دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶ - ۲۴ شوال ۱۴۲۸
Mon, Nov 5, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
محيط زيست
ماجرا
خانواده
قبايل؛ نيروى افسانه اى سياست پاكستان
325698.jpg
] محمد بخشنده [

كشمكش هاى خونين جديد در پاكستان يك بازيگر قدرتمند دارد، بازيگرى كه در ۲ دهه جنگ و شورش هاى دو كشور پاكستان وافغانستان پشت صحنه تحولات حضور داشت ولى رفته رفته از حاشيه به متن مى آيد. اين نيروى نوظهور كسى جز «قبايل» نيست. نيرويى كه فقط در كتاب جغرافيا و تاريخ جنوب آسيا از آنها ياد مى شد اكنون به واسطه موج حملات خونين هر روزه پاكستان به يك وزنه مؤثر در ژئوپلتيك اين منطقه تبديل مى شود.
قبايل در قامت بازيگران تازه تحولات پاكستان حزب نيستند، اما تشكيلاتى منسجم تر از همه احزاب دارند وچند حزب نامدار و بى نام از خوان حمايت آنها تغذيه مى كنند. آنها در سيستم فدرالى پاكستان به ظاهر زير پوشش دولت هاى محلى سرحد و استان شمالغربى قرار دارند، اما در واقع قدرت و نفوذى بالاتر از حكومت هاى منطقه اى دارند. نفوذ آنها به يك منطقه و مكان محدود نيست و مى توانند از پايگاه اصلى خويش در ارتفاعات استراتژيك مرز پاكستان وافغانستان حوادث خونين از كراچى در جنوب تا راولپندى در مركز پاكستان را هدايت كنند.از حيث عناصر چندگانه قدرت و مشروعيت نيز چيزى كم ندارند. آنها بر موجى وسيع از هواداران جان بركف حكم مى رانند.در پيوند با ايدئولوژى سلفى گرى و وهابيت مهم ترين آموزشگاه هاى تعليم افراطى گرى جهان را در اين مناطق به وجود آورده اند. ثروت آنها نيز از دو منبع سرشار معامله سلاح و مواد مخدر آن اندازه است كه به مدرن ترين ابزارهاى جنگ دسترسى پيدا كنند.
به اين صورت امروز هر سه عنصر قدرت قبايل يعنى سلاح، دلار و ايدئولوژى در خدمت پيشبرد نفوذ طالبان قرار گرفته است.قبايل اكنون جريانى را رهبرى مى كنند كه جهان امروز به نام طالبانيسم پاكستانى آنها را مى شناسند.
غائله مسجد لال را بايد به عنوان نقطه عطف در ورود تمام عيار قبايل به صحنه سياست پاكستان به حساب آورد.قبايل اين غائله را كه به سركوب خونين ده ها شبه نظامى تحت حمايت شان منجر شد نشانه اى از تغيير مسير مشرف تلقى كردند.
پس از اين غائله بود كه پاكستان وارد ماراتنى از جنگ و گريز خونين شد، جنگى كه ميدان و آوردگاه اصلى آن همانا مناطق تحت سلطه قبايل شمالى پاكستان است. درست است كه مسجد لال بحرانى دريكى از مقرهاى افراطيون در پايتخت پاكستان بود اما اين ماجرا از آنجا كه عقبه نيروهاى طالبانى پاكستان را هدف گرفت پس لرزه هايش به خودى خود در مناطق مرزى و قبيله اى اين كشور آشكارشد.
هر دو گروه از نيروهايى كه با مشت آهنين مشرف درعمليات مسجد لال تضعيف شدند يعنى شبه نظاميان سلفى و احزاب متحد آنان در پارلمان موسوم به «ائتلاف مجلس عمل متحده» بعد از اين غائله به قبايل نيرومند شمال پناه بردند.به اين صورت جغرافيا ومسير جنگ داخلى پاكستان به سمت نواحى سرحد و وزيرستان تغيير كرد و همان قبايلى كه تا ديروز عصاى دست ارتش در تأسيس طالبان و بازوى حمايت مشرف در سركوب و حذف بوتو و نوازشريف بودند اين بار در صف دشمنان سرسخت وى جا گرفتند. اپوزيسيون مسلح مشرف از اين پس جبهه تازه اى را گشودند و نام مناطقى جديد به عنوان كانون هاى نزاع برزبان ها جارى شد.در ده ها عمليات انتحارى كه به يارى قبايل در اين سه ماه پس از غائله مسجد لال در مناطقى مانند « ميرانشاه» و «سوآت» به وجود آمده سران قبايل به يك قدرت نمايى تاريخى در برابر حكومت مركزى دست زده اند.
در كشمكش خونين ماه گذشته منطقه قبيله اى ميرانشاه در منطقه وزيرستان كانون جنگ بود و اكنون دو هفته اى است مركزيت جنگ به ناحيه سوآت در ايالت سرحد كشيده شده است ناحيه اى كه درآن گروهى از خشن ترين شاخه هاى طالبان با رهبريت مولانا فضل الله عمليات انتحارى عليه ارتش پاكستان را هدايت مى كند.
مناطق شمالى پاكستان امروز به معناى واقعى به پايتخت سياسى افراطيون تبديل شده اند.آنها اكنون جبهه اى به گستردگى شمار ناراضيان غرب و شركاى سياسى آن در پاكستان به وجود آورده اند.نمايش قدرت قبايل در جنگى كه اغلب حالت انتحارى و مهيبى دارد و مهم ترين كانون هاى قدرت نظامى پاكستان را هدف قرار مى دهد اين سؤال مهم را در آستانه انتخابات حساس پارلمانى پاكستان و ماجراى تقسيم قدرت ميان بوتو ومشرف مطرح كرده است كه آيا به راستى طراحان الگوى دولت ائتلافى براى آينده پاكستان در واشنگتن، لندن و رياض خواهند توانست قطار دولت مشترك بوتو ومشرف را از گرداب غائله هاى مناطق قبيله اى عبور دهند
* جغرافياى قدرت قبايل
در جامعه نيمه سنتى و نيمه مدرن پاكستان كه نزديك به دهها قبيله حكمرانى مى كنند مهم ترين شاخه هاى آن در مناطق مرزى افغانستان يعنى ايالت بزرگ سرحد با مركزيت پيشاور و منطقه قبيله اى وزيرستان تمركز دارند. ۶ منطقه وزيرستان، مهمند، باجور، كورام، اوركزى و خيبر ستون فقرات قدرت قبايل را تشكيل مى دهند.
بدون شك در نظر ناظران منطقه جنوب آسيا كه سال ها در پى يافتن رموز بحران هاى بى پايان افغانستان و پاكستان هستند، پيوند قبايل با سياست پديده تازه اى نيست و از اين كه در اين نوشتار به عنوان نيروى نوپديد از آنها تعبير شود شايد به حيرت بيفتند. نكته جديد در نقش آفرينى قبايل اين است كه براى نخستين بار است كه سران قبايل از مخفيگاه هاى خويش خارج شده و در ميدان سياست به طور مستقيم رشته هدايت بحران ها را دردست مى گيرند.قبايل تاكنون به صورت غيرمستقيم نقش خويش در سياست پاكستان وافغانستان را از طريق حمايت و پشتيبانى از معارضان حكومت مركزى ايفا مى كردند.شيوه رايج آنها سلاح دادن و مسلح كردن نيروهاى شبه نظامى و پناه دادن به فراريان و مخالفان تحت تعقيب دولت بود اما در اين مرحله قبايل با دو تصميم مهم نحوه مداخله خويش در ميدان سياست را متحول كرده اند. نخست ، از طريق بستن پيمان همكارى با گروه ها و احزاب اپوزيسيون دولت كه اين مسأله در صحنه پاكستان در قالب پيمان همكارى قبايل با احزاب ششگانه مذهبى- سنتى موسوم به مجلس متحده عمل به بار نشسته است و در افغانستان به شكل حمايت و همكارى تنگاتنگ با شبه نظاميان طالبان نمايان است. دوم اين كه براى نخستين بار آنها در ميادين مذاكره با حكومتگران كشورهاى مختلف حاضر شده اند.در صحنه افغانستان آنها چند بار طرف مذاكره نمايندگان سازمان ملل و دولت هاى غربى قرار گرفتند كه مهم ترين آن مذاكره و پيمان همكارى آنان با دولت انگليس در منطقه موسى قلعه ايالت هلمند بود.
سال ۲۰۰۴ در پاكستان آنها در ايالت مهم وزيرستان، يعنى همان نقطه اى كه كانون رويارويى قبايل با ارتش است مهم ترين پيمان ترك مخاصمه را امضا كردند.پيمانى كه به نوعى بر نفوذ و حاكميت اين گروه ها بر مناطق مرزى پاكستان وافغانستان مشروعيت بخشيد.
نكته جالب اين جاست كه سران قبايل در هر دو مرحله به نمايندگى از گروه طالبان اين پيمان ها را منعقد كرده اند.اين اتفاق موجب شده كه اغلب ناظران قبايل را در دور جديد به چشم مهم ترين منبع حامى طالبان ببينند.
قبايل را بايد به عنوان نيروهاى خود مختار در دو كشور پاكستان و افغانستان به حساب آورد.
آنان به معناى واقعى دولتى موازى در درون حاكميت هستند.وجود اين قبايل موجب شده كه هنوز ساختار سياسى پاكستان به شكل دوگانه باقى بماند و پروسه دولت سازى و مقوله مهم وحدت ملى دراين كشور ناكام بماند.
اما آنچه قبايل را به تافته اى جدا بافته در پيكر سياسى پاكستان تبديل كرده است خودمختارى آنها در اعمال قوانين و وضع مقررات است.آنها به راحتى سنت ها و موازين قبيله اى را جايگزين قوانين حكومت مركزى كرده اند، همين استقلال عمل در اداره شئون اجتماعى و سياسى موجب شده كه سرمايه گذاران تفكر سلفى گرى خارج از اراده دولت مركزى اين ايدئولوژى را در مناطق قبيله اى رواج دهند.
از پايان دهه ۸۰ سران قبايل كه به داشتن زمينه هاى تعصبات مذهبى شهره بودند آغوش خود را براى كاروان وهابيتى كه در قالب مدارس مذهبى روانه پاكستان شدند، گشودند.
آن گونه كه منابع پاكستانى روايت كرده اند طالبانيسم به عنوان يك تفكر حكومتى پيش از آنكه در كابل و افغانستان به منصه ظهور آيد از دوره ضياء الحق كه پيمان سياسى - عقيدتى ميان سعودى ها با وى امضا شد در مناطق قبيله اى سرحد و وزيرستان به اجرا درآمد.
ملموس ترين نتيجه تلفيق سلفى گرى با سنت هاى قبيله اى اين بود، موجى از آنچه مركز مبارزه با منكرات و مقابله با جريانات ضد شريعت و تبليغ قرآن و سنت خوانده مى شد در مناطق مرزى پاكستان بويژه پيشاور به راه افتاد و نسلى از مردان داراى ريش به سبك طالبان امروز ميدان دار شدند. اين چيزى بود كه در ۴ سال حكومت طالبان در كابل پياده شد.
سران قبايل كه عمدتاً بسيار متعصب مذهبى هستند با فرار گروه هاى طالبان و رهبران شان آنها را در ميان خود جاى داده و حمايت كردند.
بعد از مهاجرت جمعى از طالبان و رهبرانشان از افغانستان به مناطق قبايلى در وزيرستان هاى شمالى و جنوبى در مرز پاكستان، آنها اقدام به راه اندازى مجدد مدارس سلفى و تقويت مدارس مذهبى موجود كردند. «جلال الدين حقانى» وزير امور قبايل و مرزهاى رژيم طالبان بعد از سقوط اين رژيم به «ميران شاه» مركز وزيرستان شمالى پناهنده شد و حوزه علميه و مدرسه دينى بزرگى به نام «خليفه اسلامى» در سال ۲۰۰۲ تأسيس كرد.وى با ثبت نام از نوجوانان و جوانان قبايل و مهاجرين افغان در اين مدرسه به آموزش دينى با افكارى كه در سر مى پروراند، مشغول شد. مدارس بعداً به مركز اصلى پرورش نيروهاى عمليات انتحارى در پاكستان و افغانستان تبديل شد.چنان كه منابع پاكستانى گفته اند در مدرسه خليفه اسلامى علاوه بر آموزش كتب دينى به طلاب آموزش نظامى براساس تفكر طالبان نيز داده مى شد. دولت پاكستان ناگزير شد در اسفند ماه سال ۸۴ فعاليت هاى وى را غيرقانونى اعلام كند و اين حوزه علميه را محاصره و كليه كتب دينى را بيرون آورده و ساختمان مدرسه را منفجر كند. تاكنون مولانا جلال الدين حقانى فرارى است و تلاش نيروهاى امنيتى پاكستان براى دستگيرى وى به جايى نرسيده است.
گفته مى شود كه نظام تعليمى مدارس تحت نفوذ قبايل دراين شش سال پس از سقوط طالبان حول ۲ محور آموزش هاى خويش را پيش برده اند اول پروژه ايدئولوژيزه كردن جامعه سنتى پاكستان ودوم دعوت به جنگ عليه غرب و نماد آن آمريكا.هم اكنون برخى از مناطق قبايلى شامل وزيرستان شمالى و جنوبى تحت نفوذ جمعيت العلماى اسلام(گروه مولانا فضل الرحمان) و مناطق مهمند و خيبر تحت نفوذ جماعت اسلامى پاكستان و منطقه باجور تحت نفوذ نهضت شريعت و منطقه قبايل كرم تحت نفوذ شيعيان و اهل تسنن است.
آخرين رشته از حوادث خونين پاكستان در ايالت سرحد به دست نهضت شريعت به رهبرى فضل الله شكل گرفته است كه داماد صوفى محمد مؤسس اين تشكل است. او از چرخش مشرف به سمت غرب ناراضى است و داعيه اجراى شريعت سلفى را دارد و دليل اصلى شورش خويش را عهد شكنى مشرف در اجراى قوانين و مقررات شريعت مورد نظر خويش در اين مناطق مى خواند.
در واقع در مدت شش سال اشغال افغانستان افراطيون پناه گرفته در سرزمين هاى قبيله نشين در دو جبهه مبارزه كرده اند.جبهه اصلى آنها جنگ با غرب و ناتو و دولت كرزاى بوده است كه از طريق اعزام طلاب وسربازان انتحارى انجام داده اند وجبهه دوم آنها با دولت مشرف بوده است.اما مبارزه آنها با دولت مشرف از سال گذشته شروع شد تا ۲ سال پيش آنها در سازش وهمكارى با مشرف به سر بردند يعنى تازمانى كه مشرف با كابل درگير بود و سازمان آى اس اى پاكستان از شبه نظاميان طالبان حمايت مى كرد.نماد اين دوره سازش پيمان وزيرستان است كه در سال ۲۰۰۴ شوراى بزرگان و سران قبايل وزيرستان جنوبى در ديدار با نمايندگان مشرف امضا كردند. در اين مدت سران قبايل و طالبان در اداره امور خودمختار بودند. در مناطق قبايلى، شوراى رهبران قبايل تصميم گير امور و اداره كننده مسائل شهرى و منطقه اى بوده و قوانين خاص خود قبايل را اجرا مى كردند.نقش دولت محلى (ايالت سرحد) وفدرال هماهنگ و كمك دهنده براى انجام امور اجرايى بود. طالبان محلى (طلاب مدارس دينى) كه مسلح نيز هستند در نخستين اقدامات خود در وزيرستان شمالى و جنوبى با حمايت رهبران به شناسايى افراد، مبادى فساد و منكرات پرداختند.تا جايى كه آنان در نخستين اقدام اجرايى خود، تعدادى از عاملان فحشا، دزدان، قاچاقچيان و آدم ربايان را بازداشت كردند و مغازه هاى ويديو فروشى و عرضه مواد مخدر را بستند. در حوادث ديگرى «طالبان محلى» براى انتقام به مراكز و منازل مسكونى افرادى كه شرور مى خواندند حمله كرده و زنان و بچه ها را بيرون آورده و منازل را به آتش كشيدند. جالب است كه اين اقدام هاى خشونت بار اكنون عليه ارتش تكرار مى شود يعنى آنها عناصر وابسته به حكومت را كشته و اجساد و سرهايشان را به تيرهاى چراغ برق در ميدان هاى شهر آويزان مى كنند.
طالبانيسم در پاكستان اكنون بر دوش نهادهايى به نام طالبان محلى يا همان دانش آموزان وطلاب مدارس تحت نفوذ قبايل پيش مى رود. بر حسب گزارش منابع خبرى در اسلام آباد درحال حاضر درمناطق شمالى پاكستان بيش از ۱۲دفتر طالبان محلى تأسيس شده است و دولت و حكومت فدرال بيم آن را دارد كه اين دفاتر افزايش يابد.طالبان محلى در پاكستان در شهرهاى «وانا، لدها و جانى خيل» در وزيرستان جنوبى چهار دفتر و در «ميران شاه» وزيرستان شمالى در مدارس ابوشعيب، خليفه و فاروقيه دفاترى نيز ايجاد كرده اند.
طالبان شاخه پاكستان در ميدان سياست به چند حزب كه در ائتلافى موسوم به مجلس متحده عمل شكل گرفته متصل هستند، حزبى كه سه روحانى سرشناس آن يعنى مولانا فضل الرحمان و قاضى احمد و سميع الحق بعد از مسجد لال به دولت مشرف اعلان جنگ دادند. اين ائتلاف شش گانه اكنون در ايالت هاى قبيله اى وزيرستان و سرحد شمالى فعالترين دفاتر رادارد و اغلب مدارس مذهبى سلفيون توسط آنان اداره مى شود.برخى معتقدند كه حلقه هاى ارتباط سياسى طالبان با كشورهاى عربى تأمين كننده پول و ايدئولوژى اين جريانات نيز به اين رهبران برمى گردد.
*دلايل يك شكست
مسأله استراتژيكى كه دولت هاى مشرف و كرزاى را در رويارويى با اين قبايل ناكام گذاشته پيوند هاى خويشاوندى و تاريخى ميان قبايل دوسوى مرز است.قبايل مرز نشين پاكستان كه قريب به اتفاق آنها تبار پشتون دارند اكنون در عين تسلط بر قلمرو استان مهم شمال غربى، هدايت امور استان هاى مرزى افغانستان را در اختيار دارند.
اين پيوند ميان قبايل دو طرف در واقع همان حلقه مفقوده سياسى است كه ناظران ميان طالبانيسم پاكستان و افغانستان آن را جست و جو مى كنند. از اين قرار است كه در وزيرستان پاكستان همان نيرويى جنگ و عمليات انتحارى عليه ارتش پاكستان را پيش مى برند كه در ايالت هم مرز آن در افغانستان.
اكنون آمريكا و شركايش به اين باور رسيده اند كه كانون تأمين كننده همه جريان هاى افراطى افغانستان و پاكستان دراين منطقه مرزى قرار دارد جالب است كه هيچ كس در غرب امروز اين سخن ژنرال «پرويز مشرف» رئيس جمهورى پاكستان را كه اعلام كرده در جنگ عليه القاعده در وزيرستان هاى شمال و جنوبى يا ايالت سرحد تقريباً پيروز شده است. باور نمى كند. كارشناسان غرب به صراحت نوشته اند كه پايتخت طالبان و القاعده از كابل به اين مناطق قبيله اى منتقل شده است و پديده طالبان محلى يا طالبانيسم در پاكستان در مناطق قبايلى وزيرستان شمالى و جنوبى چنان شدت گرفته است كه تندروى هاى آنها جاى القاعده را مى گيرند.
تاكنون در توصيف دلايل شكست و ناكامى دولت هاى شريك آمريكا در برابر اين جريان هاى افراطى اغلب بر دو عامل تأكيد شده است و گفته مى شود كه دو عنصر موجب شده كه آنها به نيروى شكست ناپذير نه فقط در برابر ارتش حرفه اى پاكستان بلكه در برابر غرب تبديل شوند. اول موقعيت سوق الجيشى قبايل كه سخت ترين و صعب العبورترين مناطق جهان را در امتداد مرزهاى كشور پاكستان و افغانستان به طول ۱۲۰۰كيلومتر در دست دارند و دوم پشتگرم بودن به منبع بى پايان درآمد قاچاق بويژه قاچاق سلاح و مواد مخدر آن هم در نقطه اى كه همگان آن را به عنوان شاهراه و مركز ترانزيت قاچاق جهان مى شناسند.
اما عامل مهم ديگرى كه متأسفانه چندان مورد توجه قرار نمى گيرد ناكامى پروژه هاى اصلاح وبازسازى اقتصادى است كه غرب پس از ۱۱ سپتامبر وعده اجراى آن را در مناطق محروم افغانستان وپاكستان داده بود. واقعيت ها نشان مى دهد كه سرمايه گذاران جريان هاى افراطى بيشترين بهره را ازفقر و محروميت اين مناطق برده اند و آنها سربازان اصلى جنگ هاى اخير را ازفرزندان همين طبقه محروم و نابسامان جذب مى كنند.
اتحاد شكننده بوتو - مشرف
325710.jpg
] احمد رشيد‎/ منبع: بى بى سى نيوز ]

اتحاد خانم بوتو و رئيس جمهور مشرف دوره آزمايشى خود را مى گذراند و ممكن است در آينده به خاطر بدگمانى و سوءظن به مخاطره كشانيده شود. در عين حال راستگرايان سياسى و افراطيون مى كوشند اين اتحاد را وارونه سازند. به هر صورت آينده انتخابات عمومى كه قرار است، در ماه ژانويه راه اندازى شود مبهم به نظر مى رسد. نزاع ها و درگيرى هاى سياسى در پاكستان خطر كلانى است كه جامعه جهانى را وادار خواهد ساخت، تا بر ارتش پاكستان فشار آورده و افراطى ها را كه مى خواهند كشور را در حيطه قدرت خود در آورند،ريشه كن كند. البته سال قبل در بين مردم كم و بيش اين خوشبينى به وجود آمده بود كه شايد ژنرال مشرف راه حلى براى اين كه نظاميان از صحنه سياسى كنار روند و زمينه را براى يك دموكراسى واقعى توأم با قدرت و صلاحيت نخست وزير و پارلمان مساعد سازد. اما حالا ذهنيت عامه مردم چنين است كه ژنرال مشرف با كانديدا كردن خود بار دوم به رياست جمهورى تحولات سياسى كلان پاكستان را قربانى خواسته هاى خويش كرده است. در فرايند تحولات بد سياسى پاكستان ژنرال مشرف با احزاب سياسى مخالف، قضات، حقوقدانان و اعضاى جامعه مدنى پاكستان در مقابله خواهد بود.

* فشار شديد

در ضمن افراطيون پاكستانى طالبان با راه اندازى يك سرى عمليات انتحارى در سرتا سر كشور، در مناطق قبايلى هم سرحد افغانستان جايى كه شبكه القاعده پناه گرفته است مناطق بيشترى را به تصرف خود در آورده اند. به نظر منتقدان سياسى، نظاميان نه در فكر گذشت از استراتژى خود هستند و نه در فكر انتقال (به دموكراسى) در عوض مى خواهند نفوذ هميشگى خود را در اداره سياسى كشور داشته باشند. منابع ( سياسى) بدين باورند كه نظاميان فقط در اثر فشار زياد بين المللى بخصوص واشنگتن و لندن تن به مذاكره و گفت و گو با خانم بوتو داده و زمينه شركت وى را در انتخابات آماده ساخته اند. شركت بى شمار مردم براى بدرقه خانم بوتو در كراچى با وجود مخالفت بعضى از اعضاى حزب مردم پاكستان به خاطر موافقت سياسى وى با نظاميان، براى اداره سياسى و نظامى پاكستان تكان دهنده و غير قابل باور بود. بدين سبب حزب مردم پاكستان تنها حزب سياسى و مردمى پاكستان در تحولات سياسى كشور باقى خواهد ماند. حمايت از حزب مسلم ليگ و شاخه انشعابى به رهبرى نواز شريف نخست وزير پيشين، در سطح ايالت پنجاب محدود خواهد ماند. با وجود اين كه ممكن است نظاميان بر بى نظير بوتو اعتماد نداشته باشند و يا هم از وى متنفر باشند؛ اما آنان هيچ انتخاب ديگرى ندارند، مگر اين كه با وى كار كنند. در پاكستان هيچگونه پايدارى سياسى بدون خانم بوتو در پروسه حل سياسى كشور ممكن نيست. خانم بوتو با متهم كردن بعضى از حلقه هاى سازمان جاسوسى پاكستان (آى اس آى) ژنرال مشرف را در حالت تدافعى قرارداده است.

* اختيارات

نظاميان شايد دست به انتقام گيرى زده، حالت فوق العاده اعلام نموده و انتخابات را به تعويق بيندازند. ممكن است، يكبار ديگر ژنرال مشرف در مقابله با تمامى احزاب سياسى فعالان دادگسترى (قضايى) قرار گيرد، اما بسيار بعيد به نظر مى رسد نظاميان بتوانند انتخابات را به تعويق بيندازند و آمريكا به هيچ صورت به همچون عملى از جانب نظاميان موافقت نشان نخواهد داد.
انتخاب دوم نظاميان اين خواهد بود كه همانند رفراندوم ۲۰۰۲ كه مشرف را به رياست جمهورى رسانيدند، با انتخاب فرد مطلوب خودشان نتيجه انتخابات را هدايت كنند. در اين صورت حزب مردم پاكستان اكثريت را به دست نخواهد آورد و به قدرت نخواهد رسيد. در حال حاضر از اوضاع سياسى چنين پيداست، مبارزات انتخاباتى احزاب سياسى به خاطر تهديد به خشونت از طرف افراطيون ممكن نيست به روال عادى صورت پذيرد. كانديداى احزاب سياسى احتمالاً، ملاقات ها و مبارزات انتخاباتى مختصر و كوتاه خواهند داشت و مردم شايد در محافل مبارزات انتخاباتى از وحشت بمب هاى انتحارى شركت نكنند. تحت چنين رويدادى شركت مردم در انتخابات كه با دلهره و بى ميلى همراه است، كمتر از حد معمول خواهد بود. (بدين سبب) اشتراك و سهم گيرى كمتر مردم به آسانى به نفع كانديداى دلخواه نظاميان تعبير خواهد شد.

* كشتزار سياسى ماين

با اين همه محبوبيت ژنرال مشرف در پاكستان به خاطر بى ميلى اش در مبارزه برضد افراطيون و ضعف نظاميان در مهار كردن طالبان در مناطق قبايلى كاهش يافته است. در مقابل خانم بوتو به جاى نرمش با آنان مى خواهد با قاطعيت تام در مقابل تروريست ها ايستادگى كند. صداى اعتراض و مخالفت خانم بوتو بر ضد شبكه القاعده و طالبان در واشنگتن و ديگر پايتخت هاى كشورهاى غربى به گرمى استقبال شده است. اما نه از نظاميان كه بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بازى دو گانه به راه انداخته اند، يعنى از يك طرف افراطيون را پناه داده اند و از طرف ديگر عليه بعضى از آنان عمليات نظامى مى كنند. علاوه بر اين احزاب سياسى، مطبوعات عمده نيز يا اين كه از افراطيون هراس دارند تا عمل(وحشيانه) آنان را محكوم كنند و يا با آنان همدردى دارند و نمى خواهند هواخواه آمريكا خوانده شوند. اوضاع سياسى پاكستان به كشتزار ماين مى ماند و خانم بوتو بايد از آن عبور كند. نظاميان ضرورت مى بينند كه با يك برنامه محدودى حكومت آينده پاكستان را با خواسته هاى آمريكا پيوند دهند. اما به شرط آن كه قدرت نظاميان را محدود نساخته و آنان را مجبور نكند با افراطيون بجنگند. خانم بوتو ضرورى مى بيند كه ارتش فعال باقى بماند، به شرط آن كه مطمئن شود تا اتهام فساد ادارى بر وى بسته شده بود. وى تنها به بسيج مردم همانند كراچى دل بسته است تا عليه نظاميان فشار لازم را آورده به انتخابات آزاد و منصفانه راضى شوند. در دراز مدت همه قطعه هاى بازى سياسى به دست نظاميان خواهد بود. اين برعهده خانم بوتو و ديگر احزاب آزاديخواه است تا با پشت كار مؤثر و سازنده بتوانند نظاميان را وادار سازند تا تن به انتخابات آزاد و منصفانه بدهند. در خلال اين مدت همه آدم هاى انتحارى كوشش خواهند كرد تا پاكستان امنيت و ثبات نداشته باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |