پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶ - ۴ ذيقعده ۱۴۲۸
Thu, Nov 15, 2007
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
داخلى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
سياسى۳
ايران اقتصادى۴
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
دردها و درمان هاى عرفان نمايى ها و شبه عرفان هاى جامعه امروز
شعبده با اهل راز
]حسينعلى رحمتى- پژوهشگر دانشگاه مفيد]
327957.jpg
* جستار گشايى
از نقل آنانى كه دستى در عُرف عرفان داشته و ريزه خوار خوان مائده هاى ماورايى اند چنين بر مى آيد كه سپردن دل به خنكاى زلال منابع معنوى، روح را جلا داده و انسان را از عطر دلاويز بوستان ناپيداى كرانه عالم معنا سرمست مى كند. دورافتادگان از اين وادى، و فرورفتگان در منجلاب عالم ماده را طبيعتاً از اين امور بهره چندانى نيست و ادراك آنچه اهل راز گفته اند برايشان دشوار مى نمايد. هر چند «آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد» و او را «مهر كردند و دهانش دوختند»، ولى «شرب مدام» سالكان مسلك عرفان نشان آن دارد كه آن سوى پرده خبرهايى است و با جد و جهد و لطف، مى توان در پياله «عكس رخ يار» ديد و اين فقط به خاطر آن است كه در درون آدمى همواره گرايشى به سوى فرا رفتن از عالم ماده و گام نهادن در عالم معنا وجود داشته و دارد و پيدايش گرايش ها و نگرش هاى عرفانى در بين ملت هاى گوناگون و در شرايع مختلف مؤيد اين مطلب است. همچنين جامعه ايرانى همواره شاهد بروز چهره ها و نحله هاى عرفانى بوده است. با آمدن اسلام به ايران، عرفان اسلامى نيز در اين ديار به گونه اى پررنگ جلوه گر شد. برآمدن عارفان عامل، نگارش آثار عرفانى فراوان و تبيين جنبه هاى عملى و نظرى عرفان، از جمله ثمرات و پيامدهاى شكل گيرى عرفان اسلامى بوده است، هر چند در كنار يا مقابل آن، افراد و گروه هاى مدعى نيز فراوان بوده اند و اين موضوع در نوشتار حاضر مورد دقت نظر قرارگرفته است.
عرفان مورد دفاع در اين مقاله، عرفانى است كه سويه هاى گوناگون آن از پشتيبانى عقل و شرع بهره مند و از شرايط زير برخوردار باشد:
الف. دستگاه دينى، معرفتى و انسان شناختى نظام مند
ب. ارتباط با يك مبدأ متعالى (خداوند)
ج. انگيزه صحيح
د. اهداف مشروع
ه . روش هاى مشروع، معقول و منطقى
و. تعادل و دورى از افراط و تفريط
ز. انجام آن به وسيله افراد با صلاحيت
بر اين اساس، هر گونه تلاش يا ادعايى را كه در زمينه عرفان و درون گرايى انجام شود ولى دست كم يكى از شرايط ذكر شده را نداشته باشد مى توان «شبه عرفان» (عرفان نما) ناميد.
*علل و زمينه هاى پيدايش و گسترش شبه عرفان ها
ناآگاهى از عرفان هاى حقيقى
نوع رفتار و انتخاب انسان، به سطح اطلاع و آگاهى او وابسته است. كسى كه بنا به هر دليلى در پى يافتن راهى براى تسكين يا تصفيه درونى خويش است براى انتخاب راه يا گزينش راهكار و دستورالعمل هاى اين مسير، به سراغ افراد و جريان هايى مى رود كه نسبت به آنها آگاهى دارند. حال اگر آگاهى او نسبت به افراد و جريان هاى اصيل و صادق، كم يا ضعيف باشد، امكان و زمينه اى براى آن كه در حلقه مدعيانى قرار گيرد كه او را به جاى راه به بى راهه بكشانند، وجود دارد. شايد به همين علت در آموزه هاى اسلامى تأكيد شده كه انسان بايد مسير حركت دينى خود را از روى بصيرت و آگاهى، نه چشم بسته و تقليدى، انتخاب نمايد؛ و حتى در فروع دين هم كه مجال تقليد است تأكيد شده كه اگر شخص قادر به شناخت افراد خبره و مرجع در دين نيست بايد از افراد مطلعى كه توان شناخت دارند، كمك گيرد.
*سرخوردگى ها
زندگى آدمى همواره در معرض تغيير و تحول ها، و يا آسيب ها و مشكلاتى است كه روند معمول حيات عاطفى، سياسى و يا اجتماعى او را دست خوش بحران مى نمايد. يكى از پيامدهاى پيدايش چنين بحران هايى؛ ايجاد سرخوردگى و يأس و نااميدى است.
*زمينه هاى تاريخى
نهال وجود آدمى در بسترى تاريخى، فرهنگى و تمدنى مى بالد. تأثير اين بستر به اندازه اى است كه گاهى به صورت فطرت ثانويه درآمده و امكان رهايى از آن اگر غير ممكن نباشد اما، بى نهايت دشوار است. در جوامعى چون جامعه هاى شرقى كه همواره جريان هاى عرفانى حضورى پررنگ داشته و به عنوان يكى از شاخصه هاى فرهنگى و تمدنى شان شناخته مى شده، به طور طبيعى زمينه گرايش به امور عرفانى بيش از ديگر جوامع مشاهده مى شود. اين امر، زمينه پيدايش و گرايش به نگرش هاى اصيل يا غير اصيل عرفانى را فراهم مى نمايد.
*آرامش طلبى
در پى تلاش و تكاپوهاى انسان رد پاى آرامش طلبى را مى توان ملاحظه كرد.
يكى از راه هايى كه در عرصه زندگى، شخص را به نوعى آرامش مى رساند، پرسه زدن در گلستان عرفان و عارفان راستين است. اين تأثير و آن نياز به آرامش، گاهى باعث مى شود افرادى، حتى با نيت خير، گمان كنند توان و صلاحيت عرض اندام در اين عرصه و راهبرى علاقه مندان را دارند و از سويى سبب مى شوند افرادى به هر دليل به سوى آنان متمايل شوند.
*وضعيت دنياى جديد
جهان امروز داراى شاخصه هايى است كه آن را از اعصار گذشته متمايز مى كند. امورى چون رشد پر شتاب صنعت و تكنولوژى، شىء شدن انسان و گسترش نگاه ابزارى به او، مسئله ماشين و ماشين زدگى، گسترش حيرت انگيز ابزارهاى اطلاع رسانى و پيدايش دنياى شبكه اى، ايجاد تغيير و تحولات عمده در روابط اجتماعى، گسترش ترديدهاى مردافكن و به چالش كشاندن ارزش ها و باورهاى سنتى، استعداد فراوان مجموعه شرايط دنياى امروز براى توليد يا صادرات بحران هاى اجتماعى، اخلاقى و سياسى، و مواردى از اين قبيل باعث ايجاد خستگى ها و آشفتگى هاى روحى و جسمى فراوان بشر شده است. اين وضع سبب شده كه انديشمندانى در جوامع مختلف به دنبال راهكارى مؤثر باشند.
يكى از راهكارهاى ارائه شده براى خروج از معضلات دنياى امروز، توجه به امور معنوى و مابعدالطبيعى است. اين امر راه را براى پيدايش مدعيان و گرايش به امور شبه عرفانى گشوده است. تفاوت عمده امروز با گذشته آن است كه به دليل تقويت و تسهيل فرآيندهاى ارتباطى و اطلاع رسانى در دنياى امروز، منش ها و نگرش هاى شبه عرفانى كه در يك جامعه توليد مى شوند، امكان مى يابند تا به آسانى وارد جوامع ديگر شده و به ويژه از ميان نسل جديد يارگيرى نمايند.
بعضى از اين گرايش هاى شبه عرفانى به امورى كه براى نسل جديد جذابيت، و با حوزه گفتمانى و فرهنگى آنان انس و الفتى بيشتر داشته باشد (مثل موسيقى) روى مى آورند زيرا در گرايش برخى از آنان به اين جريان ها نقشى به سزا دارد.
*تكرار گريزى
به طور معمول انسان ها از گرفتار شدن در چنبره تكرار، گريزانند؛ چرا كه تكرار موجب تكدر و ملال مى شود. هر كس براى فرار از چرخه تكرار و ايجاد تنوع در زندگى، براى خود راهى را انتخاب مى كند كه يكى از آنها انس و ارتباط با تجربه هاى معنوى و عرفانى است. گاهى فرد، در اين مسير، سالكى صادق را به عنوان راهبر خود انتخاب مى كند و گاه نيز در كمند افراد فاقد صلاحيت گرفتار مى آيد و به پيامدهاى آن دچار مى شود.
*تلاش براى يافتن معناى زندگى
سؤال از معنا و مفهوم زندگى يكى از پرسش هاى بنيادين فرا روى بشر است. فقط برخى از انسان ها آن را جدى گرفته و درباره آن تأمل و دقت نظر دارند. پيدايش اين سؤال هر چند به دين، مذهب يا مليتى خاص منحصر نمى شود ولى براى يافتن پاسخ آن، راه هاى گوناگون و منابع مختلفى موجود است كه از مهم ترين آنها مى توان به «نگرش دينى» (به ويژه عرفان دينى) اشاره كرد. نگرش عرفانى به علت ويژگى هايى كه دارد از جذابيت هاى بيشترى نسبت به ديگر نگرش ها (مثل نگرش عقلى) برخوردار است. از آنجا كه سالكان اين طريق به دل و درون توجه بيشترى دارند تا به بحث و جدل هاى عقلى و سؤال و جواب، بنابراين راه براى ورود افراد هموارتر، و امكان فرو افتادن در دام مدعيان و ناصالحان نيز بيشتر است.
*عملكرد نادرست دين مداران
از آنجا كه يكى از مهم ترين نگرش هاى عرفانى، عرفان دينى است؛ هر گونه گفتار يا رفتار نادرست دين داران و عرفان مداران دينى مى تواند موجب بدبينى افراد به دين و عرفان دينى شده و زمينه گرايش به عرفان هاى غير دينى و شبه عرفان ها را فراهم سازد. هراندازه موقعيت دينى، اجتماعى و سياسى دين مداران بالاتر باشد، پيامدهاى سخن و عمل آنان نيز بيشتر است. تجربه نشان داده آن گروه از روحانيون و رهبران دينى كه صداقت و تقيد خود به ارزش هاى انسانى و اسلامى را در گفتار و كردارشان متجلى كرده اند، در جذب جامعه (بويژه جوانان) از توفيق بيشترى برخوردار بوده اند. اقبال جامعه به افرادى چون مرحوم شاه آبادى و شاگرد ايشان، امام خمينى(ره)، مؤيد اين مطلب است.
*خلأهاى فكرى و عقيدتى
كسانى كه به گرايش هاى عرفانى علاقه دارند (بويژه در سنين جوانى)، همواره به دنبال فراخوانى جذاب و قابل پذيرش از دين و آموزه هاى دينى هستند. حال اگر افراد، نهادها و رسانه هاى مبلغ دين نتوانند چنين تبيين هايى ارائه نمايند، براى افراد غير صالح امكانى فراهم مى شود تا از خلأ ايجاد شده و از كوتاهى و كم كارى افراد صالح سوء استفاده كرده و متاع خويش را با جلوه هايى جديد و زيبا در معرض ديد جامعه قرار دهند. در اين صورت نگرش هاى شبه عرفانى و حتى عرفان هاى غيردينى يا ضددينى مجال عرض اندام پيدا كرده و براى خود مشتريانى دست و پا مى نمايند. تجربه هاى ملموس نيز نشان از آن دارد كه در زمان ها و مكان هايى كه افراد مناسب و نگرش هاى جذاب براى دين و عرفان وجود داشته باشد، سخن مدعيان خريدار چندانى ندارد.
*پيامدهاى پيدايش شبه عرفان ها
هر پديده اجتماعى پيامد و تأثيرات خاصى در پى خواهد داشت. پيدايش و گسترش جريان هايى كه در اين مقاله آنها را شبه عرفانى و عرفان نما مى ناميم از اين قاعده بيرون نيست و مى تواند پيامدهاى ناگوار فردى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اخلاقى، خانوادگى از خود برجا گذارد. اهميت توجه به اين تبعات انگيزه چاره انديشى را در اين باره تقويت مى نمايد. برخى از اين پيامدها عبارت اند از:
۱ـ بدبينى به عرفان اصيل
افزايش مدعيان فاقد صلاحيت هاى لازم براى رهبرى افراد در سير و سلوك عرفانى باعث آلودگى اين عرصه شده و گفتار و رفتار نادرستشان موجب مى شود كسانى از مغالطه تعميم استفاده كرده و به افراد صالح و شايسته نيز بدبين شوند.
۲ـ رشد عرفان هاى سكولار
بخشى از جريان هاى شبه عرفانى را عرفان هاى غيردينى تشكيل مى دهد. گسترش اين شبه عرفان ها از يك سو عرفان دينى را تضعيف و از سويى به تقويت و گسترش عرفان هاى سكولار دامن مى زند. البته اين، تنها يكى از عوامل گسترش عرفان هاى سكولار است.
۳ـ مشوه نمودن چهره دين
از آنجا كه برخى افراد و گروه ها يا فرقه هاى شبه عرفانى مدعى دين و ديندارى نيز هستند، پيامدهاى نادرست كارهاى آنان دامن دين را هم مى گيرد و باعث بدبينى افراد به دين و باورهاى دينى مى شود.
۴ـ خود را در امر دين متخصص دانستن
بعضى از مدعيان عرفان و عرفان مدارى خود را واصل به وادى حقيقت مى دانند و در هر يك از علوم دنيوى و اخروى به اظهار نظر مى پردازند و براى هر يك از دردهاى جسمى و روحى نسخه اى مى پيچند. اين افراد به مرور زمان و با افزايش مريدان به تخصص دينى خود اطمينان حاصل كرده و خود را دين شناس و بى نياز از مراجعه به اهل فن در دين و عرفان مى دانند و گاهى چنين بينشى را به اطرافيان خود انتقال مى دهند كه اين امر سبب سست شدن باورهاى دينى افراد، دور شدن از اصل عقلايى و عقلانى «رجوع به متخصص» مى شود.
۵ ـ بازيچه شدن در دست سياست بازان
كسانى كه بصيرت و عقلانيت قابل اعتماد در زندگى شان جايگاهى ندارد به راحتى ابزار دست ديگران مى شوند. در اين ميان، سياست بازانى كه درپى رسيدن به قدرت يا سلطه بر كشورها (بويژه كشورهاى اسلامى) هستند و از هر ابزارى استفاده مى كنند از چنين عارف نمايان بى بصيرتى، نهايت بهره را مى برند. به همين علت در تاريخ كشورهاى اسلامى مشاهده مى شود كه اگر دست استعمارگران در پيدايش و گسترش برخى مسلك هاى رازواره و شبه عرفانى پنهان نباشد، حداقل از وجود چنين فرقه ها و نحله هايى احساس رضايت كرده و از ناحيه آنها احساس خطر نكرده و نمى كنند.
۶ـ انزواطلبى و جامعه گريزى
عرفان قابل پذيرش از نگاه اين مقاله، آن است كه شخص عارف علاوه بر سلوك عرفانى خويش، در بطن جامعه حضور داشته و نسبت به سرنوشت خود و ديگران بى تفاوت نباشد. معيار اين قضاوت، سيره نظرى و عملى پيامبر اكرم(ص) و امامان بزرگوار است كه به تعبير برخى جمع بين حماسه و عرفان كرده اند.
از ديدگاه اين مكتب افراد نه آن چنان غرق جامعه يا اعمال اجتماعى مى شوند كه از امور عبادى و عرفانى غافل شوند و نه خود را وقف چله نشينى ها و اذكار و اوراد عرفانى مى كنند كه از ماوقع پيرامون خود بى خبر بمانند. عرفان دينى (بويژه در گرايش شيعى خود) عرفانى مسئوليت آفرين است. نمونه آن در عصر كنونى عارفانى چون مرحوم شاه آبادى و امام خمينى (ره) هستند كه هم به سلوك معنوى و هم به فعاليت هاى سياسى و اجتماعى توجه داشتند و حتى با صراحت بر اين كه قرآن مجيد با اسلام انفرادى مناسبت ندارد و براى دردهاى اجتماعى مسلمانان راه حل ارائه مى نمايند، تأكيد دارند. بنابراين چنين عرفانى در مقابل مدعيانى قرار مى گيرد كه پيروان خود را به سمت گوشه گيرى و انزوا سوق داده و به مرور زمان آنان را نسبت به مسئوليت خود در قبال جامعه و گاهى حتى خانواده و اطرافيان خود، بى تفاوت مى كند. واضح است كه اگر چنين روحيه اى بر جامعه غالب شود چگونه شيرازه امور از هم پاشيده و موجب عقب ماندگى و بدبختى جامعه اسلامى مى شود!
*بايسته ها و درمان ها
۱ـ معرفى عرفان صحيح
وقتى جريان يا جريان هايى را به غيردينى يا غيراصيل بودن متصف مى كنيم، طبيعتاً به اين معنا است كه از نوعى عرفان اصيل كه مبتنى بر برداشت صحيح از دين است، دفاع مى كنيم. يكى از مهم ترين وظايف مدافعان چنين جريان عرفانى اصيلى آن است كه معرفى معقول و منطقى تبيين مبانى نظرى عرفان اسلامى را وجهه همت خود ساخته و با استفاده از اصول قرآنى تبليغ؛ يعنى «حكمت»، «موعظه حسنه» و «جدال احسن»به معرفى هر چه بهتر آن بپردازند.
۲ـ تبيين معيارها
دقيق بودن شاخصه هاى عرفان و شبه عرفان يكى ديگر از ملزومات رويارويى معقول با جريان هاى شبه عرفانى است. در غير اين صورت نمى توان انتظار داشت كه همه افراد به درستى راه را از بيراهه تشخيص دهند. در اين زمينه نكاتى بايد مورد توجه قرار گيرد؛ از جمله آنكه اين معيارها درون دينى است يا برون دينى، يا هر دو عقلى است يا شرعى، يا هر دو
۳ـ تبيين نسبت عرفان و دين
به نظر مى رسد مدافعان عرفان اصيل دينى در عصر حاضر با دو جبهه روبه رو هستند: يكى جريان هاى عرفانى غير دينى يا سكولار، و ديگرى جريان هاى عرفان دينى مبتنى بر برداشت هاى ناصحيح از دين.
۴ـ معرفى منظومه وار و متعادل اسلام
اسلام يك آئين تك بعدى نيست كه به عنوان مثال صرفاً به مسائل عرفانى و درون بپردازد. اين دين داراى سويه ها و ابعاد گوناگونى است كه يكى از آنها عرفان است. علاوه بر آيات و روايات، سيره عملى خود پيشوايان دينى هم بيانگر اين ساختار منظومه وار است. از اين رو مى بينيم آنان علاوه بر توجه به امور عرفانى؛ به امور سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى و مانند آن نيز توجه داشته اند. بنابراين يكى از ضروريات، معرفى اسلام در قالب يك مجموعه منظم و منظومه وار است تا جايگاه عرفان و انديشه و عمل عرفانى در آن مشخص شود و افراد ضمن افراط در توجه به اين جنبه، از ديگر جنبه هاى آن غافل نشوند.
327963.jpg
5ـ تبيين صحيح معارف اسلامى
استخراج و استنباط آموزه هاى دينى از درون منابع اسلامى امر ساده اى نيست و مثل هر فن ديگر به آگاهى و دقت نياز دارد. مواردى چون وجود محكمات و متشابهات يا منابع چهارگانه اجتهاد، همچنين نكته هاى فراوانى كه در نظام استنباط احكام و آموزه هاى دينى وجود دارد و فراگيرى آنها نيازمند شرايط گوناگون، از جمله سال ها تحصيل نزد اهل فن و ممارست و جديت است، همه و همه نشان از آن دارد كه اگر كسى در اين امور آگاه و كارآزموده نباشد و بخواهد از منابع دينى براى گفتارها و رفتارهاى عرفانى خود پشتوانه دينى بسازد، به دام برداشت هاى ناصواب و منافى با روح دين و مذهب مى افتد. بنابراين، يكى از وظايف خطير مبلغان دين و مدافعان عرفان اصيل آن است كه به معرفى صحيح، منضبط و نظام مند آموزه هاى دينى، بويژه در مورد عرفان و سلوك عرفانى بپردازند. در اين باره به طور خاص، توجه به مواردى كه دستاويز مدعيان قرار مى گيرد از اهميت بيشترى برخوردار است. تبيين صحيح آيه هايى چون «واعبد ربك حتى ياتيك اليقين»، يا مفهوم هايى چون خودسازى، تزكيه نفس، پرهيز از دنياگرايى، و توجه به زهد كه گاه با تفسيرهاى ناروا به عنوان مجوزى براى ترك عبادت يا انجام كارهاى نادرست قرار مى گيرد، از جمله اين موارد است.
۶ـ تبيين پيامدهاى گرايش به عرفان گرايى هاى ناسالم
انسان هر اندازه نسبت به پيامدهاى كارى كه انجام مى دهد يا راهى كه مى خواهد انتخاب كند، آگاهى بيشترى داشته باشد، در گزينش خود دقت و هوشيارى بيشترى به كار خواهد برد و به طور طبيعى از آفت ها و خطرات ايمنى بيشترى خواهد يافت. يكى از دلايلى كه افراد (به ويژه جوانان) به برخى از گروه ها و يا جريان هاى مدعى عرفان و امور رازواره مى گرايند آن است كه از پيامدها و خطرات پيش روى آگاهى چندانى ندارند. اين امر وقتى با فريب كارى مدعيان نيز همراه شود بر مشكلات كار مى افزايد. بنابراين يكى ديگر از وظايف دلسوزان و جامعه اطلاع رسانى با بيان و ابزار مناسب و ارائه هشدارها و آگاهى هاى لازم به جامعه است. در اين زمينه گروه هاى مرجع جامعه، خطيبان و سخنرانان و رسانه ها وظايفى دو چندان بر عهده دارند.
۷ـ معرفى اسوه هاى عرفانى
خوشبختانه علاوه بر پيامبر اسلام(ص) و امامان بزرگوار، در بين مذاهب اسلامى، به ويژه تشيع، همواره عارفان نامدارى بوده و هستند كه مى توان آنها را به عنوان نمونه ها و الگوهاى قابل دفاع به جامعه معرفى نمود. آشنايى با اين افراد خود به خود معيارى را در اختيار علاقه مندان قرار مى دهد تا به راحتى ادعاى هر مدعى امور عرفانى را نپذيرند و عنان روح و جان خود را به دست او نسپارند. در اين راستا بايد برگزارى همايش هايى چون بزرگداشت مرحوم شاه آبادى را به فال نيك گرفت و بر تداوم آن درباره ديگر چهره هاى عرفان اسلامى تأكيد ورزيد.
۸ ـ گسترش فضاى عقلانيت
در غياب انديشه گرايى و عقلانيت است كه افراد يا جريان هاى مدعى، فرصت بيشترى براى عرض اندام پيدا مى كنند. در چنين فضايى آگاهى و شعور به حاشيه رانده مى شود و كسانى با هر نيتى، ناآگاهى ديگران را نردبان رسيدن به اهداف و آمال خود مى كنند. در محيطى كه افراد انديشمند و صاحب نظر آگاهانه فعالند و كتاب ها و نشريه هاى مناسب نيز در دسترس است، افراد با چراغ بصيرت، آگاهى و پرسش به رويارويى با هر فرد مدعى مى روند و مسير خود را انتخاب مى نمايند. در چنين شرايطى ميدان شبه عرفان ها و خرافه پرستى ها محدودتر مى شود.
۹ـ بسط فرهنگ نقادى
يكى از پيامدهاى بسط فضاى عقلانيت، گرم شدن بازار نقادى است كه به راحتى مى توان گفتار و رفتار مدعيان را به بوته نقد كشانده و به جامعه كمك كند تا خود به تشخيص سره از ناسره بپردازد. از ديگر مزاياى اين امر آن است كه هزينه هاى مواجهه با مدعيان را، نسبت به مواجهه مستقيم، بسيار كاهش مى دهد و فرصت مظلوم نمايى را از آنها مى گيرد. براى ايجاد چنين فضايى، مجريان امور جامعه و سياستگذاران، همچنين رسانه ها و مطبوعات وظيفه اى مهم دارند.
۱۰ـ مقدم داشتن شيوه ايجابى و كار فرهنگى
در مواجهه با شبه عرفان هاى موجود در جامعه مى توان دو رويكرد ايجابى و سلبى را پيش گرفت. مقصود از شيوه ايجابى؛ انجام امورى چون معرفى هر چه بهتر ميراث عرفانى اسلام، فرهنگ سازى، اطلاع رسانى با استفاده از افراد و روش هاى مناسب است. ورود به اين عرصه، پيش و بيش از هر كس، بر عهده افراد و مراكز علمى، فرهنگى و تبليغى است. از اين رو، اولويت با حوزويان، دانشگاهيان و ديگر عناصر و نهادهاى فرهنگى و تبليغى است. البته در مواردى هم كه مسأله تضييع حقوق عمومى يا خصوصى در ميان باشد بايد از شيوه هاى سلبى و قضايى استفاده كرد.
۱۱ـ ايجاد ارتباط و همگرايى بين مذاهب اسلامى
مذاهب اسلامى به خاطر ويژگى هاى مشتركى كه دارند معمولاً با فرصت ها و تهديد هاى مشتركى هم رو به رو هستند كه برخى از آنها داخلى و برخى خارجى است. از جمله تهديدهاى داخلى كه گاه ممكن است از پشتيبانى خارجى هم برخوردار باشند؛ ظهور فرقه ها، نحله ها و گرايش هاى عرفان نمايى است كه درون اين جوامع رشد مى كنند. از اين رو به نظر مى رسد يكى از وظايف و مسئوليت هاى آگاهان و دلسوزان همه فرقه ها و مذاهب اسلامى آن باشد كه با تقويت همگرايى و هم انديشى، براى دردهاى مشترك خود چاره انديشى نمايند؛ البته اين كار فوايد و بركات ديگرى هم دارد كه از آن جمله؛ به حاشيه راندن تفرقه افكنان و بدخواهان، ايجاد و افزايش انسجام درون دينى و همداستانى در برابر تهديدهاى برون دينى، و استفاده بهينه از سرمايه هاى مادى و معنوى جهان اسلام است. واضح است كه ايجاد يا تقويت اين همراهى ها و همگرايى ها، پيش شرط ها، لوازم و ملزوماتى دارد كه بايد به آنها پابند بود و هزينه هايى دارد كه بايد پرداخت.
۱۲ـ استفاده از مطالعات ميان رشته اى
مسأله عرفان نمايى هاى جامعه امروز ما مسأله اى چند لايه است كه به طورمستقيم يا غيرمستقيم با حوزه ها و رشته هاى گوناگون در ارتباط است. حوزه هايى چون: عرفان و تصوف، دين، فلسفه و كلام، جامعه شناسى، سياست، تاريخ، روان شناسى و حتى اقتصاد. حال اگر دلسوزان و سياستگذاران جامعه در صدد چاره جويى براى انتخاب يك رويكرد صحيح در اين باره هستند؛ چاره اى جز اين ندارند كه موضوع را به صورت ميان رشته اى در نظر گرفته و از صاحبان نظر در همه رشته ها و حوزه هاى مورد نياز براى بررسى همه جانبه بحث و رسيدن به نتايجى استوار، قابل دفاع و كم خطا كمك گيرند. به طور يقين آنچه در جامعه مطرح مى شود و راهكارهايى كه ارائه مى گردد از آنجا كه برآيند خرد جمعى و جامع است از تأثير بيشترى برخوردار است.
۱۳ـ احياى آئين هاى معنوى و عرفانى
خوشبختانه درون سنت اصيل عرفان اسلامى، علاوه بر مبانى نظرى، برنامه هاى عملى هم براى علاقه مندان سلوك معنوى و عرفانى وجود دارد. يكى از بهترين راه هاى تبليغ و جذب افراد به عرفان واقعى، و در پى آن پرهيز آنان از عرفان نمايى ها و مدعيان؛ آن است كه اين برنامه هاى عملى و دستورهاى سلوك، شناخته و احيا شوند. ادعيه و اذكار اسلامى، همچنين فرصت هايى چون ماه رجب، شعبان و به ويژه رمضان، شب هاى قدر، سنت اعتكاف و مواردى از اين دست، گنجينه هايى معنوى و عرفانى هستند كه هر كدام مى تواند افراد را به خود جذب نموده و تشنگى روحى و معنوى آنان را مرتفع نمايد. البته احياى اين امور در جامعه نيازمند توجه به اصول و قواعدى مشخص است كه بايد به طور جدى، دقيق و با بهره گيرى از كارشناسان و صاحب نظران مختلف براى آنها برنامه ريزى شود.

{مكتوب حاضر، از جمله مقالاتى بود كه در همايش بزرگداشت آيت الله شاه آبادى (۲۳ و ۲۴ آبان ماه) ارائه شد و از سوى پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى كه برگزاركننده اين همايش بود در اختيار«ايران» قرار گرفت. «انديشه ايران» به دليل محدوديت فضاى صفحه مجبور به گزينش و تلخيص اين مقاله شد.}


|   شناسنامه   |   آرشيو   |