يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Nov 18, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
خانواده
بررسى تطبيقى اجراى نظام ماليات بر
ارزش افزوده در زيربخش هاى مختلف اقتصادى
تحقق توسعه پايدار با كشاورزى پاك
] مسعود الفتى ‎/ بهرنگ سلاجقه]

مفهوم توسعه پايدار از مفاهيمى است كه در سال هاى اخير بسيار رواج پيدا كرده است و تعاريف متعددى براى آن ارائه شده است. توسعه پايدار فرايندى است كه سياست هاى اقتصادى، اجتماعى، زيست محيطى، كالبدى، مالى، تجارى، انرژى، كشاورزى، صنعتى و همه سياست هاى ديگر چنان در آن طراحى شده باشد كه موجب توسعه اى شود كه از نظر اقتصادى، اجتماعى و بوم شناسى پايدار باشد. به عبارت ديگر، توسعه پايدار به معناى مديريت و حفاظت منابع طبيعى و جهت دادن به تحولات اقتصادى و نهادى است به ترتيبى كه نيازهاى حال و آينده به صورت مستمر و پايدار تأمين گردد. در اين ميان حفاظت از محيط زيست در جهت توسعه پايدار داراى اهميت بسيار بالايى است. امروزه دركنار آلودگى هاى گسترده محيط زيست ناشى از آلاينده هاى خروجى خودروها، كارخانجات و سيستم هاى گرمايشى مراكز مسكونى و ادارى و فاضلاب هاى صنعتى و خانگى كه هر روزه موجب آلودگى و تخريب هر چه بيشتر محيط زيست مى گردد، يكى از منابع آلودگى هوا و تخريب خاك بروز آتش سوزى در جنگل ها، مراتع و اراضى كشاورزى مى باشد. مورد اخير علاوه برايجاد آلودگى هاى گسترده در جو، موجب از بين رفتن منابع محيط زيست و حيات وحش موجود در آن منطقه نيز مى گردد و علاوه بر اين ضربه اقتصادى آشكارى را به توليدات كشاورزى و دامپرورى وارد مى كند. هر چند بسيارى از آتش سوزى هاى اتفاق افتاده در اين محل ها عمدى نبوده و به دليل سهل انگارى يا اتفاقات، به وجودآمده است، اما برخى از اين قبيل آتش سوزى ها به انگيزه هاى مختلفى چون از بين بردن علف هاى هرز و ايجاد سهولت در عمليات كاشت و داشت مزارع و به صورت عمدى توسط كشاورزان ايجاد مى شود كه ضربه اقتصادى اين قبيل اقدامات به اقتصاد محلى و ملى در بلند مدت بسيار سنگين است. با توجه به گستردگى موضوع، در اين مقاله به بررسى راهكارهاى جلوگيرى از آتش زدن بقاياى گياهى مزارع كشاورزى پس از برداشت محصول توسط كشاورزان مى پردازيم.
بقاياى گياهى مزارع كشاورزى بخصوص مزارع غلات يكى از مهمترين منابع تأمين علوفه دام و نيز غنى سازى خاك است. علوفه به جاى مانده از اين مزارع پس از برداشت محصول اصلى ترين منبع غذايى دام هاى روستائيان است كه به دو صورت چراى دام و جمع آورى و ذخيره به منظور بهره بردارى در فصل سرد سال از آن استفاده مى شود. به اين ترتيب اين مورد به لحاظ اقتصادى منبع اصلى توسعه دامپرورى در هر منطقه است، اما در سال هاى اخير به مدد گسترش شيوه هاى نوين كشاورزى نظير استفاده از كودهاى شيميايى و سموم شيميايى دفع آفات گياهى و علف كش ها، مساحت مزارع غلات و ميزان علوفه تا حد قابل توجهى افزايش پيدا كرده و با توجه به اين كه در اكثر موارد برداشت محصول با استفاده از كمباين صورت مى گيرد علوفه باقيمانده در سطح مزارع باقى مى ماند. نظر به اين كه وجود اين ميزان علوفه در سطح مزارع از منافع و مضرات مختلفى برخورداراست به صورت خلاصه به بررسى اين موارد پرداخته مى شود.
* سود و زيان بقاياى گياهى در خاك
الف) منافع : باقيمانده گياهان در خاك به مرور زمان و با طى شدن فرايند پوسيدگى به گياه خاك (هوموس) تبديل شده و از اين راه به غنى شدن خاك كشاورزى كمك مى كند. در حال حاضر قيمت هر كيلوگرم گياه خاك در بازار داخلى ۵۰ تا ۸۰ تومان است. با توجه به اين كه متوسط علوفه باقيمانده در سطح مزارع گندم، جو وذرت در هر هكتار بين ۳ تا ۱۰ تن مى باشد و پس از تبديل اين ميزان علوفه به گياه خاك ارزش آن معادل ۱۵۰ تا ۸۰۰ هزار تومان مى شودكه اين امر موجب كاهش مصرف انواع كودهاى شيميايى مى گردد. از طرف ديگر وجود بقاياى غلات برداشت شده در خاك موجب حفظ و جذب آب و مواد غذايى در خاك شده و منافذ خاك را افزايش مى دهد و تبديل آنها به مواد آلى در خاك موجب افزايش ظرفيت تبادل كاتيونى خاك(CEC) مى شود. وجود بقاياى گياهى همچنين در كنار بهبود خواص فيزيكى خاك مانع از فرسايش خاك شده و به اين ترتيب خاك با ارزش زراعى در اراضى كشاورزى حفظ مى شود. بنابراين وجود اين بقاياى گياهى در مزارع موجب افزايش توليد محصولات كشاورزى و كاهش هزينه ها و در نهايت بهره ورى بيشتر در بخش كشاورزى مى شود.
ب) مضرات : وجود بقاياى گياهى غلات در اراضى كشاورزى به نوبه خود داراى مضراتى نيز مى باشد، از آنجا كه يك اكوسيستم زراعى يا كشاورزى(Agroecosystem) يك اكوسيستم مصنوعى و انسان ساخت است در محيط حالت طبيعى نداشته و منجر به جلب آفات مى شود. اين آفات به سبب به وجود آمدن يك منبع غذايى حجيم و قابل توجه(مزارع كشاورزى) به سوى آن هجوم آورده و به سمت آن جلب مى شوند و اين در شرايطى است كه در يك اكوسيستم طبيعى پراكنش منابع غذايى از الگوى خاصى تبعيت مى كند و در يك محل به طور مثال شاهد يك مزرعه چند صد هكتارى غلات نيستيم در نتيجه اين فعاليت هاى انسان است كه ظرفيت هاى اكوسيستم را به طريق مصنوعى تغيير داده و باعث مى شود موجوداتى كه در حالت عادى جزئى از زنجيره غذايى(Foodchain) اكوسيستم به شمار مى روند و داراى جايگاه و وظيفه مشخصى در محيط مى باشند از ديدگاه انسان به عنوان آفت(pest) تلقى شده و منجر به مبارزه انسان عليه اين موجودات شود كه خود بستر تخريب هر چه بيشتر محيط زيست را فراهم مى كند. بنابراين مى توان گفت بقاياى گياهى حاصل از محصولات كشاورزى پس از عمليات برداشت محصول با توجه به اين كه يك منبع غذايى عمده محسوب شده و محيط مناسبى را براى رشد آفات گياهى فراهم مى كنند، مى توانند براى مزارع كشاورزى مضر تلقى شوند. در واقع وجود اين چنين منابع غذايى و محيطى بستر مناسب امكان جذب، رشد، تكثير و ازدياد آفات وامراض را فراهم مى كند كه در نتيجه در فصل زراعى بعد منجر به استفاده بيشتر از سموم دفع آفات شده كه هزينه سنگينى را به كشاورزان وارد مى كند و موجب كاهش محصول و ارزش افزوده در مزارع مى گردد . از طرف ديگر هزينه هاى زيست محيطى استفاده از سموم نيز بسيار بالاست چرا كه سموم كشاورزى به همراه زهاب مزارع در اثر فرايندهايى چون بارندگى و آبيارى به سمت منابع آب سطحى و زيرمينى حركت كرده و موجبات آلودگى منابع آبى مذكور را فراهم مى كنند. به عقيده كارشناسان وجود باقى مانده هاى گياهى غلات در سطح گسترده در هنگام تجزيه به وسيله باكترى ها موجب مصرف ازت معدنى موجود در خاك مى شود بنابراين براى جلوگيرى از اثرات سوء مصرف اين نوع ازت در كاهش بهره ورى در كشت هاى بعدى بايد از كودهاى ازت به نسبت بيشتر استفاده شود. از طرف ديگر وجود بقاياى گياهى بخصوص در مزارعى مانند ذرت موجب ايجاد مزاحمت در عمليات كاشت شده و بنابراين عمليات كاشت به صورت كامل و دقيق صورت نخواهد گرفت و اين امر بازدهى توليد را در دوره هاى بعد كاهش خواهد داد.
* اهداف و انگيزه هاى از بين بردن بقاياى گياهى در مزارع غلات:
با توجه به مضرات وجود بقاياى غلات به صورت گسترده در مزارع انگيزه هاو اهداف مختلفى جهت از بين بردن اين بقاياى گياهى براى كشاورزان وجود دارد كه مهمترين اين اهداف و انگيزه ها به صورت زير مى باشد.
- از بين بردن بذر علف هاى هرز باقيمانده در مزارع كه در سال بعد هزينه هاى مبارزه با علف هاى هرز كاهش يابد.
- از بين بردن آفات گياهى و جلوگيرى از ايجاد محيط مناسب تكثير اين آفات.
-ايجاد سهولت بيشتر در عمليات كاشت و داشت.
* مضرات آتش زدن مزارع
به منظور از بين بردن بقاياى گياهى در مزارع مى توان از روش هاى مختلف جمع آورى اين بقاياى گياهى استفاده كرد. در اين روش ها با استفاده از ماشين آلات و تجهيزات كشاورزى موجود و يا با استفاده از نيروى انسانى به جمع آورى بقاياى گياهى پرداخته شده و از آنها جهت تغذيه دام، استفاده در كارگاه هاى كوچك توليد قارچ يا توليد گياه خاك استفاده مى شود و به اين ترتيب بقاياى گياهى از مزارع جمع آورى مى شود. روش ديگر كه جهت از بين بردن بقاياى گياهى استفاده مى شود آتش زدن مزارع پس از برداشت محصول مى باشد. اين روش به دليل سادگى و كم هزينه بودن در بسيارى از اوقات توسط كشاورزان ترجيح داده مى شود اما اين روش در كنار سادگى، سرعت بالا و هزينه پائين داراى مضرات زيادى مى باشد كه در زير توضيح داده مى شود.
خاك به عنوان بستر رشد گياه داراى تركيبات و فازهاى متفاوتى مى باشد. مواد آلى موجود در خاك بخشى از تركيبات آن را تشكيل مى دهند كه نقش بسيار مهمى در جذب آب ومواد غذايى دارند و با آتش زدن مزارع اين مواد آلى از بين رفته و نابود مى شوند كه اين مسأله به نوبه خود منجر به كاهش حاصلخيزى خاك مى شود. يكى ديگر از مضرات به آتش كشيدن مزارع از بين رفتن بخش زنده خاك مى باشد. موجودات متنوعى چون باكترى ها، قارچ ها، آكتينوميست ها، كرم ها و كنه ها در خاك زيست مى كنند كه در بارور ساختن هر چه بيشتر خاك مؤثر مى باشند، نبود اين موجودات خاك را تبديل به بسترى ضعيف و غير فعال مى كند. به عنوان مثال باكترى ها بيش از ساير موجودات زنده خاك ، جلب توجه مى كنند وتعداد آنها در خاك بيش از ساير موجودات است . تعداد اين موجودات در هر گرم خاك بين يك تا چهارهزار ميليون تخمين زده مى شود. ميكروارگانيسم ها به اشكال مختلف بقاياى گياهى را تجزيه مى كنند. باكترى هاى هوازى با آنزيم هايى كه توليد مى كنند قسمت عمده مواد قندى و آمونياك را بويژه در خاك هاى مرطوب ، اكسيد كرده و به نيتريت ها و نيترات ها تبديل مى كنند. تعداد قارچ هاى(Fungi) موجود در يك گرم خاك نيز بين ۵۰۰۰ الى يك ميليون است و گرچه از نظر تعداد ، كمتر از باكترى هاست ولى وزن آنها در واحد وزن خاك بيشتر است. قارچ هاى خاك بيش از باكترى ها به تغيير شرايط محيط حساس هستند و زودتر در اثر به آتش كشيده شدن مزارع از بين مى روند. حداكثر درجه حرارت براى رشد قارچ ها ۳۵ درجه سانتيگراد است و درجه حرارت بيش از اين براى آنها مضر مى باشد. از ديگر موجودات زنده خاك كرم ها هستند. كرم ها بزرگترين و سنگين ترين موجودات زنده خاك هستند و تعداد آنها در مزارع گندم تا يك ميليون در هكتار مى رسد. كرم ها در تغيير خواص فيزيكى خاك بسيار تأثيرگذار هستند. در نتيجه مى توان به طور كلى عنوان كرد كه موجودات جانورى و گياهى خاك مواد آلى و هوموس را تشكيل داده، در حاصلخيزى و خواص فيزيكى و شيميايى آن مؤثر هستند. در نتيجه به آتش كشيدن مزارع موجب سوخته شدن مواد آلى و از بين رفتن ميكروارگانيسم هاى خاك مى گردد. به اين ترتيب هر چند كه بخشى از بذر گياهان هرز موجود در مزرعه در نتيجه آتش سوزى از بين رفته، اما از بين رفتن موادآلى و ميكروارگانيسم هاى خاك ضرر بسيار بيشترى دارد. از طرف ديگر آتش زدن مزارع موجب ايجاد آلودگى هوا مى شود . آلودگى هواى ناشى از به آتش كشيدن مزارع در نقاط مختلفى از كشور بويژه در نقاطى كه سطح مزارع وسيع بوده و از اين روش جهت پاك كردن بقاياى گياهى از سطح مزرعه استفاده مى شود، به طور گسترده اى قابل مشاهده مى باشد. در اثر به آتش كشيده شدن مزارع مقادير زيادى دود و خاكستر و ديگر گازهاى آلاينده نظير دى اكسيد كربن در اتمسفر منتشر مى شود. همچنين خاكستر ايجاد شده از سوختن بقاياى گياهى مزارع كشاورزى موجب ايجاد مواد معدنى كنترل نشده در سطح مزرعه گرديده و انباشت اين مواد در بلند مدت افزايش شورى خاك و در نهايت كاهش بهره ورى زراعى را در اين مزارع به همراه خواهد داشت.
بررسى تطبيقى اجراى نظام ماليات بر
ارزش افزوده در زيربخش هاى مختلف اقتصادى
تجربه اى از آمريكاى لاتين
328653.jpg
] سيد حسين امامى ]

در اكثر كشورها ماليات هاى مستقيم و غيرمستقيم، عمده ترين منابع درآمدى دولت محسوب مى شوند؛ اما در كشور ما به خاطر اتكاى هميشگى دولت ها به منابع نفت و گاز توجه زيادى به اين شيوه هاى تأمين مالى دولت نشده، بنابراين نسبت به كشورهاى ديگر در استفاده از روش هاى نوين اخذ ماليات عقب هستيم. يكى از بهترين روش هاى اخذ ماليات كه در بين كشورهاى ديگر مورداقبال قرار گرفته روش ماليات بر ارزش افزوده است.
*رويكرد جهانى
اين شيوه اخذ ماليات نخستين بار توسط فون زيمنس تاجر آلمانى در سال ۱۹۵۱ به منظور فائق آمدن بر مشكلات كمبود درآمد دولت آلمان پس از جنگ جهانى اول معرفى شد كه مقبول دولت آلمان واقع نشد و براى نخستين بار در سال ۱۹۵۴ توسط دولت فرانسه به اجرا گذاشته شد. اين نوع ماليات با ارائه روش اعتبارى آدامز (۱۹۲۱) و همچنين توسط لاره (۱۹۵۷) توسعه يافت.
كميته مالى اتحاديه اروپا، اجراى ماليات بر ارزش افزوده را از سال ۱۹۶۲ به كشورهاى عضو توصيه كرد. سرانجام شوراى اتحاديه اقتصادى اروپا براى هماهنگ سازى سيستم هاى مالياتى و حمايت از تجارت تمام اعضا را ملزم كرد تا از اول ژانويه ۱۹۷۰ اين سيستم را اعمال كنند.
سپس در برزيل، دانمارك، آلمان، بلژيك، هلند، نروژ، سوئد، فيليپين، مغولستان، سودان، تركمنستان، اوگاندا و آرژانتين نيز به مرحله اجرا درآمد. البته اين شكل ماليات به طور جامع براى نخستين بار در سال ۱۹۶۸ در برزيل اجرا شد. در اين دوره ماليات بر ارزش افزوده عمده ترين منبع درآمدى در فرانسه، آلمان، بلژيك، هلند، دانمارك، نروژ و سوئد بود.
كره جنوبى نخستين كشور آسيايى است كه در سال ۱۹۷۷ با كمك صندوق بين المللى پول توانست اين شيوه را در نظام مالياتى خود پياده نمايد و به دنبال آن كشورهاى تركيه، پاكستان، بنگلادش و لبنان نيز اقدام به اجراى اين نظام مالياتى نمودند.
اگرچه اين نوع ماليات در يك دهه رشد چندانى نداشت؛ اما در نيمه دوم دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به اوج خود رسيد تا جايى كه در دو دهه پايانى قرن بيستم سريع ترين رشد را در كشورهاى جهان داشت و هم اكنون ماليات بر ارزش افزوده در بيش از ۱۴۰ كشور دنيا اجرا مى شود.
*وضعيت مالياتى در برزيل قبل از ماليات بر ارزش افزوده
تا اواسط دهه ۱۹۳۰ هيچ نوع ماليات قابل توجهى در كشور برزيل وجودنداشت و دولت هاى فدرال و ايالت هاى عمده مالياتشان را از طريق انواع ماليات هاى محدود و تعرفه هايى كه بر معاملات و واحدهاى توليدى وضع مى شد، تأمين مى كردند. بعد از سال ۱۹۳۴ با تلفيق برخى ماليات هاى پراكنده «ماليات بر درآمد شخصى» توسط دولت فدرال و «ماليات بر ارزش كل فروش چند مرحله اى» توسط ايالت ها و «ماليات بر املاك شهرى» توسط دولت هاى محلى اعمال گرديد. در حالى كه دولت فدرال درآمد عمده خويش را از طريق تعرفه هاى واردات و ماليات هاى غيرمستقيم بر مشروبات و تنباكو تأمين مى كرد، ايالت ها عمدتاً، متكى به ماليات بر صادرات و واردات بودند. در سال ۱۹۶۵ يك تغيير ساختار عمده مالياتى با اصلاح قوانين مربوطه به تصويب رسيد.
در سال ،۱۹۶۶ «ماليات بر درآمد» و انواع «ماليات بر مصرف عمده فروشى تك مرحله اى» بر سيگار و مشروبات و اشياى لوكس در حدود ۷۵ درصد درآمد كل را در سطح فدرال تشكيل مى داد. به استثناى تأمين اجتماعى، در سطح ايالت ها ماليات بر فروش مهم ترين منبع درآمدى به حساب مى آمد كه مقدار آن به تدريج از «ماليات بر تجارت» پيشى گرفت.
ايالت ها بر پايه هاى مالياتى و نرخ هاى مالياتى كنترل مطلق داشته و اين نرخ ها بر حسب شرايط محلى و نيازها از يكديگر متفاوت بودند. در سال ۱۹۵۹ نرخ هاى ماليات بر فروش بين ۳ تا ۵ درصد و در هنگام شروع تغيير ساختار مالياتى، مقدار آن بين ۴ تا ۷ درصد در نوسان بود. در طول ۲۰ سال يعنى بين سال هاى ۱۹۸۵- ۱۹۶۵ درآمدهاى ماليات ملى به استثناى تأمين اجتماعى به صورت سهمى از توليد ناخالص داخلى كاهش قابل توجهى داشته است (از ۱۷ درصد به ۱۲ درصد) در طول اين مدت سهم دولت هاى فدرال و محلى از كل درآمدهاى مالياتى نيز افزايش يافت.
تغييرات مالياتى سال ۱۹۶۵ ماليات موجود آن زمان را بر اساس پايه اقتصادى شان به ۴ گروه؛ ماليات بر تجارت خارجى، ثروت و درآمد، توليد و ماليات هاى خاص تقسيم كرد. اين اصلاح مالياتى، انواع ماليات هايى كه بر فعاليت هاى مشخصى مثل «پروانه كسب» و «تمبر» را كه شبيه به «ماليات بر فروش مضاعف يا چند مرحله اى» بود منسوخ كرد.
*بكارگيرى ماليات بر ارزش افزوده
ماليات بر ارزش افزوده در سال ۱۹۶۷ اجرا شد. در سطح فدرال، ماليات بر ارزش افزوده جايگزين ماليات بر عمده فروشى و در سطح ايالت، جايگزين «ماليات بر ارزش كل معاملات در هر مرحله» گرديد و ماليات هاى محلى و ماليات بر مشاغل و معاملات شخصى به ماليات هاى خدمات شهرى تبديل شد. صادرات و واردات از پايه مالياتى دولت فدرال مستثنى شد.
ماليات بر اموال غيرمنقول، با وجود حجم اندك آن به عنوان يك منبع درآمدى محلى حفظ گرديد. در سال ۱۹۸۸ يك رشته تغييرات در سيستم ماليات بر ارزش افزوده صورت گرفت كه در سايه آن پايه مالياتى گسترش يافت.
*ساختار اساسى و پايه مالياتى و نوع كالاهاى تحت پوشش
ماليات بر ارزش افزوده در سطح فدرال يك ماليات منتخب بر كالاهاى توليدى است و با نرخ هاى متفاوتى از ۴ درصد بر سيمان تا ۳۶۵ درصد بر انواع سيگار اعمال مى شود. ماليات بر انواع سيگار و نوشيدنى ها و اتومبيل ها در حدود ۶۰ درصد كل درآمد حاصل از ماليات بر ارزش افزوده را تشكيل مى دهد و روش جمع آورى ماليات، روش اعتبارى است. در اين سطح واردات مشمول ماليات مى شود ولى صادرات علاوه بر اين كه از ماليات معاف هستند، معمولاً يارانه هم دريافت مى كنند.
ماليات بر ارزش افزوده در سطح ايالت در اكثر مراحل توليد و توزيع كاربرد دارد و شامل خرده فروشى هم مى شود. روش جمع آورى ماليات مانند سطح فدرال روش اعتبارى است.
كمك ها و تحقيقات نقدى به غير از صادرات به اقلام ديگرى پرداخت نمى شود و عملاً ماليات بر ارزش افزوده به كار گرفته شده به نوع مصرفى نزديك تر است. پايه مالياتى ماليات بر ارزش افزوده در سطح ايالت ها به تدريج كاهش يافته و بخش خدمات را شامل نمى شود.
همچنين مواد سوختى، برق، معدن و فعاليت هايى از اين قبيل فقط در سطح فدرال مشمول ماليات مى شوند. با اين كه فروش انواع تجهيزات سرمايه اى معاف از پرداخت ماليات است ولى در قبال ماليات بر ارزش افزوده پرداخت شده براى خريد دارايى هاى دائمى هيچ اعتبارى درنظر گرفته نمى شود. ماشين آلات و وسايل ادارى، وسايل حمل و نقل و كالاهاى مشابه جزو پايه مالياتى محسوب مى شوند.
* نرخ ها
نرخ هاى موجود در سطح فدرال از ۴ درصد تا ۳۶۵ درصد در نوسان است و در سطح ايالت براى فروش هاى داخل ايالتى ۱۷ درصد و براى فروش هاى بين ايالتى ۱۱ درصد است. نرخ مؤثر به دليل اين كه پايه مالياتى شامل خود ماليات نيز مى شود، بالاست.
در كشور برزيل استقلال ايالت ها در اعمال ماليات بر ارزش افزوده و همچنين تفاوت هاى موجود در نرخ ها باعث پيچيده تر شدن سيستم و ساختار ماليات بر ارزش افزوده شده است.
براى مثال همواره براى يك مصرف كننده اين انگيزه وجوددارد كه خريدهايش را بيرون از ايالت انجام دهد تا به جاى ۱۷ درصد مشمول نرخ ۱۱ درصد شود.
*معافيت ها
يك سرى از معافيت ها در كشور برزيل به دليل تعهداتى است كه بين ايالت ها بسته مى شود و يك سرى شامل مواردى است كه در قانون اساسى مطرح شده است. از آن جمله كتاب ها، مجلات و كاغذهاى چاپ. همچنين صادرات كالاهاى توليدى، تعداد محدودى از كالاهاى فراورى نشده و برخى توليدات كشاورزى نيز از پرداخت ماليات معافند.
در ايالت ها مواد سوختى جزو پايه مالياتى محسوب نمى شود و فروش انرژى همراه با حمل و نقل آن ها توسط دولت مركزى ماليات بندى مى شود. البته درآمد مالياتى حاصل از بخش هاى انرژى، معدن، برق و ارتباطات كه قبلاً حدود ۲۰ درصد درآمد فدرال بود، به حدود ۵ درصد كاهش يافت.
چند قلم كالا دركنار صادرات مشمول نرخ بندى صفر مى شوند. همچنين فروش برخى كالاهاى كشاورزى مانند: سبزى، ميوه و توليدات لبنياتى نيز اگر به صورت فرآورى نشده فروخته شوند از پرداخت ماليات معافند. با وجود اين اغلب توليدات كشاورزى ازجمله غذاهاى خام مثل برنج، لوبيا و ذرت حتى اگر به صورت فرآورى نشده هم فروخته شوند، مشمول ماليات مى شوند. براى اجتناب از ماليات مضاعف، فروش بسيارى از مواد اوليه كشاورزى مثل كود و بذر از ماليات معاف شده است. در قانون فدرال نيز خدماتى كه توسط شهردارى ها مشمول ماليات مى شود از ماليات بر ارزش افزوده ايالت مستثنى است.
صنعت ساختمان سازى نيز براى جلوگيرى از افزايش هزينه هاى مسكن تقريباً بلافاصله بعد از معرفى ماليات بر ارزش افزوده از پرداخت ماليات معاف گرديد و به جاى آن ماليات بر خدمات ارزش افزوده براى ساختمان هاى جديد به كار گرفته شد. در برزيل مثل بقيه كشورهاى آمريكاى لاتين اجاره دارايى هاى غيرمنقول مشمول ماليات بر ارزش افزوده نمى شود.
*اثرات اجراى ماليات بر ارزش افزوده
هرچند كه در اواخر دهه ۱۹۶۰ ماليات بر ارزش افزوده در حدود نيمى از كل درآمد مالياتى فدرال را تشكيل مى داد؛ اما در اواخر دهه ۱۹۸۰ مقدار آن در حدود ۲۰ درصد شد. در ضمن اشكال جديد ماليات غيرمستقيم، مثل ماليات بر درآمد ناخالص و اعانات دستمزدى مربوط به تأمين اجتماعى، سرمايه گذارى هاى عمومى و هزينه هاى عمومى و هزينه هاى مخصوص به فقرا نيز ايجاد گرديده اند.
در سال هاى اخير درآمد حاصل از ماليات بر درآمد از درآمد حاصل از ماليات بر ارزش افزوده در سطح فدرال پيش گرفته است. در سال ۱۹۶۸ درآمد حاصل از ماليات بر درآمد و ماليات بر ارزش افزوده به ترتيب ۲۱‎/۸۵ درصد و ۵۱‎/۰۳ درصد كل درآمد مالياتى فدرال را تشكيل مى داد ولى در دهه ۱۹۸۵ اين سهم ها به ترتيب به ۵۸‎/۹۷ درصد و ۲۰‎/۹۱ درصد تغيير يافت.
در سطح ايالت ها ماليات بر ارزش افزوده تنها منبع اصلى درآمد به شمار مى رود. ايالت ها ۷۵ درصد از درآمد حاصل از ماليات بر ارزش افزوده و شهردارى ها ۲۵ درصد آن را به خود اختصاص مى دهند.
البته ايالت ها تنها متكى به ماليات بر ارزش افزوده نيستند. در اين زمينه اكثر ايالت هاى فقير شمالى و شمال شرقى به شدت وابسته به پرداخت هاى بلاعوض دولت فدرال هستند و ماليات بر ارزش افزوده و ماليات غيرمستقيم به زحمت نصف درآمد آن ها را تشكيل مى دهد.
*تأثير بر صادرات و قيمت ها
برزيل به منظور تشويق صادرات و ترويج طرح هاى مشخص ملى ماليات بر ارزش افزوده ايالتى را به كار برده است. از سال ۱۹۷۵ طرح هاى ارتباطات راه دور، نيرو و فولاد مجبور به پرداخت ماليات بر ارزش افزوده بر نهاده هايشان نيستند. در سال هاى ۱۹۷۷-۱۹۷۱ معافيت صادراتى ماليات بر ارزش افزوده نيز همراه با يارانه بود كه اين يارانه به عنوان يك اعتبار اضافى ماليات بر ارزش افزوده بر حسب درصدى از ارزش صادرات واحد توليدى اعطا مى شد. در نتيجه ماليات بر ارزش افزوده نه تنها در ارتباط با صادرات تأثير بازدارنده نداشته بلكه داراى اثر مثبتى نيز بوده است.
از لحاظ تأثير بر قيمت ها، با اين كه كشور برزيل هيچگونه كنترلى بر قيمت ها نداشته، با اين وجود عنوان شده است كه به طور متوسط قيمت ها در اين كشور با نرخ ۱۵‎/۸ درصد افزايش داشته و ماليات بر ارزش افزوده در اين افزايش قيمت ها بى تأثير بوده است.
*ارزيابى كلى
در كشور برزيل پايه مالياتى خيلى كوچك و محدود بود. لذا غذاهاى تازه و نهادهاى كشاورزى، مواد سوختى، معدنى و بسيارى از خدمات از پرداخت ماليات مستثنى بودند. يك واحد توليدى هرچقدر از نهاده هاى معاف از ماليات استفاده مى كرد به آن نسبت متحمل ماليات بيشترى بر اساس ارزش افزوده توليدش مى شد؛ زيرا هيچگونه اعتبارى در قبال ماليات بر ارزش افزوده براى نهاده هايش دريافت نمى كرد.
قانون مجدد ۱۹۸۸ قدرت اجراى بيشترى به ايالت ها و شهردارى ها تفويض كرده است. ماليات بر ارزش افزوده ايالت ها پايه گسترده ترى پيدا كرد و شامل خدماتى از قبيل ارتباطات، انرژى، حمل و نقل هم شد. بنابراين برعكس كشورهاى ديگر كه براى جلوگيرى از تخلفات و انحرافات در پى كاهش تنوع نرخ در داخل و بين كشورها هستند به نظر مى آيد كه برزيل در خلاف اين جهت حركت مى كند.
* منابع در دفتر روزنامه موجود است


|   شناسنامه   |   آرشيو   |