چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ - ۲۶ شوال ۱۴۲۸
Wed, Nov 7, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه۱ قيصرامين پور
ويژه ۲قيصرامين پور
ويژه ۳قيصرامين پور
ويژه ۴ قيصرامين پور
ويژه ۵ قيصرامين پور
ويژه ۶ قيصرامين پور
ويژه ۷ قيصرامين پور
ويژه۸ قيصرامين پور
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
روزهاى دشوار متحد غرب در قفقاز
روزهاى دشوار متحد غرب در قفقاز
بحران سياسى تازه در تفليس
325926.jpg
[س. حيدرپور[

ميخاييل ساكاشويلى ۴۰ ساله كه جوان ترين رهبر جمهورى هاى شوروى سابق نام گرفت اين روزها با بحرانى شديد دست و پنجه نرم مى كند.
او درست زمانى كه خود را براى جشن سالگرد رياست اش در ژانويه آماده مى كرد با بزرگترين تظاهرات مخالفانش روبه رو شد. حقوقدان تحصيلكرده گرجستان در ۳۶ سالگى به رهبرى رسيد. ساكاشويلى از نخستين محصولات انقلاب هاى رنگى در قلمرو شوروى سابق است. شايد از مسائل جالب در شورش هاى اين روزهاى تفليس اين باشد كه مخالفان، رهبر گرجستان را با همان اتهامى روبه رو ساخته اند كه او رهبران سلف تفليس را بدان بدنام كرده و انقلاب مخملى سال ۲۰۰۳ تفليس را بر پايه آن بنا كرد. يعنى اتهام فساد و خود كامگى. ماه گذشته، احزاب مخالف دولت كه قبلاً ضعيف و دچار افتراق بودند جبهه متحدى تشكيل دادند و يك مبارزه گسترده عليه رهبر گرجستان را شروع كردند.
به اين ترتيب كشمكش اخير اپوزيسيون با دولت ساكاشويلى جنبه هايى از تراژدى تكرار تاريخ را براى هيأت حاكمه تفليس به همراه دارد. خود ساكاشويلى نيز باور نمى كرد كه در مدت زمان كوتاهى در آن سوى كاخ رياست جمهورى اش پلاكارد هاى مبارزه با فساد در دست حاميان ديروزش بالا رود.
حرف اصلى معترضان اين است كه ساكاشويلى به انحصار قدرت و حذف چهره هاى مستقل روى آورده است. سخن معترضان مستند به اتفاقاتى است كه در اين ۳ ماه اخير در درون كاخ رياست جمهورى رخ داده است. اتفاقاتى كه منجر به پياده شدن اجبارى برخى از چهره هاى سرشناس از قطار دولت ليبرال ساكاشويلى شد.
جرقه موج اعتراضات نيز درست زمانى شعله ور شد كه داستان تسويه هاى سياسى درون كاخ رياست جمهورى ساكاشويلى به بيرون درز كرد. حركت اپوزيسيون كه در آغاز يك اعتراض ساده به يك تصميم سياسى (بازداشت وزير دفاع) بود آرام آرام به سمت يك رويارويى و كشمكش سياسى رفته است.
بدون ترديد اين بار هم محيط بى ثبات گرجستان و قفقاز به يارى معارضان آمده است. آنها توپ شورش را در زمينى به گردش آورده اند كه هنوز خاكستر چند بحران خاموش را در دل خويش پنهان كرده است. در گرجستان كه هنوز غائله هاى قومى و جريان هاى تجزيه طلبى در آن فروكش نكرده هر درگيرى سياسى در پايتخت مى تواند اين كشور ۴‎/۵ ميليون نفرى جنوب روسيه را در گرداب يك ناامنى فزاينده قرار دهد. پيچيدگى هاى بافت امنيتى - سياسى گرجستان كار مهار و مديريت بحران را براى مردان تفليس دشوار مى كند. بنابراين نگرانى اصلى اين است كه در وضعيت حاضر كنترل و شيرازه امور از دست زمامداران كشور خارج شود. شايد مخالفانى كه ۲ ماه پيش فقط با يك امتياز ساده يعنى آشتى ساكاشويلى با اعضاى منتقد دولت اش فتيله اعتراضات را پائين مى كشيدند اكنون به چيزى كمتر از كناره گيرى رئيس جمهور و برگزارى انتخابات زودهنگام راضى نيستند.
لذا تظاهرات و ناآرامى به صورت اپيدمى حالتى سركش پيدا كرده است. به راحتى مى توان تخمين زد در تداوم تظاهراتى كه ۱۰۰ هزار تن را به مقابل پارلمان اين كشور كشاند فوج تازه اى از شهروندان ناراضى گرجستان حاضر خواهند شد. اصلى ترين شعار تظاهرات گسترده خيابانى دوم نوامبر درخواست از دولت براى لغو اصلاحيه قانون اساسى به پيشنهاد رئيس جمهور ساكاشويلى است كه بر اساس آن انتخابات پارلمانى آتى در گرجستان نه بر طبق برنامه در بهار، بلكه پائيز سال آينده و همزمان با انتخابات رياست جمهورى برگزار خواهد شد. به عقيده نيروهاى مخالف، اين نخستين بار نيست كه ساكاشويلى به محتواى قانون اساسى دست مى برد و اين كار بايد متوقف شود.
اما در كل حركت هاى خيابانى اپوزيسيون دولت يك بهانه است براى همه افراد و قشر هايى كه در دولت و انقلاب مخملى اين كشور اميد هاى خويش را ناكام مى بينند. بنابراين جنبش سياسى اپوزيسيون اكنون به سمت يك حركت اجتماعى راه كشيده است. درست است كه امروز فرمان هدايت اجتماعات خيابانى عليه ساكاشويلى در دست سران احزاب يا گروه هاى رقيب او است اما شعارها و آهنگ حركت معترضان در جمعه ناآرام گرجستان نشان داد كه ناآرامى سياسى به لايه هاى عميق اجتماع اين كشور رخنه كرده است. حتى برخى گزارش ها از تفليس حاكى از حضور شمارى از نيروهاى تجزيه طلب در صفوف معترضان بود تا جايى كه عد ه اى در هوادارى از تركيه و جريان هاى قوم گرا شعار سر داده اند.
* از پيروزى تا ناكامى
ساكاشويلى كه درپى شورش هاى مردمى كه نام انقلاب هاى رنگى را به خود گرفت بر كرسى رهبرى اين كشور مهم حوزه قفقاز نشست. رهبرى ساكاشويلى در واقع حاصل پاداشى بود كه او به عنوان پيشقراول شورش هاى ليبرالى به دست آورد. رهبر جوان گرجستان بر كرسى جانشينى يكى از ديپلمات هاى پر آوازه منطقه ادوارد شواردنادزه نشست. شواردنادزه يك چهره اصلاح طلب و ليبرال در ميان نخبگان شوروى سابق شناخته مى شد و در كنار ميخائيل گورباچف به عنوان آخرين وزير خارجه جنبش پروسترويكا مطرح بود با اين همه دولت هاى غربى بويژه آمريكا در شورش هاى ۲۰۰۳ تفليس او را تنها گذاشتند.
جابه جايى قدرت از دولت ميانه شواردنادزه به ساكاشويلى نكات تاريخى قابل تأملى داشت. اتفاقات آن روز كاخ رياست جمهورى اكنون نيز به شكل ديگرى در حال بروز است. ساكاشويلى رئيس جمهورى جديد خودش با حمايت ادوارد شواردنادزه وارد صحنه سياست گرجستان شده بود اما اندكى بعد به صف مخالفان وى پيوست ونقش مهم سازماندهى تظاهرات و ورود معترضين به ساختمان پارلمان و ساير بناهاى دولتى را ايفا كرد. وسرانجام سوار بر موج تظاهرات مردمى حكومت شواردنادزه را در جريان انتخابات پارلمانى به كناره گيرى وادار ساخت.
واقعيت اين است كه شورش تحت رهبرى ساكاشويلى ابتدا موجى از اميد را درميان مردم گرجستان كه از حيث اقتصادى در تنگنا بودند ايجاد كرد. او كه وزير دادگسترى بود در انتخاب شعار هاى جنبش بر مسائلى انگشت نهاد كه در واقع آرزوى ۱۵ ساله گرجى ها از بدو استقلال تاكنون بود.
ميخائيل ساكاشويلى با وعده مبارزه با فساد گسترده و تلاش براى بهبود شرايط اقتصادى و سياسى گرجستان به اين مقام انتخاب شد و به همين دليل ابتدا از محبوبيت وسيعى در ميان مردم برخوردار شد.
اما زمان چندانى نكشيد كه رهبر جوان خود را در احاطه مشكلات انبوه يافت. گرجستان هنوز بر معضلات چند گانه پس از استقلال غلبه نيافته بود. اين عضو از خانواده قفقاز در قياس با ديگر جمهورى هاى شوروى سابق سهم بيشترى ازبحران ها را به ارث برده است.
مشكلات عمده اين كشور در مرحله نخست جنبه معيشتى داشته و در رأس اين مشكلات اقتصادى، فقر و بيكارى گسترده قرار دارد.
در سوى ديگر اين جمهورى همه روزهاى پس از استقلال با پديده خسارت بار شورش هاى تجزيه طلبان روبه رو شد. ساكاشويلى از همان ابتداى ورود به كاخ رياست سايه تهديد يك جنبش تجزيه طلب را بر سر خويش حس كرد. رئيس جمهورى جديد گرجستان قبل از مراسم اداى سوگند به منطقه خودمختار آبخازيا واقع در ساحل درياى سياه كه با شورش جدايى طلبان مواجه است، سفر كرد. اما در همان روزهاى ورود او به اين منطقه ميان طرفداران وى و حاميان رهبران محلى درگيرى هايى روى داد. اگرچه در اين ۴ سال قدرى از دامنه شورش هاى جدايى طلبانه كاسته شد اما ساكاشويلى نتوانست بر اين بحران غالب آيد. قدرت هاى رقيب هر از گاهى براى تحت فشار گذاشتن رهبر گرجستان تنوز ناامنى در آبخازيا و مناطق قوميت نشين اين جمهورى را شعله ور ساختند.
ناكامى دولت ساكاشويلى واقعيتى است كه حتى ناظران غربى نيز به آن اقرار دارند. چنان كه بى بى سى مى گويد كه گرجى ها هنوز از اثرات سال ها وضع بد اقتصادى دوره شوروى سابق، بى ثباتى و جنگ داخلى، رنج مى برند. يا آن كه يك تحليلگر اروپايى مى گويد دولت وى توانسته برنامه اصلاحات دموكراتيك و بازار آزاد را به اجرا درآورد ولى ادامه فقر و روش هاى اعمال شده توسط دولت كه گاهى مواقع با توسل به قدرت و اجبار مردم همراه بوده، موجب سرخوردگى بسيارى از گرجى ها شده است. به باور اغلب ناظران ناآرامى تفليس ابعاد يك جنبش برانداز را دارد. نيروهاى مخالف متحد گرجستان خود را آماده كرده اند كه توان شان را به ميخائيل ساكاشويلى، رئيس جمهور نشان دهند. اين نمايش نيروهاى مخالف در گرجستان، دوم نوامبر در خيابان هاى تفليس صورت گرفت اما بايد درانتظار نوامبرهاى ديگر هم بود. مخالفان نسبت به تغييرات تاكتيكى او چندان اميدوار نيستند و معتقدند وعده هايى كه اين روزها ساكاشويلى براى سهيم كردن منتقدان درقدرت مى دهد بعيد است كه توفان اعتراض را تا انتخابات سال آينده اين كشور كه اواخر ۲۰۰۸ برگزار خواهد شد دور سازد. او هم اكنون تغييراتى جزيى در روند انتخاباتى داده تا شمار بيشترى از نمايندگان مخالفين بتوانند وارد پارلمان شوند ولى احزاب مخالف خواهان امتيازات بيشترى هستند و سوگند خورده اند تا هنگامى كه پيروز نشده اند به تظاهرات بلاوقفه خود ادامه دهند.
چنان كه رهبران ده حزب سياسى و گروههاى اجتماعى مخالف كه در شوراى ملى «جنبش واحد ملت» گرد هم آمده اند، قرار گذاشته اند تا پس از دوم نوامبر بيش از صد هزار نفر از مردم طرفدار خود را به خيابان هاى پايتخت بكشانند.
* در ميانه كشمكش آمريكا و روسيه
مشكل اصلى ساكاشويلى از زمانى شروع شد كه او جنبشى را با شعار طرفدارى از غرب و ستيز با روسيه رهبرى كرد. رهبر جديد گرجستان يكى از نخستين دولت هاى معارض با كرملين را در اين منطقه برپا كرد. دانشجوى ديروز كلمبيا از روز نخست هدف غايى خويش را الحاق به اروپا و ناتو و روس زدايى از سياست خارجى تفليس اعلام كرد. با اين انتخاب ساكاشويلى ۳ سال ايام رياست خويش را در ميانه كشمكش مسكو و غرب به سر كرد. تفليس در اين دوران به يكى از ميادين زورآزمايى اصلى پوتين با بوش تبديل شد.
شتاب غربگرايى ساكاشويلى با هيچ كدام از دولتمردان ليبرال جمهورى ها قابل قياس نبود.
حتى در مراسم تحليف رئيس جمهورى گرجستان وزير خارجه آمريكا با هدف ايجاد پايگاه هاى نظامى در گرجستان شركت كرد و در سخنانى گفت مسكو بايد نيروهاى روسى را از پايگاه هاى آنها در خاك گرجستان خارج سازد.
روزهاى آغازين رياست او جورج بوش، رئيس جمهورى آمريكا كه به گرجستان سفر كرد تحولات سياسى اخير در اين كشور را مورد ستايش قرار داد و حمايت خود را از سياست هاى دولت گرجستان اعلام داشت.
آن روز بوش پس از ورود به گرجستان و ملاقات با مقامات ارشد اين كشور، در جمع دهها هزار تن از اهالى تفليس، پايتخت، كه در ميدان آزادى شهر اجتماع كرده بودند در ميان ابراز احساسات شديد حاضران گفت كه گرجستان مشعل آزادى براى منطقه و جهان است.
سفر بوش به گرجستان نخستين ديدار يكى از رؤساى جمهورى ايالات متحده از اين كشور بود و نشانه اى از حمايت آمريكا از ميخائيل ساكاشويلى، رئيس جمهورى گرجستان تلقى شد.
پيشتر جورج بوش در مذاكره با رئيس جمهورى گرجستان پيشنهاد كرده بود در حل بحران ناشى از فعاليت جدايى طلبان آبخازستان و اوستيا كمك كند. وى ضمن حمايت از تمايل دولت گرجستان به پيوستن به سازمان پيمان آتلانتيك شمالى - ناتو - از خواست گرجستان براى خروج نيروهاى روسى از اين كشور پشتيبانى كرد. پس از اين گرجستان با اعزام واحدهاى نظامى در ائتلاف بين المللى به رهبرى آمريكا در عراق و افغانستان مشاركت كرد.
رئيس جمهورى گرجستان در سخنانى از جورج بوش به عنوان شخصيتى با بينش روشن نام برد و به وى وعده داد كه اصلاحات دموكراتيك در كشور خود را به جديت دنبال كند.
به اين صورت جهان غرب تفليس را به عنوان يكى از سكوهاى نفوذ منطقه اى خويش انتخاب كرد. براى شركت هاى آمريكايى كه در اكتشاف و استخراج نفت در منطقه فعاليت شان را شروع كرده بودند تفليس يك مركز لجستيك بود، به همين دليل نيز بخشى از خط لوله انتقال نفت آذربايجان به بنادر تركيه از خاك گرجستان عبور كرد. اما رهبرى گرجستان در اين كارزار نفوذ روسيه در ساختارهاى اقتصادى وسياسى قفقاز را دست كم گرفت. ابزارهاى نيرومند مسكو بويژه در زمينه انرژى بلافاصله گلوگاه هاى تفليس را در چنگ گرفت و دولت پوتين با قطع شريان گاز، گرجستان را با زمستان هاى سخت و روزهاى تيره روبه رو كرد. نظاميان روسيه كه در بخش هايى از خاك گرجستان مستقر هستند و حضور خود را براى حفظ امنيت آن كشور ضرورى مى دانند.
روس ها در همان حال گرجستان را به ناتوانى در حفظ امنيت مناطق مرزى متهم كرده و گفتند كه شورشيان جدايى طلب چچنى با استفاده از اين موقعيت، از داخل خاك گرجستان به اقدامات خصمانه عليه روسيه مبادرت مى ورزند. براى مسكو چشم پوشى از اين كشور امكان پذير نبود. از يك سو مجاورت گرجستان با جمهورى آشوب زده چچن در روسيه به روابط ميان ۲ كشور اهميت خاصى بخشيده است، از سوى ديگرمردان كرملين برحسب يك سياست ديرين اين جمهورى را عمق امنيت ملى خويش مى خوانند.
