شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶ - ۲۹ شوال ۱۴۲۸
Sat, Nov 10, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
داخلى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
گفت وگوى «ايران» با عارف نظامى سردبير
نشريه نيشن و كارشناس سياسى پاكستان
گفت وگوى «ايران» با عارف نظامى سردبير
نشريه نيشن و كارشناس سياسى پاكستان
سايه روشن هاى جدال در پاكستان
326793.jpg
[مهردخت مهاجرانى[

گروه بين الملل - مهردخت مهاجرانى : پاكستان با تصميم اخير ژنرال مشرف مبنى بر اعلام وضعيت فوق العاده وارد موج تازه اى از رويارويى سياسى شد. براى افكارعمومى اين كشور اقدام اخير مشرف تداعى كننده حوادث ۷ سال پيش بود كه در آن ژنرال ۵۴ ساله اين كشور با وارد كردن ارتش به عنوان قويترين بازيگر به صحنه همه رقيبان پرآوازه خويش را ازصحنه حذف كرد. اما اين بارشرايط براى مشرف و همكارانش تغيير كرده است. دست كم موج واكنش هاى بين المللى عليه تصميم مشرف در نظامى كردن فضاى پا كستان نشان داد كه ژنرال اين بار به راحتى قادر به تغيير در معادله سياسى پاكستان نيست. در گفت وگو با عارف نظامى مدير مؤسسه مطبوعاتى نواى وقت و سردبير روزنامه انگليسى زبان نيشن تحولات اخير پاكستان را به بحث گذاشتيم.

*پاكستان پس از انفجارهاى مهيب روز ورود بى نظير بوتو وسپس اعلام وضعيت فوق العاده از سوى پرويز مشرف وارد مرحله اى تازه از بحران شده است، اين بحران تازه نشانه چيست آيا دليلى بر غلبه افراطيون بر صحنه سياست اين كشور است يا آن كه نظاميان مى خواهند با اين اتفاق مردم بارديگر متوجه اولويت مسأله امنيت شده و در انتخابات پيش رو به دولت مطلوب آنها در پاكستان روى آورند
مجموعه اى از عوامل در بروز اين وضعيت ناگوار دخيل است. پديده اصلى كه در اين حوادث نقش دارد، طالبانيسم در پاكستان است. نيروهاى حامى طالبان در پاكستان داراى نفوذ عميقى هستند همچنان كه آنها اكنون در صحنه افغانستان براى گسترش نفوذ خويش تلاش مى كنند. بيشتر پايگاه هاى نظامى و عقيدتى اين گروه ها در مناطق قبايلى بويژه وزيرستان شمالى ونيز دو ايالت سرحد و بلوچستان واقع شده است. اين جريان در پاكستان با غائله مسجد لال، وارد رويارويى مسلحانه با حكومت شدند. بنابراين در حوادث پيچيده اخير پاكستان مسأله تروريسم و آنچه طالبانيزه شدن ناميده مى شود به طور جدى مطرح است. طالبان محلى امروز بر اصول مذهبى، فرهنگى و تاريخى پاكستان سايه گسترده است.
*آيا مشرف ونظاميان با اقداماتى كه اكنون شروع كرده اند مى توانند اين جريان افراطى را مهار كنند
با نفوذى كه اين گروه هاى متعصب در اركان قدرت قبايل و نيز ساختار فرهنگ و سياست پاكستان پيدا كرده اند، مهار آنها دشوار است. بر اين اساس معتقدم كه مشرف در رويارويى با اين جريان بايد به دقت و سنجيده شده گام بردارد، در صورت شروع يك نزاع گسترده ميان ارتش و تندرو ها بسيارى از امور از جمله امنيت كشور با مخاطرات عميق روبه رو خواهد شد.
ضعف حكومت مشرف در برچيدن بساط قدرت افراطيون يك واقعيت است؛ به همين دليل دولت و كنگره آمريكا و رسانه ها عملكرد مشرف و تعهد او را در قبال جنگ عليه تروريسم زير سؤال برده اند. حوادث خونين پس از مسجد لال كه نگرانى غرب را افزايش داد بر ناكافى بودن اقدامات مشرف دلالت دارد.
*برخى دليل تصميم اخير مشرف مبنى بر اعلام وضعيت اضطرارى را حملات مهيب روز ورود بوتو مى دانند خود بوتو نيز در سخنانش اغلب عوامل امنيتى را منشأ ايجاد اين حوادث معرفى كرده است. نظر شما چيست
بى نظيربوتو، مقامات اطلاعاتى مشرف و همچنين سروزيران سند و پنجاب را عاملين اين حوادث مى داند. اما اظهارات او بيش از آنكه واقعى باشد، سياسى است. با اين كه سران طالبان مسئوليت اين حوادث را برعهده نگرفته است، اما نگاه ها دراين ماجرا به سمت طرفداران طالبان است. اما تنها هنگامى مى توان در اين باره با قاطعيت نظر داد كه تحقيقات به فرجام برسد.
*با اين اتفاقات آيا فكر مى كنيد باز هم اميدى به اجراى توافق مشرف - بوتو وجود دارد. بويژه اين كه يك طرف اين توافق يعنى بوتو، حكومت را متهم كرده است كه همه چيز در معرض خطر قرار داده است. به طور كلى چه مراحلى از فرمول تقسيم قدرت ميان بوتو و مشرف پيش رفته است و چه بخشى از موانع و چالش هادر اين زمينه حل نشده است
فرمول تقسيم قدرت هرچه باشد، تا پس از انتخابات عمومى كامل نخواهد شد. در بسيارى موارد تصريح قانون اساسى مشخص است يعنى نخست وزير يك مقام اجرايى است نه رئيس و هنگامى كه مشرف لباس نظامى اش را از تن درآورد به شدت ضعيف خواهد شد. بنابراين بى نظير با دست قدرتمندى دربرابر مشرف ظاهر خواهد شد.
*آيا اين حادثه امكان دارد مسير توافق را تغيير دهد يا به تأخير بيندازد فكر مى كنيد پيام هاى اين حادثه براى اين دو متحد اصلى غرب چيست
براى بيان اين مطلب قدرى زود است اما اين حادثه قطعاً بر افق سياسى پاكستان سايه هاى تاريكى مى افكند و معتقدم كه اين حوادث يعنى ترورهاى ناموفق قربانيان آن يعنى مشرف و بى نظير را به هم نزديك تر مى كند. شاهد مثال اين ادعا برگزارى تظاهرات بزرگ و حمايت پرقدرت عموم مردم پس از آن حوادث تروريستى است كه از بى نظير على رغم برچسب فسادى كه بر وى زده شده، به او در مقابل حريفش قدرت مى دهد.
*آيا اين امكان وجود دارد كه كارزار سياسى كنونى به عرصه مسلحانه هم كشيده شود آيا احزاب سياسى مخالف ممكن است پشت اين رويارويى مسلحانه قرار بگيرند
خيلى بعيد است. به اين دليل كه احزاب سياسى پاكستان و مجلس عمل متحده از جمله احزاب سياسى هستند كه فاقد سازمان دهى لازم به منظور انجام عمليات مسلحانه هستند.
*حمايت كنندگان تقسيم قدرت ميان بوتو و مشرف يعنى مشخصاً آمريكا و عربستان و امارات بعد از اين به چه اقداماتى ممكن است براى مهار افراطيون مسلح ونيز اعمال فشار بر مشرف دست بزنند
آن ها تنها به صورت غيرمستقيم بر اوضاع سياسى پاكستان تأثيرگذارند. اين سه كشور بر حكومت هاى پى درپى اسلام آباد و از جمله دولت كنونى نفوذ بالايى داشته اند. ايالات متحده كه واسطه اصلى انعقاد قرارداد ها ميان رقباى سياسى است، نفوذ بيشترى بر بى نظير و مشرف دارد.
*آمريكا و شخص جورج بوش اخيراً پس از اعلام وضعيت فوق العاده فشارهاى خود بر اسلام آباد را افزايش داده است آيا ممكن است در ادامه اين فشارهاى سياسى آمريكا سناريو دخالت مستقيم در صحنه پاكستان مثلاً بمباران پايگاه هاى تندرو ها در مناطق مرزى اين كشور را پياده كند
در حال حاضر در واشنگتن و اسلام آباد راه حل قطعى و سريع براى حل بحران وجود ندارد. اين اقدامات بيشتر حالت كنترلى را دارد كه وضعيت بدتر نشود. نظاميان براى مهار افراطيون با يك بسيج مردمى مى توانند پيش بروند . آمريكا نيز در اين مرحله آمادگى وشرايط يك مداخله مستقيم را ندارد. تا زمانى كه مشرف و هيأت حاكمه پاكستان برابر افراطيون مبارزه مى كنند واشنگتن به سمت روش مداخله مستقيم نخواهد رفت.
*از حيث سياسى زمان چندانى تا برگزارى انتخابات حساس ژانويه نمانده است فكر مى كنيد تا زمان انتخابات پارلمانى چه تغييراتى ممكن است در آرايش سياسى نيرو ها رخ دهد
پيش از اعلام انتخابات عمومى بايد يك دولت موقت بى طرف ايجاد شود. بى نظير تلاش مى كند كه افراد برگزيده خود را نامزد پست هاى نخست وزيرى موقت و سروزيران سند و پنجاب كند.
* بازگشت نواز شريف تاچه ميزان جدى است
بازگشت نواز شريف جدى است، اما امكان صدور اجازه بازگشت توسط مشرف به او تا قبل از انتخابات عمومى جاى سؤال دارد. انتظار مى رود كه دادگاه عالى پاكستان به بازگشت نواز شريف حكم دهد. دولت به سختى مى تواند اين مسأله را حل كند.
*موضع ارتش در اين زمينه چه خواهد بود آيا نظاميان ميزان دخالت خويش را از اين حد فراتر نخواهند برد
ارتش حداقل در ظاهر سعى مى كند خود را وارد سياست نكند، حتى بدون مشرف در لباس نظامى. نظاميان بيش از هر چيز براى حفظ امنيت و دور كردن خطر از تماميت پاكستان تلاش مى كنند اما چنان كه گفتم هنوز هيچ چيز مسلم نيست و حوادث آينده تصميم ارتش را رقم خواهد زد.
شهادت مجاهد محبوب كابل
326736.jpg
[محمد بخشنده ]

زمان چندانى از ميهمانى گرمى كه مصطفى كاظمى در شهر هرات براى همسايگان دور و نزديك افغانستان برپا كرد نمى گذرد. مجاهد ديروز افغانستان كه اين بار در قامت سياستمدارى بلندپايه اجلاس تخصصى اكو در هرات را مديريت مى كرد با همان چهره خندان چند بار به كمپ خبرنگاران آمد و با لهجه شيرينى كه بوى آشناى فارسى داشت پرسش هاى آنها را پاسخ داد.
دولتمرد افغان كه پوشه اى از پروژه هاى اقتصادى را همراه داشت با خوشحالى از تصويب چندين طرح سازندگى و سرمايه گذارى در اين كشور جنگ زده با خبرنگاران سخن به ميان آورد. خبرنگاران شگفتى خويش را از اين همه جنب وجوش ميزبان افغان در گزارش شان انعكاس دادند . شگفتى از اين بود كه آن سوى اجلاسى كه سياستمدار افغان براى سازندگى و بازسازى افغانستان ترتيب داده بود آتش جنگى مهيب بر پا بود و مخالفان آزادى و آبادانى اين سرزمين از هر سو با بمب و گلوله به شهروندان نظامى و غير نظامى افغان يورش مى بردند.
و كسى چه مى دانست كه درست ۲هفته ديگر مقام مسئول سازندگى افغانستان نيز در تيررس حمله لشكر جهل و خشونت قرار مى گيرد. شايد از اين نظر مجلسى كه در آن كاظمى شهد شهادت نوشيده است قابل تأمل باشد آن گونه كه در خبرها نيز نقل شده كاظمى درست روزى كه در جشن يكى از پروژه هاى اقتصادى تحت مديريت خويش به شمال افغانستان شركت كرده بود هدف دشمن قرار مى گيرد. مصطفى كاظمى يكى از نمادهاى پايدارى اميد در سرزمين پر آشوب افغانستان بود. يعنى همان چيزى كه ضربان قلب خسته افغانستان به آن پيوسته است . صدا و چهره او براى هر خبرنگارى كه با او به گفت وگو مى نشست يا براى سياستمدارى كه به مذاكره با وى مى پرداخت واژگان «اميد، ماندن و آينده » را تداعى مى كرد. او در هر سه برهه از حيات خويش، دورانى كه در لباس يك چريك و مجاهد با روس ها مى جنگيد ، برهه اى كه فرماندهى بخشى از مقابله با طالبان را اختيار داشت و مقطعى كه در رديف پايه گذاران دولت و نظام سياسى نوين افغانستان ايستاد، چهره يك سياستمدار صادق و وفادار را داشت.
به باور اغلب تحليلگران، سرزمين افغانستان در تاريخ تراژيك خويش فقط با تكيه بر اراده جمعى از فرزندان با تدبيرش توانسته راه هاى صعب و دشوار استقلال را بپيمايد. بى گمان اكنون نام جديدى بر دفتر بلند قهرمانان اين سرزمين افزوده مى شود. متأسفانه بايد گفت كه تير طايفه تحجر اين بار هدفى مهم را نشانه رفته است و طالبان كه از يك دهه پيش انديشه شكار حلقه اصلى مجاهدان را داشت در عمليات سه شنبه بغلان به يكى از آرزوهاى ديرين شان رسيد. كاظمى از سال هاى دور وشايد از همان هنگام كه قبيله القاعده و طالبان دام ترور براى همرزم او ، احمد شاه مسعود افكند در فهرست سياه اين گروه قرار داشت.
*در دو كسوت چريك و سياستمدار
كاظمى در تركيب بندى دولتمردان امروز افغانستان در حلقه مجاهدان قرار داشت. او دراين جرگه به عنوان يكى از اركان اصلى رهبران جهادى شناخته مى شد. كاظمى و معدود يارانش همانند يونس قانونى ، دكتر عبدالله ، برهان الدين ربانى ، خليلى و.... در واقع نسلى از رهبران سياسى كابل را نمايندگى مى كنند كه در حيات ۴۰ ـ ۵۰ ساله خويش سه دوره پر تلاطم تاريخ افغانستان را تجربه كرده اند. آنها ايام جوانى خويش را در ميدان مبارزات چريكى با ارتش سرخ و مقطع ميانسالى را در مقاومت برابر طالبان و حاميان منطقه اى آن و بالاخره برهه پس از ۱۱ سپتامبر را در مسير ايجاد حكومت دموكراتيك جديد سپرى كرده اند. كاظمى به همين ترتيب كه خود زاده ولايت شرق افغانستان، پروان است در سال هاى جوانى، كابل را ترك كرد و به صف مخالفان دولت كمونيستى آن وقت پيوست و عضو تشكيلات جهادى افغانستان به رهبرى محمد اكبرى شد. سال ۱۳۶۸ ، زمانى كه احزاب هشت گانه شيعه مذهب افغانى كه عمدتاً در ايران تشكيل شده بودند، دست به تشكيل حزب وحدت اسلامى زدند، مصطفى كاظمى عضويت شوراى مركزى اين حزب را به دست آورد. او در سالهاى جهاد بازوى اصلى فرمانده محبوب آن روز شيعيان عبدالعلى مزارى بود كه همانند مسعود به دست طالبان به شهادت رسيد .
در ايامى كه مجاهدان نخستين دولت موقت را برپاكردند كاظمى يار اصلى دولت هاى ائتلافى بود كه به دست ربانى و فرماندهى احمدشاه مسعود برپا شد. در روزهايى كه كابل به دست طالبان سقوط كرد مصطفى كاظمى در كنار فرمانده مسعود باقى ماند و براى آزادى اين سرزمين جبهه متحد ملى دفاع از افغانستان را كه بعد به ائتلاف شمال شهرت يافت تأسيس كردند.
اما درخشش نقش هاى كاظمى زمانى بود كه او در قامت يكى از رهبران گروه هاى جهادى پس از فتح كابل در سال ۲۰۰۱ در رديف يكى از پايه گذاران نظام نوين افغانستان نشست و پيمان معروف بن را امضا كرد.
در حكومت نوين افغانستان كاظمى تصدى حوزه اقتصاد را برعهده گرفت و اين تصميم در واقع راهبرد جديد اين رهبر جهادى بود كه تاكنون فقط با چهره اى سياسى شناخته مى شد.
به گفته همكارانش اين تصميم كاظمى ريشه در آرمان وانديشه بلند او داشت كه معتقد بود افغانستان فقط در صورت غلبه بر غول فقر و بى سوادى مى تواند عفريت تروريسم و خشونت را از اين ديار دور سازد.
كاظمى پس از پوشيدن لباس وزارت اقتصاد و تجارت نيز ياران خويش در حوزه سياست و دفاع را تنها نگذاشت و همچنان به عنوان يكى از اعضاى حلقه تصميم گير سياسى كشور باقى ماند. تا حدى كه گروه رهبران جهادى هنگام تشكيل بزرگترين تشكل سياسى افغانستان موسوم به جبهه ملى مسئوليت سخنگويى جبهه را به او سپردند.
انتخابات پارلمانى ۲۰۰۵ افغانستان يك ميدان آزمون براى سنجش اعتبار اجتماعى اين دولتمرد بود. سيد مصطفى كاظمى، از كابل در رقابت هاى انتخاباتى شركت كرد و به عنوان نماينده پايتخت به پارلمان افغانستان راه يافت. آراى خيره كننده مردم كابل، كاظمى را پس از اين در رديف يكى از محبوبترين چهره هاى اين كشور نشاند. او با اين انتخاب ناگزير كابينه را ترك كرد و در جايگاه يكى از ليدر هاى پارلمان رياست كميته اقتصادى مجلس نمايندگان و همچنين رياست گروه پارلمانى موسوم به گروه استقلال افغانستان نشست.
*مرد تدبير وميانه روى
شايد از بارزترين ويژگى هاى كاظمى كه او را از همتايانش متمايز مى كرد جمع دو خصلت آرمانگرايى و ميانه روى در شخصيت او بود. كاظمى در عين حال كه از سازش و كرنش در برابر جبهه زور و جبريت پرهيز مى كرد اما از هرگونه افراط و تندروى نيز گريزان بود.
درجه منطق گرايى در رفتار و مواضع او به همان اندازه پر رنگ بود كه خصلت آرمانگرايى و مجاهدت . و راز محبوبيت و ماندگارى او نيز در اتصاف به اين دو خصلت در سرزمينى است كه افراط و تند روى دربستر فرهنگ و تاريخ آن ريشه انداخته است . خصلت ميانه روى كاظمى باعث شده بود كه در نگاه همه طيف هاى سياسى او مردى مرضى الطرفين و معتمد شناخته شود. با آنكه عضو جرگه جهاديون بود اما با نسل ديگر سياستمداران تكنوكرات نيز مناسباتى حسنه داشت . دولت كرزاى همان اندازه به او اعتماد داشت كه ربانى و قانونى به وى دل بستند.
كاظمى از اين دو هنر خويش در سال هاى اخير كه دولت كابل به دليل شكست هاى عميق در جنگ با طالبان با شكاف و تضاد روبرو شد فراوان بهره جست. او در جايگاه سخنگوى جبهه ملى - بزرگترين تشكل منتقد دولت - مانند بسيارى از همرزمان و مجاهدان سابق از وضع موجود ابراز نارضايتى كرد، اما براى بيان مخالفت خويش همواره از روش هاى معقول و منطقى بهره جست. دولت كرزاى كه به اين نقش كليدى كاظمى واقف بود در بروز هر تنشى او را به مياندارى و ميانجيگرى فرا مى خواند.
كاظمى جبهه ملى را يك جناح اصلاح طلب در كنار دولت مى خواند كه در كوتاه مدت و دراز مدت اهدافى را براى اصلاحات در افغانستان در نظر دارد.
كاظمى چنان كه برخى از مقام هاى كابل در مجلس يادبودش گفته اند در واپسين روزهاى حياتش به معناى واقعى تكيه گاه دولتمردان و احزاب اين كشور بود. طراحان ترور او نيز به يقين باخبر از اين نقش وى به سراغش رفتند.
انديشه هاى بلند او وقتى كه در جمع خبرنگاران راه چاره بن بست امروز افغانستان در جنگ را تشريح مى كرد هويداست . او دراين گفت و گو با رد نظر كسانى كه سكوت و خانه نشينى و واگذارى امور به خارجيان را تجويز مى كنند گفت افغانستان در اين مرحله نيز فقط با تكيه بر اراده مردم خويش در عين جلب حمايت جهانى مى تواند به سوى صلح و آبادانى راه كشد. همه دوستانش را از افراط پرهيز مى داد ومى گفت هرگونه حركت افراطى و شتاب زده كه منجر به شكست قانون اساسى افغانستان يا شكاف ميان دولتمردان و يا ايجاد جبهه جنگ جديد شود، نتيجه معكوس به دنبال خواهد داشت.
كاظمى در آخرين سخنانش در اجلاس هرات در عين حال كه پيام دوستى و محبت به همسايگان ايرانى مى فرستاد از همسايه هاى ديگر دلى پرگلايه داشت و مى گفت: برخى از آنان نه تنها در حمايت از شورش ها و ناامنى ها دست برنداشته اند كه حتى بزرگترين مانع خطوط ترانزيتى افغانستان هستند. كاظمى يكى از دوستداران صديق ايران و ايرانى بود و اين نكته در مثنوى زندگى اين مجاهد محبوب به ثبت رسيده است كه عشقى عميق به تاريخ و فرهنگ ايران زمين داشت و همين باعث شده بود كه تهران را خانه دوم خويش خواند . با مرگ او ايرانى ها هم يكى از ياران صديق شان را از دست دادند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |