|
|
|
|
|
|
|
|
دست فروشى زيرزمينى
] رضوان روح بخش ]
پس از لحظه اى قطار سريع السير با صداى بلندى توقف كرد. سوار شدم و به علت پر بودن صندلى ها و ازدحام مسافران كنار ميله وسط راهرو ايستادم. دو خانم در وسط و انتهاى واگن اجناسى را به مسافران عرضه مى كردند و برخى از آنها نيز پس از وارسى اجناس آنها را مى خريدند. كمى متعجب شدم. اينجا هم ... پديده دستفروشى تقريباً در تمام نقاط كشور بويژه در شهرهاى بزرگتر وجود دارد. در شهرهايى كه اختلاف سطح زندگى مردم در آن بيشتر است، اين پديده در ميان قشر كم درآمد بيشتر به چشم مى خورد. دستفروشى عمدتاً كارى مردانه است كه در اثر كمبود فرصت هاى شغلى مناسب ايجاد شده و رواج يافته است. اغلب افراد جوياى كار و بيكار براى گذراندن امور خود سرمايه اندكى فراهم مى كنند و با خريد پاره اى اقلام و گستردن بساط خود در كنار خيابان اقدام به فروش اجناس خود مى نمايند. جالب توجه است كه برخى از آنها محل بساط خود را كاملاً مشخص نموده و در صورتى كه دستفروش ديگرى به آن نقطه بيايد اجازه كسب به او نمى دهند و حتى ممكن است كار به نزاع نيز كشيده شود. كار دستفروشى از جنبه هاى مختلفى قابل بررسى است. از سويى دستفروش مثل مغازه دار معمولاً جاى كاملاً مشخصى ندارد. بنابراين هزينه هايى چون عوارض، ماليات و حق اجاره را ندارد و از سويى ديگر قابليت جابه جايى و رفتن به نقاط پرتردد و احياناً پرمشترى را دارد. همچنين تصور عموم بر اين است كه جنس دستفروش ارزانتر از مغازه است و بر سر قيمت كمتر با دستفروش چانه مى زنند تا مغازه دار و از جهت ديگر در صورت معيوب بودن جنس امكان تعويض كردن براى مشترى به علت جابه جايى دستفروش معمولاً وجود ندارد. البته خود دستفروش نيز هيچ گونه تضمين و امنيت شغلى نيز ندارد و هر لحظه امكان دستبرد به وسيله سارقان خيابانى و يا مشترى هاى قلابى كه با سرگرم كردن فروشنده اقدام به سرقت اجناس وى مى نمايند وجود دارد. همچنين هر دم امكان توقيف دستفروش و بساطش به وسيله مأموران دولتى نيز هست. گاهى نيز دستفروش مشتريان مناسب و كافى براى اجناس خود نمى يابد و ممكن است ساعت ها و روزها در پى فروش اجناس خود از اين سو به آن سو سرگردان باشد. دستفروشان معمولاً در اماكن و معابر شلوغ و پرترد اقدام به كسب و كار مى كنند و اجناس مختلف و متنوع را در اماكن پرجمعيت عرضه مى كنند. اماكنى مانند اطراف ميادين بويژه ميدان هايى كه در دست ساخت هستند ـ مثل موقعيت فعلى ميدان رسالت ـ و خيابان هاى پرتردد ـ مثل خيابان ولى عصر حوالى ميدان ـ محل تجمع آنهاست. گاهى نيز اجناس خاصى را در بازار آن جنس به صورت دستفروشى عرضه مى كنند. مثل فروش كتاب و نوشت افزار در خيابان انقلاب حوالى ميدان كه بازار كتاب است. گاهى نيز اجناس خاصى در اتوبوس هاى درون شهرى عرضه مى شود كه معمولاً تعداد آنها كم است. در سال هاى اخير ورودى ايستگاه هاى مترو كه عمدتاً شلوغ است به صورت مكان مناسبى براى اين افراد درآمده است تا بساط فرد را در كنار و جلوى ايستگاه گسترده و اقدام به كسب نمايند و به نظر مى رسد استقبال مردم نيز براى آنها رضايتبخش است. البته حضور در اين مراكز هر لحظه امكان پيگرد قانونى دارد. اما مكان امن تر و مناسب تر براى آنها داخل واگن هاى قطار مترو است. همان طور كه گفته شد دستفروشى عمدتاً كارى مردانه است اما در واگن هاى قطار مترو وضع كمى متفاوت است. نخستين و آخرين واگن قطار ويژه بانوان است و بازار جالبى براى دستفروشان زن كه در اماكن ديگر چندان امكان كسب و كار ندارند، است. با توجه به پائين بودن رتبه دستفروشى در قشربندى اجتماعى مشاغل و نيز پائين بودن امنيت شغلى آن همان طور كه ذكر شد، عوامل ديگرى نيز سبب بالا بودن ريسك اين كار براى خانم ها مى شود. از جمله برخورد با همكار كه مى تواند به صورت رقابت يا ستيزه جويى باشد و نيز آسيب پذيرى بيشتر زنان نسبت به مردان. در اين شغل واگن هاى قطارهاى مترو مناسب ترين مكان براى كسب و كار آنهاست. زيرا در اين قطارها امكان اينگونه خطرات تا حد زيادى پائين مى آيد و بسيارى از زنان دستفروش ترجيح مى دهند در اين قطارها دست به فروش اجناس خود بزنند. زنان دستفروش از جوان تا مسن گرفته، اجناس مختلفى را در اين واگن ها به مسافران عرضه مى كنند. از فال حافظ، بادكنك و دستمال آشپزخانه گرفته تا انواع لباس و از گل هاى زينتى، لوازم آرايش و عروسك گرفته تا اسباب بازى و حتى كتاب در اين واگن ها براى فروش مى آورند. مسافران نيز اغلب از آنها استقبال مى كنند و ترجيح مى دهند اجناس مورد نياز خود را با هزينه كمتر و بدون مشكلات رفت و آمد تهيه نمايند. هنگامى كه با فروشندگان صحبتى از سر دوستى باز مى شود اين كسب و كار را عامل امرارمعاش خود ذكر مى كنند تا حدى نيز راضى هستند و از اين كه چنين مكان امنى براى فروش اجناس خود دارند نيز كمابيش شادى پنهانى در درون دارند. صحبت هاى مسافران نيز حاكى از اين است كه وجود چنين بازار سيارى كه فروشندگان آن خانم هستند و كالاهاى متنوع و مرغوبى را عرضه مى كنند و نيز آنها ناچار به پيمودن مسافتى براى اين كار نيستند و قيمت آنها نيز عمدتاً مناسب است، خوب است. پديده دستفروشى در مترو به وسيله خانم ها از دو نظر قابل بررسى است. نخست اين كه تكنولوژى در كنار كاركردهاى آشكار خود چنين كاركردهاى پنهانى را نيز به همراه دارد. از آنجا كه دستفروشى از زمره مشاغل كاذب است، صرفه اقتصادى براى دولت ندارد و كمكى به چرخه اقتصادى دولت نمى كند و دوم اين كه شغل دستفروشى كه بيشتر شغلى مردانه بوده و حضور زنان در آن بسيار كم رنگ بوده است. از طريق اين تكنولوژى سبب حضور فعال تر و پررنگ تر زنان در عرصه فعاليت اقتصادى خارج از منزل در حوزه اجتماع مى شود. همچنين تفكيك جنسيتى و استقبال مسافران خانم از دستفروشان زن لزوم وجود مراكز فروش با فروشنده زن را براى راحتى و آسايش بيشتر خانم ها نشان مى دهد. از آنجا كه ريشه كن نمودن پديده دستفروشى كارى ناممكن و يا بسيار مشكل و هزينه بر و زمان بر خواهد بود، لذا ساماندهى آنها و فراهم نمودن مكان مناسبى جهت كسب و كار آنها در محل هاى پرترددى چون شبكه هاى مترو كارى لازم و ضرورى به نظر مى رسد. ايجاد مراكز فروش كه در شبكه مترو در دست اقدام است كارى بسيار مناسب در جهت هدايت فروشندگانى از اين دست است.
|
|
|
|
|
آسايش شهرى در زيرزمين
|
|
|
] مهرى حقانى]
پلكان بلندى كه شهروندان را به زيرزمين شهرها مى رساند، آنها را تنها با واگن هاى در حركت و مسيرهاى مشخص شده حركت آنها روبه رو نمى كند. در حقيقت اين راه پرپيچ و خم زيرزمينى، برش هاى كوتاه سيار اما متفاوتى از زندگى شهروندى، فرهنگ، تاريخ و سرگرمى ماست. از آن سو، مترو به سادگى و نه از سر تحميل، فضاى مدرن خود را با رفتار و حركت شهروندان عجين مى كند. آنها همچنان كه در انتظار يا حركتند با شكل جديد و درخورى از رفتار شهروندى آشنا مى شوند. حمل ونقل زيرزمينى نه تنها كامل ترين و فراگيرترين پاسخ به مشكلات حمل ونقل كنونى است بلكه در متن خود شكل متناسب و جديدى از زندگى شهروندى، آثار هنرى، تاريخ و جامعه مبدأ را به نمايش مى گذارد. نوازندگان مترو لندن در هنگام صبح آهنگ هاى متناسب با آغاز يك روز كارى را براى مسافران مترو مى نوازند و در هنگام عصر آهنگ هايى را مى نوازند كه براى شهروندان خسته از يك روز كارى متناسب باشد. هر يك از آنها داراى مجوز پليس براى فعاليت هاى مترو هستند و حتى براى دريافت آن يك امتحان ورودى نيز مى دهند. اگرچه در ازاى نواختن موسيقى براى مردم در حال گذر اجبارى به پرداخت پول نيست اما درآمد ماهيانه آنها به ۲ هزار پوند در ماه مى رسد. نكته جالب آن كه چند تن از بزرگان موسيقى، از ميان نوازندگان مترو بوده اند. بدين ترتيب مترو، تنها حركت نيست، در شهرهاى پيشرو جهان، مترو يك هويت فرهنگى، اجتماعى دارد. همچنين اين دالان هاى زيرزمينى در حكم گنجينه اى براى حفظ آثار ملى، فرهنگى و هنرى هستند. هرچند كه تاريخ نگارى مترو نيز به همين عامل برمى گردد. چنانكه نخستين بار در انگلستان براى حفاظت از پول و اشياى قديمى يك تونل زيرزمينى حفر شد. بعدها اين فكر به وجود آمد كه از چنين امكانى يك استفاده عمومى نيز بشود. در حقيقت ايده مترو از همين جا شكل گرفت. اينك بيش از ۱۳۰ سال از آغاز استفاده عمومى از اين تونل زيرزمينى مى گذرد. بعدها شهرهاى پاريس، نيويورك و مسكو نيز به ترتيب صاحب قطار زيرزمينى شدند و خيلى بعدتر بود كه مترو تهران نيز سرانجام به بهره بردارى رسيد. تهران ماهانه بيش از ۹۳۰ ميليون سفر درون شهرى دارد، يعنى حدود ۱۳ ميليون مسافر روزانه جابه جا مى شوند. مترو در اين ميان مى تواند ۴۰ درصد ظرفيت سفرهاى درون شهرى را پر كند. بنابراين شبكه خطوط مترو با فراگيرى بالقوه و بالفعلى كه بر يكى از مهم ترين ابعاد اصلى زندگى شهرى، يعنى حمل ونقل دارد، ناخودآگاه سايه خود را بر زواياى زندگى اجتماعى شهروندان نيز مى گسترد. * عقربه هاى گرانبها مهم ترين شاخص كار خطوط اين شبكه زيرزمينى زمان است. برنامه حركت تمام خطوط اعلام شده و دقيق است و رعايت دقيق اين برنامه، ضربان اصلى كار در اين شبكه است. بدين ترتيب مترو نمايش دهنده تمامى ويژگى هاى اصلى يك سيستم حمل ونقل شهرى ايده آل است: سرعت، نظم، آسايش. گاه براى آموزش برخى رفتارهاى عمومى تنظيم يك قالب مدون كه بيش از هرچيز نظم و ترتيب در بطن آن جا افتاده باشد كافى است تا به مرور زمان رفتارهاى پراكنده، نامنظم و پريشان مردم را صيقل دهد. مترو تكنولوژى هنگفتى است اما به راحتى زبان رفتارى مراجعين خود را با خود تطبيق مى دهد. سيما اكرامى كارشناس ارشد جامعه شناسى شهرى در اين مورد مى گويد: «حركت منظم و بهنگام واگن ها، مسافران را مجبور مى كند دقيقاً در هنگام حركت و شايد هم كمى پيش از آن در ايستگاه حاضر شوند. متوسط تأخير در هر سرويس ۲دهم ثانيه است. مترو به دليل سروكار داشتن با مردم عادى توانسته فرهنگ استفاده از خود را ميان آنها جا بيندازد. در اين ميان مردم ثابت كرده اند در صورت راه اندازى معقول و منطقى سيستم هاى اجتماعى و زيستى قادر به تطبيق خود با آنها هستند. اين در حالى بوده است كه هيچ آموزشى براى استفاده از مترو به جز علائم درون ايستگاه ها به مردم داده نشده بود. از آنجا كه استفاده از اين تكنولوژى پيشرفته، نيازمند برنامه ريزى مشخص، روشن و دقيقى است، مردم نيز روال سفرهاى خود را با زبان سوار و پياده شدن از قطارها تطبيق مى دهند. اگر يك مسافر مترو كرج يك دقيقه دير برسد، اين ديركرد، ۴۵ دقيقه لطمه زمانى به وجود مى آورد. يعنى زمان معناى جديدى پيدا مى كند و اين يكى از عوامل اصلى زندگى در شهر است.» براساس يك نظرسنجى از سوى مركز مطالعات و سنجش افكار عمومى، ۵۲ درصد از مترو براى رفتن به محل كار، ۱۹ درصد براى رفتن به مراكز آموزشى، ۱۵ درصد براى رفتن به مراكز خريد و ۱۲ درصد براى ديگر اهداف، از مترو استفاده مى كنند. ۴۹ درصد از پاسخگويان با اتوبوس، ۲۷ درصد تاكسى و ۱۹ درصد با پاى پياده به مترو مى رسند. ۸۶/۵ درصد مسافران از پاكيزگى ايستگاهها و ۸۰/۵ درصد از پاكيزگى واگن ها رضايت داشته اند. از سيستم تهويه داخل واگن ها ۵۳ درصد رضايت كامل و ۲۷ درصد رضايت نسبى داشته اند. همچنين ۷۲ درصد مترو را مكانى كاملاً امن دانسته اند و ۲۲ درصد امنيت مترو را نسبى دانسته اند. چكيده اين نظرسنجى نشان مى دهد مترو يكى از اساسى ترين روش هاى حمل و نقل عمومى با مزاياى زياد نسبت به ساير شيوه هاى حمل و نقلى است. * زيبايى خراب نشدنى با اين حال مسأله ديگرى كه هميشه گريبانگير وسايل حمل و نقل عمومى و ديگر وسايل عمومى در زندگى شهرى است، در شبكه مترو نيز وجوددارد، ونداليسم يا ويرانى در سطح شهرهاست. با اين حال مترو يكى از پائين ترين آمار مشاهده ونداليسم را به خود اختصاص مى دهد. پيش از پرداختن به اين موضوع بايد اشاره كرد كه فرسودگى واگن ها و تجهيزات مترو جدا از اين پديده است. چنانكه بنا به گفته مديرعامل شركت بهره بردارى مترو ۳۰ درصد از قطارهاى خط ۱ و۲ مترو و ۶۰ درصد از قطارهاى خط ۵ مترو تهران فرسوده اند، كه نيازمند تعميرات اساسى هستند. هم اكنون ۸۰ قطار در خطوط ۱ ، ۲ و ۵ خدمات رسانى مى كنند كه در اين ميان ۲۶ قطار فرسوده محسوب مى شوند.» چنين چيزى در بخش مسئوليت هاى مديريت نگهدارى تجهيزات شهرى جا مى گيرد. اما ونداليسم پديده اى مربوط به رفتارهاى شهروندان نسبت به تكنولوژى هاى جديد است. اين مسأله در سطح شبكه مترو به نقاط مختلف شهر و فرهنگ هاى مختلف محله هاى شهرى نيز بستگى دارد اما به نسبت ديگر وسايل نقليه به مراتب وضعيت بهترى دارد. ريشه پديده ونداليسم ياويرانگرى شهرى به تأخير فاز فرهنگى مردم يعنى عقب ماندگى فرهنگ ذهنى و معنوى از فرهنگ مادى بر مى گردد و از آنجا كه در كشور ما پروسه هاى منطقى تكنولوژى ها طى نشده، پديده ونداليسم همواره در عرصه هاى اجتماعى حضور داشته. سيما اكرامى دراين مورد مى گويد: «اين هماهنگى ذهنى با تكنولوژى، در كشورهاى پيشرفته تجربه شده است. در حالى كه در شهرهاى ما به يكباره ماشين هاى نو و مدل بالا وارد مى شوند، بدون اين كه مردم شاهد روند تكامل آنها باشند. با اين حال در مورد مترو، مردم پيش از اين اتوبوس راديده اند و از سر گذرانده اند، زمانى نيز آنها را خراب كرده اند و حالا دريافته اندكه در استفاده از يك وسيله جديد شهرى نيازى به اين گونه رفتارهاى مخرب نيست. از سويى مترو، وسيله اى آرام، به صرفه و دقيق است. هماهنگى با ديگران در پياده و سوار شدن، احترام و ادب كاركنان مترو و حركت گروهى مردم باعث ارتقاى فرهنگ استفاده از مترو شده است. از سوى ديگر، اگر مردم از سرويس دهى خاصى راضى باشند، دست به ناهنجارى هاى اجتماعى مانند خراب كردن و از بين بردن تجهيزات نخواهند زد.» مسئول يكى از ايستگاه هاى مترو نيز ايده جالبى دارد. او مى گويد وقتى مردم اطمينان دارندكه سر وقت به مقصد خود مى رسند، پس اعصاب راحتى دارند. سرويس دهى مترو هر ۱۰ دقيقه است ، ترافيك و چراغ قرمز يا تجاوز به حريم يكديگر وجود ندارد، قانون و رعايت آن يك امر مسلم است. با اين همه، ضمانت كنترل چنين روندى بسته به حفظ كيفيت مترو و از سويى تنظيم نياز مسافران و ظرفيت مترو است. براى همين در هنگام صبح ها كه مترو خيلى شلوغ است، ازدحام ايجاد مى شود و اگرچه خاصيت مترو آن است كه در هر صورت ، نوبت رعايت مى شود اما افزايش استفاده از مترو بايد با افزايش خطوط همراه باشد.» * شناسنامه فرهنگى در حقيقت مترو همانند چرخ دنده حمل و نقل شهرى حركت مى كند. يك مترو مناسب و كارا موجب مى شود تا سطح ترافيك در بستر اصلى شهر نيز منظم شود. بنابراين روحيه نظم به سطح خيابانها نيز خود به خود سرايت مى كند و در نتيجه يك روند متعادل در كل شبكه حمل و نقل عمومى شهر پديد مى آيد. در خلال چنين پيشرفتى، نظم، احترام به قانون و حقوق ديگران، وقت شناسى، نگهدارى از اموال عمومى نيز در رفتارهاى اجتماعى شهروندان نهادينه خواهد شد. با اين حال چنان كه در آغاز گفته شد، مترو تنها راهى براى گذر و رسيدن نيست. هم اكنون مترو در شهرهاى بزرگ، نوعى شناسنامه فرهنگى نيز هست. موقعيت امن و محفوظ ايستگاه هاى مترو از ديرباز به عنوان عاملى براى حفظ آثار با ارزش بوده است چنان كه در ۲ جنگ جهانى بسيارى از كشورهاى اروپايى براى جلوگيرى از نابودى بسيارى از مجسمه ها، نقاشى ها و بناهاى تاريخى بويژه در برابر بمباران هاى هوايى، از مترو استفاده مى كردند. شايد تجربه ذهنى بشر از غارها براى حفظ انديشه ها و آثار خود به اين مسأله دامن مى زد. بدين ترتيب متروها به نوعى گالرى هنر نيز تبديل شدند. به تدريج ايستگاه هاى مترو به نوعى به مصارف موزه، نمايشگاه و حتى استوديوهاى فيلمسازى رسيد. استوديوهاى سينمايى در مترو لندن در صنعت فيلمسازى انگلستان نقش اصلى دارند. ۲۰۷ كيلومتر مترو شهر مسكو دربرگيرنده مجسمه ها و كنده كارى هاى سنگى و برنزى مانند بزرگترين موزه دنياست. در مترو شهرهاى آمريكا آثار ساخته شده از كاشى، مس و برنز، تاريخ تمدن بشر را به مسافران نشان مى دهد. مشابه چنين حركت هايى در مترو تهران هم اتفاق افتاد تابلو پرواز اثر حسن مسلم پور - ايستگاه ميرداماد، تابلو جاى خالى اثر نادر منصورافشارى - ايستگاه طالقانى، تابلو ارابه ران خورشيد - ايستگاه صادقيه، تابلو عمارت كلاه فرنگى - ايستگاه حسن آباد و... در حقيقت مترو تركيبى از سفر، افزون بر نمايش ديدارى و شنيدارى فرهنگ و هنر است كه اين تركيب آميخته در درازاى گذر زمان به رفتار، برداشت و نگاه مسافران خود رنگ و بوى جديدى مى بخشد. مسافرانى كه شايد هيچگاه به موزه نروند يا تصور خاصى از فرهنگ و يا تاريخ خود نداشته باشند را با مكث هاى هرچند گذرا اما مكرر بر عناصر ارزشمند ملى و فرهنگى روبه رو مى كند و كمترين كاركرد آن اندكى تمدد اعصاب و لحظه اى آرام و به دور از جنجال است. اگرچه رفتار ترافيكى شهروندان همواره به عنوان يك تصوير آزاردهنده و دور از رفتار متعارف راهنمايى و رانندگى عنوان مى شود اما تجربه مترو نشانگر اين نكته است كه تعبيه قالب هاى استاندارد مانند يك بسته آموزشى عمل مى كند. شايد اين فرايند به سرعت به بار ننشيند اما در نهايت شهروندان با رفتار درست و قانون آشنا مى شوند، به نظم خو مى گيرند و تكرار يك رفتار در نهايت ملكه ذهنى و رفتارى آنها مى شود. چه بسا مترو در تجربه اجرايى خود نواقصى نيز داشته است، كندى تكميل شبكه و حجم زياد مسافران به نسبت واگن ها و خطوط از مهمترين مشكلات اين سيستم حمل و نقل بوده است كه نيازمند مساعى بيشتر براى تكميل و راه اندازى شبكه هاى جديد است. از سويى بخش نگهدارى و نظارت نيز بخش دوم و مهمتر آن است. اما در نهايت اين شيوه جديد حمل و نقل در كشور مى تواند قالب و آزمون جديدى براى گسترش و آموزش رفتارهاى شهروندى، نظم، حقوق متقابل و زيبايى شناسى شهرى باشد.
|
|
|
|
|