جمهور و هيأت همراه به نيويورك رخ داده ، همه داستان شورانگيز اين درهم آميزى و همنشينى شيرين انديشه انقلاب اسلامى با فرصت ها و سخت افزارهاى فراهم در محيط آنجا بوده است.
* قدرت نرم افزارى ايران
از ابتداى انقلاب اسلامى در ايران اين بحث مطرح بوده است كه انقلاب اسلامى يك انديشه جديد است و نقطه قوت جمهورى اسلامى ايران نيز در همين انديشه و تمايز است . يعنى قدرت ايران از ديد مردم و مسئولان و همچنين صاحبنظران عرصه جهانى قدرتى نرم افزارى شناخته مى شود، از همين روست كه ايرانى ها هميشه گفته اند برخلاف تبليغات غرب نيازى به بمب اتم نداشته و دنبال آن نيستند . آنها مى دانند يك بمب اتم ايران در برابر ۷ هزار كلاهك اتمى در دنيا قدرت آور محسوب نمى شود، اما قدرت امروز ايران در نرم افزار و ديدگاهى است كه ارائه مى دهد و همين برايش گستره نفوذ و قدرت ايجاد كرده است. طبيعى است انقلاب اسلامى يك انديشه جديد و برهمين مبنا جمهورى اسلامى ايران يك قدرت جديد است كه منبع قدرت آن انديشه و نرم افزارش است و هر چه از اين انديشه و نرم افزار دفاع صورت گرفته و اين انديشه تبيين شود، بر قدرت ايران اضافه مى شود.
امروز آگاهان امور بر اين نظرند كه عرصه رسانه و نرم افزار آن، ديگر نه به عنوان ستون پنجم بلكه به عنوان ستون اول در تداوم و حركت نظام سلطه عمل مى كند و براى خلاف واقع و تحريف انديشه انقلاب اسلامى در برابر افكار عمومى دنيا به صورت سازمان يافته از عرصه رسانه استفاده مى شود، خصوصاً در موضوعاتى كه در نوك پيكان انديشه ايران قرار دارد، از مباحث رژيم صهيونيستى و اشغالگرى در منطقه گرفته تا مسائل و ديدگاه هاى داخلى.
به باور دولتمردان دولت نهم ، منطق انقلاب اسلامى به لحاظ نظرى و عملى كاملاً در عرصه بين المللى قابل دفاع است ؛ يعنى رفتار عملى كشور بر مبناى منبع نظرى آن قابل دفاع بوده و از اين موضع مى توان مدعى بود. بر صاحبنظران پوشيده نيست دفاع از يك منطق در درون مرزهاى جغرافيايى چندان هنر نيست، اما اگر شما بتوانيد در داخل مرز و جبهه رقيب از موضوعات مورد توجه دفاع كنيد، بيشتر معلوم مى شود كه فكر و نرم افزار شما قدرتتان و قدرت شما نرم افزار و فكرتان است . از اين روست كه رئيس جمهور در آمريكا و نيويورك و خاص ترين محافل حضور پيدا كرده و از منطق انقلاب اسلامى دفاع مى نمايد. سال گذشته در فرصت حضور دكتر احمدى نژاد در نيويورك ، شوراى روابط خارجى آمريكا تقاضاى بحث و صحبت با وى را كرد و اين درخواست مورد پذيرش قرار گرفت . از اين كه چون افراد حاضر در شورا مثلاًً مطالعات دارند و ممكن است بحث چالشى باشد هم نگرانى وجود نداشت . اما در سفر امسال هيأت ايرانى به نيويورك اين حالت و بحث و تبادل نظر ها جنبه و حالت قوى تر پيدا كرد و براى ورود به عمق لايه هاى فكرى آمريكا در سطوح مختلف كار شد كه از آن جمله جلسه دانشگاه كلمبيا ، گفت وگو با رسانه ها و نشست با نخبگان آمريكايى و نيز نشست با نمايندگان كليساها و خاخام هاى يهودى و غيره بود .
هركدام از اين نشست ها چنانچه در خبرها آمد از ويژگى هايى برخوردار بوده است، كه در اين ميان مخصوصاً به نشست دانشگاه كلمبيا خواهيم پرداخت . اما يك روز بعد از جلسه دانشگاه كلمبيا جلسه پربارى باحضور ۶۳ نفر دعوت شده به ديدار و صحبت با رئيس جمهور ايران برگزار شد كه نيمى از آنها معروف ترين افرادى بوده اند كه در آمريكا به نوعى در موضوع خاورميانه و ايران اهل نظر و تحقيق اند و باقى هم افراد معروف رسانه ها بوده اند. اين نشست در آينده از رسانه ها نيز پخش خواهد شد اما تا به حال به لحاظ خبرى تحت الشعاع نشست بزرگ دانشگاه كلمبيا قرار گرفته است.
* فقط سؤال نكنيد، طرح بحث كنيد
روايت اعضاى هيأت همراه رئيس جمهور از نشست مذكور ( نشست رئيس جمهور با نخبگان آمريكايى ) حاوى نكات قابل توجهى است . يكى از افراد حاضر در اين جلسه مى گويد: جلسه تشريفاتى نبود و حدود ۳ساعت به طول انجاميد، ابتدا رئيس جمهور به آنهاگفت مطالب خود را طرح كنند . يكى دو نفر سؤال طرح كردند، دكتر احمدى نژاد گفت: سؤال ها را هم پاسخ مى دهيم ولى نقطه نظرات خود را هم بگوييد، طرح بحث و نظر كنيد و بدين ترتيب جلسه حالت بهترى پيدا كرد و از ميان حاضران نفرات اصلى و صاحب نظر و به قولى دانه درشت ها بيشتر صحبت كردند . جلسه خيلى باز و خوب اداره شد و دركنار جلسه دانشگاه كلمبيا فضايى ايجاد شد براى ورود به عمق لايه هاى فكرى آمريكا، البته در حد ظرفيت اين جلسات. وى مى گويد: در برنامه هاى اين سفر ، مخاطبان عام وخاص در آمريكا و عرصه بين الملل مورد توجه قرار داشتند و نتايج به دست آمده و توجه و بازتاب ايجاد شده هم از الطاف خداوند است . به هرحال لايه هايى كه موردتوجه هيأت و آقاى رئيس جمهور قرار گرفتند، ساختار تصميم گيرى در جامعه آمريكا را تشكيل مى دهند، البته با يك اقدام و چند روز كار و ارتباط با اقشار و لايه هاى مختلف همه چيز تمام نشده و همه مقصودحاصل نمى شود، اما به هرحال تلاش ما دستيابى به بالاترين حد ممكن از اهداف و برنامه ها در خلال مدت ۲ تا ۳ روز حضور رئيس جمهور در آمريكا بدون از دست دادن حتى يك لحظه بود.
اين منبع آگاه مى افزايد: در سطح مخاطبين عام رئيس جمهور با شبكه ۱۳ تلويزيون آمريكا، شبكه CNN، روزنامه لس آنجلس تايمز و در يك برنامه ويدئو كنفرانس با باشگاه خبرنگاران آنها در واشنگتن صحبت كرد. همچنين علاوه بر سخنرانى در مجمع عمومى وجمع سران مخاطبين خاص تر جامعه آمريكا در نشست هاى دانشگاه كلمبيا، نشست با نخبگان آمريكا درخصوص خاورميانه و ايران و نشست با رهبران دينى موردتوجه قرار گرفته و تبادل نظر و انتقال پيام صورت گرفت و در همه اين موارد موفقيت هاى زيادى وجود داشت و گستره وسيعى از مخاطبين پوشش داده شد. از ميان نشست ها و جلسات مورد اشاره چنانچه خوانندگان محترم استحضار دارند نشست دانشگاه كلمبيا فصلى است بلند كه نيازمند بارها بازخوانى و واكاوى است.
* دانشگاه كلمبيا، فصلى براى بازخوانى
پس از يك هفته فضاسازى سنگين رسانه اى عليه ايران و دكتر احمدى نژاد ، سرانجام روز موعود و برگزارى نشست دانشگاه كلمبيا فرا رسيد . راويان از نيويورك نقل كنند، ۳ ساعت قبل از شروع جلسه در سر چهارراه ها اتوبوس هاى زردرنگى دانش آموزان يهودى، صهيونيست يا داراى تمايلات صهيونيستى را با كلاه هاى يهودى بر سر سوار كرده و به طرف دانشگاه مى بردند ، گفته مى شود در مجموع حدود ۱۰ اتوبوس ۲۰۰تا ۳۰۰ نفر را به دانشگاه آورده بودند.
با وجود برنامه ريزى هاى صورت گرفته براى مخالفت با سخنرانى رئيس جمهور ، در طول جلسه كسى با داد و بيداد قصد برهم زدن جلسه در درون تالار دانشگاه را نمى كند، حاضران در باره علت پيش نيامدن چنين موردى مى گويند : فضاى تالار دانشگاه آنقدر سنگين بود كه اجازه نمى داد كسى چنين كارى كند، و هركس دست به چنين اقدامى مى زد عليه خودش تمام مى شد چون فضا خاص و سنگين بود . در دانشگاه كلمبيا با وجود تبليغات منفى صورت گرفته و تظاهرات ۳۰۰نفره مخالفان در بيرون و در اجتماع بزرگ دانشگاهيان و مردم در محوطه و خيابان هاى اطراف ، حتى آن گاه كه رئيس دانشگاه بر خلاف شأن آكادميك و علمى به توهين و افترا رو آورد قابل دفاع بودن منطق انقلاب اسلامى بار ديگر ثابت شد و معلوم شد كه اين تنها يك شعار نيست . مذاكره كنندگان هسته اى ايران تاكنون به انحاى مختلف گفته اند كه برخى طرف هاى غربى و نمايندگان قدرت ها در اتاق هاى دربسته ضمن پذيرش منطق ايران گفته اند بحث ما منطق نيست و شما بايد چنين و چنان كنيد، البته آنها در تريبون هاى عمومى حاضر نيستند بى منطقى خود را ابراز كنند، اما صحنه دانشگاه كلمبيا جايى بودكه جهانيان منطق و بى منطقى طرفين را به عينه ديده و مشاهده كردند و توضيح و تشريح بى منطقى طرف هاى مقابل ايران و بهره آنها از حربه فشار و زور وظيفه اى است برعهده رسانه هاى مستقل جهان، از اين رو اين رسانه ها فرصت و امكان دارند آنچه بر صحنه دانشگاه كلمبيا گذشت را بارها مورد تأمل و بازخوانى قرار دهند، چون اينجا يكى از محل هايى است كه مى توان جايگاه مدعى و متهم را تغيير داده و متهم واقعى و بى منطق را به جهانيان بهتر معرفى كرد.
جايى كه رئيس دانشگاه رداى علم و دانش از تن به در كرده و در پوستين افراطى ترين سياستمداران مخالف ايران اسلامى درآمد و حرف هايش رنگ و بويى از نزاكت و ادب علمى و شرط و شرايط ميهماندارى نداشت، اگرچه گفته مى شود او تحت فشارهاى زيادى كه به او و دانشگاهش وارد آمده بود، چنين گفت . اما دليل هرچه بود، احمدى نژاد با خونسردى و لبخند گفته هاى او را تاب آورد، بعد ضمن ابراز گلايه از شيوه ميهماندارى، منطق انقلاب اسلامى را در همه موارد مورد اشاره آنها به دانشگاهيان و افكارعمومى جهانى عرضه كرد و نتيجه آن شد كه خود رسانه هاى غربى و حتى صهيونيستى نيز حكم به پيروزى رئيس جمهور ايران و شكست اسرائيل و سياستمداران آمريكايى و همچنين شخص رئيس دانشگاه كلمبيا دادند.
براى مثال شبكه فاكس نيوز آمريكا كه يك هفته تمام عليه برنامه دانشگاه كلمبيا و ايران برنامه پخش كرده بود در گزارشى رئيس دانشگاه را مقصر معرفى كرده و گفت: اگر او چنين سخن نگفته بود شايد احمدى نژاد هم چنان نمى گفت! تا اين لحظه حتى يك منبع معتبر علمى، سياسى و دانشگاهى هم نبوده است كه عمل رئيس دانشگاه را ستوده باشد و همه رفتار او را دور از شأن يك چهره دانشگاهى دانسته اند.
رفتن يا نرفتن به دانشگاه ؛ مسئله اين بود
اما چرا آمريكايى ها اعتبار يك چهره علمى خود را قربانى كرده و در برابر چشم ميليون ها بيننده طورى صحنه گردانى كردند كه بازنده باشند؟ دلايل اين امر را بايد با كمى بازگشت به عقب موردبررسى قرارداد. مخالفت با سخنرانى رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا طبعاً براى دولت آمريكا و دانشگاه كلمبيا هزينه داشت، مانند ماجراى درخواست هيأت ايرانى براى حضور رئيس جمهور در محل حادثه ۱۱ سپتامبر و اداى احترام به كشته شدگان اين واقعه كه با مخالفت آمريكايى ها مواجه شد و هزينه آن هم برگردن آنها افتاد . در مورد دانشگاه كلمبيا بنابر اظهار منابع مطلع ، گزينه انتخابى آمريكايى ها آن بود كه چرا آنها هزينه بدهند و ايران برنده باشد، كارى مى كنند تا ايرانى ها ترسيده و خود برنامه را لغو كنند كه البته هرگز چنين نشد.
مكاتبات موجود در وزارت امور خارجه ايران از چندماه قبل از برگزارى نشست كلمبيا گواه خوبى بر اين سخن است . برخى گفته اند وقايع دانشگاه كلمبيا براى هيأت ايرانى پيش بينى نشده بود كه اين مكاتبات نشان مى دهد چنين نيست . تنها لحن و عبارات رئيس دانشگاه تا اندازه اى دور از انتظار بود كه آن هم با درايت شخص رئيس جمهور و همراهان ، مصداق بازگشت مكر دشمنان به خود آنها شد.
به آنهايى كه گفته اند رئيس جمهور در ميانه سخنان رئيس دانشگاه بايد صحنه را ترك مى كرد هم بايد گفت: اين كار به معناى موفقيت جبهه مخالف و برچيدن بساط منطق ايرانيان در عمق خاك آمريكا توسط خود آنان و مطابق خواست مخالفان سياسى ايران بود . در اين جهت سخنان تند رئيس دانشگاه كلمبيا آخرين تير تركش آنها بود تا شايد رئيس جمهور ايران تاب سخنان او را نياورده و صحنه را ترك كند، كه چنين نشد و پاسخ هاى لازم داده شد وافكار عمومى دنيا پيروزى منطق و ادب ايرانى بر نابردبارى و عصبيت مخالفان ايران را نظاره كرد .
* پيش بينى هاى لازم صورت گرفته بود
در مكاتبات دانشگاه كلمبيا با طرف ايرانى از چند ماه قبل از برگزارى جلسه آمده است چند شرط براى انجام سخنرانى رئيس جمهور ايران وجوددارد يكى اين كه واكنش ها زياد است و ما نمى توانيم مانع تظاهرات همزمان احتمالى در اطراف و يا حتى داخل دانشگاه شويم، ديگر اين كه اينجا محيط دانشگاهى است وما سؤالاتى داريم و رئيس دانشگاه ۱۰دقيقه و قبل از آقاى احمدى نژاد صحبت مى كند و سؤالاتى را مطرح مى كند كه در ۲ محور قرار دارد:
۱- محو اسرائيل
۲- هولوكاست
پاسخ مكتوب ايران هم آن بوده است كه اين مسائل طبيعى بوده و بستگى به قوانين خودتان و دانشگاه دارد و ۲ سؤال مورد اشاره هم خوب است و ما مى خواهيم در اين باره توضيح بدهيم . در نامه هاى بعدى دانشگاه ، زمان سخنرانى رئيس جمهور را ۴۰ دقيقه، بخش پرسش و پاسخ را ۴۰ دقيقه و صحبت رئيس دانشگاه را ۱۰ دقيقه اعلام كرده و به محورهاى سؤال هاى خود علاوه بر اسرائيل و هولوكاست موضوع كيان تاجبخش را هم مى افزايد، پاسخ طرف ايرانى هم اين است كه اشكالى ندارد و اين ها مسائل غامضى نيست.
خلاصه آن كه پس از يك هفته تبليغ منفى رسانه هاى آمريكا و غرب عليه نشست كلمبيا، در روز برگزارى درميان جمعيت انبوه حاضر در اطراف دانشگاه ۲۳ دستگاه SNG براى پخش مستقيم شبكه هاى بين المللى تلويزيونى درمحل حاضر بوده است.
در برابر آن جمعيت و تماشاگران وسيع تلويزيونى تصميم طرف مقابل هنوزآن بوده كه با بالا بردن دوز و درصد بى احترامى طرف ايرانى را به اصطلاح ببراند و وانمود كنند ايران و رئيس جمهورش اهل منطق نيستند. برخى از حاضران در نشست دانشگاه كلمبيا مى گويند وقتى رئيس دانشگاه متن از پيش آماده اش را روخوانى مى كرد، رئيس جمهور ايران آرام و با لبخند نظاره اش مى كرد، برخى حدس مى زنند بعضى از تعابير و كلمات را رئيس دانشگاه فى البداهه به متن اضافه كرد تا بتواند احمدى نژاد را عصبانى كرده و از كوره به در برد، اما موفق نشد.
325203.jpg
سعيد جليلى معاون اروپا و آمريكاى وزارت خارجه و عضو هيأت ايرانى از حاضران در نشست كلمبيا، در پاسخ به اين سؤال كه در آن لحظات كه رئيس دانشگاه سخن مى گفت هيأت ايرانى و آقاى احمدى نژاد چه حس و حالى داشتند و روند تصميم گيرى چگونه بود؟ مى گويد: رئيس جمهور بالاى سن بود و ما در رديف جلو قرار داشتيم، دوربين ها هيچ كدام رو به جمعيت نبود، ما همه آرامش داشتيم، رئيس جمهور از همه آرام و خونسردتر بود، من مرتب برمى گشتم جمعيت و واكنش ها را نگاه مى كردم . جمعيتى كه يكى دو بار وسط صحبت هاى رئيس دانشگاه كف زد واقعاً حدود يك پنجم از حاضران در سالن بودند، چهار پنجم جمعيت نگاه مى كردند . وى مى افزايد: متن رئيس جمهور كه ايشان از قبل آماده كرده بودند علمى و دانشگاهى و در فضاى مطالعات و آزادانديشى و محورهايى از اين دست بود، من يادداشتى دادم كه رئيس جمهور متن خود را خلاصه كرده و به موارد مطرح شده بپردازد كه ايشان قبول نكرد، يك مقدمه خوب گفتند كه مؤثر واقع شد، متن خود را هم قرائت كرده و پاسخ صحبت هايى كه شده بود را هم دادند.
رئيس جمهور در مقدمه خود گفت: رئيس دانشگاه خيلى بيشتر از وقت خودش صحبت كرد و اينها توهين به شعور مخاطب است. به شعور مخاطب بايد احترام گذاشت و هر سؤالى باشد من پاسخ خواهم داد. آنچه به عنوان تهديد مطرح كردند با يك حركت خوب و با تمام ظرفيت تبديل به فرصت شد.
وى مى افزايد: در ونزوئلا آقاى چاوز مى گفت مشروح اين برنامه را ۷ بار از شبكه هاى اين كشور پخش كرده اند. كامنت هايى كه به اخبار و گزارش هاى شبكه ها زده شده بود مثل شبكه العربيه و ديگران ۹۰ درصد با تعابيرى بسيار جالب سخنان رئيس جمهور را تأييد كرده بودند و به جز ۱۰ درصد كه ادبيات بدى داشت ۹۰ درصد حركت رئيس دانشگاه را تقبيح كرده و آقاى احمدى نژاد را ستوده بودند.
در ملاقات با سران كشورها هم همه آنها برنامه دانشگاه كلمبيا را ديده و به آن اشاره كرده و از منطق واظهارات رئيس جمهور به نيكى ياد شده است . در جلسه با نخبگان آمريكايى هم همين طور، خيلى از مدعوين آن جلسه از اظهارات رئيس دانشگاه اظهار تأسف كردند، حتى آقاى بلت پيرمردى كه رئيس دانشكده روابط بين الملل دانشگاه كلمبيا و از مدعيون نشست با نخبگان بود ، از حضور رئيس جمهور در دانشگاه خيلى تشكر كرده .
ايرانيان حاضر در نشست دانشگاه كلمبيا از ترجمه همزمان سخنان رئيس جمهور توسط خانم كيانوش كه از ايرانيان مقيم آمريكاست نيز به نيكى ياد مى كنند، چرا كه اين خانم هموطن با سرعت و دقت لحن و حالات سخنان رئيس جمهور ايران را نيز علاوه بر محتواى سخنان براى حاضران ترجمه و به آنها منتقل كرده است.
همراهان رئيس جمهور در سفر نيويورك نقل كرده اند بعد از مراسم ، تراكت هايى كه در ميان جمعيت پخش مى شد اكثرش به نفع ايران و عليه سياست هاى بوش بود، روزنامه ها و رسانه ها پوشش وسيعى به اين برنامه و سخنرانى مجمع عمومى سازمان ملل دادند و حتى در مباحث مجمع عمومى حضور رؤساى جمهور ايران و آمريكا را در رأس تمام تصاوير و گزارش هاى خود قرار دادند.
حدود ۵ هزار نفر جمعيت براى استماع سخنان آمده بودند. اين درحالى بود كه رسانه هاى آنها براى ساختن چهره اى مخدوش از رئيس جمهور ايران خيلى تلاش كرده بودند، اما در اواسط سخنرانى رئيس جمهور در دانشگاه كلمبيا چندين بار جمعيت اقدام به كف زدن كرد و در پايان هم نشست با كف زدن حضار تمام شد.
اين ها نشان از آن دارد كه در عمق جامعه آنها با ايران و منطق ما دشمنى وجود ندارد.
همراهان رئيس جمهور در سفر نيويورك اظهار مى دارند: به غير از ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفرى كه با سازماندهى صهيونيست ها در اطراف دانشگاه حضور يافته بودند، حركت هاى له يا عليه ايران و آقاى احمدى نژاد در دانشگاه و اطراف آن اغلب خودجوش بوده است و ايرانيان و آمريكايى هاى زيادى با تيپ هاى مختلف اجتماعى آنجا به نفع ايران و عليه سياست هاى آمريكا شعار داده و صحبت مى كرده اند.
حاشيه هاى سفر رئيس جمهور و هيأت همراه به نيويورك قطعاً كم اهميت تر از متن آن نيست، اما رسانه هاى وابسته به نظام سلطه هنوز با برنامه سازى هاى خود قصد پنهان نگه داشتن حواشى و متن اين سفر و رويدادهاى آن را دارند . آنها مى خواهند بازى مغلوبه را به نفع خويش تعبير كرده و هزينه هاى آن را براى خود كاهش بدهند، اما حضور و روشنگرى رسانه هاى مستقل در اين ميان مى تواند به طرح و انتقال واقعيات كمك مؤثر بنمايد . با گذشت زمان و فرونشستن گرد و غبارها شايد بهتر بتوان به تبيين واقعيات سپتامبر داغ نيويورك پرداخت، نه اين كه بايد دچار اغراق شد و مثلاً وقايع دانشگاه كلمبيا را منشأ تاريخ معرفى كرد. اما ظرفيت اين واقعه براى پرداخت ، بسيار زياد است . خاصه از اين رو كه اين اتفاق در عمق جامعه آمريكا و نيويورك كه به محل و پاتوق صهيونيست ها معروف است رخ داده است، براى ما بايد تأمل انگيز باشد كه رسانه هاى آمريكا و غرب تنها با يك سخنرانى بوش رئيس جمهور آمريكا چگونه دست به فضاسازى مى زنند و چه فضاى رسانه اى سنگينى در دنيا ايجاد مى كنند . آنها در ناحق خود مصمم و هماهنگ اند، ما نيز بايد بر حق خود و بيان واقعيت ها مصمم و با برنامه باشيم . حضور رئيس جمهور ايران در نيويورك چندين و چند برنامه را شامل شده است كه درباره هر كدام از آنها مى توان كتاب ها نوشت و برنامه ها ساخت . يادمان باشد در عرصه رقابت رسانه اى خيلى زود دير مى شود و آمريكايى ها به اين مهم واقف اند، از همين روست كه آنها براى بخشى از خبرنگاران و همراهان رئيس جمهور ايران رواديد صادر نمى كنند . آنها مى دانند رسانه مى تواند انفجار اطلاعات ايجاد كند، لذا مى خواهند رقابت رسانه اى در دنيا را به نفع خود سامان بدهند و بدين منظور از همه امكانات و سرمايه خويش بهره مى برند و از هر روش ناشايستى همچون عدم صدور رواديد هم استفاده مى كنند. از بركات سفر رئيس جمهور به نيويورك يكى هم ايجاد خدشه در نظام نابسامان و نابرابر رسانه اى جهان و انتقال پيام انقلاب اسلامى و ايران با استفاده از ظرفيت و امكانات رسانه اى خود آنها بود. گسترش اين فضا با استفاده از فرصت پيش آمده در جهت تأمين عدالت در روابط بين الملل و نظام رسانه اى آن، وظيفه و رسالتى است بر عهده همه عدالت طلبان در ايران و سراسر عالم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |