يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۸
Sun, Nov 18, 2007
خانواده
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
خانواده
حواسمان به پدر خانواده هم باشد
حواسمان به پدر خانواده هم باشد
پدران پركار، كم خواب
كم حوصله و زودرنج
] فريبا دارخال[

ازنگاه جامعه، مرد وظيفه پوشش هزينه هاى زندگى را دارد. هرچند درجوامع مدرن زن هم دراين امر مشاركت دارد ولى « مادر بودن» همچنان وظيفه مهم اوست. با شروع دوران تأهل مرد به عشق يك زندگى ايده آل تمام تلاش خود را مصروف اين امر مى كند و با آمدن بچه به زندگى، مخارج ودرگيرى مرد هم بيشتر مى شود. با رشد كودك، زمان براى سروكله زدن با بچه هم كم مى شود به طورى كه حتى مرد خانواده نمى تواند روزى يك ساعت با بچه خوش و بش كند. البته نمى خواهيم درباره روابط خانوادگى و چگونگى رابطه فرزند و پدر بحث كنيم، بلكه فقط به چند نكته كوچك اشاره مى شود كه تصور مى رود اغلب پدران با آن درگير هستند. آنها هر روز صبح از منزل بيرون رفته وشب ها با ذهنى خسته و تنى رنجور به خانه باز مى گردند، حال چه برسر آنها در محيط كارآمده، بماند. بچه به علت كم ديدن پدر و شور و شوقى كه از ديدن او پديد مى آيد از سرو كول پدر بالا مى رود. در وهله اول همه چيز آرام است. پدر با محبت جواب كودك را مى دهد ولى يواش يواش خستگى مفرط حاكم براو خلق و خوى او را تنگ كرده و به مقابله با كودك مى پردازد. پدر با خوردن شام به استقبال زمان استراحت مى رود كه شايد تماشاى يك فيلم سينمايى يا يك مسابقه فوتبال يا مطالعه باشد و اين يعنى تنها دلخوشى ۲۴ ساعته پدر. ولى نمى شود. چرا بچه از يك طرف توقع بازى دارد، زن هم اتفاقاتى كه درطول روز افتاده را بايد بازگو كند. مرد حوصله ندارد، خسته است و مى خواهد آنطور كه دوست دارد به وقت استراحتش كه تا خوابيدن مانده سروسامانى بدهد. ولى نمى شود. مشكل كجاست بايد قبول كنيم خود ما مقصر هستيم كه اين گونه خودمان را عادت داده ايم. خود را درچنبره اى از اقساط مختلف گرفتار كرده ايم تا زندگى ما هم رنگ و لعابى بگيرد. غافل از اين كه اين ما هستيم كه داريم از دست مى رويم. اگر تفريحى مثل رفتن به استخر و فوتبال براى خود بخواهيم، به علت اين كه خرج و مخارج را نمى توانيم بپوشانيم، از انجام آن صرف نظر مى كنيم. به عبارتى خود را آلوده و معتاد به كار و اضافه كار كرده ايم. از خود غافل شده ايم. پدرها به معناى واقعى درگيرى هاى ذهنى فوق العاده اى دارند؛ شهريه مدرسه، هزينه خوردو خوراك، پوشاك، اجاره و اقساط مختلف. آنها ديگر به جسم و روح خود فكر نمى كنند. آنها حتى روزهاى تعطيل هم كار مى كنند واز كمبود وقت در عذابند . اغلب آنان تبديل به پدرانى كم خواب، كم حوصله و زودرنج شده اند. حال از اين پدر توقع داريم با بچه خوش رفتارى كند. واقعاً آستانه تحمل چقدر است يك پدر كى مى تواند ساعتى براى خودش باشد، به آن چيزى كه دوست دارد بپردازد و فيلم مورد علاقه اش را تماشا كند رعايت نكردن حريم شخصى حتى در زندگى زناشويى هم ديده مى شود و بعضى اوقات اين موضوع، موجب رنجش طرفين مى شود. نيازى به مشاوره خانواده، روانشناس و شيوه هاى نوين ارتباطى نيست. كافى است كمى درك متقابل داشته باشيم. بدانيم هركس در هر شرايطى وظايفى دارد كه بعد از انجام آن، به تفريح و آرامش روح و جسم نيازمند است. اجازه دهيد پدرها هم براى خود اوقاتى داشته باشند، ساعاتى درهفته به فعاليت مورد علاقه شان مشغول شوند و آرامش ازدست رفته خود را دوباره بازيابند. اجازه دهيد آنها هم درخانه براى خود حريمى داشته باشند. اگر تماشاى يك بازى فوتبال براى او جوابى به خواسته اش است اين امكان را به او بدهيم. به كودكان ياد بدهيم چگونه با پدرى خسته برخورد كنند. بايد زن خانه با مديريت مطلوب خود فرصتى را براى مردخانه پديد آورد تا او خود را اين همه گرفتار نبيند. ايجاد يك محيط آرام درخانه علاوه بر مؤثر بودن در رشد كودك، فرصتى براى ديگر اعضاى خانواده پديد مى آورد تا با استراحت كافى و آرامش در رفع مشكلات زندگى مشاركت بيشترى داشته باشند.
مى توان كودكان را «فيلسوف» بار آورد
328662.jpg
] صابر محمدى[

كارشناسان تعليم و تربيت بر اين باورند كه آشنا سازى كودك با مفاهيم فلسفى مى تواند علاوه بر تأثيرات مثبت گفتارى و شنيدارى بر كودكان، اجتماعى شدن آنها را تسريع و مهم تر از همه تفكر كودكان را تقويت كند.
مفاهيم فلسفى بخصوص در قالب داستان كه داراى تأثير بيشترى است مى تواند جرقه هايى در ذهن كودكان ايجاد كند كه روشنى آن تا سال ها در زندگى آينده آنها باقى بماند.
پروفسور ماتيو ليپمن (matthew Lipman) حدود سى سال پيش برنامه فلسفه براى كودكان را مطرح كرد. او عقيده دارد كه چنانچه ذهن كودك را درگير مباحث فلسفى كنيم مى توانيم نحوه تفكر او را رشد دهيم. ليپمن معتقد بود كه اگر كنجكاوى طبيعى كودكان و ميل آنان به دانستن درباره جهان را به فلسفه مرتبط كنيم مى توانيم كودكان را به متفكرينى تبديل كنيم كه بيش از پيش نقاد، انتقاد پذير و مؤثر باشند. تقريباً در ۳۰ كشور جهان برنامه آموزش فلسفه به كودكان در حال انجام است و اين در حالى است كه در كشور ما سخن از آموزش فلسفه در مقطع ابتدايى هنوز امرى بديع و تازه مى نمايد. لذا به نظر مى رسد كه براى انجام هر چند آزمايشى اين طرح در جامعه ما راه نسبتاً درازى در پيش داريم.
* نياز به فلسفه
نياز به فلسفه از اصلى ترين نياز روحى انسان، يعنى نياز به دانستن و فهميدن برخاسته است. نياز به دانستن و فهميدن يك نياز هميشگى است. چنان كه مى بينيم كودكان همواره مى خواهند چگونگى، چرايى و چيستى همه چيز را بفهمند. به همين علت ارسطو گفته است: فلسفه با شگفتى و حيرت در برابر جهان آغاز شد.
تاريخ نيز به ما نشان مى دهد كه از نخستين دوران زندگى بشر بر زمين، عميق ترين پرسش ها و مسائل فلسفى مطرح شد مانند اين سؤال ها: «چه چيزى موجب شد باران ببارد و علف رشد كند » و «بعد از مرگ چه اتفاقى مى افتد » اساساً بايد توجه داشت كه براى يافتن جواب اين گونه سؤالات فلسفى بود كه اسطوره ها و مراسم آئينى شكل گرفت.
بنابر اين هر انسانى به نوعى فيلسوف و تحت تأثير فلسفه است؛ چرا كه زندگى خود را هر چند ناخود آگاه بر اساس جواب هايى كه به اين سؤالات بنيادين مى دهد، بنا مى نهد. نياز ديگر ما به فلسفه آن است كه همه ما انسان ها همواره مجبوريم براى عمل كردن تصميم بگيريم. اساساً زندگى بدون انتخاب، محال است. به همين خاطر نياز اساسى داريم كه بدانيم چگونه و چرا چيزى را انتخاب مى كنيم و اصولاً در هر موضوعى چه راهى را بايد انتخاب كنيم. هرگاه مى كوشيم تا دريابيم كه جهان چيست؛ آن گاه كه در تكاپوييم تا جهان را شرح و توصيف كنيم، در پى آنيم كه معنا و مقصود جهان را دريابيم.
پس مى توان گفت كه در انسان گرايشى نيرومند براى يافتن معناى زندگى و جهان وجود دارد و فيلسوف كسى است كه فعاليت هايش نيز همسو با اين نياز است.
* فلسفه براى كودكان
برنامه فلسفه براى كودكان از سوى ليپمن و همكارانش مطرح شد. اين برنامه در پى آن است كه تفكر فلسفى را در كودكان فراهم آورد. ليپمن و همكاران او ادعا مى كنند كه تفكر فلسفى به معنى صرف تفكر و استدلال نيست بلكه مستلزم تفكر درباره تفكر است. ليپمن با در نظر گرفتن خصايص تفكر فلسفى، در واقع، محورهاى اصلى آموختن فلسفه به كودكان را براى خود مشخص كرده است. اگر كودكان بياموزند كه به بررسى سازوكار افكار بپردازند، تناظر آنها را با شواهد جست وجو كنند، مفروضات آنها را بكاوند، در پى جايگزين كردن مفروضات بديل و سنجيدن تأثير آنها باشند و روابط آنها را با فعاليت هاى روزمره بررسى كنند، تفكر فلسفى را هر چند در سطوح پائين آن آموخته اند. ليپمن و همكارانش با مرورى بر تاريخ انديشه هاى فلسفى، مسائل مهمى را كه مورد بحث فيلسوفان بود، مشخص كرده اند تا جريان تفكر كودكان را در رويارويى با اين مسائل قرار دهند. نمونه اين مسائل عبارتند از صدق يا حقيقت، خير، واقعيت، ماهيت ذهن، آزادى، قواعد اخلاقى و اجتماعى، حقوق فردى و اجتماعى و زيبايى. نكته قابل توجه در اين روش اين است كه در كلاس بايد نگرش فسلفى ايجاد كنيم. آموزگار بايد كودكان را شگفت زده كند. چرا كه شگفتى و حيرت آغاز فلسفه ورزى است. براى مثال مى توان پرسيد چرا آسمان آبى است
فلسفه براى كودكان به دنبال جريانى است كه پرسيدن را به كودكان آموزش مى دهد. گفته شده كه اگر بزرگسالان مى خواهند فيلسوف شوند بايد كمى كودك شوند. آنچه در آموزش فلسفه براى كودكان مطرح است فلسفه اى است كه جريان پرسيدن را به كودكان آموزش مى دهد.
اگر كودك درست فكر و تصميم گيرى كند در آينده خود به يك انسان نيك سرشت تبديل مى شود. فرهنگ اسلامى انسان را نسبت به خود و كل بشريت مسئول توصيف كرده است. اسلام به انسان به ديد موجود گناهكار نگاه نمى كند، بلكه وى را اشرف مخلوقات توصيف كرده و مسئوليت پذير مى داند. «ناجى» محقق و عضو اصلى گروه «فلسفه براى كودكان و نوجوانان» در ايران است كه عقيده دارد: اگر فلسفه به دو معنا به كار برود، فلسفه در معناى اول نظام هاى فلسفى است كه از ۳-۲ هزار سال پيش جمع شده و در معناى دوم جست وجوى حقيقت و فلسفيدن، به فلسفه پرداختن، فكر كردن، توجه كردن و تمييز قائل شدن را به همراه دارد. وى تأكيد مى كند كه اسلام تنها دينى است كه انسان را به قضاوت و مسئوليت پذيرى سفارش كرده است.
البته تا زمانى كه جامعه، معلمان، مسئولان و والدين به ضرورت اين مبحث پى نبرند اجرا كردن آن چندان مفيد نخواهد بود.
* فلسفه با كودكان
«فيليپ كم» از رويكردى به نام فلسفه با كودكان در مقابل رويكرد ماتيو ليپمن، يعنى فلسفه براى كودكان استفاده مى كند. فيليپ كم استاد فلسفه از دانشگاه نيووست ويلز، آغاز به نوشتن برنامه اى تازه براى دانش آموزان كمتر از ۱۰ سال كرده است. او مى گويد: به طور اساسى هدف اين برنامه بر اين اصل استوار است كه كودكان بتوانند به پرس و جو بپردازند، فكر كنند و در زندگى اهل تفكر باشند. حكمت سنتى فلسفه مى گويد كودكان نمى توانند تا سن ۱۲ سالگى فرآيندهاى پيچيده اخلاق را درك كنند. «كم» با اين ايده مخالف است. روش آموزش فلسفه وى از سال هاى ابتدايى مدرسه آغاز مى شود كه كودكان به آموختن بررسى علت هاى احساسات و افكارشان مى پردازند. يكى از اشتباهات ما در تدريس ارزش ها اين است كه براى بزرگسالان ارزش ها به مثابه نوعى قانون است و آنها اين قوانين را به كودكان تلقين مى كنند. در آموزش فلسفه، كارى كه كودكان انجام مى دهند اين است كه ياد مى گيرند براى يادگيرى خود و به ايده و عقايد خود ارزش بگذارند و براى يكديگر به عنوان اعضاى يك جامعه ارزش قائل شوند. كودكان دائم در باره منصف بودن، حق بودن و خوب بودن مسائل سؤال مى كنند. آنها فعالانه به نوعى درگير فرآيندهاى اخلاق هستند و رفته رفته اين ابزارها براى تفكر بيشتر و بهتر، به آنها شناسانده مى شود.
* تأثير فلسفه بر كودكان
با فلسفه مى توان به پاسخگويى به حس كنجكاوى طبيعى كودكان پرداخت. فلسفه مى تواند در ميدان عمل هم اهميت داشته باشد، علاوه بر ارضاى حس كنجكاوى كودكان، كودكان را درگير جست وجوى معنا كرده و فهم آن را وسيعتر و عميق تر كند. فلسفه مهارت هاى تفكر و استدلال را در كودكان تقويت مى كند و موجب اعتماد به نفس آنان مى شود. فلسفه به كودكان كمك مى كند تا در زندگى روزمره بتوانند از قضاوت هاى صحيح ترى بهره مند شوند. مهارت ها و توانايى هاى ديگرى هم در پرتو اجراى برنامه آموزش فلسفه به كودكان در آنان ايجاد مى شود كه مهارت خواندن براى فهميدن، جست وجوى مسأله، فهم قضاوت ها و احكامى كه صادر مى شود، سؤال كردن، خوددارى از مغالطه ها، انسجام فكرى پيدا كردن، مشاهده تناسب ها، ارتباط برقرار كردن بين امور مورد مطالعه، تمركز پيدا كردن روى مسأله مورد بحث و طبقه بندى كردن از آن جمله است. همچنين ارائه دلايل فرموله كردن معيارها و استفاده از آنها، نگاه كردن به امور از منظر وسيع تر، استفاده از مثال ها، تحليل جملات و عبارات، مطالعه و ادراك پيش فرض ها، ساخت و ارائه توصيف ها و پيش تبيين ها، كشف جانشين ها، دريافت دلالت ها، تعميم دادن، گوش دادن فعال، سعه صدر، بى طرف بودن و مشاركت در ايده ها و تفكرات از مهارت هاى مورد انتظار از آموزش فلسفه است. از جمله اين توانايى ها مى توان به اين موارد نيز اشاره كرد. مسائل را از ديد ديگران ديدن (خود را به جاى ديگران گذاشتن) احترام گذاشتن به ديگران، (نه فقط به عنوان امرى اخلاقى بلكه به عنوان اصلى ضرورى در راستاى كشف حقيقت و مشاركت در جريان حقيقت خواهى)، شجاعت فكرى پيدا كردن و بازنگرى در خود و اصلاح خويش. تمام اين مهارت ها در گرو يادگيرى تفكر فلسفى است.
به نظر مى رسد از جمله وظايف مهم دست اندركاران و برنامه ريزان آموزشى و پرورشى كشور تأكيد بر تفكر انتقادى و براساس آن، اصلاح ساختار نظام آموزشى است، چرا كه تحقق بسيارى از اهداف عاليه تعليم و تربيت در گرو پرورش ذهن هاى خلاق، تفكر فلسفى و فراگيرى شيوه هاى صحيح استدلال است. تحقق نقش توليدى مدارس و نهادهاى آموزشى در حيطه دانش، توسعه دانش بشرى- كه مستلزم درگير شدن فراگيران در جريان كشف منطق علوم و منطق تحولات علمى است- و پرورش روح تعهد و مسئوليت پذيرى مستلزم موفقيت در پرورش نسل فكور و خلاق است. همچنين داشتن درك عميق از ارزش هاى هنر و لذت بردن از آنها مستلزم داشتن فهم صحيح از اخلاق و ارزش هاى صحيح است. همان طور كه بسيارى از صاحبنظران متذكر شده اند، مدارس فعلى ما برنامه هاى لازم براى آموزش تفكر فلسفى و انتقادى و آموزش نحوه صحيح استدلال را ندارند. نظام فعلى آموزش و پرورش كشور ما بسيار بيش از نظام هاى آموزشى ممالك غربى از اين نقصان در رنج است. آنچه كه نگرانى را افزون مى كند، نبود دور نماى اميدوار كننده است. تأكيد بر حجم روز افزون اطلاعات در مدارس فرصتى براى تأمل و تفكر درباره محتواى آن اطلاعات باقى نمى گذارد. لذا پيش بينى مى شود ما همچنان مصرف كننده توليدات علمى ممالك ديگر باقى بمانيم. اين در حالى است كه اصلى ترين سرمايه مادى، نفت در حال اتمام است و در دنياى رقابت جز با داشتن سرمايه دانش و دانشمندان نمى توان انتظار موفقيت داشت.
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم ‎/ هر ملتى كه مردم صاحب قلم نداشت
خوشبختانه نظام تعليم و تربيت اسلامى با اين ايده آشناست و آموزش نحوه تفكر صحيح به كودكان جزيى از نظام آموزشى و تربيتى اسلام محسوب مى شود. حال با داشتن اين زمينه ها و بر حسب ضرورت ها و نياز هاى زمان بجاست كه براى اصلاح نظام آموزشى با تأكيد بر محوريت تفكر انتقادى و فلسفى اقدام شود.


منابع:
۱- صفايى مقدم، مسعود. برنامه آموزش فلسفه به كودكان، فصل نامه علمى پژوهشى دانشگاه الزهرا، سال هشتم، شماره ،۲۶ ،۲۷ ۱۳۷۷ ص۱۶۱ و ۱۶۲
۲- ناجى، سعيد. فلسفه براى كودكان و نوجوانان، قم، فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره ،۱۳۸۳ ۴۰ ص،۱۱۶ ۱۱۷
۳- فيليپ كم. داستان هاى فكرى (۱)، (كند و كاوى فلسفى براى كودكان) ترجمه باقرى، احسانه، تهران، انتشارات امير كبير، ،۱۳۸۴ صص،۶ ،۷ ۵۲
۴- منبع اينترنتى:
www.daneshnameh.roshd.ir
«گرسنگى احمقانه» در كمين دختران
328635.jpg
] هليا خرم[

فرزندم اشتها ندارد. اين جمله را حتماً بارهاو بارها از زبان مادرى كه نگران رشد فرزندش است. شنيده ايد. متأسفانه حق بامادران است. تحقيقات نشان مى دهد كه سن اختلالات تغذيه، بى اشتهايى، كم غذايى و كم اشتهايى، در كودكان پائين آمده است. اين مسأله اى است كه والدين را بشدت نگران كرده است. ما در اينجا پيشنهادات دكتر «راسلر» متخصص تغذيه و محقق دراين زمينه را ارائه مى دهيم.
دكتر «راسلر» مى گويد هيچ زمانى براى اين كه بفهميد فرزندتان، در زمينه تغذيه، خوراك و رشدش با مشكلى مواجه است، دير نيست. حتى ممكن است چنين مشكلاتى از زمان تولد نوزاد وجود داشته باشد. ما وقتى تحقيقات خود را از افراد سنين ۲۰ تا ۳۰ سال شروع كرديم متوجه شديم در اكثر آنها اين مشكل از زمان كودكى و نوجوانى وجود داشته است. گاهى اوقات ، والدين مقصر اصلى هستند، زيرا متأسفانه در فرهنگ جوامع مختلف، مسأله چاقى بسيار بحث برانگيز مطرح شده است.
والدين سعى دارند مراقب چاق شدن فرزندان خود باشند و گاهى خيلى نامناسب و بدون منطق از خوردن آنها جلوگيرى مى كنند.
والدين بايد راه تعادل مناسب در تغذيه فرزندان را پيدا كنند. در بسيارى از رسانه ها و مجلات پزشكى دنيا در باره پراكنده و نامنظم غذاخوردن كودكان صحبت و از آن به عنوان عامل بسيار مهم چاقى ياد شده است و والدين به منع اين رفتار ترغيب شده اند.
پس ما به والدين توصيه مى كنيم كه در حضور كودكان و نوجوانان زياد از چاقى و اضافه وزن صحبت نكنند. البته بايدمراقب اضافه وزن آنها باشيم. طبيعت بچه ها به گونه اى است كه مستعد بروز چنين رفتارى هستند يعنى از نامنظم و خرد خرد غذا خوردن لذت مى برند. اين خصلت در دختران بيشتر است. اما جالب اين است كه امروزه تعداد پسرانى هم كه به اين شيوه غذا مى خورند بيشتر شده است. گاهى اوقات اين مسأله به ژن هاى افراد مربوط مى شود، اما عوامل ديگرى مانند افسردگى ، خشم و عصبانيت كه در اثر عوامل محيطى و مشكلات خانوادگى به وجود مى آيد نيز موجب بى نظمى و اختلال در تغذيه كودكان مى شود.
جالب است بدانيد پذيرفتن چاقى و اضافه وزن براى كودكان بسيار مشكل است و تصور مى كنند اگر چاق شوند مورد تمسخر دوستانشان واقع مى شوند و اجتماع كودكان پذيراى آنها نخواهد بود. اين زمانى است كه آنها تمام توجه خود را به وزن و سايز بدن خويش معطوف مى كنند و سعى مى كنند هرطور شده آن را كنترل كنند. حال والدين چه بايد بكنند
لازم است كودكان بدانند كه اعتماد به نفس آنها به وزن و يا فرم بدنشان ربطى ندارد. چنانچه فرزند شما از چاقى خود شكايت كرد، نبايد به سرعت با او مخالفت كنيد، بلكه بايد با نشان دادن راه درست به او در كاهش وزن و به دست آوردن اعتماد به نفس كمك كنيد. نبايد دائم از سايز و وزن خود صحبت كنيد، زيرا اين كار باعث ايجاد يك نوع ترس از غذاخوردن در كودكان شما مى شود و اثرات منفى روى آنان برجاى مى گذارد. بهترين راه براى شما و تمامى افراد خانواده اين است كه غذاى سالم بخوريد و سعى كنيد تغذيه اى متعادل داشته باشيد. براى مثال اين نظر كه اصلاً پاستا يا شكر نمى خورم درست نيست.
* ۵پيشنهاد به والدين
۱- از صحبت منفى درباره سايز، وزن يا نحوه خوردن خود در مقابل فرزندانتان پرهيز كنيد.
۲- فرزندان خود را تحت فشار قرار ندهيد كه حتماً بايد بهترين ، كاملترين و يا يك سوپراستار باشند.
۳- به فرزندان خود كمك كنيد تا علايق و مهارت هاى خود را پرورش دهند و بدانندكه مهارت ها و دانش انسان هاست كه موجب افزايش اعتماد به نفس و بزرگى آنها مى شود و فقط نبايد روى ظاهر خود تكيه داشته باشند.
۴- سعى كنيد هنگام صرف غذا محيطى آرام و دوستانه داشته باشيد و از بحث كردن يا جدال سر ميز غذا به شدت پرهيز كنيد. به فرزندان خود اجازه دهيد تا در كمال آرامش غذا بخورند.
۵- سعى كنيد فرزندان خود را خوب بشناسيد و مراقب آنها باشيد، چنانچه علائم عصبى يا افسردگى در آنها مشاهده كرديد، سريع با پزشك مشورت كنيد.
«راسلر» مى گويد چندى پيش خانمى نزد من آمد و گفت كه دخترم به وزن و سايز بدن خود بسيار اهميت مى دهدو هميشه مراقب غذاخوردن اش است ولى من چند وقت است كه متوجه شده ام او بلافاصله پس از غذاخوردن به حمام مى رود. اين كار علت خاصى دارد و من بايد نگران اين مسأله باشم
من بلافاصله پاسخ دادم كه البته. ممكن است دختر شما دچار اختلالات غذايى باشدو به بيمارى «بولى ميا» مبتلا شده باشد. امروزه از هر چهار زن در جهان، يك زن به اين بيمارى مبتلاست.
يعنى اين كه غذا زياد مى خورند اما بلافاصله به حمام و دستشويى مى روند و غذاى خورده شده را استفراغ مى كنند. «بولى ميا» از لحاظ ادبى يعنى «گرسنگى احمقانه» ؛ فرد پس از خوردن غذا به فكر كنترل وزن خود مى افتد و سعى مى كند با استفراغ، يا استفاده از قرص ها و داروهاى ملين و مسهل، ورزش و تحرك بيش از حد اثر غذا را خنثى كند كه اين موضوع بسيار خطرناك است و موجب به هم خوردن تعادل و كم شدن آب بدن مى شود. حمله قلبى يكى از جدى ترين عوارض اين بيمارى است. جنون، تپش قلب و اسپاسم هاى عضلانى از ديگر عوارض اين بيمارى است. متأسفانه اين اختلال اغلب از چشم والدين و دوستان پنهان مى ماند زيرا چنين افرادى حتماً نبايد لاغر يا دچار كمبود وزن باشند تا والدين احساس خطر كنند بنابراين بايد به علائم هشداردهنده آن توجه كرد.
وجود داروهاى ملين و ضديبوست در اتاق فرزندتان، ورزش و تحرك بيش از حد بعد از غذا، علائمى از استفراغ در حمام يا دستشويى، شكايت در باره اضافه وزن يا اظهار احساس گناه هنگام غذاخوردن، تغيير حالات و رفتار و افسردگى از جمله اين علائم است.
حال ببينيم چرا اين بيمارى در بين خانم ها به وجود مى آيد
اكثر كارشناسان معتقدند ديد اجتماع مهم ترين عامل است. دختران و خانم ها فكر مى كنند بايد مثل مدل ها و كسانى كه در مجلات، تلويزيون يا فيلم ها مى بينند باشند و سعى مى كنند تا به آن سايز غيرطبيعى و غيرواقعى كه در مجلات مى بينند برسند؛ بنابراين اختلالات غذايى در آنها رشد پيدا مى كند كه مى تواند براى سلامتى آنها بسيار خطرناك باشد. بنابراين چنانچه والدين مشاهده كردند كه در فرزندانشان علائم اين بيمارى ديده مى شود بايد بلافاصله براى درمان آن اقدام كنند. شايد فرزند شما علاوه بر تغذيه درمانى به روان درمانى و رفتار درمانى نيز نياز داشته باشد. تجويز داروهاى ضدافسردگى مى تواند نخستين اقدام مثبت براى بهتر شدن باشد.
دكتر «ريچمن» كارشناس برجسته پزشكى در مورد اين افراد مى گويد: والدين بايد توجه كافى به خوراك و عادت فرزندان خود درحين غذاخوردن و بعد از آن داشته باشند، زيرا اگر دختر يا پسر شما بيمار باشد، شايد مدت زمان طولانى براى درمان كامل او صرف شود و فرزند شما با مشكل سوءتغذيه ازمدت ها پيش مواجه شده باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |