چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ - ۲۶ شوال ۱۴۲۸
Wed, Nov 7, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه۱ قيصرامين پور
ويژه ۲قيصرامين پور
ويژه ۳قيصرامين پور
ويژه ۴ قيصرامين پور
ويژه ۵ قيصرامين پور
ويژه ۶ قيصرامين پور
ويژه ۷ قيصرامين پور
ويژه۸ قيصرامين پور
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
تماشا
خوب مادرى كردن، يك وديعه است
325929.jpg
[غزاله مرعشى]

نگرانيد كه وظيفه مادربودن را به طور كامل و بدون عيب و نقص انجام مى دهيد يا خير پس بهتر است به نداى درون خودگوش دهيد تا دلگرم و مطمئن شويد.
براى تربيت فرزندان هيچ راه و روش يكتايى وجود ندارد كه درباره تمام خانواده ها صدق كند. روشى كه يك مادر براى پرورش فرزندانش به كار مى برد ممكن است براى يك مادر ديگر كاملاً بى فايده و بى اثر باشد. اگر شما هم به عنوان يك مادر نگرانيد روشى كه به كار مى بريد درست است يا خير بايد بدانيد كه اين نگرانى ها در درجه اول قدرت و توانمندى شما را در تربيت فرزندان كاهش مى دهد. ولى اگر به خودتان و به حس غريزى مادر بودن كه در وجودتان است اعتمادكنيد مى توانيد بهترين و مناسب ترين روش را براى خود و فرزندتان پيداكنيد. اگر مرتب روش هايى را كه از مادران ديگر شنيده ايد، آزمايش كنيد ، بچه ها گيج مى شوند و نمى دانند كه شما از آنان انتظار چه رفتارى داريد و چطور مى توانند شما را خوشحال و راضى كنند. در عوض اگر از روش مناسب و ثابتى استفاده كنيد بچه ها احساس امنيت بيشترى خواهند كرد.
* مقايسه نكنيد
حتماً شما هم در بين دوستان، آشنايان يا اقوام تان مادرانى را مى شناسيد كه آنها هم فرزندانى هم سن و سال فرزند شما دارند. گاهى اوقات وقتى با آن ها صحبت مى كنيد، آنان راه و روش شما براى تربيت فرزندتان را مورد انتقاد قرار مى دهند و طورى وانمود مى كنند كه شما اشتباه مى كنيد و آن ها درست عمل مى كنند. انتقادات سازنده و پيشنهادهاى مؤثر آنها مى تواند مفيد باشد ولى شما نبايد با شنيدن هر اظهارنظرى به خودتان شك كنيد. شما به عنوان مادر بيشتر از هر كس ديگرى از نيازهاى روحى و جسمى فرزندتان آگاهى داريدو اين شما هستيد كه با توجه به تفاوت هاى فردى كودك تان با بقيه بچه ها مى توانيد بهترين راه و روش برخورد با اورا انتخاب كنيد.
گاهى اوقات وقتى رفتار ساير مادرها با فرزندانشان را مى بينيد احساس مى كنيد كه آنها بسيار بهتر از شما عمل مى كنند ولى بايد بدانيد كه شما فقط در يك مقطع زمانى كوتاه شاهد برخورد آنها بوده ايد و دراين فاصله زمانى نمى شود قضاوت درستى كرد . هيچ مادرى نمى تواند در تمام زمينه ها كامل و بدون عيب و نقص عمل كند. شايد شما در زمينه هاى ديگر بسيار بهتر از بقيه مادران عمل مى كنيد.
*روشى را كه براى تربيت فرزندتان به كار مى بريد ريشه يابى كنيد
هرچقدر هم كه تلاش كنيد از راه و روش منحصر به فرد و ويژه اى كه براى فرزندتان مناسب است استفاده كنيد در بعضى از موارد دقيقاً همان طور عمل مى كنيد كه والدين تان زمانى كه شما كودك بوديد عمل مى كردند. حتى شايدعكس العمل هاى فرزندتان شما را ياد كودكى خودتان بيندازد. اين شانس بزرگى است كه ريشه هاى روشى كه به كار مى بريد به نحوه برخورد والدين تان با شما برمى گردد زيرا اين روش يك بار امتحان شده و شما با نتيجه اش كه خودتان هستيد آشنايى داريد. پس مى توانيد از مواردى كه خوب و مؤثر بود استفاده كنيد و اگر پدر و مادرتان در مواردى خوب عمل نكرده اند شما مى توانيداشتباهشان را اصلاح كنيد و حتى اگر لازم مى دانيد چيزهايى به آن اضافه كنيد.
اگر مى خواهيد مطمئن شويدكه خوب عمل مى كنيد يا خير از خودتان بپرسيد كه آيا عكس العمل هاى فرزندانتان همان طور هست كه شما انتظار داريد اگر جواب مثبت است كه از روش درستى استفاده كرده ايد ولى اگر منفى است بهتر است با مشورت ديگران و كمى تفكر و هوشمندى راه ديگرى را انتخاب كنيد.
* خودتان را تشويق كنيد
مسلماً بچه ها هيچ وقت به شما نخواهند گفت كه مامان ازت ممنونم كه اين قدر مادر خوبى هستى! پس بهتر است يك دفترچه داشته باشيد و موفقيت ها و لحظات شيرين را در آن ثبت كنيد. فايده اين كار اين است كه به خودتان اطمينان و دلگرمى مى دهيد و اعتماد به نفس تان بالاتر مى رود. با خواندن اين دفترچه تحليل بهترى از رفتار خود و فرزندتان خواهيد داشت، در هر لحظه مناسب ترين تصميم را خواهيدگرفت و برخوردى انتخاب خواهيد كرد كه مطمئن ايد بهترين نتيجه را در پى دارد.
مثلاً مى توانيد بنويسيد: امروز وقتى به جاى دادكشيدن با آرامش با پسرم حرف زدم بهتر توانستم خشمش را كنترل كنم و او هم زودتر آرام شد. بدين ترتيب شمانه تنها با ثبت موفقيت تان به خودتان دلگرمى مى دهيد بلكه راه و روش بهتر كردن روابط را كشف مى كنيد و اين ميل به پيشرفت يكى از ويژگى هاى والدين خوب است. مى توانيد تعريف و تحسين معلمان يا ساير والدين راهم در آن دفترچه بنويسيد زيرا خواندن دوباره آن ها در آينده به شما احساس خوبى خواهد داد. در ضمن ، از نوشتن جملات شيرينى كه فرزندتان مى گويد، مثلاً«مامان خيلى دوستت دارم» هم غافل نشويد.
* فرزند شمامنحصر به فرد است، تفاوت هايش را بشناسيد
بچه ها ربات نيستند كه بتوانيد آنها را برنامه ريزى كنيد و آنها هم دقيقاً مطابق انتظار شما عمل كنند. هركدام از آن ها خصوصيات و خلق و خوى خاص خودشان رادارند. تربيت كردن بعضى از آن ها بسيار آسان و بعضى ديگر بسيار سخت است. مادر بهترين و مناسب ترين فردى است كه مى تواندنيازهاى فرزندش را بشناسد و آنها را به بهترين وجه تأمين كند. تربيت فرزندان يك رابطه دوسويه است. يك سوى آن والدين هستند و سوى ديگر فرزندان. پس والدين بايد با توجه به ويژگى هاى خاص فرزندشان بهترين راه و روش تربيتى را انتخاب كنند. محققان كشف كرده اند كه گريه نوزادان كه تنها راه برقراركردن ارتباط آنان است بيشترين تأثير را بر روى مادرشان مى گذارد. اين گريه نه تنها مادر را وادار به انجام عكس العمل مناسب (مثلاً عوض كردن پوشك يا غذادادن) مى كند بلكه حتى بر روى سلول هاى عصبى مغز او هم تأثير ويژه اى مى گذارد و آنها را تحريك مى كند. رابطه عاطفى بين مادر و فرزند و غريزه مادربودن هميشه به شما كمك خواهد كرد كه بهترين مادر براى فرزندتان باشيد.
نگذاريد قدم نورسيده نامبارك شود
325920.jpg
[فريبا دارخال]

در جوامع امروزى ديگر از خانواده هاى پرجمعيت خبرى نيست و زوجين به يك و يا دو فرزند اكتفا مى كنند و هم و غم خود را بر روى فرزندان مى گذارند ولى نكات بسيار حساسى در اين خانواده هاى كوچك رخ مى دهد. مثلا اغلب، پس از مدتى از ازدواج، حضور فرد ديگرى در زندگى احساس مى شود و با ورود اين تازه وارد - نوزاد - تمام احساسات و عواطف به يكباره بر سر و روى او سرازير مى شود. زندگى شيرين مى شود و با لبخند كودك ديگر كمبودى در زندگى حس نمى كنيد. ولى ديده شده گاه با ورود بچه در زندگى، زن يا شوهر نسبت به وظايف خود كمى بى اعتنايى يا شايد بهتر بگوييم ندانم كارى مى كنند. زن كه تمام وقتش به خاطر نوزاد گرفته شده است توقع دارد شوهرش به كمك او بشتابد. ولى شوهر غافل از اين احساس و اين كه بچه دارى و مراقبت از كودك جزو وظايف يك مادر است احساس همسر خود را ناديده مى گيرد و دلگيرى ها شروع مى شود. وابستگى به نوزاد به آن حد مى رسد كه اين تنش ها ادامه مى يابد و گاه موجب مى شود كانون گرم خانواده به هم بريزد.
احساس دوست داشتن يك نياز ضرورى است ولى بايد به اين مسأله اشراف داشت كه اين احساس خيلى شكننده است. ديده شده اكثر زوج ها در چند سال اوليه زندگى مشترك شان اين احساس را از دست داده اند. با ورود بچه به زندگى، اين احساسات و عواطف در ميان زن و شوهرها رو به كاهش مى گذارد و گاه حتى فرصتى براى يك گفت وگو يا ابراز علاقه پيش نمى آيد. بايد دانست كه ادامه اين روند در آينده توليد اشكال مى كند و حتى گاهى به طلاق كشيده مى شود. براى نيازهاى عاطفى خود ارزش قائل شويد، چه زن باشيد و چه مرد سعى كنيد به همان قبل از ازدواج و دوران نامزدى علاقه مندى خود را به همسرتان نشان دهيد. اين را بدانيد نيازهاى عاطفى شما در طول زمان تغيير مى كنند و حتى با گذشت زمان و مسن تر شدن شايد توقعات بى جايى در شما ايجاد شود. سعى كنيد با اعمال روشى مناسب شوهرتان را متقاعد كنيد با بچه سر و كله بزند و از امور مربوط به بچه استقبال كند. در ضمن يادتان باشد شما هم به عنوان زن خانه آن طور رفتار نكنيد كه همه وقت خود را صرف بچه كنيد. از وظايف زناشويى خود غافل نشويد تا اين حس در شوهرتان پيدا نشود كه او تنها مانده است. شايد گفتن اين جمله درست نباشد ولى بايد پذيرفت كه برخى اوقات، شوهرها به بچه ها حسادت مى كنند. اين كه مرد در جمع كردن امور مادى خانه درگير است بر كسى پوشيده نيست و شايد با اين دغدغه فكرى، فرصت زيادى براى انديشيدن در مورد كودك تازه وارد نداشته باشد. با او صحبت كنيد. فهرستى از كارهايى كه او مى تواند در كمك به شما انجام دهد تهيه كنيد. نگذاريد ميان شما فاصله بيفتد و مهمتر اين كه عامل اين فاصله را نوزاد خود قرار ندهيد. در يك خانواده خوشحال و شاداب، بچه اى شاد رشد پيدا خواهد كرد. بدبينى ها را از خود دور كنيد و با همان عشق و علاقه اول ازدواج به زندگى نگاه كنيد. از شوهرتان در حد توانش توقع داشته باشيد و مشكلى را كه مى توان با درك متقابل حل كرد، پنهان نكنيد، آن را با رفتار درست حل كنيد.
تماشا
از «خود بودن» نترسيد!
[ لئوبوسكاليا ‎/ تهمينه مهربانى]

نخستين مسئوليت انسان اين است كه خودش بشود. اگرقرار نبود اين طور بشود،خداوند، همه ما را اين قدر منحصر به فرد خلق نمى كرد. هرگز تا به حال در دنيا دو نفر شكل هم نبوده اند و نيستند و به احتمال قوى نخواهند بود. اگر به فرض محال همه سلول هاى بدن دو نفر هم مثل هم باشد، دست كم اثر انگشت آنها با هم فرق دارد. هركسى در دنيا صاحب چيزهايى است كه هيچ كس ديگرى آنها را ندارد. چقدر تصور چنين چيزى فرح بخش است! اين كه همه ما «يگانه ايم»، محشر نيست
آيا بالاخره آن روز نرسيده كه برگرديم و به خودمان بگوييم «بايد يك جورى از اين موجود عجيب و غريب سر در بياوريم »
آيا وقتش نشده كه با خودمان دست بدهيم و بگوييم «سلام رفيق جان! كجا بودى تا حالا »
خيلى دردناك است كه ما آدرس همه جا را بلد باشيم، الا آدرس خانه خودمان را! بد نيست گاهى سرى به خودمان بزنيم، حال و احوالى با خودمان بكنيم، ببينيم چه دردى داريم، كجاى كارمان عيب پيدا كرده، چه جورى مى شود رفع و رجوعش كرد. نمى دانم چرا هر وقت از اين حرف ها مى زنم، همه يك جورى به من نگاه مى كنند كه انگار مخم عيب پيدا كرده!
بعضى ها هم با سگرمه هاى تو هم مى پرسند «مثلاً توى من كوفتى چه چيز به درد بخورى پيدا مى شود كه كشفش كنم » اگر شما به اين نتيجه رسيده ايد كه به هيچ دردى نمى خوريد، به شما مژده مى دهم كه «قطعاً» درست فكر مى كنيد. مى گوييد نه همين الآن از ديگران دراين باره نظرخواهى كنيد. صدى نود و نه شما را قانع خواهند كرد كه درست فكر مى كنيد! من كه هيچ وقت نفهميدم ما آدم ها چرا به جاى اين كه به هم كمك كنيم كه چيزى بشويم ، دائماً توى سر هم مى زنيم كه چيزى نشويم! اگر آدم چيزى نشود، چطور مى تواند به ديگران كمك كند اصلاً خدا ما را خلق كرده كه حتماً چيزى بشويم،كارى بكنيم، نقشى داشته باشيم، وگرنه مگر برايش كارى داشت كه ما آدم ها را هم سنگ خلق كند. تازه سنگ ها هم دائماً در حال تغيير و «چيزى شدن» هستند. اين سرنوشت ماست كه «قطعاً» چيزى بشويم، پس چرا از نوع خرت و پرت و آشغالش بشويم حيف نيست اين همه «شدن »هاى به درد بخور و قشنگ و ماه توى دنيا هست. چه چيزهايى ۳ ۴،تايش را من مى گويم، باقى را شما بگوييد. مهربان شدن، زيباشدن، بخشنده شدن و همين طور بگير برو تا برسى به آدم شدن! كيف ندارد كه آدم، آدم بشود تصورش را بكنيد كه اگر همگى ، از جمله خودمن ، آدم بشويم، چه دنياى ماهى خواهيم داشت. براى آدم شدن چه بايد كرد جوابش خيلى ساده است. سعى كنيد خودتان باشيد. اين قدر سعى نكنيد اداى بقيه را در بياوريد. اغلب اين بقيه هايى كه اين قدر به نظرتان جلوه مى كنند، به شر خودشان درمانده اند و معطلند كه شما برويد و به آنها بگوييد، «سلام، كمك نمى خواهى كه از شر خودت راحت بشوى »
روش هاى تدريس خلاق
325989.jpg
[شيفته فروزش]

خلاقيت به معناى خلق و آفرينش انديشه ها، ايده ها، افكار نو و بديع، متفاوت نگريستن به امور، عبور از مرز دانسته هاى محدود به حيطه نادانسته هاى نامحدود و كشف و ابداع راه حل هاى جديد براى حل يك مسأله است.
خلاقيت، تشخيص و بيان مسأله و ارائه راه حل هاى جديد براى آن است.
مهم ترين مسأله بعد از تشخيص خلاقيت در كودكان، حفظ و چگونگى پرورش آن است. بايد انگيزه ذاتى خلاقيت، پرورش پيدا كند. بهترين روش براى حفظ خلاقيت در كودكان اين است كه به آنها كمك كنيم تا استعدادها و مهارت ها و علايق شان به يكديگر مرتبط شود. درك و شناخت انگيزه درونى مرحله بسيار مهمى براى تشويق خلاقيت در كودكان است. بايد زمينه ايجاد خلاقيت يعنى لذت و رضايت خاطر را در كودكان فراهم كنيم. يادآورى شايستگى ها و ايجاد استقلال براى تصميم گيرى در كودكان، موجب بروز خلاقيت در آنان مى شود. كودكان از فعاليت هايى كه احساس مسلط بودن به آن دارند، بيشتر لذت مى برند و اگر احساس كنند كه كار متعلق به آنهاست، بيشتر روى آن وقت مى گذارند.
* تأثير ارزشيابى توصيفى در بروز رشد و خلاقيت دانش آموزان
يكى از اهداف اساسى آموزش و پرورش شكوفايى خلاقيت دانش آموزان است. اما با وجود اهميت اين موضوع، به علت هاى مختلف تاكنون كمتر به پژوهش و مطالعه بنيادى و برنامه ريزى در زمينه پرورش خلاقيت دانش آموزان، پرداخته شده است و اين درحالى است كه به شدت به نسلى خلاق و نوآور نيازمنديم.
براى ايجاد خلاقيت، هوش، استعداد، مهارت و تلاش لازم است، اما كافى نيست. انگيزه درونى نيز بايد به آنها اضافه شود تا خلاقيت شكل گيرد. ما بايد براى كودكانمان فرصت هايى را به وجود بياوريم و مهارت هايى را به آنها آموزش دهيم تا استعدادهايشان را گسترش دهند و اين محقق نخواهد شد مگر اين كه بين مهارت ها و علايق آنها وجه مشتركى بيابيم و آنها را رشد دهيم ارزشيابى توصيفى سعى كرده با تغيير در ساختار نظام ارزشيابى آن را به قدرى انعطاف پذير كند تا با شيوه ها و علايق يادگيرى متفاوت، انطباق پيدا كند. در كلاس ارزشيابى توصيفى، كودكان در يادگيرى فعال هستند و احساس غرور و مالكيت نسبت به كلاس درس خود دارند. آنها در اين كلاس آزادند تا انتخاب كنند. راهنمايى مى شوند و اختيار دارند تا در محيط كلاس، آن گونه كه دوست دارند، ياد بگيرند. معلمين در طرح ارزشيابى توصيفى، با ايجاد جوى صميمى و مطمئن در كلاس درس فضايى مساعد را براى رشد خلاقيت دانش آموزان فراهم كرده اند تا آنها بتوانند با آسودگى در كلاس به اظهارنظر بپردازند و بدون نگرانى هر سؤالى را كه در ذهن دارند، مطرح كنند. آنها ياد گرفته اند كه چگونه مهارت هاى يادگيرى را در قلمرو خاص به كودكان بياموزند. آنها روش تفكر درباره مسائل و قوانين علمى را به دانش آموزان آموزش مى دهند. تحقيقات نشان داده است روابط صميمانه و توأم با علاقه و احترام، نقش مؤثرى در خلاقيت دانش آموز دارد.
در ارزشيابى توصيفى، يادگيرى تفريحى مهم است. كودكان در كلاس تشويق مى شوند كه علايق، تجارب و ايده هاى خود را به كلاس درس بياورند و اجازه دارند درباره هدف هاى كار روزانه خود با معلمان بحث كنند. به آنها استقلال كارى داده مى شود تا تصميم بگيرند. احساس آرامش مى كنند و تنش ها و فشارهاى كسب نمره را ندارند. آنها نه تنها از ايجاد هرگونه زمينه رقابت در كلاس درس، خوددارى مى كنند بلكه جوى را در كلاس ايجاد مى كنند كه دانش آموزان در انجام وظايف به همديگر كمك كنند، در ايده ها با هم سهيم شوند و به نتيجه نهايى كارافتخار كنند و اين يعنى خلاقيت.
* روش هاى عملى پرورش خلاقيت
هر يك از اين روش ها مى تواند خلاقيت دانش آموزان را پرورش دهد. در بهره گيرى از اين روش ها بايد به ويژگى هاى روش خلاق توجه كرد.
۱- داستانگويى و قصه نويسى
۲- شرح حال نويسى و انشا نويسى
۳- امور هنرى از قبيل نقاشى
۴- بيان شرح حال و زندگى بزرگان
۵- استفاده از روش هاى تدريس متنوع
در تدريس موارد مختلف، هيچ گاه نبايد از روش و الگوى واحدى استفاده كرد. افكار قالبى را در كودكان ايجاد نكنيد و پرسش و پاسخ ها بايد در كلاس درس، آزاد باشد، نه قالبى و محدود.
۶- ايجاد فرصت براى يادگيرى اكتشافى
۷- تشويق دستاوردهاى خلاق كودكان
* روش هاى پرورش خلاقيت
روش هاى پرورش خلاقيت، روش «بارش مغزى» و روش «بديعه پردازى» است.
با توجه به محدوديت زمانى در آموزش و پرورش ايران، مسأله مهم اين است كه معلم بايد چه زمينه هايى را به منظور پرورش خلاقيت كودك فراهم كند
با توجه به اين امر، به نظر مى رسد در سيستم آموزشى، بايد دست معلم به اندازه كافى باز گذاشته شود. ساختار نظام آموزشى نبايد معلم را محدود به ارائه درس كند، بلكه بايد امكانات مناسبى به منظور پرورش خلاقيت هاى كودكان ارائه شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقيت، از حداقل زمان، حداكثر استفاده را ببرد. در اين زمينه، فعاليت هاى فوق برنامه از اهميت بسزايى برخوردار است. معلم، دانش آموز و برنامه درسى عواملى هستند كه بايد با يكديگر ارتباط داشته باشند؛ چون تعامل بين آنها موجب رشد خلاقيت كودكان مى شود. روش «بارش مغزى»، يعنى اين كه معلم سؤالى را مطرح مى كند و به دانش آموزان اجازه مى دهد تا همه نظرهايى را كه به ذهنشان مى آيد، بيان كنند (خوب يا بد). نظرهاى آنها به هيچ وجه مورد ارزيابى قرار نمى گيرد. در نهايت، پاسخ هاى آنها كه روى برگه نوشته شده، جمع آورى مى شود. معلم با مقايسه تمام راه حل ها، بهترين پاسخ را برمى گزيند و از اين طريق، ذهن به سمت سيال شدن سوق داده مى شود.
روش «بديعه پردازى»، بيشتر در دوره ابتدايى به كار مى رود و منظور از آن، برقرارى ارتباط و پيوند بين امور به ظاهر نامربوط است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |