] جلال برزگر [
خبر انتقال سكاندارى و هدايت مذاكرات هسته اى از على لاريجانى به سعيد جليلى تنها ۳ روز قبل از مذاكرات هسته اى رم كه قرار آن از قبل تعيين و اعلام شده بود، بدون نياز به بزرگنمايى، براى قرار گرفتن در كانون توجه عمومى به اندازه كافى از عناصر برجسته خبرى برخوردار بود. مقطع اعلام اين جابه جايى هم بر اهميت و ابعاد توجه به آن مى افزود. رسانه هاى داخل و خارج هم با پرداخت ويژه و البته بزرگنمايى شديد با انواع عكس و تيتر و تفسير، خبر را در حد يك زلزله سياسى توصيف و تفسير كردند. بدين ترتيب وقايع نگارى مذاكرات از پيش اعلام شده چند روزى زودتر كليد خورد و نبض آن در رسانه ها و نزد افكار عمومى به تپش درآمد. روز مذاكره خيلى زود از راه رسيد و بامداد آن روز هواپيماى كوچك تيم مذاكره كننده هسته اى، تهران را به مقصد رم ترك كرد، آن هم در حالى كه سعيد جليلى دبير جديد شوراى عالى امنيت ملى و على لاريجانى هر دو سرنشين آن بودند، ملاقات رم از همين جا لااقل به لحاظ شكلى نسبت به ديگر مذاكرات و ملاقات هاى هسته اى نمايندگان ايران و غرب متفاوت آغاز شد.
اگرچه خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا همزمان با اعلام خبر تغيير دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران اظهار داشته بود با هر كس كه به عنوان نماينده ايران براى انجام مذاكرات به رم بيايد ديدار و مذاكره خواهد كرد، اما همراهى لاريجانى با جليلى و رفتار حرفه اى او كه از شخصيت ومقام عالى رتبه اى در سطح و تراز لاريجانى قابل انتظار بود، روند انتقال و تغيير در تيم هسته اى را نرم ساخته و مانع از ايجاد وقفه و سوءاستفاده بدخواهان در مسير مذاكرات به هم پيوسته هسته اى در شاخه سياسى آن شد.
در نتيجه مى توان گفت، مذاكرات رم را نبايد به منزله وقفه و توقف در مسير مذاكرات سياسى هسته اى محسوب كرد، هرچند خاوير سولانا به خاطر اقدام هاى يكجانبه آمريكا و ورود آمريكا به وادى تحريم هاى تازه عليه ايران در مذاكرات تحت فشار قرار داشته و حتماً جمع بندى ميان دو رويكرد مذاكره و تحريم برايش آسان نبود. براى سولانا كه مذاكراتش با طرف ايرانى حول و حوش جست وجوهاى راهكارهاى سياسى براى اعتماد سازى طرفينى در گردش است، توجيه رفتار بخشى از كشورهاى گروه ۱+۵ و در رأس آنها آمريكا كه يكسره بر طريق اعتمادسوزى است، دشوار مى نمايد و او به عنوان نماينده اتحاديه اروپا و گروه ۱+۵ بر سر ميز مذاكره تحت فشارهايى با منشأ خارج از ميز نيز قرار دارد. شايد از همين رو بود كه چند روز پيش در مصاحبه اى ضمن اعلام مخالفت با گزينه گسترش دامنه تحريم هاى ايران در مقطع فعلى گفت: من عملاً نماينده اتحاديه اروپا در مذاكره با ايران هستم چون برخى كشورهاى ۱+۵ به راه و سليقه خود مى روند. (نقل به مضمون)
تبليغات رسانه هاى غربى البته با تمسك به پذيرش استعفاى لاريجانى برعكس اين حالت را وانمود مى كرد . گويى كه هر چه فشار و معذوريت و محدوديت است نزد طرف ايرانى است و غربى ها هماهنگ و آسوده و بى دغدغه نماينده خود را به مذاكره با ايرانى ها روانه ساخته اند، در حالى كه چنين نبود و كم اصالتى چنين اخبار و تحليل هايى نه فقط از خبرها و مصاحبه هاى روزهاى بعد كه از همان لحظه بيشتر آشكار شد كه هواپيماى كوچك تيم مذاكره كننده هسته اى در فرودگاه شهر رم فرود آمد و جليلى و لاريجانى همراه هم از آن بيرون آمده و پاى بر باند فرودگاه نهادند. اجماع هسته اى از همان جا به نمايش درآمده و بعد در طول مذاكره و مصاحبه هاى بعدى بيشتر مورد تأكيد قرار گرفت.نكته مهم درمذاكرات رم آن بود كه همگان مى دانستند، اين جابجايى هر علت و دليلى داشته باشد، محل طرح اين مباحث در ميان غربى ها نيست و آنها از جليلى و لاريجانى جز يك صداى واحد چيزى نخواهند شنيد و برعكس خيلى از قضاوت ها، در برابر جبهه غرب، ظرفيتى به ظرفيت هاى طرف ايرانى افزوده شده است، همين و بيش از اين ديگر در حوزه اختيارات و حتى قضاوت طرف غربى قرار ندارد.
پس از صرف چاى و خوش و بش هاى اوليه بين استقبال كنندگان و مسافران اسكورت تيم هسته اى در شهر رم از محل فرودگاه به سمت رزيدانس (محل اقامت) سفير ايران در ايتاليا به حركت درآمد، تيم مذاكره كننده ايرانى ناهار را در اين محل صرف كرد و پس از آن تا ساعت ۶ عصر (۸ شب به وقت تهران) فرصت استراحت و آخرين رايزنى و مشورت ها قبل از مذاكره با خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و همراهانش بود.در اين فاصله گروه هاى دو تا سه نفره به گفت وگو مشغول بودند، لاريجانى همراه سعيدى معاون سازمان انرژى اتمى در محوطه سرسبز و چمن مصفاى محل قدم مى زدند. جليلى در تالار بزرگ عمارت با ديگران گفت وگو مى كرد و بعد نفرات اين گفت وگوها و رايزنى ها تغيير كرده و جابه جا مى شد، هر گوشه باغ و ساختمان محل مذاكره اى خصوصى و محرمانه بود و اين گونه موقعيت ها، همان جايى است كه شم خبرنگارى- اگر در كار باشد- اقتضا مى كند برعكس هميشه و همه جا، خبرنگار پى كار خودش را گرفته در باغ قدم بزند و براى خود عكس يادگارى بگيرد! پيش از ورود به بحث مذاكره صورت گرفته در رم و مصاحبه هاى پيرامونى آن درباره انتخاب ايتاليا به عنوان محل مذاكرات نيز نكاتى هست كه به آن مى پردازيم.
*چرا ايتاليا براى اين دور از مذاكرات انتخاب شد
انتخاب ايتاليا به عنوان محل چهارمين ملاقات نمايندگان ايران و غرب در موضوع مذاكرات هسته اى طى سال جارى به همان دلايلى صورت گرفته است كه در انتخاب محل هاى قبلى تأثير داشت. اعطاى پرستيژ و اعتبار توان گردهم آوردن نمايندگان ايران و اتحاديه اروپا و غرب براى مذاكره درباره يك موضوع مهم بين المللى تاكنون از سوى تهران بى دليل و حساب به دستگاه سياست خارجى و ديپلماسى هيچ كشورى اعطا نشده است، اگر آنكارا و مادريد به خاطر سياست ها و مواضع دولت هاى تركيه و اسپانيا و ارتباط دوستانه با دوطرف و تأكيد دائم آنها بر گفت وگو به عنوان تنها راهكار مناسب براى حل موضوع هسته اى ايران مورد تفاهم و توافق نمايندگان ايران و اروپا قرار گرفته و اين شهرها به امتياز ميزبانى مذاكرات رسيدند، يا اگر ليسبون به خاطر رياست دوره اى پرتغال بر اتحاديه اروپا، يك دور محل ملاقات لاريجانى و سولانا شد و مذاكرات تكميلى فنى بين ايران و آژانس اتمى در آن دور به وين و مقر آژانس نيز رسيد، تفاهم به روى رم نيز به خاطر مواضع دولت ايتاليا در موضوع هسته اى ايران و نيز سطح خوب روابط اين كشور با ايران در همه زمينه ها از تجارى و اقتصادى گرفته تا سياسى حاصل آمد.شايد بتوان گفت در ميان قدرت هاى اتحاديه اروپا ايتاليا امروز روابطى متفاوت تر از بقيه با ايران دارد. اين عضو گروه هشت كشور صنعتى جهان و شريك اول ايران در اروپا تاكنون به انحاى مختلف اعلام داشته كه اساس و منطق تحريم ايران را درك نكرده و قابل پذيرش نمى داند. دولت رم خواهان ايفاى نقش برجسته تر در ابعاد بين المللى موضوع هسته اى ايران بوده و همواره گفت وگو را تنها طريق حل و فصل موضوع هسته اى ايران دانسته است. ايتاليا با وجود بيرون بودن از گروه EU3، تروئيكاى اروپايى مذاكره كننده با ايران در بحث هسته اى شامل فرانسه، انگليس و آلمان از افراط و تفريط هايى كه هركدام از اين سه كشور در مقاطعى بر مدار آن قرار گرفته اند، به دور بوده و در مجموع امروز دولت رم يكى از دوستان قابل اعتنا در قلب اروپا براى تهران محسوب مى شود. توافق براى آمدن قطار مذاكرات هسته اى به ايستگاه رم از سوى سولانا هم دلايل خود را دارد. سولانا در مجموع به لحاظ سياسى تبار چپ داشته و از احزاب چپ اسپانيا برخاسته است و از روزى كه پس از انتخابات پاى چپ در چكمه اروپا - ايتاليا - قرار گرفت و رومانو پرودى كه در تشكيلات اتحاديه اروپا دوست و همكار سولانا بود، نخست وزير ايتاليا شد، دولتمردان رم در حلقه همسوها با مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا درآمدند. باتوجه به رغبت ايتاليا براى نقش آفرينى بيشتر در روند پروسه مذاكرات هسته اى اتحاديه اروپا با ايران و تمايل تهران براى پاسخ دهى به اين رغبت، طبيعى بود كه سولانا هم رم را محل مناسبى براى ديدار با طرف ايرانى بداند. بدين ترتيب اين شهر باستانى اروپا كه نامى به بلنداى تاريخ دارد، محل مذاكراتى سرنوشت ساز و متفاوت، در مسير مذاكرات هسته اى شد؛ مذاكراتى كه در فاز سياسى خود به صورت موازى با فاز فنى بين ايران و آژانس تاكنون ادامه يافته و آزمون روش هاى ديگر در نهايت طرف غربى را به همين سمت و درى كه از طرف ايران براى مذاكره بازمانده است رهنمون شده است. در باره تعلق مذاكرات رم به فاز سياسى مذاكرات هسته اى ايران و غرب و تفاوت آن بامذاكرات فنى با آژانس اتمى و احتمالات موجود دراين مسير نيز نكاتى هست كه در زير مى آيد.
* مذاكرات هسته اى و دو فاز فنى و سياسى
پس از آن كه غرب و گروه ۱+۵ به سوى صدور قطعنامه هاى تحريم هسته اى ايران گام برداشت، بى نتيجه ماندن اين اقدام در متوقف ساختن پيشرفت هسته اى ايران، دوباره آنها را به سمت آزمودن روش مذاكره كه همواره مورد استقبال ايران بوده است، سوق داد. بدين ترتيب خاوير سولانا به عنوان نماينده آنها و اتحاديه اروپايى در تماس با على لاريجانى مذاكرات را دوباره به جريان انداخت، پس از مذاكرات آنكارا و مادريد و مرور طرح هاو ايده هاى مختلف براى تأمين حقوق هسته اى ايران و رفع توأمان نگرانى هاى غرب و از مقطع مذاكرات سوم در ليسبون با توافق ايران و مذاكره كنندگان غربى و همچنين آژانس اتمى ، مذاكرات و تعاملات به دو شاخه فنى و سياسى تقسيم شد. در شاخه فنى ايران و آژانس ظرف كمتر از ۶۰ روز به چارچوب و طرح تازه اى براى همكارى و رفع ابهام هاى باقى مانده رسيدندكه به مداليتى همكارى يا طرح اقدام معروف شد و دو طرف جدول يك همكارى مرحله اى و نظام مند را پى ريختند.اين همكارى تا كنون باعث بسته و مختومه شدن موضوع مهم پلوتونيوم و بخش مهمى از آلودگى هاى اورانيومى با غناى بالا در ايران شده است و مذاكرات مربوط به سانتريفيوژهاى p1وp2 نيز به پايان رسيده و اين مسأله نيز در آستانه مختومه شدن است. اقدام هاى يكجانبه آمريكا در اعمال فشار به ايران براى توقف غنى سازى در هر دو سوى ماجرا يعنى غرب و ايران نزد برخى اين سؤال را موجب شده كه با درجريان بودن مذاكرات و همكارى فنى ايران و آژانس آيا نيازى به مذاكرات سياسى باقى مى ماند بر همگان روشن است به لحاظ فنى و حقوقى چالش هسته اى غرب با ايران فاقد اصالت است و پرواضح است كه چه كسى چه مى گويد و طبق قواعد بين المللى نيز روشن است كه هر كشورى تحت نظارت آژانس اتمى بنابر نص معاهدهT.P. N نه تنها از حق هرگونه تحقيق و فعاليت هسته اى برخوردار است، بلكه در مسير فعاليت صلح آميز خود بايد از طرف آژانس اتمى و ديگراعضاى آژانس كه برخوردار از فناورى هسته اى هستند، موردحمايت قرارگيرد.
بعد ديگر اين پرونده ، وجه سياسى آن است . برخى در خارج، روى كار آمدن جليلى و تيم جديد هسته اى در ايران را به معناى بى تمايلى ايران به ادامه مذاكرات سياسى تفسير كرده اند. اين تفسير از سوى جليلى رد يا تأييد نشده، بدين ترتيب اين پيام براى غرب ارسال شده كه ادامه كار به نظر و رفتار آنها بستگى دارد. جليلى در جريان سفر رم اعلام كرد كه مذاكره، رويكرد اساسى ايران بوده و خواهد ماند. معناى اين حرف روشن است: رويكرد اساسى ايران اين است تا رويكرد اساسى شما (غرب) چه باشد تا در اين قالب و فرم زير مجموعه هاى اين رويكرد اساسى عملياتى شده و جريان يابد.
چند روز پس از مذاكرات هسته اى در رم نمايندگان گروه ۱+۵ (اعضاى دائم شوراى امنيت و آلمان) در لندن گردهم آمدند. آنها از خاوير سولانا خواستند كه مذاكره مجدد با نماينده ايران را در دستور كار قرار دهد. از سوى ديگر گروه كشورهاى غربى و طرف ايرانى مى دانند آنچه بناست در شوراى امنيت مبنا و پايه تصميم گيرى درباره وضعيت موضوع هسته اى و اتخاذ رويكرد جديد شوراى امنيت باشد دو گزارش خواهد بود؛ يكى گزارش البرادعى مديركل آژانس درباره نحوه همكارى و تعامل ايران با آژانس و آخرين يافته هاى تيم هاى كارشناسى آژانس در مذاكره و مراوده با ايرانى ها و ديگر گزارش خاوير سولانا از روند مذاكرات و تعاملات سياسى دو طرف. نكته مهم آن است كه تاكنون هم البرادعى و هم سولانا از رفتارهاى تند با رويكرد تحريم و مخل روند تعاملات شكل گرفته فنى و سياسى از طرف برخى كشورها و قدرت هاى درگير در ماجرا گلايه كرده اند، هم البرادعى و هم سولانا كار با ايرانى ها را سازنده، رو به جلو و در جهت درست خوانده و خواهان ادامه تعامل و تماس با طرف ايرانى هستند.
در هفته هاى گذشته و با سفر ولاديمير پوتين به ايران سطح رضايت روسيه و چين نيز از ادامه تماس و همكارى با ايران بيش از پيش افزايش يافته در چنين شرايطى بعيد است طرف ايرانى خواهان مسدود ساختن فاز سياسى كار باشد، بلكه برعكس بهره از همه ظرفيت ها تا به حال نتايج خود را در هر دو عرصه فنى و سياسى نشان داده است، مؤيد اين گفته همين مذاكرات اخير نمايندگان گروه ۱+۵ در لندن است كه در فاز سياسى برگزار شد و برعكس برخى تهديدات و تبليغات صورت گرفته اين گروه حتى بدون تكرار درخواست توقف غنى سازى از ايران، خواستار ادامه مذاكره خاوير سولانا با نماينده ايران شد.
|
|
|
نشست لندن متن و حاشيه ها و گزارش سولانا از مذاكرات رم را در دستور كار و بررسى داشته است و قطعاً متن مذاكرات رم كه به نمايندگان ۱+۵ در لندن ارائه شده از پتانسيل و ظرفيت براى به نتيجه رسيدن ايده هاى مطرح در آن برخوردار بوده است. به نظر مى آيد تأكيد بيشتر و چند باره روى اين ظرفيت ها هر بار آمريكا را بيش از پيش در موضع حركت به سمت رفتارهاى يكجانبه و دور شدن عملى از جمع كشورهاى ۱+۵ در موضوع ايران قرار مى دهد. از اين رو براى جامعه ايرانى بيش از آن كه مهم باشد چه كسانى پشت صندلى هاى اتاق مذاكره رم به چه ترتيبى نشسته اند، مهم نتايج اجلاس رم است كه تأثير آن در فضا و عرصه بين الملل قابل حس و درك است و ديگر اين كه اين روال با ظرفيتى افزايش يافته در عرصه داخل و نيز در سطح بين الملل با مواضع اخير روسيه، چين، البرادعى و تا حدى سولانا ادامه خواهد يافت. مگر اين كه روند يكجانبه گرايى آمريكا با بهره از ابزارهايى كه در اختيار دارد، بتواند آژانس، كل اروپا، روسيه، چين و ديگران را منكوب كند كه البته اگر شدنى بود تا حالا شده بود!
* دودكش ويلاپمفيلى چه دودى داشت
ويلا پمفيلى نام يكى از كاخ هاى متعلق به نخست وزيرى ايتالياست كه محل مذاكرات اخير هسته اى در رم بود اين ويلا يا كاخ قديمى در محوطه اى سرسبز و در نزديكى منطقه واتيكان قرار دارد. هنگام عبور كاروان اسكورت هيأت ايرانى از كنار ديوارهاى واتيكان سراغ دودكشى را گرفتم كه در جريان انتخاب پاپ رهبركاتوليك هاى جهان از آن دود سفيد يا سياه بيرون مى دهند، خبرنگار همراهى گفت: آن دودكش از اينجا ديده نمى شود، سراغ دودكش و دود سفيد و سياه مذاكرات هسته اى را بگير. گفتم: فكر مى كنم دود يا صدا يا هرچيز ديگر اين مذاكرات بعداً در بيايد و بعد دعا كردم هيچ خبرنگارى در موقعيتى پاى ديوار واتيكان نرسد كه فرصت ديدار از واتيكان يا شهر رم را نداشته باشد و حاشيه سفرش همين عبور با خودرو از كنار ديوارهاى واتيكان باشد. پيش از عزيمت هيأت به محل مذاكرات ، جليلى و لاريجانى لحظاتى در تالار رزيدانس سفير ايران در رم با هم قدم زده و چاى نوشيدند، ۲ خبرنگار بوديم كه آنجا عكس مى گرفتيم و يكى هم از صحبت ها حاشيه مى نوشت. تيتر شام آخر لاريجانى در رم هم از همين حاشيه ها درآمد، آنجا كه لاريجانى درباره تابلو شام آخر مسيح(ع) در ميان حواريون كه بر ديوار بود سؤال و صحبت كرد. لاريجانى در رم شام آخر نخورد، او طبعاً شام هاى سياسى و ديپلماتيك زيادى را تجربه خواهد كرد. اما مصاحبه آخر در مسند مسئول تيم هسته اى را بعد از مذاكره در رم و در ميان خبرنگاران انجام داد. اين مصاحبه حاوى نكات جالبى براى خبرنگاران خارجى حاضر بود، اعلام حمايت قاطع از جليلى كه لاريجانى وى را مردى جليل و برخوردار از توان و ظرفيت هاى لازم خواند و اين كه گفت نمى خواهد عيش خارجى ها در ماجراى استعفايش را مخدوش كند اما آنها در اين ماجرا به متدولوژى و روش تصميم سازى در ايران توجه نكرده اند.
گروه ۳ نفره لاريجانى، سولانا و جليلى قبل از حضور در جمع خبرنگاران همراه با چند نفر از همراهان خويش ۲ ساعت و نيم پشت درهاى بسته مذاكره كرده بودند. در طول كنفرانس خبرى مشترك، جليلى محجوب و سر به زير ايستاده بود. او نكاتى را مطرح كرد كه باز براى خبرنگاران جالب بود. او مذاكره را رويكرد اساسى ايران و ظرفيت هاى موجود براى همكارى ايران و اروپا را بالا و لازمه اين كار را رفع سوء تفاهم ها دانست.
سولانا خسته مى نمود اما با وجد از مثبت بودن مذاكرات و قرار تكرار آن در آينده نزديك صحبت كرد و لاريجانى هم پرانرژى و گشاده رو ضمن مثبت خواندن مذاكرات با خبرنگاران شوخى هم مى كرد، او يك بار دست بر شانه جليلى هم گذاشت و جانشين خود در شوراى عالى امنيت ملى را در برابر دوربين هاى خارجى ستود. اين لحظه اى غريب بود كه فرهنگ ايرانى در حضورى جهانى بالاتر از سياست مى نشست .
بلافاصله پس از پايان كنفرانس خبرى و در حالى كه خبرنگاران در تاريكى شب هر يك در گوشه اى از حياط و محوطه كاخ متعلق به نخست وزيرى ايتاليا مشغول ارسال خبرهاى خود بودند، هيأت ايرانى همراه با سولانا و همراهان به شام دعوت شدند، پيش از شام گروه ايرانى ها در همان محل نماز خواندند.دودكش عمارت ويلا پمفيلى در آن ساعت دودى نداشت، چون پيام ها از طريق كنفرانس خبرى و نه دودكش انتقال يافته بود، رمزخوانى اين پيام ها نيز كار دشوارى نبود و حوادث روزهاى بعد رنگ و معناى پيام مذاكرات را مشخص تر كرد.