|
|
|
يادداشتى از دكتر رضا داورى اردكانى در فراق قيصر امين پور
|
|
|
|
گشت وگذار در ارتفاعات زيباى غرب كشور
|
|
|
|
|
|
|
|
در محدوده اى به وسعت ۵۴ هكتار صورت گرفت
|
|
|
|
با به كارگيرى سامانه اطلاعات جغرافيايى و ماهواره اى آغاز شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فوكو و بازنمايى بن بست جامعه مدرن
|
|
|
]دكتر حسين كچوئيان]
چندى پيش همايش «آنان كه مى انديشند» (ويژه بررسى آرا و انديشه هاى ميشل فوكو) به همت كانون انديشه جوان و همكارى بسيج دانشجويى در تاريخ ۸۶/۷/۲۹ در دانشگاه تهران برگزار شد و بزرگانى از انديشمندان ايرانى از جمله دكتر حسين كچوئيان در آن همايش سخنرانى كردند. آنچه در پى مى آيد متن مقاله اى است كه ايشان به صورت سخنرانى ارائه داده است.
فوكو انديشه هاى بسيار سختى دارد. تعداد زيادى از متفكرين و شارحين فوكو به صراحت گفته اند كه انديشه هاى وى را نفهميده اند يا نمى توانند به صراحت بگويند كه وى چه مى گويد! نوع فكر و ماهيت كار فوكو و اصطلاحات ابداعى متعددى كه وى براى ارائه فكرش ايجاد كرده، منشأ فهم هاى متفاوت از كار او شده است. لذا ممكن است فهم من از فوكو هر چند مستند است، داراى تمايز ها و تفاوت هايى نسبت به آراى ديگران باشد. به نظر من ديگر زمان آن گذشته است كه مواجهه ما با متفكرين جوامع ديگر همانند مواجهه اى باشد كه ما در يك قرن اخير و قبل از اين تحولات معرفت شناسانه با آن ها داشته ايم. ما نمى توانيم بدون لحاظ كردن نسبت يك متفكر با فضاهاى فكرى ما و ارتباط معرفت شناسانه و محتوايى انديشه او با اقتضائات زمانى ما، از او استفاده كنيم. علاوه بر اين لازم به ذكر است كه نوع درك فوكو از عقلانيت و تلقى وى از كار فكرى و روشنگرانه، او را يك متفكر خاص، محلى و مقيد به شرايط زمانى- مكانى مشخص نموده است. يعنى فكر فوكو نيز اجازه نمى دهد كه وى را فراتر از موضوعات، مقولات و فضايى كه او در رابطه با آن صحبت كرده است، استفاده كنيم. اگر چنين است كه فوكو متفكرى است محلى و خاص و گفته هايش مقيد به شرايط خود اوست اين سؤال مطرح مى شود كه اهميت خواندن آثار فوكو در چيست و ما چرا بايد او را مطالعه كنيم به نظر من ۳ وجه عمده جهت مطالعه آثار فوكو وجود دارد: وجه اول اهميت فوكو استفاده از وجه صورى فكر اوست. (مانند استفاده اى كه ادوارد سعيد در كارهاى شرق شناسى خود از فوكو انجام داد). وجه صورى فكر فوكو به شيوه كار، تحقيق و نوع مواجهه اش با موضوعات مختلف مربوط مى شود. البته لازم است كه در استفاده از وجه صورى فكر فوكو به اين كه در كجا و به چه شكلى به كار گرفته مى شود توجه شود. وجه دوم اهميت فوكو، فهم و درك مدرنيته از طريق آثار اوست. به لحاظ جامعه شناختى و معرفت شناسانه تأمل و تفكر راجع به جوامع ديگر، خارج از آن جوامع داراى محدوديتهايى است و بهترين مجرا براى فهم آن جوامع، متفكرين متعلق به آن تاريخ و جامعه هستند. فوكو ضمن نسبتى كه با مدرنيته دارد در ميان متفكران جامعه غربى جزء بهترينهاست و به لحاظ توانايى فكرى و ذهنى در سطح بالايى قرار دارد و در نتيجه جزء بهترين افراد براى درك مدرنيته است. وجه سوم اهميت خواندن آثار فوكو در سخنى از ماركس نهفته است كه: هر كه مى خواهد آينده جوامع صنعتى را ببيند، به انگليس نگاه كند! ماركس شناسان در توضيح اين سخن ماركس گفته اند كه لزوماً همه جوامع به سمتى كه انگليس رفته است نمى روند ولى كشورهايى كه در حال صنعتى شدن هستند مى توانند آينده خود را در پيشانى انگليس ببينند. به نظر من اين وجه براى مطالعه آثار فوكو، وجه صحيح ترى است. اگر ما مطابق آنچه بعضى ادعا مى كنند، در مسير مدرنيته باشيم و يا آنگونه كه بعضى مى خواهند، بخواهيم در اين مسير حركت كنيم، مى توانيم آينده خود را (جامعه اى بشدت سركوب شده و نظارت بين) در اين حرف ها (آثار فوكو) پيدا كنيم. اما مطلب اصلى كه به دنبال بيان آن در اين مقاله مى باشم تصويرى است كه فوكو از جامعه ارائه مى كند. تصوير جهان، جامعه و مدرنيته در فكر فوكو بسيار تغيير كرد. يعنى يك گسست عمده ميان قبل و بعد از فوكو در نوع نگاه به مدرنيته، جوامع غربى و تبيين و تفسيرى كه از انسان در جوامع غربى مى شود وجود دارد. اين كه اين تغيير نگاه از كجا حاصل شده است و چرا اينچنين تحولى در فكر فوكو رخ داده است سؤالى است كه به حوزه فلسفه علم و جامعه شناسى معرفت مربوط مى شود. چطور مى شود كه متفكرى اينچنين نگاه كاملاً نو و بديعى را عرضه مى كند تعبير و تفسيرهاى منحصراً معرفت شناسانه در پاسخ به اين سؤال مردود است و از مواردى است كه مورد نقد فوكو نيز است. به عبارت ديگر نوع فهم ما از معرفت و معرفت اندوزى در عصر حاضر، اجازه نمى دهد كه بپذيريم فردى در قالب نگاههاى معمول علمى، بدون لحاظ هيچ چيز ديگر و با توجه و عطف نظر به خود حقيقت و روش هاى تحصيل آن، تئورى جديدى را ابداع كند و يا فكر جديدى بياورد. بنابراين فهم هر متفكر مستلزم آن است كه ببينيم انگيزه هاى اساسى اين دگرگونى بنيادى در ذهن و فكر او از چه ناحيه اى ايجاد شده است. رشد روش شناسى هاى زندگينامه اى در ميان روش شناسى هاى اخير بيانگر اين مطلب است كه زندگى، دغدغه ها و علاقه هاى شخصى انسان در فكر او بروز مى كند و اساساً فهم درست يك متفكر مستلزم شناخت شجره نامه، دغدغه ها و مقولاتى است كه در زندگى شخصى وى وجود داشته است. به طور مثال، دغدغه هاى خاص ماركس باعث تمايز او از ديگر متفكرين قرن نوزدهم اعم از متفكرين جريان چپ و راست مى شود. اگر اين دغدغه ها را از ماركس بگيريم نمى توانيم توضيح دهيم كه چرا و از چه ناحيه اى تلقى وى از جامعه، دغدغه ها، مسائل، اهداف و سازوكارهايى كه آن را اداره مى كند، متفاوت از ديگران مى گردد. در مورد فوكو هم قضيه به همين صورت است. آنچه جوهره وجود فوكو را مى سازد و در شكل گيرى فكر، انديشه و تصوير وى از جامعه مؤثر بوده است، احساس تعيين شدگى مطلق و فقدان آزادى به شكل بسيار حاد آن مى باشد. احساس اين كه مانند مرغى است در قفس، موجودى است كه نمى تواند خود را به عنوان يك سوژه ظاهر كند. عمده نيرويى كه در پس فكر فوكويى قرار دارد همين احساس دربند بودن مطلق و ميل به رهايى مطلق است. در مقاطع مختلف زندگى وى(دوره اول: ديرينه شناسى، دوره : دوم قدرت، دوره سوم: سوژه شدگى) جريان پاسخ دهى به اين احساس دقيقاً قابل مشاهده است. تصويرى هم كه فوكو از جامعه به ما مى دهد از اين ناحيه تغذيه شده است. لازم به ذكر است كه احساس در قفس بودن در جهان مدرن، براى نخستين بار توسط وبر و نيچه و به شكل مبهمى توسط ماركس و دوركيم نيز احساس شده است اما در فكر فوكويى به اوج خود مى رسد. تئورى پردازيهاى او در جهت توضيح اين احساس و امكان هاى رهايى از وضعيت موجود در مدرنيته مى باشد. ويژگى ديگرى كه در شكل گيرى جوهره انديشه فوكو مؤثر است و به نوعى توضيح ويژگى اول نيز مى باشد، فقدان جهت دارى در وجود فوكو است. همه متفكرين قبل از او به دنبال آرمان ها و تمايلاتى هستند كه در آينده محقق مى شود و اين آرمان ها در زندگى و رفتار ان ها ميل و جهت ايجاد مى كند. اما تنها ميل فوكو، ميل به آزادى مطلق است. ماتيو آرنود مى گويد: «آزادى اسب خوبى است اما براى راندن به جايى!» آزادى بدون مقصد و هدف، اسب خوبى نخواهد بود. اما در انديشه فوكو اين بحث موضوعيت ندارد. فوكو آزادى را براى آزادى مى خواهد و همانطور كه فضاى مدرنيته متأخر اقتضاء مى كند، ابن الوقت است. به هيچ سمت و سويى متمايل نيست و تنها انگيزه اى كه او را هدايت مى كند همين ميل به نفس آزادى است. با توجه به اين دو ويژگى مؤثر در شخصيت فوكو، تصوير وى از جامعه، تمايزات متعددى با تصوير جامعه در انديشه ماقبل او پيدا مى كند كه براى درك بهتر اين تمايزات لازم است جمع بندى مختصرى از تصوير ماقبل فوكويى از جامعه ارائه دهيم. بنابر آنچه ما از دوركيم تا دوره فروپاشى فكر پارسونزى (زمانى كه فوكو شروع به نظريه پردازى مى كند) مى دانيم، تصويرى كه از جامعه ارائه مى شود داراى خصلتهاى ذيل است: جامعه كليتى منسجم است كه وحدت شخصى دارد. هستى نظام دارى است كه عمدتاً نظم خود را براساس مقوله هاى هنجارى و ارزش ها به دست مى آورد. جامعه متعين به تمام لحظه هاى گذشته تاريخ است يعنى محصول گذشته است و در امتداد شرايط تاريخى - از ابتداى تاريخ بشر تا آن لحظه ى خاصى كه جامعه مورد توجه قرار مى گيرد - متعين شده است. جامعه نقش كنترل كننده را دارد. انسان را مهار و امكان ظهور و رشد او را فراهم مى كند. در واقع جامعه در اين نگاه كنترل كننده مثبت است. (البته در كتاب خسران ها و زيان هاى تمدن (فرويد) نگاه منفى به جامعه ديده مى شود ولى حتى فرويد هم وجود جامعه را شرط تعادل و سلامت انسان ها و فقدان جامعه را باعث نابهنجارى انسان ها و بروز مشكلات روانى براى آن ها مى داند كه به خودكشى و رفتارهاى مخرب منتهى مى شود.) مطابق فهم ماقبل فوكويى جامعه در عين حال كه يك كليت است داراى لايه هاى مختلفى است و به روبنا و زيربنا و وجوه اصلى و فرعى تقسيم مى شود. اين لايه هاى متعدد در شكل دهى به حقيقت اجتماعى نقش دارند. جامعه داراى نظم بنيادينى است كه به محتواى ساختارى جامعه مربوط مى شود. جامعه براساس همين نظم بنيادين و به طور خود به خود، در مسيرى رو به كمال و ترقى حركت مى كند. انسان ها مى توانند با درك قوانين اين تحول و حركت، جامعه خود را كنترل كنند. ويژگى ديگر فكر ماقبل فوكويى اهميت امر اجتماعى در تحليل است. مقوله هاى انديشه اى در فهم و تبيين مسائل اجتماعى نقش مهمى ندارند و اين مقولات ساختارى مانند جمعيت، گروهبندى ها و طبقات هستند كه به ايفاى نقش مى پردازند. كسانى كه با تاريخ جامعه شناسى و فكر اجتماعى در قرن ۱۹ آشنا هستند مى دانند كه اساساً جامعه شناسى با حذف سياست شكل گرفت. قلمرو سياسى در فكر ماركس، دوركيم و حتى جامعه شناسان متأخر به عنوان قلمرويى حاشيه اى، فرعى يا بازتابى تلقى مى شده است. لذا قدرت، سياست و دولت داراى نقش بازتابى مى باشند و يا اصلاً نقشى ندارند. اما همانطور كه گفته شد، ويژگى هاى فكر فوكو و تصويرى كه وى از جامعه ارائه مى دهد در مقايسه با دوران ماقبل فوكو بسيار متمايز است. تمام مقولاتى كه در فكر ماقبل فوكويى مهم تلقى مى شوند و به نوعى جامعه تعريف شده آن ها محسوب مى شود، در فكر فوكو حذف يا از اهميت و اعتبار ساقط مى شوند و از سوى ديگر مقولاتى كه در فكر ماقبل فوكويى كم اهميت هستند در فكر فوكو از اهميت بالايى برخوردار مى شوند. يكى از اين مقوله ها كه فوكو به آن توجه مى كند انديشه است. وى معتقد است نگاهى كه به امر اجتماعى توجه اساسى مى كند و آن را تعيين كننده حيات اجتماعى مى داند (به تعبير او نگاه ماترياليستى) بايد كنار گذاشته شود. وى در توضيح اين سخن مى گويد احمقانه ترين رفتار ها و نهاد ها هم در درون خود چيزى به نام فكر دارند و تحليل اجتماعى بايد روى آن تكيه كند. چرا كه فكر و انديشه است كه جهان را مى سازد. توجه او به مقوله فكر و انديشه به تعريف جديدى از جامعه در فكر فوكويى يعنى همان شبكه در هم تنيده اى از گفتمان ها منتهى مى شود. انديشه ها و تفكرات آنقدر تعيين كنندگى پيدا مى كنند كه از منظر فوكو جامعه مجموعه اى است از گفتمان هايى كه با هم جفت و جور شده اند و به نوعى موجد حيات جمعى مى باشند. توجه وى به انواع گفتمان هاى علمى در مرحله اول و دوم فكرش و به الهيأت مسيحى و نقشى كه اين الهيأت در شكل دهى به اخلاق و نوع نگاه انسان ها به خودشان بازى مى كند، در مرحله سوم فكرش (به طور كلى اهميتى كه به اشكال مختلف بيان يا فكر و انديشه مى دهد) معلول همين تلقى متفاوت او از جامعه مى باشد. جامعه از ديد فوكو يك گفتمان متجسد است، نه يك گفتمان كه شبكه در هم تنيده اى از گفتمان هاست. ويژگى بعدى فكر فوكو اين است كه جامعه را بدون مركز، بدون لايه و بدون سر و ته مى داند. وى هيچ كنترل كننده اى براى جامعه چه در درون و چه خارج آن قائل نيست. گروه هاى اجتماعى، طبقات و تمام مقولاتى كه در كنترل و اداره جامعه نقش دارند، خود متعين از شبكه اى هستند كه در اطراف آن ها تعبيه شده است و هيچ كدام از آن ها نسبت به قدرتى كه اعمال مى كنند قدرت مطلقى ندارند. در واقع در فكر فوكويى نسبتى كه ميان جامعه مدنى و دولت وجود دارد از بين مى رود و دولت نسبت متمايزى از جامعه ندارد و اين دو در يك شبكه در هم تنيده با هم كار مى كنند و هيچ كدام كنترل كننده نمى باشند. جامعه داراى ويژگى Immanent (درون ذات، خود بنياد) است. يعنى هر چه كه هست در درون خودش است و اين درون بودگى از حيث مكانيزم هاى كنترل، پخش شده است. به عبارت ديگر جايى در درون جامعه نيست كه نقش و سهم بيشترى از لحاظ مكانيزم هاى كنترل دارا باشد. از وجه ديگر خود بنياد بودن جامعه يعنى نفى اين كه چيزى بيرون جامعه وجود دارد كه در آن اثر مى گذارد و آن را شكل مى دهد. اين بودن چيزى خارج از جامعه، معانى مختلفى دارد. همانطور كه گفتم فكر ماقبل فوكويى معتقد به وجود نظم بنيادين و قوانين پايدار و ثابتى كه جريان تاريخ را اداره مى كند است. اعتقاد به يك وجه عميق در حيات جمعى كه حيات جمعى از آنجا و تحت تأثير آن تعيين مى شود. شكل دينى اين وجه عميق همان خدا يا باطن عالم است كه تعيين كننده جهان هستى و من جمله جهان اجتماعى است. در فكر فوكو اين ويژگى به خود بنيادى يا درون ماندگارى به شكل مطلق تبديل مى شود. به عبارت ديگر جامعه هيچ چيزى جز آنچه ديده مى شود نيست. عمقى ندارد و هيچ لايه عميق ترى كه آن را اداره بكند وجود ندارد. جامعه ويژگى هايش را از طريق جفت و جور شدن نيروهاى گفتمانى و در همين سطحى كه گفته مى شود، شنيده مى شود و اعمال قدرت مى شود به خود مى گيرد. جامعه چيزى نيست جز همين چيزى كه هست. گريز فوكو از هرمنوتيك و ساختارگرايى به همين عامل بر مى گردد. چرا كه هرمنويك به دنبال معناى عمقى در جهان است. يعنى معتقد است كه در درون هر متنى و از جمله متن عينى و واقعى كه همان جهان اجتماعى است، معانى عميقى وجود دارد و اين مفسر متن، جامعه شناسى يا جامعه شناسى اتنومتدولوژيستى است كه بايد آن معانى عميق را استخراج كند. در نگاه ساختارگرايى هم ساختارهاى آگاهى هستند كه بيرون از آگاهى هاى فردى جهان را شكل مى دهند. اصرار فوكو بر ساختارگرا و هرمنوتيسين نبودن به دليل آن است كه معتقد است چيزى بيرون از آنچه كه به عنوان جهان اجتماعى ديده مى شود بر جهان اجتماعى اثر ندارد و آن را متعين نمى كند. جامعه داراى هيچ عمق تاريخى، هستى شناسانه، طبيعى يا الهيأتى نيست. از نظر فوكو جامعه منقطع از گذشته است و رو به سوى آينده هم ندارد. جامعه همان چيزى است كه هم اكنون هست و متشكل از دو عنصر تمايل به كنش و ميل به ايجاد معنا است. اين دو ويژگى است كه جامعه را مى سازد و به دليل همين ويژگى هاست كه فوكو جامعه را در كنترل و مهار كسى نمى داند. او معتقد است كه جامعه به سمت و سوى خاصى نمى رود و نمى توان آن را به سوى خاصى برد. جامعه از ديد وى يك واقعيت كنترل ناشدنى است. هم رخدادهاى متعين جامعه و هم آزادى و سمت و سوى تازه و نو آن غيرقابل پيش بينى است. به عبارت ديگر مشخص نيست كه جامعه مطابق نظم هايى كه در آن هست همچنان ادامه مى دهد يا اين كه چيز جديدى از دل اين اوضاع و احوال بوجود مى آيد. يك كلمه يا كنش جديد مى تواند همه چيز را بر هم بريزد. جامعه در يد قدرت كسى نيست چراكه جامعه چيزى نيست جز كنش هايى كه مانند نيروهايى گنگ و ر ها به هم مى چسبند و نظم پيدا مى كنند و در لحظه بعد از هم جدا مى شوند. بنابراين در اين شبكه اى كه در حال شكل گيرى است بسته به اين كه چه نيرويى در كجا قرار بگيرد و يا به چه شكلى عمل كند، جامعه نيز چيز متفاوتى مى شود. اين نوع نگاه، در برگيرنده نوعى فهم نيچه اى نسبت به هستى است چرا كه متافيزيك فوكويى از نوع متافيزيك نيچه اى است. در متافيزيك نيچه اى نيروهاى كورى در اين عالم حركت مى كنند كه هيچ عمقى ندارند. اين نيرو ها دائماً در حال پخش شدن و جمع شدن هستند و اين عمل تحت هيچ نظم خاصى صورت نمى گيرد. در نگاه نيچه اى نظم اجتماعى حاصل ميل به قدرت است اما در نگاه فوكو اين ميل به حقيقت است كه نظم را در دوران مدرن ايجاد مى كند. فوكو از جامعه مركز زاديى مى كند و آن را به تكه تكه هاى مرتبط و متصل به هم بدل مى كند. در فكر فوكو جامعه كليتى نيست كه از يك جايى و به ترتيبى(مثلاً ارزشهاى واحد) يك وحدت ماوراء افراد به خود بگيرد. جامعه مدرن در فكر فوكو تكه پاره هايى است كه براساس منطق گفتمانى كنار هم جمع مى شود. فكر فوكويى اصلاً علاقه مند به مركز و در جستجوى آن نيست، بلكه به حواشى علاقمند است. حواشى در تعريف او به مواردى اطلاق مى شود كه در هر نظم اجتماعى خارج از آن نظم قرار مى گيرد. به عبارت ديگر در هر مقطع و نظم تاريخى، شكل خاصى از جفت و جور شدن وجود دارد كه حاصل تعامل قدرت و كلام(گفتمان) است. ولى به اقتضاى همين ويژگى نظم داشتن و ساختاريابى در هر جامعه، چيزهايى از درون اين نظم و ساختار بيرون مى افتد. به عبارت ديگر خاصيت طرد كنندگى و حاشيه كردن امور، ويژگى هر نظم مستقرى است. فوكو بيشتر از وجوه مثبت يا جوهرى سازنده هاى نظم تاريخى مانند عقلانيت، كلام يا گفتار خاص، شكل خاصى از اخلاق و… به حاشيه ها علاقه مند است. چرا كه از حاشيه ها است كه نظم هاى اجتماعى فرو مى پاشد. حاشيه ها دائماً نظم هاى اجتماعى را تهديد مى كنند. به همين دليل فوكو آزادى را فقط در مرگ، سكوت، جنون و ميل مهار شده اى كه تن منبع و موجد آن است مى بيند. عقل، كلام و زندگى كه هر كدام در مقابل جنون، سكوت و مرگ قرار دارند ساختار محقق موجود را ايجاد مى كنند. اين ساختار محقق موجود در عين حال كه به ما امكان زندگى مى دهد، ما را محدود و ميل ما به آزادى مطلق و ظهور مطلق اميال را كنترل مى كند. لذا آزادى مطلق و ظهور مطلق اميال فقط از طريق همين ناحيه هاى حاشيه اى (كه تحت كنترل كسى نيست) ممكن است ايجاد شود. علاقمندى وى به ديوانه هاى تاريخ، حاشيه نشين ها و مجرمين از همين ناحيه است. مقدار زيادى از علاقمندى وى به انقلاب اسلامى از همين ناحيه است. انقلاب اسلامى از ديد او جريانى حاشيه اى است كه بيرون از نظم موجود و نظام سامان يافته و جفت و جور شده جهان ظاهر شده است و امكان ظهور شكل تازه اى از زندگى، عقل يا كلام را مى دهد. قدرت در نگاه فوكو جايگاه كانونى دارد. شايد تعبير بودريا كه مى گويد گفتمان فوكو گفتمان قدرت است تعبير خوبى نباشد ولى بيانگر اهميت كانونى قدرت در نگاه فوكو است. مفاهيمى كه ما در انديشه فوكو با آن ها روبه رو هستيم مفاهيم معمول جامعه شناسانه نيستند. فوكو به نهاد مى پردازد در حالى كه اساساً علاقه اى به نهاد و اين كه كاركرد هر نهاد چيست و چگونه عمل مى كند ندارد. فوكو به تمام مفاهيم مورد علاقه جامعه شناسان و متفكرين اجتماعى علاقه مند است ولى نه از آن حيث كه آن ها به آن علاقمندند، بلكه از حيث تكنيك ها و شيوه هاى قدرت كه در اين نهاد ها وجود دارد. از نظر فوكو جامعه مجموعه اى از ديسكورس هاى جفت و جور شده است. از همين منظر است كه فوكو جامعه را مجموعه اى از نهادهاى انضباطى جفت و جور شده از قبيل بيمارستان، مدرسه، آموزشگاه، پليس و…مى داند و جامعه را جامعه انضباطى مى نامد. نوع ديگرى از جامعه كه به نظر او در دوره هاى متأخر مدرنيته شكل گرفته جامعه گاورمنتاليتى است. فوكو ميان جامعه اى كه دولت و حكومت در آن نسبت به كل جامعه يك نهاد بيرونى است (جامعه سركوبگر) و جامعه اى كه در آن دولت و حكومت يك نهاد درون سيستمى مى شوند (جامعه انضباطى) و جامعه اى كه در آن انسا ن ها توسط اطلاعات كنترل مى شوند (جامعه گاورمنتال) تفاوت قائل است. ويژگى آدمها، ساختار ها و نهاد ها در هر كدام از اين جوامع متفاوت است. لذا لازم است به روندى كه فوكو در جامعه مدرن تشخيص مى دهد توجه شود و بدون دقت از اين اصطلاحات در مورد جوامع ديگر استفاده نشود. طبق اين بيان جامعه غرب در حال حاضر در حال وارد شدن به مرحله گاورمنتاليتى است. به هر حال در مقام جمع بندى مى توان گفت كه فوكو در امتداد ديگر متفكرينى قرار مى گيرد كه در قرن نوزدهم و در بدو امر نسبت به روندهاى ايجابى جامعه مدرن توجه منفى پيدا كردند. البته در قرن نوزدهم تفكر غالب نسبت به نهاد ها و ساختارهاى اجتماعى مدرن مثبت بود ولى در عين حال توجهى هم به بحران ها و مسائل جامعه ايجاد شد. (در ميان متفكرين آن دوره، توجه نيچه و زيمل به بحران ها و مسائل جامعه عميق تر است و به نوعى رويكرد نيچه كاملاً ناقدانه است. نيچه پيامبر نوع فكرى است كه فوكو عرضه مى كند. ) اما بعد ها فوكو ازهمان وجوهى كه در تفكر ماقبل فوكويى مثبت تلقى مى شد كاركردهاى منفى استخراج مى كند. اطلاعات، سياست، علم، دانش و ديگر وجوهى كه در سيستم ها يا مكانيزم هاى سوژگى جديد در دنياى مدرن ديده مى شود از نظر او داراى كاركرد منفى هستند. فوكو در مقطعى از تاريخ غرب قرار دارد كه جامعه به تماميت خود رسيده، تمام اجزاء و نهادهاى خود را محقق كرده و امكان ظهور صورت هاى تازه را نمى دهد. فوكو ضمن بازگويى اين وضعيت خاص كه براى مدرنيته ايجاد شده است به دنبال ارائه امكان هاى جديد براى زيستن انسان يا سوژه مدرن است كه مهمترين ميل و انگيزه اش آزادى است. عجيب آن است كه فوكو اين امكان هاى نو را در مواردى كه نسبت به هر گونه نظمى تهديد اساسى به شمار مى آيند، يعنى مرگ، جنون، سكوت و ميل لجام گسيخته مى بيند!
|
|
|
|
|
يادداشتى از دكتر رضا داورى اردكانى در فراق قيصر امين پور
آموزگار مردمان
|
|
|
درگذشت شاعر معاصر، قيصر امين پور مصيبتى بزرگ براى شعر و ادب و زبان فارسى بود. در ميان همه اصناف مردم، شاعران شكستنى ترند و چينى نازك تنهايى شان خيلى زود و با اندك تكانى ترك بر مى دارد و دريغا زمانه اى كه بيش از همه زمان ها به شعر نياز دارد، اين را كمتر مى داند و به شعر و احوال شاعر وقعى نمى نهد ولى اين سخن بدان معنى نيست كه مردمان ديگر قدر شاعر را نمى دانند. شاعر پاسدار وجود و سخنگوى زمان است و نوحه و ترانه غم و شادى مردمان را مى سرايد به اين جهت زمين و آسمان او را دوست مى دارند و وقتى مى ميرد، ماتم مى گيرند و خبر مرگش صدا مى كند و در همه جا مى پيچد. من با اين كه متأسفانه با قيصر امين پور نشست و برخاست و فرصت صحبت نداشته ام، از شنيدن خبر تكان خوردم اما فردا كه عزاى شاعر، عزاى عمومى شد و شاعران و اديبان و صاحبان فرهنگ عزادار شدند و حتى سيماى مراكز و مؤسسات فرهنگى و رسانه اى رنگ عزا و ماتم گرفت، احساس دلدارى كردم و اين شايد تسلايى باشد براى همه كسانى كه مرگ شاعر را مصيبتى براى زبان و مصيبت زبان را مصيبت آينده مردم مى دانند. در حادثه مرگ قيصر امين پور لااقل دو نكته مهم آشكار شد. يكى اين كه مردم هنوز قدر شعر و شاعر را مى دانند و هر دو را عزيز مى دارند. پيچيدن صداى مرگ قيصر در همه جا نشانه عزت شعر و سخن است. به عبارت ديگر اين صدا ثابت كرد كه ما گرچه نقد شعر نداريم (و نداشتن نقد به خودى خود عيب نيست)، با شعر بيگانه نيستيم و شأن و مقام شاعر در زبان و زمان را بازمى شناسيم. قيصر امين پور با زبان فارسى انسى سعدى وار و نظامى وار داشت و در عين حال سخن زمان خود را بازمى گفت. با اين درك بود كه رساله دكتراى خود را در باب سنت و تجدد در شعر فارسى نوشت. اگر قيصر امين پور با صفا و نجابتى كه داشت از تظاهر و نمايش دورى مى كرد و به شهرت توجهى نداشت، انعكاس بانگ رحيلش بلندى مقام شعر و شاعرى او را نشان داد. شايد كودكانى كه هم اكنون با شعر قيصر سرود شادى زمزمه مى كنند و جوانانى كه شعر او ترانه سالهاى كودكى شان بوده است، بهتر از ديگران احساس كنند كه با مرگ شاعر دوست و آموزگار خود را از دست داده اند. شاعر دوست مردم و پاسدار زبان و نماينده ذوق ايشان است و با جان آنان اتصالى بى تكيف و بى قياس دارد. امين پور از درد ها و بيمارى هايى كه سال ها به آن دچار بود، رست و به ملأ اعلى پيوست اما مرگ او داغى بر دل اهل زبان و ذوق گذاشت كه به آسانى و به زودى محو نخواهد شد.
|
|
|
|
|
گشت وگذار در ارتفاعات زيباى غرب كشور
كردستان، نخستين اقامتگاه اقوام آريايى
|
|
|
] جواد عباسى]
استان كردستان بخشى از سرزمينى است كه تحت حكومت مادها اداره مى شد. حدود تاريخى سرزمين هاى تابع دولت ماد از شمال با اورارتو، از غرب با آشور و از جنوب غربى و جنوب با ايلام و سومر (بابل و اكاد ) محدود بود. با توجه به وضع اقليمى و آب و هوايى استان كردستان و براساس متون تاريخى و كاوش هاى باستان شناسى ، بسيارى از مورخان معتقدند، كردستان از نخستين اقامتگاه هاى اقوام آريايى بود. گروهى در منطقه شرق درياچه اروميه مستقر شدند و نام سرزمين «آماداى » بر آن نهادند و گروهى در غرب درياچه اروميه ساكن شدند و آن سرزمين را پارسوا (پارسوما) ناميدند. گروه نخستين ، دولت ماد را پديد آورد و گروه دوم پادشاهى نيرومند هخامنشى را ايجاد كرد. «زاموآ» سرزمينى بود كه از كنار درياچه اروميه تا بخش هاى علياى رود «دياله » امتداد داشت . اين سرزمين مياندوآب ، بانه ، سليمانه ، و تا ذهاب امروزى را دربرمى گرفت . محدوده شهرهاى كنونى سليمانيه ، سنندج و ذهاب در اواسط قرن نهم پيش از ميلاد يعنى در حدود ۲۹۰۰ سال پيش ، «پارسوآ» و بخش علياى رود كرخه (نزديك كرمانشاه ) كشور «ال پى » خوانده مى شد كه بعدها «الى مائيدا» ناميده شد. ناحيه «گامبادن » در جنوب دياله در غرب كرمانشاهان قرار داشت . نام كوهستان تا حدود قرن ششم هـ .ق نيز براى اين سرزمين به كار مى رفت و منظور سرزمينى بود كه از شمال به ديلمان و آذربايجان ، از غرب و جنوب غربى به سواد (عراق ) و خوزستان ، از جنوب به پارس و كرمان و از مشرق به بيابان خراسان و توس محدود مى شد. از حدود قرن سوم هجرى به بعد ترجمه عربى واژه «كوهستان ) به نام «الجبال » به متون جغرافيايى اسلامى وارد شد. سرزمين جبال با كوهستان داراى چندين ناحيه بود كه ماه كوفه (دينور)، ماه بصره (نهاوند)، همدان ، ايفازين ، قم ، ماسبذان ، مهر جانقدق و.. از آن دسته بودند. سرزمين كوهستان بخشى از سرزمين بزرگ تر بود كه به نام «بلاد پهلو» خوانده مى شد. سرزمين پهلو شامل رى ، اسپهان ، همدان ، دينور، نهاوند، مهرجانقدق ، ماسبذان ، قزوين ، زنجان ، ببروصليلسان (تالشان ) و ديلم (يلستان ) بود. در تقسيمات عصر سلجوقى و بويژه در عهد حكومت «طغرل بيگ » تمامى ناحيه جبال كوهستان به عراق عجم نامگذارى شد، زيرا خليفه عباسى «اللقايم بالله » طى منشورى در سال ۴۳۷ هـ .ق ، از او به عنوان «طغرل بيگ سلجوقى » و «ملوك العراقين » نام برد. «ابن حوقل » در «صوره الارض » محدوده هاى ناحيه جبال را تابستان گاه و زمستان گاه كردان معرفى مى كند. در زمان سلطان سنجر سلجوقى نيز از كردستان نام برده شد. «عطاءالملك جوينى » در بيان نبرد هلاكوخان مغول با فرقه اسماعيليه در قزوين و محاصره قلعه «ميمون دژ» و حمل مايحتاج سپاهيان هولاكو از ولايت تابعه ، از ولايت اكراد نام مى برد و مى نويسد: «چون نقل علوفه ها از طرف ارمن تا يزد و از ولايت اكراد و تا جرجان بود.» در اوايل قرن هفتم هجرى كه «سليمان شاه » پسر «پرچم ايوايى » از تركمانان ايوه بر آن حكومت يافت نام كردستان در مكتوبات و تاريخ ديده مى شود. با توجه به بررسى هاى تاريخى ، احتمالاً از اواخر دوره آق قويونلو و ابتداى دوره صفوى تقسيم بندى جديدى كه حاكى از اطلاق نام ايالت و طوايف مسلط بر مناطق به سرزمين ها و قلمرو تحت استقرار آنها، معمول و متداول شد. كردستان از اين نظر به ۳ ولايت يا حاكم نشين تقسيم مى شد: ولايت اردلان به مركزيت سنه (سنندج )، ولايت مكرى به مركزيت ساوجبلاغ (مهاباد) و ولايت بابان به مركزيت سليمانيه . هريك از اين ولايات به حوزه هاى حاكم نشين كوچك ترى كه تابع حكومت مركزى ولايت بودند تقسيم مى شد. ولايت اردلان با كردستان اردلان در تقسيمات كشورى دوران قاجار (روزگار ناصرالدين شاه ) در شمار ولايات مستقل ايران منظور شده بود. پس از انقلاب مشروطيت ، براساس قانون مصوب ۱۴ ذيقعده ۱۳۲۵ هـ . ق در مجلس شوراى ملى برطبق قانون تشكيل ايالات و ولايت و دستورالعمل آن ، ۴ ايالت آذربايجان ، كرمان و بلوچستان ، فارس و خراسان و نيز ۲۳ ولايت در تقسيمات جديد تنفيذ شد. در دوره حكومت ناصرالدين شاه قاجار، ايران از نظر تقسيمات به ۴ ايالت و ۸ ولايت تقسيم شد براساس شيوه اى كه براى اداره قلمروى هر يك از ايالات و ولايات از دير زمان جارى بود، قلمرو هريك از آنها به اجزاى كوچك ترى تقسيم و در رأس هركدام نماينده اى از طرف حكومت با عنوان هاى مختلف گماشته شده كه به تمشيت امور حوزه حكمرانى خود مى پرداخت . در نخستين تصميم گيرى درباره تقسيمات جديد كشورى به موجب تصويب نامه شماره ۱۲۷۵ مورخ ،۱۳۱۶/۹/۹ ايران به ۶ استان تقسيم شد؛ استان غرب مشتمل بر شهرستان هاى كردستان ، كرمانشاهان ، گروس باوندپور (كلهر)، پشت كوه ، لرستان ، بروجرد، همدان ، ملاير، خرمشهر و آباده ، خوزستان و كلهكيلويه بود. به فاصله چند ماه قانون تقسيم بندى كشور اصلاح شد و ايران به ۱۰ استان و ۴۶ شهرستان تقسيم شد. كردستان كنونى استان پنجم كشور محسوب مى شد و شامل شهرهاى همدان ، كرمانشاه ، سنندج ، مهاباد، بيجار، ملاير و... بود. در سال ۱۳۳۷ براساس مصوبه هيأت وزيران ، استان كردستان از استان پنجم مجزا و به استان كردستان تبديل شد. شهرستان هاى استان در اين دوره شامل سنندج ، گروس ، سقز و قروه بود. استان كردستان از شمال به استان هاى آذربايجان غربى و زنجان و از مشرق به استان همدان و بخش ديگرى از استان زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از مغرب به كشور عراق محدود است. استان كردستان منطقه اى كوهستانى است و به علت وجود ارتفاعات، پستى و بلندى هاى و بارندگى مناسب داراى رودهاى فراوان و مناطق سرسبز و حاصلخيز است. استان كردستان با سابقه ديرينه و پيشينه غنى، يكى از مناطق مهم كشورمان محسوب مى شود. مركز اين استان سنندج و از سال ۱۰۴۰ هـ.ق زمانى سليمان خان اردلان اقدام به ساخت دژ و قلعه اى بسيار محكم در مركز شهر و در بلندترين نقطه آن به نام سنه دژ نمود كه بسيارى عقيده دارند كه نام سنندج معرب شده همان نام است. اين استان داراى جاذبه هاى طبيعى و تاريخى فراوانى است كه در توسعه صنعت توريسم نقش مهمى ايفا مى كند. برج ها، كاروانسراها، سنگ نوشته ها، غار و تپه هاى موجود در اين استان از جمله اين جاذبه هاى گردشگرى محسوب مى شود. * غار باستانى كرفتو غار كرفتو در شهرستان ديواندره، در ۷۲ كيلومترى شرق شهرستان سقز قرار دارد . با توجه به تحقيقات به عمل آمده، در دوران «مزوزوييك » كرفتو در زير آب بود و در اواخر اين دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد . غار كرفتو از غارهاى آهكى و طبيعى است كه در ادوار مختلف جهت استفاده و سكونت انسان تغيير حالت داده و با معمارى صخره اى در ۴ طبقه، در دل كوه حفر شده است . مستشرقين و محققين بسيارى از جمله دمرگان، راولينسون، كرپورتر، خانيكف و فون گال از غار كرفتو بازديد و نقشه هايى از آن تهيه و ارائه نموده اند . كرپورتر نقشه غار را تهيه كرد، استين آن را تكميل و فون گال آن را تصحيح كرد . در مقالاتى كه از سوى محققين به چاپ رسيده، به دليل وجود كتيبه اى يونانى بر سر در يكى از اتاق هاى طبقه سوم، از اين غار به عنوان معبد «هراكلس » (هركول) نام برده شده است . ترجمه اين كتيبه چنين است: « در آنجا هراكلس سكونت دارد؛ باشد كه پليدى در آن راه نيابد » . طول غار حدود ۷۵۰ متر است و راه هاى فرعى متعددى از آن منشعب مى شود . در طول سكونت انسان در اين غار، تغييرات و دگرگونى هاى عمده و دخل و تصرفات بسيار در آن به وجود آمده و حجاران هنرمند، به زيبايى، فضاهايى را در مدخل هاى غار تراشيده و اتاق ها، راهرو و دالان هاى متعددى را به وجود آورده اند . اين غار در ميان غارهاى دست كن ايران، از معمارى كاملى برخوردار است. ورودى غار از دامنه كوه حدود ۲۵ متر فاصله دارد. در گذشته راهى نسبتا سخت و دشوار در كمر كوه، بازديد كنندگان را هدايت مى كرد، ولى امروزه با عبور از پلكانى فلزى مى توان به دهانه ورودى غار رسيد . درمعمارى صخره اى اين غار ۴ طبقه شناسايى شده است . اين امر از اهميت ويژه اى در معمارى صخره اى برخوردار است . در معمارى غار، علاوه بر ايجاد اتاق ها و راهروهاى عبورى، سعى شده تا اتاق ها با هم مرتبط باشند و نورگيرها و پنجره هايى به سمت بيرون و مناظر طبيعى ارتفاعات مجاور غار تعبيه شده است . بر ديوارهاى غار در برخى از اتاق ها نقوشى به صورت تجريدى از حيوان، انسان و گياه حجارى شده كه بيشتر جنبه آيينى دارد . اين غار درسال ۱۳۷۹ گمانه زنى شد و با بررسى باستان شناختى در محوطه بيرون و داخل غار، آثارى از دوران هاى مختلف به دست آمد . كشف تراشه هاى سنگى در طبقه چهارم و محوطه بيرون غار مى تواند نشانه اى از استفاده انسان در دوران پيش از تاريخ از اين غار باشد . همچنين نمونه سفال ها و اشياى به دست آمده، ادامه سكونت انسان را در طول دوران تاريخى اشكانى و ساسانى و دوران اسالمى يعنى قرون ششم تا هشتم ه. ق مسجل مى سازد . اقداماتى در طول سال هاى ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ انجام شده كه شامل سامان دهى محوطه بيرون غار، پله بندى، سكوهاى استراحت، پاركينگ، سرايدارى، سرويس هاى بهداشتى و برق كشى غار است * تپه باستانى زيويه اين تپه در روستاى زيويه، حدود ۵۵ كيلومترى جنوب شرقى شهر سقز واقع واز محوطه بسيار وسيعى برخوردار است. طى كاوش هاى باستان شناسى در اين تپه، قلعه باستانى زيويه از زير خاك بيرون آمد. اين قلعه روى يكى از تپه هاى نسبتاً مرتفع منطقه ساخته شده و بر محيط اطراف اشراف كامل دارد. در نخستين كاوش كه لوسط« ايوب ربنو» در سال ۱۳۲۵ شمسى در اين منطقه صورت گرفت و بيشتر جنبه تجارى داشت، اشياى منحصر به فردى از يك تابوت برنزى به دست آمد كه در نوع خود از شاهكارهاى فلزكارى و سفال گرى محسوب مى شود. همين امر موجب تخريب بسيارى از آثار معمارى ارزشمند اين قلعه ( كاخ دژ ) عظيم گرديد. اين قلعه كه به اقوام ماد و ماننايى تعلق داشت، در حدود ۲۷۰۰ سال پيش ساخته شده است. در سال ۱۳۵۴ شمسى نخستين فصل كاوش هاى علمى باستان شناسى در اين تپه آغاز شد و تا سال ۱۳۸۰ ادامه يافت. طى چند فصل كاوش، نتايج قابل توجهى در زمينه شناخت وضع معمارى آن به دست آمد. از جمله اشياى به دست آمده در اين كاوش ها، قطعات عاج منقوش بود كه نقوش حيوانى و صحنه شكار اساطير روى آن ها حك شده و از ارزش ويژه اى برخوردار است. اهميت اين قطعات به حدى است كه از روى ۲ نمونه از آنها، نقش برجسته آبيدر سنندج، طراحى، بزرگ نمايى و ساخته شد. براى ساخت قلعه زيويه، استادكاران پس از بنياد مصطبه، سكوهايى براى دست يابى به سطح صاف و هموار پديد آوردند و در بين شيب هاى موجود در تپه، با بهره گيرى از خشت خام، سنگ و چوب قلعه اى در نهايت استحكام و پايدارى بنا نهادند. پى ها و پايه ستون ها از سنگ ساخته شده و براى ساخت ديوارها، خشت خام به ابعاد ۱۶*۴۶*۴۶ سانتى متر به كار رفته است. رودى اصلى با ۲۱پله سنگى، در شرق تپه قراردارد. از جالب ترين قسمت هاى قلعه، تالار ستون دار آن با ۱۶پايه ستون سنگى مدور است. قطر اين پايه ستون ها حدود ۹۵ تا ۱۰۵ سانتى متر است. كف تالار با خشت خام به صورت شطرنجى مفروش شده است. ديگر بخش هاى اين قلعه عظيم شامل سالن ها، حياط ها و اتاق هاى متعددى است كه هر يك عملكردى خاص داشت. نكته قابل توجه استفاده از فاصلة پشت بندهاى ايجاد شده براى استحكام و ايستايى ديوازهاى قلعه است كه به عنوان سيلو( انبار غله ) مورد استفاده بود. در كاوش هاى سال ،۱۳۸۰ نمونه هايى از غله در كف انبارها كه هر يك بيش از ۸ متر عمق داشت، به دست آمد. * نقش برجسته و سنگ نبشته اورامان در ۴۵ كيلومترى شمال غربى كامياران، در حدود ۵۰۰ مترى شمال غرب روستاى «تنگيور » در تنگه كوه هاى «زينانه »، در بلند ترين نقطه صخره كوه، بقاياى كتيبه و نقش برجسته اى به چشم مى خورد كه به خط ميخى آشورى است و در يك طاق نما به ارتفاع ۱۲۰ و پهناى ۱۷۰ و عمق ۳۵ سانتى متر حجارى و نقش شده است . درون طاق نما و درغرب آن، نقش برجسته انسانى به طول نيم متروعرض ۳۵ سانتى متر حك شده كه احتمالا تصوير « سارگن دوم » پادشاه آشورى است . نقش شاه به صورت نيم رخ، با كلاهى استوانه اى و شبيه باشلاق، پاى راست خود را در جلو و پاى چپ را عقب قرار داده است . دست راست شاه به طرف بالا بلند شده و دست چپ در مقابل شكم قرار دارد . در كنار اين نقش برجسته، كتيبه اى به خط ميخى با حدود ۵۰ سطر نوشته، در كادرى به ابعاد ۱۲۰ * ۱۲۰ سانتيمتر ديده مى شود . اين كتيبه به خط ميخى و به زبان آشورى باستان است كه پس از ستايش خدايان آشورى مانند خداى آشور، مردوك، نابو، سين، شمش و ايشتار به شرح پيروزى هاى خود پرداخته است و در ادامه به نقاط مختلف شهرها، روستاها و مناطقى كه در اين جنگ تصرف و ويران نموده، اشاره دارد . تاريخ كتيبه احتمالا مربوط به ا واخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد است . * نقش برجسته آبيدر نقشه برجسته ميدان مادر در پارك جنگلى آبيدر، با الهام از نقوش مكشوفه از زيويه اجرا شد . در كاوش هاى سال ۱۳۷۶ در قلعه باستانى زيويه قطعاتى ازعاج به دست آمده كه روى آن صحنه هايى از شكار ونقوش اساطيرى به طرز بسيار ماهرانه اى درابعاد ۸*۳ سانتى متر به صورت برجسته و بسيار ريز، نقش شده بود . اين آثار احتمالا به ۲۷۰۰ سال پيش تعلق دارد . با طراحى و بزرگ نمايى اين نقوش در حد ۱۲۰ برابر و قالب گيرى از آن، در اين محل نقش برجسته بر روى ديوارى كه براى اين كار مهيا شده بود، با بتن مسلح ساخته شد . اين كار از سوى ميراث فرهننگى كردستان اجرا شد و طراحى و ساخت نقش برجسته را آقاى هادى ضياءالدينى از كاركنان ميراث فرهنگى استان، بر عهده داشت . اين نقش برجسته از ۲ صحنه اصلى تشكيل شده است: يكى صحنه اساطيرى با موجودى تركيبى از ماهى، انسان و گاو كه احتمالا هر يك از آنها بيانگر اعتقادات مردم زمان بودند و صحنه دوم كه صحنه اصلى نقش برجسته را تشكيل مى دهد صحنه شكار شير است .
|
|
|
|
|
برگزارى دومين جشنواره تجلى فرهنگ رضوى در رسانه هاى كشور
|
|
|
اراك - خبرنگار«ايران»: همزمان با برگزارى پنجمين جشنواره فرهنگى، هنرى رضوى در كل كشور، دومين جشنواره تجلى فرهنگ رضوى در رسانه در محل فرهنگسراى آيينه اراك برگزار شد. بهرام سياهپوش، معاون فرهنگى اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان مركزى در جريان بازديد از غرفه مؤسسه فرهنگى مطبوعاتى ايران در اين جشنواره، گفت: جشنواره فرهنگى، هنرى رضوى در ۳۰ استان كشور و دهه كرامت از ولادت حضرت معصومه سلام الله عليها تا ولادت امام رضا عليه السلام در كل كشور با اجراى ۳۶ برنامه در حال اجراست.وى درباره جشنواره تجلى فرهنگ رضوى در رسانه، گفت: اين جشنواره به مدت ۴ روز از ۲۳ آبان ماه در فرهنگسراى آيينه اراك برگزار شد. سياهپوش از ارسال ۱۲۰ اثر به دبيرخانه جشنواره كشورى تجلى فرهنگ رضوى در رسانه هاى جمعى خبر داد و افزود: از اين تعداد ۶۰ اثر مربوط به صدا و سيما و بقيه مربوط به مطبوعات و خبرگزارى هاست. وى افزود: با تقدير استانى از آثار برتر اين جشنواره، اين آثار به مراسم اختتاميه جشنواره فرهنگى، هنرى رضوى ارسال مى شود.سياهپوش در ادامه گفت: در حاشيه دومين جشنواره تجلى فرهنگ رضوى در رسانه هاى كشور كه در استان مركزى در حال برگزارى است، سومين جشنواره مطبوعات محلى استان، نمايشگاه هنرهاى تجسمى به صورت حضورى، ارائه آثار خوشنويسى و نمايشگاه عكس با موضوع امام رضا عليه السلام در اراك در حال برگزارى است. معاون فرهنگى اداره كل ارشاد اسلامى استان مركزى، گفت: همزمان با برگزارى اين جشنواره نمايندگى روابط عمومى آستان قدس رضوى و كتابخانه تخصصى امام رضا عليه السلام در فرهنگسراى آيينه اراك افتتاح شد. سياهپوش همچنين گفت: غبارروبى ضريح مطهر امامزاده محمدعابد عليه السلام همزمان با مراسم افتتاح اين جشنواره از ديگر برنامه هاى جنبى برگزارى جشنواره تجلى فرهنگ رضوى در رسانه در استان مركزى است. مؤسسه ايران در بخش مطبوعات اين جشنواره با ارائه نشريات مؤسسه فرهنگى مطبوعاتى ايران و ديگر فعاليت هاى فرهنگى خود حضور فعالى داشت. در اين جشنواره نشريات مؤسسه ايران شامل روزنامه ايران، روزنامه ايران ورزشى، روزنامه ايران ديلى، روزنامه الوفاق، ماهنامه ايران آذين و كتاب هاى چاپ شده از سوى مؤسسه ايران براى ارائه و معرفى در غرفه روزنامه ايران در اين جشنواره عرضه شده است.در نخستين روز برگزارى اين جشنواره معاون سياسى امنيتى استاندارى مركزى، فرماندار شهرستان اراك، مديركل اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى مركزى، مديركل دفتر سياسى استاندارى مركزى و رئيس اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان اراك و مديركل صدا و سيماى استان مركزى از غرفه روزنامه ايران بازديد كردند. معاون سياسى امنيتى استاندارى مركزى در جريان بازديد از غرفه ايران، خواستار افزايش تبادل نظر ميان اصحاب رسانه و مسئولان اجراى استان شد. محمدحسن آصفرى، فرماندار اراك نيز خواستار افزايش درج اخبار و گزارش هاى مرتبط با استان مركزى در نشريات كشورى شد و درباره چاپ صفحات ايران زمين ويژه اراك قول همكارى داد. آثار ارائه شده در اين جشنواره در بخش هاى آستان قدس رضوى، خلق آثار هنرى، فروش كتاب، نرم افزار و سايت هاى اينترنتى، رسانه هاى كشور و مطبوعات محلى در ۵۰ غرفه و ۹ بخش به نمايش گذاشته شده است.
|
|
|
|
|
اعضاى جديد هيأت منصفه مطبوعات فارس معرفى شدند
شيراز ـ خبرنگار «ايران»: مراسم معرفى و تحليف اعضاى جديد هيأت منصفه مطبوعات استان فارس با حضور اعضا و مستشاران دادگاه كيفرى استان، سرپرست دادگاه هاى تجديدنظر و رئيس كل دادگسترى فارس برگزار شد. در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين محمد رضايى، حجت الاسلام والمسلمين محمد مهدى جاويد، دكتر محمدعلى خورسنديان، دكتر محمدهادى صادقى، دكتر سيدسعيد زاهد زاهدانى، دكتر محمدرضا بذرگر، دكتر غلامرضا كافى، دكتر محمدجواد زيبايى نژاد، حسين واحدى پور، سيدابراهيم حسينى، امير رئوف، سيدابراهيم هاشمى، فاطمه متقى و زينب كارگر به عنوان اعضاى جديد هيأت منصفه مطبوعات استان فارس معرفى شدند. رئيس كل دادگسترى استان فارس در اين مراسم با اشاره به سابقه ديرين فعاليت هاى مطبوعاتى در استان، گفت: با وجود شمار فراوان نشريات و فعاليت چشمگير رسانه ها در فارس در سال هاى اخير كم ترين اقدام خلاف قانون در اين عرصه مشاهده نشده و فعالان مطبوعاتى همواره حركتى متعادل و وزين داشته اند. احمد سياوش پور يادآور شد: در سال ۸۴ براى نخستين بار دركشور به ابتكار فارس، شوراى حل اختلاف ويژه مطبوعات در استان راه اندازى شده كه با وجود اين شورا، بسيارى از مسائل و اختلافات مطبوعاتى از همان ابتداى طرح حل و فصل مى شود. وى افزود: در ۲ سال گذشته، پاره اى مشكلات جزيى در رابطه با مطبوعات استان مطرح شد، اما به دليل كم اهميت بودن موضوع، در مراحل اوليه منجر به تصميم گيرى شد و ضرورتى براى تشكيل جلسه رسمى هيأت منصفه مطبوعات به وجود نيامد كه اين امر براى استان فارس، مايه افتخار و مباهات است. سياوش پور با تأكيد بر نقش مؤثر رسانه ها در تقويت پايه هاى فرهنگى و ايجاد روحيه نشاط و اميد در جامعه خاطرنشان كرد: بسيارى از اختلاف هاى اجتماعى كه منجر به تشكيل پرونده هاى قضايى مى شود ناشى از ضعف فرهنگى افراد است كه رسانه ها مى توانند در فرهنگ سازى جامعه نقش مهمى ايفا كنند. وى از مطبوعات خواست با توجه به در پيش رو بودن انتخابات مجلس هشتم، بافراهم كردن فضاى رقابتى سالم براى تمام افراد و احزاب و برگزارى انتخاباتى پرشور، در انعكاس مقاله ها، نوشتارها و تبليغات انتخاباتى، حساسيت ويژه اى به خرج دهند و به گونه اى عمل كنند كه مورد اعتراض گروه ها و شخصيت هاى مختلف قرار نگيرند. گفتنى است، اعضاى هيأت منصفه مطبوعات در استان ها از سوى يك شوراى ۵ نفره متشكل از مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامى، امام جمعه مركز استان يا نماينده وى، رئيس سازمان تبليغات اسلامى، رئيس شوراى اسلامى شهر مركز استان و رئيس كل دادگسترى انتخاب مى شوند و پس از تأييد قوه قضاييه به مدت ۲ سال به عنوان عضو هيأت منصفه منصوب مى شوند.
|
|
|
|
|
در محدوده اى به وسعت ۵۴ هكتار صورت گرفت
تمرين يگان دريابانى گلستان در آب هاى خزر
|
|
|
در اين تمرين، دريابانى انتظامى استان گلستان ضمن كنترل دقيق و برگزارى نظم و امنيت در دريا، از ورود و خروج كالاى قاچاق جلوگيرى كرد گرگان - خبرنگار «ايران»: تمرين مرزبانان نيروى دريايى انتظامى استان گلستان در محدوده آب هاى درياى خزر اين استان در ۵۴ كيلومتر مربع وسعت با هدف به نمايش درآوردن قدرت نيروى انتظامى حفظ و حراست از مرزهاى آبى اين منطقه از كشور به اجر درآمد. سرهنگ ابراهيم كريمى، فرماندهى نيروى انتظامى استان گلستان همزمان با اجراى مانور ۲ روزه اظهار داشت: فرماندهى انتظامى استان، با به كارگيرى تمام امكانات تمرين دريابانى را در محدوده استحفاظى استان به اجرا درآورد. سرهنگ كريمى، هدف از اجراى اين تمرين را حفظ و ارتقاى توان و آمادگى رزمى يگان هاى دريابانى استان، ارزيابى آموزش هاى يگان هاى اجرايى و بالا بردن سطح آموزش و كسب تجربه عنوان كرد. وى، ارزيابى توان طرح ريزى و هدايت نيرو، استفاده از سامانه هاى الكترونيكى براى هدايت عمليات و به نمايش درآوردن اقتدار دريابانى در آب هاى درياى خزر تحت حاكميت جمهورى اسلامى را از ديگر اهداف تمرين دانست. فرمانده انتظامى استان گلستان اعلام كرد: در اين تمرين، دريابانى انتظامى استان گلستان مأموريت داشت ضمن كنترل دقيق و برگزارى نظم و امنيت در دريا، از ورود و خروج كالاى قاچاق، ورود افراد غيرمجاز و صيدماهيان قاچاق جلوگيرى كند. وى درباره امكانات موجود در سطح آب هاى استان گفت: در حال حاضر با استقرار پايگاه دريابانى كه به طور مستقل ۲ هفته قبل گشايش يافت ناوچه ها و گلف هاى بيشترى در اختيار يگان استان قرار گرفته است.سرهنگ كريمى تصريح كرد: قرار است ناوچه هاى جديد ديگرى به يگان دريايى استان اضافه شود كه در اين صورت انجام مأموريت ها در درياى خزر بهتر از گذشته انجام خواهد شد. فتح الله نورى، معاون سياسى استاندار گلستان نيز در منطقه برگزارى مانور گفت: بايد تسلط لازم در محدوده آبى، خاكى و مرزى استان را دارا باشيم به همين خاطر يگان دريابانى در استان گلستان از پارسال شكل گرفته است. نورى با اشاره به تهيه شدن طرح جامع امنيت مرز تصريح كرد: در قالب اين طرح استعدادهاى لازم در حوزه حفاظت از مرزهاى آبى و خاكى عمليات خواهد شد. ساماندهى شناورها و اعزام آنها به مأموريت هاى فرضى، پست هاى بازرسى گشت هاى شبانه براى برقرارى امنيت در مرزهاى داخلى، عمليات پدافند در تمام پاسگاه ها و پايگاه هاى دريابانى كنترل مرز، تجسس، نجات و امداد دريايى، ره گيرى اهداف به وسيله سايت رادارى، طرح مبارزه با قاچاق آبزيان، مبارزه با سرقت هاى احتمالى و برخورد با جرايم مشكوك در اين تمرين ۵ مرحله اى به اجرا درآمد. اين تمرين براى دومين بار از پارسال در محدوده آب هاى استان گلستان برگزار شد.
|
|
|
|
|
با به كارگيرى سامانه اطلاعات جغرافيايى و ماهواره اى آغاز شد
تدوين اطلاعات جغرافيايى و ماهواره اى منابع آب خراسان شمالى
|
|
|
بجنورد- بابك بهادرى: براى تحقق يكى از برنامه هاى بنيادى آمايش سرزمين در خراسان شمالى كارگروه سامانه اطلاعات جغرافيايى منابع آب اين استان تشكيل و تدوين اطلاعات مكانى و ماهواره اى استان آغاز شد. در آمايش سرزمين كه امروزه به عنوان يكى از نيازهاى زيربنايى مطالعات راهبردى كشور مطرح است، سامانه اطلاعات مكانى موسوم به GIS به دليل اين كه علاوه بر اطلاعات دقيق مكانى، امكاناتى چون انتخاب گزينه ها، شبيه سازى و مدل سازى را در اختيار برنامه ريزان طرح هاى راهبردى قرار مى دهد، بسيار مهم و يكى از بهترين ابزارهاى برنامه ريزى طرح هاى ساختارى ـ راهبردى است. اين مهم را مى توان در قابليت و توانمندى اين سامانه در زمينه مديريت داده هاى مكانى و مهم تر از آن در پشتيبانى تصميم گيرى هاى مكانى جست وجو كرد. مديرعامل شركت آب منطقه اى خراسان شمالى در نشست آغاز به كار كارگروه سامانه اطلاعات جغرافيايى منابع آب استان گفت: مهم ترين وظيفه كارگروه GIS (سامانه اطلاعات جغرافيايى) شركت و تدوين اطلاعات جغرافيايى و ماهواره اى منابع آب استان است. مهندس محمد علايى هدف از تشكيل آن را پايه گذارى سامانه اطلاعات جغرافيايى اين شركت، ايجاد هماهنگى و تقويت همكارى ميان بخش هاى مختلف عضو كارگروه براى ايجاد و استفاده از سامانه هاى اطلاعات زمين مرجع، پيشگيرى و حذف دوباره كارى ها در زمينه اطلاعات جغرافيايى، تبادل تجربه و مشاوره در زمينه هاى مشترك در زمينه GIS و ترويج و ارتقاى فرهنگ توليد دانش و استفاده از اين سامانه اعلام كرد. رئيس اين كارگروه، افزود: مهم ترين وظايف اعضاى اين كارگروه تعيين نقشه هاى پايه براى سامانه اطلاعات جغرافيايى آب و طرح هاى مديريت اين منابع، تعيين عوارض و طبقه بندى آنها، تعيين كميت و كيفيت اطلاعات و توصيف عوارض و تعيين بخش توليد كننده و ارائه دهنده آن، به كارگيرى استانداردهاى مصوب كارگروه و شوراى ملى سامانه اطلاعات جغرافيايى، تصميم گيرى درباره زمان هاى به روز كردن نقشه ها و نحوه برقرارى ارتباط ميان سامانه هاى موجود اطلاعات جغرافيايى براى تبادل اطلاعات و هماهنگى بيشتر ميان آنها است. * سامانه اطلاعات جغرافيايى چيست واژه GIS مخفف عبارت Geographic Information System است كه در زبان فارسى سامانه اطلاعات جغرافيايى معنا مى گيرد. اين سامانه براى ذخيره، نگهدارى، مديريت و تجزيه و تحليل اطلاعات جغرافيايى براى كار همزمان با داده هايى كه وابستگى مكانى و توصيفى دارند طراحى شده است. داده هاى جغرافيايى اين سامانه، اشياى دنياى واقعى را از زاويه هاى مختلف نظير موقعيت، ويژگى ها و روابط مكان شناختى آنها با يكديگر توصيف مى كند. براى بهره گيرى درست از توانمندى هاى اين سامانه در مرحله نخست بايد درك صحيحى از اين سامانه و ساختار اطلاعات آن وجود داشته باشد. براى استفاده از آخرين نرم افزارهاى مناسب سامانه اطلاعات جغرافيايى بايد يك رايانه مناسب شامل سخت افزارهاى مفيد در دسترس باشد. سامانه اطلاعات جغرافيايى بر خلاف روش هاى سنتى، داده هاى جمع آورى شده را به شكل رقومى ذخيره كرده و با استفاده از روش هاى متنوع، داده هاى حاصل از منابع متفاوت را شامل نقشه هاى موجود، داده هاى مربوط به عمليات پيمايش زمينى، داده هاى فتوگرامترى و سنجش از دور تركيب مى كند. سرعت پردازش داده ها در محيط سامانه اطلاعات جغرافيايى با استفاده از قابليت رايانه ها افزايش يافته و از اين طريق امكان تحليل هاى بيشمارى كه نمى توان آنها را با روش هاى ديگر انجام داد ايجاد مى شود. * تاريخچه سامانه و نقش اطلاعات ماهواره اى ايده سامانه هاى اطلاعات جغرافيايى موسوم به GIS در اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى براى نخستين بار در كانادا مطرح شد و سپس طرفداران زيادى يافت. اين بحث يك دهه بعد شهرت جهانى يافت و از همان دهه در كشورهاى توسعه يافته به عنوان ابزارى قدرتمند در تجزيه و تحليل مسائل مكانى در رشته هاى مختلف مورد استفاده قرار گرفت. امروزه بيشتر كشورها اقدام به ايجاد سامانه هاى اطلاعات جغرافيايى ملى و فراگير كرده اند تا اطلاعات و داده هاى گرانبهايى را در اختيار مديران و برنامه ريزان قرار داده و از دوباره كارى در جمع آورى داده ها و رقومى كردن نقشه ها جلوگيرى كنند. اطلاعات ماهواره اى در سامانه اطلاعات جغرافيايى نقشى بنيادى دارد. استفاده از فناورى تصويربردارى لحظه به لحظه از سوى ماهواره ها در دنيا گستره بسيار وسيعى يافته است. تصاوير گرفته شده، از سوى اين وسايل ارتباط فضايى همانقدر كه براى نيروهاى نظامى و امنيتى اهميت دارد در زمينه هاى كشاورزى، معدن و مديريت منابع آب نيز كاربرد حياتى دارد. ماهواره سينا ـ يك نخستين ماهواره اى است كه از سوى ايران براى ارسال لحظه به لحظه تصاوير دقيق از نقاط مختلف كشور در پاييز ۱۳۸۴ به فضا پرتاب شد و اكنون ايستگاه سپهر، تصاوير ماهواره اى را به صورت لحظه اى دريافت مى كند. عكس ها و نقشه هاى ماهواره اى كه با استفاده از ايستگاه سپهر به روز شده، مى توان در كشاورزى، بررسى مكانى بلاياى طبيعى و حوادث پيش بينى نشده، طراحى شبكه هاى حمل و نقل، مطالعات شهرى، بازنگرى نقشه ها، زمين شناسى، حفاظت از جنگل ها و مراتع، پيش بينى وضع هوا، اقليم شناسى، سنجش آلودگى هوا، آب و خاك و همچنين مديريت منابع آب استفاده كرد. دبير كارگروه سامانه اطلاعات جغرافيايى منابع آب خراسان شمالى در اين زمينه مى گويد: تهيه شناسنامه منابع آب و طرح ها و پروژه هاى مديريت اين منابع در استان به همراه مختصات دقيق جغرافيايى و اطلاعات جامع مربوط، تهيه آخرين نقشه ها و عكس هاى ماهواره اى مناطق مربوط به هر پروژه و طرح و رايانه اى كردن اين نقشه ها از برنامه هاى ميان مدت اين كارگروه است. مهندس انسيه فشايى، اعلام كرد: تهيه مدل رياضى از طرح ها و پروژه هاى انجام شده مديريت منابع آب استان براى بررسى رفتار آن در زمان انجام طرح ها و پروژه هاى جديد و همچنين تبديل بايگانى كاغذى نقشه هاى منابع آب استان به آرشيو رايانه اى نيز از اهداف بلند مدت كارگروه سامانه اطلاعات جغرافيايى منابع آب خراسان شمالى است. به گفته وى حجم منابع آب تجديدپذير اين استان ۲ ميليارد و ۴۲۰ ميليون متر مكعب است كه يك ميليارد و ۶۳۰ ميليون متر مكعب از اين مقدار آب هاى سطحى و بقيه آب هاى زيرزمينى است.
|
|
|
|
|
ايجاد شهرك هاى اقمارى، راهكار جديد حل مشكل مسكن
|
|
|
خرم آباد - خبرنگار «ايران»: براى حل مشكل كمبود مسكن، طرح ساخت شهرك هاى اقمارى در مسافت هاى ۲ تا ۱۰ كيلومترى شهرها به اجرا درمى آيد. مهندس سعيدى كيا وزير مسكن و شهرسازى در جلسه كارگروه مسكن و شهرسازى استان لرستان گفت: درحال حاضر ۳/۵ ميليون واحد مسكونى نسبت به تعداد خانوارها در كشور كم داريم و اين درحالى است كه سالانه بيش از ۸۰۰ هزار ازدواج جديد در كشور انجام مى شود. وى با بيان اين كه وام مسكن در شهرها ۱۵ ميليون و در روستاها ۶/۵ مييون تومان است، گفت: حدود نيمى از مسكن مورد نياز كشور مربوط به روستاهاست كه بايد براى اين مسأله هم برنامه ريزى شود. مهندس حسين صابرى محلاتى استاندار لرستان نيز خواستار تعامل بيشتر با وزارت مسكن و شهرسازى براى ارتقاء ساخت سازه هاى مسكونى و شرايط زندگى مردم شد. وى گفت: بسيارى از خانه ها در لرستان براى زندگى چندان مطلوب نيست. مهندس غلامى رئيس سازمان مسكن و شهرسازى لرستان هم در اين جلسه گفت: در حال حاضر حدود ۹۵ هزار واحد مسكونى جديد در شهرها و روستاها مورد نياز است. وى افزود: جدى ترين مشكل مسكن مربوط به شهر خرم آباد است كه بيشترين متقاضى را داراست. وى نياز به مسكن در روستاهاى استان را نيز قابل توجه ذكر كرد و گفت: سهميه مورد نياز مسكن در روستاها بيش از ۴۵ هزار واحد است كه بايد توسط بخش دولتى و خصوصى ساخته شود.
|
|
|
|
|
برنامه هاى فرهنگى ـ هنرى
\ كاشان ـ در آستانه هفته حج، نمايشگاه زمزمه يار در كاشان برپا شد. اين نمايشگاه عكس ها و تصاويرى از مراسم حج به نمايش گذاشته شده است در حاشيه اين نمايشگاه با هدف فرهنگ سازى اعمال حج ابراهيمى و آموزش مناسك حج در ميدان ۱۵ خرداد برپاست. در اين نمايشگاه عكس ها و تصاويرى از مناسك حجم به نمايش گذاشته شده است در حاشيه اين نمايشگاه جنگ شاد معنوى در وادى عشق و مسابقه شعر خاطره نويسى درباره سفرهاى زيارتى نيز برگزار مى شود. \ نيشابور ـ نمايشگاه عكس محمدرضا چايفروش در محل نگارخانه دانشكده هنر نيشابور برپا شد. در اين نمايشگاه ۳۰ تابلو عكاسى در ابعاد ۳۰ در ۴۰ سانتيمتر با موضوع اجتماعى و گردشگرى در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفته است. آثار اين هنرمند برجسته در نمايشگاه هاى داخلى و خارجى در معرض نمايش قرار داده شده است. \ قزوين ـ نمايشگاه آثار خوشنويسى امير احمد فلسفى، احمد بيدچى، حيدر موسوى، على آقاحسينى و هومان بابا اولادى در خانه فرهنگ اميركبير گشايش يافته. موضوع آثار به نمايش گذاشته دراين نمايشگاه، متون دينى و مذهبى است.
|
|
|
|