آخرين روزهاى اين كشمكش ساكاشويلى سيگنال هاى سازش به سمت روسيه فرستاد. وى پس از آن كه صداى شورشيان را به گوش شنيد در سخنانى گفت كه مايل است روابط دوستانه اى با روسيه داشته باشد اما ديگر دير شده بود. بدون ترديد ناآرامى هاى اخير تفليس بيش از همه آمريكا و اروپا را نگران خواهد ساخت. شكست ساكاشويلى علاوه بر آن كه نشانه فروافتادن يكى از نماد هاى حكومت ليبرال و متحد اصلى آنان در منطقه است و پيام پايان انقلاب هاى رنگى را همراه دارد كشورى كه بوش گفته بود بايد مظهر توسعه دموكراتيك و اصلاحات اقتصادى است.
اين بحران اما از حيث استراتژيك تحول جدى درآرايش سياسى در حوزه آسياى مركزى و قفقاز به حساب مى آيد. با اين اتفاق در واقع هم موقعيت برخى ازدولت هاى دوست غرب در جمهورى ها به تزلزل مى افتد هم اين كه منافع و سرمايه گذارى انبوه اقتصادى آمريكا در معرض آسيب بزرگ واقع مى شود. نبايد از نظر دور داشت كه ثبات سياسى در گرجستان بيش از همه براى تضمين امنيت و ادامه و گسترش فعاليت هاى انرژى غرب كه پروژه هاى چند ميلياردى مانند خط لوله باكو ـ جيحان را در امتداد مرزهاى اين كشور مستقر كرده، امرى حياتى است.
همه چالش هاى مشرف
325962.jpg
[احسان تقدسى]

«از كشورهاى غربى مى خواهم موقعيت را درك كنند و براى رسيدن به دموكراسى فرصت دهند.» اين جمله اى بود كه پرويز مشرف رئيس جمهورى پاكستان ساعتى پس از اعلام وضعيت فوق العاده در كشورش بر زبان راند تا بار ديگر اين امر بر همه ثابت شود كه پاكستان در ۶۰ سالى كه از استقلالش مى گذرد اگرچه گاهگاهى حركتى كوچك به سوى دموكراسى داشته است اما در نهايت اين نظاميان بوده اند كه تعيين كننده نهايى شرايط بوده اند.
اعلام وضعيت ويژه توسط پرويز مشرف به عنوان فرمانده ارتش براى آنانى كه تحولات پاكستان را دنبال مى كنند امر دور از انتظارى نبود و حتى بسيارى از تحليلگران خيلى زودتر از اينها در انتظار اعلام اين شرايط بودند. جلسات مكرر مشرف با فرماندهان نظامى، رفت و آمدهاى مكرر شوكت عزيز به كاخ محل استقرار مشرف، انفجارهاى كراچى و راولى پندى و بحران در منطقه سوات در ايالت سرحد، همه و همه عواملى بود كه در روزهاى گذشته دست به دست هم دادند تا مشرف را به سوى اين شرايط ويژه سوق دهند.
بحران مسجد لال جدى ترين زنگ خطر براى مشرف و ژنرال هاى حامى او به حساب مى آمد و زنگ خطر افراط گرايى در كشورى كه مدارس دينى تحت نفوذ سلفى هاى عربستان حرف نخست را مى زنند به صدا در آورد.
ناراضيان حكومت مشرف اما هريك به گوشه اى تبعيد بودند. بى نظير بوتو نخست وزير سابق و رهبر حزب مردم در لندن و شهر رياض عربستان هم تبعيدگاه نواز شريف رهبر مسلم ليگ شاخه نواز بود. بوتو اما در نگاه اسلام آباد تفاوت هاى بسيارى با نواز شريف داشت. وى از حاميان بيشترى در داخل پاكستان برخوردار بود و از حمايت هاى نسبى متحدان خارجى مشرف يعنى آمريكا و انگليس هم سود مى برد. علاوه بر اين بوتو در مقايسه با نواز شريف انعطاف بيشترى در مقابل ژنرال ها نشان مى داد كه البته برخى اين امر را ناشى از سياست بوتو براى ورود به پاكستان و در دست گرفتن حداقل هايى از قدرت قلمداد مى كردند.
اين گونه بود كه مشرف تصميم گرفت مذاكره با بوتو را در دستور كار خود قرار دهد. نمايندگان مشرف براى اين امر راهى ابوظبى شدند تا بوتو و رهبران حزب مردم را به حضور در ساختار قدرت پاكستان البته با تعريف ژنرال ها ترغيب كنند. حضور بوتو در بخش به اصطلاح فرماليته قدرت مى توانست هم طيف گسترده اى از ناراضيان مشرف را ساكت كند. نتيجه مذاكرات پرچالش بوتو و مشرف در نهايت به بازگشت پرحاشيه رئيس حزب مردم به پاكستان منجر شد.
شرايط اما آن گونه كه ژنرال ها پيش بينى كرده بودند پيش نرفت و انفجار دو بمب قوى در چند مترى كاروان بوتو سبب شد تا وى رئيس سازمان اطلاعات پاكستان و تلويحاً دولت مشرف را عامل سوء قصد به خود معرفى كند. اين اما همه ماجرا نبود و بوتو در سخنرانى هاى خود دموكراسى را ايده آل حكومت مورد نظر خود براى آينده پاكستان معرفى كرد و عيان گشت كه رهبر حزب مردم با آگاهى از ناتوانى ها و ضعف دولت مشرف رؤياهايى بيش از آنچه پيش از اين با نمايندگان مشرف توافق كرده بود در سر دارد.
مشرف پيش از اين براى انجام اصلاحات مورد نظر خود اعلام كرده بود كه پس از اعلام نتيجه قطعى انتخابات رياست جمهورى پست فرماندهى ارتش را واگذار مى كند. پس از يك ماه از اعلام نتيجه انتخابات اين اتفاق هنوز نيفتاده است و همين باعث بدبينى دوچندان مخالفان مشرف شده است.
پاكستان در دوهفته گذشته به يكباره رنگ و بوى ديگرى به خود گرفته است و اوضاع اين كشور به طرز عجيبى پيچيده شده است. عمليات هاى انتحارى ضد دولتى بشدت افزايش يافته است و ديگر حتى ژنرال ها را نيز توان چندانى در برابر موج جديد تحركات ضددولتى نيست. وضع ايالت سرحد حتى از وضع اضطرارى هم گذشته و ۹۰ هزار نظامى پاكستان كه براى مقابله با شورش ها در اين منطقه حضور دارند هم نتوانسته اند در مقابل طالبان محلى مقاومت كنند. برخى از سربازان دولتى تسليم متحدان شده اند و ۳ منطقه سرحد به كنترل كامل طالبان محلى در آمده است.
شايد اين گونه است كه گرى سيك ديپلمات كهنه كار آمريكايى كه در عصر پهلوى مأمور ويژه كاخ سفيد در بررسى و گزارش تحولات ايران بود،سياست غرب در قبال مشرف را به آخرين روزهاى حكومت شاه تشبيه مى كند. در ماه هاى آخر حكومت شاه، آمريكا و انگليس به عنوان دو متحد اصلى وى تلاش فراوانى كردند تا او را به نقشى منطقه اى وادار كنند. به گفته گرى سيك، آمريكا از شاه بيش از توان او و واقعيات موجود انتظار داشت. سيك تأكيد مى كند كه وضع ژنرال مشرف هم همين گونه است و انتظارات غرب از او بسيار بيش از واقعيات پاكستان و توان مشرف است. به باور مشاور ارشد جيمى كارتر در هر دو مورد عليرغم اختلافات فراوان يك موضوع خودنمايى مى كند و آن اوضاع نامناسب متحدان آمريكاست.
مشرف در روزهاى گذشته براى آن كه بتواند كنترل اوضاع را به دست گيرد افتخار چودرى رئيس دادگاه عالى پاكستان را از كار بركنار كرده و به جاى او عبدالحميد دوگر را نشانده است. پخش برنامه هاى شبكه هاى غير دولتى پاكستان نيز متوقف شده و ساختمان اين شبكه ها به محل رفت و آمد نيروهاى امنيتى مشرف تبديل شده است.
پاكستان اكنون محل چالش است. چالشى ميان نظامى گرى و دموكراسى. كمتر كسى را مى توان يافت كه بپذيرد مشرف يونيفرم نظامى را از تن در آورده و كت و شلوار به تن كرده باشد. در اين ميان و با وخامت اوضاع به نظر مى رسد ديگر حتى متحدان خارجى مشرف نيز ترجيح مى دهند با احتياط به تحولات پاكستان بنگرند. اين گونه است كه كاندوليزا رايس وزير خارجه ايالات متحده اعلام وضعيت اضطرارى در پاكستان را نكوهش مى كند و ميليبند وزير خارجه انگليس نيز نگرانى شديد لندن از تحولات پاكستان را به كاخ اسلام آباد مخابره مى كند.
مشرف اين روزها با بحران هاى متعددى روبه روست. اين گونه است كه با نگرانى مى گويد:«شايد همه چيز از دست برود.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |