|
خاطرات كارآگاه
|
|
|
|
معماى پليسى
|
|
|
|
پاسخ معماى پليسى
|
|
|
|
كارشناسان و مسئولان با ابراز نگرانى اعلام كردند
|
|
|
|
|
خاطرات كارآگاه
چوپان دروغگو
] سرگرد احمدى/ بازنشسته شهربانى ]
عصر يك روز پائيزى در حال رسيدگى به پرونده هاى قتل بودم كه رئيس وقت شهربانى خواست به دفترش بروم. وقتى وارد دفتر شدم سرهنگ پرونده اى را به من داد كه مربوط به ناپديد شدن مرموز ۲ پسربچه در يكى از شهرهاى جنوبى كشور بود. او از من خواست براى روشن شدن سرنوشت ۲پسربچه سريع راهى آن شهر شوم. با نخستين پرواز همان شب خودم را به محل حادثه رساندم. البته در طول راه هم به مطالعه پرونده پرداختم. بر اساس گزارش مأمور اداره شهربانى، زن ميانسالى به نام اعظم چند روز قبل با مراجعه به پاسگاه از ناپديد شدن ۲فرزندش خبر داده بود. با توجه به اين كه آمار جرائم در اين شهر بسيار پائين بود ناپديد شدن اين ۲ كودك حساسيت هايى در منطقه ايجاد كرده بود. روز بعد به سراغ مادر ۲ كودك رفتم. او ادعا كرد: ۲ پسربچه اش حوالى ظهر براى بازى از خانه خارج شده ولى ديگر بازنگشته اند. اعظم كه به شدت نگران سرنوشت ۲ كودك خود بود مدعى شد مشكل خاصى با اهالى روستا نداشته است. در حالى كه تلاش براى كشف سرنخى از سرنوشت ۲ كودك ناپديد شده ادامه داشت، به شهربانى اطلاع دادند جسد ۲ كودك داخل غار كوچكى حوالى روستا پيدا شده است. يك چوپان كه مشغول چراى گوسفندان بود آن روز متوجه پرواز مشكوك چند كركس در بالاى غار شده بود. او به تصور اين كه يكى از گوسفندانش درون غار گرفتار شده به آن محل رفته و با اجساد ۲ كودك روبه رو شده بود. با پيدا شدن جسدها ترس و هراس در ميان اهالى دوچندان شده بود و مقام ها براى كشف راز اين جنايت هولناك هر روز تأكيد مى كردند. در جريان تحقيقات متوجه شدم پسر جوانى هر روز گوسفندانش را به آن حوالى مى برد به خاطر اين كه احتمال مى دادم چوپان جوان عاملان جنايت را هنگام انتقال اجساد ديده باشد به بازجويى از او پرداختم. پسر جوان در بازجويى ها گفت: چند روز قبل يك خودروى آبى رنگ پاى كوه توقف كرد و ساعتى بعد مرد جوانى هراسان و مضطرب از كوه پائين آمد و بعد از سوار شدن به ماشين سريع محل را ترك كرد.به دليل اين كه رفتارهاى آن مرد مشكوك بود شماره ماشينش را حفظ كردم. شماره پلاك را بررسى كرده و متوجه شدم ماشين متعلق به فردى به نام اصغر است كه از اهالى همان روستا است. همچنين در تحقيقات مشخص شد اصغر به خاطر مشكلات مالى با پدر ۲ كودك اختلافاتى قديمى داشته است. با بدست آمدن اين سرنخ اصغر دستگير و بازجويى ها از او آغاز شد اما او در تمام مراحل بازجويى منكر اتهامش شد . در ادامه اصغر را با چوپان جوان روبه رو كردم كه او با مشاهده متهم، وى را خيلى سريع شناخت. سپس از پسر جوان خواستم اظهاراتش را در برگه بازجويى بنويسد. اما او ادعا كرد به دليل اين كه سواد ندارد نمى تواند حتى يك كلمه بنويسد.سپس با ماژيك شماره پلاك خودروى اصغر را روى برگه اى نوشتم و از چوپان خواستم آن را بخواند ولى او قادر به اين كار نبود. همين موضوع باعث شد به او شك كنم و به بازجويى از او پرداختم و خواستم حقيقت را بيان كند كه شاهد دروغين اظهار داشت: عامل جنايت پدر ۲ كودك است. او پس از مخفى كردن اجساد فرزندان خود با پرداخت پول از من خواست اين ادعاهاى دروغ را مطرح كنم و عليه اصغر شهادت بدهم. بدين ترتيب پدر سنگدل دستگير شد كه در بازجويى ها گفت: به خاطر اختلافاتى كه با اصغر داشتم به دنبال انتقام از او بودم. به همين خاطر با طرح نقشه اى ۲كودك خود را به قتل رساندم و با صحنه سازى قصد داشتم اصغر را قاتل معرفى كنم.
|
|
|
|
|
معماى پليسى
جنايت كنار رودخانه
|
|
|
] محمد غمخوار ]
حوالى غروب سروان قاسمى با نوشتن گزارش نهايى كشف يك پرونده قتل راهى خانه شد. آن روز به جاى يكى از همكارانش افسر كشيك بود. روز پركارى را گذرانده و اميدوار بود تهران شب آرامى را سپرى كند. پس از گذر از ترافيك شهر خود را به خانه رساند. تازه از ماشين پياده شده بود كه تلفن كشيك به صدا درآمد. افسر نگهبان كلانترى ۹ بود كه از كشف جسد پسر جوانى در حاشيه رودخانه خبر مى داد. سروان بلافاصله بدون اين كه وارد خانه شود به سمت خودرو بازگشت. بعد هم خود را سريع به محل حادثه رساند. جسد در حاشيه رودخانه افتاده بود. مأموران اداره تشخيص هويت هم در حال اثربردارى بودند. كارآگاه خود را به جسد كه متعلق به پسرى با سن تقريبى ۲۵ سال بود رساند. خيسى لباس هايش نشان مى داد جسد را از داخل آب بيرون كشيده اند. نزديكى جسد هم زن جوانى گريه و شيون مى كرد. سروان پس از بررسى صحنه سراغ دكتر رفت. پزشك جنايى حدود يك ساعت قبل به محل جنايت رسيده بود. او با مشاهده سروان به سوى او آمد و گفت: جسد متعلق به مرد جوانى است كه چند ساعتى بيشتر از مرگش نمى گذرد. علت مرگ خفگى است. آب زيادى وارد ريه اش شده است. البته آثار كبودى نيز روى بدن مرد جوان ديده مى شود كه احتمال دارد بر اثر برخورد با سنگ هاى داخل رودخانه ايجاد شده باشد. در اين هنگام افسر كلانترى نيز نزد سروان آمد و درباره نخستين بررسى ها گزارش داد. مرد جوان فرهاد نام دارد. كه امروز صبح همراه همسرش براى گردش به كنار رودخانه آمده بودند. مرد از چند ماه قبل دچار مشكل مالى شديد شده بود. حدود يك ساعت قبل او با پرت كردن خود به داخل رودخانه اقدام به خودكشى كرده بود كه همسرش با دنبال كردن شوهرش سرانجام جسد او را در اين منطقه در حالى كه به شاخه درختى گير كرده بود از آب بيرون كشيد. در جيب فرهاد يك نامه كشف شده كه در آن مرد جوان وصيت نامه خود را نوشته. كارآگاه سپس نامه را از مأموران كلانترى گرفت. فرهاد در وصيتنامه اش كه با روان نويس آبى نوشته بود اعلام كرده به خاطر مشكلات مالى تصميم گرفته به زندگى اش پايان دهد. قاسمى سپس كنار رودخانه رفت و هنگام جست وجو با جسم مشكوكى مواجه شد كه آن سوى رودخانه افتاده بود. سريع چراغ قوه مأمور كلانترى را گرفت و از داخل آب خود را به آن سوى رودخانه رساند. مرد سياه پوش وقتى متوجه آمدن سروان به سوى خود شد سريع از آنجا گريخت و در تاريكى شب ناپديد شد. سروان پس از بازگشت به بازجويى از همسر قربانى پرداخت. زن جوان با بى تابى گوشه اى نشسته بود و گريه مى كرد. او پس از آرام كردن مينا از او خواست جزئيات ماجرا را تشريح كند. مينا با گوشه روسرى اشك هاى خود را پاك كرد و گفت: دو سال قبل فرهاد به خواستگارى ام آمد و با هم ازدواج كرديم. در اين مدت زندگى خوبى داشتيم اما مدتى قبل همسرم ورشكسته شد و مشكلات مالى او را حسابى عصبى كرد. امروز صبح براى تغيير روحيه همسرم از او خواستم براى گردش به خارج از شهر برويم. بعد از ناهار او روى تخته سنگى نشست و مشغول نوشتن مطلبى شد. او سپس كاغذ را درون جيبش گذاشت و ناگهان خود را به داخل رودخانه انداخت. با ديدن اين صحنه در حالى كه شوكه و وحشت زده بودم كنار رودخانه به دنبال او دويدم تا اين كه جسدش را ديدم و به سختى آن را از آب بيرون كشيدم. شما با يكديگر اختلاف داشتيد نه، من فرهاد و زندگى ام را خيلى دوست داشتم. سروان سپس دفترچه اش را بيرون آورد و هر چه ديده بود را درون آن نوشت تا فردا صبح با نوشتن گزارش خودكشى، پرونده را به دادسراى جنايى بفرستد. با دستور بازپرس جنايى جسد مرد قوى هيكل كه به دليل خيس بودن لباس هايش سنگين تر هم شده بود به پزشكى قانونى منتقل شد. كارآگاه سپس از سرباز كلانترى خواست مينا را به محلى كه نشسته بودند ببرد تا وسايلش را جمع كند. هوا كم كم سرد شده بود، سروان خود را به ماشينش رساند. روز خسته كننده اى را پشت سر گذاشته بود. به ساعتش نگاهى انداخت. عقربه ها ۱۲ شب را نشان مى داد. مرد سياه پوش فكرش را مشغول كرده بود. هنوز يك كيلومتر فاصله نگرفته بود كه ۲ نكته اى كه در صحنه زياد به آنها توجه نكرده بود به نظرش رسيد. بلافاصله با رئيس كلانترى تماس گرفت و خواست مينا را سريع بازداشت و به كلانترى منتقل كند. خودش نيز راهى كلانترى شد. با واردشدن زن جوان به داخل اتاق رئيس كلانترى، كارآگاه از او خواست انگيزه اش از قتل همسرش را بگويد. زن جوان ابتدا منكر قتل شد اما پس از روبه رو شدن با ۲ دليل سروان قاسمى لب به اعتراف گشود و گفت: از چندى قبل به خاطر اختلاف هايى كه با همسرم داشتم با پسر جوانى به نام آرش آشنا شدم. همسرم هفته گذشته متوجه رابطه پنهانى من و آرش شد به همين خاطر سناريوى قتل او را طراحى كرديم. امروز هم طبق نقشه به بهانه گردش او را به خارج از شهر كشاندم. بعد از ناهار آرش به محلى كه ما در آنجا نشسته بوديم آمد. با سنگ ضربه محكمى به سر همسرم زدم و او بيهوش شد. سپس آرش او را داخل آب خفه كرد. بعد از قتل فرهاد، جسد او را ۲۰۰ متر پائين تر رها كرديم. من هم ادعا كردم شوهرم خودكشى كرده است. شما خوانندگان گرامى مى توانيد با اشاره به ۲ دليل سروان قاسمى براى كشف راز اين جنايت در مسابقه شركت كنيد.
|
|
|
|
|
پاسخ معماى پليسى
قتل در مسافرخانه
۱- مقتول مى بايستى قبل از شام دارو مصرف مى كرد در حالى كه در بازجويى مقدماتى متهم عنوان كرده بود كه قتل بعد از صرف شام رخ داده است در نتيجه او براى صحنه سازى از مسافرخانه بيرون رفته بود. ۲- ضربات مرگبار به مقتول از روبه رو به سرش وارد شده و اين نشان دهنده آن است قاتل آشنا بوده. ضمناً هيچ گونه درگيرى و يا مقاومتى از سوى مقتول صورت نگرفته است.
|
|
|
|
|
كارشناسان و مسئولان با ابراز نگرانى اعلام كردند
همسركشى در مرحله هشدار
|
|
|
وقتى وارد خانه شد عصبانيت در چهره اش موج مى زد. سوئيچ ماشين را پرت كرد روى ميز. دست و صورتش را شست. نسرين شام را بكش كه دارم از گرسنگى مى ميرم. زن جوان در حالى كه مشغول آماده كردن سالاد بود آرام پاسخ داد: برنج هنوز دم نكشيده. تا كمى استراحت كنى سفره را مى چينم... هنوز حرف زن جوان تمام نشده بود كه مرد عصبانى به سوى او حمله ور شد و همسرش را به باد كتك گرفت. زن بيچاره در گوشه اى از آشپزخانه نشسته بود و سرش را در ميان دست هايش پنهان كرده بود. مرد پس از كتك زدن همسرش به اتاق خواب رفت. نسرين به گوشه اى از آشپزخانه خيره مانده بود. ديگر از كتك هاى شبانه و بى دليل همسرش خسته شده بود. نقشه اى را كه چند شب پيش طراحى كرده بود يك بار ديگر در ذهنش مرور كرد. كارد را از آشپزخانه برداشت. به اتاق خواب رفت. همسرش روى تخت دراز كشيده و پتويى روى سرش انداخته بود. بالاى سر او ايستاد. مردد بود. كارد را در ميان انگشتانش محكم فشرد. تصميمش را گرفت و محكم آن را در سينه همسرش فرود آورد و... نسرين وقتى مقابل ميز بازپرس جنايى نشست در حالى كه به شدت گريه مى كرد، گفت: به خدا من قصد كشتن امير را نداشتم. او با رفتار و اخلاق تندش باعث شد بالاخره كارى كه نبايد را انجام دهم. ۱۰ سال قبل زمانى كه ۱۶ سال داشتم با اصرار خانواده ام به عقد امير درآمدم. ابتدا زندگى خوبى داشتيم اما وقتى متوجه شد من نمى توانم باردار شوم تندمزاج و عصبى شد. شب ها خسته و عصبانى به خانه مى آمد و سر هر موضوع كوچكى مرا به باد كتك مى گرفت. چند بار خواستم به دادگاه برويم و به صورت توافقى از هم جدا شويم اما او مخالفت مى كرد. روز حادثه بعد از اينكه كتكم زد تصميم گرفتم نقشه اى را كه چند شب قبل طراحى كرده بودم عملى كنم. بنابراين با كارد آشپزخانه وارد اتاق شدم. همسرم متوجه حضورم نشد. ابتدا از تصميمى كه گرفته بودم منصرف شدم و خواستم برگردم اما نيرويى درونى اين اجازه را به من نداد. چشمانم را بستم و كارد را در سينه همسرم فرو كردم. امير از جايش بلند شد و به طرفم حمله كرد اما بعد از چند قدم تعادلش را از دست داد و روى زمين افتاد. خيلى ترسيده بودم. خودم را به تلفن رساندم و با ۱۱۰ تماس گرفتم... اين، يكى از ده ها پرونده قتلى است كه هر روز در مراكز پليس آگاهى كشور تحت رسيدگى قرار مى گيرد. همسركشى هر چند پديده نوظهور و جديدى نيست اما آنچه اين مسأله را جدى، مهم و قابل تأمل جلوه مى دهد افزايش چشمگير اين پديده در طبقات مختلف اجتماعى است. همسركشى جرمى است كه در آن زن يا شوهر ديگرى را به قتل مى رساند. تا حدود ۳ دهه قبل جامعه شناسان، خشونت در خانواده را امرى استثنايى قلمداد مى كردند و آن را مختص خانواده هايى مى دانستند كه داراى مشكلات مادى، سطح پائين فرهنگى و شرايط بحرانى بودند. اما نتايج تحقيقات برخلاف تصور رايج نشان داد كه خشونت ميان همه خانواده ها وجود دارد و معمولاً قربانيان خشونت در خانواده زنان و كودكان هستند. * سوءظن خانواده ها را تهديد مى كند نتايج يك تحقيق علمى نشان مى دهد ۹۰ درصد مردانى كه مرتكب همسركشى به علت سوءظن و توهم مى شوند، زنان خود را در نتيجه تصميمى لحظه اى به قتل مى رسانند و بلافاصله پس از قتل نيز از تصميم خود پشيمان مى شوند. اما اين زمانى است كه كار از كار گذشته و قتلى رخ داده است. از سوى ديگر آمارها نشان مى دهد نسبت زنانى كه به اتهام همسركشى در زندان هستند ۲۱ درصد بيشتر از مردان است. حال آن كه درباره افزايش نسبت زنان زندانى در مقايسه با مردان بايد توجه داشت كه زنان به ندرت خود مرتكب قتل شده و بيشتر تحت تأثير وسوسه هاى خود، «فرد ديگرى» كه اغلب از مردان هستند را به ارتكاب جنايت تشويق و هدايت مى كنند. از اين رو اتهامشان شركت، معاونت و يا پنهان كردن ماجراى قتل است. در صورتى كه مردان در ۱۰۰درصد موارد مباشر قتل بوده و به تنهايى مرتكب قتل شده اند. همين آمارها بيانگر اين است كه ميانگين سن مردان هنگام قتل ۴۰ و ميانگين سن زنان ۳۰ سال است. همچنين بيش از ۵۰ درصد زنان بيش از ۱۰ سال از همسرانشان كوچكتر بوده اند. صفرخاكى داديار جنايى تهران در اين باره مى گويد: اصولاً جرم يك سرى اعمال و رفتار ضداجتماعى است. بنابراين هر گروهى به تناسب قلمروى خود محدوديت و مقرراتى را تنظيم و در آن چارچوب حركت مى كند. اصولاً در زندگى زناشويى كه نمونه اى از يك جامعه كوچك است زن و مرد با توجه به اين كه از ۲ فرهنگ و گروه مختلف با عقايد خاص خود هستند با يكديگر تعارض ها و اختلاف سليقه هايى دارند كه كنترل ناصحيح اين رفتارها ممكن است خسارت ها و عوارض جبران ناپذيرى را همراه داشته باشد. به گفته وى اين مشكلات درونى در صورتى كه با مشكلات خارج از خانه همراه شوند ظرفيت تحمل افراد را تحت تأثير قرار داده و بهداشت روانى فرد را به مخاطره مى اندازد. با اين شرايط زمينه بروز هر نوع آسيبى در اين گروه ايجاد مى شود و درك نادرست ۲ طرف از يكديگر و آشنايى ناكافى از هم به بروز جرايم مختلف مى انجامد. اين جرم شناس در ادامه با اشاره به انگيزه هاى همسركشى در بين خانواده هاى ايرانى مى گويد: پرونده هاى همسركشى حاوى انگيزه هاى متفاوتى است كه اغلب شان ريشه در مشكلاتى دارد كه خانواده ها با آن درگير هستند. حال آن كه تحقيقات جامع و علمى نيز نشان مى دهد بى توجهى به آموزه هاى دينى و دورى از دستورات دين مبين اسلام يكى از دلايل اصلى بروز پديده ناهنجار همسركشى در كشور است. در بسيارى از پرونده ها يكى از زوجين اقدام به برقرارى رابطه پنهانى مى كند كه در اثر آن كم كم زمينه هاى بروز جنايت فراهم مى شود. برخى مردان در صورت اطلاع از خيانت همسران خود تصميم به قتل آنها مى گيرند. از سوى ديگر شمارى از زنان در صورت اطلاع از خيانت همسر مقابله به مثل كرده و براى انتقام گيرى پس از برقرارى رابطه پنهانى با مرد غريبه و با كمك وى نقشه قتل همسران خود را اجرا مى كنند. اين كارشناس در ادامه خاطرنشان مى كند: امروزه رسانه ها بويژه صدا و سيما و روزنامه ها در زمينه بالا بردن سطح آگاهى جوانان در برخورد با مشكلات بايد تلاش بيشترى انجام دهند. مراكز مشاوره نيز بايد در دسترس باشند و هزينه هاى آن هم كاهش يابد تا شاهد كاهش چنين پديده هاى شوم و ويرانگر اجتماعى باشيم. * كشف ۸۰ درصد پرونده هاى همسركشى پديده همسركشى در حالى رخ مى دهد كه براساس آمارهاى پليس بيش از ۸۰ درصد پرونده هاى همسركشى از سوى كارآگاهان جنايى كشف مى شود. سردار على اصغر جعفرى رئيس پليس آگاهى كشور معتقد است: زنگ خطر قتل هاى خانوادگى بخصوص همسركشى در كشور به صدا درآمده است و براى كاهش اين پديده ها نياز است دستگاه هاى اجتماعى و فرهنگى براى استحكام بنيان خانواده ها دست به كار شوند. به گفته وى پليس در پيشگيرى از قتل هاى خانوادگى نمى تواند هيچ اقدامى انجام دهد چرا كه ماهيت همسركشى اجتماعى- فرهنگى است و نه پليسى. بنابراين جامعه شناسان و روانشناسان بايد با بررسى اين پرونده ها به ريشه يابى علت ها بپردازند. اغلب زنان همسركش پس از دستگيرى ادعا مى كنند اگر همسرانشان اجازه مى دادند با وجود اختلافاتى كه در زندگى مشترك دارند از هم جدا شوند هرگز دست به جنايت نمى زدند. براساس آمارها ۶۶ درصد زنانى كه مرتكب قتل همسرانشان شده يا در اين ماجرا مشاركت يا معاونت داشته اند، اظهار كرده اند: در دوران زندگى مشترك بارها مشاجره و قهر و آشتى داشته اند اما ۵۸ درصد زنانى كه قصد متاركه داشته و به دلايلى از جمله مخالفت شوهر، والدين ، وجود فرزندان و نياز مالى زندگى را تحمل كرده اند در نهايت صبر و تحمل شان به سر آمده و چاره اى جز قتل و از بين بردن همسر خود نيافته اند. * انگيزه ها متفاوت است از سوى ديگر يك روانشناس نيز معتقد است: انگيزه همسركشى در مردان و زنان متفاوت است. چرا كه مردها معمولاً به خاطر ناتوانى در كنترل حالت هاى پرخاشگرانه با كوچكترين نارضايتى نسبت به همسر مرتكب خشونت مى شوند و گاهى هم اين خشونت ها بدون اين كه عمدى در كار باشد منجر به قتل همسر مى شود. اما زنان به علت محدوديت ها و احساس ناتوانى در احقاق حقو ق شان از راه هاى قانونى تصميم به قتل همسر مى گيرند. البته نمايش فيلم هاى پليسى و جنايى نيز در افزايش آمار همسركشى كم تأثير نيستند. در هر صورت مردان بيش از زنان همسران خود را مورد تهاجم قرار داده و در صورت وقوع نزاع هاى مرگبار بين همسران در اكثر موارد زن ها جان خود را از دست مى دهند. از نگاه كارشناسان اجتماعى يكى ديگر از مهمترين دلايل گسترش پديده ناهنجار همسركشى به ازدواج اجبارى دختران در سنين پائين بازمى گردد. مينا زن ۳۰ ساله اى است كه هم اكنون به اتهام قتل همسر ۷۶ ساله اش در زندان به انتظار آينده مبهم خود نشسته است. او پس از دستگيرى در جريان بازجويى هاى پليسى مى گويد: ۱۴ سال قبل زمانى كه ۱۶ سال بيشتر نداشتم به عقد مردى ۶۲ ساله درآمدم. خانواده ام به علت فقر مالى مرا مجبور كردند با مردى كه حتى از پدرم هم بزرگتر بود ازدواج كنم. همسرم در مدت زندگى مشتركمان به من هيچ محبتى نكرد و مانند يك كارگر خانه با من رفتار مى كرد. هر وقت عصبانى مى شد مرا بشدت كتك مى زد. به همين خاطر از كارها و رفتارهاى خشن او خسته شده بودم. خانواده ام هم اجازه نمى دادند از همسرم طلاق بگيرم . به همين خاطر پس از ۱۴ سال شكنجه قتل شوهرم را تنها راه نجات خود از زندگى جهنمى ام ديدم و يك شب او را با قرص خواب آور بيهوش كرده و خفه اش كردم. * زندگى ميدان نبرد نيست مريم يوسفى، پژوهشگر اجتماعى هم معتقد است قتل همسران تنها خاص طبقات پائين و بيسواد جامعه نيست. اما شواهد نشان مى دهد بيشتر زنان قاتل در اين پرونده ها كم سواد يا بيسوادند. وى در ادامه مى گويد: متأسفانه برخى از دختران و پسران جوان پس از آغاز زندگى زناشويى به تنها چيزى كه فكر نمى كنند چگونگى استحكام بخشيدن به زندگى مشترك است. چرا كه متأسفانه برخى از آنها زندگى را يك ميدان نبرد مى بينند كه بايد به هر طريقى بر ديگرى چيره شوند و برترى يابند. * چه بايد كرد كارشناسان در پاسخ به اين پرسش مى گويند: پائين بودن سطح سواد در برخى خانواده ها و پيروى از الگوهاى سنتى حاكم، يكى از علل ظهور ناسازگارى در زندگى زناشويى و دادخواهى زنان است. اما اقدام هاى اساسى و واقعى با هدف آموزش همگانى، گنجاندن واحد درس حقوق خانواده و اخلاق در خانواده، اجبارى كردن آموزش فرهنگ زناشويى قبل از ازدواج دختران و پسران، تجديدنظر در قوانين و تصويب قوانين جديد و توجه به شخصيت متهمان همسركش از ديگر اقدام هاى پيشگيرانه در اين زمينه هستند.
|
|
|
|