|
آزمونى براى دموكراسى لبنان
|
|
|
] دكتر خيرالله پروين / بخش پايانى ]
* اكثريت خاص براى انتخاب رئيس جمهور سؤالى كه امروز وجود دارد و موجب جدل و گفت و گو ها بين موافقين و مخالفين شده اين است آيا منظور از اكثريت، تمام اعضاى مجلس نمايندگان است يا حدنصاب عادى كه اصل ۳۴ قانون اساسى نظر دارد يعنى اكثريت اعضاى حاضر، به عبارت ديگر آيا اكثريت دو سوم در دوره اول رأى گيرى و اكثريت مطلق در دوره هاى بعدى كه در اصل ۴۹ براى انتخاب رئيس جمهور ذكر شده به يك نسبت مورد نظر هستند يعنى در هر دو دوره مجموع اعضاى مجلس مورد نظر است يا اكثريت حاضرى كه در مجلس وجود دارند البته كسانى كه مى گويند منظور همان اكثريت عادى اعضاى حاضر درجلسه مى باشد به مقايسه وتطبيق بين بعضى مواد قانون اساسى استناد مى كنند . از يك طرف بين اصل ۴۹ و اصول ۶۰ ، ۷۰ ، ۷۷ و ۷۹ قانون اساسى يك مقايسه انجام داده اند و از طرف ديگربين متن فرانسوى و اصل ۴۹. يكى از صاحبنظران درخصوص مناقشه ها و گفت و گو ها حول اصول فوق و اصل ۴۹ بر اين اعتقاد است كه آنچه كه موافق با روح قانون اساسى است همانا حدنصابى است كه از مجموع اعضاى مجلس نمايندگان تشكيل يافته باشد(زهير شكر ۲۰۰۶ ص ۶۶۹) براى روشن شدن مطلب به بررسى آن مى پردازيم: بند دوم از اصل ۶۰ قانون اساسى درخصوص چگونگى اتهام رئيس جمهورى مبنى بر نقض قانون اساسى و خيانت به كشور بيان مى دارد كه رئيس جمهورى با رأى اكثريت دو سوم كليه اعضاى مجلس مجرم شناخته مى شود. همچنين به موجب اصل ۷۰ قانون اساسى درخصوص اتهام نخست وزير و وزرا به جرم خيانت به كشور يا اخلال در امور كشور با اكثريت دو سوم از مجموع اعضاى نمايندگان اين اتهام تأييد مى شود. بند «ب» اصل ۷۷ بازنگرى قانون اساسى را با اكثريت دو سوم اعضاى حاضر امكان پذير مى داند. و در صورت عدم موافقت دولت با بازنگرى قانون اساسى رأى گيرى مجلس با اكثريت سه چهارم از اعضاى تشكيل دهنده قانونى جلسه مجلس امكان پذير است. بند ب اصل ۷۹ درخصوص رأى گيرى مجلس براى طرح ها و لوايح اكثريت دو سوم اعضاى حاضر كه به صورت قانونى تشكيل جلسه داده و به حدنصاب رسيده را ملاك و معيار مى داند. همچنين به موجب بند «ب» اصل ۷۹ هرگاه لايحه قانونى بنيادين درخصوص اصلاح قانون اساسى در مجلس نمايندگان مطرح باشد، مجلس زمانى مى تواند به صورت قانونى به شور و رأى گيرى در مورد موضوع مطروحه اقدام نمايد كه اكثريت دو سوم اعضاى تشكيل دهنده قانونى آن حضور داشته باشند و رأى گيرى بايد با همين اكثريت انجام گيرد. آنچه كه در اين اصول چهارگانه ظاهر و آشكار است همانا اختلاف در صياغ و بيان آن اصول است. اصول ۶۰ و ۷۰ بيان مى دارد كه اكثريت تشكيل مى شود از مجموع اعضاى نمايندگان در حالى كه اصول ۷۷ و ۷۹ مى گويد اكثريت دو سوم و سه چهارم از مجموع اعضاى حاضر در مجلس كه به صورت قانونى رسميت مى يابد تشكيل مى شود.در مجموع روشن مى شود كه در متن همه اين اصول انواع مختلفى از معانى بكار گرفته شده است ليكن همه آنها يك قاعده را تعبير مى كنند و آن تعبير عبارت از مجموع نمايندگان است. در اين خصوص مى توان به ديدگاه يكى از اساتيد حقوق عمومى دانشگاه لبنان استناد كرد: اين نوع اختلاف در اصول چهارگانه و اصل ۴۹قانون بيشتر شكلى مى باشد. قوانين اساسى معمولاً در اصول خود براى بيان بعضى احكامى كه شبيه به هم هستند از يك صيغه واحد تبعيت نمى كند بلكه داراى صياغ متنوعى مى باشند ، ليكن معانى اين صياغ به خاطر اختلاف شكل در نوع نوشتن با همديگر متفاوت نيستند. نمونه هاى اينگونه اختلاف فراوان است نه صرفاً در قانون اساسى يا حقوق اساسى بلكه اين نوع اختلاف در صياغ، در قوانين بين المللى و قوانين داخلى و شعبات آن هم يافته مى شود. ( دكتر ادمون رباط، الوسيط فى القانون الدستورى اللبنانى ص ۶۷۲) *كدام تفسير راهگشا است مسأله اصلى لبنانى ها در دعواى سرنوشت سازى كه بر سر قانون انتخابات اين كشور بروز كرده اين است كه در اين دو راهى و بن بستى كه آنها گرفتار شده اند سرانجام رأى كدام دسته از حقوقدانان معقول و موجه است و گره تفسيرى اين قانون چگونه بايد گشوده شود. اينجاست كه حقوقدانان از اوائل قرن بيستم متوسل به طريق هاى علمى براى تفسير قوانين شده اند. به عبارتى آنها براى تطبيق قانون با نيازهاى عصر حاضر راهى را برگزيده اند كه متفاوت از راه و روش قديمى براى تفسير قانون مى باشد. راه درست براى اين هدف، تعلق شكلى قانون كه از واقعيت هاى اجتماعى به خاطر اسباب اوليه قانون از آن دور شده است نمى باشد، بلكه صاحبنظران براى تفسير آن به احقاق حق و استحكام عدالت و وجدان در چارچوب مصلحت عاليه عموم توجه دارند. اما ملاحظاتى درخصوص گشودن گره هاى قانون انتخابات لبنان ( اصل ۴۹ قانون اساسى لبنان) ۱- براى گشودن گره اختلاف از قانون انتخابات لبنان يا همان اصل ۴۹ ابتدا ذكر اين نكته ضرورى است كه اصل ۴۹ با صراحت و به روشنى شرايط تعيين رئيس جمهور بيان داشته است و وقتى كه شرط دو سوم را قرار مى دهد منظور از دو سوم اكثريت مجموع تعداد نمايندگان مى باشد نه دو سوم از مجموع اعضاى حاضر در جلسه. ۲- اختلافى كه در متن عربى اصل ۴۹ و متن فرانسوى آن وجود دارد صحيح و درست مى باشد، ليكن بعد از اين كه زبان رسمى لبنان به موجب اصل ۱۱ قانون اساسى عربى اعلام گرديد و تفسير لغوى و متن اصل ۴۹ بر تعداد اعضاى مجموع نمايندگان استوار است هم در دوره اول رأى گيرى و هم در دوره هاى بعد. ۳- آيا معقولانه و منطقى و عادلانه خواهد بود و مصلحت و منافع ملى و منطق سليم اين را مى پذيرد كه در جامعه لبنان كه شالوده آن را طوايف و اقوام و مذاهب تشكيل مى دهند رئيس جمهور براساس حدنصاب عادى برگزيده شود آيا آن وقت انتخاب ايشان براساس اراده يك اقليت و فاقد پشتوانه مردمى نخواهد بود واقعيت اين است كه رئيس جمهور در اين سرزمين نماد وحدت و اقتدار ملى است لذا انتخاب آن از جمله مسائل مهم و حياتى كشور لبنان مى باشد، به موجب قانون اساسى رئيس جمهور رئيس دولت مى باشد و نه رئيس گروه معينى از مردم و به همين خاطر بالاترين اختيار را براى وحدت ملى به او سپرده شده است تا بتواند بين همه گروه ها و احزاب اين وحدت را ايجاد كند ، به همين خاطر است كه به موجب اصل ۷۵ قانون اساسى، مجلس نمايندگان در هنگام انتخاب رئيس جمهور تبديل به يك هيأت انتخاباتى و مختص همين موضوع مى شود و هنگام تشكيل جلسه براى انتخاب رئيس جمهور هيچگونه موضوع ديگرى در مجلس مورد بحث و بررسى قرار نمى گيرد. از طرفى قانون اساسى اجراى انتخابات را به موجب اصول ۷۳ و ۷۴ ضرورى و واجب دانسته و براى آن مهلت تعيين كرده است و اين بيانگر اهميت موضوع است. ۴- در اكثر قوانين دنيا انتخاب اعضاى نمايندگان مجلس با اكثريت مطلق رأى دهندگان صورت مى گيرد. چنانچه كانديدايى نتواند اكثريت آرا را كسب كند انتخابات يك بار ديگر تكرارمى شود تا اين كه آراى حائز در اين دوره به اكثريت نسبى برسد اين عمليات معروف است به «البالوتاج» (دكتر ادمون رباط) علاوه بر صراحت قانون درخصوص اكثريت مجموع نمايندگان، از نظر عرفى هم آنچه از اكثريت مطلق در نظر است عبارت است از مجموع نمايندگانى مى باشد كه مجلس را تشكيل مى دهند. يعنى مجموع نمايندگانى كه در قيد حيات هستند مگر اين كه كرسى نماينده اى به خاطر اوضاع و احوال غير ارادى و سياسى خالى از نماينده باشد( دكتر زهير شكر الوسيط ص ۶۷۴). لذا با توجه به اوضاع و احوال خطير لبنان در شرايط كنونى لازم است طيف نخبگان حقوق و قضا توجه نمايندگان مجلس اين كشور را به مسئوليت معطوف كنند تا در اين بزنگاه مهم منافع طايفه و گروه و احزاب كوچك بر منافع ملى و مردم غلبه نكند. نمايندگان پارلمان لبنان در اين قضيه با آزمونى بزرگ روبه رو هستند. حفظ اعتبار دموكراسى پوياى لبنان دراين است كه امروز قانونگذاران اين كشور پايبندى خود را به قانون براى انتخاب رئيس جمهور با حضور اكثريت مجموع نمايندگان به اثبات برسانند. *فارغ التحصيل دانشگاه بيروت
|